عکس وگزارش از پشت صحنه
اول از همه باید از لطف پوریا پورسرخ تشکر کنیم که ترتیب این گزارش را داد و هماهنگ کرد تا بتوانیم در یک ظهر اول پاییزی به لوکیشن فیلم در طبقه پنجم برج میلاد نور در شهرک غرب برویم .وقتی می رسیم گروه در حال استراحت هستند چند دقیقه بعد سروکله پورسرخ پیدا میشود که موهایش را مش کرده اند و انز رنگی در چشم گذاشته است.می گوید اینجا نقش کاملا متفاوت و دیدنی دارد هر چند که حضورش کوتاه است چند دقیقه ای مشغول صحبت هستیم که میبینیم کارگردان خوب و جوان هم به طرفمان می اید و پس از صحبت های اولیه با احترام خاصی اجازه گزارش را می دهند.یکی از مغازه های این طبقه را اماده کرده اند برای گرفتن صحنه های لازم که مخصوص فروش لوازم حرفه ای ورزشی است .با اینکه ظهر است و پاساژ تعطیل می باشد اما حضور مغازه داران شلوغ کرده و هر جا چند نفری ایستاده و تماشا می کنند.بهرام بهرامیان کارگردان مجموعه اغاز حرکت را اعلام می کند و گروه اماده می شوند.نسرین مقانلو هم که در این صحنه حضور دارد از راه می رسد... مارامی شناسد و احوالپرسی گرمی می کند اورا به سرعت گریم می کنند تا صحنه بگیرند. قرار است یک بگو مگوی حسابی بین مقانلو وپورسرخ در بگیرد و این جنجال به بیرون از مغازه هم کشیده شد و تا پله برقی ادامه پیدا می کند.چند باری تمرین می کنند و بعد شروع می شود.اول صحنه را از بیرون میگیرند تانمای پورسرخ گرفته شود.پورسرخ دیالوگهایش را به شیوه ای عصبی و لات گونه ادا می کند..چند نفری هم داخل مغزه هستند که هر کدام بازی کوتاهی دارند.پس از برداشت نهایی جای دوربین را عوض می کنند و این بار از داخل مغازه صحنه های مربوط به مقانلو را می گیرند . مقانلو به شدت دیالوگهایش را طبیعی ادا می کند و انها را طبق فیلمنامه با صدای بلند و فریاد گونه می گوید که همه را شوکه می کند حتی یک بار حین برداشت ها خود مقانلو و پورسرخ از این همه سرو صدا و بگومگو خنده شان می گیرد.تا اماده شدن صحنه بعدی چند دقیقه فرصت هست ..این بار چند نفری از مردمی که تعدادی از انها مغازه داران جوان تشکیل می دهند نقش هنرور را ایفا می کنند که توسط دستیار کارگردان برای صحنه اماده میشوند.مقانلو با چند دختر جوان عکس یادگاری می اندازد و پورسرخ هم مشغول حفظ کردن دیالوگهایش است.
چند نفر از عوامل پشت صحنه چند پارچه سیاه و پرچم اورده اند تا به درو دیوار این محل نصب کنند گویا صحنه های مربوط به سکانس های دیگری از مجموعه را می خواهند بگیرند که یاداور مناسبتی خاص است.بهرامیان در حال توجیه چگونگی انجام صحنه توسط مقانلو و پورسرخ است.او مقانلو را کشان کشان با خود تا دم پله های برقی برده و سپس او را پرت می کند روی پله ها..کاری که تا چند دقیقه دیگر باید پورسرخ انجام بدهد.شروع به فیلمبرداری می کنند...سکانس های طولانی و یکسره ای است که چند هنرور هم در ان بازی دارند...همه را سر جای خود می چینند و دستور شروع داده می شود ..ناشی گری هنرورها ..بازیگران و کارگردان مجموعه و عوامل پشت صحنه را خسته کرده است اما سرانجام پس از چند برداشت رضایت بهرامیان جلب می شود ...دیگر عصر شده و پس از کات همه برای استراحت به طبقه بالا می روند.
مجله سینمای امروز
حمله شدید خانم بازیگر به پورسرخ
فاصله نمایش دو فیلم بود...دقیقا بخاطرم نیست ولی همه در سالن اجتماعات سینما فلسطین بودند که با سرو صدا و فریادهای یک بازیگر مشهور به داخل سالن برگشتیم.جلسه مطبوعاتی فیلم......بود و بازیگر مشهور خانم فیلم در پاسخ به سوالی که از کاندید نشدن ایشان در میان بازیگران پرسیده بود...حسابی داغ کرده بودند.متاسفم که این همه ادم را سر کار گذاشته اند؟این همه وقت و هزینه صرف فیلمها می شود در حالی که برندگان از قبل مشخص هستند؟و بهتر است جایزه ها را دم منزل دوستانتان بفرستید تا مردم الاف نشوند؟؟
خانم بازیگر در بخش دیگری از صحبت هایش با عصبانیت در مورد کاندیداتوری اقای پورسرخ در فیلم روز سوم نظر داد؟
داوران باید برای اعلام نامزدها به خیلی مسائل توجه کنند نه اینکه کسی را انتخاب کنند که کارش این است از صبح تا شب خیابان جردن را بالا و پایین کند و عکسش برود روی جلد نشریات زرد و باعث فروش انها بشود؟؟؟
در حضور شکیبایی و رادان به جایزه فکر نمی کنم.
پوریا پورسرخ:((اهمیت ندهید... جوابشان را نمی دهم؟))
کاندیدا شدن پوریا پورسرخ برای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره بیست و پنجم فجر(بهمن ۸۵)به مذاق بعضی ها خوش نیامد؟بالغ بر سی نفر به پوریا زنگ زدند و از او جواب خواستند؟که البته پوریا طبق عادتش نه فقط به خیلی تماس ها جواب نداد بلکه به ما هم گفت:((ایشان نظرشان را گفته اند.من تحت هیچ شرایطی قصد پاسخ گویی ندارم.پوریا در مورد کاندیدا شدنش هم گفت:((برای من که تازه وارد عرصه حرفه ای شده ام....تشویق بزرگی بود ولی هرگز در حضور اساتیدی چون خسرو شکیبایی و استعدادی چون بهرام رادان به جایزه فکر نمی کنم.
مجله بیدار
۱.از این پست به بعد وبلاگ به حالت قبلی خودش بر میگرده
۲.قرار اقا حمید به زودی وبلاگش رو اپ کنه...منم خیلی خوشحالم...دوباره همه دور هم جمع میشند.
۳.ببخشید که این چند روزه اگر نتونستم اون جور که باید در حد شما عزیزان باشه وبلاگ منظم و خوبی داشته باشم.......می تونم بگم که در حدود ۹۵ در صد هر انچه که در سایت های اینتر نتی وجود داشت رو منعکس کنم.....العانم هم خیلی احساس خستگی می کنم.... اگر کم و کسری بود به بزرگی خودتون ببخشید.
|
لینک مربوط به مطلب(مصاحبه همشهری با اقای لطیفی)
با تشکر از هلیا عزیز |
امشب داشتم روز نوشتهای سایت سینمای ما رو میخوندم
این سایت که اولین وبهترین سایت اینترنتی در اخبار و مطالب سینمایی هست قسمتی در سایت خود به مناسبت ۲۵ جشنواره فیلم فجر راه انداخته که نزدیک به ۱۰ خبرنگار این سایت روز نوشتهای خودشون رو در مورد جشنواره به منظور اطلاع رسانی به مردم از اتفاقات جشنواره انجام می دهند و مردم رو از حالو هوای جشنواره باخبر کنند
که متا سفانه کلکسیونی از
اسم کارگردانهای مورد علاقه ی خود درست کردند
وقتی که به این روز نوشتها سر میزدم تنها چیزی که در اون وجود نداشت این بود که به طور کامل
مخاطبین رو در حالو هوای جشنواره قرار بدند
کل این ۱۰ خبر نگار عاشق دو کارگردان بودند یکی جناب اقای مسعود کیمیایی و جناب اقای داریوش مهرجویی و تمام سرو ته حرفشون این بود که سنتوری دیدم ...سنتوری اکران نشد
رئیس به جشنواره میرسه ....رئیس به جشنواره نمی رسه وامثال اینها
من نمی دونم وقتی که قرار همش از این حرفها بزنند دیگه چرا ۱۰ تا روز نوشت از ۱۰ خبرنگار؟؟؟؟؟
حالا به هر حال سنتوری دیدند یا ندیدند چیزی که منو خیلی ناراحت می کرد این جامعه به ظاهر اهل قلم که می خواهند به ما اطلاع رسانی کنند
خودشون رو عقل کل مملکت می دونند
و به جای تمام مردم وحتی داوران جشنواره
به خودشون اجازه ی اظهار عقیده میدنند
و هر کس که برخلاف خواسته اونها حرفی بزنه از هنر و فرهنگ هیچ چیز نمیدونه
و در کل هنر رو نمیشناسه
چون هنر ایران فقط و فقط در اقای مهرجویی و اقای کیمیایی خلاصه شده
؟
و متاسفم که این قشر ادمها در پر مخاطب ترین سایت سینمایی ایران قلم میزنند؟؟؟
امروز روز نوشت بچه های ابدی رو خواندم و خونم به جوش اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این اقای به ظاهر فرهنگی چنان عوامل فیلم روز سوم رو مخاطب قرار داده بود و انتقاد می کرد که من به تمام معنا معنی له شدن زیر پای یک فرهنگ نما رو حس کردم و صدای خرد شدن استخوانهای خودم فقط در مقام یک
بیننده حس می کردم
حالا تصورش رو کنید خود عوامل فیلم روز سوم مثل اقای پورسرخ یا خانم کوثری این مطالب رو بخونند چه حالی بهشون دست میده؟
در این لحظه بود که من یاد صحبتهای اقای پورسرخ به منتقدین در مورد انتقاد از فیلم وفا افتادم
و حس کردم وقتی که به ایشون می گفتند که از صدای اقای فروتن تقلید میکنه ایشون چه رنجی رو تحمل کردند
راستشو بخوای من در مورد اقای لطیفی خیلی تعصب دارم
و اصلا نمی تونم خودمو کنترل کنم
و قبلا در مورد ایشون وبلاگ نویسی کردم
و اقای پورسرخ هم که خودتون میدونید چه علاقه یی به ایشون داره
(در اختتامیه جشنواره که از تلویزیون پخش شد رفتار اقای پورسرخ دیدنی بود.....بعد از اعلام اسم اقای محمد حسین لطیفی به عنوان بهترین کارگردان اقای پورسرخ چنان پرید بالا و برای ایشون با وجد دست میزد که انگار نه انگار پورسرخی وجود داره و ما با چشمان اشک بار منتظر سیمرغ گرمتن ایشون هستیم در صورتی که این لحظه بعد از اعطای سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد بود....یعنی که انگار اقای پورسرخ به فکر خودش نبوده و فقط محمد حسین لطیفی و بس؟؟؟)
ایشون یک مرد بزرگ ایرانیست که با ایمان قوی خودش خودش رو به مردم
معرفی کرده
و این ایمان حتی از روی ماه ایشون به مخاطب منتقل میشه
به طوری که با نگاه کردن به چهره ماه ایشون ادم احساس ارامش میکنه
و این به خاطر ایمان ایشون هست
و ایشون تمام کار خودشون رو با نام خدا شروع میکنند
و دست خود خدا میسپارند
همین طور در مورد صاحبدلان و از اون مهمتر روز سوم
که ایشون گفتن:(خدا نوشت..خدا گرفت ...نامش شد روز سوم)
حالا در کاری که کاملا دست خدا دیده میشه یک انسان به ظاهر فرهنگی و در واقع بویی از فرهنگ نبرده به خودش اجازه میده که
از این فیلم این گونه انتقاد کنه
و به تحسین حرکت سبک اقای بهرام رادان در بین
بزرگان سینما می پردازه؟؟؟
به طوری که من بیشتر خبرگزاری ها رو چک کردم از این حرکت استقبال نکردند
و پیام بزرگ روز سوم یعنی غیرت مرد ایرونی رو نمی بینه............؟؟
چی باید گفت؟؟
این قشر مردم امسال رادان و این اقا خودشان را صاحب فرهنگ مملکت میدانند و به خودشون اجازه میدند که به هرکسی توهین کنند
دیگه دارم از دست میوفتم
ولی اصلا حالم خوب نیست
من نظر خودم رو گفتم
شما هم میتونید به ضم خودتون جواب این خبرنگار رو در روز نوشتش بدبد؟؟
اما میرسیم به تعریف از بهرام رادان و له کردنه روز سوم
به عشق علي«سنتوري» براي بهرام رادان

1)ديشب در مراسم اختتاميه جشنواره فجر، بهرام رادان حرفهاي جانانهاي زد.اول از تمام عوامل فيلم تشكر كرد و اظهار اميدواري كرد كه ديگر در سينماي ايران سانسور نداشته باشيم.بعد رفت سروقت داورها و ازشان خواست كه يكبار ديگر در خلوتشان فيلم سنتوري را ببينند و متوجه اهميتش شوند.اين جور وقتها است كه اهميت آدمها مشخص ميشود.رادان ميتوانست جايزهاش را بگيرد و بدون آنكه حرفي بزند از روي سن پايين بيايد.اما او اين كار را نكرد.
2)اولش اين جوري نبود.رادان در شور عشق يكي بود مثل بقيه.مثل صدها بچه خوشگلي كه عشق بازيگري دارند و عكسشان پيشقراول زردنامهها است.اما رادان ميخواست كه بازيگر شود و از چهره خوبش جور ديگري استفاده كند.پس آرام و معقول شروع به حركت كرد.بازيش در فيلم آبي تماشاگر را آزار نميداد و در ساقي شمههايي از خوب بودن را نشان تماشاگر داد.شروع حركت رادان آْوازقو بود.فيلمي كه مهمترين مشخصهاش بازي خوب او بود.زمان پيش رفت و رسيديم به جشنواره 22.جشنوارهاي كه بهرام رادان با چهار فيلم گاوخوني،سربازهاي جمعه،ننه گيلانه و شمعي در باد در آن حضور داشت.نكته مهم كار كردن سه تا از مهمترين كارگردانان سينماي ايران با او بود.و سهم رادان از جشنواره سيمرغ بلوريني بود كه به خاطر شمعي در باد نصيبش شد.او مزد صبر و زحماتش را گرفته بود و با جايزه به چيزي كه ميخواست رسيد:تثبيت در سينماي ايران.
3)رادان تا قبل از سنتوري در چتد فيلم ديگر هم بازي كرد كه مهمترينش حكم(مسعود كيميايي)بود.او در فيلم به نقش كمرنگاش رنگ و جاني بخشيده بود كه سهند را همپاي بقيه شخصيتها مهم جلوه ميداد.اهميتي كه واقعا وجود نداشت و او به نقش داده بود.
4)چند وقت از بهرام رادان خبري نبود تا اينكه اعلام شد قرار است شاه نقش علي سنتوري را او بازي كند.شاه نقشي كه خوب درآوردنش او را وارد مرحله جديدي از بازيگرياش ميكرد و اعتباري صد برابر به او ميبخشيد.از طرف ديگر اگر بازي رادان در فيلم خوب نميشد،او تمام اين راه به سختي آمده را از دست ميداد.راهي كه طي كردنش مرد ميدان ميخواست كه او بود.
5)بازي بهرام رادان در سنتوري خوب نيست.خوب بودن حق مطلب را ادا نميكند.بازي او فوق عالي است.اين اولين فيلمي است كه چهره مردانه و جاافتاده او را ميبينيم.اولين فيلمي است كه حضورش روي پرده وقار دارد و اولين فيلمي است كه ابعادش روي پرده به تماشاگر آرامش ميدهد.نگاهها،چشمها و حرف زدن بهرام رادان در سنتوري از آن چيزهايي است كه كمتر در سينماي ايران گير ميآيد.حتي خرد شدن علي سنتوري هم وقار و بزرگي دارد.هر كسي نميتواند اين وقار را در بازياش درآورد و هر چشم نمناكي نميتواند آتش به دل تماشاگر بزند.نكته اصلي هم همين جا است.بهرام رادان بعد از سنتوري ديگر هر كسي نيست.او بهرام رادان است.حالا همين اسم به تنهايي كلي وزن و اعتبار دارد.
6)رفتار بهرام(اين قدر دوستش دارم كه فكر ميكنم با هم رفيق هستيم.به همين خاطر اسم كوچكش را آوردم)در مراسم اختتاميه تائيدي است بر اين حرف كه حالا او ديگر براي خودش در سينماي ايران مردي شده است.مردي كه حقيقت را ميگويد،بدون آنكه ترسي از بعدش داشته باشد.مردها اين جوري هستند.در حال زندگي ميكنند و حرف راست را ميزنند.
7)دمت گرم رفيق(ببخش اگر خودماني شدم.از روي دوست داشتن زياد است).زندگي ما با تنهاييهاي علي سنتوري وارد مرحله جديدي شده است.مرحلهاي كه تو را خيلي بيشتر از قبل دوست داريم.سيمرغ نوش جانت.الحق كه لايقش هستي.
شما هم بنويسيد (5)...
نجات خواهر سميره يا چگونه ياد گرفتيم سر ملت شيره بماليم

1)تمام شد.مثل هر چيز ديگري جشنواره فجر هم تمام شد.رفت تا سال ديگر.جشنوارهاي كه در خود انبوهي فيلم بد،دو سه فيلم متوسط و يك الماس درخشان(سنتوري)داشت.هنوز نميدانم كه از تمام شدن جشنواره بايد خوشحال باشيم يا ناراحت،رفقا؟
2)پاداش سكوت(مازيار ميري)و روز سوم(محمد حسين لطيفي)قرار بود ديدگاههاي جديد سينماي دفاع مقدس را بازتاب بدهند.قرار بود كه به ما نشان بدهند بعد از گذشت بيست سال از جنگ چه جوري ميشود،نگاه نو و تازهاي به آن انداخت.اما اصلا از اين خبرها نبود.هر دو فيلم به شدت كهنه و تاريخ مصرف گذشته هستند. مازيار ميري در پاداش سكوت با اقتباس از يك داستان جنجالي(من قاتل پسرتان هستم!)ميتوانست نگاهي جديد و متفاوت به جنگ بياندازد.اما داستان فقط نقطه اول است.فيلم يكسره راه ديگري را طي ميكند و راديكال بودن داستان را به محافظهكاري بيش از حد تبديل ميكند.همان طور كه ديدن تصوير يحيي در تلويزيون شروع خوبي براي آغاز درگيريهاي ذهني اكبر و شروع فيلم نيست،به ياد آوردن بيمقدمه و يكباره تمامي چيزهاي مربوط به يحيي در گذشته هم پايان بسيار بدي براي فيلم است.آن هم فيلمي كه داعيه متفاوت بودن دارد.
نميدانم چه چيز روز سوم اين قدر جالب بوده كه هوش از سر داوران برده و باعث شده در 12 رشته نامزدش كنند؟اگر قرار به درآوردن فضاي جنگ زده خرمشهر باشد كه خب ده سال پيش احمد رضا درويش در سرزمين خورشيد اين كار را به مراتب بهتر انجام داده است.اگر قرار به درآوردن احساسات رقيقه آدمها در بزنگاه شهيد شدنشان باشد كه خب جلوه خيلي بهترش در مزرعه پدري رسول ملاقلي پور وجود دارد.واقعا چه چيز تازهاي در روز سوم هست كه داوران را شيفته خودش كرده.الگوي تكراري فيلم كه به شدت وامدار نجات سرباز رايان(استيون اسپيلبرگ)است يا عشق در نيامده سميره با سرباز عراقي؟يكي به ما جواب دهد كه چرا فيلم بد روز سوم نامزد 12 رشته است و سنتوري عزيزمان نامزد 2 رشته؟كجاي روز سوم فيلمنامه دارد كه نامزد جايزه بهترين فيلمنامه شده؟اگر منظور دور هم بودن و انفجار است كه خب بايد تمام فيلمهاي بخش مسابقه به خاطر دور همي بودنشان نامزد جايزه شوند.باران كوثري در فيلم چه كار خاصي كرده كه بايد نامزد جايزه بهترين بازيگر زن شود؟به خدا زشت است،كه دست به انتخاب اشتباه بزنيم و فكر كنيم بقيه نميفهمند.سهل انگاري از اين بيشتر كه در پايان فيلم سر تفنگ يك ور است و گلوله به طرف ديگري شليك ميشود.اعضاي محترم هيئت داوران اين سهل انگاري چيزي بود كه همه در سينماي مطبوعات به چشم خود ديدند و بهش خنديدند.
3)رفقا شما هم بنويسيد كه اين دم آخري با هم باشيم.
شما هم بنويسيد (11)...
كارگردان فيلم خون بازي افزود: فيلم اتوبوس شب پوراحمد و روز سوم لطيفي از فيلم هاي خوب امسال بودند و اين دو كارگردان با وجود زمان كم توانستند فيلمهايشان را با كيفيت مطلوب به جشنواره برسانند.
بهترین های جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر
از میان آثار مطرح، فیلمهای رئیس، مخمصه، مثل یک قصه، سینه سرخ، دست های خالی و قفل ساز را ندیدم
بهترین فیلم:
1 - روز سوم
2 - سنتوری
3 - خون بازی
4 - ...
5 - پابرهنه در بهشت، باز هم سیب داری؟، روز بر می آید
بهترین کارگردانی:
1 - محمدحسین لطیفی
2 - داریوش مهرجویی
3 - رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب
بهترین فیلمنامه:
1 - روز سوم
2 - خون بازی
3 - سنتوری
بهترین فیلمبرداری:
1 - حمید خضوعی ابیانه (پابرهنه در بهشت)
2 - محمود کلاری (خون بازی)
3 - علیرضا زرین دست (سنگ کاغذ قیچی)
4 - فرج حیدری (قاعده بازی)
بهترین تدوین:
1 - سعید شاهسواری (روز بر می آید)
2 - حسن ایوبی (سنگ کاغذ قیچی)
3 - سپیده عبدالوهاب (خون بازی)
بهترین موسیقی:
1 - اردوان کامکار (سنتوری)
2 - علی کهن دیری (روز سوم)
بهترین بازیگر نقش اول مرد:
1 - بهرام رادان (سنتوری)
2 - پوریا پورسرخ (روز سوم)
3 - خسرو شکیبایی (اتوبوس شب)
4 - کامبیز دیرباز (اخراجی ها)
بهترین بازیگر نقش اول زن:
1 - باران کوثری (خون بازی)
2 - گلشیفته فراهانی (سنتوری)
3 - یکتا ناصر (روز بر می آید)
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:
1 - حامد بهداد (روز سوم)
2 - افشین هاشمی (پابرهنه در بهشت)
3 - مسعود رایگان (خون بازی، سنتوری و گوشواره)
4 - صابر ابر (مینای شهر خاموش)
5 - محمدرضا فروتن، مهرداد صدیقیان (اتوبوس شب)
5 - امین حیایی، اکبر عبدی (اخراجی ها)
بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
1 - بیتا فرهی (خون بازی)
2 - پریوش نظریه (تک درخت ها، پاداش سکوت)
3 - پانته آ بهرام (بچه های ابدی)
4 - رویا تیموریان (سنتوری، گوشواره)
بدترین فیلم (از میان فیلم های دیده شده):
1 - تک درخت ها (سعید ابراهیمی فر)
2 - چند روز بعد (نیکی کریمی)
3 - گوشواره (وحید موساییان)
4 - پارک وی (فریدون جیرانی)
5 - آدم (عبدالرضا کاهانی)
انتخاب ویژه:
1 - تهران انار ندارد (مسعود بخشی)
2 - نیمه اول سنگ کاغذ قیچی (به لحاظ کارگردانی، فیلمبرداری و تدوین)
و اینکه......
حاشیه:
- برگزیده ها اعلام شده اند. از میان کاندیداها (که بعضا به نا حق اعلام شده اند) حق به حق دار می رسد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، نقش اول و دوم مرد، نقش اول و دوم زن، فیلمبرداری حق مسلم لطیفی، بهرام رادان، افشین هاشمی، باران کوثری و با کمی تخفیف پانته آ بهرام و حمید خضوعی ابیانه بود.
- مسعود ده نمکی دراختتامیه هم جنجال کرد تا جشنواره با او و فیلمش و حاشیه اش تمام شود.
- سیمرغ بلورین بهترین فیلم مردمی هم مشترکا به « سنتوری » و « اخراجی ها » رسید تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.
و روز نوشتی دیگر از سایت سینمای ما به قلم اقای امیر قادری در مورد جوایز
« شلیک نهایی »
مثلا قرار بود این چند روز استراحتی باشه که نبود. صد برابر به خستگی همهمون اضافه کرد. حاشیهها یک طرف و فیلمها و کیفیتشون سمت دیگه. آخر همه هم داوریها که صدای همه رو در اورد. و جالب اینکه اون کسی که باید اعتراض میکرد ، چیزی نگفت. لابد انقدر به کارش اعتقاد داشت و میدونست فیلم خوبی ساخته که دیگه احتیاجی نمیدید چند تا داور هم تائیدش کنن. دهنمکی و طالبی از معترضین بودن که میشه فیلماشونو دید و قضاوت کرد. اما مهرجویی هیچجا درباره داوریها حرفی نزد ، که اون هم میشه سنتوری رو وقت اکران تماشا کرد تا ببنید حق با اونی که روی سن فریاد میکشه یا کسی که بی خیال همه این چیزا کارشو درست انجام میده. البته دهنمکی در زمینه تخصصیاش خوب کار کرد و مجلس اختتامیه به لطف حضورش گرم شد و ملت با شعار و تشویق تائید و همراهیاش میکردن.
حالا این هم از این. تموم شد و بیشترین جایزهها رو فیلمی گرفت که استحقاقشو نداشت. هیات داوران با تاکید به شتاب زدگی فیلم «روز سوم» جایزه بهترین کارگردانی رو به «محمدحسین لطیفی» داد. که خب اگه شتابزدگی و ایضا شلختگی در کاره دیگه کدوم جایزه؟ یعنی در مرام داوری، جایزه بهترین رو به کسی میدن که کارشو با شتاب و گافهای احتمالی انجام داده؟ نکته دیگه جوایز هم بذل و بخشش سیمرغها بود. اینکه گاهی در رشتههایی با سه کاندیدا ، به دو نفر سیمرغ دادن تا دلهای بیشتری شاد بشه!
این انگار داره تبدیل میشه به رسم. شروع طوفانی و پایان خموده و خسته. معمولا قبل از اینکه با چیزی مواجه بشی فکر میکنی چه اتفاق جذاب و جالبی پیش روئه و بعد از رو در رو شدن ، میخوره تو ذوقت. هنر جشنواره هم همینه که هر سال میتونه گولت بزنه که امسال با اون سالای قبل یه تفاوتی داره و بهتره و از این حرفا. امسال اینطور نبود و سال بعد شاید... باشه یا نباشه...
و حالا نظرات شما......
روز سوم پدیده امسال شد(مطلب جدید)بخوانید....
ایران فستیوالز: مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر با استقبال بيسابقهي مردم و هنرمندان رو به رو شد به گونه ای تا پاسی از شب مردم علاقمند در اطراف تالار وحدت حضور داشتند. اختتاميهاي كه سازندگان فيلم ارزشمند «روز سوم» و پديده امسال نه تنها جوايز اصلي اين رويداد را ربودند و اگر زودتر نمايش اين فيلم در جشنواره آغاز شده بود، به طور حتم و بر اساس اسناد و شواهد موجود، سيمرغ فيلم منتخب تماشاگران را نيز از آن خود ميكردند كه مهتر از آن به زيبايي هرچه تمامتر از آزمون اخلاق و اخلاص نيز سربلند بيرون آمدند و در حاليكه برخي افراد، ايجاد هياهوهاي تبليغاتي و نخ نما شده را براي برجسته نمود دادن آثار خود پيشه كرده بودند به نحوي كه حتي سوت و كف هاي كاملا با منظور در سالن را به منزله تاييد سخنان خود دريافته و آن را دليل حقانيت خود ابراز ميكردند!، سارندگان فيلم روز سوم جوايز خود را در حركتي بسيار ارزشمند كه با تشويق حقيقي و ممتد حاضران در سالن همراه شد، به خانواده و بازماندگان غيورمردي از بزرگمردان سالهاي ايثار و شهادت و حماسه تقديم كردند.
به گزارش ایران فستیوالز، محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی كه به همراه محمدرضا جعفري جلوه معاون امور سينمايي و سمعي و بصري در این مراسم گفت:جشنواره فیلم فجر از دل انقلاب اسلامی بیرون آمده است
جشنواره فیلم فجر با انقلاب اسلامی پیوند خورده ، انقلابی که استقلال و آزادی را برای ما به ارمغان آورده تا خودمان تعیین کننده سرنوشتمان باشیم .
وی ادامه داد : به هنرمندان فهیم کشور به واسطه فهمشان باید بدرود گفت و درود می فرستیم به همه شهدا و قافله سالار شهیدان و امام (ره) که بانی نظامی شدند که امروز مایه افتخار برای هر ایرانی آزاده ای است و شما را وعده می دهم به آینده زیباتر کشورمان در سال جدید و از زحمات همه شما و کسانی برای جشنواره تلاش کردند تشکر می کنم .
رضاداد دبیر جشنواره فیلم فجر نيز در آیین پایانی این رویداد گفت : جشنواره فیلم فجر آیینی صرفا سینمایی نیست بلکه آیینی رسمی و ملی است و میعادگاه تمام سینماگران و عاشقان سینما به شمار می رود، این جشنواره تجدید عهد سینمای کشور با آرمان های انقلاب اسلامی است .
وی افزود : جشنواره فیلم فجر برای آنانی که برای ایران اسلامی می خواهند دل بسوزاند آیین رفاقت های دیرینه و دوستی های جدید است هر سینماگری که در این آیین جایزه می گیرد بخشی از فرهنگ کشور را ارتقاء می بخشد.
وی ادامه داد: ما در جشنواره فیلم فجر در طول سال ها و علیرغم مشکلات گوناگون، همچنان سربلند محافظ انقلاب خود هستیم.
رضاداد افزود : امسال در مقایسه با سال های گذشته آرای تماشاگران نمایانگر رضایت آنها از جشنواره است.
بنیاد شهید تصمیم دارد در مراسمی ویژه از عوامل فیلم روز سوم تقدیر کند
از حاشیه جشنواره تجلی اراده ملی
محمدحسين لطيفي گفت: من بعد از 24 سال براي اولين بار به عنوان كارگردان وارد مقوله جشنواره شدم و اگر دوستان راضي نباشند از سال آينده نيستم
در پايان اين مراسم عليرضا رضاداد در سخنان كوتاهي اظهار داشت: حرفهايي داشتم كه آقاي جلوه گفتند امشب آنها را مطرح نكنم اما از آقاي لطيفي و خانم بنياعتماد خواهش ميكنم يك نمايش اختصاصي براي دو فيلم روز سوم و خون بازي بگذارند و سالن آن را هم من فراهم ميكنم، تاخانم زارعي يك بار ديگر با دقت بازي باران كوثري كه سيمرغ گرفتند را ببينند و بعد قضاوت كند حق داشته است يا نه.
سینماگران برای روز سوم هیچی کم نگذاشتند؟؟...
سیمرغهای جشنواره بخش اراده ملی
انجمن مديران توليد جوايز خود را كه شامل لوح تقدير و10 سكه بهار آزادي است به مديران توليد شش فيلم خون بازي، روز سوم، اتوبوس شب،مخمصه،پاداش سكوت و سنگ،كاغذ و قيچي اهداء كرد
ستاد احيا امر به معروف و نهي از منكر "پا برهنه در بهشت" را برگزيد و مديريت هنري ارتش جمهوري اسلامي نيز به فيلم "روز سوم" و عبدالرضا اكبري بازيگر فيلم "اخراجيها" جايزه داد.
به گزارش ايسنا، بنياد شهيد و امور ايثارگران به عنوان سرمايهگذار "روز سوم" با اشاره به اينكه از عوامل اين فيلم در مراسمي ويژه تقدير خواهد كرد، دو فيلم "سينه سرخ" و "دستهاي خالي" را به عنوان برگزيدگانش معرفي كرد و سازمان بهزيستي نيز جوايزش را به "بچههاي ابدي"، "گوشواره" و "ميناي شهر خاموش" اهدا كرد
در پايان مراسم قرار بود فيلم روز سوم به نمايش درآيد كه به درخواست تهيهكننده اين فيلم به نمايش درنيامد.
در ضمن در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر...سودای سیمرع فیلم روز سوم در انتهای مراسم نمایش داده شد.
برای جامعه هنری که اسم خودشون رو هنرمند گذاشتند متاسفم...............
برای سیمرغی که یادش تا فردای ان روز هم در ذهن کسی نمی ماند جنجالی به پا کردند که اقای لطیفی هنرمند ارزشمن ایرانی همچین صحبتی را بگویید متاسفم
مطالب بیشتری از حواشی جشنواره در وبلاگ میگذارم....

تقدیم به هواداران اقای پورسرخ

با دیدن چهره ماه اقای لطیفی تمام غم دنیا از یادم
رفت................
اقای لطیفی دوستتون داریم
اقای لطیفی تو بهترینی
روز نوشت اقای نعیمی در مورد پایان جشنواره
جشنواره ی بیست و پنجم هم تمام شد
باید باور کنیم که زندگی جریان دارد. حتی ......
جشنواره ی فیلم فجر امسال هم تمام شد. با تمام کمی ها کاستی ها و قوت هایش . اینکه کی چی برده و یاچرا برده همیشه عامل دوری از هم دیگه میشه. امسال فیلمهای خوبی توی جشنواره بودند. فیلمهایی که .... نه.خوب نبودند. یا شاید هم بودند. نمی دونم . گیج گیجم. لطیفی فیلمی ساخت که نه تنها همه انگشت به دهان که هر کسی هم که شمشیر رو از رو بسته بود سر تعظیم فرود آورد. وقتی لطیفی با اون متانتش می خواست وارد تالار وحدت بشه و بین جمعیت له می شد و دم نمی زد او موقع بود که گفتم خشوع نشانه ی مردان بزرگ است. از باران کوثری بگیر تا خسرو شکیبایی و پانته آبهرام که لیاقت سیمرغ را داشتند تا امیر شهاب رضویان که سیمرغ کارگردانی زیادی اش بود. از بهرام توکلی پدیده ی کارگردانی بگیر که با پانصد گرم طلا حق خودش رو گرفت تا بهرام رادان که شاید کمی برایش این جایزه زیادی بود. و همه ی اینها نشان از این دارد که هر تب تندی روزی با یه پاشویه و یا شاید تزریق یک مسکن به اسم سیمرغ آرام بشود. جشنواره ی امسال را از یاد نمی برم. از زمین نشستن های برای دیدن فیلم. از در به در دنبال بولتن جشنواره گشتن که انگاری برای همه از نون شب واجبتر بود. از ازدحام و بی حرمتی هایی که جلوی در تالار وحدت در آخرین روز به همه می شد. از دیدار تازه کردن ها با استادان دوستان و همدوره ای ها. از پوران درخشنده تا رخشان بنی اعتماد. از باران کوثری تا پوریا پور سرخ. از جهانگیر کوثری تا حبیب الله کاسه ساز. از مسعود ده نمکی تا فریدون جیرانی. از محمد حسین لطیفی تا..... . ای بابا. تک تک این نامها شاید..... . اصلا بی خیال. مثل همیشه علی موند و حوضش. یکسال دیگه برای ما شروع شد. اگر کسی توی جشنواره سیمرغی حقش نبود و گرفت شما بگذارید به پای اشتباهات لپی که بعضا پیش میاد. روز سوم هم مثل بقیه ی فیلمهای برتر سال برای همان سال می ماند. چه بسا هیچ گاه فیلمهای سفارشی ولو با تکنیک زیاد تاریخ انقضای خیلی زودی دارند. و این نام لطیفی و برو بچه هایش است که با تداوم موفقیت ها می ماند. گروهی که خالصانه کار کردند و نجیبانه این همه توهین را تحمل کردند. پس همه ی این ها در پس دفترچه خاطرات ذهن به تاریک خانه ی ذهن سپرده می شود تا ما هم باور کنیم که زندگی جریان دارد.
برگزیدگان بخش مسابقه سینمای ایران، بخش چشم واقعیت و بخش مسابقه فیلم های اول در مراسم اختتامیه که دقایقی پیش در تالار وحدت برگزار شد، بصورت زیر معرفی شدند.
گزارش کامل مراسم و عکس ها متعاقبا ارسال می شود.
به گزارش سینما نت اسامی برگزیدگان به شرح زیر می باشد:
بهترین فیلم
سیمرغ بلورین: روز سوم به تهیه کنندگی علیرضا جلالی
دیگر کاندیداها:
اتوبوس شب به تهیه کنندگی مهدی همایونفر
مینای شهر خاموش به تهیه کنندگی امیر شهاب رضویان
.................................................................
بهترین کارگردان
سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران: محمدحسین لطیفی برای کارگردانی فیلم روز سوم
سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران: امیرشهاب رضویان برای کارگردانی فیلم مینای شهر خاموش
دیگر کاندیداها:
کیومرث پوراحمد برای کارگردانی اتوبوس شب
بهرام توکلی برای کارگردانی فیلم پابرهنه در بهشت
محمد مهدی عسگرپور برای کارگردانی فیلم اقلیما
.................................................................
بهترین فیلمنامه
سیمرغ بلورین: رخشان بنی اعتماد ، فرید مصطفوی ، محسن عبدالوهاب و نغمه ثمینی برای فیلمنامه خون بازی
دیگر کاندیداها:
مهدی سجاده چی برای فیلمنامه روز سوم
.................................................................
بهترین بازیگر نقش اول زن
سیمرغ بلورین: باران کوثری برای بازی در فیلم خون بازی و روز سوم
دیگر کاندیداها:
رویا تیموریان برای بازی در فیلم گوشواره
پریوش نظریه برای بازی در فیلم تک درخت ها
.................................................................
بهترین بازیگر نقش اول مرد
سیمرغ بلورین: بهرام رادان برای بازی در فیلم سنتوری
دیپلم افتخار: خسرو شکیبایی برای بازی در فیلم اتوبوس شب
دیگر کاندیداها:
پوریا پورسرخ برای بازی در فیلم روز سوم
سعید پورصمیمی برای بازی در فیلم تک درخت
مسعود رایگان برای بازی در فیلم خون بازی
.................................................................
بهترین فیلمبرداری
سیمرغ بلورین: حمید خضوعی ابیانه برای فیلمبرداری پابرهنه در بهشت
دیگر کاندیداها:
همایون پایور برای فیلمبرداری تک درخت ها
فرج حیدری برای فیلمبرداری قاعده بازی
ابراهیم غفوری برای فیلم روز سوم
محمود کلاری برای فیلم خون بازی
.................................................................
بهترین تدوین
سیمرغ بلورین: سپیده عبدالوهاب برای فیلم خون بازی
دیپلم افتخار: محمدعلی سجادی برای فیلم مخمصه
دیگر کاندیداها:
بهرام دهقانی برای فیلم پابرهنه در بهشت
فرامرز هوتهم برای فیلم مینای شهر خاموش
.................................................................
بهترین موسیقی متن
دیپلم افتخار: کامبیز روش روان برای فیلم بچه های ابدی
دیگر کاندیداها:
داریوش تقی پور برای فیلم مینای شهر خاموش
اردوان کامکار برای فیلم سنتوری
علیرضا کهن دیری برای فیلم روز سوم
.................................................................
بهترین بازیگر زن نقش مکمل
سیمرغ بلورین: پانتهآ بهرام برای بازی در فیلم بچه های ابدی
دیگر کاندیداها:
بیتا فرهی برای بازی در فیلم خون بازی
پریوش نظریه برای بازی در فیلم پاداش سکوت
.................................................................
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل
سیمرغ بلورین: افشین هاشمی برای فیلم پا برهنه در بهشت
دیگر کاندیداها:
صابر ابر برای فیلم مینای شهر خاموش
حامد بهداد برای فیلم روز سوم
مهرداد صدیقیان برای فیلم اتوبوس شب
جعفر والی برای فیلم پاداش سکوت
.................................................................
بهترین صدا برداری
سیمرغ بلورین: حسن زاهدی و داریوش صادقپور برای فیلم پابرهنه در بهشت
دیگر کاندیداها:
یداله نجفی برای فیلم خون بازی
یداله نجفی برای فیلم مینای شهر خاموش
بهروز معاونیان برای فیلم روز سوم
.................................................................
بهترین طراحی صحنه و لباس
سیمرغ بلورین: محسن نوروزی برای فیلم روز سوم
دیگر کاندیداها:
مهرداد زاهدیان برای فیلم مینای شهر خاموش
مجید لیلاجی برای فیلم پابرهنه در بهشت
احمدرضا معتمدی برای فیلم قاعده بازی
مجید میرفخرایی و محمدرضا شجایی برای فیلم اخراجی ها
.................................................................
بهترین جلوه های ویژه
سیمرغ بلورین: محسن روزبهانی و علاء الدین پژهان برای فیلم قاعده بازی
دیگر کاندیداها:
محسن روزبهانی برای فیلم روز سوم
محمدجواد شریفی راد و بهنام خاکسار برای فیلم اخراجی ها
.................................................................
بهترین چهره پردازی
سیمرغ بلورین: مهرداد میرکیانی برای فیلم خون بازی
دیگر کاندیداها:
علی سام خواه برای فیلم روز سوم
سعید ملکان برای فیلم پابرهنه در بهشت
.................................................................
بهترین فیلم کوتاه داستانی
سیمرغ بلورین: وزن بودن به کارگردانی حمید بهرامی
دیپلم افتخار: ویزیت به کارگردانی ناصر ناصرپور
دیگر کاندیداها:
پشت سر من به کارگردانی کیارش اسدی زاده
صفر درجه به کارگردانی امید خوش نظر
مترسک به کارگردانی شاپور شهبازی
یک روز زیبا به کارگردانی ارشیا شکیبائیان
.................................................................
بهترین فیلم مستند
سیمرغ بلورین: خاطرات یک هفتاد و پنج ساله ساخته محمدرضا اصلانی
دیپلم افتخار: تهران انار ندارد ساخته مسعود بخشی
دیگر کاندیداها:
سرزمین گمشده ساخته وحید موسائیان
لیلی کجاست؟ ساخته محمد شیروانی
.................................................................
بهترین کارگردان مستند
سیمرغ بلورین: مسعود بخشی برای مستند تهران انار ندارد
دیپلم افتخار: مهرداد اسکویی برای روزهای بی تقویم
دیگر کاندیداها:
محمود کیانی فلاورجانی برای زیستن
وحید موسائیان برای سرزمین گمشده
کاوه بهرامی مقدم برای سفر در امتداد سرزمین کهن
محمد شیروانی برای لیلی کجاست ؟
.................................................................
بهترین تحقیق و پژوهش مستند
سیمرغ بلورین: پیروز کلانتری برای تهران ، چند درجه ریشتر
سیمرغ بلورین: محمدرضا اصلانی برای خاطرات یک هفتادو پنج ساله
دیگر کاندیداها:
منوچهر طیاب برای دریای پارس
امید بنکدار و کیوان علی محمدی برای سرخ
وحید موسائیان برای سرزمین گمشده
محمدرضا درویشی برای لیلی کجاست؟
.................................................................
جایزه ویژه سینمای ملی ایران به نگاه ملی
دبیرخانه جشنواره فجر برای اهداء این جایزه که از امسال در میان جوایز جشنواره پیشبینی شده است نشانههایی از وجود چنین نگاهی را در میان آثار بخشهای مستند و داستانی جستجو نمود و نهایتاً در بخش آثار مستند با تقدیر از وحید موسائیان به خاطر فیلم سرزمین گمشده و منوچهر طیاب به خاطر فیلم دریای پارس و محمدرضا اصلانی برای ساخت فیلم خاطرات پیرمرد ۷۵ ساله و در بخش آثار داستانی با تقدیر از تک درختها ساخته سعید ابراهیمی فر و مینای شهر خاموش ساخته امیر شهاب رضویان و روز سوم ساخته محمد حسین لطیفی جایزه ویژه امسال، سیمرغ طلایی سینمای ایران برای نگاه ملی را اهدا میکند به اثر ارزشمند فرش ایرانی کار گروهی ۱۵ تن از کارگردانان برجسته سینمای ایران و به تهیه کننده این فیلم سید رضا میرکریمی
توضیح: همانطور که میدانید فیلم فرش ایرانی به دلیل داشتن کارگردانان متعدد و در بخش غیر رقابتی سودای سیمرغ (مسابقه سینمای ایران) امسال به نمایش در آمد و با استقبال وسیع علاقمندان به سینما نیز روبرو شد.
منبع: اختصاصی سینما نت
سلام
بالاخره عوامل فیلم روز سوم حق خودشون رو از جشنواره دریافت کردند
مهم اینه که فیلم دیده شد
اقای پورسرخ هم بسیار زحمت کشیدند..............دستشون درد نکنه
برای کسی که پارسال این موقع اسمی در عرصه هنری نداشت و در عرض کمتر از یک سال خودش رو به این سطح رساند..واقعا باید دست مریزاد گفت......
به هر حال ایشون یک افتخار به افتخاراتشون اضافه شد...............کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مرد شدند
دستشون درد نکنه....
هر چند که خدارو شکر می کنم که ایشون سیمرغ نگرفت وگرنه چه جنگ روانی بر علیه ایشون صورت می گرفت
که نمونه اش صحبت های خانم مریلا زارعی و عوامل فیلم دستهای خالی بر علیه ایشون چون فقط کاندید شده بودند
در نشست مطبوعاتی در مقابل اصحاب رسانه علنا به اقای پورسرخ و خانم باران کوثری توهین کردند
حالا اگه سیمرغ می گرفت چه کارش می کردند
و بعید نیست که با این جنگ روانی داور ها مجبور به عوض کردن رای خودشون شدند...وگرنه سینما گران انها رو قیمه قیمه میکردند و این وسط زورشون به اقای پورسرخ رسیده........
خدارو شکر ...خداروشکر ....رسیده بود بلایی.....به خیر گذشت؟؟؟؟؟؟
خدا رو شکر و این برای بقای ایشون در راه بازیگریشون لازم بود
اما ما ناامید نمیشم و این پست برای تشکر و تبریک به اقای پورسرخه که بعد از این همه تلاش باید به ایشون تبریک گفت
خیلی ها سالها راه اومدند تا اونا رو فقط در سینماراه دادند چه برسه که کاندید بهترینها بشه
چشم خیلیها تا همینجاشم از حدقه زده بیرون......دشمن شاد مون کردند
پس همه بچه ها این پست برای تبریک و تشکر
از اقای پورسرخ از زحماتشونه واینکه کاندیدای
دریافت سیمرغ بلورین برای بهترین بازیگر نقش
اول مرد هست...............این پست و بچه ها
بترکونید..............
اقای پورسرخ متشکریم
فيلم سينمايي «روز سوم» با حضور عواملش شب گذشته ـ بيست و يكم بهمن ماه ـ در سينما فلسطيننقد و بررسي شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، محمدحسين لطيفي كارگردان اين فيلم ضمن اشاره به تمام شخصيتهايي كه در قصهي اين فيلم خلق شده است، گفت: اينها همه كساني بودند كه در واقعيت هم وجود داشتهاند، البته دقيقا همانند داستان واقعي نيست، در آنجا همه نجات پيدا كرده بودند من از چيزهايي كه شنيده بودم ذرهاي را توانستم نشان دهم.
وي در پاسخ به سوالي درباره استفاده از بازيگران تلويزيوني در اين فيلم گفت: من تلويزيون و سينمايي بودن را نميفهمم، خود من به راحتي در هر دو بخش كار ميكنم. برايم قابليت بازيگران مهم است واگر فيلم توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار كند، قطعا عامل اصلياش بازيگري است كه مقابل دوربين ايفاي نقش ميكند.
لطيفي همچنين با اشاره به لهجهها در فيلم اظهار داشت: لهجهاي كه بازيگران دارند براي خود خرمشهريها قابل باور بوده است. من حتي براي اينكه حس و حال هم درست درآيد، با وجود اينكه ميتوانستيم صحنههايي را در اطراف تهران بگيريم از تهيهكننده خواهش كردم به خرمشهر برويم و تمام صحنهها را آنجا بگيريم.
اين كارگردان با اشاره به صحنه كانال گفت: اين صحنه يكي از مهمترين لحظات فيلم است و توانمان را در جاهاي ديگري نگه داشتم تا در آنجا خرج كنم و به خاطر همين طولانيتر از بقيه صحنهها شده است.
لطيفي درباره كانديد شدن «روز سوم» در دوازده رشته و حرفهاي مطرح شده درباره آن اظهار داشت: من جزو معدود كساني بودم كه دوست نداشتم، فيلم به جشنواره برسد. من 10 سال پيش «سرعت» را در جشنواره شركت دادم و بعد از آن بقيه فيلمهايم را شركت ندادم. من جزو كساني هستم كه اعتقادي به جايزه دادن و جايزه گرفتن ندارم فقط معتقدم كه گروهي دراين فيلم عاشقانه كار كردند.
وي افزود: در بخش انتخاب مردمي جشنواره هم اگر زودتر كار را ميرسانديم قطعا ميتوانست مورد نظر قرار گيرد.
باران كوثري بازيگر اين فيلم هم با بيان اينكه خيلي خندهدار است كه دربارهي سيمرغ گرفتن در اينجا حرف بزند اظهار داشت: اين انتخابها نظر عدهاي داور است. در اين يكي دو روز برخوردها به گونهاي بوده است كه فكر ميكنم گناهي را مرتكب شدهام كه از دو فيلم كانديد شدهام و كمكم دارم ميترسم و مشكل اصلي هم اين است كه «روز سوم» در 12 رشته و خونبازي در 6 و 8 رشته كانديد شده است.
وي همچنين دربارهي لهجهاش در فيلم و صحنههاي زير خاك گفت: براي لهجه مشاور داشتيم و با آدمهاي مختلف حرف ميزديم. در صحنههاي زير خاك هم آنجا را همانند صندوقي درست كرده بودند كه رويش حصير ميانداختيم.
كوثري اظهار داشت: هميشه آدم سعي ميكند نقشهاي متفاوتي بازي كند و خوشحالم امسال از دو فيلم متفاوت كانديد شدهام.
پوريا پورسرخ ديگر بازيگر فيلم هم راهنماييهاي لطيفي و مالك سراج رادر رسيدن به نقشهآش و درآوردن لهجه بسيار موثر دانست و گفت: من بيتجربهترين عضو گروه بودم كه همه كمكهاي زيادي به من كردند.
برزو ارجمند نيز اظهار داشت: من چون بيشتر بازيگر تلويزيون هستم شايد در سال يك فيلم به من پيشنهاد شود و خوشحالم كه در اين فيلم بازي كردم. تنها سختي كار هم سرد بودن هواي آبادان بود كه در آن شبكاريها خدا ميداند كه چقدر بچهها ميلرزيدند.
حامد بهداد هم گفت: وقتي نقشي به من پيشنهاد ميشود به نقاط ضعف و قوت آن نگاه ميكنم و وقتي با يك نقش منفي و ضد قهرمان مواجه شدم نقاط مثبت آنرا پيدا كردم.
وي دربارهي پايانبندي فيلم اظهار داشت: پايان فيلم را دوست دارم و معتقدم فرم خوبي شده است و از ديدنش لذت ميبرم.
در ادامه اين جلسه مهدي سجادهچي توضيحاتي درباره فيلمنامه اين فيلم ارائه داد و گفت: آقايي بنام زرگرنژاد تحقيقات اين فيلم را انجام دادند و از يك داستان واقعي ايده را براي من نوشتند و من آن را تبديل به فيلمنامه كردم.
به گزارش ايسنا، وي با اشاره به تغييرات صورت گرفته در فيلمنامهاش اظهار داشت: يك سوم ابتدايي فيلمنامه من به ماجراهاي قبل از جنگ مربوط ميشود كه در فيلم آقاي لطيفي به صورت فلاش بك آنرا نشان دادند، ضمن اينكه چند شخصيت هم به كار اضافه شد.
حميد آخوندي مجري طرح «روز سوم» زمان ساخت اين فيلم را 12 آبان تا 4 بهمن عنوان كرد و گفت: ما طي 62 جلسه فيلمبرداري داشتيم و از نظر امكانات هم هر آنچه خواستيم ارتش در اختيارمان قرارداد و به قول خود آقاي لطيفي «خدا نوشت خدا گرفت و نامش شد روز سوم».
كاوه ايماني تدوينگر و عليرضا جلالي تهيهكننده ديگر حاضر اين جلسه بودند كه توسط مهدي كرمپور اداره ميشد.
انتهاي پيام




لطیفی :رسیدن روز سوم به جشنواره یک معجزه بود(متن کامل نشست عوامل روز سوم)****
با کمال تشکر از دوست خوبم منصوره که داره خیلی کمکم میکنه![]()
![]()
![]()
![]()
نگاهی به فیلم های « روز سوم » ، « پاداش سکوت » و « فرش ایرانی »
![]() |
|
باران کوثری، پوریا پورسرخ، محمدحسین لطیفی و حامد بهداد در نشست خبری فیلم « روز سوم » - عکسها: وحید شاهوند |
روز سوم:
بالاخره نمردیم و یک شاهکار در جشنواره دیدیم. یک فیلم کلاسیک با تمام مخلفاتش. محمدحسین لطیفی از هیچ چیز کم نمی گذارد. « روز سوم » معرکه است. همانی است که از لطیفی انتطار می رفت. یک فیلم نفس گیر که در جاهایی اشک بیننده را به راحتی آب خوردن درمی آورد. ساخت چنین فیلم عظیم و قابل ستایشی در فرصتی کمتر از سه ماه دست مریزاد دارد. فیلم کاملا از الگوی کلاسیک پیروی می کند. رضا (پورسرخ) خواهرش سمیره (باران کوثری) را که توان راه رفتن ندارد در اوج حملات عراق به خرمشهر در باغچه خانه دفن می کند و می گریزد. تلاش او و دوستانش برای نجات سمیره که عراقی ها (با فرماندهی حامد بهداد) خانه را اشغال کرده اند خمیرمایه اصلی « روز سوم » است. ضمن اینکه در یک نگاه عمیق تر سمیره را می توان نمادی از خرمشهر دانست که سه روز سخت و عذاب آور را طی می کند تا در نهایت نجات یابد.
بازی پوریا پورسرخ و حامد بهداد تحسین برانگیز است. حالا می توان به راحتی از بازی تخت و سطحی پورسرخ در « مصائب دوشیزه » چشم پوشید و او را در کنار بهرام رادان شایسته دریافت سیمرغ بلورین دانست. حامد بهداد هم که در فیلم « آدم » در نقش مامور ثبت احوال درخشیده بود در این فیلم داوران را وادار خواهد کرد که سیمرغ را دودستی تحویل او دهند. مگر اینکه بخواهد اتفاق دیگری بیفتد. باران کوثری در حد و اندازه های « خون بازی » نیست اما کم هم نگذاشته است.
بازی دیگر بازیگران فیلم هم خوب است. از مجید یاسر و شهرام قاعدی گرفته تا بروز ارجمند و دیگران.
« روز سوم » چراغ جشنواره را یک بار برای همیشه روشن کرد. تنها یک فیلم دیگر مانده: « اتوبوس شب ». گویا قرار است « رئیس » و « مخمصه » هم در سینمای مطبوعات اکران نشود. حرفی نیست. این حق ماست!
عکسهای نشست عوامل فیلم روز سوم





ممنون از منصوره عزیز که خبرمون کرد..............
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
دراین پست عکس های حضور اقای پورسرخ در بین هواداران پس از اولین اکران فیلم سینمایی روز سوم در سینما استارا در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر رو گذاشتم............
اقای پورسرخ بخ خاطر این فیلم کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شده اند.
این عکس ها رو یک دوست خیلی خوب و مهربون به نام نوشین از اقای پورسرخ انداختند که لطف کردند و برای من فرستادن.
از ایشون یک دنیا ممنون هستیم.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۰این گلها از طرف تمام بچه های وب به نوشین خانم......
پس از اعلام شدن کاندیدای بهترین های جشنواره ...مخصوصا اینکه فیل سوم جزو تمام کاندیدا در جشنواره بوده.......در پی این مسئله جنجال بزرگی در بین هنرمندان و مطبوعاتی ها روی داد.
مطلب زیر دفاعیه یی هست که اقای علی نعیمی سر دبیر مجله اینترنتی سی نت در روز نوشت یسنمایی خود مطرح کردند.
|
باران کوثری پدیده ی امسال سینمای ایران که با کاندیدا شدنش خیلی ها معترض بودند امااو با فیلمهایش ثابت کرد توانمنداست |
یه بنده خدایی توی یکی از محله های قدیمی تهران زندگی می کرد به اسم کرامت. این کرامت یکی از نوچه های شعبان استخوانی یا همون شعبان بی مخی بود که بعد ها کودتای 28 مرداد توسط او شکل گرفت. کرامت برای من تعریف می کرد که در دوران جوانی وقتی که می خواستند معرکه ای راه بیندازند و کسی را بترسانند آنقدر بیخود داد و بیداد راه می انداختند و هی با جمله های « آق کرامت تو ببخش تو بزرگواری کن . شکر خورده و .... » کاری می کردند که بدون خون ریزی یارو کلی از این جماعت کلاه مخملی بترسه. نمی خوام براتون قصه تعریف بکنم. حالا نقل این حکایت شده جشنواره ی امسال. سر و صداها از اون جایی شروع شد که وقتی اعلام کردند چه فیلمی توی چندتا رشته کاندید شده ابولقاسم طالبی اولین توپ رو توی میدان در کرد. نمی خواستم قبل از اینکه روز سوم رو ندیدم نظری بدم. مریلازارعی که قبل از این هم بارها و بارها با اون زبان بی هدف و تندش همه را نوازش کرده بود و تقریبا کسی نیست که از این زبان و این همه بی احترامی بی نصیب شده باشه شده بود میون کش وسط. نمی خوام کسی رو توجیح کنم. لااقل خودم که سالهاست از پشت پرده ی سیاست و سینمای وابسته مطلعم خوب می دونم که این جشنواره فقط برای جوانتر ها خوبه. شاید اگه اولین فیلمنامه ی خودم سه سال پیش توقیف نمی شد و حمید اعتباریان از این همه تهدید نمی ترسید خود من هم راغب بودم که توی جشنواره عرض اندام کنم. اما حداقل امسال خوب می دونم که در بخش فیلمنامه باز هم مثل سالهای قبل کج سلیقگی کاملا مشهوده یا لا اقل نام دو فیلم در این بخش نشونه ی یک نوع بی توجهی به این همه استعداد است. این رو از یکی از شاگردهای محمود دولت آبادی و امیرحسن چهلتن بپذیرید که هیچ گاه سینمای ایران در فیلمنامه پیشرفت نخواهد کرد تا وقتی که مانع از بروز تفکراتت بشن و یا به جرم اینکه خوب فکر می کنی و یا مستقل فکر می کنی از حضور محرومت کنن. نمونه اش هم میشه این دو سال اخیر که در بخش فیلمنامه آنقدر سردرگم می شویم که روی می آوریم به فیلمنامه ی کم بنیه ی خون بازی . فیلمی که بر اساس مستند و تفکرات ساخت یک مستند جلو رفته و پایبند به هیچ یک از اصول فیلمنامه نویسی نیست می شود یکی از کاندیداها. از کجا معلوم شاید چون بنی اعتماد توی بخش رقابتی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نیست خواستند با این کارشون از خجالتش در بیان. اما همه ی اینها دلیل نمیشه که بگذاریم مریلا زارعی بیاید و از یک تریبون آزاد هر حرفی رو که دلش می خواهد بزند. مگر خود او برای سه دقیقه گریه کردن سیمرغ نگرفت. خانم زارعی لطف کن فخر گرفتن جایزه هایی رو نکن که تماما سفارشی بوده. گرفتن تندیس از تلویزیون هیچ وقت افتخار نبوده که بارها بهش اشاره کردی. شما به هیچ عنوان حق نداری به بازی قابل احترام باران کوثری توهین کنی. تو اگر توانستی برای یک لحظه یکی از سکانس های سخت و دشوار روز سوم رو بازی کنی اونوقت می تونی ادعا کنی که بازیگری. اگر تونستی برای یک بار هم که شده یه کرم رو روی صورتت بگذار تا ببینم می تونی تحمل کنی. باران کوثری نماینده ی نسلی است که تماما انرژی و تعهد است. او از همان نسلی می آید که وقتی شش سال پیش برای انتخابات ریاست جمهوری خاتمی فعالیت می کرد با هم هم قسم شدیم به چیزی جز ارتقای کشور فکر نکنیم. پس این همه تقلا کردن برای اینکه ثابت کنی که تو جایزه نمی خوای نشان میده که دلت لک زده برای اینکه یک بار دیگه عکست رو روی جلد یه مجله ببینی. پوریا پورسرخ در همان آموزشگاهی بازیگر شد که من هم شاگرد عباس کیارستمی بودم. او را خوب می شناسم و این ننگ نیست که تو بچه جردن باشی و عکست رو روی جلد مجلات ببینیم. این مهمه که امثالی مثل باران کوثری توی جشن چلچراغ امسال نشان محبوبیت گرفتن. در ضمن خانم زارعی شما نمیخواد دلتون برای پرویز پرستویی بسوزه. پرستویی امسال چیزی برای گفتن نداشت. مگر تکرار یک نقش آن هم با این همه شباهت کار شاقی است که توقع داشته باشیم هر سال این جایزه را در دست او ببینیم. هر چند که خود من شیفته ی نگاههای اشک آلود پرستویی هستم اما نمیخواد شما دایه دلسوزتر از مادر بشی. خلاصه اینکه این جنجال ها تا جایی ادامه پیدا کرده که مریلا زارعی قسم خورد من دیگه توی جشنواره حاضر نمی شم. و ما هم میگیم بهتر. اما این موج تا سر فیلم پاداش سکوت هم ادامه داشت و هر کسی گله ای می کرد. من هم خودم به شخصه گله هایی نسبت به انتخاب ها دارم اما سر اون هم به موقع بحث خواهیم کرد. مازیار میری هم کمی آتیشی بود اما نجابت کلامش آنقدر محسوس بود که خودم به شخصه تحسینش کردم. بیایید به جای اینکه کمی به هم توهین کنیم کمی به هم توجه کنیم. ما باید باور کنیم که پدیده ای همچون باران کوثری در سینمای ایران قدرت نمایی می کنه و هرکس که ادعای برتری دارد کمی به خودش بیاید. با داد و بیداد کردن هیچ چیزی درست نمیشه.
و روز نوشت های علی شاه وند...........
مثل همیشه ... عین همیشه !
نگاهی به اسامی کاندیداها و حرف و حدیث ها
تا به امروز که این یادداشت را می نویسم « پاداش سکوت » ، « اتوبوس شب » و « روز سوم » را ندیده ام. « رئیس » هم به درخواست کیمیایی از داوری کنار رفته است. بنابر نمی توان بشکل دقیق لیست نامزدها را بررسی کرد. اما همین که مسعود رایگان، رویا تیموریان و پریوش نظریه برای حضور کوتاه و مکملشان نامزد بهترین بازیگر نقش اول می شوند یا وقتی کارگردانی همیشگی و تحسین برانگیز داریوش مهرجویی و حضور بشدت موثر گلشیفته فراهانی در سنتوری جایی در لیست نامزدها ندارند باید به تک تک داوران شک کرد.
اما از طرفی دیگر با اعتصاب دسته جمعی عوامل فیلم « دست های خالی » (ابوالقاسم طالبی، مریلا زارعی و نازنین مفخم) هم موافق نیستم. شکایت همراه با داد و فریاد مریلا زارعی (که البته سابقه چنین رفتاری را دارد!) که محمدرضا هنرمند و محمدعلی نجفی را مخاطب قرار داد و از آنها گله کرد و گفت ما از قبلا چنین لیستی را تک به تک پیش بینی کرده بودیم یا ابوالقاسم طالبی که با یک لجبازی کودکانه نشست خبری را برای مدتی ترک نکرد و گفت من نمی رم مگر این که با زور مرا ببرید. که با همراهی و وساطت مسعود ده نمکی که از بالکن نظاره گر بود، غائله ختم به خیر شد. این خودخواهی است که توقع داشته باشیم هر فیلمی که می سازیم و بازی می کنیم شایسته تحسین و تشویق و سیمرغ است.
مریلا زارعی وقتی فیلم « روز سوم » را ندیده است حق ندارد به باران کوثری و پوریا پورسرخ توهین کند. هرچقدر هم که نامزد شدن جدیدترین فیلم محمدحسین لطیفی در هر 12 مورد سفارشی باشد، باز هم هیچکس حق نداردن در جمع انبوهی از خبرنگار و عکاس به همکارش توهین کند.
شمارش معکوس برای
به پرواز درامدن
سیمرغهای بیست و
پنجمین جشنواره فیلم
فجر
بچه ها دعا کنید ........
«روز سوم» در 12 بخش كانديد است
عکس مربوط به مطلب

با سيدمسعود اطيابي، كارگردان «مصائب دوشيزه» (مطلب جدید)
« اخراجی ها » همچنان اول هستند - « روز سوم » به رده دوم آمد۰امار فیلمهای برگزیده تماشاگران در روز هفتم جشنواره)
سلام
امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
از تمام دوستانی که به طور مرتب به وبلاگ من سر میزنند و نظر میگذارند ازشون صمیمانه تشکر میکنم.
همتون و خیلی دوست دارم و یه جورایی شب و روزم شما ها شدید......
از اون دوستای مجازی وبلاگ یعنی اونها که میان سر میزنند اون هم به طور مرتب ولی نظر نمیگذارند از اونها هم ممنونم ولی ای کاش شما هام تو این جمع صمیمی شرکت میکردید
و با نظراتتون به وبلاگ ما گرمی وجودتون رو اضافه میکردید.......
به تمام هواداران دو اتیشه و پرو پاقرص اقای پورسرخ تبریک میگم
شماها بهترین انتخاب رو دارید
یکی از با شعورترین و مودب ترین با جنبه ترین ........
و هر چی بای خوبه دنیا رو هواداری میکنید
اقای پورسرخ که من امروز خدا به من این هدیه رو داد تا ایشون رو ازنزدیک زیارت کنم از بهترین و خاکی ترین و خلاصه هر چی از اقاییش بگم کم گفتم
ایشون با کمال احترام و توجه با تمام هوادارانشون برخورد کردند
به همه امضا دارند
من با کمال شرمندگی اصلا نه خودکار پیدا میکردم نه کاغذ
یک کاغذ که خیلی هم ابرومندانه نبود پیدا کردم و با کمال خجالت گفتم من کاغذم همه به من امضا میدید......
گفتند حتما و خودشون از اطرافیان خودکار گرفتند و بدون حرفی امضا کردند با اسم خودم یعنی اسممون رو میپرسیدند و بانام خودتون امضا میدادند
برای من نوشتند
برای خانمحاجی ابراهیمی و امضای معروف و بعد همون اس (s)
معروف
امضا رو اسکن میکنم تو وبلاگ میگذارم
بعد همه که بیرون میاومدند به ایشون تبریک میگفتند و براشون ارزوی موفقیت میکردند
مخصوصا یه نفر بلند گفت انشاا... سیمرغ بگیری و ایشون ازشون تشکر کرد
با صدای بلند ...با صدای کوتاه ..با تکون سر ...با اشاره هر مدلی بهش ابراز میکردی همه رو پاسخ میداد........
اما بریم سر قضیه ی سینما و اکران فیلم
سر ساعت ۳ بعد ظهر منو خواهرم راهی سینما استارا شدیم و ساعت یک ربه به ۵ یعنی ۱ ساعت و ربع مانده به اکران فیلم اونجا بودیم
من یک دفعه جا خوردم دیدم برای خرید بلیط صف بستند
خیلی ترسیدم گفتم نکنه بلیط بهمون نرسه
با هزار دعا و سنا تا سه ۴ نفر بعد من و خواهرم بلیط رسید اما دیگه تمام شد
خیلی شانس اوردیم
چون خیلی وقت داشتیم با خواهرم به پابوس امام زاده صالح رفتیم و برای همه دعا کردیم
ساعت نزدیک یک ربع به ۶ رفتیم طرف سینما به خواهرم گفتم این اولین اکران روز سوم است
ای کاش بازیگران هم بیایند
اقای پورسرخ که نمی ایند ولی بقیه هم باشند غنیمتیه
جلوی ورودی در چهره یک نفر خیلی به نظرم اشنا اومد کمی که دقت کردم شناختم اقای برزو ارجمند بودند.....
تمام ریشو سبیل رو زده بودند و سخت میشد ایشون رو تشخیص داد البته چند بازیگر کم معروف هم بودند که در روز سوم هم بازی کرده بودند
اما من اسمشون رو نمی دونم
فقط چهرشان را میشناسم.....
و بعد رفتیم تو و قسمت تبلیغات شروع شد
خدارا شکر تبلیغات زیاد نمی گذارند
۱ یا دوتا بیشتر نیست و بعد اطلاعیه های مربوط به انتخاب تماشاگران و .....شروع فیلم
اول سالن یک کمی خالی بود
ولی در ارز ۱۰ دقیقه که از فیلم گذشت دیگه سالن پر پر شد
جای سوزن انداختن نبود
توی جایی که میخواستم بلیط بگیرم از یم خانمی سوال کردم چرا واسه بلیط صف وایستادن
ایشون گفت چون فیلمش قشنگه؟؟؟
یک خانم هم که جلوتر از ما بودند وقتی بلیط رو گرفتند مثل امام زاده بلیط رو بوس میکردند و به حالتی که باورش نمیشه بلیط گرفته اونو نگاه میکرد
طوری که یک اقا پسر به ایشون گفت انگار بلیط بهشت گرفته؟؟؟انقدر خوشحاله
؟؟
من هم دست کمی از اونها نداشتم
فیلم که شروع شد برای هیچ بازیگری که روی صحنه می امد سوت و کف نزدند الا اسم اقای محمد حسین لطیفی.....
که یک کفه مرتب براش زدند
البته لیاقت ایشون بالاتر از این حرفاست
خواهرم گفت :انگار تو این تاریکی استفاده کردند و دارند بازیگران رو به سالن میارند
منم حس کردم
ما ردیف اول یعنی اولین ردیف صندلی بعد از صحنه روی صندلی های شماره ۱ و ۲ نشستیم و احساس میکردم که یه ادمایی رو اوردن ردیف اول نشوندن؟؟
بعد فیلم محشر و عالی روز سوم که با صحنه یی از زندان از اقای برزو ارجمند شروع شد
صحنه به صحنه این فیلم کاملا حرفه یی ساخته شده بود
مخصوصا انفجار تانک ها شهادت ها
هیچ صحنهیی حضورنداشت که به واسته غیر حرفهیی بودنش یا بدور از حسو حال فیلم یا بد بازیگری بازیگران شما رو از حسو حال فیلم بیرون کنه
فیلم هم خنده دار بود
جاهایی که از خنده روده بور میشدی
هم جاهایی که صدای هق هقه تماشاگر رو میشنیدید
صحنه های شهادتها بدور از هر گونه افراطو تفریط بود و کاملا به بیننده حس رو منتقل میکرد
جلوه های ویژه مربوط به انفجارها عملیات عالی بود عالی
به جرات میگم اگه میخواید جنگ رو حس کنید این فیلم رو ببینید
اگه میخوای تلفات یک انفجار رو با تمام وجود بدنت حس کنی این فیلم رو ببینید
اگه میخوای شهادت عزیزان رو با تمام وجود حس کنی
لحظه شهادت عزیزان این فیلم رو ببینید
لحظه شهادت رسول برادر رضا(پوریا پورسرخ)هق هقه همه رو در اورد
تو اون شرایط من وقتی برگشتم این فقط برق اشک چشمان تماشاچی بود که دیده میشد
هق هق ها منو عذاب میداد
لحظه شهادت رسول از غمبارترین لحظات فیلم بو....لحظه شهادت رضا که خواهر به خاطرش با تمام وجود داشت خودش رو از تخت پایین مینداخت
تا به برادر خودش رو برسونه
دیگه من نتونستم اشکمو نگه دارم
واقعا حس یک خواهر وقتی برادرش جلوی چشمش پر پر میشه رو حس میکردید
و از همه مهمتر اگه میخوای به ایرانی بودن خودت و غیرت مردان این سرزمین رو با تمام وجود ببینی و حس کنی و به اون ببالی این فیلم رو ببین
این فیلم غیرت مرد ایرونی برای حفظ ناموسش با چنگو دندون نشون میداد
سربازای ما در خرمشهر برای حفظ ناموسشون چی کشیدند
من برای اولین بار غیرت واقعی مرد ایرونی رو در این فیلم دیدم
این فیلم روایت مردانگی مردان ایران زمین بود
بازم میگم اگه میخوای به ایرانی بودن خودت ببالی این فیلم رو ببینید
این فیلم ابروی ایرانه
بدون اغراق میگم
به خودم می بالم که تو ایرانی این چنین زندگی میکنم که اینچنین غیرتمندانه از سرزمینشون محافظت کردند
از این که ادمی مثل اقای محمد حسین لطیفی رو دارم و برای ما با سربلندی تمام مرد و زنه ایرونی رو نشون میده و معرفی میکنه از ایران بودن خودم به خودم میبالم که تو سرزمین این مرد(محمد حسین لطیفی)زندگی میکنم
اخر اینکه فیلم بینقص بود
بازی عالی اقای پورسرخ اقای حامد بهداد و بدون اغراق بگم تک تک هنرمندان و بازیگران اخر بازیگری رو به ما نشون دادند
انشاا.. امیدوارم از جشنواره حقشون رو بگیرند
این فیلم تنها فیلمی که یه مضمون جدید داره
و سیمرغ بهترینها ماله تمام عوامل این فیلمه
البته ما به کسی کاری نداری
اسکارو سیمرغ بلورین بهترین فیلم
بهترین کارگردانی
بهترین فیلمنامه
بهترین بازیگری بازیگران
سیمرغ بلورین بهترین طراح صحنه
بهترین جلوه های ویژه
و تمام بهترین ها به فیلم روز سوم و عوامل این فیلم تقدیم میکنیم
احسنت به تمام شما که گل کاشتید
دست مریزاد
موفق و موید باشید
قشنگ ترین ارزو ها هم همهش ماله شما
حالا از تمام این ها بگزریم تصور کنید تو حال و هوای فیلم باشی از سالن بیای بیرون ببینی اقای پورسرخ و چند تن از بازیگران فیلم میزبان شما هستند و از اینکه اومدید فیلم رو تماشا کردید ازتون تشکر میکنند
بهتر از این میشدمن توی شک تمام بودم اصلا حالین نبود
تو اون شرایط خواهرم خیلی کمکم کرد و بهم کمک کرد هم امضا گرفتم هم عکی یادگاری هم تونستم از خانمی قول بگیرم تا بتونم عکس هارو برام میل کنه که تو وبلاگ بذارم
خلاصه خواب ندیده بود
اقای پورسرخ به بزرگترها خیلی احترام میگذارند
وقتی اونجا بودیم یک خانم مسنی اومد گفت:
خوب پوریا جان به من هم یه امضا بده ببینم
اقای پورسرخ با کمال شرمندگی و احترام با ایشون برخورد کردند
و حتی ناراحت میشدند میدیدند مردم هی به ایشون میگند برو کنار میخوایم عکس بگیریم
و دیگه به حرف هیچ کس اعتنا نکردند و ب کمال احترام با ایشون برخورد کردند
تنها چیزی که مونده بگم اینه که بعد از اون ملاقات همه که از سالن اومدند بیرون
همه فقط از یک چیز صحبت میکردند و اون اینکه اقای پورسرخ خیلی پسر خوبی هستند
حتی توی راه یکی از خانها که خودشون رو اینجوری نشون دادند که از پورسرخ خوشم نمی یاد و فقط و فقط به خاطر اقای لطیفی اومدند
فیلم رو ببینند و خودشون می خواهند کارگردان بشوند
گفتند:از پورسرخ خوشم نمیاد ولی خیلی پسر خوبیه؟؟/
برای ما شنیدن این حرف افتخاریه.....
دیگه من شرح ماوقعه کامل امشب رو دادم
میدونم چیزی جا ننداختم تا شمام حس کنید که توی اون سینما بودید
فقط در اخر بگم که از اینکه هوادار اقای پورسرخ هستید پشیمون نباشید و به خودتتون ببالید
ایشون لیاقتش بالا تر از این حرفاست
این قطره ای از دریای ایشون هست
در پست بعدی دیگه انشاا.. جوایز جشنواره رو اعلام میکنم
انشاا.. که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد ماله اقای پورسرخه....
شما دعا کنید میشه
راستی اینو یادم رفت بگم اخر سر که داشتیم مییومدیم بیرون خواهرم همین جوری دستشو بلند کرد با صدای بلند گفت اقای پورسرخ خداحافظ ایشاا.. موفق باشی
ایشونم با کمال احترام در حالی که ما فکر نمیکردیم جوابمونو بده گفت قربان شما(باصدای بلند)شمام موفق باشید
خیلی به همه تو اون محوطه چسبید
قربان شما
خداحافظ

عکس های بیشتری از نشست فیلم مصائب دوشیزه
لینک مربوط به مطلب(دست نوشته های یک فرد در مورد مصائب دوشیزه)
مصائب دوشیزه ؛ سید مسعود اطیابی
ارتباط مسلمانان و ارمنیها در ایران از دیرباز ارتباطی تنگاتنگ بوده است ، به خصوص مراسم مذهبی محرم و عاشورا برای برخی از ارمنیهای ایرانی مطابق اعتقادات خودشان، نوعی نگاهی دوباره به مصلوب كردن مسیح بوده است و همچنین برخی از مسلمان حتی اعتقادی را كه مسیحیان در باره علت به صلیب كشیدن مسیح دارند را ، كه زجر او را نوعی كفاره گناهان پیروان خودش میدانند ، در باره امام سوم شیعیان و یارانش نیز به همینگونه اندیشه میكنند ، این مطلب در بیتی از شعر معروف قاآنی در باره واقعه كربلا كه در كتاب همشهری هم پنجشنبه گذشته دوباره نشر شده بود ، چنین آمده :
خنجر برید حنجر او را نكرد شرم؟ كرد، از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا بهر چه ؟ بهر آنكه شود خلق را شفیع شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا
كه البته تكرار آن را هم به نوعی در فیلمنامه " روز واقعه " بهرام بیضایی به صورتی دیگر شاهد هستیم.فیلم مصائب دوشیزه هم بر همین مبنا ، ارتباط بین دختری ارمنی و پسری مسلمان را بهانه قرار داده ، تا به این مسائل حاشیهای تا متن بیشتر بپردازد.سست بودن داستان فیلم ، بازیهای نچندان دلچسب بازیگران ، كارگردانی سردستی و ... فیلم هیچكدام به پای عقیدهای كه كارگردان فیلم اشاعه میدهد ، نمیرسد.تصویب چنین فیلمنامهای ، حضور او در اولین روز جشنواره كه به ایام عاشورا نیز نزدیك است و شركت دادنش در بخش " سودای سیمرغ " خود بیانگر خیلی حرفهاست ، در مقابل فیلم دیدار را از خاطر نبردهام كه به خاطر طرح چنین مسائلی سالیان سال در محاق توقیف بود و سرآخر هم در زمانی اندك به اكران درآمد.كارگردان فیلم هم در جایی اشاره كرده بود كه فیلم به نوعی گفتگوی بین ادیان را مطرح میكند ، البته گفتگو در كافیشاپ بین دختری ارمنی و پسری تازه نامزد از دست داده كه سرآخر فیلم گفتگویشان به جایی نمیرسد ، چرا كه خیالات باطل پسر مسلمان كه به جای زهرای از دست داده در تصادف ،عوضش در این گفتگوی بین ادیان ژانت ( فاطمه ) را یافته خیالی عبث است و دختر دل به آندره عزیزش دارد و بس ، خصوصا وقتی كه معلوم شد ، قاتل زهرا ، ژانت نیست و از وجداندردی خلاصی یافت.تماشاگران ایران دیگر آنقدر حرفهای شدهاند كه درست در جایی كه ژانت به خاطر همان درد وجدان به بیمارستان میرود و میفهمد زهرا بر اثر تصادف مرده ، با خش و خش چیپس مزمز زیر دهان و بلند به بغل دستیاش بگوید ، اشتباه میكنه این اونی نیست كه دختره بهش زده كه البته فیلمنامهنویس فكر كرده بود ، این گرهی كور و اساسی را هیچكسی نمیتواند باز كند ، جز خودش كه یكساعت بعد از این جریان از میان كلاه معجزهگرش بیرون میآورد و تماشاگران را انگشت به دهان میگذارد.راستی تازه دیشب متوجه شدم جایگزین مناسب ترق ترق تخمه آفتابگردان و ژاپنی در سینماهای دهه شصت ما شده است خشخش آزار دهند چیپس و پفك و زرورق هاتداگ و ... خوش به حال بوفهداران سینما!
من هم با نظر ایشون موافقم...اونقدر که اقای پورسرخ تعریف میکرد خوب نبود...........هیچ جذابیتی ادمو تشویق نمیکنه فیلم رو تا اخر تماشا کنی
مشت کارگردان و نویسنده از تصادف اول برای تماشاچی باز میشه..............
صحنه های جالب اون فقط چهره معصوم و جذاب اقای پورسرخ با صدای زیبای ایشون هست..........و ایشون خیلی نقششون رو خوب بازی کردند
از نظر من ستاره فیلم اقای پورسرخ بود که همون اول فیلم بدون جذابیتی جلوت ظاهر میشه
نه سوتی نه کفی به اونجا نمیرسه؟؟؟؟
۲)یه نظر دیگه؟؟؟
جشنواره روز دوم!
نوشته Ourdays.ir در 16م بهمن 1385 @ 08:57
خون بازی:6 از 10(اصلا اونجوری نبود که تعریف میکردن!شاید فقط بازی باران کوثری تو چشم بود!)مصائب دوشیزه:6 از 10 (بد نبود ولی خب خیلی نکته های نا تمام و سر در گم داشت!)××××…
۳)یه نظر دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟
پرستو:
سلام مهناز.
امروز اقلیما رو می بینم احتمالاً. فردا هم رئيس رو.
سنتوری هم که معلوم نیست چی بشه...
مصائبِ دوشیزه منظورته؟ شنیدم که خیلی بد بوده. ندیدمش.
Posted by: مهناز ميناوند at February 6, 2007 11:23 AM
میعادگاه ما فردا ساعت بعد از ظهر۶ سانس ۳ سینما استارا (تجریش-خ شهرداری-جنب بیمارستان شهدا)فیلم روز سوم.
عکس پشت صحنه ساعت شنی(عکس پوریا نداره)
یه سرگرمی جالب(علافا کلیک کنن)*****ببخشید امیدوارم بهتون بر نخوره.......محض سرگرمی گذاشتم(بلانسبت همه شما )
خداراشکر...فکر میکنم نود درصد انتخابهایم ...انتخابهای درستی بوده و راضی ام.
اما به نظر می اید خوشحال نیستید؟
من بابت کارم ناراحت نیستم...از این حاشیه ها عصبانی هستم.مصاحبه های دروغی که از قول من چاپ می شود.خب یکسری دوستان مطبوعاتی دارم که خیلی به من لطف دارند...اما خیلی ها فقط اب را گل الود میکنن تا ماهی خودشان را بگیرند.
کری خوانیهای شما با گلزار از همین دسته است؟
راستش غیر از ان مدت بسیار کوتاهی که در تیم والیبال هنرمندان بودم هیچ برخورد دیگری با گلزار نداشتم...نمی دانم اینها از کجا این صحبتها را می اورند گلزار کار خودش را میکند من هم کار خودم را انجام میدهم.خیلی جالب است انها خبری از قول من چاپ می کنند و در شماره بعدی تکذیب میکنند بعد هم میروند از قول گلزار مطلب دروغین چاپ میکنند و دوباره ان را تکذیب میکنند...ایتن چه معنایی میتواند داشته باشد..نمی دانم.واقعا این کار چه سودی دارد؟
شاید چون با انها مصاحبه نمیکنید اینطور می شود؟
این که دلیل نمی شود...اصلا دلیلی ندارد همه جا بروم و همه نوع مصاحبه داشته باشم.ان اوایل در بعضی نشریات خیلیها حرفهای بسیاری از قول من نوشتند که اصلا عنوان نکرده بودم یا اگر گفته بودم به گونه یی دیگر بود ...ولی انها انطور که دوست داشتند و براساس برداشت شخصی خودشان گفته های مرا چاپ کردند.
اما برخی اوقات این مجلات میگویید تصاویری خوب از شما به چاپ میرسانند؟
مشکل همین جاست...چون یک عکس خوب پیدا میکنند برایش یک تیتر می سازند.من حتی در مواقعی عکس را به منظور استفاده از جای دیگری داده ام ولی لین اتفاق افتاده.
از فیلم ((مصائب دوشیزه))بگویید؟
تجربه فوق العاده بود..راستش این از همان دست فیلمهایی است که مورد علاقه من است...سینمای معناگرا را دوست دارم.....کاررا باید ببینید...خیلی خوب شده است.از این نوع فیلمها همیشه استقبال می کنم.
((پسران اجری))چطور؟
نه زیاد با سلیقه ام جور نیست...مثلث عشقی و گیتار و اواز و.....گاهی ادم کاری رات به دلیل شرایط قبول می کنه نه به خاطر علاقه.
یکی از این شرایط میتواند محمد حسین لطیفی باشد؟
واقعا نمی دانید کار کردن با این مرد چه لذتی دارد.این رو به گواه همه کسانی که با او همکاری داشته اند می گویم...انسان بسیار نازنینی هستند.در ضمن قصه ((روز سوم ))را دوست داشتم یک نقش کاملا متفاوت با کارهایی که کرده ام...این تفاوت واقعا وجود دارد...حتی گریم من در این کار شکل جدیدی دارد.اصولا هم رابطه خوبی با کارهای مناسبتی دارم.
این گریم متفاوت را در سریال ((ساعت شنی))هم خواهیم دید؟
بله؟انجا اصلا با موهای رنگی و انز رنگی ظاهر شده ام نقش زیاد بلندی نیست..اما خیلی دوستش دارم.
انجا مقابل خانم مقانلو ایفای نقش کرده اید...چطوربود؟
فوقالعاده عالی...انرژی بسیار بالایی دارند که باعث می شود بازیگر مقابل هم مراوده درستی داشته باشد.من به پارتنر خیلی اهمیت می دهم ...چون در بازی دو نفره می تواند کار مرا ضعیف کند یا قدرت ببخشد.امیدوارم خانم مقانلو هرجا که هستند موفق باشند.
راستش دروغش گردن راوی....
ایا پوریا پورسرخ در یک نشریه اجتماعی نویسنده مطالب سینمایی بود؟
خیر...پوریا مدتی بر حسب رشته تحصیلی اش در دانشگاه که فیزیولوژی گیاهی بود..در یک موسسه مربوط به فضای سبز ...یک نشریه تخصصی داخلی را می گرداند ان هم برای مدت کوتاهی و اخبار منتشره درباره فعالیتش در مجلات صحت ندارد.
با عرض سلام
امیدوارم حال همگی تون خوب باشه
اگه دقت کرده باشید ..من تا تعداد کامنتها به ده برسه دوباره اپ میکنم.....امیدوارم وبلاگ منو دوست داشته باشید و از اینکه به وبلاگ من سر میزنید کلافه نشید و خستتون نکنه....اینو به خاطر این گفتم چون شما ها همه طرفدارای پرو پاقرص اقای پورسرخ هستید و اگه وبلاگ خوب هم نباشه به خاطر هواداری سر میزنید
من خداراشکر بهترم....ولی عجب مریضی بود....خیلی مراقب خودتون باشید چون این مریضی جدید حالا حالا ها برو نیست بد جوری ادمو زمین گیر میکنه...من هنوز درگیرم و کلاسامو نرفتم.
راستی یه در خواست از تمامتون دارم که اگه ما هواداران اقای پورسرخ هممون از ته دل برای اقای پورسرخ دعا کنیم ....واقعا هممون از ته دل قول میدم سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مال اقای پورسرخه...اما مثله اینکه شما ها باور ندارید...همین ده نفر دعا کنند .....کاره اقای پورسرخ گرفته؟؟؟در ضمن در نظر سنجی سینما نت شرکت کنید تا لااقل اونجا برنده باشیم.
در ضمن این مصاحبه و مطلب ماله مجله مجموعه می باشد و من در مورد صحت مطالب اطلاعی ندارم
این حرف اخر هم برای اقای پورسرخ که اگه اومدن وبلاگ منو دیدند...من مثل خواهر کوچکشون هستم دست از سر مجلات و مصاحبه های قلابی بر دارید...این شما هستید که می رید و مجلات و عواملشون سر جاشون هستند همون جوری که خیلی های دیگه اومدنو رفتند.....اونوقت دلتون می سوزه اونها رم راضی نگه دارید چون شما مدیون اونها هستید.
خبر های جدید
خبرهای مربوط به نشست خبری فیلم مصائب دوشیزه
اطيابي: فيلم «مصائب دوشيزه» نيازمند تقدير بود





نشست خبری مصائب دوشیزه(ایران فستیوالز)
مسعود اطيابي گفت: مصائب دوشيزه، فيلمي راجع به اديان نيست به همين دليل سعي كردم كه لحن فيلم به دوراز شعارزدگي باشد.
به گزارش خبرنگار ایران فستیوالز، نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» با حضور عوامل اين فيلم در سينما فلسطين برگزار شد.
مسعود اطيابي كارگردان اين فيلم تمام لحظات توليد اين اثر را سخت دانست و تصريح كرد: حس ميكردم در لبه تيغي حركت مي كنم و نبايد شعاربدهم.
وي افزود: اين فيلم در درجه اول يك اثر اجتماعي است و نه فيلمي در رابطه با اديان، بنابراين سعي كردم كه لحن فيلم بدور از شعارزدگي باشد.
اين كارگردان درباره عدم داشتن لهجه بازيگران ارمني اين فيلم اظهار داشت: كاركترهاي ما مسيحي هستند و با ارامنه فرق دارند، اگر لهجه ميگذاشتيم بايد در خانه هم ارمني صحبت ميكردند، ضمن اينكه كنترل لهجه در طول 45 روز فيلمبرداري كار مشكلي بود.
وي در ادامه با اشاره به ريتم مناسب فيلم گفت: از ابتدا كه فيلمنامه را خواندم دوست داشتم، ريتم فيلم كند باشد و فكر ميكنم اگر ريتم فيلم به غير از اين بود، ديگر فيلم جذابيت فعلي را نداشت.
غلامرضا موسوي تهيهكننده اين فيلم نيز در خصوص سرمايه گذاري براي توليداين فيلم توضيح داد: در ابتدا فيلمنامه را پسنديدم و در مرحله بعد شناختي بود كه از مسعود اطيابي داشتم و در نهايت نتيجه كار هم خوب شد و معتقدم ايشان ازجمله كارگردانان موفق در اين عرصه به شمار مي آيند.
وي افزود: به نظرم فيلم ارتباط خوبي با مردم برقرار خواهد كرد و اگر تلويزيون در اطلاعرساني كمك كند «مصائب دوشيزه» قطعا از فيلمهاي موفق سال 86 خواهد بود.
بهنوش طباطبايي بازيگر اصلي فيلم نيز با اشاره به نزديك شدن به نقش خود در «مصائب دوشيزه» اظهار داشت: براي اينكه بتوانم «ژانت» را باور كنم، همه اعتقادم را بايد خراب ميكردم تا «ژانت» در طول كار آنها را بسازد و فكر ميكنم در اجراي نقش يك دختر مسيحي موفق بودهام.
حسن كريمي مدير فيلمبرداري، حسن ايوبي تدوينگر، احمد رفيعزاده فيلمنامهنويس، محسن ملكي طراح گريم و مهدي پاكدل بازيگر از ديگر عواملي بودند كه در جلسه حضور داشتند.
-

سلام....امیدوارم حاله همگی تون خوب باشه....
من که مریض بودم و هنوز خیلی خوب نشدم.....در ضمن من با این مریضیم بالاخره رفتم فیلم مصائب دوشیزه رو دیدم........فیلم قشنگی بود نه اون اندازه که اقای پورسرخ از اون تعریف میکرد.....
از نظر من کارگردانی کار مشکل داشت چون خیلی از صحنه ها رو به خوبی نتونسته بود به تصویر بکشه......
تو سینما که بودیم از خانمی پرسیدم که فیلم چی می خواد پخش بشه گفتند مصائب دوشیزه .....ایشون پرسید کی توش بازی کرده من گفتم اقای پورسرخ اقای مهدی پاکدل و خانم بهنوش طباطبایی ......ایشون از اینکه اقای پورسرخ توش بازی کرده بود خیلی خوشحال بود چون فکر میکردند بازیگر خوبو توانایی.....اما از بقیه خوششش نمی اومد.........
ام در اخر فیلم جایی که همه باید کارت مخصوص انتخاب بهترین فیلم تماشاگران را در صندوق بگذارند....چند نفر رو دیدم که میخندیدند و میگفتند فیلم خیلی ضعیف بود.....خیلی ضعیف بود و کارت رو در قسمت ضعیف ها انداختند.....
متاسفم...از نظر من هم کارگردانی ضعیف بود..........فیلم.... فیلمنامه خوبی داشت اما بهتر از اون میتونستند بسازند.....مطلبو خوب نرسوندن.......گره افکنی ها خوب نبود و هنرمند بدون هیچ شوقو قشتگی به مردم معرفی شد.....اصلا هیچ کس یک دست هم برای اقای پورسرخ یا ....نزدند.....یک دفعه میدیدی شخصیت جلوت نشسته
فیلم قشنگ بود نه تا اون اندازه که اقای پورسرخ میگفتند.......در ضمن نقش اقای پورسرخ خیلی کوتاه بود..........ولی همون چند جا زیبا و قشنگ ظاهر شدند.........
امیدوارم حالم خوب بشه ....داستانو براتون تعریف میکنم که فیلم از چه قراری بود....برام دعا کنید حالم خوب بشه؟؟؟
خبرجدید
اگر می خواهید در جریان کامل فیلم های جشنواره باشید......برنامه یی با عنوان سیمرغ ۲۵ از شبکه ۵ سیما بعد از برنامه منو زیر سایه خودت نگه دار(اقای رشید پور)تقریبا ساعت ۱۱ به بعد برنامه خوب و کاملی از جشنواره رو ارائه میده......
همچنین برنامه نگارستان جشنواره فیلم فجر شبکه چهار که در ساعت ۶بعدازظهر از شبکه چهار پخش می شود.
و برنامه جشنواره فجر شبکه دو سیما در ساعت ۸ شب از شبکه دو سیما پخش می شود.
شانس اول کسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره بیست و پنجم کیست؟
فيلمهايي كه نبايد تماشاي آنها را از دست داد
روز سوم در روزهای پایانی نمایش قرار گرفت
برنامه ی شنکه چهار...روایت کامل جشنواره فجر
قلبها تنها با یاد خدا ارام میگیرد(از وبلاگ شخصی من هم دیدن نمایید****)
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.....
سالروز شهادت سرورو سالار شهیدان امام حسین و همیشه علمدار کربلا حضرت عباس رو بهتون تسلیت عرض میکنم.
شمارش معکوس برای اغاز ۲۵ جشنواره فجر با حضور اقای پورسرخ
من به سینما فلسطین رفتم اما نتونستم بلیط تهیه کنم......یعنی تمام شد.......حیف....امیدوارم شما تونسته باشید بلیط بگیرید............در ضمن من از یک بیماری سخت دارم بیرون میام....سرماخوردگی شدید ولی خدارو شکر انقدر خوب شدم که بلافاصله اپ کنم....امیدوارم حاله همتون خوب باشه
برای اقای پورسرخ دعا کنید.در ضمن نظر خودتون رو در مورد حضور اقای پورسرخ در جشنواره فجر بگید....فکر میکنید اقای پورسرخ علاوه بر رقیبان بزرگ همچون پرویز پرستویی چهگونه در جشنواره فجر موفق میشود......و ممکن است چه جوایزی را بگیرند؟؟؟
گالری عکس و پشت صحنه مصائب دوشیزه
در نظر سنجی سایت سینمای ما در مورد جشنواره فیلم فجر شرکت کنید



خدایی پیدا کردن این عکس ها نظر نداره؟؟
اگه عکس ها باز نمی شه اینجا کلیک کنید
گالری عکس سریال ساعت شنی******
وب نوشته های مجید توکلی(روز سوم یک فیلم عجیبی اس)
عکس مرتبط با مطلب
در این وب اقایی به
نام مجید توکلی که نمی دونم چه شغلی دارن رفتن و قسمتهایی از فیلم روز سوم رو دیدن و نظر خودشون رو گفتن .....خوندن این مطلب خالی از لطف نیست.در ضمن من نمی دونم چرا عکس ها باز نمی شه
......برای همین از این به بعد فقط لینک میگذارم.










سينماي دفاع مقدس با هفت فيلم در جشنوارهي بيست و پنجم؛
«روز سوم» به جشنواره فيلم فجر ميرسد (خبر جدید)****
عکس مرتبط با مطلب

جلد مجلات
مطالب
پوریا پورسرخ بازیگری که یکسال گذشته پله های ترقی را به سرعت طی نمود بطوریکه توانست در چند فیلم و سریال تلویزیونی بازی کند.پورسرخ می خواهد با فیلم جدید خود در جشنواره شرکت کتد این بازیگر جوان طی گفت گویی اظهار داشت :برایم بسیار جالب خواهد بود که در جشنواره حضوردارم و می توانم بخت خود را ازمایش کنم.خیلی دوست دارم زودتر جشنواره فجر اغاز شود و متوجه بشوم نظر کارشناسان و داوران نسبت به بازی من در این فیلم چگونه است .پورسرخ اضافه کرد:این روزها در اضطراب و هیجان هستم می خواهم بدانم عملکردم چگونه مورد ارزیابی قرار می گیرد.
خبر جدید
سعید اسدی گفت:((فیلم میهمان اسفندماه امسال راهی اکران خواهد شد.))
مجله اتفاق نو
پوریا درست می گفت....
پوریا پورسرخ از حضور اولیه اش در سینما چندان راضی نبود و چند ماه پیش عنوان کرد پیشنهاد های سینمایی اش را جدی تر خواهد گرفت.بعد از این ادعا بود که او برای مصائب دوشیزه وبعد روز سوم قراترداد بست .این دو فیلم از میان ۹۹ فیلم متقاضی به بخش مسابقه راه پیدا کرده اند.طرفداران پوریا پورسرخ که تعدادشان هم کم نیست حالا می توانند در جشنواره فجر با او تجدید دیدار کنند..درست برخلاف طرفداران گلزار که سالهاست قید حضور اورا در جشنواره زده اند.
اول انتخاب شد بعد ساخته شد؟
جالب است بدانید گرچه ده روز از انتخاب فیلم (روز سوم)به عنوان یکی از اثار بخش مسابقه بیست و پنجمین فیلم فجر معرفی شد اما هنوز ساخت این فیلم به پایان نرسیده است؟محمد حسین لطیفی در روز سوم یک داستان عاشقانه را در قالب یک فیلم جنگی به تصویر کشیده است.این فیلم جزو پر هزینه ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران محسوب می شود و ظاهرا هیات محترم انتخاب فیلم های جشنواره امسال فقط با دبدن چند سکانس از این فیلم که به دستشان رسیده بود..روز سوم را مورد حمایت ویژه قرار دادند و به بخش مسابقه فرستادند.
با عرض معذرت.....
سلام
امیدوارم حال تمام هواداران پروپاقرص و دواتیشه اقای پورسرخ خوب باشه و با موفقیت امتحانات رو پشت سر گذاشته باشید.
عذر خواهی منو به خاطر غیبت طولانی ام بپذیرید....من کامپیوترم خراب شده بود و در موقع تعمیر مودم اسیب دیده بود و....داستانش دراز ولی فقط این و بگم که خیلی برام هزینه برداشت و العان دقیقا نزدیک ۳۰ دقیقه است که به کمک تمام اهالی محل...اقوام و فامیل(همسایه ها یاری کنید...)تونستن اینترنتم رو درست کنم و بلافاصله اومدم سر اپ کردن...خدارو شکر که بالاخره برطرف شد. در ضمن اقایی که کامپیوتر منو درست کردند لطف کردن و تمام عکس ها و مطالبی که من برای اپ های بعدی اماده کرده بودم رو دیلیت کردن...به همین خاطر دستم کمی خالی و این ها هم مال عکس های سیو شده در سایت اپلود بود که داشتم و گذاشتم ...
من جمعه ۶ اخرین امتحانم یعنی اواشناسی رو بدم تمام می شود....و انوقت فصل جدیدی ان شاا... در ارتباط ما اغاز خواهد شد...
از تمام دوستانی که برای اقای پورسرخ شعر گذاشتند تشکر می کنم....
شعر های هوادارن دواتیشه تقدیم به اقای پورسرخ عزیز
بهاره
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما این فکر می کنه اون جا جای کفتراست اخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاه من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم میون اون کبوترا با چه رویی بپرم .
ساحل
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شداز جام وجوم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
از همه ی هواداران اقای پورسرخ در این شرایط سخت که اقای پورسرخ زحمت و تلاش خودشون رو کردن و منتظرند نتیجه کارشون رو ببینند ..می خوام که برای اقای پورسرخ هنرمند محبوبمون دعا کنند تا به اون جایی که حقشونه و لیاقتشونو دارند برسند......ممنونم.
جدیدترین اخبار
روز سوم در جدول فروش قرار نگرفت...ومصائب دوشیزه در گروه دوم قرار گرفت.
پوریا پورسرخ با دو فیلم در جشنواره فجر حضوردارد.
فیلمهای عرصه دفاع مقدس سفارش داده شده اند...
مسعود اطیابی و فیلم(مصائب دوشیزه).....فیلمی برای (تفاهم ادیان)....گفتگو...
فیلمرداری روز سوم به پایان رسید.
در نظرسنجی سایت سینما نت در مورد بهترین فیلم جشنواره شرکت کنید.
سينماي دفاع مقدس با هفت فيلم در جشنوارهي بيست و پنجم؛ (مطلب جدید)
گالری عکس فیلم سینمایی روز سوم(سینمای ما)






[100].jpg)


































