سینما فلسطین
روز سه شنبه ۲ مرداد
ساعت ۳۰/۱۶
(چهارونیم بعد از ظهر)
روز قرارمون برای رفتن به سینما
لطفا نیم ساعت زودتر تشریف بیارید
در ضمن شماره مروارید رو برای هماهنگی حتما بگیرید
شمارشون رو در کامنت هاشون گذاشتند
شب ارزو هاتون قشنگ
تو این شب که اقای پورسرخ رو فراموش نکردید؟
سلام
یک سلام جانانه هواداران خوب اقای پورسرخ
امیدوارم حالتون خوب باشه
از تمامی دوستانی که به وب من سر می زنند
چه کسانی که کامنت می گذارند
چه کسانی که کامنت نمی گذارند کمال قدر دانی را دارم
یه خسته نباشید جانانه به خاطر کار بسیاز زیبایی که اعضای باشگاه هواداران پوریا پورسرخ انجام دادند
در اعتراض به؟؟؟؟؟؟؟
بگذرم
از همتون کمال تشکر را دارم و فقط همین و می گم که باز هم دلم به گرمای وجود شما و هواداری جانانتون از اقای پورسرخ گرمه
اینو فراموش نکنید ما باید یکی از بهترین نوع هواداران باشیم جوری که به دیگران هم یاد بدیم که باید
از هنرمند مورد علاقه خودشون چگونه پشتیبانی کنند
امروز با دست پر اومدم
هدیه از طرف اقایان اخوندی و جلالی برای وبلاگ هواداران دو اتیشه هنرمند محبوب پوریا پورسرخ
۱۳۰ بلیط نیم بهای فیلم روز سوم هدیه برای وبلاگ هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ از سوی اقایان اخوندی و
جلالی تا بتونید با ارائه این کارت
در تمامی سینماها به تماشای این فیلم ارزشمند بنشینیم.
کار بسیار ارزشمندی انجام دادند و از این دو تهیه کننده خوب که مارو مورد لطف خودشون قرار دادند کمال تشکر و قدردانی رو دارم
هدیه این دوستان بیشتر از ارزش مادی ارزش معنوی بسیار زیادی داره که تمامی ما اون رو حس کردیم
و مطلب دیگر هدیه اقای پورسرخ به بچه های وبلاگ
عکس های بسیار زیبا از فیلم سینمایی روز سوم و عکس های اختصاصی این هنرمند کهمخصوص بچه های وبلاگ هست و در هیچ مجله یا سایتی قبلا ندیدید
به تمامی هواداران اقای پورسرخ به خاطر هواداری از یکی با فرهنگ ترین و باشعورترین هنرمند ان
تبریک می گم
کاری که این هنرمند انجام داده انقدر بزرگ انقد زیباست که وصف نشدنی
من نمی تونم براتون شرحش بدم ............
من که به شخصه از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجم
واقعا ارزش و احترام این هنرمند به کلبه کوچک ما یک صفای دیگه یی به این جمع بخشیده
اقای پورسرخ از لطف و محبتتون به وبلاگ و بچه های وبلاگ و به خاطر هدیه ارزشمندتون کمال قدردانی رو داریم.
ان شاالله بتونیم هواداران و دوستان واقعی شما باشیم
و من در هر پست یک تعدادی از انها رو قرار می دم و دو عکس هم در همین پست قرار دادم از بین این عکس ها انتخاب کردم
و همچنین بزودی در وبلاگ منتظردانلود مصاحبه صندلی داغ با حضور هنرمند محبوب اقای پورسرخ در وبلاگ باشید.
و اما بلیط ها
من تا اونجایی که فکر کردم بهترین راه برای اینکه این بلیط ها به دست شما برسه اینه که یک روز در یک سینمای مشخص و ساعت مشخص بچه های وبلاگ دور هم جمع بشیم و من بلیط ها رو به دستتون برسونم
البته برای هر کس ۲ بلیط هست
یکی برای رفتن به سینما و یکی برای یادگاری از طرف اقای پورسرخ
که به عنوان یادگاری نگه دارید
۱۳۰ تا بلیط می شه ۶۵ نفر اما شما دوستان لطف کنید اسمتون رو در وبلاگ بگذارید تا یه اماری از تعداد کسانی که بلیط ها رو می خواهند به دست بیاریم و اگر بیشتر از ۶۵ نفر شد اونوقت مجبوریم به عنوان یادگاری فقط یک بلیط در نظر بگیریم.
لطف کنید اگر راه بهتری پیشنهاد دارید در کامنت ها بگذارید و اگر نه سینمایی که فکر می کنید بهتر و سانس و ساعت اون رو انتخاب کنید تا یک قراری باشه تا همه بچه ها دور هم جمع بشیم و بعد از اون به اتفاق بریم فیلم روز سوم رو تماشا کنیم.
فاموش نکنیدکه هرکس بلیط رو می خواد و براش امکان داره تا بیاد بگیره اسمش رو در کامنت ها بگذاره تا یک امار کلی بگیریم .
راستی اقای پورسرخ امروز جمعه ۲۹ تیر رفتن تاجیکستان
با کمال تشکر از اقای پورسرخ و اقایان جلالی و اخوندی
چند مطلب جدید
روزنامه اعتماد
«روز سوم» هم با توجه به ظرفيت و پتانسيل اش فروش خوبي دارد. اين فيلم 250 ميليون تومان را رد کرده و تا مرز 350 تا 400 هم جا دارد. البته تيزرهاي فراوان و پيشکشي تلويزيون که نصيب هر فيلم و هر تهيه کننده يي نمي شود، هم در اين فروش بي تاثير نبوده است. به هر حال «روز سوم» يک فيلم جنگي است و فروش فيلم هاي جنگي در سينماي ايران هم سقف معيني دارد. «دوئل» را فراموش کنيد. با آن پروپاگاندايي که در زمان «دوئل» انجام شد اگر در مورد فيلم «شغال» هم صورت مي گرفت، فروش فيلم چند صد ميليوني مي شد. در مورد «روز سوم» يک نکته مهم را نبايد فراموش کرد. با اينکه باران کوثري و پوريا پورسرخ بازيگران شناخته شده و شايد تا اندازه يي محبوب براي مردم باشند اما تا ستاره شدن فاصله زيادي دارند. در سينماي امروز هم ستاره ها مهمترين عوامل جذب مخاطب و فروش يک فيلم محسوب مي شوند. پس نتيجه مي گيريم که «روز سوم» فروش فوق العاده يي داشته و مورد اقبال واقع شده است.
یک مطلب خواندنی از وبلاگ یک خبرنگار
http://www.ksabz.net/yourlinks.asp?nlid=14076
و مطلب اخر
* «سنگ، كاغذ،قيچي» و «مهمان» در سينما پارك
فيلمهاي «سنگ، كاغذ،قيچي» و «مهمان» به عنوان برنامههاي اين هفته فيلم پارك معرفي شدند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شركت باران، سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با همكاري شركت فرهنگي سينمايي باران ، فيلم هاي سينمايي" سنگ كاغذ قيچي " به كارگرداني سعيد سهيلي و "مهمان " به كارگرداني سعيد اسدي را به عنوان برنامه هاي اين هفته (4 و 5 مرداد) فيلم پارك در نظر گرفته است.
فيلم پارك طرحي است كه به نمايش فيلبم در پارك هاي ملت ، پليس ، گفت و گو ، بعثت ، فرهنگسراي تهران و يك پارك به صورت چرخشي از يك ماه پيش آغاز شده و تا آخر تابستان، تمام پنج شنبهها و جمعهها به اجرا درخواهد آمد.
انتهاي پيام/ش
پوستر روز سوم ار الهام
.jpg)
عکس از یلدا ذبیحی(سایت سینمای ما)
-------------------------------------------------------------------
|





چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو ...
يادداشتي بر ( روز سوم ) ساخته ي محمد حسين لطيفي

1- روز پنجم جشنواره فيلم فجر بود كه به محمد حسين لطيفي زنگ زدم. به من گفت سه شبانه روز است كه نخوابيده و نمي تواند خوب حرف بزند . اما باز هم با روي خوش با من يك ربعي صحبت كرد. كه همان يك ربع مقدمه ي يك رفاقت عميق ميان من و او شد.
2- باور كنيد براي يك هنرمند خيلي سخت است كه 90 % كارهايش خوب و موفق باشد. من كمتر خواننده و نقاش و نويسنده و فيلمسازي را مي شناسم كه حداقل در بحث تخصصي هنر خود موفق باشند. و يا اندك ضعفي در كارهايش ديده شود. به جرات مي توانم شهادت بدهم محمد حسين لطيفي از آن دست فيلمسازاني است كه 90 % كارهايش موفق است. اين رو نه از روي پسرخالگي و نه هندوانه زير بغل گذاشتن بلكه بر اساس ( يثبت اقدامكم ) اوست كه ، ناخودآگاه من ، چنين قلمي مي زند.
3- كسي منكر اين نمي شود كه ملت ما پاي روضه ها و عزاداري ها بزرگ شده اند. و از اين رو با چنين غم نامه هايي آشنا و اجين هستند. ذات ملودرام هم در آوردن اشك است. حال مي خواهد متوسل به نهايت اغراق باشد و چه در كمال منطق اعصاب تماشاگر را خرد كند.
4- لطيفي ترسي ندارد كه از كليشه ها استفاده كند. او متوسل به هر صيغه اي مي شود تا فيلمش خوب از آب در بيايد . حال چه تكرار حالات مختلف نمازخواندن ( در سريالهايش) باشد و چه عاشق شدن هاي ( يك نگاهي ) قهرمانهاي فيلم هاي سينمايي اش. او با افتخار از ( هندي بودن ) ( دختر ايروني ) مي گويد و بارها تاكيد كرده كه نمي خواهد راه و طريق سينما اش با تلويزيون يكي باشد. از اين روست كه در تلويزيون از همان ابتدا با مفاهيمي سرو كله زده كه كمي به همان ( روضه خواني ها) باز ميگردد اما در سينما دوست دارد ناخنكي به هر موضوعي بزند. لذا ( روز سوم ) از قضا نقطه ي عطف كارنامه ي لطيفي در فيلمسازي است. و شايد پيوندي مناسب داشته باشد با ساخت سريالهايي همچون ( سفر سبز و وفا و صاحبدلان)
5- درسته كه لطيفي كليشه هايش فراوان است اما باز هم ( از قضا) در ( روز سوم) از كليشه ها دست برداشته است و قصه در همان مسيري طي مي شود كه منطق كلي حكم مي كند. مثل ( يكي مرد و يكي مردار شد ) نمونه ي بارز ( روز سوم) است. و همين جذبه ي فيلم را بيشتر مي كند. قرار نيست در آخر قصه ( آدم خوبه) ي قصه باقي بماند و ( آدم بده ) از بين برود. چون جنگ است ، همه خواهند مرد. حال چه توفيري دارد نيم ساعت سكانس درون گودال با دل دادن ها و قلوه گرفتن ها پيش برود. در نهايت ( سميره) اي بايد زنده بماند كه اول قصه قرار بود بميرد و ( رضا) ي قصه مي ميرد چون اول قصه از مرگ فرار كرده بود. ( فواد) عاشقانه و در نهايت قساوت مي ميرد و باز هم سير ارتجاعي يك حقيقت ادامه دارد.
6- وجه مشترك كارهاي لطيفي در سه بعد قابل بررسي است. اول اينكه صداقت فيلمهايش در كمال ريا و دروغگويي جوري باهم در مي آميزد كه در نهايت تماشاگر را قانع مي كند به حقيقت هاي روايت شده اش . دوم اينكه او خوب مي داند چگونه از بازيگرانش بازي بگيرد و برايش فرقي ندارد گروهي بازيگر درجه سه در ( روز سوم) بازي كنند يا بازيگران حرفه اي . سومين مطلب هم سادگي روايت هاي قصه هاي پيچيده اي است كه از هنرهاي لطيفي است. ( اشاره به قصه هاي تو در توي روز سوم و روايت پيچيده اش كه به جاي اينكه تماشاگر را گيج و سردرگم كند سرگرم و فرحبخشش مي كند)
7- از نكات قابل توجه روز سوم قصه ي غريب و غمناكش است كه در راستاي همان ( روضه خواني ها) شكل گرفته . هر چقدر ( صاحبدلان) با تمام فرم گرايي اش با خشونت كلامي همراه است اما ( روز سوم) در نهايت عطوفت و مهرباني ساخته شده. هر چقدر در كارهاي قبلي لطيفي ( به خصوص سرعت و عينك دودي و خوابگاه دختران) كل كل هاي ذاتي جوانان بيشتر ديده مي شود اما در ( روز سوم) تمام بده بستان ها و مكالمات در نهايت صداقت و رفاقت صورت مي پذيرد. حتي صحنه ي كشته شدن افسر عراقي هنگام تحريك تجاوز به سميره توسط فواد و عصبانيت سميره در تعريف كردن داستان اليل شدن اش. بازي هاي خوب و يكدست باران كوثري و پوريا پورسرخ و صد البته حامد بهداد با آن ميميك عصبي صورت و خشونت ذاتي اش اگر هم روز سوم نقص داشته باشد پوشانده است. فيلمبرداري ابراهيم غفوري با آنكه چيز خارق العاده اي ندارد اما حضور چشمگيري در صحنه ها دارد .
8 - اي كاش مي شد به جاي خرج كردن هاي اضافه و ساختن فيلم در خود خرمشهر كمي هم ادعاي كاذب تهييه كنندگان در مورد ( ايثارگرانه بودن ) فيلم كاسته مي شد و خواسته خرجي ها در جاي مناسب خودش به كار گرفته مي شد.
بر خلاف اعتقاد خيلي از كارشناسان كه مي گويند ملودرام در مرور زمان ارزش احساسي خود را از دست مي دهد با قطعيت مي گويم كه ( روز سوم ) مصداق بارز يك پتانسيل عالي در انتقال مفاهيم است كه نمونه اش شايد در نسل امروز فيلمسازان كمي كمتر پيدا شود.
مرگ ذاتي مقدس دارد كه عاشقانه ما را به سوي خود فرا مي خواند. ( روز سوم ) معناي عاشقانه ي مرگ است كه قباي زيبا و با احساس ( وطن دوستي) را برتن كرده است.
علی نعیمی(سایت سینما نت)
بوسه بر خاك
نگاهي به فيلم روز سوم
سوم خرداد از جمله روزهاي سرنوشت ساز و غرورانگيز تاريخ اين مرز و بوم مي باشد. روزي كه گرچه اكنون،از پس غبار اين سالها، از فرط روزمره گي، عادي و كم اهميت جلوه مي كند، اما يقيناً در طول تاريخ ارزش و اعتبار آن به تدريج آشكارتر و مايه ي مباهات آيندگان خواهد گشت.
در طول روزهاي اشغال خرمشهر،مقاومت بي نظير مردم اين شهر كار را بر گستاخان بعثي سخت كرد تا آنان كه خرمشهر را ملك آبا و اجدادي خود مي دانستند و آن را محمره مي خواندند دريابند كه اينجا سرزميني ديگر است، سرزمين مردان بي ادعا و دلير!
حسين لطيفي در روز سوم بر اساس يك داستان واقعي گوشه هايي از اين مقاومت جانانه را به تصوير مي كشد. سميره (باران كوثري) كه نه پاي گريز ندارد و نه ناي رفتن، به ناچار در داخل گودال حقير حياط خانه پنهان مي گردد تا شايد روز بعد برادرش رضا (پوريا پورسرخ) به نجاتش آيد، اين در حالي است كه فؤاد (حامد بهداد) خواستگار ديروز و هنوز او، بي صبرانه انتظارش را مي كشد.
روز سوم قصه ي عشقي فرا مرزي است. عشقي كه مي تواند آنچنان قدرتمند و پايدار باشد كه شخص را از انديشه ي وطنش بازدارد و همه چيز را در رضاي معشوق ببيند. فؤاد به نمايندگي از اين عشاق سينه چاك، از قرباني كردن هموطن عراقي خويش كه قصد تعرض به سميره را داشته، نيز باكي ندارد. براي او مهم نيست كه برنده يا بازنده ي اين جنگ كيست و از همين رو در سكانس داخل خانه اجازه مي دهد دختر مورد علاقه اش بگريزد و به هموطنانش بپيوندد. گويي او تنها براي عشق مي جنگد.
همانطور كه رضا و سميره بخاطر وطن و عشق به آن مي جنگند.عشقي كه در سكانس گودال به اوج مي رسد و بوسه ي نمادين رضا بر خاك ،جلوه اي از عشق به ماندگاري خاك وطن را به نمايش مي گذارد تا در سكانس پاياني گلوله ي سميره بر پيكر فؤاد اين عشق را جاودانه گرداند.
روز سوم آشكارا فيلمي عامه پسند است. لطيفي بي واهمه گيشه را هدف قرار داده است و البته در اين راه بسيار موفق نشان مي دهد. قصه ي عشقي جذابي را بنا مي نهد و تماشاگر را تا پايان با خود همراه مي سازد.اما گويي چيزي در فيلم لنگ مي زند. چيزي كه گواهي مي دهد فيلم تكليفش با خودش روشن نيست. روز سوم در مواقعي يادآور ملودرام هاي عاشقانه است، پاره اي اوقات فيلم هاي جنگي خشن را در ذهن متبادر مي كند و لحظه اي ما را ياد اخراجي ها مي اندازد. گرچه فيلم در قضيه عشق به كمال مي رسد ولي طنز تزريقي به فيلم بيشترين ضربه را به فيلم مي زند.
لطيفي به منظور اينكه همچون همتايش در اخراجي ها، حضور طيف هاي مختلف از اقشار جامعه را در جنگ به نمايش بگذارد به يك طراحي كاريكاتور وار از برخي شخصيت ها اقدام مي ورزد. پسر جنوبي عاشق عينك ري بن، مردي كه هر لحظه صلوات طلب مي كند و يا جوان غيرتي و ... گويي تنها به منظور تلطيف فضا به فيلم افزوده گشته اند.
در اين ميان سكانس كانال، قابل تامل است. در شرايطي كه تانك هاي پر تعداد دشمن تا دقايقي ديگر فرا مي رسند،قهرمانان ما با فراغ بال و در كمال آرامش در حال وصيت كردن و حلاليت طلبيدن و البته خنداندن تماشاگر هستند. شايد لطيفي به منظور كنترل بار احساسي فيلم و نيافتادن در دام سانتي مانتاليسم آزاردهنده، اين سكانس را پيش بيني كرده باشد اما مساله اين است كه از نقطه نظر بيننده تطبيق اين سكانس با بخشهاي ديگر امري بس دشوار است.
همانطور كه سكانس آپوكاليپتو وار تعقيب و گريز هليكوپتر و رزمندگان ايراني به اصطلاح در نيامده است. فرار معجزه وار ايراني ها و حضور ناگهاني فؤاد به همراه هليكوپتر و استفاده ي او از سلاح كمري كلت براي هدف قرار دادن ايراني ها بسيار مضحك به نظر مي رسد و ديالوگهايي چون ((بهش بگيد باباش جنگيد تا اون بتونه با چشم هاي قشنگش رنگ دنيا رو بهتر ببينه)) و يا ((اگر خدا اجازه مي داد مي رسوندمش)) كه از زبان رزمندگان ايراني نقل مي شود آنقدر كليشه اي هست كه تاثير گذاري اين بخش از فيلم را به حداقل برساند.
نمي توان از روز سوم گفت و از بازي هاي خوبش هيچ نگفت. گرچه حضور قدرتمند پورسرخ اتفاقي غافلگير كننده است و نقش آفريني باران كوثري در مقايسه با نقش آفريني كم نظيرش در خون بازي، كم اهميت جلوه مي كند ،اما موفق ترين بازيگر فيلم كسي نيست جز حامد بهداد. كسي كه موفق مي شود در نقش يك دشمن عاشق و البته بيرحم، همدلي تماشاگر را برانگيزد، بطوريكه كشته و غرق شدن تايتانيك وارش در پايان فيلم احساسات تماشاگر را بشدت تحريك مي كند.
با تمام اين اوصاف روز سوم در كارنامه ي محمد حسين لطفي گامي به جلو تعبير مي شود. كارگرداني كه از حضور در حوزه ها و ژانرهاي مختلف هراسي به دل راه نمي دهد و به بخت آزمايي در وادي هاي گوناگون بشدت علاقمند است. نگاهي گذرا به كارنامه ي محمد حسين لطيفي از سرعت تا خوابگاه دختران و توجه به سريال هاي اغلب پر بيننده اي كه از اين كارگردان بر صفحه ي تلوزيون نقش بسته است نشان از كارگرداني دارد كه با درك صحيح از اوضاع و امكانات موجود قادر است آثاري درخور ارائه نمايد و بدون شك روز سوم تا بدين اينجا در صدر اين آثار ايستاده است.
فرهاد خالدار(سایت سینما نت)
غرش عشق
این فیلم با تکیه بر درون مایه دراماتیک وارد عرصه جنگ می شود. قصه از جایی شروع می گردد که امیر برای انتقام از خواستگار جازده ی خواهرش از زندان بیرون می آید و خیلی زود با تهاجم نیروهای عراقی مواجه می شود. رضا خواستگار خواهر امیر است که به گفته ی خودش پدر و مادرش را به تازگی از دست داده و یک خواهر علیل روی دستش مانده که پایش مجروح از بمب گذاری بازار است. رضا در ضمن درگیری با متجاوزان برای خارج کردن خواهرش از شهر که سمیره نام دارد به خانه بازمی گردد. اما زمانی به خانه می رسد که دیگر دیر شده و دشمن به سرعت در حال ورود به تمام معابر شهر است. ناگزیر مجبور به مخفی کردن سمیره در باغچه ی حیات خانه می شود تا شب هنگام برای نجاتش باز گردد. او این کار را انجام می دهد و در تاریکی به سمت خانه حرکت می کند اما در راه ...
داستان روز سوم در حقیقت بهانه ایست برای بازگشت به خاطره تلخ سقوط خرمشهر. قصه ی هزاران زن و مرد آواره ای که از خانه و کاشانه ی خود رانده شدند.
در همان صحنه ی ایتدایی فیلم هنگامی که رضا از بردن سمیره با خود ناامید می شود و حتی تلاشش برای بالا کشیدن سمیره از دیوار بی نتیجه می ماند اولین ضعف فیلم نمایان می شود. سمیره اسلحه را روی پیشانی خود می گذارد و به رضا می گوید: بزن! و جالب تر اینکه با تردید چند ثانیه ای رضا مواجه می شود. تماشاگر تا چند دقیق در شوک می ماند که آیا به همین سادگی خواهری را که نمی توان نجاتش داد باید کشت؟ در واقع این سکانس چندان واقع گرایانه به نظر نمی رسد و باور بیننده را به همراه ندارد. البته هنگامی که دشمن به داخل خانه هجوم می آورد یک اتفاق نو در سینما روی میدهد که سمیره آن را در دو سه جمله اعلام می کند. به تصویر کشیدن شکوه هایی بدیع (با کفش نرین رو فرشامون - خونه زندگیمونو نجس کردین) زمزمه هایی که اشاره ایست ظریف به مسائلی که دغدغه ی تمام زنان ایرانیست. این بدان معناست که هیچ کس سقوط خرمشهر را باور ندارد.
در فرازی دیگر از فیلم وقتی رضا نزد دیگر همرزمانش بر می گردد و پاسخ آنها را در مورد امان اللهی و خواهرش خیلی عادی می دهد به یکباره همه با نوعی اطمینان و متفق القول می گویند: دروغ می گویی. انگار همه از قصه مطلعند!
به هر شکل تلاش شبانه رضا برای نجات خواهرش با حمله ی امیر ناکام میماند و با شلیک دشمن دوباره مجبور به فرار می شود. اینجاست که رائد (یکی از زیر دستان فواد) که انگار کارآگاه به دنیا آمده در یک چشم به هم زدن تمام وقایع را در کنار هم قرار می دهد و شم پلیسی خود را به نمایش می کشد و اینگونه به فواد می فهماند مه حتما چیز با ارزشی در آن خانه است.
ناکامی های فیلم زمانی بیشتر به چشم می آید که رضا به همراه دوستانش تصمصم به نجات سمیره می گیرند. یک گروه نجات که هر یک به انگیزه ای پای به این مهلکه نهاده اند. صحنه های درگیری و رد و بدل شدن گلوله های تیر بین این گروه و سربازهای عراقی بسیار غیر واقعی است به طوریکه این گروه از مقابل دشمن عبور می کنند و از سیل گلوله ای که به سمت آنان نشانه گیری گشته هیچ یک به آنان برخورد نمی نماید و در عوض اندک تیری که توسط این گروه نجات شلیک می شود موجب کشته شدن جمعی از دشمن می گردد. در واقع هر کجا که فیلم به جنگ نزدیک شده ناموفق بوده و به عکس قدرت فیلم در فرازهای دراماتیک آن است.
صحنه ی کانال یکی از قدرتهای فیلم است. هنگامی که رضا و دوستانش در محاصره ی دشمن هستند و امیدشان کمرنگ شده شروع به وصیت کردن می کنند که هر چند قدری شعاری به نظر می رسد اما قابل باور است. در عوض لحظه ی بیرون آمدن این گروه از کانال بیشتر شبیه به یک معجزه است و درگیری ها به هیچ عنوان به یک جمگ حقیقی شباهتی ندارد. آنها طوری در مقابل گلوله های مرگبار دشمن قدم میزنند که گوئی روئین تنند و یا اصلا قرار نیست که گلوله ای به آنان بخورد. اما زمانیکه قرار می شود که کادر ها خلوت تر شوندافراد این گروه با سرعتی عجیب یک به یک روی زمین می افتند گوئی ملک الموت در انتظار وصیت آنان بوده. این روند به گونه ای سریع اتفاق می افتد که حتی صحنه ی تیر خوردن آقا مرتضی در فیلم گم میشود. رضا هم در صحنه ای مجهول می میرد تا سه راس یک مثلث عاشقانه باقی بمانند: فواد، سمیره و امیر. امیر که تنها مرد باقی مانده از گروه است سمیره را به کارون می رساند و فواد هم با تمام وجود در پی آنان می دود.
در این میان باید به بازی خوب ارکان اصلی فیلم اشاره نمود. پوریا پور سرخ ثابت می کند که تنها متکی به چهره ی خود نیست و فقط از ظاهر جذاب سود نمی برد و ناخود آگاه تماشگر را به قیاس بازی خود با بازغی در فیلم دوئل وا می دارد. باران کوثری حضوری موثر دارد و در سکانسهای متعدد جسارت خود را برای حرفه ای شدن نشان می دهد. اما باید اذعان داشت که در مجموع بازی حامد بهداد بسیار چشم گیر تر از آنست که بتوان به سادگی از کنارش عبور کرد. بازی دو گانه بهداد ابتدا به عنوان یک معلم عاشق و سپس به عنوان یک متجاوز عراقی بی نظیر است. تناقضهاا و تضادهایی که در این فقش وجود دارد موجب شده تا شخصیتی عجیب در این فیلم شکل بگیرد که بهداد به خوبی از پس ایفای آن برامده است. روند فیلنامه فواد را که از مدرسه ی عراقی ها با سمیره حسین زاده آشنا بوده زمانه مجددا روبروی هم قرار می دهد که فواد در بازگشت به منزل غارت شده حسین زاده سمیره را در چنگ رائد درمانده می بیند و اقدام به کشتن هموطن خو می نماید و در واقع عشق در وجود او غالب می شود. وقتی سمیره لباس بر تن او را سدی بر سر راه عشقشان می داد فواد چنین می گوید: تو مال من باش من این لباسو آتش می زنم! تقابل عشق و چنگ و خونریزی در صحنه ای به اوج می رسد که سمیره در مقابل چشمان فواد از خانه خارج می شود و به نزد رضا و دوستانش که فواد را محاصره کرده اند می رود و او تنها می تواند نظاره گر باشد. این سکانس شاید زیباترین و بی نقصترین حضور حامد بهداد باشد.
در صحنه ی پایانی سمیره مابین دو عاشق قرار می گیرد. اول امیر که عشقش را در پس غرور و حیای ایرانی مخفی کرده و دیگری فواد که عشقش را فریاد می زند و اینجا نقطه اوج دراماتیک فیلم است. سمیره علاقه ای به امیر ندارد و به عکس زمانی عاشق فواد بوده و این عشق را حتی در درگیری رضا و فواد هم نمی تواند پنهان کند. امیر از سمیره می خواهد تا با اسلحه ای که در دست دارد فواد را نشانه بگیرد و مرتبا فریاد می زند: بزنش! نگاههای معنادار و ملتمسانه فواد چاره ساز نمشوند و سرانجام شلیک دو گلوله با فاصله ای معنی دار و با دو مفهوم متفاوت. شلیک اول سمیره در حقیقت نشانه روی به دل خودش است به مفهوم دل کندن از یک بیگانه و شلیک دوم شلیک به یک متجاوز به خاک یک ملت است. به کسی که در بازار جان کوچک و بزرگ را گرفته و حتی همنوعان خودش را هم ندیده. در واقع شلیک سمیره به فواد به مفهوم انتخاب امیر نیست بلکه نفرت از یک دشمن و متعدی به خاک وطن است.
نکته جالب استفاده محمد حسین لطیفی از رساندن شخصیت پیشبرنده داستانش بر روی قایقی روی آب است و ترسیم رستگاری نوح وار برای آن که در سریال صاحبدلان هم شاهد آن بودیم. این آرامشی پس از توفان است. گویی امیر باید برای رسیدن به سمیره در آب پای گذارد و تطهیر شود.
و بالاخره نمای پایانی. یک هموطن در کنار سمیره در میان کارون و دیگر هیچ!
منبع: اختصاصي سي نت
احسان جاودان(سایت سینما نت)
با سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
ممنونم که همچنان در کنار من و وبلاگ من هستید
سایت سینمای ما اولین سایت سینمایی با مخاطب بالا در ایران هست.....این سایت تا انجایی که من روزی ۲ ویا حتی بعضی روزها بیشتر از ۲ بار به این سایت سر می زنم متاسفانه رسالت خودش را به درستی انجام نمی دهد
من یک بار دیگر هم در مورد شکایت از این سایت در وبلاگم بعد از جشنواره مطلب گذاشتم.....که اگر به پست های قبلی سری بزنید کاملا متوجه می شوید
در یک وبلاگ یک مدیر یعنی همان کسی که وبلاگ رو به روز می کند با توجه به تعداد بازدید کنندگان خود باید اشراف کامل بر مطالب ارائه شده و از ان مهم تر کامنت های گذاشته شده داشته باشد تا چیزی خارج از چارچوب وبلاگ مطرح نشود
اما با این حساب یک سایت کاملا رسمی را در نظر بگیرید که با تعداد مخاطبان گسترده خود در تمام زمینه ها ان هم از نوع سینمایی که به طور معمول جنجال بر انگیز هست بخواهید مدیریت درست را اجرا کنید و به قول خودشان کار فرهنگی را انجام بدهید
به نظر شما در یک برخورد اجتماعی ساده اولین حرکتی را که دو طرف باید رعایت کنند چیه؟؟؟
معلومه ادب اجتماعی رو رعایت کنند!!!!!!!!!!!!!!
حالا در نظر بگیرید یک سایت بزرگ با چند خبرنگار به اصطلاح خبره با اب و تاب دارند کار می کنند و داعیه کار فرهنگی رو دارند ولی متاسفانه تنها چیزی که ازانها اصلا درک نمی شود (البته به جز مواردی که مجبور به حفظ ظاهر هستند ) ادب و فرهنگ در حد یک بچه ۵ ساله
؟؟!!
در جشن دنیای تصویر که تعداد بسیار زیادی از هنرمندان حضور داشتند ان هم هنرمندان واقعا محبوب و دوست داشتنی ....سایت سینمای ما گزارش تصویری از این جشن را در سایت خودش قرار داده است؟؟
و در پایان صفحه قسمتی را برای گذاشتن کامنت یا همان نظر از سوی مخاطبین را قرار داده است؟
این کامنت ها را ابتدا باید مدیریت سایت (با کمال شرمندگی) تایید کند و تا در سایت به نمایش در بیاد...و در بین این همه هنرمند محبوب سینما وتلویزیون تنها کامنت هایی که به ظاهر اقای پورسرخ بی احترامی شده را نمایش دادند؟؟؟؟!!و به طور خیلی واضح اقای پورسرخ را با هنرمند محبوب خود این سایت یعنی اقای رادان که ما به جایش برای ایشان احترام قائل هستیم مقایسه کردند؟؟
به نظر شما اگر قرار برای تایید کامنت ها از سوی مدیریت و سپس نمایش ان می باشد؟یعنی این مدیریت به اندازه ی یک بچه ۵ ساله هنوز اداب اجتماعی را بلد نیست ؟؟؟
تا بی احترامی به شخصی نباید صورت بگیرد ان هم مشخصا به ظاهر فرد؟؟!
که همچین مسئله یی دور از عقل هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
پس جز غرض ورزی این افراد و قصد تخریب چهره یک هنرمند چیزی باقی نمی اند و چه بسا خودشان این کامنت ها رو برای خالی کردن عقده های .....بگذارند؟
این حرکت برای بار اول نیست خیلی جالبه یک سایت در انتقال یک خبر با منبع موثق اظهار نظر خودش را هم در اخبار قرار بدهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
در خبر اکران روز سوم نوشته بودند متاسفانه این فیلم بر اساس( پاره ایی سهل انگاری ها) ازسوی داوران بهترین فیلم جشنواره معرفی شد؟!
بی احترمی مستقیم به هیئت داوران یک جشنواره ی معتبر؟
من به شخصه از دیدن این برخوردها واقعا خونم به جوش امد
ای کاش می شد
ای کاش می شد
با خراب کردن و له کردن یک فردی انسان به جایگاه بالاتری میرسید
ولی خدا این نعمت را از همه سلب کرده؟؟!!!
این افراد فقط و فقط به خودشون ظلم می کنند؟؟
بیایم یک ذره بزرگ تر فکر کنیم
به خودمون کمک می کنیم
و حالا
شما هوادارانی که در باشگاه هواداران پوریا پورسرخ عضو شدید و در حال حاظر ۱۴۰ نفر عضو این باشگاه می باشند حتما از هدف افتتاح این باشگاه خبر دارید
حمایت از پوریا پورسرخ؟
پس شما باید اعتراض خودتون رو منعکس کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا که حرکت بسیار زشتی صورت گرفته و در واقع به فکر و منطق ما هم به طور غیر مستقیم بی احترامی کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من لینک مربوط به این سایت را قرار می دهم و تا انجایی که من اطلاع دارم فقط از طریق همین کامنت ها می شود به مدیریت اعتراض کرد
چه بسا من به نام مهناز اعتراض کردم؟
شما هم با من و دوستان همراه شوید و باید همین جا جلوی این سایت (که واقعا دیگه شورشو در اوردن) را بگیریم
اگر کسی شماره یا ادرس یا مسیریارتباط مستقیم با عوامل این سایت( که می دونم یکی از این افراد اقای قادری هستند) را دارید در اختیار بگذارید تا اعتراض خودمون رو اعلام کنیم.
اقای قادری باشگاه هواداران اقای پورسرخ به این
حرکت زشتتون در سایت معترض هست لطفا اشتباه
خودتون رو اصلاح کنید.
بچه ها لطفا کسانی که در سایت سینمای ما کامنت گذاشتن یا قرار بگذارند یک کپی از کامنت خود در کامنت همین پست وبلاگ کم قرار بدهید
دنیای هر کس به اندازه ی وسعت فکرشه
وسعت فکری خودتون رو به اندازه ی دنیای هرکس کوچک نکنید
با توجه به اتفاقاتی که در وبلاگ و سایت سینمای ما در این چند روز افتاد و پیگیری و حمایت بچه های وبلاگ که واقعا ازشون متشکرم من با اقای پورسرخ تماس گرفتم و اتفاقات افتاده را برای ایشان شرح دادم.....ایشان هم طبق معمول همیشگی از روی بزرگواریشان از این مسئله گذشتند وگفتند:(( دنیای هرکس به اندازه ی وسعت فکرشه............وسعت فکری خودتون رو به اندازه ی دنیای هرکس کوچک نکنید؟؟؟وقت و شخصیت شما دوستان ارزش بیشتری دارد؟؟؟))
امیدوارم این اتفاقات رو ی روان پاک هیچ کدام از شما دوستان اثر بدی نگذارد؟؟؟چون ارزشش را ندارد؟؟
به گفته خود اقای پورسرخ من به شخصه این بحث را دیگر ادامه نخواهم داد.
راستی خوب شد معنای حرفه ایی بودن را فهمیدیم؟![]()
![]()
در ضمن ما بی صبرانه منتظریم دوستان برای اولین بار مردانه عمل کنند و تهدیدشان مبنی بر بستن این وبلاگ را عملی کنند![]()
|
| |
| برگزیدگان سینما و تلویزیون ایران تندیس حافظ گرفتند | |
| دهمین جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر شب گذشته با اهداء تندیسهای طلایی حافظ به برگزیدگان سینما و تلویزیون ایران و تقدیر از چند چهره پیشکسوت و فقید در تالار بزرگ کشور برگزار شد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم علاوه بر برگزیدگان سینما و تلویزیون در سال 85، از برندگان فقید تندیس حافظ شامل رسول ملاقلیپور، ساموئل خاچیکیان، بابک بیات، مهرزاد مینویی، علیرضا وزل شمیرانی و مهدی فتحی تقدیر شد. در بخش تجلیل هم از زندهیاد ملاقلیپور، جمشید مشایخی و بهرام بیضایی تقدیر به عمل آمد. برندگان و نامزدهای بخشهای سینمایی و تلویزیونی دهمین جشن دنیای تصویر به این ترتیب معرفی شدند: * بهترین فیلم: "خونبازی" به تهیهکنندگی جهانگیر کوثری * بهترین کارگردان: سامان مقدم برای "کافه ستاره" * بهترین فیلمنامه: پرویز شهبازی برای "به آهستگی" * بهترین بازیگر مرد: داریوش ارجمند برای "ازدواج به سبک ایرانی" و بیژن امکانیان برای "تقاطع" * بهترین بازیگر زن: فاطمه گودرزی برای "ازدواج به سبک ایرانی" و رویا تیموریان برای "کافه ستاره" * بهترین موسیقی متن: محمد سریر برای "ازدواج به سبک ایرانی" * بهترین صدابرداری: محمدرضا دلپاک برای "خون بازی" * بهترین طراحی صحنه و لباس: مجید میرفخرایی برای "ازدواج به سبک ایرانی" * بهترین چهرهپردازی: مهرداد میرکیانی برای "خون بازی" * بهترین مجموعه تلویزیونی: "نرگس" به تهیهکنندگی ایرج محمدی و مهران مهام * بهترین بازیگر مرد کمدی: رضا شفیعیجم برای "باغ مظفر" * بهترین بازیگر زن درام: الهام حمیدی برای "زیر تیغ" * بهترین بازیگر مرد درام: حسن پورشیرازی برای "نرگس" * بهترین ترانه مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی: مهران مدیری برای ترانه مجموعه "باغ مظفر" * بهترین سینماگر مستند، انیمیشن و کوتاه: فرهاد ورهرام برای مستند "گذر شهر بر آب" |
با سلام
اقای حسن پورشیرازی تندیس بهترین بازیگر مرد درام را دریافت کردند
انقدر بازیگران انتخاب شده همگی عالی هستند که حرفی برای گفتن با قی نمی مونه
فقط این مونده که ما از اینکه اقای پورسرخ در این جشن کاندیدا شدن یک هفته است که خیلی خیلی خوشحالیم و در واقع جایزه خودمون رو با کاندیدا شدن ایشون گرفتیم
این کاندیداتوری مهر تاییدی بر کاندیداتوری ایشون در جشنواره فجر بود
و ثابت کرد که اقای پورسرخ بر حسب اتفاق کاندید نشدن............بلکه حق مسلم ایشون بوده
ایشون بازیگر قوی و عالی هستند
موفقیت ایشون رو به تمام دوستان تبریک می گم
من که خیلی خیلی خوشحالم
| |||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، دهمين جشن سينمايي _ تلويزيوني دنياي تصوير، كه بزرگترين و تنها جشن خصوصي سينماي ايران است، شب پنجشنبه 21 تيرماه طي مراسمي در تالار بزرگ وزارت كشور برپا و جوايز بخشهاي مختلف به شرح زير به برگزيدگان اهدا شد:
| |||||
گزارش تصویری از جشن
| دهمین جشن دنیای تصویر پنجشنبهشب با حضور جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون در تالار وزارت کشور برگزار شد. | |
|
پرویز پرستویی
پوریا پورسرخ
حامد بهداد
آنا نعمتی
امین حیایی
محمدعلی کشاورز دعوت علی معلم را برای رفتن روی سن نپذیرفت |
| دهمین جشن دنیای تصویر پنجشنبهشب با حضور جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون در تالار وزارت کشور برگزار شد. | |
|
بهرام بیضایی و محمد رحمانیان
داریوش ارجمند
بهرام بیضایی
رخشان بنی اعتماد
حشمت مهاجرانی ؛علی پروین ،جمشد مشایخی
داریوش و امیر یل ارجمند عکس / سجاد صفری |
| دهمین جشن دنیای تصویر پنجشنبه شب با حضور جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون در تالار وزارت کشور برگزار شد. | |
|
حسن پور شیرازی بازیگر مرد درام تلویزیون تندیس را از دستان یکتا ناصر دریافت کرد
جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد تندیس بهترین فیلم را از دستان مژده شمسایی دریافت کردند
بزرگداشت بهرام بیضایی
مهران مدیری تندیس بهترین ترانه مجموعه و فیلم سینمایی را ازدستان حسام نواب صفوی دریافت کرد
پسر محمود کلاری به نیابت از پدرش تندیس بهترین فیلمبرداری را از دستان محمد رضا شریفی نیا دریافت کرد
سامان مقدم برگزیده بهترین کارگردانی تندیس را از دستان سیف الله داد و بهرام بیضایی دریافت کرد
همسر و دختر رسول ملا قلی پور جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کردند عکس / سجاد صفری |
گزارش تصویری(خانواده سبز-مهر نیوز)
گزارش کامل از تک تک جملات بیان شده در جشن دنیای تصویر(حتما بخونید)
پوریا پورسرخ نیز برای اهدای تندیس بهترین صدابرداری بر روی سن آمد و گفت : سلام عرض می کنم خدمت همه ی بزرگواران و عزیزان ٬ پیش کسوتان و هنرمندان ... نامزد های دریافت بهترین کار صدا ... آقای مسعود بهنام و حسین ابولصدق ( پس از کمی مکث تصحیح می کند ) آقایان مسعود بهنام و حسین ابولصدق برای صدا گذاری فیلم تقاطع ... آقای اسحاق خانزادی برای صدابرداری فیلم ازدواج به سبک ایرانی ... جناب آقای محمدرضا دلپاک برای صدا برداری فیلم خون بازی ... جناب آقای یدالله نجفی برای زمستان است ... ( پس از پخش قسمتی از فیلم برگزیده و تشویق حاضران ) ... جایزه هیئت داوران تعلق می گیرد به جناب آقای محمدرضا دلپاک برای فیلم خون بازی ... محمدرضا دلپاک پس از حضور بر روی سن : خیلی خوش حالم که هیئت محترم داوری صدای خون بازی را شنیدن ... همه ما می دانیم که چشممان ۱۸۰ درجه میبیند اما گوشمان ۳۶۰ درجه می شنود و از صدای خارج از قدرت فیلم خیلی استفاده کردیم و تشکر می کنم از دوستان خودم اسحاق خانزادی ٬ جناب آقای بهنام ٬ آقای ابولصدق و همه ی دوستان عزیز . برا تون آرزوی روشنایی ٬ سلامتی و شادمانی دارم .
.jpg)
با سلام
بالاخره با مدتها پیگیری تونستم تالار گفتمان هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ را راه اندازی کنم
در قسمت پیوندهای روزانه می توند وارد تالار بشوید و عضو بشید و مطالب و عکس ها اخبار و خلاصه صحبت های روزانه خودتون رو از طریق این تالار پیگیری کنید
فقط اینکه این تالار خیلی روی موضوعات بحث و گفتگو اهمیت می دهد و مطرح کردن بعضی موضوعات باتعث حذف کامل تالار خواهد شد
پس بنابراین لطفا صحبت های خصوصی و در واقع چیزی که به چت نزدیک هست رو در وبلاگ مطرح نکنید و از تالار برای این موضوعات استفاده کنید.
با تشکر از سعید قادری عزیز برای راهنمایی و کمک من برای ساختن این تالار........
در ضمن اعضای باشگاه هواداران پوریا پورسرخ به ۱۲۵ نفر رسید....اگر کسی عضو نشده اقدام کنه........من وقتی از خبر نامه میل ارسال می کنم نزدیک ۷ میل برگردونده می شه ......کسایی که تا حالا از من میلی از طریق خبرنامه نداشتن لطفا دوباره ثبت نام کنند و ادرس میل خودشون رو درست وارد کنند چون من اخبار بسیار مهم رو از طریق خبر نامه ارسال می کنم............و در اینده نزدیک زیباترین عکس ها..............
در ضمن در این وبلاگ به هیچ عنوان تبلیغات برای فرد یا موضوع خاصی غیر از اقای پورسرخ صورت نخواهد گرفت
به هیچ عنوان حتی اگر از بچه های وبلاگ باشه
فقط و فقط اقای پورسرخ
لطفا اخبار کذب رو هم رواج ندید چون وقت خودتون و دوستانتون رو تلف می کنید
با تشکر
رزا
|
با سلام ممنون که همیشه وبلاگ من رو مورد لطف خودتون قرار می دید هیلدای عزیز من همچین منظوری نداشتم در ضمن برای من باعث افتخار که دوستی به اسم هیلدا همیشه به وبلاگ من سر میزنه ولی من هدفم در وبلاگ جلوگیری از ساختن شایعاته چه بسا که حرف های خود من باعث شایعه درست شدن باشه...................پس به من حق بدید.
رئيس، روز سوم و پاركوي جان سالم به در بردند
بازار قاچاق فيلمهاي ايراني مهار شد
| |||||||||
| شناسنامه دفاع مقدس گم شده ... ؛ نگاهی به فیلم "روز سوم" | |||||||||
| فیلم سینمایی "روز سوم" بیش از آنکه برخاسته از شناسنامه دفاع مقدس ایران و مسائل خاص برآمده از آن باشد، فیلمی است که میتوان آن را تعبیری عام از جنگ و حتی اکشنی کماندویی محسوب کرد. | |||||||||
|
به گزارش خبرنگار مهر، محمدحسین لطیفی فیلمسازی است که پس از تجربه عرصه های مختلف و متنوع در سینما و تلویزیون برای نوعی ادای دین به دفاع مقدس سراغ ایده ای مستند در زمان حصر خرمشهر رفته است. ایده ای که به عنوان استارت اولیه می توانسته موقعیت شاخص برای دراماتیزه کردن واقعیت فراهم کند و همه اهمیت آن در همین حد است: ایده مدفون شدن دختری در خاک باغچه برای زنده ماندن او از دست سربازان عراقی. مهدی سجاده چی فیلمنامه نویس مستقلی است که در حوزه دفاع مقدس صاحب تجربه است و مجموعه "خاک سرخ" هم برگرفته از قصه اولیه "لیلا و جنگ" او بوده است. سجاده چی با پرداخت و بسط این ایده و درک نیازی که رئالیسم به دراماتیزه شدن دارد، تلاش کرده با طراحی موقعیت های نمایشی خاص، مقاطع داستانی خاص، شخصیت پردازی، خلق کاراکترهای فرعی و مکمل و ... به تعبیر خود به درام نزدیک شود.
فیلم در روزهای حصر خرمشهر و نابسامانی که شهر و مردمانش دچار آن هستند، با خطی فرعی آغاز می شود. معرفی کوتاهی از برادر (رضا) می شود که از ازدواج با دخترعمو که نشان کرده سرباز می زند و این گونه است که با رفتن پسرعمو به سراغ رضا برای برخورد با او، مخاطب هم به نوعی همراه وی به قلب روزهای دفاع این شهر می رود و ... رضا و سمیره معرفی می شوند. از آنجا که ایده مدفون کردن دختر زیر خاک ایده اولیه و هسته مرکزی فیلم است، به نظر می آید تلاش نویسنده برای دراماتیزه کردن آن باید مهمتر از وجوه دیگر نمود پیدا کند، به خصوص که باورپذیری آن در کلیت فیلم موجب همذات پنداری مخاطب با چنین موقعیتی است. به این مفهوم که واقعاً باید همه راهها به گونه ای به بن بست منجر شود که مدفون کردن سمیره زیر خاک تنها و تنها گزینه ممکن و البته انتحاری در موقعیت حاضر در نظر گرفته شود. اما آنچه در فیلم "روز سوم" برجسته می شود، چنین پرداخت و ناگزیری به همراه ندارد. واقعیت این است که مدفون کردن سمیره در خاک باغچه تنها گزینه ممکن در موقعیت چیده شده نیست و نویسنده نتوانسته همه راههای دیگر را به بن بست بکشاند. اولین و ساده ترین راه برای انتقال خواهری که پایش شکسته از روی دیوار این است که برادرش او را کول و از روی دیوار عبور کنده تا با هم فرار کنند. درست است که این گزینه را محدودیت های سینمای ایران باطل می کند، ولی کار نویسنده در چنین موقعیتی است که مهم جلوه می کند تا از محدودیت در جهت خلاقیت استفاده کند و باورپذیری موقعیت چیده شده را با ابزار تخیل و ایده پردازی بالا ببرد. در صورتی که مواردی چون ورزیدگی رضا و امکانی که می تواند برای به دوش کشیدن خواهرش داشته باشد این وجه را پررنگ و البته بزرگتر می کند. در چنین موقعیتی با توجه به اینکه ایده مورد استفاده قابلیت تعابیر و تفاسیر فرامتنی و نمادین را دارد، نوع پرداخت نویسنده از مولفه های مستعد برای نمادینه شدن اهمیتی ویژه پیدا می کند. به عنوان مثال سمیره و مدفون شدن او زیر خاک و ... قابلیت این وجه را دارد که او به عنوان نمادی از مام وطن برجسته و در عین رعایت اصول رئالیسم موقعیتی، مایه های مفهومی فیلم پررنگ شود. اما در کلیت فیلم اثری از این پرداخت نمادین یا رویکرد به مفاهیم که به زیرلایه فیلم عمق ببخشد وجود ندارد و این گونه است که در فیلمی که از ابتدا چنین قراری با مخاطب نگذاشته تا او را به جور دیگر دیدن عادت دهد، به یکباره نمی توان به حاشیه رفتن دفاع مقدس، محاصره شهر، بیرون راندن دشمن و ... را منطقی تعبیر کرد. آن هم به این دلیل که بسیج شدن رضا، پسرعمو و دوستانش برای نجات سمیره، کنشی نمادین است که عین دفاع از مام وطن و شهر و میهن تلقی می شود. واقعیت این است که جنس قصه گویی و پرداخت چنین قصه هایی روش و شیوه خاصی می طلبد که با این رویکرد مسلماً فرق دارد. اگر به واقع نام جهان آرا، نام شهر خرمشهر و چند نشانه سطحی دیگر را از فیلم بگیریم، دفاع مقدس در کدام بخش فیلم "روز سوم" حضور دارد؟ در تعقیب و گریز فرمانده عراقی با گروه نجات دهندگان سمیره که او را روی دست می برند؟ این موقعیت و پرداخت آن که بیش از هر چیز یادآور فیلم های کماندویی بدون شناسنامه است! لهجه جنوبی رضا و سمیره و رفقایشان قرار است شناسنامه به این جنگ بدهد که در بخش هایی راکورد آن حفظ نمی شود. یا حضور شخصیت هایی با قومیت و خاستگاههای مختلف؟ کاراکتری برای لودگی و تلطیف فضا و موقعیت، کاراکتری نماینده قشر تحصیلکرده و کاراکتری ... اینها نمایندگان اقشار مختلف حاضر در جنگ ما هستند و هویت تاریخی ما؟ به علاوه این بخش بیش از هر چیز به فضا و شخصیت پردازی مشابه "خاک سرخ" بازمی گردد که با مشترک بودن نویسنده به نظر اجتناب ناپذیر می آید. "روز سوم" می توانست بخشی از نادیده های دفاع مقدس را برجسته کند، در حد و اندازه های یک فیلم سینمایی نه کمتر و نه بیشتر. مخاطب هم انتظار ندارد آئینه تمام نمای جنگ هشت ساله ایران و عراق یا حتی همه حجم وقایع حصر خرمشهر را در یک فیلم ببیند. ولی واقعیت این است که همان انتظار متعارف مخاطب هم جواب نمی گیرد و فیلم در بازنمایی همان زاویه کوچکی که ادعای آن را دارد، ناقص عمل می کند. | |||||||||
سینمای ما ـ امیر کاظمی : تمامی عوامل و بازیگران فیلم روز سوم به کارگردانی محمد حسین لطیفی چهارشنبه ۶ تیر ماه در فرهنگسرای سید الشهدای تهران گرد هم آمدند تا محمد حسین لطیفی و حمید آخوندی جوایز دریافتی خود از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را به خانواده ی شهید امیرسرتیپ "امان الهی" و سردار "محمد نورانی" تقدیم کنند . حمید آخوندی ( تهیه کننده فیلم ) در رابطه با اهدای این جوایز گفت : « تنها ۱۰ روز به جشنواره فیلم فجر مانده بود ٬ خدا خدا می کردیم فیلم برسد ٬ اما اگر نرسد چه می شود ؟ ٬ همان جا بود که من ٬ علیرضا جلالی ( دیگر تهیه کننده فیلم ) و محمدحسین لطیفی نذر کردیم که اگر فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد جوایز خود را به خانواده ی شهید امان الهی و محمد نورانی تقدیم کنیم . از مردم عزیز خرمشهر عذر خواهی می کنیم که با حضور ۳۰ روزه ی ما در شهرشان سختی ها را تحمل کردند . شاید باور نکنید که با صدای انفجار شبانه ی گروه شیشه ی پنجره های ۲۰ خانه شکست . تردد تانک ها در خیابان های خرمشهر ٬ انفجار های پشت سر هم در بازار خرمشهر و ... از جمله اذیت های ما برای مردمان عزیز خرمشهر بود . فیلم روز سوم تا بلندای حماسه خرمشهر فاصله درازی دارد ، امیدوارم در گامهای بعدی ضعف های ما را جبران کند. » خانواده ی شهید امان الهی با حضور بر روی صحنه از گرفتن این جوایز از سوی تهیه کنندگان و کارگردان فیلم مخالفت کردند و جوایز خود را به کودکان یتیم خرمشهر تقدیم کردند . در ادامه با حضور مهندس جعفري جلوه معاون امور سینمایی ٬ از تمامی عوامل روز سوم با اهدای ربع سکه بهار آزادی و لوح تقدیر ٬ تقدیر شد . در این بین حامد بهداد با تاخیر ۳۰ دقیقه ای به این مراسم رسید . غیبت باران کوثری در این مراسم نیز از دیگر نکات قابل توجه جلسه تجلیل از عوامل و بازیگران روز سوم بود . محمد حسین لطیفی درباره غیبت باران کوثری در این جلسه به سینمای ما گفت : « برادر خانم کوثری از خارج از کشور به ایران بازگشتند و ایشون در گیر برخی از کارهای برادرشان هستند . حضور نیافتن باران کوثری در مراسم و نقد و برسی های فیلم روز سوم بدلیل لو رفتن گریم او در فیلم توفیق اجباری نیست . »
شنبه روز تولد دوست عزیزم مروارید رو هم به ایشون هم به خانواده گرانقدرشون تبریک عرض می کنم
ان شالله همیشه سلام و تندرست باشند
میلاد حضرت زهرا بانوی دو عالم را به تمامی دوستان تبریک عرض می کنم.
کاندیداتوری هنرمند محبوب اقای پوریا پورسرخ در بخش بهترین
بازیگر مرد درام در جشن
دنیای تصویر را به تمامی هواداران تبریک عرض می کنم.
جشن دنیای تصویر ۲۱ تیر در تالار بزرگ کشور برگزار می شود
نامزدهای دریافت تندیس حافظ در بخش تلویزیون عبارتند از:
* بهترین مجموعه تلویزیونی:
1ـ "راه شب" به تهیهکنندگی محمد مسعود
2ـ "زیر تیغ" به تیههکنندگی محمدعلی اسلامی
3ـ "نرگس" به تهیهکنندگی ایرج محمدی و مهران مهام
* بهترین کارگردانی مجموعه تلویزیونی:
1ـ علیرضا افخمی برای "زیر زمین"
2ـ احمد امینی برای "اولین شب آرامش"
3ـ داریوش فرهنگ برای "راه شب"
4ـ سیروس مقدم برای "نرگس"
5ـ محمدرضا هنرمند برای "زیر تیغ"
* بهترین فیلمنامه مجموعه تلویزیونی:
1ـ علیرضا بذرافشان برای "زیرزمین"
2ـ مسعود بهبهانینیا برای "نرگس"
3ـ علیرضا طالبزاده برای "صاحبدلان"
4ـ جابر قاسمعلی برای "راه شب"
5ـ علیاکبر محلوجیان برای "زیر تیغ"
* بهترین بازیگر مرد کمدی:
1ـ فتحعلی اویسی برای "زیرزمین"
2ـ نادر سلیمانی برای "باغ مظفر"
3ـ رضا شفیعیجم برای "باغ مظفر"
4ـ سروش صحت برای "زیرزمین"
5ـ محمدرضا هدایتی برای "باغ مظفر"
* بهترین بازیگر زن درام:
1ـ ستاره اسکندی برای "نرگس"
2ـ الهام حمیدی برای "زیر تیغ"
3ـ باران کوثری برای "صاحبدلان"
4ـ فاطمه معتمدآریا برای "زیر تیغ"
5ـ یکتا ناصر برای "اولین شب آرامش"
6ـ عاطفه نوری برای "نرگس"
* بهترین بازیگر مرد درام:
1ـ آتیلا پسیانی برای "زیر تیغ"
2ـ پرویز پرستویی برای "زیر تیغ"
3ـ حسن پورشیرازی برای "نرگس"
4ـ پوریا پورسرخ برای "وفا" 5ـ هوشنگ توکلی برای "زیر تیغ"
منبع خبر : مهر
نویسنده: پوریا
شنبه 9 تیر 1386 ساعت: 0:9
ممنون از لطف همه و عذر خواهی از دوستایی که پیام میگذارن و جواب هم نمیشه داد.از همگی ممنونم.انرژیتون رسید.موفق باشبد.راسی من خودم نفهمیدم کجا گفتم قراره ازدواج کنم؟؟؟؟
****************
با سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
خیرمقدم عرض می کنم خدمت دوستانی که به تازگی با وبلاگ من اشنا شدند و یا اینکه افتخار دادند و کامنت می گذارند
یک عذر خواهی به تمامی دوستانی که یا وبلاگ جدید زدند و من واقعا به وبلاگشون سر می زنم اما کامنت نمی گذارم علتش هم به خاطر بازی هست که نت در می یاره.............منو ببخشید
و یا دوستانی که برام اف می گذارند و یا کامنت در وبلاگ که من واقعا یا یادم می ره یا اصلا از دستشون می دم که جوابشون رو بدم.
من واقعا معذرت می خوام از تمامی دوستان
چند تا مطلب مهم
۱.اقای پورسرخ قرار هست که سایتشون راه اندازی بشه و در سایت خودشون در اسرع وقت اطلاع رسانی به هواداران صورت بگیره اما تا اون زمان من به نمایندگی از تمام وبلاگ نویسانی که برای ایشون وبلاگ می نویسند از سمت خودشون قرار گذاشته شده که از طریق همین وبلاگ اخرین اخبار و اطلاعات و یا حتی عکس ها رو در اختیار هواداران بگذارم......همان طور که تا العان سه تا مورد یکی شب شیشه ایی و دوم صندلی داغ و سوم فرهنگسرای نیاوران رو زود تر بهتون اطلاع داده شد......
پس من یک پل ارتباطی بین شما و اقای پورسرخ خواهم بود......و اما
۲.اقای پورسرخ یک خط مبایل بیشتر ندارند والسلام و ایشون حتی از شنیدن اینکه این شماره مال ایشون هست یا نیست و یا.......خیلی هم ناراحت می شوند و لطفا خودتون با هوش باشید و اصلا اعتماد نکنید چون عواقبش گریبان خودتون رو خواهد گرفت.
-اقای پورسرخ یک خط مبایل بیشتر نداره....................
۳.ایشون گفتند به هیچ عنوان برای من هدیه ایی نفرستید و این باعث نشه که به کسانی اعتماد کنید و ادرس یا شماره ازشون بگیرید....و هیچ ادرس یا شماره یی هم برای فرستادن هدیه از طرف ایشون وجود نداره و و اگر هم هست صحت نداره..............پس اصلا اعتماد نکنید.
۴.تمامی صحبت ها ...پیام ها و هر چیزی که در نظر دارید به ایشون بگید چه کسانی که شماره ایشون دارند چه کسانی که ندارند لطفا فقط و فقط ایمیل کنید......تا کید می کنم فقط از طریق ایمیل با ایشون حرف ها و صحبت ها تون رو منتقل کنید
-لطفا اگر شماره ایشون دارید برای رسوندن پیغامتون تماس نگیری و اس ام اس هم نزنید و فقط و فقط ایمیل بزنید تا مطلبتون حتما به دستشون برسه.
۵.ایشون نه ازدواج کردند و نه قصد ازدواج دارند و در صندلی داغ فقط به ایشون یک لوح داده شده و اصلا ایشون در مورد اینکه می خواند ازدواج کنند هیچ حرفی نزدن وازدواجی در کار نیست مطمئن باشید حتی شایعاتی هم که در مجلات هست توجه نکنید به قول ایشون به جای خوندن این مجلات زرد کتاب بخونید.
۶.دوستان لطفا از من بیچاره شماره اقای پورسرخ رو نخواهید چون از این به بعد دیگه اجازه ندارم به هیچ عنوان شماره ایشون به کسی بدم.....کسی هم اگر داره دیگه به کسی نده؟؟؟
۷.باز هم منتظر ملاقات حضوری با هنرمند محبوبتون در جلسات نقد و بررسی باشید مثل جلسه فرهنگسرای نیاوران که از طریق همین وبلاگ بهتون خبر داده خواهد شد......فقط منتظر باشید......در ضمن من فقط خبر ها رو منتقل می کنم خودم چیزی رو تعیین نمی کنم.
۸. منتظر عکس ها و فیلم برنامه زیبای صندلی داغ باشید و همچنین عکس های بسیار زیبا از اقای پورسرخ و فیلم روز سوم .................
۹.و مطلب اخر اینکه هر چی بوده من تمام کمال نوشتم دوباره سوال نکنید می ترسم فرصت نکنم به تک تکتون جواب بدم و شرمنده همتون بشم.
تمام
تبریک به مناسبت تولد اقای پورسرخ اما با کمی تاخیر
الهام و اسیه
ashegh
shayad an ghadr ashegh nabasham ke vajehayam soroode har aberi shavad
shayad an ghadr bozorg nabasham ke sayeam vogodat ra dar bar girad
shayad, shayad man ani nabasham ke to dar jostegoyash hasti vali harche hastam , har ke hastam bish az eshgh bar to ashegham
poria jan az samime ghalb tavalodat mobarak
انونس فیلم روز سوم

منبع"سایت سینمای ما
با تشکر از زیبا دوست عزیزم
|
| |||
| |||
|
«برزو ارجمند» بازيگر «روز سوم» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، اظهار داشت: شخصيت امير در فيلمنامه براساس شخصيتي واقعي خلق شد. | |||
| |||
|
«حسين معززينيا» منتقد سينما در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: نيمه اول فيلم «روز سوم» به نظرم تحولات و تغييراتي را نسبت به آنچه پيش از اين در ژانر دفاع مقدس داشتهايم، به نمايش ميگذارد. | |||
| |||
|
لطيفي در گفتگوبا خبرنگار فارس گفت: مدتي است شايعه شد كه بنده قرار است كار نيمه تمام يدالله صمدي را ادامه دهماما بايد توضيح دهم كه اين كار سه فاز دارد كه فاز سه آن قبل از همه به نام « شهر آشوب» ساخته شده است كه از آن يك فيلم سينمايي و چند قسمت سريال تلويزيوني درآمده است. | |||
| هشدار به علاقهمندان ستارگان سينما: هويت محمدرضا گلزار و پوريا پورسرخ جعلي آشكار شد/پورسرخ: «متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند.» |
سینمای ما ـ امیر کاظمی : شنيده شده كه مدتی است فردی با نام جعلي پوریا پورسرخ و با صدای کاملاً مشابه، بهوسیله یک شماره تلفن همراه تالیا و یک سایت اینترنتی، با طرفداران پوریا پورسرخ بازیگر ٬ ارتباط برقرار کرده و آنها را فریب ميدهد. روز دوشنبه ۴ تیر پوریا پورسرخ به مناسبت روز تولدش در دفتر یکی از نشریات حاضر شد و به صورت تلفنی با طرفداران خود صحبت کرد، و این صحبتهاي تلفنی باعث فاش شدن بخشي از اين مسائل شد . پورسرخ در همین رابطه به خبرنگار سايت سينماي ما گفت: « مدتی است که یک سایت اینترنتی با عنوان هواداران پوریا پورسرخ شروع به فعالیت کرده است . فردی به وسیله این سایت با برخی از دوستان عزیزم با آی دی porya_porsorkh و به نام من گفت و گو می کند.»
پورسرخ در باره شماره تالیا و صدای بسیار مشابه به خودش گفت : «بله! متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند و جالب است بدانید ده ها هدیه مثل لباس و ادکلن های گران قیمت نیز به عنوان پوریا پورسرخ از طرفداران من گرفته است! وقتی چند تن از هواداران خوب من در دفتر مجله پرسیدند که این هدایايشان به دست من رسیده یا نه ٬ تازه از وجود يك صندوق پستی برای ارسال هدیه به من خبردار شدم و حسابي جا خوردم. بعد از پیگری زياد متوجه شدیم که این صندوق پستی متعلق به همین دارنده شماره تلفن تالیا است و به همين دليل قصد دارم این موضوع را با شدت پیگیری کنم .»
بنا به گزارش خبرنگار سايت سينماي ما، گويا این دارنده شماره تالیا، با نام اصلی « امیر ـ م »، پیش از این با نامهای محمدرضا گلزار ٬ بنیامین بهادری ٬ مهدی سلوکی ٬ فرزاد فرزین و حسام نواب صفوی و با تقلید صداي آنها با طرفداران این هنرمندان صحبت می کرده است . گويا شیوه کار این فرد بدین ترتيب است که خود را مدیر برنامه این افراد معرفی می کرده و با تعیین ساعت و وقت قبلي و تقلید صدا، طرفداران بازيگران و هنرمندان ديگر را فریب می داده است.
اين موضوع ميتواند يك هشدار جدي باشد؛ به همه آنها كه از روي سادگي و به دليل علاقه به چهرههاي مشهور، به دام اين قبيل سوءاستفادهها ميافتند و شايد زندگيشان به خطر بيفتد. اميدواريم كه اين جور اطلاعرسانيها بتواند تا حدودي زمينه اين كلاهبرداريهاي آشكار در سينما را كمتر كند.
شماره تلفن و نام كامل اين شخص در دفتر سايت محفوظ است و اميدواريم با درج اين خبر ديگر اثري از اين شماره تلفن و اين بازيگران جعلي و سوءاستفادههاي احتمالي بعدي باقي نماند.
منبع خبر : سينماي ما
http://rs61.rapidshare.com/files/40300397/MOV00007.3gp(اقای لطیفی)
http://rs42.rapidshare.com/files/40301040/MOV00008.3gp(پورسرخ ۱)
http://rs75.rapidshare.com/files/40298734/MOV00009.3gp(پورسرخ ۲)
http://rs95.rapidshare.com/files/40302677/MOV00011.3gp(پورسرخ ۳)
http://rs73.rapidshare.com/files/40301489/MOV00013.3gp(پورسرخ ۴)اعتراض به اقای وزیر
کیفیت فیلم ها خوب نبست و از فاصله دور فیلم برداری شده.........همین در حد بضاعتم بود به بزرگی خودتون ببخشید.
ابتدا برروی freeکلیک کنید
سپس از بین گزینه ها
danlowd via cogent
را انتخاب کنید سپس یوزر مخصوص به خودتان را در کادر بنویسید و برروی دانلود کلیک کنید.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و حماسه
مراسم تجليل از دستاندركاران فيلم سينمايي«روز سوم»در مركز فرهنگي سيدالشهدا (ع) تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرويس«فرهنگ و حماسه»خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،در ابتداي اين مراسم، دهقاني،مديرعامل مؤسسه فرهنگي هنري شاهد گفت: تقدير از دستاندركاران اين فيلم تقدير از كساني است كه فارغ از بازي گيشه،بخشي از دلاورمرديهاي مدافعان كشورمان را به تصوير كشيدهاند.
آخوندي يكي از تهيهكنندگان فيلم روز سوم نيز گفت:اين فيلم تركيبي از فيلمنامه،طراحي صحنه، جلوههاي ويژه و ديگر كارهاي معمول سينمايي نيست بلكه عشق به فرزندان معنوي روحالله، اينها را با هم تلفيق كرد.
وي افزود:وادي فيلم دفاعمقدس وادي خطرناكي است و همه آناني كه با دلشان وارد سينماي جنگ ميشوند ميدانند اگر شهيدان در گوش آنها نجوا نكنند به بيراهه ميروند.
آخوندي با اشاره به نياز سينماي جنگ و فيلم جنگي به امكانات نظامي، از همكاري ارتش در ساخت روز سوم تقدير كرد.
وي يادآور شد:در يكي از انفجارهاي مربوط به فيلم شيشههاي 20 باب منزل در خرمشهر شكست كه ضرورت وجود شهرك سينمايي دفاعمقدس در حوزه مقاومت شهري را بيشتر نمايان ميكند.
در اين مراسم همچنين يادداشت رضاداد،مديرعامل بنياد سينمايي فارابي خطاب به دستاندركاران فيلم روز سوم قرائت شد كه در بخشي از آن آمده است: قابل پيشبيني بود كه روز سوم افق جديدي به روي چشم مخاطبان بگشايد و روز سوم تاييدي بر توانايي سينماي ايران بود.
بعد از قرائت ياداشت رضاداد،محمدحسين لطيفي كارگردان فيلم روز سوم گفت:احساس ميكنم كه اين كار من نيست بلكه انرژي دريافت شده از روح عامل عامل بهتر شدن فيلم بود.
دكتر حسين دهقان، معاون رييسجمهور و رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران نيز در اين مراسم با گراميداشت ياد و خاطره شهداي هفتم تير اظهار داشت:هفتم تيرماه در تاريخ انقلاب اسلامي جايگاه ويژهاي دارد و روزي است كه دست ناپاكان بزرگترين حادثه انقلاب را رقم زد.
وي تصريح كرد: شهيد بهشتي به تنهايي يك ملت بود و امروز ميتوان گفت: اگر اين حادثه رخ نميداد شايد مسير انقلاب به گونهاي ديگر رقم ميخورد يا خورده بود.
دهقان همچنين با اشاره به سالروز بمباران شيميايي سردشت توسط رژيم بعث عراق گفت: اين كار جلوهاي از جنايتي است كه استكبار عليه بشريت انجام داد. اين حادثه همچنين رسوايي مدعيان حقوق بشر و پايبند به مباني حقوق بينالمللي را به دنبال داشت.
وي در بخش ديگري از سخنانش سوم خرداد را نقطه اوج به بار نشستن غيرت ملي و ديني ملت ايران در مقابله با متجاوزان و نقطه پاياني بر اشغال خرمشهر دانست.
دهقان تصريح كرد:نسل امروز و فردا اين حق را دارند كه از كساني كه در گذشته و در يك مصاف نابرابر از كشور دفاع كردهاند الگو گرفته و اين مسير را به عنوان مسير خود ادامه دهند.
امير آشتياني جانشين فرمانده كل ارتش نيز در اين مراسم با گرامي داشت ياد و خاطره شهيد اماناللهي گفت: اماناللهي ارتشي آزاده، آزادهاي جانباز، جانبازي شهيد و شهيدي بود كه به عنوان يك بسيجي مخلص از كشور دفاع كرد.
وي افزود: جامعه جوان امروز نيازمند نمونههاي بومي و واقعي براي الگوگيري و طي مسير آنهاست تا بتوانيم جنگ رواني دشمنان را خنثي كنيم و عرصه فرهنگ و هنر در اين زمينه ميتواند نقش مؤثري ايفا كند.
در اين مراسم ضمن تقدير از دستاندركاران فيلم روز سوم توسط بنياد شهيد، لطيفي كارگردان فيلم جايزه خود را به محمد نوراني و تهيه كنندگان فيلم نيز جايزه خود را به خانواده شهيد محمود اماناللهي تقديم كردند.
در هنگام تقديم جايزه توسط لطيفي به محمد نوراني، نوراني با تقدير از خانواده كارگردان فيلم، خواست اين جايزه را به آنها تقديم كند امان لطيفي ضمن تشكر از نوراني گفت: در خرمشهر دستاندركاران يتيمخانهاي نياز به خريد اين محل دارند اين جايزه را صرف خريد آن يتيم خانه كنيد.
در اين مراسم همچنين جعفري جلوه،معاون سينمايي وزارت ارشاد،دكتر عباس خامهيار معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد و دكتر علوي رييس سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز حضور داشتند.
در پايان مراسم فيلم روز سوم براي حاضران به نمايش درآمد.
انتهاي پيام
| |||
|
«محمدحسين لطيفي» در نشستي ويژه با خبرنگار سينمايي فارس گفت: بسياري از بچههاي جنگ، گفتند كه در فيلم «روز سوم» واقعيتهاي جنگ را ديدهاند. | |||
بچه ها سلام
لطفا نظرات خودتون رو در مورد برنامه مطرح کنید
در ضمن به شایعات دامن نزنید
و بحث ازدواج ایشون هم همین جا تمام
به قول اقای پورسرخ در فرهنگسرای نیاوران که
از خود شما ها(حضار)می کشه که برام حرف در میارند؟
بچه ها العان ساعت ۵/۱ نصف شب تبلیغات برنامه صندلی داغ اقای پورسرخ رو نشون داد
می خواید محض احتیاط یه امروز جمعه صندلی داغ رو نگاه کنید شاید یه فرجی شده؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
بچه ها برنامه صندلی داغ ok شد
پخش می شه
فقط خدا کنه همین امروز پخش بشه.
نظر اقای پورسرخ در وبلاگ من
(بچه ها من پیگیری کردم مطمئن باشید این نظر رو خود اقای پورسرخ گذاشتند.)
از ایشون به خاطر حضورشون در وبلاگ سبز ما تشکر می کنم.

عدهاي از شخصيتهاي «روز سوم» هنوز در خرمشهر زندگي ميكنند
خبرگزاري فارس: يكي از عوامل «روز سوم» گفت:تمام شخصيتهاي «روز سوم» واقعي هستند و هنوز هم عدهاي از آنها در خرمشهر زندگي ميكنند و همين واقعيبودن باعث باورپذيرشدن اين فيلم شده است.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اين نشست كه اجراي آن با رضا درستكار منتتقد سينما و تلويزيون بود، با حضور حميد آخوندي (تهيه كننده)، محمدحسين لطيفي (كارگردان) و پوريا پورسرخ (بازيگر) در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، ابتدا حميد آخوندي در پاسخ به سؤالي در مورد حضور دوبارهاش در عرصه سينما، گفت: من سالها پيش به سينما وارد شدم و فيلمهاي پناهنده، سفر به چزابه و باشگاه سري را تهيه كردم، بعد به دلايلي مجبور شدم به تلويزيون بروم و اكنون دوباره به سينما برگشتهام.
برای مشاهده گزارش ها به ادامه مطلب بروید
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اين نشست كه اجراي آن با رضا درستكار منتتقد سينما و تلويزيون بود، با حضور حميد آخوندي (تهيه كننده)، محمدحسين لطيفي (كارگردان) و پوريا پورسرخ (بازيگر) در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، ابتدا حميد آخوندي در پاسخ به سؤالي در مورد حضور دوبارهاش در عرصه سينما، گفت: من سالها پيش به سينما وارد شدم و فيلمهاي پناهنده، سفر به چزابه و باشگاه سري را تهيه كردم، بعد به دلايلي مجبور شدم به تلويزيون بروم و اكنون دوباره به سينما برگشتهام.
برای مشاهده گزارش ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
با سلام
اینم عکس هایی از جلسه نقد و بررسی فیلم سینمایی روز سوم با حضور اقای لطیفی و پوریا پورسرخ
ببخشید که عکس ها کیفیتش کمه
تو اون شرایط همینهشم از بین ۱۰۰ تا عکس در اورد
در ضمن فیلم هم گرفتم اما کامپیوتر قبولش نمی کنه تا تو وب بگذارم؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی یک شماره مبایلی هست که کم بی شباهت به مبایل اقای پورسرخ نیست در عین حال به جای اقای پورسرخ لطف می کنند زحمت حرف زدن با هوادارای ایشون مثل اون میل قلابی رو می کشند
ایشون هر وقت شماره شو به من اس ام اس کردند اعلام می کنم تا بتونیم یه پوریا قلابی دیگه رو جلوی فعالیتش که به ظرر همه هست بگیریم
با تشکر
روز موعود فرا رسید
دوستان قرار بود روزی رو همگی قرار بگذاریم در یک سینما و در کنار هنرمند محبوبمون فیلم سینمایی روز سوم رو ببینم.
فردا فرهنگسرای نیاوران سالن خلیج فارس ساعت ۶:۳۰ روزی هست که منتظرش بودید.
باز تکرار می کنم اون روزی که قرار بود اقای پورسرخ رو در سینما ببینید همین فرداست.
البته در خبرگزاری فارس اغاز مراسم رو از ساعت ۱۷ تا ۲۱ اعلام کرده اند
با سلام
ممنون از لطف بیکران همه ی شما برای یاری رسوندن برای جشن تولد هنرمند محبوبمون
من تمام دوستانی که برای من میل زده بودند و متن یا عکس فرستاده بودند .......نمی گم تمام مطالب اما بیشتر عکس ها و مطالبشون رو در وبلاگ به اسم خودشون گذاشتم
اگر کسی دید مطلب و عکسی از اونها نگذاشتم باور کنید که در باکس من میلی از شما نبوده.....
و مطلب دوم در مورد منبع من از اوردن خبرهایی در مورد اقای پورسرخ می باشد
دوستان من یک منبع موثق دارم و لازم نمی دونم در موردش بیشتر از این توضیحی بدم که کی هست و چرا؟؟؟؟.........اما اینکه دوستانی که با اقای پورسرخ واقعی یا بعضا شایدم قلابی صحبت کنند در مورد من و اخبار من از ایشون سوال جواب کنند فکر کنم کا شایسته ایی نباشه..........پس لزومی نداره که ایشون من رو بشناسند............در ضمن به قدر کافی حتما مشغله کاری دارند تا اینکه وقتشون رو صرف این جور مطالب کنند.
پس با این حساب از همون منبع موثق به شما دوستان اطلاع می دم که فردا جلسه نقد و بررسی فیلم جذاب و دیدنی روز سوم با حضور قطعی اقای پورسرخ در فرهنگسرای نیاوران سالن خلیج فارس انجام خواهد شد.
دوستانی که رفتند حتما از مراسم و اقای پورسرخ عکس بگیرند و بفرستند تا در وبلاگ بگذاریم.
و اما من چون دوست دارم خبر ها و مطالب رو داغ داغ بگذارم پس ناگزیرم با مطالب جدید اپ کنم و عکس ها و مطالب بچه هایی که به تازگی عکس ها و مطالبشون برای تولد اقای پورسرخ به دستم رسیده را در پست بعدی بگذارم
با تشکر
فروش ۵۰ میلیون تمانی (روز سوم) در ۹ روز
«روز سوم» به كارگرداني محمدحسين لطيفي بعد از 9 روز نمايش در 19 سينما فروشش از مرز 50 ميليون تومان گذشت.
مصاحبه همشهری با اقای پورسرخ
|
مصا حبه خبر گزاری فارس با حامد بهداد
|
| |||||||||
| |||||||||
|
حامد بهداد در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، درباره بازي در فيلم «روز سوم» گفت: زبان، مليت، اختلاف جغرافيايي و فرض پوشش متفاوت، مسائلي نيستند كه بازيگر از آنها خوف داشته باشد و در انتخاب نقش توسط بازيگر، دلايل منفي و بازدارنده قلمداد شود.
مصاحبه خبرگزاری فارس با تهیه کننده ی فیلم سینمایی(روز سوم)
| |||||||||
پوریای عزیز تولدت مبارک
با سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
بالاخره روزی که خیلی منتظرش بودیم فرا رسید
ابتدا به نوبه ی خودم تولد هنرمند محبوب کشورمون رو هم به خود ایشون تبریک می گم و ارزوی سلامتی و موفقیت براشون دارم وهم به هواداران با محبت و دوست داشتنی ایشون تبریک میگم
قرار شد در روز تولد ایشون هر کدوم از دوستان اون چیزی رو که در حد بضاعتش هست لطف کنه و به نام خود ایشون از طرف خود فرد یه جشن تولد کوچولو برای اقای پورسرخ بگیریم
حالا اگه همین کوچیک کوچیک ها رو کنار هم بگذاریم ببینید چی میشه
من اسم هر دوستی رو در ابتدا گذاشتم و بعد از اون عکس و مطالبی رو که لطف فرمودند گذاشتم.
امیدوارم لحظات خوشی رو در وبلاگ داشته باشید
الهام عاشق و دیوووونه ی ی ی پوریا

زندگی سخت نیست ما سختش می کنیم....دلها تنگ نیست ما تنگش می کنیم....عشق قشنگ نیست ما رنگش می کنیم....دل هیچ کس بد نیست ما سنگش می کنیم.

گاهی که دلم سراغتو میگیرد....با دیدن جای خالیت می گیرد....کردی تو چنان که باورم گشته دلم....روزی زهجوم بی کسی میمیرد.


مهسا
مستی را بهانه کردم تا صبح گریستم.....تا کس نداند عاشق کیستم.

سونیا
نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه مارا
به زحمت جغد پیدا می کند ویرانه مارا
از ان شادم که می اید غمی هر شب ببالینم
چه سازم گر غم هم گم کند ویرانه مارا
رفتم که دگر نگه به رویت نکنم
گر قبله شوی سجده به سویت نکنم
گر دسته گلی شوی و ایی به برم
بردارم و بگذرم و بویت نکنم
رزا
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه این را که چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
هستی ام می شود اغاز ز چشمان ترت
می تراود غزل ناز زچشمان ترت
می برم دل که دل ارام بگیرد ز جنون
می شود خیز جنون باز ز چشمان ترت

بهاره سادات
http://www.sargarmi.com/Cards/showcard.aspx?cardid=6
انکس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سرموی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بیکار کجاست

مائده
گر بخندم گویند دیوانه است
گر بگریم گویند عاشق است
پس هم می خندم هم می گریم
گویند عاشق دیوانه است
خوش دمی کز دیدن ان سروناز از خود روم
به خود ایم بینمش ایستاده باز از خود روم
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل در اندیشه را
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم ازاد باش
ارزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
ما را یک دل از خوبان جدا نیست
ولی صد حیف خوبان را وفا نیست
به دوستان دل سپردن کار سهل است
ز دوستان دل بریدن کار ما نیست

eshgh manande yek saate shenist ke har che dar maghz ast be daroone ghalb mirizad
مهشید
گویند ضریح نگهت معجزه دارد
ای کاش که من زائر چشمان تو بودم




شهرزاد
سپیده
زهره






مینو
![2uiy78o[1].jpg](http://www.imagehosting.com/out.php/i814290_2uiy78o1.jpg)
![1166882915_00000648[1].gif](http://www.imagehosting.com/out.php/i813599_1166882915000006481.gif)
نشنو از نی........نی نوای بینواست
بشنو از دل..............دل حریم کبریاست
نی که سوزد تل خاکستر شود
دل که سوزد خانه دلبر شود



بهترین خبر اینکه مجله تلاش قرار روز دوشنبه برای اقای پورسرخ تولد بگیره
و ساعتی را هم برای تماس مستقیم هواداران با ایشون یعنی ارتباط تلفنی تعیین کرده اند.
و مصاحبه و عکس ها و مطالب دیگر ان را هم در روز شنبه هفته اینده خواهند گذاشت.
در ضمن شما دوستان من فکر می کنم در این مراسم های نقد و بررسی فیلم و همچنین مراسم تقدیر می تونید به طور ازاد حضور داشته باشی...علت اون هم به خاطر اعلام کردنه دقیق ساعت و مکان ان هست...............این از من گفتن بود حالا خود دانید.
| |||||||||||||||||||||||
با تشکر از الهام برای کاغذ دیواری ها..............و بقیه عکس ها از وبلاگ سپیده و سحر
| وفا - محمد اصفهانی | |
|
.
![]() .
توضیحات: تیتراژ سریال وفا که به دو صورت بی کلام برای تیتراژ آغازین و برای پایان با صدای زیبای محمد اصفهانی اجرا شده. کار آهنگسازی این کار رو آقای علیرضا کهن دیری بر عهده داشتند به همراه شعری از ترانه سرای خوب ایرانی اهورا ایمان
. تیتراژ ابتدایی - بی کلام - مدت زمان: 1:26
.
صوتی - .Mp3
-----------------
-=128Kbps=-
1.2Mb
.
تیتراژ پایانی - محمد اصفهانی - مدت زمان: ۲:47
|
با کمال شرمندگی دیدید که برنامه پخش نشد
حتما یک جابجایی در برنامه صورت گرفته
این یک روال عادی در تلویزیونه
من منبع خبرم موثق ترین بود
حتما برنامه رو در زمانی که فیلم روز سوم جای
خودش رو در بین مردم بیشتر پیدا کنه یا به قولی
در اوج خودش باشه پخش کنند.
امشب برنامه پخش نشد ولی بالاخره تو هفته
های اینده حتما پخش خواهد شد.
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها فیلم مشکل تدوین پیدا کرده بوده به همین جهت پخش نشده
در ضمن منبع خبر من نتونستند منو پیدا کنند و بگند که امروز پخش نخواهد شد و خبر بدند وگرنه دیشب اعلام شده بوده که پخش نخواهد شد و قرار هفته دیگه پخش بشه.
باز این مشکل از سمت من پیش اومد
تو رو خدا منو ببخشید.



































































