تبليغاتX
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
کاغذ دیواری Image and video hosting by TinyPic

 

عکس وگزارش از پشت صحنه Image and video hosting by TinyPic

اول از همه باید از لطف پوریا پورسرخ تشکر کنیم که ترتیب این گزارش را داد و هماهنگ کرد تا بتوانیم در یک ظهر  اول پاییزی به لوکیشن فیلم در طبقه پنجم برج میلاد نور در شهرک غرب برویم .وقتی می رسیم گروه در حال استراحت هستند چند دقیقه بعد سروکله پورسرخ پیدا میشود که موهایش را مش کرده اند و انز رنگی در چشم گذاشته است.می گوید اینجا نقش کاملا متفاوت و دیدنی دارد هر چند که حضورش کوتاه است چند دقیقه ای مشغول صحبت هستیم که میبینیم کارگردان خوب و جوان هم به طرفمان می اید و پس از صحبت های اولیه با احترام خاصی اجازه گزارش را می دهند.یکی از مغازه های این طبقه را اماده کرده اند برای گرفتن صحنه های لازم که مخصوص فروش لوازم حرفه ای ورزشی است .با اینکه ظهر است و پاساژ تعطیل می باشد اما حضور مغازه داران شلوغ کرده و هر جا چند نفری ایستاده و تماشا می کنند.بهرام بهرامیان کارگردان مجموعه اغاز حرکت را اعلام می کند و گروه اماده می شوند.نسرین مقانلو هم که در این صحنه حضور دارد از راه می رسد... مارامی شناسد و احوالپرسی گرمی می کند اورا به سرعت گریم می کنند تا صحنه بگیرند. قرار است یک بگو مگوی حسابی بین مقانلو وپورسرخ در بگیرد و این جنجال به بیرون از مغازه هم کشیده شد و تا پله برقی ادامه پیدا می کند.چند باری تمرین می کنند و بعد شروع می شود.اول صحنه را از بیرون میگیرند تانمای پورسرخ گرفته شود.پورسرخ دیالوگهایش را به شیوه ای عصبی و لات گونه ادا می کند..چند نفری هم داخل مغزه هستند که هر کدام بازی کوتاهی دارند.پس از برداشت نهایی جای دوربین را عوض می کنند و این بار از داخل مغازه صحنه های مربوط به مقانلو را می گیرند . مقانلو به شدت دیالوگهایش را طبیعی ادا می کند و انها را طبق فیلمنامه با صدای بلند و فریاد گونه می گوید که همه را شوکه می کند حتی یک بار حین برداشت ها خود مقانلو و پورسرخ از این همه سرو صدا و بگومگو خنده شان می گیرد.تا اماده شدن صحنه بعدی چند دقیقه فرصت هست ..این بار چند نفری از مردمی که تعدادی از انها مغازه داران جوان تشکیل می دهند نقش هنرور را ایفا می کنند که توسط دستیار کارگردان برای صحنه اماده میشوند.مقانلو با چند دختر جوان عکس یادگاری می اندازد و پورسرخ هم مشغول حفظ کردن دیالوگهایش است.

چند نفر از عوامل پشت صحنه چند پارچه سیاه و پرچم اورده اند تا به درو دیوار این محل نصب کنند گویا صحنه های مربوط به سکانس های دیگری از مجموعه را می خواهند بگیرند که یاداور مناسبتی خاص است.بهرامیان در حال توجیه چگونگی انجام صحنه توسط مقانلو و پورسرخ است.او مقانلو را کشان کشان با خود تا دم پله های برقی برده و سپس او را پرت می کند روی پله ها..کاری که تا چند دقیقه دیگر باید پورسرخ انجام بدهد.شروع به فیلمبرداری می کنند...سکانس های طولانی و یکسره ای است که چند هنرور هم در ان بازی دارند...همه را سر جای خود می چینند و دستور شروع داده می شود ..ناشی گری هنرورها ..بازیگران و کارگردان مجموعه و عوامل پشت صحنه را خسته کرده است اما سرانجام پس از چند برداشت رضایت بهرامیان جلب می شود ...دیگر عصر شده و پس از کات همه برای استراحت به طبقه بالا می روند.

 

                                                                                         مجله سینمای امروز

 


 

جلد مجلات و مطلب Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

حمله شدید خانم بازیگر به پورسرخ

 

فاصله نمایش دو فیلم بود...دقیقا بخاطرم نیست ولی همه در سالن اجتماعات سینما فلسطین بودند که با سرو صدا و فریادهای یک بازیگر مشهور به داخل سالن برگشتیم.جلسه مطبوعاتی فیلم......بود و بازیگر مشهور خانم فیلم در پاسخ به سوالی که از کاندید نشدن ایشان در میان بازیگران پرسیده بود...حسابی داغ کرده بودند.متاسفم که این همه ادم را سر کار گذاشته اند؟این همه وقت و هزینه صرف فیلمها می شود در حالی که برندگان از قبل مشخص هستند؟و بهتر است جایزه ها را دم منزل دوستانتان بفرستید تا مردم الاف نشوند؟؟

خانم بازیگر در بخش دیگری از صحبت هایش با عصبانیت در مورد کاندیداتوری اقای پورسرخ در فیلم روز سوم نظر داد؟

داوران باید برای اعلام نامزدها به خیلی مسائل توجه کنند نه اینکه کسی را انتخاب کنند که کارش این است از صبح تا شب خیابان جردن را بالا و پایین کند و عکسش برود روی جلد نشریات زرد و باعث فروش انها بشود؟؟؟

 

در حضور شکیبایی و رادان به جایزه فکر نمی کنم.

پوریا پورسرخ:((اهمیت ندهید... جوابشان را نمی دهم؟))

کاندیدا شدن پوریا پورسرخ برای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره بیست و پنجم فجر(بهمن ۸۵)به مذاق بعضی ها خوش نیامد؟بالغ بر سی نفر به پوریا زنگ زدند و از او جواب خواستند؟که البته پوریا طبق عادتش نه فقط به خیلی تماس ها جواب نداد بلکه به ما هم گفت:((ایشان نظرشان را گفته اند.من تحت هیچ شرایطی قصد پاسخ گویی ندارم.پوریا در مورد کاندیدا شدنش هم گفت:((برای من که تازه وارد عرصه حرفه ای شده ام....تشویق بزرگی بود ولی هرگز در حضور اساتیدی چون خسرو شکیبایی و استعدادی چون بهرام رادان به جایزه فکر نمی کنم.

                                                                                             مجله بیدار

۱.از این پست به بعد وبلاگ به حالت قبلی خودش بر میگرده

۲.قرار اقا حمید به زودی وبلاگش رو اپ کنه...منم خیلی خوشحالم...دوباره همه دور هم جمع میشند.

۳.ببخشید که این چند روزه اگر نتونستم اون جور که باید در حد شما عزیزان باشه وبلاگ منظم و خوبی داشته باشم.......می تونم بگم که در حدود ۹۵ در صد هر انچه که در سایت های اینتر نتی وجود داشت رو منعکس کنم.....العانم هم خیلی احساس خستگی می کنم.... اگر کم و کسری بود به بزرگی خودتون ببخشید.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 11:48 | لينک به اين مطلب |
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385
مصاحبه ها
جنگ و ديگر هيچ
 
ايران - گروه ادب و هنر:
محمدحسين لطيفي سال 85 را احتمالاً هيچ وقت فراموش نخواهد كرد.

سالي كه با «وفا» آغاز شد، در ميانه‌اش به «صاحبدلان» رسيد و حالا «روز سوم» مي‌تواند حسن ختامي بر يك سال سرشار از موفقيت باشد.

يك سال پيش در چنين روزهايي لطيفي يك كارگردان سرگرمي‌ساز بود كه تنها ويژگي فيلم‌هايش فروش بالايشان بود.

كارگرداني كه با «عينك دودي» و «دختر ايروني» گيشه را فتح كرده بود و در واقع نشان داده بود كه ذائقه مخاطب را خوب مي‌شناسد.

هر چند  هيچ كدام از اين فيلم‌ها، كارهاي چندان خوبي نبودند. همچنان كه «كت جادويي»  و «فرار بزرگ» هم مجموعه‌هاي قابل قبولي نبودند،  بخصوص دومي كه شكستي همه‌جانبه بود.

پخش يكي دو قسمت اول «وفا»  در روزهاي عيد، خيلي‌ها را غافلگير كرد. از كسي كه سريال ضعيف «خبرنگار خارجي» را در كارنامه داشت، ساخت يك مجموعه پليسي خوش‌ساخت، بيش از هر چيز حكايت از يك جهش فوق‌العاده داشت.

چند ماه بعد «صاحبدلان» كه روي آنتن رفت، مشخص شد كه «وفا»  يك اتفاق نبوده است.
ساخت دو سريال موفق كه هم عوام آن را پسنديدند و هم خواص، نوعي اعتماد به نفس به لطيفي داد تا از تلويزيون به سينما بازگردد.

همان ابتداي كار هم به صراحت گفت كه مي‌خواهد يك فيلم جنگي واقعاً  پرفروش بسازد. فيلمي برخلاف يكي دو كار جنگي كه فقط در رسانه‌ها گيشه را فتح مي‌كردند و در سالن سينما خبري از تماشاگر نبود.

لطيفي «روز سوم» را با همان بازيگران سريال‌هايش مقابل دوربين برد. فيلم در دقيقه  90 به جشنواره رسيد و در فستيوالي كه پر از آثار جنگي بود، بهتر از بقيه شد. لطيفي در «روز سوم» در روايت داستاني پرتعليق موفق نشان داد.

فيلم او از معدود آثار جشنواره امسال بود كه تماشاگر را تا انتها با خود درگير مي‌كرد. شايد به اين خاطر او بر خلاف همتايانش كوشيده بود تا به روايت داستان بپردازد  و اگر دغدغه‌اي و حرفي هم دارد در دل داستان بيانش كند.

«روز سوم» اثري آبرومند و  خوش‌پرداخت است. بخصوص اين كه فيلم با شتاب و عجله ساخته شده تا به جشنواره برسد و اين شتاب و عجله در ساختار فيلم مشهود نيست.

فيلم البته نقص‌هايي دارد و با فيلمنامه‌اي منسجم‌تر و بازيگراني بهتر قطعاً  كار بهتري مي‌شد؛ منتها به نسبت سينماي ايران «روز سوم» تجربه مغتنمي در سينماي دفاع مقدس است.

فيلمي كه برخلاف ديگر  كارهاي جشنواره، يكسره به جنگ مي‌پردازد؛ نه اينكه جنگ در حاشيه و پس زمينه قرار داشته باشد.

«روز سوم» حاصل كار يك كارگردان بي‌ادا و ادعاست. در سينمايي كه همه دغدغه‌هاي مهم‌تري از روايت داستان دارند، قدر يك قصه‌گوي بي‌ادعا را بايد دانست.

تاریخ درج: 23 بهمن 1385 ساعت 19:51 تاریخ تایید: 23 بهمن 1385 ساعت 20:01 تاریخ به روز رسانی: 23 بهمن 1385 ساعت 20:01  
     
  
 

لینک مربوط به مطلب(مصاحبه همشهری با اقای لطیفی)

 


 

اصلاً‌ به جشنواره فكر نمي‌كردم
 
ايران - مريم درستاني:
وقتي «مهدي سجاده‌چي» طرح اوليه روز سوم را ارائه مي‌دهد،‌ «عليرضا جلالي» و «حميد آخوندي» كه پيش از اين، آنها را به عنوان كارگردان و تهيه‌كننده برنامه صندلي داغ مي‌شناختيم، تهيه‌كنندگي فيلم سينمايي روز سوم را برعهده مي‌گيرند

 تا «محمدحسين لطيفي» اولين تجربه ساخت فيلم در ژانر دفاع مقدس را تجربه كند و فيلمش را به بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر برساند.

قبل از سريال صاحبدلان قرار بود لطيفي روز سوم را بسازد كه نشد، اما بلافاصله بعد از صاحبدلان، روز سوم با بازي باران كوثري، مهدي صبايي، حامد بهداد، پوريا پور سرخ، شهرام قائدي در خرمشهر مقابل دوربين ابراهيم غفوري رفت.

در روزهاي پاياني فيلمبرداري «روز سوم» در كنار رودخانه بهمن‌شير با حميد آخوندي گپي زديم هر چند كه آن موقع نمي‌دانستيم روز سوم بهترين فيلم جشنواره فيلم فجر مي‌شود.

***

  • براي فيلمبرداري روز سوم در خرمشهر و با توجه به فصل زمستان دچار مشكلي نشديد؟

نه، ما تقريباً‌ طبق زمان‌بندي از پيش تعيين شده كار كرديم، تنها 7-8 روز به خاطر بارندگي كار به تعويق افتاد كه الحمدلله الان روبه‌پايان است.

  • از چه زماني طرح اوليه روز سوم عملي شد؟

ما يك مرحله پيش توليد در مرداد ماه داشتيم و بعد از آن قرار بود اوايل پاييز كار را شروع كنيم، اما از آنجا كه محمدحسين لطيفي درگير سريال صاحبدلان بود كار به طور جدي از 15 مهر شروع شد و 12 آبان در خرمشهر كليد زديم.

  • حالا چرا اصرار داشتيد محمدحسين لطيفي روز سوم را بسازد؟!

چرا او نسازد؟

  • به اين دليل كه ما كارگردانان شناخته شده‌اي در عرصه ژانر دفاع مقدس داريم، آيا لطيفي كه تاكنون اين تجربه را نداشته، گزينه خوبي بود؟

اول اين كه اين ژانر انحصاري نيست، دوم اين كه خيلي از كارگرداناني كه در زمينه دفاع مقدس فيلم ساختند به سراغ فيلم‌هاي عشقي و ملودرام هم رفتند، پس آنها هم نبايد مي‌رفتند. يك كارگردان در ژانر اجتماعي هم مي‌تواند فيلمساز ژانر دفاع مقدس باشد.

  • آخر چرا لطيفي؟

اين هم يك تجربه است، احساس كرديم آقاي لطيفي مي‌تواند از عهده آن خوب برآيد، در واقع به او اعتماد كرديم.

  • چرا احساس كرديد او مي‌تواند؟

به اين خاطر كه لطيفي در كارهاي قبلي‌اش نشان داده بود كه به خوبي مي‌تواند روابط ميان انسان‌ها را نشان دهد و اين گزينه چه در سينما و چه در تلويزيون امتحانش را پس داده بود.

مثلاً‌ او در كارهاي قبلي‌اش از ماشين و هواپيما و آپارتمان و ... فيلم مي‌ساخت، اما اكنون آكسسوار (لوازم صحنه) او فشنگ و انفجار و تانك است و اين آدم‌ها هستند كه روابط را تعيين مي‌كنند.به نظرم روابط انساني در اين فيلم بيشتر از فيلم‌هايي است كه تاكنون ديده‌ايم.

  • مي‌خواهيد بگوييد اين روابط انساني از روابطي واقعي سرچشمه مي‌گيرند؟

بله اين طرح براساس يك واقعه مستند طراحي شده، قصه اوليه آن الهام گرفته از واقعيت‌هاي جنگ و حقيقت آن است و ما اين حقايق را در طول مدت 34 روز مقاومت خرمشهر نشان مي‌دهيم.

  • قصه آدم‌ها و روابطشان در فيلم چگونه رابطه‌اي است؟

ما در فيلم نقش شهيد «بهنام محمدي» كه نوجوان 13 ساله خرمشهري و عرب زبان است را نشان مي‌دهيم، او نوجواني است كه در زمان جنگ اسير مي‌شود و بعد گريه مي‌كند و مي‌گويد كه پدر و مادرش را گم كرده است.

او را آزاد مي‌كنند و بعد او مكان‌هاي دشمن را به نيروهاي خودي نشان  مي‌دهد، يا اين كه نقش شهيد «رسول نوراني» را نشان مي‌دهيم يا «محمود امان‌الهي» كه افسر جوان نيروي زميني ارتش بوده را نشان مي‌دهيم.

  • پس شخصيت‌هاي روز سوم شخصيت‌هاي واقعي خرمشهر هستند؟

بله، ما حتي نقش تكاوران نيروي دريايي ارتش را در مقاومت خرمشهر نشان مي‌دهيم. همين طور اولين بار است كه در ژانر دفاع مقدس ما زنان را مي‌بينيم كه مسلحانه مي‌جنگند و از خرمشهر دفاع مي‌كنند.

در هر حال روز سوم روايت آدم‌هاي مختلف و اقوام مختلفي است كه خودشان در دفاع از خرمشهر حق دارند.

  • چرا روز سوم؟ خرمشهر كه در سه روز شكست نخورد؟!

نه خرمشهر طي 34 روز شكست خورد، اما ما تنها سه روز آخر مقاومت در ارتباط با سقوط خرمشهر را نشان مي‌دهيم.

  • خوب پس چرا روز سوم؟

فكر كنم جواب اين سؤال، ديدن فيلم باشد، چون جواب آن خط اصلي قصه است، كه اگر بگويم لو مي‌رود ما در طي اين سه روز هجمه دشمن را نشان مي‌دهيم كه باعث شد خرمشهر سقوط كند.

  • خيلي‌ها معقتدند اگر نيروهاي ما ساماندهي بهتري داشت، خرمشهر سقوط نمي‌كرد.
    آيا شما نقطه ضعف‌هاي نيروهاي خودي در سقوط خرمشهر را هم نشان مي‌دهيد؟

ما به دنبال موضوعات تحليلي نرفتيم، روز سوم روايت زندگي واقعي انساني جنگ است، در اين فيلم هيچ كدام از قهرمان‌هاي ما آسماني نيستند، همه زميني‌ هستند و بعداً‌ آسماني مي‌شوند.

  • شما به عنوان تهيه‌كننده چقدر در انتخاب بازيگرها دست داشتيد؟

ما دست كارگردان را باز گذاشته‌ايم كه او كار خودش را انجام دهد، اما ما معذوريات خودمان را هم داشتيم، بيشتر معذوريت تهيه‌كننده‌ها مالي است.

در نهايت اين كه افراد را متقاعد مي‌كنيم و يا آنچه را كه برآورد كرده بوديم مي‌گوييم، در نهايت به تفاهم مي‌رسيم و مشكلي هم بوجود نمي‌آيد.

  • مثلاً‌ در روز سوم با اين مشكلات مالي مربوط به معذوريات تهيه‌كننده‌ها مواجه نشديد؟

نه، تمام دوستاني كه آمدند و همكاري دارند بخصوص بازيگرها تقريباً‌ اولين تجربه‌هاي بازي خود در ژانر دفاع مقدس را تجربه مي‌كنند و با عشق و علاقه آمده‌اند و خودشان گفتند: كه مي‌خواهيم دين خودمان را به بچه‌هاي جنگ ادا كنيم و واقعاً‌ هم در 75 روز مردانه و زنانه با تمام سختي‌هاي موجود و سرماي شديد سنگ تمام گذاشتند.

  • ساخت فيلم مربوط به سينماي دفاع مقدس نيازمند امكانات زيادي است آيا از طريق سپاه و ارتش اين امكانات در اختيار شما قرار گرفت؟

حرف شما درست است ساخت فيلم جنگي امكانات مخصوص به خود را مي‌طلبد، مي‌خواهم اين را بگويم كه ارتش جمهوري اسلامي هر آنچه را كه مي‌خواستيم در اختيار ما قرار داد و از زحمات آنها تشكر مي‌كنيم.

  • شما تلاش كرديد از جلوه‌هاي ويژه خاصي در روز سوم استفاده كنيد؟

نه ما از ادوات نظامي استفاده كرديم مثل تير و تي ان‌تي و ... ما براي جلوه‌هاي ويژه اين كار به سراغ كامپيوتر نرفتيم و تنها از امكانات واقعي استفاده كرديم.

  • آيا به جشنواره هم فكر مي‌كرديد؟

من اصلاً‌ به جشنواره فكر نمي‌كنم، احساس مي‌كنم اگر اين كار مربوط به ژانر دفاع مقدس را انجام مي‌دهيم در ادامه دوراني است كه در جنگ حضور داشتيم.

آن روزها نه از جشنواره خبري بود و نه كسي ما را مي‌شناخت، عواملي كه زحمت كشيدند به حق خود رسيدند، من به عنوان تهيه‌كننده نه به جشنواره فكر مي‌كنم نه هيچ چيز ديگر.

  • فكر مي‌كنيد در برابر سه- چهار فيلمي كه با ژانر فيلم روز سوم برابري مي‌كند، روز سوم در چه زمينه‌اي (كارگرداني، بازيگري، فيلمبرداري و...) در جشنواره مي‌تواند حرف اول را بزند؟

من نمي‌خواهم وارد اين فضا شوم. سينماي دفاع مقدس را ادامه آن 8 سال جنگ مي‌دانم، در حالي كه امروز هم قرار نيست مدالي به ما بدهند. بحث جشنواره هم داستان جداگانه‌اي است.

  • سؤال آخر اين كه اكنون با طرح اوليه مهدي سجاده‌چي، تا به مرحله عمل رسيدن فيلم چقدر فاصله ايجاد شده است؟

اگر تغييراتي ايجاد شده با توافق نويسنده بوده، چون قصه مال اوست و براساس حقيقت آن زمان است، تنها اين كه ممكن است زمان يك چيزهايي را جابه‌جا كند.

تاریخ درج: 24 بهمن 1385 ساعت 18:12 تاریخ تایید: 24 بهمن 1385 ساعت 18:22 تاریخ به روز رسانی: 24 بهمن 1385 ساعت 18:22  
     
  
 

لینک مربوط به مطلب

 


 

قصه عشق در بستر جنگ؛ گفتگو با محمدحسن لطيفي
 
ايران - گروه ادب و هنر:
وقتي قرار شد سريال صاحبدلان را كارگرداني كند، محمدحسين لطيفي از رفتن به خرمشهر و ساخت فيلم سينمايي «روز سوم» بازماند.

اما بلافاصله بعد از ساخت صاحبدلان به خرمشهر رفت و طي 75 جلسه، روز سوم را در شرايط بد جوي ساخت.

او وارد ژانر جديدي شده و تلاش كرده يك قصه عشقي را در فضايي جنگي بسازد. هر چند كه معتقد است روز سوم اولين حضورش در اين ژانر نيست.

با او در زمينه فعاليت‌هاي قبلي‌اش در اين ژانر و همين‌طور روز سوم كه به‌زعم سازندگانش قصه‌اي بي‌نظير دارد، گفت‌وگو كرديم. او بهترين كارگردان جشنواره 25 فيلم فجر شد.

***

  • اينكه مي‌گويند محمدحسين لطيفي اولين تجربه كارگرداني خودش را در ژانر جنگ در فيلم  روز سوم تجربه مي‌كند، درست است؟ يادمان نمي‌آيد محمدحسين لطيفي در اين ژانر تجربه‌اي داشته باشد.

نه اتفاقاً  سالهاي 75 – 76 كه سريالي به نام «خبرنگار خارجي» ساختم ، نيز در اين ژانر بود اين سريال مثله شده كه از تلويزيون پخش شد آن چيزي نبود كه من ساختم و خيلي با آن فاصله داشت.

  • چه دليلي داشت؟ مگر جريان خبرنگار خارجي چه بود؟

قصه ‌اش مثل «روز سوم» قصه‌اي عشقي را با خود به همراه داشت، آن زمان خيلي‌ها نگران شدند كه مبادا اين كار از تلويزيون پخش شود و چهره آدم‌هاي جنگ را جور ديگري نشان دهد، در صورتي كه قصه عشقي سريال من در پايان داستان گشايش پيدا مي‌كرد اما متاسفانه تا نرسيدن به پايان قصه، سريال مثله شد كه البته آن هم يك عشق آسماني بود. در هر حال تجربه‌اي بود كه من خيلي آن را دوست داشتم و در 8 قسمت به نمايش درآمد.

  • جداي از اين صحبت‌ها، نگراني نداشتيد كه از عهده كار ديگري برنياييد؟

من اصلا اين كلمه را دوست ندارم كه بگويم مي‌ترسيدم از اينكه در اين ژانر كار كنم. نه، من هيچ وقت نترسيدم، من با خدا معامله مي‌كنم و ترسي ندارم.

  • به غير از ترس چه؟ ممكن است كسي خيلي هم شجاع باشد، اما داشتن اين صفت ارتباطي به داشتن تخصص در زمينه كارگرداني فيلم در مورد دفاع مقدس ندارد.

اول اينكه ترس نداشتم. دوم اينكه سالها پيش من طراح صحنه فيلم‌هاي جنگي بودم. مثل «بر بال فرشتگان» و «پرواز از اردوگاه» كه درباره اسراي جنگي بود و چند فيلم ديگر كه يادم نمي‌آيد و سوم اينكه در زمان جنگ به عنوان گروه فيلمساز در منطقه حضور داشتم و از نزديك اين بچه‌ها را مي‌شناسم.

  • چرا لطيفي براي كارگرداني روز سوم انتخاب شد؟

اين را بايد از تهيه‌كنندگان فيلم بپرسيد. اما من با آدم‌هاي واقعي كار دارم و فكر مي‌كنم آدم‌هاي روز سوم واقعي‌تر هستند، حتي از آدم‌هايي كه ما تاكنون در فيلم‌ها ديده‌ايم.

  • اتفاقاً تهيه‌كنندگان فيلم نيز معتقدند لطيفي به روابط بين انسان‌ها خوب مي‌پردازد؟

ببينيد در درجه اول بايد كار ديده شود تا بدانيد لطيفي براي چه اين كار را برداشت. قصه اين فيلم در بستر حادثه‌اي جنگ مي‌گذرد، البته اين قضيه براي من هم مهم نبود يعني اينكه در چه فضايي فيلم مي‌سازم مهم نبود، اما مي‌دانم كه بهترين قصه براي ساخت اين فيلم، دفاع مقدس بود؛ قصه‌اي كه يقين دارم خداوند كمك كرد تا آن را بسازم.

  • كمي از قصه آن بگوييد، چه ويژگي‌هايي داشت؟

من در سينماي جنگ فيلمنامه‌اي به اين قدرت نديدم. به نظر من صاحب فيلمنامه خداست، نه مهدي سجاده‌چي است و نه من؛ نويسنده‌اش اوست. دوستاني كه بودند همه مي‌دانند اين فيلمنامه، از آن فيلمنامه‌هاي خاص است.

  • چه خصوصياتي دارد؟ و قصه‌اش چه تفاوتي با كارهاي ديگري كه در اين ژانر ديديم، دارد؟

3 قصه به شكل همزمان با هم پيش مي‌رود، 12شخصيت اصلي دارد و همه اينها در زير 100 دقيقه تايم نشان داده مي‌شود و فكر نمي‌كنم كار ساده‌اي باشد.

  • مثل اينكه در اين كار هم آمديد يك رابطه جنگي و عشقي را با هم همزمان پيش برديد؟

اصلا قصه من عشق است، من برگي دارم كه توانستم آن را در سينما رو كنم.

  • همه را وسوسه مي‌كنيد تا ببينند و بدانند كه چه قصه‌اي در انتظار آنهاست؟

من بعيد مي‌دانم مثل اين قصه را در سينما ديده باشند.

  • اما امسال در جشنواره فيلم فجر چند فيلم هم در ژانر دفاع مقدس با بازيگران حرفه‌اي بود؟

به نظرم آن فيلم‌ها اصلاً جنگي نيستند، يا به حاشيه جنگ و آدم‌هاي بعد از جنگ مي‌پردازند و يا خاطره‌اي از جنگ هستند، اما روز سوم از لحظه‌اي كه شروع مي‌شود جنگ است تا پايان فيلم.

روز سوم، به سه روز آخر سقوط خرمشهر مي‌پردازد و فيلمي پرتنش و جنگي است. فقط محبت و لطف خدا بود و الا در اين زمان كم، اين فيلم نمي‌توانست ساخته شود.

  • آيا به نقاط قوت و ضعف نيروهاي خودي براي سقوط خرمشهر در فيلم پرداختيد؟

نه، ممكن است در فيلم مزاحي كرده باشم با  رئيس جمهور وقت (ابوالحسن بني‌صدر) كه اتفاقاً شوخي هم كرده‌ام.

چون خيلي‌ها معتقدند او نيز در سقوط خرمشهر مقصر بود، اما منظورم اين نيست كه فيلم را ساخته تا به دلايل سقوط خرمشهر بپردازم. بلكه من در اين قصه يكسري انسان دارم، با آنها قصه‌ام را شروع مي‌كنم و با آنها هم قصه‌ام را به پايان مي‌رسانم.

  • گفته بوديد با ساخت «روز سوم» قرار است فيلمي پرفروش بسازيد، منظورتان چه بود؟

من اين را نگفتم، منظورم اين بود كه اميدوارم اين فيلم با استقبال خوب مردم مواجه شود و بدون اينكه آنها بدون بليت و مجاني وارد سينما شوند، فقط براي اينكه فيلم بفروشد. اين فيلم خودبه‌خود مورد استقبال مردم قرار مي‌گيرد و مي‌فروشد.

  • كارگردان‌هاي ديگري در اين زمينه كار كردند و فيلم‌هايشان در جشنواره حضور دارد. آنها هم چنين اعتقادي دارند؟

اما هميشه بنده‌هاي خدا مثل همديگر با خدا حرف مي‌زنند، اخراجي‌ها قطعا فيلم درستي است. لطيفي هم فكر مي‌كند كه روز سوم بهترين فيلم است، اما قضاوت با ديگران است.

اما اگر مخاطبان با آن ارتباط برقرار كردند مشخص مي‌شود كه توانسته‌اند كار خودشان را درست انجام دهند.

  • يعني از حالا داريد طلب رقيب مي‌كنيد و از حالا از فيلمتان دفاع مي‌كنيد؟ فكر نمي‌كنيد كمي قضاوت زود باشد؟

من هيچ ادعايي نسبت به اين فيلم ندارم. ادعا ندارم كه اين فيلم شاهكار جنگي است، بيشتر به قصه‌اي كه قرار است بگويم، فكر مي‌كنم. اين قصه، قصه دل و عشق بود كه در بستر جنگ نشان داده مي‌شود و روز سوم فيلمنامه‌اي است بر اساس دل حسين لطيفي.

  • مثل اينكه در فيلم حضور زنان نيز براي دفاع از خرمشهر از ديگر ويژگي‌هاي روز سوم است؟

در كل فيلم چنين قضيه‌اي نيست، اما ما پلان‌هايي داريم كه خانم‌ها اسلحه به دست مي‌گيرند و براي حفاظت از خرمشهر وارد جنگ مي‌شوند.

  • انتخاب بازيگرها بر چه اساسي بود؟ باران كوثري و پوريا پورسرخ در تجربه‌هاي قبلي شما هم بودند، اما حامد بهداد در اين ميان جديد است. چگونه به اين انتخاب‌ها رسيديد؟

تمام بازيگرهاي اين فيلم، بدون اينكه فيلمنامه را بخوانند و از من فيلمنامه بخواهند، قرارداد بستند.

  • يعني فقط مي‌خواستند با محمدحسين لطيفي كار كنند؟

نه، محبت داشتند و اعتمادي كه براي آنها بوجود آمده بود.

  • پس جداي از بازيگرها از گروه جوني هم برخوردار بوديد؟

من يك گروه خوب و صميمي داشتم كه در تايم زماني كوتاه همكار و هميار بودند و همه از دل و جان فعاليت داشتند.

  • پس احتمالاً خدا به شما خيلي محبت داشته؟

بله، به نظرم اين هم معجزه‌اي الهي است و هميشه در طول كار به دوستان هم گفتم: «روز سوم را خدا نوشت، خدا گرفت و نامش شد روز سوم.»

تاریخ درج: 23 بهمن 1385 ساعت 19:20 تاریخ تایید: 23 بهمن 1385 ساعت 19:40 تاریخ به روز رسانی: 23 بهمن 1385 ساعت 19:40  
     
  
 

 

با تشکر از هلیا  عزیز

نوشته شده توسط رزا در 14:51
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385
نقد جشنواره یا اینکه ادم خودشو صاحب مملکت بدونه
 

امشب داشتم روز نوشتهای سایت سینمای ما رو میخوندم

این سایت که اولین وبهترین سایت اینترنتی در اخبار و مطالب سینمایی هست قسمتی در سایت خود به مناسبت ۲۵ جشنواره فیلم فجر راه انداخته که نزدیک به ۱۰ خبرنگار این سایت روز نوشتهای خودشون رو در مورد جشنواره به منظور اطلاع رسانی به مردم از اتفاقات جشنواره انجام می دهند و مردم رو از حالو هوای جشنواره باخبر کنند

که متا سفانه کلکسیونی از

اسم کارگردانهای مورد علاقه ی خود درست کردند

وقتی که به این روز نوشتها سر میزدم تنها چیزی که در اون وجود نداشت این بود که به طور کامل

مخاطبین رو در حالو هوای جشنواره قرار بدند

کل این ۱۰ خبر نگار عاشق دو کارگردان بودند یکی جناب اقای مسعود کیمیایی و جناب اقای داریوش مهرجویی و تمام سرو ته حرفشون این بود که سنتوری دیدم ...سنتوری اکران نشد

رئیس به جشنواره میرسه ....رئیس به جشنواره نمی رسه وامثال اینها

من نمی دونم وقتی که قرار همش از این حرفها بزنند دیگه چرا ۱۰ تا روز نوشت از ۱۰ خبرنگار؟؟؟؟؟

حالا به هر حال سنتوری دیدند یا ندیدند چیزی که منو خیلی ناراحت می کرد این جامعه به ظاهر اهل قلم که می خواهند به ما اطلاع رسانی کنند

خودشون رو عقل کل مملکت می دونند

و به جای تمام مردم وحتی داوران جشنواره

به خودشون اجازه ی اظهار عقیده میدنند

و هر کس که برخلاف خواسته اونها حرفی بزنه از هنر و فرهنگ هیچ چیز نمیدونه

و در کل هنر رو نمیشناسه

چون هنر ایران فقط و فقط در اقای مهرجویی و اقای کیمیایی خلاصه شده

؟

و متاسفم که این قشر ادمها در پر مخاطب ترین سایت سینمایی ایران قلم میزنند؟؟؟

امروز روز نوشت بچه های ابدی رو خواندم و خونم به جوش اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این اقای به ظاهر فرهنگی چنان عوامل فیلم روز سوم رو مخاطب قرار داده بود و انتقاد می کرد که من به تمام معنا معنی له شدن زیر پای یک فرهنگ نما رو حس کردم و صدای خرد شدن استخوانهای خودم فقط در مقام یک

بیننده حس می کردم

حالا تصورش رو کنید خود عوامل فیلم روز سوم مثل اقای پورسرخ یا خانم کوثری این مطالب رو بخونند چه حالی بهشون دست میده؟

در این لحظه بود که من یاد صحبتهای اقای پورسرخ به منتقدین در مورد انتقاد از فیلم وفا  افتادم

و حس کردم وقتی که به ایشون می گفتند که از صدای اقای فروتن تقلید میکنه ایشون چه رنجی رو تحمل کردند

 

راستشو بخوای من در مورد اقای لطیفی خیلی تعصب دارم

و اصلا نمی تونم خودمو کنترل کنم

و قبلا در مورد ایشون وبلاگ نویسی کردم

و اقای پورسرخ هم که خودتون میدونید چه علاقه یی به ایشون داره

(در اختتامیه جشنواره که از تلویزیون پخش شد رفتار اقای پورسرخ دیدنی بود.....بعد از اعلام اسم اقای محمد حسین لطیفی به عنوان بهترین کارگردان اقای پورسرخ چنان پرید بالا و برای ایشون با وجد دست میزد که انگار نه انگار پورسرخی وجود داره و ما با چشمان اشک بار منتظر سیمرغ گرمتن ایشون هستیم در صورتی که این لحظه بعد از اعطای سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد بود....یعنی که انگار اقای پورسرخ به فکر خودش نبوده و فقط محمد حسین لطیفی و بس؟؟؟)

ایشون یک مرد بزرگ ایرانیست که با ایمان قوی خودش خودش رو به مردم

معرفی کرده

و این ایمان حتی از روی ماه ایشون به مخاطب منتقل میشه

به طوری که با نگاه کردن به چهره ماه ایشون ادم احساس ارامش میکنه

و این به خاطر ایمان ایشون هست

و ایشون تمام کار خودشون رو با نام خدا شروع میکنند

و دست خود خدا میسپارند

همین طور در مورد صاحبدلان و از اون مهمتر روز سوم

که ایشون گفتن:(خدا نوشت..خدا گرفت ...نامش شد روز سوم)

حالا در کاری که کاملا دست خدا دیده میشه یک انسان به ظاهر فرهنگی و در واقع بویی از فرهنگ نبرده به خودش اجازه میده که

از این فیلم این گونه انتقاد کنه

و به تحسین حرکت سبک اقای بهرام رادان در بین

بزرگان سینما می پردازه؟؟؟

به طوری که من بیشتر خبرگزاری ها رو چک کردم از این حرکت استقبال نکردند

و پیام بزرگ روز سوم یعنی غیرت مرد ایرونی رو نمی بینه............؟؟

چی باید گفت؟؟

این قشر مردم امسال رادان و این اقا خودشان را صاحب فرهنگ مملکت میدانند و به خودشون اجازه میدند که به هرکسی توهین کنند

دیگه دارم از دست میوفتم

ولی اصلا حالم خوب نیست

من نظر خودم رو گفتم

شما هم میتونید به ضم خودتون جواب این خبرنگار رو در روز نوشتش بدبد؟؟

 

اما میرسیم به تعریف از بهرام رادان و له کردنه روز سوم

 

به عشق علي«سنتوري» براي بهرام رادان

لینک این مطلب

1)ديشب در مراسم اختتاميه جشنواره فجر، بهرام رادان حرف‌هاي جانانه‌اي زد.اول از تمام عوامل فيلم تشكر كرد و اظهار اميدواري كرد كه ديگر در سينماي ايران سانسور نداشته باشيم.بعد رفت سروقت داورها و ازشان خواست كه يكبار ديگر در خلوتشان فيلم سنتوري را ببينند و متوجه اهميتش شوند.اين جور وقت‌ها است كه اهميت آدم‌ها مشخص مي‌شود.رادان مي‌توانست جايزه‌اش را بگيرد و بدون آن‌كه حرفي بزند از روي سن پايين بيايد.اما او اين كار را نكرد.
2)اولش اين جوري نبود.رادان در شور عشق يكي بود مثل بقيه.مثل صدها بچه خوشگلي كه عشق بازيگري دارند و عكسشان پيشقراول زردنامه‌ها است.اما رادان مي‌خواست كه بازيگر شود و از چهره خوبش جور ديگري استفاده كند.پس آرام و معقول شروع به حركت كرد.بازيش در فيلم آبي تماشاگر را آزار نمي‌داد و در ساقي شمه‌هايي از خوب بودن را نشان تماشاگر داد.شروع حركت رادان آْوازقو بود.فيلمي كه مهم‌ترين مشخصه‌اش بازي خوب او بود.زمان پيش رفت و رسيديم به جشنواره 22.جشنواره‌اي كه بهرام رادان با چهار فيلم گاوخوني،سربازهاي جمعه،ننه گيلانه و شمعي در باد در آن حضور داشت.نكته مهم كار كردن سه تا از مهم‌ترين كارگردانان سينماي ايران با او بود.و سهم رادان از جشنواره سيمرغ بلوريني بود كه به خاطر شمعي در باد نصيبش شد.او مزد صبر و زحماتش را گرفته بود و با جايزه به چيزي كه مي‌خواست رسيد:تثبيت در سينماي ايران.
3)رادان تا قبل از سنتوري در چتد فيلم ديگر هم بازي كرد كه مهم‌ترينش حكم(مسعود كيميايي)بود.او در فيلم به نقش كمرنگ‌اش رنگ و جاني بخشيده بود كه سهند را هم‌پاي بقيه شخصيت‌ها مهم جلوه مي‌داد.اهميتي كه واقعا وجود نداشت و او به نقش داده بود.
4)چند وقت از بهرام رادان خبري نبود تا اين‌كه اعلام شد قرار است شاه نقش علي سنتوري را او بازي كند.شاه نقشي كه خوب درآوردنش او را وارد مرحله جديدي از بازيگري‌اش مي‌كرد و اعتباري صد برابر به او مي‌بخشيد.از طرف ديگر اگر بازي رادان در فيلم خوب نمي‌شد،او تمام اين راه به سختي آمده را از دست مي‌داد.راهي كه طي كردنش مرد ميدان مي‌خواست كه او بود.
5)بازي بهرام رادان در سنتوري خوب نيست.خوب بودن حق مطلب را ادا نمي‌كند.بازي او فوق عالي است.اين اولين فيلمي است كه چهره مردانه و جاافتاده او را مي‌بينيم.اولين فيلمي است كه حضورش روي پرده وقار دارد و اولين فيلمي است كه ابعادش روي پرده به تماشاگر آرامش مي‌دهد.نگا‌ه‌ها،چشم‌ها و حرف زدن بهرام رادان در سنتوري از آن چيزهايي است كه كمتر در سينماي ايران گير مي‌آيد.حتي خرد شدن علي سنتوري هم وقار و بزرگي دارد.هر كسي نمي‌تواند اين وقار را در بازي‌اش درآورد و هر چشم نمناكي نمي‌تواند آتش به دل تماشاگر بزند.نكته اصلي هم همين جا است.بهرام رادان بعد از سنتوري ديگر هر كسي نيست.او بهرام رادان است.حالا همين اسم به تنهايي كلي وزن و اعتبار دارد.
6)رفتار بهرام(اين قدر دوستش دارم كه فكر مي‌كنم با هم رفيق هستيم.به همين خاطر اسم كوچكش را آوردم)در مراسم اختتاميه تائيدي است بر اين حرف كه حالا او ديگر براي خودش در سينماي ايران مردي شده است.مردي كه حقيقت را مي‌گويد،بدون آن‌كه ترسي از بعدش داشته باشد.مردها اين جوري هستند.در حال زندگي مي‌كنند و حرف راست را مي‌زنند.
7)دمت گرم رفيق(ببخش اگر خودماني شدم.از روي دوست داشتن زياد است).زندگي ما با تنهايي‌هاي علي سنتوري وارد مرحله جديدي شده است.مرحله‌اي كه تو را خيلي بيشتر از قبل دوست داريم.سيمرغ نوش جانت.الحق كه لايقش هستي.


شما هم بنويسيد (5)...
 
 
 

 
 

نجات خواهر سميره يا چگونه ياد گرفتيم سر ملت شيره بماليم

لینک این مطلب

1)تمام شد.مثل هر چيز ديگري جشنواره فجر هم تمام شد.رفت تا سال ديگر.جشنواره‌اي كه در خود انبوهي فيلم بد،دو سه فيلم متوسط و يك الماس درخشان(سنتوري)داشت.هنوز نمي‌دانم كه از تمام شدن جشنواره بايد خوشحال باشيم يا ناراحت،رفقا؟

2)پاداش سكوت(مازيار ميري)و روز سوم(محمد حسين لطيفي)قرار بود ديدگاه‌هاي جديد سينماي دفاع مقدس را بازتاب بدهند.قرار بود كه به ما نشان بدهند بعد از گذشت بيست سال از جنگ چه جوري مي‌شود،نگاه نو و تازه‌اي به آن انداخت.اما اصلا از اين خبرها نبود.هر دو فيلم به شدت كهنه و تاريخ مصرف گذشته هستند. مازيار ميري در پاداش سكوت با اقتباس از يك داستان جنجالي(من قاتل پسرتان هستم!)مي‌توانست نگاهي جديد و متفاوت به جنگ بياندازد.اما داستان فقط نقطه اول است.فيلم يكسره راه ديگري را طي مي‌كند و راديكال بودن داستان را به محافظه‌كاري بيش از حد تبديل مي‌كند.همان طور كه ديدن تصوير يحيي در تلويزيون شروع خوبي براي آغاز درگيري‌هاي ذهني اكبر و شروع فيلم نيست،به ياد آوردن بي‌مقدمه و يكباره تمامي چيزهاي مربوط به يحيي در گذشته هم پايان بسيار بدي براي فيلم است.آن هم فيلمي كه داعيه متفاوت بودن دارد.
نمي‌دانم چه چيز روز سوم اين قدر جالب بوده كه هوش از سر داوران برده و باعث شده در 12 رشته نامزدش كنند؟اگر قرار به درآوردن فضاي جنگ زده خرمشهر باشد كه خب ده سال پيش احمد رضا درويش در سرزمين خورشيد اين كار را به مراتب بهتر انجام داده است.اگر قرار به درآوردن احساسات رقيقه آدم‌ها در بزنگاه شهيد شدنشان باشد كه خب جلوه خيلي بهترش در مزرعه پدري رسول ملاقلي پور وجود دارد.واقعا چه چيز تازه‌اي در روز سوم هست كه داوران را شيفته خودش كرده.الگوي تكراري فيلم كه به شدت وام‌دار نجات سرباز رايان(استيون اسپيلبرگ)است يا عشق در نيامده سميره با سرباز عراقي؟يكي به ما جواب دهد كه چرا فيلم بد روز سوم نامزد 12 رشته است و سنتوري عزيزمان نامزد 2 رشته؟كجاي روز سوم فيلمنامه دارد كه نامزد جايزه بهترين فيلمنامه شده؟اگر منظور دور هم بودن و انفجار است كه خب بايد تمام فيلم‌هاي بخش مسابقه به خاطر دور همي بودنشان نامزد جايزه شوند.باران كوثري در فيلم چه كار خاصي كرده كه بايد نامزد جايزه بهترين بازيگر زن شود؟به خدا زشت است،كه دست به انتخاب اشتباه بزنيم و فكر كنيم بقيه نمي‌فهمند.سهل انگاري از اين بيشتر كه در پايان فيلم سر تفنگ يك ور است و گلوله به طرف ديگري شليك مي‌شود.اعضاي محترم هيئت داوران اين سهل انگاري چيزي بود كه همه در سينماي مطبوعات به چشم خود ديدند و بهش خنديدند.

3)رفقا شما هم بنويسيد كه اين دم آخري با هم باشيم.


شما هم بنويسيد (11)...
 
 
 
 

 
 
 
در پایان نظر یک خبرنگار از حرکات اقای بهرام رادان
 
..........
 
  يکي از بازيگران زن در ميان تشويق حاضران بالا مي‌رود و بعد از گرفتن سيمرغ و سمند و يکي دو دقيقه حرف زدن، به شيوه‌اي خاص به جمعيت احترام مي‌گذارد و مي‌آيد پائين. آن يکي آقاي بازيگر هم که مي‌رود بالا و جايزه‌اش را در يک عمليات محيرالعقول جلو سن مي‌گذارد، شروع مي‌کند به نصيحت کردن هيئت محترم داوران. بعد هم از همه تشکر مي‌کند. اينکه مي‌گويم از همه، به معني واقعي کلمه يعني همه و اينکه فيلمي که ايشان در آن بازي کرده، يک شاهکار به تمام معنا بوده و هيئت داوران ... راستي فرق بين خضوعي ابيانه با يکي دو نفر از دوستان جواني که شب گذشته سيمرغ گرفتند، چيست؟
........
 
 
و حالا نظرات شما......
 
 
 
 

 
 
نظرات افراد دیگر در مورد روز سوم
 
 
 
سر کار خانم رخشان بنی اعتماد در گفتگو با خبرگزاری فارس
 
اين كارگردان با اشاره به فيلم هاي جشنواره امسال گفت: فيلم هاي امسال از نظر داستان و ساختار راضي كننده بودند و به نظر مي رسد سال 85 سال خوبي براي سينماي ايران از نظر توليد فيلم هاي سينمايي بود.
كارگردان فيلم خون بازي افزود: فيلم اتوبوس شب پوراحمد و روز سوم لطيفي از فيلم هاي خوب امسال بودند و اين دو كارگردان با وجود زمان كم توانستند فيلمهايشان را با كيفيت مطلوب به جشنواره برسانند.
 
 
 
اقای مسعود فراستی در کفتگو با خبرگزاری مهر
 
 
این کارشناس سینما خاطرنشان کرد: "بیشتر کمدی ها به سمت هجو پیش می رفتند و به نوعی آثاری بی مایه و توهین آمیز هستند. "قاعده بازی" احمدرضا معتمدی جزو این دست آثار است. امسال ما شاهد سینمای بی قاعده ای بودیم و نوعی هیچ انگاری منفعل بر آثار حاکم بود. البته یکی دو مورد خاص  نیز در بین فیلم های جشنواره وجود داشت. "اخراجی ها" مسعود ده نمکی، "خون بازی" رخشان بنی اعتماد و تا حدی "روز سوم" محمدحسین لطیفی از جمله آثار متفاوت جشنواره محسوب می شوند."

و جوایز جشنواره فیلم فجر از دید اقای شاهسوند روز نوشت سایت سی نت
 
 
 

 بهترین های جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر

از میان آثار مطرح، فیلمهای رئیس، مخمصه، مثل یک قصه، سینه سرخ، دست های خالی و قفل ساز را ندیدم

بهترین فیلم:
1 - روز سوم
2 - سنتوری
3 - خون بازی
4 - ...
5 - پابرهنه در بهشت، باز هم سیب داری؟، روز بر می آید

بهترین کارگردانی:
1 - محمدحسین لطیفی
2 - داریوش مهرجویی
3 - رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب

بهترین فیلمنامه:
1 - روز سوم
2 - خون بازی
3 - سنتوری

بهترین فیلمبرداری:
1 - حمید خضوعی ابیانه (پابرهنه در بهشت)
2 - محمود کلاری (خون بازی)
3 - علیرضا زرین دست (سنگ کاغذ قیچی)
4 - فرج حیدری (قاعده بازی)

بهترین تدوین:
1 - سعید شاهسواری (روز بر می آید)
2 - حسن ایوبی (سنگ کاغذ قیچی)
3 - سپیده عبدالوهاب (خون بازی)

بهترین موسیقی:
1 - اردوان کامکار (سنتوری)
2 - علی کهن دیری (روز سوم)

بهترین بازیگر نقش اول مرد:
1 - بهرام رادان (سنتوری)
2 - پوریا پورسرخ (روز سوم)
3 - خسرو شکیبایی (اتوبوس شب)
4 - کامبیز دیرباز (اخراجی ها)

بهترین بازیگر نقش اول زن:
1 - باران کوثری (خون بازی)
2 - گلشیفته فراهانی (سنتوری)
3 - یکتا ناصر (روز بر می آید)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:
1 - حامد بهداد (روز سوم)
2 - افشین هاشمی (پابرهنه در بهشت)
3 - مسعود رایگان (خون بازی، سنتوری و گوشواره)
4 - صابر ابر (مینای شهر خاموش)
5 - محمدرضا فروتن، مهرداد صدیقیان (اتوبوس شب)
5 - امین حیایی، اکبر عبدی (اخراجی ها)

بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
1 - بیتا فرهی (خون بازی)
2 - پریوش نظریه (تک درخت ها، پاداش سکوت)
3 - پانته آ بهرام (بچه های ابدی)
4 - رویا تیموریان (سنتوری، گوشواره)

بدترین فیلم (از میان فیلم های دیده شده):
1 - تک درخت ها (سعید ابراهیمی فر)
2 - چند روز بعد (نیکی کریمی)
3 - گوشواره (وحید موساییان)
4 - پارک وی (فریدون جیرانی)
5 - آدم (عبدالرضا کاهانی)

انتخاب ویژه:
1 - تهران انار ندارد (مسعود بخشی)
2 - نیمه اول سنگ کاغذ قیچی (به لحاظ کارگردانی، فیلمبرداری و تدوین)

 

 

و اینکه......

 


حاشیه:
- برگزیده ها اعلام شده اند. از میان کاندیداها (که بعضا به نا حق اعلام شده اند) حق به حق دار می رسد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، نقش اول و دوم مرد، نقش اول و دوم زن، فیلمبرداری حق مسلم لطیفی، بهرام رادان، افشین هاشمی، باران کوثری و با کمی تخفیف پانته آ بهرام و حمید خضوعی ابیانه بود.
- مسعود ده نمکی دراختتامیه هم جنجال کرد تا جشنواره با او و فیلمش و حاشیه اش تمام شود.
- سیمرغ بلورین بهترین فیلم مردمی هم مشترکا به « سنتوری » و « اخراجی ها » رسید تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.

 

 

و روز نوشتی دیگر از سایت سینمای ما به قلم اقای امیر قادری در مورد جوایز

 

 

« شلیک نهایی »

لینک این مطلب

مثلا قرار بود این چند روز استراحتی باشه که نبود. صد برابر به خستگی همه‌مون اضافه کرد. حاشیه‌ها یک طرف و فیلم‌ها و کیفیت‌شون سمت دیگه. آخر همه هم داوری‌ها که صدای همه رو در اورد. و جالب اینکه اون کسی که باید اعتراض میکرد ، چیزی نگفت. لابد انقدر به کارش اعتقاد داشت و میدونست فیلم خوبی ساخته که دیگه احتیاجی نمیدید چند تا داور هم تائیدش کنن. ده‌نمکی و طالبی از معترضین بودن که میشه فیلماشونو دید و قضاوت کرد. اما مهرجویی هیچ‌جا درباره داوری‌ها حرفی نزد ، که اون هم میشه سنتوری رو وقت اکران تماشا کرد تا ببنید حق با اونی که روی سن فریاد میکشه یا کسی که بی خیال همه این چیزا کارشو درست انجام میده. البته ده‌نمکی در زمینه تخصصی‌اش خوب کار کرد و مجلس اختتامیه به لطف حضورش گرم شد و ملت با شعار و تشویق تائید و همراهی‌اش میکردن.

حالا این هم از این. تموم شد و بیشترین جایزه‌ها رو فیلمی گرفت که استحقاقشو نداشت. هیات داوران با تاکید به شتاب زدگی فیلم «روز سوم» جایزه بهترین کارگردانی رو به «محمدحسین لطیفی» داد. که خب اگه شتابزدگی و ایضا شلختگی در کاره دیگه کدوم جایزه؟ یعنی در مرام داوری، جایزه بهترین رو به کسی میدن که کارشو با شتاب و گاف‌های احتمالی انجام داده؟ نکته دیگه جوایز هم بذل و بخشش سیمرغ‌ها بود. اینکه گاهی در رشته‌هایی با سه کاندیدا ، به دو نفر سیمرغ دادن تا دل‌های بیشتری شاد بشه!

این انگار داره تبدیل میشه به رسم. شروع طوفانی و پایان خموده و خسته. معمولا قبل از اینکه با چیزی مواجه بشی فکر میکنی چه اتفاق جذاب و جالبی پیش روئه و بعد از رو در رو شدن ، میخوره تو ذوقت. هنر جشنواره هم همینه که هر سال میتونه گولت بزنه که امسال با اون سالای قبل یه تفاوتی داره و بهتره و از این حرفا. امسال اینطور نبود و سال بعد شاید... باشه یا نباشه...

 

و حالا نظرات شما......

 
 
نوشته شده توسط رزا در 1:45 | لينک به اين مطلب |
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
روز سوم پدیده امسال
 

روز سوم پدیده امسال شد(مطلب جدید)بخوانید....

 

ایران فستیوالز: مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر با استقبال بي‌سابقه‌ي مردم و هنرمندان رو به رو شد به گونه ای تا پاسی از شب مردم علاقمند در اطراف تالار وحدت حضور داشتند. اختتاميه‌اي كه سازندگان فيلم ارزشمند «روز سوم» و پديده امسال نه تنها جوايز اصلي اين رويداد را ربودند و اگر زودتر نمايش اين فيلم در جشنواره آغاز شده بود، به طور حتم و بر اساس اسناد و شواهد موجود، سيمرغ فيلم منتخب تماشاگران را نيز از آن خود مي‌كردند كه مهتر از آن به زيبايي هرچه تمامتر از آزمون اخلاق و اخلاص نيز سربلند بيرون آمدند و در حاليكه برخي افراد، ايجاد هياهوهاي تبليغاتي و نخ نما شده را براي برجسته نمود دادن آثار خود پيشه كرده بودند به نحوي كه حتي سوت و كف هاي كاملا با منظور در سالن را به منزله تاييد سخنان خود دريافته و آن را دليل حقانيت خود ابراز مي‌كردند!، سارندگان فيلم روز سوم جوايز خود را در حركتي بسيار ارزشمند كه با تشويق حقيقي و ممتد حاضران در سالن همراه شد، به خانواده و بازماندگان غيورمردي از بزرگمردان سالهاي ايثار و شهادت و حماسه تقديم كردند.

به گزارش ایران فستیوالز، محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی كه به همراه محمدرضا جعفري جلوه معاون امور سينمايي و سمعي و بصري در این مراسم گفت:جشنواره فیلم فجر از دل انقلاب اسلامی بیرون آمده است
جشنواره فیلم فجر با انقلاب اسلامی پیوند خورده ، انقلابی که استقلال و آزادی را برای ما به ارمغان آورده تا خودمان تعیین کننده سرنوشتمان باشیم .
وی ادامه داد : به هنرمندان فهیم کشور به واسطه فهمشان باید بدرود گفت و درود می فرستیم به همه شهدا و قافله سالار شهیدان و امام (ره) که بانی نظامی شدند که امروز مایه افتخار برای هر ایرانی آزاده ای است و شما را وعده می دهم به آینده زیباتر کشورمان در سال جدید و از زحمات همه شما و کسانی برای جشنواره تلاش کردند تشکر می کنم .

رضاداد دبیر جشنواره فیلم فجر نيز در آیین پایانی این رویداد گفت : جشنواره فیلم فجر آیینی صرفا سینمایی نیست بلکه آیینی رسمی و ملی است و میعادگاه تمام سینماگران و عاشقان سینما به شمار می رود، این جشنواره تجدید عهد سینمای کشور با آرمان های انقلاب اسلامی است .
وی افزود : جشنواره فیلم فجر برای آنانی که برای ایران اسلامی می خواهند دل بسوزاند آیین رفاقت های دیرینه و دوستی های جدید است هر سینماگری که در این آیین جایزه می گیرد بخشی از فرهنگ کشور را ارتقاء می بخشد.
وی ادامه داد: ما در جشنواره فیلم فجر در طول سال ها و علی‌رغم مشکلات گوناگون، همچنان سربلند محافظ انقلاب خود هستیم.
رضاداد افزود : امسال در مقایسه با سال های گذشته آرای تماشاگران نمایانگر رضایت آن‌ها از جشنواره است.

 

بنیاد شهید تصمیم دارد در مراسمی ویژه از عوامل فیلم روز سوم تقدیر کند

 


از حاشیه جشنواره تجلی اراده ملی

 

محمدحسين لطيفي گفت: من بعد از 24 سال براي اولين بار به عنوان كارگردان وارد مقوله جشنواره شدم و اگر دوستان راضي نباشند از سال آينده نيستم

 

در پايان اين مراسم عليرضا رضاداد در سخنان كوتاهي اظهار داشت: حرف‌هايي داشتم كه آقاي جلوه گفتند امشب آنها را مطرح نكنم اما از آقاي لطيفي و خانم بني‌اعتماد خواهش مي‌كنم يك نمايش اختصاصي براي دو فيلم روز سوم و خون بازي بگذارند و سالن آن را هم من فراهم مي‌كنم، تاخانم زارعي يك بار ديگر با دقت بازي باران كوثري كه سيمرغ گرفتند را ببينند و بعد قضاوت كند حق داشته است يا نه.

 

سینماگران برای روز سوم هیچی کم نگذاشتند؟؟...

سیمرغهای جشنواره بخش اراده ملی

 

 انجمن مديران توليد جوايز خود را كه شامل لوح تقدير و10 سكه بهار آزادي است به مديران توليد شش فيلم خون بازي، روز سوم، اتوبوس شب،مخمصه،پاداش سكوت و سنگ،كاغذ و قيچي اهداء كرد

 

 

ستاد احيا امر به معروف و نهي از منكر "پا برهنه در بهشت" را برگزيد و مديريت هنري ارتش جمهوري اسلامي نيز به فيلم "روز سوم" و عبدالرضا اكبري بازيگر فيلم "اخراجي‌ها" جايزه داد.

 

به گزارش ايسنا، بنياد شهيد و امور ايثارگران به عنوان سرمايه‌گذار "روز سوم" با اشاره به اينكه از عوامل اين فيلم در مراسمي ويژه تقدير خواهد كرد، دو فيلم "سينه سرخ" و "دست‌هاي خالي" را به عنوان برگزيدگانش معرفي كرد و سازمان بهزيستي نيز جوايزش را به "بچه‌هاي ابدي"، "گوشواره" و "ميناي شهر خاموش" اهدا كرد

 

در پايان مراسم قرار بود فيلم روز سوم به نمايش درآيد كه به درخواست تهيه‌كننده اين فيلم به نمايش درنيامد.

در ضمن در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر...سودای سیمرع فیلم روز سوم در انتهای مراسم نمایش داده شد.

 


برای جامعه هنری که اسم خودشون رو هنرمند گذاشتند متاسفم...............

برای سیمرغی که یادش تا فردای ان روز هم در ذهن کسی نمی ماند جنجالی به پا کردند که اقای لطیفی هنرمند ارزشمن ایرانی همچین صحبتی را بگویید متاسفم

 

مطالب بیشتری از حواشی جشنواره در وبلاگ میگذارم....

 

نوشته شده توسط رزا در 14:1
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
روز سوم بهترین شد(به تمام هواداران تبریک میگم)
 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

تقدیم به هواداران اقای پورسرخ

 

با دیدن چهره ماه اقای لطیفی تمام غم دنیا از یادم

 رفت................

 

اقای لطیفی دوستتون داریم

اقای لطیفی تو بهترینی

 


روز نوشت اقای نعیمی در مورد پایان جشنواره

 جشنواره ی بیست و پنجم هم تمام شد

باید باور کنیم که زندگی جریان دارد. حتی ......

عوامل فیلم روز سوم

 جشنواره ی فیلم فجر امسال هم تمام شد. با تمام کمی ها کاستی ها و قوت هایش . اینکه کی چی برده و یاچرا برده همیشه عامل دوری از هم دیگه میشه. امسال فیلمهای خوبی توی جشنواره بودند. فیلمهایی که .... نه.خوب نبودند. یا شاید هم بودند. نمی دونم . گیج گیجم. لطیفی فیلمی ساخت که نه تنها همه انگشت به دهان که هر کسی هم که شمشیر رو از رو بسته بود سر تعظیم فرود آورد. وقتی لطیفی با اون متانتش می خواست وارد تالار وحدت بشه و بین جمعیت له می شد و دم نمی زد او موقع بود که گفتم خشوع نشانه ی مردان بزرگ است. از باران کوثری بگیر تا خسرو شکیبایی و پانته آبهرام که لیاقت سیمرغ را داشتند تا امیر شهاب رضویان که سیمرغ کارگردانی زیادی اش بود. از بهرام توکلی پدیده ی کارگردانی بگیر که با پانصد گرم طلا حق خودش رو گرفت تا بهرام رادان که شاید کمی برایش این جایزه زیادی بود. و همه ی اینها نشان از این دارد که هر تب تندی روزی با یه پاشویه و یا شاید تزریق یک مسکن به اسم سیمرغ آرام بشود. جشنواره ی امسال را از یاد نمی برم. از زمین نشستن های برای دیدن فیلم. از در به در دنبال بولتن جشنواره گشتن که انگاری برای همه از نون شب واجبتر بود. از ازدحام و بی حرمتی هایی که جلوی در تالار وحدت در آخرین روز به همه می شد. از دیدار تازه کردن ها با استادان دوستان و همدوره ای ها. از پوران درخشنده تا رخشان بنی اعتماد. از باران کوثری تا پوریا پور سرخ. از جهانگیر کوثری تا حبیب الله کاسه ساز. از مسعود ده نمکی تا فریدون جیرانی. از محمد حسین لطیفی تا..... . ای بابا. تک تک این نامها شاید..... . اصلا بی خیال. مثل همیشه علی موند و حوضش. یکسال دیگه برای ما شروع شد. اگر کسی توی جشنواره سیمرغی حقش نبود و گرفت شما بگذارید به پای اشتباهات لپی که بعضا پیش میاد. روز سوم هم مثل بقیه ی فیلمهای برتر سال برای همان سال می ماند. چه بسا هیچ گاه فیلمهای سفارشی ولو با تکنیک زیاد تاریخ انقضای خیلی زودی دارند. و این نام لطیفی و برو بچه هایش است که با تداوم موفقیت ها می ماند. گروهی که خالصانه کار کردند و نجیبانه این همه توهین را تحمل کردند. پس همه ی این ها در پس دفترچه خاطرات ذهن به تاریک خانه ی ذهن سپرده می شود تا ما هم باور کنیم که زندگی جریان دارد.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 1:1
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
اقای پورسرخ متشکریم

 

برگزیدگان بخش مسابقه سینمای ایران، بخش چشم واقعیت و بخش مسابقه فیلم های اول در مراسم اختتامیه که دقایقی پیش در تالار وحدت برگزار شد، بصورت زیر معرفی شدند.
گزارش کامل مراسم و عکس ها متعاقبا ارسال می شود.
به گزارش سینما نت اسامی برگزیدگان به شرح زیر می باشد:

بهترین فیلم
سیمرغ بلورین: روز سوم به تهیه کنندگی علیرضا جلالی

دیگر کاندیداها:
اتوبوس شب به تهیه کنندگی مهدی همایونفر
مینای شهر خاموش به تهیه کنندگی امیر شهاب رضویان
.................................................................
بهترین کارگردان
سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران: محمدحسین لطیفی برای کارگردانی فیلم روز سوم
سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران: امیرشهاب رضویان برای کارگردانی فیلم مینای شهر خاموش

دیگر کاندیداها:
کیومرث پوراحمد برای کارگردانی اتوبوس شب
بهرام توکلی برای کارگردانی فیلم پابرهنه در بهشت
محمد مهدی عسگرپور برای کارگردانی فیلم اقلیما
.................................................................
بهترین فیلمنامه
سیمرغ بلورین: رخشان بنی اعتماد ، فرید مصطفوی ، محسن عبدالوهاب و نغمه ثمینی برای فیلمنامه خون بازی

دیگر کاندیداها:
مهدی سجاده چی برای فیلمنامه روز سوم
.................................................................
بهترین بازیگر نقش اول زن
سیمرغ بلورین: باران کوثری برای بازی در فیلم خون بازی و روز سوم

دیگر کاندیداها:
رویا تیموریان برای بازی در فیلم گوشواره
پریوش نظریه برای بازی در فیلم تک درخت ها
.................................................................
بهترین بازیگر نقش اول مرد
سیمرغ بلورین: بهرام رادان برای بازی در فیلم سنتوری
دیپلم افتخار: خسرو شکیبایی برای بازی در فیلم اتوبوس شب

دیگر کاندیداها:
پوریا پورسرخ برای بازی در فیلم روز سوم
سعید پورصمیمی برای بازی در فیلم تک درخت
مسعود رایگان برای بازی در فیلم خون بازی
.................................................................
بهترین فیلمبرداری
سیمرغ بلورین: حمید خضوعی ابیانه برای فیلمبرداری پابرهنه در بهشت

دیگر کاندیداها:
همایون پایور برای فیلمبرداری تک درخت ها
فرج حیدری برای فیلمبرداری قاعده بازی
ابراهیم غفوری برای فیلم روز سوم
محمود کلاری برای فیلم خون بازی
.................................................................
بهترین تدوین
سیمرغ بلورین: سپیده عبدالوهاب برای فیلم خون بازی
دیپلم افتخار: محمدعلی سجادی برای فیلم مخمصه

دیگر کاندیداها:
بهرام دهقانی برای فیلم پابرهنه در بهشت
فرامرز هوتهم برای فیلم مینای شهر خاموش
.................................................................
بهترین موسیقی متن
دیپلم افتخار: کامبیز روش روان برای فیلم بچه های ابدی

دیگر کاندیداها:
داریوش تقی پور برای فیلم مینای شهر خاموش
اردوان کامکار برای فیلم سنتوری
علیرضا کهن دیری برای فیلم روز سوم
.................................................................
بهترین بازیگر زن نقش مکمل
سیمرغ بلورین: پانته‌آ بهرام برای بازی در فیلم بچه های ابدی

دیگر کاندیداها:
بیتا فرهی برای بازی در فیلم خون بازی
پریوش نظریه برای بازی در فیلم پاداش سکوت
.................................................................
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل
سیمرغ بلورین: افشین هاشمی برای فیلم پا برهنه در بهشت

دیگر کاندیداها:
صابر ابر برای فیلم مینای شهر خاموش
حامد بهداد برای فیلم روز سوم
مهرداد صدیقیان برای فیلم اتوبوس شب
جعفر والی برای فیلم پاداش سکوت
.................................................................
بهترین صدا برداری
سیمرغ بلورین: حسن زاهدی و داریوش صادقپور برای فیلم پابرهنه در بهشت

دیگر کاندیداها:
یداله نجفی برای فیلم خون بازی
یداله نجفی برای فیلم مینای شهر خاموش
بهروز معاونیان برای فیلم روز سوم
.................................................................
بهترین طراحی صحنه و لباس
سیمرغ بلورین: محسن نوروزی برای فیلم روز سوم

دیگر کاندیداها:
مهرداد زاهدیان برای فیلم مینای شهر خاموش
مجید لیلاجی برای فیلم پابرهنه در بهشت
احمدرضا معتمدی برای فیلم قاعده بازی
مجید میرفخرایی و محمدرضا شجایی برای فیلم اخراجی ها
.................................................................
بهترین جلوه های ویژه
سیمرغ بلورین: محسن روزبهانی و علا‌ء الدین پژهان برای فیلم قاعده بازی

دیگر کاندیداها:
محسن روزبهانی برای فیلم روز سوم
محمدجواد شریفی راد و بهنام خاکسار برای فیلم اخراجی ها
.................................................................
بهترین چهره پردازی
سیمرغ بلورین: مهرداد میرکیانی برای فیلم خون بازی

دیگر کاندیداها:
علی سام خواه برای فیلم روز سوم
سعید ملکان برای فیلم پابرهنه در بهشت
.................................................................
بهترین فیلم کوتاه داستانی
سیمرغ بلورین: وزن بودن به کارگردانی حمید بهرامی
دیپلم افتخار: ویزیت به کارگردانی ناصر ناصرپور

دیگر کاندیداها:
پشت سر من به کارگردانی کیارش اسدی زاده
صفر درجه به کارگردانی امید خوش نظر
مترسک به کارگردانی شاپور شهبازی
یک روز زیبا به کارگردانی ارشیا شکیبائیان
.................................................................
بهترین فیلم مستند
سیمرغ بلورین: خاطرات یک هفتاد و پنج ساله ساخته محمدرضا اصلانی
دیپلم افتخار: تهران انار ندارد ساخته مسعود بخشی

دیگر کاندیداها:
سرزمین گمشده ساخته وحید موسائیان
لیلی کجاست؟ ساخته محمد شیروانی
.................................................................
بهترین کارگردان مستند
سیمرغ بلورین: مسعود بخشی برای مستند تهران انار ندارد
دیپلم افتخار: مهرداد اسکویی برای روزهای بی تقویم

دیگر کاندیداها:
محمود کیانی فلاورجانی برای زیستن
وحید موسائیان برای سرزمین گمشده
کاوه بهرامی مقدم برای سفر در امتداد سرزمین کهن
محمد شیروانی برای لیلی کجاست ؟
.................................................................
بهترین تحقیق و پژوهش مستند
سیمرغ بلورین: پیروز کلانتری برای تهران ، چند درجه ریشتر
سیمرغ بلورین: محمدرضا اصلانی برای خاطرات یک هفتادو پنج ساله

دیگر کاندیداها:
منوچهر طیاب برای دریای پارس
امید بنکدار و کیوان علی محمدی برای سرخ
وحید موسائیان برای سرزمین گمشده
محمدرضا درویشی برای لیلی کجاست؟
.................................................................
جایزه ویژه سینمای ملی ایران به نگاه ملی
دبیرخانه جشنواره فجر برای اهداء این جایزه که از امسال در میان جوایز جشنواره پیش‌بینی شده است نشانه‌هایی از وجود چنین نگاهی را در میان آثار بخش‌های مستند و داستانی جستجو نمود و نهایتاً در بخش آثار مستند با تقدیر از وحید موسائیان به خاطر فیلم سرزمین گمشده و منوچهر طیاب به خاطر فیلم دریای پارس و محمدرضا اصلانی برای ساخت فیلم خاطرات پیرمرد ۷۵ ساله و در بخش آثار داستانی با تقدیر از تک درختها ساخته سعید ابراهیمی فر و مینای شهر خاموش ساخته امیر شهاب رضویان و روز سوم ساخته محمد حسین لطیفی جایزه ویژه امسال، سیمرغ طلایی سینمای ایران برای نگاه ملی را اهدا می‌کند به اثر ارزشمند فرش ایرانی کار گروهی ۱۵ تن از کارگردانان برجسته سینمای ایران و به تهیه کننده این فیلم سید رضا میرکریمی
توضیح: همانطور که می‌دانید فیلم فرش ایرانی به دلیل داشتن کارگردانان متعدد و در بخش غیر رقابتی سودای سیمرغ (مسابقه سینمای ایران) امسال به نمایش در آمد و با استقبال وسیع علاقمندان به سینما نیز روبرو شد.

منبع: اختصاصی سینما نت

 

 


 

سلام

بالاخره عوامل فیلم روز سوم حق خودشون رو از جشنواره دریافت کردند

مهم اینه که فیلم دیده شد

اقای پورسرخ هم بسیار زحمت کشیدند..............دستشون درد نکنه

برای کسی که پارسال این موقع اسمی در عرصه هنری نداشت و در عرض کمتر از یک سال خودش رو به این سطح رساند..واقعا باید دست مریزاد گفت......

به هر حال ایشون یک افتخار به افتخاراتشون اضافه شد...............کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مرد شدند

دستشون درد نکنه....

هر چند که خدارو شکر می کنم که ایشون سیمرغ نگرفت وگرنه چه جنگ روانی بر علیه ایشون صورت می گرفت

که نمونه اش صحبت های خانم مریلا زارعی و عوامل فیلم دستهای خالی بر علیه ایشون چون فقط کاندید شده بودند

در نشست مطبوعاتی در مقابل اصحاب رسانه علنا به اقای پورسرخ و خانم باران کوثری توهین کردند

حالا اگه سیمرغ می گرفت چه کارش می کردند

و بعید نیست که با این جنگ روانی داور ها مجبور به عوض کردن رای خودشون شدند...وگرنه سینما گران انها رو قیمه قیمه میکردند و این وسط زورشون به اقای پورسرخ رسیده........

خدارو شکر ...خداروشکر ....رسیده بود بلایی.....به خیر گذشت؟؟؟؟؟؟

خدا رو شکر و این برای بقای ایشون در راه بازیگریشون لازم بود

اما ما ناامید نمیشم و این پست برای تشکر و تبریک به اقای پورسرخه که بعد از این همه تلاش باید به ایشون تبریک گفت

خیلی ها سالها راه اومدند تا اونا رو فقط  در سینماراه دادند چه برسه که کاندید بهترینها بشه

چشم خیلیها تا همینجاشم از حدقه زده بیرون......دشمن شاد مون کردند

 

پس همه بچه ها این پست برای تبریک و تشکر

 

از اقای پورسرخ از زحماتشونه واینکه کاندیدای

 

 

دریافت سیمرغ بلورین برای بهترین بازیگر نقش

 

 

 اول مرد هست...............این پست و بچه ها

 

 

بترکونید.............. 

 

 

اقای پورسرخ متشکریم

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:22 | لينک به اين مطلب |
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
محمد حسين لطيفي: دوست نداشتم «روز سوم» به جشنواره برسد

 

فيلم سينمايي «روز سوم» با حضور عواملش شب گذشته ـ بيست و يكم بهمن ماه ـ در سينما فلسطين‌نقد و بررسي شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، محمدحسين لطيفي كارگردان اين فيلم ضمن اشاره به تمام شخصيت‌هايي كه در قصه‌ي اين فيلم خلق شده‌ است، گفت: اينها همه كساني بودند كه در واقعيت هم وجود داشته‌اند، البته دقيقا همانند داستان واقعي نيست، در آنجا همه نجات پيدا كرده بودند من از چيزهايي كه شنيده بودم ذره‌اي را توانستم نشان دهم.

وي در پاسخ به سوالي درباره استفاده از بازيگران تلويزيوني در اين فيلم گفت: من تلويزيون و سينمايي بودن را نمي‌فهمم، خود من به راحتي در هر دو بخش كار مي‌كنم. برايم قابليت بازيگران مهم است واگر فيلم توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار كند، قطعا عامل اصلي‌اش بازيگري است كه مقابل دوربين ايفاي نقش مي‌كند.

لطيفي همچنين با اشاره به لهجه‌ها در فيلم اظهار داشت: لهجه‌اي كه بازيگران دارند براي خود خرمشهري‌ها قابل باور بوده است. من حتي براي اينكه حس و حال هم درست درآيد، با وجود اينكه مي‌توانستيم صحنه‌هايي را در اطراف تهران بگيريم از تهيه‌كننده خواهش كردم به خرمشهر برويم و تمام صحنه‌ها را آنجا بگيريم.

اين كارگردان با اشاره به صحنه كانال گفت: اين صحنه يكي از مهمترين لحظات فيلم است و توانمان را در جاهاي ديگري نگه داشتم تا در آنجا خرج كنم و به خاطر همين طولاني‌تر از بقيه صحنه‌ها شده است.

لطيفي درباره كانديد شدن «روز سوم» در دوازده رشته و حرف‌هاي مطرح شده درباره آن اظهار داشت: من جزو معدود كساني بودم كه دوست نداشتم، فيلم به جشنواره برسد. من 10 سال پيش «سرعت» را در جشنواره شركت دادم و بعد از آن بقيه فيلم‌هايم را شركت ندادم. من جزو كساني هستم كه اعتقادي به جايزه دادن و جايزه گرفتن ندارم فقط معتقدم كه گروهي دراين فيلم عاشقانه كار كردند.

وي افزود: در بخش انتخاب مردمي جشنواره هم اگر زودتر كار را مي‌رسانديم قطعا مي‌توانست مورد نظر قرار گيرد.

باران كوثري بازيگر اين فيلم هم با بيان اينكه خيلي خنده‌دار است كه درباره‌ي سيمرغ گرفتن در اينجا حرف بزند اظهار داشت: اين انتخاب‌ها نظر عده‌اي داور است. در اين يكي دو روز برخوردها به گونه‌اي بوده است كه فكر مي‌كنم گناهي را مرتكب شده‌ام كه از دو فيلم كانديد شده‌ام و كم‌كم دارم مي‌ترسم و مشكل اصلي هم اين است كه «روز سوم» در 12 رشته و خون‌بازي در 6 و 8 رشته كانديد شده است.

وي همچنين درباره‌ي لهجه‌اش در فيلم و صحنه‌هاي زير خاك گفت: براي لهجه مشاور داشتيم و با آدم‌هاي مختلف حرف مي‌زديم. در صحنه‌هاي زير خاك هم آنجا را همانند صندوقي درست كرده بودند كه رويش حصير مي‌انداختيم.

كوثري اظهار داشت: هميشه آدم سعي مي‌كند نقش‌هاي متفاوتي بازي كند و خوشحالم امسال از دو فيلم متفاوت كانديد شده‌ام.

پوريا پورسرخ ديگر بازيگر فيلم هم راهنمايي‌هاي لطيفي و مالك سراج رادر رسيدن به نقشه‌آش و درآوردن لهجه بسيار موثر دانست و گفت: من بي‌تجربه‌ترين عضو گروه بودم كه همه كمك‌هاي زيادي به من كردند.

برزو ارجمند نيز اظهار داشت: من چون بيشتر بازيگر تلويزيون هستم شايد در سال يك فيلم به من پيشنهاد شود و خوشحالم كه در اين فيلم بازي كردم. تنها سختي كار هم سرد بودن هواي آبادان بود كه در آن شب‌كاري‌ها خدا مي‌داند كه چقدر بچه‌ها مي‌لرزيدند.

حامد