یا مقلب القلوب ولابصار
یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الا احسن الحال
هو
بر امد باد صبح و بوی نوروز
بکام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
با عر ض سلام خدمت تمامی هواداران جناب اقای پورسرخ
سال نو را به تمامی شما عزیزان تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالی خوب و با برکت و موفقیت در پیش رو داشته باشید
بهترین ارزو ها را برای تمامی شما ارزو مندم
و برای سلامتی تمامی شما دعا می کنم
در لحظه بزرگ تحویل سال و همه لحظات شیرین عید همدیگر را فراموش نکنیم و برای هم دعا کنیم
یک سال خیلی خیلی خوب همراه با اقای پورسرخ را گذراندیم.........و از خدای منان ممنونیم که پیشرفت لحظه به لحظه ایشان را شاهد بودیم و به قولی ما را رو سفید کردند.
هر چه فکر می کنم عیدهای سالیان قبل در خاطرم نیست ....وقتی تو نبودی ...بهار هم نبود.
تقدیم به اقای پورسرخ

سال ۸۵ هم رفت و دیگر برنمی گردد و چه بی رحمانه بدرقه اش می کنیم؟؟

وقتی با یکدیگر سال را تحویل کنیم ...عشقمان یک سال دیگر بزرگ می شود.
می خواهم ترانه ای بگویم که در ان فصل تازه تری از بهار باشد و در ان فصل ماه من شوی

هفت سین را کنا حوض چید تا ماهی های قرمز حوض هم عیدی گرفته باشند.

دعای یک بازنده:گرچه با من نیستی اما مال من باش.....
سال ۸۵ بهترین سال زندگیم بود
پوریا پورسرخ:دلم می خواست قضاوت ها را تغییر دهم.
روراست عید را زیاد دوست ندارم.
پوریا پورسرخ..۴/۴/۱۳۵۶ ...تهران
-مجردم
تلاش:چرا تا حالا ازدواج نکردی؟
-به خاطر مشغله کاری.از سویی موقیتش پیش نیامده.
تلاش:قصد نداری سال ۸۶ طلسم را بشکنی؟
-ازدواج نمی تواند یک تصمیم از پیش تعیین شده باشد .ازدواج (اتفاقی)است که بعد از پختگی جوان به سراغ او می اید.
-خیلی خوب است.من با خانواده زندگی میکنم.
-شرایط خودشان را بسنجند بعد ازدواج کنند.
-اخرین فیلمی را که دیدم (مرحوم)بود یا به عبارتی دیگر (رفتگان)که کاری از مارتین اسکورسیزی .
-همین (رفتگان )یکی از بهترین فیلم هایی بود که تا به حال دیده ام.
-برای بار دوم خواندن (شطرنج با ماشین قیامت)را شروع کرده ام.
-چنین گویند بزرگان.این کتابی است که (جملات قصار) بزرگان درونش به چاپ رسیده است.
-لباسی را می پوشم که به من بیاید.در کل خیلی دنبال مد نیستم.
-انقدری خرج می کنم که لازم است.
-یک سری وقتی که پخش وفا تمام شد قضاوت هایی کردند که دوستشان نداشتم.دلم می خواست قبل از پایان سال این قضاوت ها را تغییر بدهم.فکر میکنم این اتفاق در جشنواره افتاد.
-سال ۸۵ برای من عالی بود.
تلاش:این که می گویند ((سال ۸۵ سال پورسرخ است))درست است.
-نه؟ به نظرم سال ۸۵ سال همه است.البته من این سال را خیلی دوست داشتم .چون اتفاقات خوبی برایم افتاد و بهترین سال زندگی ام بود.
-جذاب ترین اتفاق در سال ۸۵ برای من (انتخاب) شدنم بود جهت بازی در روز سوم.این اتفاق حتی از کاندیدا شدنم در جشنواره نیز جذاب تر و مهمتر بود.
-بلدم-فسنجان.
-برای هر چیزی یک رنگی.برای ماشین مشکی ..برای لباس سرمه ای.
-در حال حاضر گل خاصی در ذهنم نیست.شما بنویسید که همه گل ها را دوست دارم.
-در حال حاضر چیزی توی ذهنم نیست.
-ولتر می گوید:نیش چند مگس هرگز اسب تازی را از تاختن باز نمی دارد.
-عشق یک احساس خوب و محترم است.
-عوض انکه به فکر شکستن نردبان رقیبان باشیم ..به این فکر کنیم که او چگونه نردبان موفقیتش را ساخته تا ما نیز گام در همین مسیر برداریم.
-امیدوارم سال ۸۶ سالی توام با ارامش باشد.
-درست نیست به این سوال جواب بدهم.
-سال ۸۵چون سال سگ بود و من هم علاقه خاصی به حیوانات دارم...در نتیجه سال ۸۵ برای من سال خوبی بود.
تلاش:از خوک شناختی داری؟
-نه..این را هم بنویسید که زیاد در قید و بند طالع بینی نیستم.
-امیدوارم سال پیشرفت باشد.
-فعلا که برنامه خاصی ندارم.
-روراست عید را زیاد دوست ندارم؟
تلاش:چرا؟
-من ادم اکتیوی هستم و از سکونی که در عید وجود دارد خوشم نمی اید.
-معمولا سیزده بدر ها خانه هستم.-بچه ها مواظب باشید.
-خبر فوت ناصر عبدالهی ..پرویز یا حقی ..بابک بیات ...پوپک گلدره...رسول ملاقلی پور و سایر هنرمندان.
-همبازی شدنم با حامد بهداد بهترین اتفاقی بود که افتاد.
-امسال چهارتا کار سینمایی داشتم.اسامی انها عبارتند از:پسران اجری...مهمان ...مصائب دوشیزه...و روز سوم.سریال های وفا و صاحبدلان را هم داشتم که پخش شدند.الان منتظر پخش سریال ساعت شنی هستم.
-مادرم و خانواده ام.
-هیچ کس به ما عیدی نمی دهد.
تلاش :حالا دوست داری از کی عیدی بگیری؟
-از مادرم.
-بیشتر عیدها پول گرفته ام.
-از مرگ خیلی می ترسم .هنوز به ان حد از شجاعت نرسیده ام که ان را بپذیرم.
هفته نامه تلاش

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم برای امدنت باران را بهانه نمی کردی.
میهمان
تصویر تمام قد امین حیایی؟
(میهمان)را کارگردان اواز قو ساخته است؟این خبر به اندازه کافی تعمق بر انگیز است که بتوان در موردش مقالات متعددی هم نوشت و قبل از هر چیزی باید پرسید:(سعید اسدی چرا در این چند سال فیلمی نساخت؟مگر کم فروخت؟مگر هم عوام و هم روشنفکران از ان استقبال نکردند؟)
سعید اسدی از جدید ترین ساخته اش به شدت دفاع می کند اما تردیدی نیست که میهمان جزو کمدی های تراز اول سینمای ایران به حساب نمی اید.پتانسیل تک تک عوامل میهمان از جمله سعید اسدی محمد رضا شریفی نیا و امین حیایی بیشتر از ان چیزی است که در این فیلم می بینیم.
امین حیایی برای انکه نسبت به نقش های اخیرش در فیلم هایی از این دست فاصله بگیرد...(فیگور)دست اولی گرفته که مینای تبلیغات فیلم هم قرار گرفته است؟به همین دلیل میهمان جزو معدود فیلم های سینمایی ماست که در تبلیغات ان از تصاویر تمام قد ارتیست ان استفاده شده است؟
او در میهمان نقش یک راننده تاکسی را بازی می کند که در استانه ازدواج قرار دارد و به طور تصادفی با یک دختر امریکایی اشنا می شود که اتفاقا او هم قصد ازدواج با نامزد ایرانی اش را دارد اما به خاطر بد بینی تصمیم به تجدید نظر گرفته به به دنبال هموطن خودش می گردد.در این جستجو متوجه می شویم که......
فکر می کنیم تعریف کردن ادامه قصه ...خیانت به سازندگان میهمان باشد.فقط همین چند نکته را هم اضافه کنیم که میهمان چند سکانس واقعا با مزه دارد ..انقدر بامزه که حتی اگر با کلیت فیلم به شدت مخالف باشید هم نمی توانید در رویارویی با این سکانس ها جلوی خنده خودتان را بگیرید؟
تعداد ستاره های فیلم میهمان کم نیست .اساسا ساخت فیلم های اینچنین همیشه با حضور گرم ستاره ها همراه است تا فروش اثری که از نظر سینمایی قابل دفاع نیست ..تضمین شود اما کلیشه شدن محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی در نقش ادم های میانسال و جوانی که در همه حال می کوشند قلب خانم های حاضر در فیلم ها(که معمولا مجرد هستند یا نامزد دارند؟)را تسخیر کنند به شدت توی ذوق می زند؟بازی شقایق فراهانی یک بار دیگر ثابت می کند که او انصافا برابر خواهر کوچک ترش (گل شیفته)هم در انتخاب پیشنهادات و هم در ارائه بازی به شدت ضعیف است.پوریا پورسرخ هم با نقشی که از او در (روز سوم )دیدیم یک دنیا تفاوت دارد.ارزو می کنیم انهایی که در جشنواره فجر روز سوم را دیدند...هرگز فرصت تماشای میهمان را پیدا نکنند؟
پورسرخ با هيچکس مشکلي ندارد
با اينکه تعدادي از مجلات زرد سعي دارند تا رابطه پورسرخ جوان و اينده دار رابا اهالي سينما برهم بزنند،پورسرخ در گفتگو با خورشيد نيمروزگفتاين ها همه شايعه است من نه با گلزار مشکل دارم ونه با رادان،سلوکي و......حتي اين خانم بازيگر که مي نويسد نمي دانم کيست. من از همين جا واز طريق شما اعلام مي کنم که من به عنوان قطعه کوچکي از سينما تنها مشغول فعاليت هستم و کنار بزرگان به کسب تجربه مي پردازم. اميدوارم اين مجلات هر چه زودتر و پيش از انکه من از انان شکايت کنم به اين داستانهاي خيالي پايان دهند
مجله خورشید نیمروز
ميهمان و فروش بيش از 70 ميليوني
ميهمان ساخته سعيد اسدي است كه پيش از اين «آواز قو» را ساخته بود، در اين فيلم قصهاي با فيلمنامهاي از حسن انصاريان مقابل دوربين رفته است.
در "ميهمان" امين حيايي، شقايق فراهاني، حسام نواب صفوي، مريم اميرجلالي و محمدرضا شريفي نيا به ايفا نقش ميپردازند و يك بازيگر آمريكايي به نام كرولاين پيچ حضور دارد.
فيلم در گروه «قدس» در 22 سينما طي 12 روز نمايش، بيش از 80 ميليون فروخت.
چهره های طلایی سینما و تلویزیون
مجله اتفاق نو در چاپ نوروزی خود بخشی را ارائه داده است که در ان ۶ چهره طلایی سینما و تلویزیون را که در سال ۸۵ بهترین و به قولی تاپ بوده اند را معرفی کرده است.
۱.اقای کارگردان:محمد حسین لطیفی
۲.اقای پیشرفت:پوریا پورسرخ
۳.خانم بازیگر:گل شیفته فراهانی
۴.خانم سختکوش:باران کوثری
۵.اقای پرکار:امین حیایی
۶.اقای پولساز:محمدرضا گلزار
و اما مطلب ان در مورد پوریا پورسرخ.....
بازیگر جوانی که از فروردین ماه با بازی در نقش ژوبین (سریال وفا)مطرح شد..طی سال ۸۵ روزهای پورباری در چهار فیلم سینمایی (پسران اجری....میهمان...مصائب دوشیزه..و روز سوم)و با بازی در دو سریال دیگر(صاحب دلان و ساعت شنی)نشانه های روشن موفقیت او در سال ۸۵ بودند خصوصا از ان جهت که او برای بازی در (روز سوم) نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگز مرد هم شد. گفته می شد هیات داوران قصد داشتند به پورسرخ دیپلم افتخار هم بدهند اما تصمیم انها ساعاتی پیش از اختتامیه جشنواره فجر تغییر کرد.پوریا در ماه های نخست سال ۸۵ انواع اقسام عکس های خود را روی جلد نشریات مختلف دید اما بعد از پخش سریال صاحب دلان به شدت از مطبوعات فاصله گرفت.
برگزیدگان سال ۸۵ به انتخاب اتفاق نو
بهترین مجموعه های تلویزیونی سال
۱.صاحبدلان
۲.وفا
۳.زیر تیغ
۴.من نه منم
۵. نرگس
......
بازیگران سال تلویزیون
۱.حسن پورشیرازی
۲.حسین محجوب
۳.باران کوثری
۴.سیروس گرجستانی
۵.فرهاد اصلانی
۶.پرویز پرستویی
۷.پوریا پورسرخ
۸.فاطمه معتمد اریا
۹.نیما فلاح
۱۰.امیر حسین صدیق
اسکار پدیده سال سینما و تلویزیون به پوریا پورسرخ
مجله اتفاق نو
پورسرخ و گلزار در دادگاه
پوریا پورسرخ که در استانه سال نو از دوبی به تهران بازگشت...وقتی عکس های مونتاژ شده خودش را روی جلد چند نشریه دید...به شدت جوش اورد و برای شکایت از این نشریات مصمم شده است.پورسرخ برای دوری از حاشیه ها از کشور خارج شد اما حاشیه پردازان دست از سر او بر نمی دارند.از سوی دیگر محمد رضا گلزار هم که از تجربیات یک وکیل توانا سود می برد...تصمیم دارد از برخی نشریات به دلیل چاپ مصاحبه های خیالی و عکس های مونتاژ شده اش شکایت کند.گلزار گفته است:(اگر خواهان این بودم که بابعضی هنرمندان عکس داشته باشم...خودم پیش قدم می شدم و از عکاس ها هم دعوت می کردم از ما عکس بیندازند.حالا که من چنین میلی نداشته ام...دلیل نمی شود که بعضی ها هر بلایی خواستند سر عکس های من بیاورند.)
نقد فیلم مهمان

مواظب باشید در بهار دسته گل به اب ندهی و نسنجیده عاشق نشوی؟

مانند کودکی که تازه چشم به جهان گشوده ..تو در گوشم بهار را اقامه کن.
هرگز بی تو نمی خندم تا تو با من (هم بهار) شوی
با تشکر از تمامی دوستانی که در اپ نوروزی با من همگام شدند.......سونیا.....الهام.....مینو....زهرا.
به تمامی اون دوستانی که یک سال از هواداریشون از اقای پورسرخ می گذره تبریک میگم الخصوص مادر خودم که من پیش ایشون از هواداری از اقای پور سرخ همیشه کم میارم و خیلی هم خوشحالم که این مادرم بود که من رو به هواداری از ایشون ترغیب کرد. من اولین مجله و عکس از اقای پورسرخ رو برای مادرم خریده بودم و ایشون همیشه به من می گفت که هر وقت بیرون می ری یک مجله بخر که روش فقط عکس ژوبین باشه من از مادرم سوال کردم برای چی از این پسر هواداری می کنی گفت من بی خود از کسی خوشم نمی یاد و ازش استقبال نمی کنم این پسر کمالاتی داره که بذار مدتها بگذره اونوقت مردم کم کم متوجه اون می شوند انوقت خواهی دید که همه ازش هواداری خواهند کرد و دوستش خواهند داشت.....برای بار اول که مصاحبه ایشون رو خوندم تا حدودی به حرفهای مادرم اعتقاد پیدا کردم و حالا هم با گذشت کمتر از یک سال حرفهای مادر به من ثابت شد. از خدا می خوام که بتونم تو این مدت حتی یک ذره هم که شده از خصوصیات خوب و بی نظیری که شاید فقط و فقط در ایشون وجود داره و هر کسی با شناخت اونها میتونی خودش رو هم به کمال برسونه و باعث پیشرفتش بشه رو بیان کنم. و همچنین ورود به سال دوم هواداری از ایشون رو به همتون تبریک میگم من چند ماهی از شما ها عقب ترم.
و حالا شما دوستان می تونید از طریق این پست تبریکات و صحبت های خودتون رو به اقای پورسرخ تقدیم کنید.
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان
امیدوارم حالتون خوب باشه.....و قشنگ ترین حرفی که احساس قلبی منو به شما می تونه ابراز کنه اینه که ارزو مند ارزوهای شما هستم
من با چند تا از دوستان وبلاگ که واقعا به من محبت دارند در تلاش هستیم که یک اپ عالی برای عید نوروز داشته باشیم.
شما رو از همین حالا دعوت می کنم که تو این روزهای قشنگ اخر سال ما رو قابل بدونید و روز یکشنبه از اپ اخر وبلاگ من در سال ۸۵ که به سال اقای پورسرخ نام گرفته دیدن کنید......تمام سعی و تلاش خودمون رو انجام میدهیم.............
موفق و موید باشید
همتون رو دوستدارم.
مــوفقتـــرين كارگـــردان هنر ايــران
بدون اغراق از كارگردانان برتر سال 85 بود. پخش مجموعه (وفا) در ايام عيد سال 85، پس از آن ساخت مجموعه (صاحبدلان) و سپس برنده بهترين كارگرداني جشنواره براي فيلم (روز سوم)، او را موفقترين كارگردان سال 85 معرفي كرد... محمدحسين لطيفي در 25 اسفندماه سال 1341 در تهران به دنيا آمد. وي فعاليت هنري خود را با نقاشي و مجسمهسازي و به دنبال آن نقاشي متحرك شروع كرد و وارد عرصه فيلمسازي شد. او در بدو راهاندازي سينماي تجربي و نيمه حرفهاي توسط (مسعود شاهي) از اعضاي فعال آن مركز بود و در كنار ساير فعاليتهايش در چند مورد، مشاوره كارگرداني را نيز برعهده داشت. وي در وادي سينما، تمامي بخشها را تجربه كرده است. وي به جز دستيار و مشاور كارگردان، نويسنده، بازنويس فيلمنامه، مجري طرح و طراح صحنه و لباس، در پنج مورد كارگردان بوده است: سرعت، عينك دودي، دختر ايروني، خوابگاه دختران و روز سوم. البته در وادي سينما در (سرباز كوچك) دستيار كارگردان بوده و در فيلمهاي غروب شد بيا و قتل آنلاين، مشاور كارگردان بوده است. نويسنده فيلم نابخشوده بوده و طرح اوليه داستان دختر ايروني از او بود. وي بازنويسي فيلمنامه عينك دودي را هم برعهده داشته است. مجري طرح فيلم (غروب شد بيا) بود،
![]() |
طراح صحنه و لباس فيلمهاي بربال فرشتگان، جاي امن و دلار، طراح هنري فيلمهاي پرواز از اردوگاه و دنياي وارونه، طراح صحنه فيلمهاي دلار، گلها و گلولهها، طراح چهرهپردازي فيلمهاي مرد پنجم، جاي امن، گلها و گلولهها و چهرهپرداز فيلم برخورد بود كه همه اينها كارنامه هنري وي را بسيار پربار كرده است. وي در مورد مسئوليت كارگردان در سينما و تلويزيون ميگويد (يادم ميآيد در كشتي تايتانيك يك گروه موسيقي بودند، با اين كه كشتي در حال غرق شدن بود و همه فرار ميكردند، اما گروه موسيقي خودش را مسئول ميدانست تا به مردم روحيه دهد، من فكر ميكنم ما كارگردانها، همان گروه موسيقي كشتي تايتانيك ميباشيم و ما هستيم كه بايد با همه سختيها، كار كنيم. من سر كار صاحبدلان، تنها چهار بار زير سرم خوابيدم و در 52 هفته از سال تنها چهار بار خانوادهام را ديدم.) لطيفي كه بدون اغراق يكي از بهترين كارگردانان كشور در حال حاضر است، ميگويد (من خودم ميدانم كه چقدر نميدانم. احساس ميكنم فرمولهاي زيبا را بايد به دست بياورم؛) لطيفي ميگويد: فشاري كه در سريال وفا وجود داشت، بيشتر روي من و تهيهكننده بود، اما در سريال صاحبدلان روي تيم هم فشار كار بسيار زياد بود. نزديك به سه ماه و نيم ، تيم ما تنها دو روز تعطيلي داشتند.
بدون شك لطيفي در سالهاي بعد حرفهاي زيادي براي گفتن دارد، شما خوابگاه دختران را به ياد بياوريد، عينك دودي، دختر ايروني، فيلمهايي كه سخت بيننده را جذب خود كرد.گفتني است كه محمدحسين لطيفي سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني را به محمد نوراني سمبل مقاومت خرمشهر اهدا كرد، در زمان مقاومت 34 روزه خرمشهر در چهار جبهه از اين شهر محافظت شد، كه سه نفر از چهار فرمانده مقاومت شهيد شدند، دشتي، موسوي و جهانآرا كه به درجه رفيع شهادت نائل شدند، اما محمد نوراني مجروح شد و در حال حاضر جزء جانبازان جنگ تحميلي است كه در خرمشهر زندگي ميكند، از طرفي عليرضا جلالي تهيهكننده فيلم روز سوم، سيمرغ بلورين بهترين فيلم را به پسر شهيد اماناللهي اهدا كرد، شهيد اماناللهي افسر شجاعي بود كه ابتدا به اسارت ارتش عراق درآمد، اما از آنجا كه حالش بد بود، به دستور صليب سرخ با يك اسير عراقي معاوضه شد، او پس از بستري شدن و مداوا، دوباره به جبهههاي جنگ رفت و اينبار به درجه رفيع شهادت نائل شد.
يادش گرامي... گفتني است، داستان اصلي فيلم (روز سوم) هم درباره مقاومت مردم خرمشهرقبل از سقوط بود و براساس آن داستاني نگاشته و فيلمي ساخته شد.
"اخراجی ها" و "مهمان" سینماهای تهران را درو کردند
فیلم "مهمان "به کارگردانی سعید اسدی با در اختیار داشتن سالن های قدس٬ عصر جدید 2 ٬ ایران 3 ٬ بلوار٬ بهمن 1 ٬ پارس 1٬ تهران 1 ٬ شاهد ٬ گلریز 1 ٬ جی 1 ٬ ماندانا٬ کوثر٬ قیام٬ حافظ٬ آسیا٬ جوان و کارون 2 در صدر فیلم های سینمایی کشور قرار دارد .
دیدن فیلم سینمایی میهمان فراموش نشه؟؟؟...............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اکران خصوصی میهمان با حضور بازیگران و عوامل فیلم برگزار شد

حسام نواب صفوی در اکران روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ماه
اکران خصوصی فیلم میهمان روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ماه با حضور برخی از عوامل و بازیگران فیلم برگزار شد .
در این اکران که از ساعت ۲۰:۳۰ آغاز و تا ۲۲:۳۰ ادامه داشت هنرمندانی همچون حسام نواب صفوی ٬ الیزابت امینی و مریم امیر جلالی حضور داشتند .
از دیگر عوامل فیلم که روز گذشته در این اکران حضور داشتند می توان به احمد احمدی ( عکاس ) ٬ سعید اسدی ( کارگردان ) ٬ فرامرز روشنایی ( روابط عمومی ) ٬ حسن انصاریان (نویسنده فیلم نامه ) و حسین فرح بخش ( تهیه کننده ) اشاره کرد .
حسام نواب صفوی هم اکنون در کنار بازیگرانی همچون محمدرضا گلزار و مهناز افشار مشغول بازی در فیلم " بازی کلاغ پر " است . گروه فیلمبرداری " بازی کلاغ پر " هم اکنون در لواسان هستند .
حسام نواب صفوی نیز برخلاف قراری که با اعضای گروه طرفداران خود داشت ٬ به دلیل حضور در لواسان ٬ نتوانست راس ساعت مقرر ( ۱۹:۴۵ )در سینما حاضر شود . وی ساعت ۲۰:۲۵ به سینما قدس تهران آمد تا با طرفداران خود دیدار کند .
| ||||||||||||||||
لطفا به شایعات توجه نکنید
سلام
بچه ها یه خواهشی ازتون دارم
لطفا به شایعات توجه نکنید و گول تیتر های مجلات را نخورید
بعد از جشنواره فیلم فجر و صحبت هایی که پیرامون اقای پورسرخ و مجلات زرد انجام شد انگار مجلات بیشتر لج کردند و برای فروش بیشتر برای سال نو و ایام عید با زدن تیتر های زردتر شخصیت و سابقه کاری اقای پورسرخ رو بیشتر به بازی گرفتند.......................شما اگاه باشید و بدونید که هرمجله تیتر زرد و بدی زده در اون حقه ای برای گول زدن شما و خرید مجله را دارد.
دو مجله دو تیتر برای اقای پورسرخ زدند
یکی اینکه..................پورسرخ:بهار ۸۶ ازدواج می کنم.
در این مجله یک صد سکانس از اقای پورسرخ گذاشته شده است که صد سکانس اون همان مطالب عادی و قبلی می باشد که من چون قبلا یک صد سکانس از ایشون گذاشته بودم نمی خواستم مطلب تکراری بزارم اون رو نگذاشتم
اما یک مصاحبه کوتاه هم از ایشون گذاشتند که بیشتر از ایشون از حال و هوای جشنواره و حواشی ان و اکران فیلم میهمان سوال کردند که تقریبا می شه گفت باز مطالب تکراریست اما مطلب جدید قسمتی به نام(( جنجال های زندگی خصوصی ؟)) می باشد که باز هم به مقوله ی مطبوعات و سوءاستفاده انها از شهرت اقای پورسرخ رو مطرح کرده که بحث تکراری تمام مجلات زرد هست که خودشون که بانی این مشکلات هستند با نوشتن در مورد این مطلب می خواهند ناجی اقای پورسرخ باشند؟؟؟
و در اخر همان مطلب سر کاری که هیچ واقعیتی نداره می باشد که شما خواستید..........متن کامل ان را بخوانید:
پس تصمیم به ازدواج هم میگیری؟؟
بله...تو که می دانی ...بقیه هم بدانند که سیزده فروردین ۸۶ ازدواج می کنم؟ البته فقط به خاطر تیتر تو و دروغ سیزده بدر؟؟؟و این دروغ سیزده بدر است و بس
لطفا به این حرفا گوش ندهید
به قول اقای پورسرخ من اگه کاری یا مشکلی داشته باشم می رم و به مجلات می گویم؟؟
و یا بر فرض هم از روی دوستی حرفی به کسی گفته باشد دوست که نمی اید حرف دوستش را تیتر مجله کند؟؟؟
در مورد تیتر دوم ((فرار پورسرخ به دوبی)) هم مطلبش را گذاشتم اما از صحت ان بی اطلاع هستم
در مورد اقا حسام که اومدند یک سری مطالب رو از زندگی اقای پورسرخ در کامنت وبلاگ گذاشتند مثل اینکه ایشون متولد ۵۴ هست باید بگم
اقای پورسرخ انقدر مرد هست که هر مطلبی که لازم باشه دیگران بدونند مثل یک مرد خودشون میان و می گویند نیازی به پرده برداری از گذشته ایشون نیست...............چون کسی به این جور مسائل ایشون حتی در صورتی هم که درست باشد اهمیت نمی دهد مهم خود ایشون هستند که انسان شایسته ایی هستند
با تشکر
با تشکر از سونیای عزیز که زحمت این کاغذ دیواری ها رو می کشند
عکس
جلد مجلات
مطلب
در مورد تیتر این مجله باید بگم که کذب محض می باشد و توجهی نکنید من مصاحبه و مطالب ان را به همین دلیل نگذاشتم.
نقد فیلم
مصائب دوشيزه
اب حيات جستن در تاريكي
مصطفي جلالي فر
در جستجوي حقيقت بودن ..اب حيات جستن در تاريكي نيست؟....زنده باد اين جستجو...زنده باد ايمان بر پايه مكاشفه باطني و زنده باد اين دريافت..كه حقيقت چيزي جز اصل دين نيست و اين معنا كه جوهر تمام اديان الهي يكي ست..))اين حرف ها را سيد مسعود اطيابي زده كه امسال نخستين فيلمش مصائب دوشيزه ابرو داري كردبراي سينماي معنا گرا.هر چند كه زير اين عنوان نيامده است.اگر مي بينيد حرفهايش بوي شعار مي دهد فيلمش از اين دام رسته و باور دارديكساني جوهر اديان را.او نشان مي دهد كه در چنين سينمايي ..تحول اجباري نيست.سير تدريجي رخدادها و روابط بي هيچ نوع گل درشتي ...تلطيف ژانت را در پايان اثر باورپذير تر كرده است.اين رخدادها و روابط همه از جنس واقعيت اند.مصائب دوشيزه در عين ارادت به امام حسي(ع)و اسلام مهرباني مسيح را هم باور دارد-يادمان باشد كه باورداشتن با شعار دادن فرق دارد.حتي به رغم احتمال و علاقه نسبي بعضي تماشاگر ها با وصلت ژانت و امير همه چيز سر جايش باقي مي ماند ..ژانت و اندره و كليسا ...در عين بي هيچ اعلامي از سوي ژانت درك مي كنيم كه او نام فاطمه را از شناسنامه اش حذف نخواهد كرد.
مصائب دوشيزه ايرادهايي هم دارد.حتي مي توان اعتدال را ترجيح داد و درباره متوسط بودنش حرف زد اما مي توان از حيث مضموني شرافت و صداقت اثر را دوست داشت و در ساختار شناسي اش به چيدمان و پيش برد درست رخداد ها و روابط اشره كرد.شرح جزئيات بماند براي بعد اما مي توان به سكانس گير افتادن امبولانس حاوي جانباز مسيحي در ميان دسته هاي عزاداري اشره كرد ..همه چيز خوب در امده است.اجرا سنجيده ي بيروني بيروني (عزاداري)دروني(امبولانس )در موازنه به اندازه با هم و بي غلو به تاثير به تاثير مورد نظرش مي رسد.كاركرد نمايشي اتش زدن خيمه و چالش دشوار ديني و نتيجه نهايي ارام كننده اي كه الزاما شبيه معجزه نيست .چالش از اين بابت است كه تصور مرگ احتمالي جانباز مسيحي به علت گير افتادن در دسته هاي عزاداري عميقا به ضرر تعامل دين تمام مي شد كه چنين نمي شود.
روز سوم
جنگ تن به تن و خانه به خانه رزمندگان مردمي خرمشهر در روز هاي اغز تهاجم سربازان عراقي به ايران را پيش از اين در كيميا و دوئل نفس گيرتر و ميخكوب كننده تر از ان چه در روز سوم به تصوير كشيده است..ديده بوديم.چيزي كه استقبال غير منتظره هيات داوران و البته جمع زيادي از تماشاگران فيلم هاي جشنواره را از روز سوم باعث شده نه هواي تازه و نگاه متفاوت و غافلگير كننده ي لطيفي به مقوله جنگ و دفاع ايرانيان در مقابل تهاجم دشمن و نه حتي حجم اتش و انفجار و جلوه هاي ويژه سينماي جنگي بلكه ملودرام عاشقانه اي است كه پاره اي از حوادث و درگيري ها را از مسير تمايلات احساسي و فردي شخصيت هايي مرتبط به هم اما در دو جبهه متخاصم شكل داده .در اين درام به شدت احساساتي بازي هاي روان نقش افرينان شخصيت هاي اصلي مهمترين عامل جلب تماشاگران است...گرچه براي ساختن فيلمي ماندگار در موضوع دفاع مقدس نگاه تازه ضروري تر از هر چيز ديگر است.
محمد شكيبي
ماهنامه فیلم
با عرض سلام خدمت تمام دوستای بزرگوارم
ممنون که به وبلاگ سر می زنید و نظر میگذارید
از همتون متشکرم
در مورد بعضی مطالب و عکس ها که در وبلاگ نمی گذارم به خاطر این هست که از صحت اون مطلب بی اطلاع هستم و من در واقع مطلبی که با کارهای اقاطی پورسرخ منافاتی نداشته باشه نمی گذارم
در ضمن اقای پورسرخ در مصاحبه تلویزیونی خودشون در برنامه مثل ماه به تمام اون مواردی که در موردشون شایعه کردند یا اشتباه مطرح شده اشاره کردند
شما جواب تمام سوالاتتون رو می تونید از اون مصاحبه در یافت کنید.
از طریق این سایت می تونید برنامه را ببینید.
شما رو دعوت می کنم که به وبلاگهای دیگر دوستان هم سر بزنید.
از جمله اونهایی که در پیوندهای روزانه قرار دارند.
www.pooria-poorsorkhspage.blogfa.com
www.the-city-of-love.blogfa.com
www.domantotanhatarin.blogfa.com
با تشکر از همتون
خداحافظ رفیق/ رسول ملاقلي پور: قارچ سمي يعني من!
۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۱۴ , ۱۸
خبرگزاري انتخاب : ملاقلي پور ازمهمترين فيلمسازان عرصه سينماي دفاع مقدس محسوب ميشد. او زماني با اشاره به فيلم قارچ سمي گفته بود : با يك نگاه عميقتر درمييابيم كه نسل از جنگ برگشته، اگر بخواهد در اين جا سالم زندگي كند، با مشكلات زيادي روبرو خواهد شد؛ شما بخشي از اين مشكلات را در شخصيت دومان در فيلم قارچ سمي ميبينيد.نشريه روزانه جشنواره فجر در هنگام نمايش اين فيلم درجشنواره گفت وگويي از ملاقلي پور را اينگونه تيتزده بود : «رسول ملاقلي پور:قارچ سمي يعني من»
/از گنجينههاي سينماي ايران /
يك كارگردان سينما، چندي پيش گفته بودكه خداحافظي ملاقلي پور از سينما براي او بسيار متاثر كننده بوده است. او مي گفت كه فيلم مزرعه پدري فيلم پر حس وحالي بوده است ودر صورت تبليغات واكران مناسب از فروش خوبي برخوردار ميشد .اين كارگردان به ملاقلي پور حق ميداد كه درچنين وضعيتي از سينما خداحافظي كند اودر عين حال از اينكه هيچ كس هيچ واكنشي به اين مسئله نشان نداده است گلايه مند بود اوميپرسيد متاسفانه صداي هيچكس نيز درنيامد وكسي حتي كوچكترين اعتراضي هم نكرداو حتي ازرسانهها هم گلايه مند بود كه چرا در اين زمينه كاري انجام نداده است .
و البته عنوان شد كه ملاقلي پور تنها كارگرداني نيست كه از سينما خداحافظي كرده است و او، اسم چند كارگردان سينما وتئاتر را كه به طوررسمي وغير رسمي از اين عرصه ها خداحافظي كرده اند را نام برده بودازنظر اين فيلمساز ملاقلي پور از گنجينههاي سينماي ايران است ودر چنين شرايطي بايد نهادها و افرادي پادرمياني كده ووارد ماجراشوند
/ روزها گذشت /
چندي پيش بود كه ملاقلي پور با ارسال نامه اي به مطبوعات اعلام كرد كه براي هميشه از سينما خداحافظي كرده است او مثل شخصيت حاج كاظم فيلم آژانس شيشه اي كه در برابرگروگانهاي واقع در آژانس ،به توصيف آدمهايي كه به جبهه رفته بودند، پرداخته بوداز آدمهاي جنگ سخن مي گفت : روزگاري نه چندان دور به گوشهاي از اين ديار عشق و ميراث تعرضي شده بود. جواناني بودند، مرداني بزرگ، زميني بودند و روحشان آسماني، دوربين عكاسي و سوپرهشت ملاقلي پور شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولي مردانه زيستن را ديده بود به همين دليل بود كه هر روز دورتر و تنهاتر مي شد.
ملاقلي پور درنامه خود نوشته بودكه جرم او تنها ساختن پرواز در شب و دعوت سفر به چزابه براي ديدن نجاتيافتگان و ملاقات با بانوي عشق خانم هيوا بوده است كه البته اين جرم كمي هم نبود همزمان با نمايش فيلمهايش تحقيرشان كردند و درگوشي و علني نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما ميگوييم ببين. از نگاه مجنون، نسل سوخته را نبين. در همان خوابگردي بمان تا خوابگرد را نسازي، مگر نميبيني با مزرعه پدري اين سرزمين پدريت چه ميكنيم؟
اگر راه پيروزي فرهنگي عدهاي در گروه اين است كه ملاقلي پور ديگر فيلم نسازد، او به همه دوستداران و ارزش پيشگان و همراهان اين قافله مژده ميداد كه اين پيروزي گوارايتان باد. رسول ملاقليپور ديگر فيلمي نخواهد ساخت تا ...
او در ادامه پرسيده بود اينكه كه بودم و چهكردم؟ (مهم نيست )منتي هم نيست و صد البته كه او طلبكار هم نبودومي گفت كه حرفش بماند با تاريخ.
بعدها محمدرضا شرفالدين رئيس انجمن سينماي دفاع مقدس درباره گلهمندي رسول ملاقليپور از نحوه اكران "مزرعه پدري" گفته بود : تقريباً با توجه به ناملاتي كه براي ايشان بر سر فيلم "مزرعه پدري" پيش آمد، به ايشان حق مي دهم كه گله داشته باشند، اما حق نميدهم كه از اين عرصه كنار بروند.وي نيز تاييد كرده بود از "مزرعه پدري" در زمينه نوع تبليغات، تيزر تلويزيوني و مسائلي از اين نوع هيچ حمايتي نشده است و در عين حال اميدواربود ، روزي مجدداً شاهد تجديد نظر رسول ملاقليپور در اين زمينه باشد. شرف الدين مي گفت: فيلمسازان دفاع مقدس به دعوت كسي وارد اين عرصه فيلمسازي نشده اند كه حالا با مشكلي كه كسي برايشان بوجود ميآورد، كنار بروند.
ملاقلي پور برخلاف برخي فيلمسازان كه بارها از سينما خداحافظي مي كنندولي باز برمي گردند عمل نكرد او حتي ساخت فيلمي كوتاه براي جشنواره فيلم پليس را قبول نكرد تا نشان دهد اعلام كناره گيري او از سينما در حد يك تهديد نبوده است.
/اعتراض/
اما اكران مهجور وتبليغات نامناسب تنها دلايل كناره گيري ملاقلي پور ازسينما نبوده است اواز پيش از اكران مزرعه پدري نسبت به حذف دوصحنه از فيلم به شدت اعتراض كرده بود
اين فيلمسازطبق نامههاي كتبي و مذاكرات شفاهي با حبيب الله كاسهساز تهيه كننده فيلم مزرعه پدري، از او تقاضا مي كند تا از اكرانهاي خصوصي فيلم "مزرعه پدري"، بدون اطلاع و رضايت او خودداري نمايد ولي كاسه ساز گفته بودكه به كارگردان فيلم هيچ ربطي ندارد و تهيه كننده مختار است هرتصميمي را بدون نظر كارگردان اعمال نمايد.
ملاقلي پور در تاريخ ١٤/٥/٨٣ مطلع مي شود كه فيلم "مزرعه پدري" قرار است در سالن ارسباران نمايش و بدون اطلاع و حضور او و ديگر عوامل فيلم فوق مورد نقد و بررسي قرار بگيرد. ملاقلي پور به آپاراتخانه ارسباران رفته و از نمايش آن جلوگير ي مي كند .در اين ميان، كاسهساز همچنان اصرار دارد كه كارگردان كوچكترين حق و حقوقي در ارتباط با تصميمات او ندارد. ملاقلي پور در ادامه به سالن رفته و همه اين مطالب را به تماشاگران توضيح مي دهد و از آنها عذرخواهي مي كند و مي گويد تا زماني كه جوسازان عليه فيلم "مزرعه پدري" از او عذرخواهي نكنند ديگر فيلم جنگي نخواهد ساخت. (مگر اينكه مسئولاني كه دستور حذف ٢ صحنه از فيلم را به من دادند از من عذرخواهي كنند- حبيب الله كاسه ساز در گفت وگو با ايسنا)پس از قبول حق معنوي راي ملاقلي پور از طرف كاسهساز، او سالن را ترك كرده و اجازه نمايش مي دهد
/مرثيه هاي يك مادر/
رسول ملاقليپور پيش از اين ودر هنگام جشنواره فجر در باره اين دو صحنه معروف توضيح داده بود او درباره استفاده از صداي زن در فيلم گفته بود: در اين فيلم نيز با استفاده از صداي زن ميخواستم يك حس لالايي در بعضي از صحنههاي فيلم موج بزند و اين آواز نيست بلكه مرثيهاي است كه مادر در تكه و پارهشدن فرزندانش ميخواند.
/خشونت و ملاقلي پور /
ملاقلي پور همواره با اين انتقاد مواجه شده كه فيلمهايش بسيار خشن وتلخ هستند.او زماني در رابطه با عنصر خشونت در فيلمهاي خودگفته بود : من آدم خشني نيستم و خشونت نسبت داده شده به فيلمي مثل قارچ سمي (آخرين فيلم ملاقلي پور قبل از مزرعه پدري )در اصل به نوع رابطه و تضاد بين شخصيتها برميگردد. اين خشونت نيست، بلكه در زير اين خشونت ظاهري، روابط عميق و انساني شكل ميگيرد. تضاد موجود در قارچ سمي خشونت نيست، بلكه واقعيتي است كه در زندگي جريان دارد. نوع و جنس فيلمهاي من اين گونه است.
حتي در زمان نمايش فيلمي مثل سفر به چزابه، عدهي كثيري، آن را فيلمي سراسراز خشونت مي دانستند، ولي ملاقلي پور مي گفت هم اكنون از آن بعنوان فيلمي شاعرانه و لطيف نام ميبرند!به گفته ملاقلي پور در جامعه بحرانزدهي فعلي، مسئولان از او خواسته اند تا با ساختن و نمايش برخي از موضوعات به جامعه اميد دهد ، ولي او بعنوان يك فيلمساز نميتواند به جامعه مسكن تزريق كند او ،{فقط }بخش كوچكي از واقعيت را نمايش مي دهد كه به كام عدهاي تلخ آمده و به مخالفت با آن بر خواستهاند.
در عين حال رسول ملاقلي پور در اظهاراتي ديگر : خشونت، را جز ذات جنگ دانسته و گفته است در جنگ حلوا پخش نميكنند
/خداحافظ رفيق /
خداحافظي ملاقلي پور با سينما اولين خداحافظي اونبود. او پيشتر چندين بار اعلام كرده بود كه با فيلم مزرعه پدري از سينماي دفاع مقدس خداحافظي خواهد كرد. او اميدواربود كه ديگر به سينماي دفاع مقدس برنگردد چون اعتقادداشت به مقوله جنگ نگاه كردن فكر و انديشه جديد ميخواهد كه اين موضوع فقط از نسل جوان برخواهد آمد. مشكلات متعددي از قبيل مميزي، اعمال سليقه و تعصبات بيجا، سينماي جنگ را به جايي رسانده است كه كمتر مخاطبي نسبت به گذشته دارد.فيلمسازي كه هيچ گاه با سياستهاي وزارت ارشاد كاري نداشت و كار خودش را انجام ميداد و فكر هم نمي كرد در روند كاري او تاثيري بگذارد او در سينماي قبلي نيز كه كار ميكرد زياد خودش را درگير مسائل سياستگذاري مسئولان نميكرد، چون او هميشه آنچه را درست مي ديد انجام ميداد ، مينوشت و ميساخت .
وي مقايسه فيلمش با با نجات سرباز رايان درست ندانست و گفت: آن فيم با امكانات هاليوود ساخته اما فيلم مزرعه پدري در ٧٥ روز با سرما و گرما بوده و حتي يك پلان كامپيوتري هم ندارد.
/ ميم مثل مرگ/
اما ساخت و اكران فيلم ميم مثل مادر، مهر تاييد ديگري بود بر توناييهاي اين فيلمساز برجسته ايراني . فروش فوقالعاده اين فيلم و استقبال بسيار مردم از آن تا جايي بود كه حتي منتقدان او را هم به تحسينش كشاند و همين ديروز بود كه مديرعامل موسسه رسانههاي تصويري از دوبله اين فيلم به زبان هندي و عرضه گسترده آن در كشوري كه بيش از نيمي از توليدات سينمايي جهان را در اختيار دارد خبر داد. اما امروز هم اين فيلمساز هنرمند بار ديگر خبر ساز شد و آخرين سكانس زندگي او شد . سكانس - فيلمي كه شايد بتوان آن را نام نهاد ميم مثل مرگ!
* ايرانيوز
رسول ملاقليپور به ديار باقي شتافت/ آخرين لحظات مرگ ملاقليپور از زبان همراه وي
خدایش بیامرزد.....
صد سکانس
جواب بعضی نظرات
با عرض سلام و تشکر از تمامی دوستان که به وبلاگ من سر می زنند
من از اکران خصوصی ها و حضور اقای پورسرخ در اکرانها کاملا بی اطلاع هستم
کسانی که میخواهند فیلم برنامه مثل ماه با حضور اقای پورسرخ رو ببینند به این سایت می تونند برند
دوستان من اخرین اطلاعاتی که به دست بیارم و صحت داشته باشه در اولین فرصت در وبلاگ قرار میدم و باور کنید چیزی ندارم از کسی مخفی کنم.
از همتون متشکرم
اخرین اخبار
اخرین خبرروز سوم تابستان اکران میشود********
فيلمهاي پررنگتر در دفاع مقدس، تقدير ميشود
مراسم تقدير از سينماگران فيلمهاي دفاع مقدس در جشنواره بيست و پنجم، عصر روز 16 اسفند 85(در ساعت 18) در سالن مركز همايشهاي كانون پرورش فكري برگزار خواهد شد.
|
| |
|
اینم عکسی که من با اقای پورسرخ انداختم....قبول کنید نمی تونم عکسمو بذارم...امار خود کشی بالاست؟؟؟؟؟؟
اینم امضای یادگاری اقای پورسرخ برای من
مطالب مجله اتفاق نو در مورد حواشی جشنواره
روز چهارم
با هنرپیشه های تلویزیون
...واما روز چهارم..دوشنبه شانزدهم بهمن ۸۵:این روز بر اساس جدول سینما فلسطین می تواند روز پیوند ادیان لقب بگبرد؟هم(( سینه سرخ))وهم ((مصایب دوشیزه)) چنین محتوایی دارند.
مصائب دوشیزه تنها فیلمی است که در روز چهارم ان را می بینم. می گویند کارگردانش سابقه مدیریت تولید دارد؟نمی دانم چرا هر کسی در سینما با هر حرفه ای صاحب جایگاه می شود ..به این فکر می کند که کارگردان شود؟
مصائب دوشیزه با سه بازیگری که در تلویزیون شناخته شده اند(بهنوش بختیاری...پوریا پورسرخ و مهدی پاکدل)فیلم امیدوار کننده ای نیست.تولید چنین اثاری با ((دیدار))اغاز شد و حالا بعد از این همه سال ..دیدار هم موفق ترین نمونه است.
روز نهم
از متن و حاشیه فیلم محبوب داوران
ساعت ۹ شب قرار است در سینمای رسانه ها ((روز سوم))را به نمایش بگذارند.فیلمی که چون دیر اماده شد...در برنامه جایی نداشت..جایگزین ((من و دبورا))می شود اما توانسته در ۱۲ رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شود.
یادم هست محمد حسین لطیفی در حال که بابت تولید ((صاحبدلان)) بسیار خسته بود..تصمیم به ساخت روز سوم گرفت و زمان انقدر تنگ بود که حتی قسمت عمده ای از بازیگران فیلمش را هم از میان هنرپیشه های صاحبدلان برگزید.با این وجود او توانسته روز سوم را به جشنواره برساند و حداقل برای داوران این همه عزیز شود؟روز سوم فیلم خوبی است و البته عالی نیست؟
فیلمنامه نویس برای جلب نظر کارگردان و کارگردان برای جلب توجه تماشاگر عام...هدف خاصی را نشانه گرفته اند:تحریک حس وطن پرستی و ناموس پرستی ایرانی ها؟سالن سینما فلسطین پر از تماشاگر است.اسم این سینما را حتی می توان گذاشت:سینمای هنرمندان؟حتی مریلا زارعی که دیروز به صورت مستقیم نامزد شدن این فیلم در ۱۲ رشته را مورد انتقاد قرار داده بود هم به تماشای روز سوم امده است.سه سال پیش وقتی برای اولین بار ((دوئل))را دیدم..بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم اما مرتبه دوم این فیلم در ذهنم به شدت نزول کرد.امسال از ان ((تجربه))درس گرفته ام و به همین دلیل می گویم روز سوم فیلم وسیعی است که هم نکات مثبت فراوانی دارد و هم نقاط تاریک متعددی.
کارگردانی لطیفی نقطه قوت فیلم است و البته از بازی های خوب حامد بهداد..پوریا پورسرخ..شهرام قاعدی و باران کوثری هم به سادگی نباید گذشت.
جلسه مطبوعاتی فیلم تا صبح فردا طول می کشد.بحث اصلی مربوط می شود به لهجه بازیگران و بررسی وضعیت روز سوم در لیست نامزدهای جشنواره که هیچ کدام ارزش خاصی ندارند؟مجری طرح این فیلم(حمید اخوندی)هم از هر فرصتی استفاده می کند تا به ما بفهماند که گروهش کار بسیار سخت و بزرگی انجام داده اند...نیم روز فردا ..اخرین روز جشنواره بیست و پنجم است.
و مطلبی دیگر از اتفاق نو
ماه به ماه
تبریک به تمام مجله های زرد برای قرار گرفتن نام پوریا پورسرخ در لیست نامزدهای دریافت سیمرغ
سخت ترین نقش جشنواره ۲۵
در جشنواره امسال نقش های سخت چندان زیاد نبود.باران کوثری و بهرام رادان برای بازی در ((خون بازی)) و ((سنتوری)) دشواری های زیادی تحمل داشتند.حضور در نقش جوان های معتاد اصلا اسان نیست اما سخت ترین نقش جشنواره امسال را حامد بهداد بازی کرد. نقش های سخت به شدت این قابلیت را دارند که به نقش های مسخره تبدیل شوند؟
نگارش این نقش ها و بازی در انها هر دو یک ریسک بزرگ است.حامد بهداد انصافا در ((روز سوم)) بی نظیر بود.بازی در نقش یک افسر در نقش یک افسر عراقی که پیش از جنگ به عنوان ستون پنجم با لباس یک معلم در خرمشهر زندگی می کند..عاشق یک دختر ایرانی شده اما با اغاز جنگ ..چهره پلید خود را با حفظ تمام نیروی عاشقانه و علاقه اش نسبت به همان دختر عرضه می کند..همان شخصیتی که حضور ان ثابت می کند حامد به عنوان یک هنرپیشه نقش اول هم حرف های زیادی برای گفتن دارد.
عوامل روز سوم در یک ردیف
عوامل فیلم سینمایی ((روز سوم))شب اختتامیه جشنواره فیلم فجر در یک ردیف از صندلی های تالار وحدت کنار هم نشسته بودند تا اتحاد و یکدلی خودشان را ثابت کنند. وقتی حامد بهداد نتوانست در میان برگزیدگان جایی بگیرد...تمام همکارانش از او دلجویی کردند.بهداد یک روز یک روز قبل از اعلام اسامی برندگان گفته بود:((به این که همیشه نامزد جایزه باشم اما جایزه نگیرم ..عادت کرده ام؟))
تهییه کننده روز سوم هم پس از ان که سیمرغ بلورین بهترین فیلم به او اهدا شد.اعلام کرد اتومبیل سمندی که به او هدیه شده را به خانواده یکی از شهدا تقدیم خواهد کرد.
حسادت وحشتناک به پوریا پورسرخ
این که پوریا پورسرخ مورد توجه نشریات عوام پسند قرار دارد..چرا باید مانعی شود برای دیدن ارزش های بازی او در فیلم ((روز سوم))نکته جالب این است که یکی از بازیگران زن سینمای ایران که مدتی است در فیلمی حضور موفق نداشته..اخیرا تصمیم گرفته خودش را با انتقاد از نظر نظر هیات داوران در مورد انتخاب پورسرخ در جمع نامزدهای جشنواره مطرح کند.او ابتدا از این که هیات داوران بازی اش را در یکی از فیلم های متوسط جشنواره امسال ندیدند ..شاکی شد و سپس حسادت وحشتناک خود را نسبت به پوریا نشان داد.سوال این است:اگر پوریا نامزد نمی شد ..ایا هیات داوران نام این خانم بازیگر را وارد لیست بازیگران برگزیده نقش اول مرد می کردند؟؟
نقد
مجله ماهنامه فیلم ونقد فیلم ها
روز سوم
نجات یافتگان
(مصطفی جلالی فر)
یک اثر غافلگیر کننده که ادم ها و حوادث را قدرتمندانه پیش میبرد و مجال جدای به تماشاگر نمیدهد.این میزان درگیری با اثر الزاما بر دوش تعلیق و دلواپسی ها ی ما برای سمیره نیست..یا احیانا یا احیانا گیر افتادن ادمها در حلقه محاصره خشونت جنگ.روز سوم همه اینها را خوب در اورده و در بطن همه این حوادث و تعلیق ها ..ادم ها رابطه ها و عشقی در جریان است که تماشاگر را رها نمی کند.سه ادم اصلی و جند ادم فرعی که همه شان درست و به اندازه((حضور)) و ((شخصیت))دارند.حتی کودک خردسال هم بغل پدرش به تدریج صاحب جایگاه نمایشی می شودتا نمای دردناک مرگش در ذهن ثبت شود.این که وصیت گویی این گروه در داخل کانال می تواند حقیقی و تماشایی باشدصرفا به دلیل اجرای درست سکانس کانال نیست ..شخصیت انها به درستی پرداخت شده است.جالب است که در این فصل تلخ..از چاشنی طنز هم استفاده می شود.. بی انکه لطمه ای به یک دستی فضا بزند.
قصه سمیره و عاشقان او در تارو پود فیلم حضور دارد که نه از ان جدا می شود و نه بر ان سوار می شود.در همین قصه است که یکی از شخصیت های خاکستری و جذاب سالهای اخیر سینمایی خلق می شود:فواد.یک عراقی جنایتکار ساکن خرمشهر که در حمله عراقی ها ..صاحب منصب است و کشتار می کند اما عاشق سمیره است و تا اخر پای عشقش می ایستد.اگر هزار جور لعنت بابت بی رحمی ها و ادم کشی های او نثارش کنیم...در فصل پایانی که عاشقانه می کوشد و انگار التماس می کند که سمیره نرود...بدمان نمی اید که دوستش داشته باشیم.اما وقتی به دست سمیره کشته می شود و ان جور تایتانیکی در اب فرو می رود با او احساس همذات پنداری می کنیم.
همین صحنه یکی از خاکسترین انتخاب هاست.
پیش از این فواد ..هم رزم عراقی اش را که قصد تجاوز به سمیره را داشته است..سمیره مدیون اوست و می داند که فواد دوستش دارد.فواد در پی او همه را کشته ولی مانع از کشته شدن سمیره شده است.در سکانس پایانی ..او می تواند به سمیره شلیک کند اما در مقابل لوله تفنگ سمیره می ماند...و سمیره برخلاف انتظار سپید و سیاهی ..فواد را می کشد.در روز سوم از دریچه عشق و نجات سمیره است که به پهنه گسترده نجات وطن هم می رسیم.چه بسا مختار باشیم که سمیره را مام وطن هم بدانیم.این نجات تا ان حد شیرین است که فیلم ساز را قانع می کند تا همه را به پایش قربانی کند.چه چیز بر پهنه رود باقی می ماند؟سمیره..وطن ..عشق...یا همه ی این ها.
دو نقد دیگر از روز سوم و نقد فیلم مصائب دوشیزه از ماهنامه فیلم در پست بعدی
جواب بعضی نظرات
با عرض سلام وادب خدمت تما دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند
۱.امکان اینکه تله فیلم مسفر با بازی اقای پورسرخ رو در وبلاگ برای دانلود بذارم نیست چون اولا من این کارو بلد نیستم دوما اینکه از نفس این کار که درسته یا نه بی اطلاعم و اگر کسی فیلم برای دانلود گذاشتن بلده برای من توضیح کامل بده تا من فیلم هایی برنامه های زنده ی تلویزیونی را برای دانلود بذارم.
۲.امکان اینکه عکسم رو در وبلاگ بذارم نیست......خواهش می کنم فراموشش کنید......در عوض امضای یادگاری ایشون رو گذاشتم.
۳.از تمام دوستانی که با نظرات خودشون به این وبلاگ رونق میدند ممنونم و از دوستان دیگه که سر میزنند و نظر نمی دند تقاضا می کنم با نظرات خودشون به جمع هواداران اقای پورسرخ که همون با هم دوست هستیم بپیوندند.
۴.امیدوارم از اپ امروز که حدود ۲ روز کامل براش وقت گذاشتم سر بلند بیرون بیام.
۵.در اخر از اقای پورسرخ که لطف کردند و به وبلاگ سر زدند تشکر می کنم.
نظرسنجی ها
در برنامه ی زنده ی مثل ماه با حضور اقای پورسرخ....اقای پورسرخ به مطلبی اشاره کردند...اینکه هیچ سالی داوری جشنواره فیلم فجر مثل امسال با نظرسنجی هایی که در مجلات انجام شده انقدر نزدیک به هم نبوده و این نشان از داوری عادلانه ی جشنواره امسال می باشد......با این گقته نتیجه میگیریم که نظرسنجی های انجام شده در سایت ها و مجلات به اندازه ی خودش اهیت داره بنابراین من تعدادی از نظرسنجی های انجام شده در سایت های معتبر و همچنین مجلات در خور توجه مخصوصا ماهنامه فیلم رو گرد هم اوردم که از نظ شما میگذره
نظر سنجی از دیدگاه گروه ماهنامه فیلم
نتیجه نهایی
بهترین فیلم:خون بازی(رخشان بنی اعتماد)۲۶امتیاز
۲.اتوبوس شب(کیومرث پوراحمد)و سنتوری(داریوش مهرجویی)۲۵امتیاز
۳.پابرهنه در بهشت (بهرام توکلی)۹ امتیاز
بهترین کارگردان:کیومرث پوراحمد(اتوبوس شب)و داریوش مهرجویی(سنتوری)۷ امتیاز
۲.رخشان بنی اعتماد(خون بازی)۶ امتیاز
بهترین فیلم نامه:کیومرث پوراحود و حبیب احمد زاده(اتوبوس شب)و داریوش مهرجویی و وحید محمدی فر(سنتوری)۵ امتیاز
بهترین فیلم برداری:محمد کلاری(خون بازی)۶ امتیاز
۲.مهدی جعفری(اتوبوس شب)۴ امتیاز
بهترین موسیقی:اردلان کامکار و محسن چاووشی(سنتوری)۸ امتیاز
بهترین تدوین(بهرام دهقانی(اتوبوس شب)۶امتیاز
۲.سپیده عبدالوهاب(خون بازی)۴ امتیاز
بهترین بازیگر نقش اول مرد:بهرام رادان(سنتوری)۱۰امتیاز
۲.خسرو شکیبایی(اتوبوس شب)۷امتیاز
بهترین بازیگر نقش اول زن:باران کوثری(خون بازی)۱۲امتیاز
۲.گلشیفته فراهانی(سنتوری)۳امتیاز
بهترین بازیگر نقش دوم مرد:مهرداد صدیقیان(اتوبوس شب)۷امتیاز
بهترین بازیگر نقش دوم زن:بیتا فرهی(خون بازی)۷امتیاز
بهترین بازیگر کودک و نوجوان:محمد نظری و فاطمه خدادادی(قفل ساز)۴امتیاز
بهترین طراحی صحنه:بایرام فضلی..مهتاب متعصب(باز هم سیب داری)۵امتیاز
بهترین طراحی لباس:داریوش مهرجویی..بهارک کشایی...محمدرضا شریفی نیا(سنتوری)۶امتیاز
بهترین صدا:یدالله نجفی و محمد رضا دلپاک(خون بازی)۴امتیاز
بهترین چهره پردازی:مهرداد میر کیانی(خون بازی)۷امتیاز
بهترین جلوه های ویژه:محسن روزبهانی (روز سوم)..محسن روز بهانی(قاعده بازی)محمد جواد شریفی زلد(اخراجی ها)۲امتیاز
پیش بینی پرفروشترین فیلم سال:اخراجی ها(مسعود ده نمکی)۹امتیاز
رده بندی فیلم ها با محاسبه امتیاز همه عوامل
۱.سنتوری۸۳امتیاز
۲.خون بازی۷۸امتیاز
۳.اتوبوس شب۶۹امتیاز
۴.پابرهنه در بهشت۲۰امتیاز
۵پاداش سکوت و اخراجی ها ۱۸امتیاز
۶.روز سوم۱۷امتیاز
۷.باز هم سیب داری۱۴امتیاز
۸.مینای شهر خاموش۱۱امتیاز
۹.فرش ایرانی۱۰امتیاز
۱۰.قفل ساز۹امتیاز
مجله اتفاق نو
مقایسه ((روز سوم)) با سینمای جنگی جهان
فيلم سينمايي روز سوم اثر ارزشمند محمد حسين لطيفي با حضور دريابان علي شمخاني و منتقدان سينمايي اين هفته سه شنبه از ساعت 19 در سينما فلسطين به نمايش درخواهد آمد.
بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در پايان از عموم علاقمندان بويژه دانشجويان براي شركت در اين نشستها دعوت به عمل آورده است.
و مطالب جدید دیگر در خبرگزاری ها
میهمان در ایام عید اکران میشود
مهمان
فيلم «مهمان» به كارگرداني سعيد اسدي نيز يكي ديگر از احتمالات اكران نوروزي است كه گفته ميشود در گروه سينمايي قدس به نمايش در ميآيد. در اين فيلم امین حیایی، پوریا پورسرخ، شقایق فراهانی، حسام نواب صفوی، مریم امیرجلایی و محمدرضا شریفینیا به عنوان بازيگر حضور دارند و فیلم مضموني كمدي دارد. «مهمان» پس از «آواز قو» كه در سال 79ساخته شد، جدیدترین فيلم اسدی در مقام کارگردان است.
فرحبخش تهيهكننده اين فيلم ميگويد: مردم، در نوروز تماشاي فيلمهاي مفرح را دوست دارند زيرا فضاي نوروز، فضايي شاد و مفرح است، در عين حال كه امسال به دليل پايان ماههاي سوگواري، نياز به فيلمهاي مفرح بيشتر احساس ميشود.
وي تأكيد كرد: منظور من از اكران فيلم شاد، اين نيست كه همه فيلمها در يك ژانر ساخته شده باشند، بلكه منظورم اين است كه فيلمهاي متنوع در فضايي شاد پيش بروند.
فرحبخش همچنين گفت: از زماني كه تنظيم اكران فيلمها از بخش دولتي به بخش خصوصي واگذار شد، اكران نوروزي فيلمها متنوع و پرمخاطب شده و اين قضيه را استقبال بالاي مردم و رضايت مردم از فيلمهاي اكران نوروز در چند سال اخير، ثابت ميكند.
مصاحبه
| خاطرات فرمانده در سينما ورق خورد | ||
|
| ||
| دوشنبه 30 بهمن ماه 1385 00:25 | ||
|
و خبر دیگر اینکه
فیلمهای برگزیده ی جشنواره فجر در تالار اندیشه نمایش داده میشوند
ا |































:محمدحسين لطيفي - سيمرغ بهترين کارگرداني را - براي فيلم «روز سوم» از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر دريافت کرد - به «محمدعلي نوراني» يکي از فرماندهان مقاومت مردمي خرمشهر در زمان جنگ اهدائ کرد.