بهاره سادات
سارا .چ عزیز گفته بود که عوامل شکرانه زودتر شروع کردن و مشکل زمان نداشتند جهت اطلاع باید عرض کنم زود کلید زدن درست ولی باید ببینیم کی کارو تموم کردند . الان یه هفته از عید فطر گذشته و همه سریالها تا اخرین روزها در حال فیلم برداری بودن ولی فیلم برداری سریال شکرانه روزای اول ماه رمضان تموم شد و اگر میخواستند بیشتر در تاجیکستان بمونندو تو این یک ماه کاررا ادامه بدن میدونید چه هزینه سنگینی باید بابت این یک ماه متقبل میشدند ؟این کارو نکردن بعضی ها با تمسخر یه جوری حرف میزنند انگار هزینه این فیلم از جیب اونا رفته. حالا از مشکلات دیگه که پیش می اومد حرف نمیزنم.
طبق گفته اقای سهراب پور این سریال 3 ماه و نیم زمان برد برای 30 قسمت این در حالی که سریال وفا نیز با 13 قسمت همین زمان را برد و حالا طبق گفته عوامل سریال اغما فیلم برداری این سریال که بیشتر مجموعه فقط در چند لوکیشن محدود (بیمارستان و خونه باغ و...) اونم با حداکثر امکانات انجام می شد 4 ماه طول کشیده . با این وجود به نظرتون شکرانه محدودیت زمان و محدودیت امکانات نداشته؟
منم مثل بقیه نقد نویس نیستم ولی خوب یه تحلیلهایی برای خودم دارم که فکر میکنم درسته و ازشون دفاع میکنم . همشم در جهت تعریف و تمجیدو قربون صدقه رفتن نیست . چون به نظرم نقدی وارده که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت فیلم ها رو گفته باشه نه غرضی تو کار باشه در جهت از بین بردن زحمت یه عده نه همش به به به و چه چه بگذره . شکرانه هم از این بابت مستثنی نیست.
نقاط ضعف
1-یکی از ایرادات که نمایان بود ضعف کرگردانی در سکانسهای بازیگران تاجیکی بود انصافا اقای سلطانی سکانسهای داخلی رو خوب کارکرده بود .من تو سکانسهای داخل ایران ضعف قابل ذکری مشاهده نکردم . ولی در سکانسهای تاجیکستان ناتوانی این کارگردان تو بازی گرفتن از بازیگران به شدت نمود داشت. مطمئنا بی تجربه گی ایشون در ساختن فیلم در خارج از کشور و استفاده از بازیگران خارجی تو این ضعف بی تا ثیر نبوده.
2- مورد بعدی دیالو گا بودکه در بعضی سکانسها کم بود(از ضعف فیلم نامه حرف نمیزنم)
به عنوان مثال حامد تازه رفته بود تاجیکستان و با تلفن با خانوادش و یا دوستش صحبت میکرد این سکانسها بدترین سکانسهای حامد بود چون به شدت کمبود دیالوگ نمایان بود در واقع هماهنگی بین ارتباطات تلفنی هم نبود مکالمات به شدت خشک و بی تاثیر بود . حتی بعضی جاها مکالمه بدون خداحافظی قطع می شد. این ها همون قسمتهایی بود که به عنوان بازی سرد و یخ حامد مطرح میشد .
3- مورد سوم برگردان دیالوگها به زبان تاجیکی بود و ادای انها به صورت غلیظ که کلی کارو از ریتم انداخت . درست مثل این بود که دیالوگها رو به زبان دیگه ای ترجمه کرده باشن مثلا انگلیسی یا فرانسه. خوب ما در اون صورت از زیر نویس یا دوبله فارسی استفاده میکنیم ولی در این سریال به جهت اینکه یکی از اهداف فیلم تبادل فرهنگی بود (که با وجود اینکه اشکالات زیادی در فیلم ایجاد کرد جزء محاسن فیلم بود ) و اشنایی نسبی بیننده با این زبان نباید از دوبله یا زیر نویس استفاده میکردن .
4- توازن نداشتن بازیها تا جایی که گاهی نقش اول گم میشد . در صحنه های زندان که در چند قسمت متوالی تکرار میشد ودر واقع حرفی برای گفتن نداشت اینجا ضعف فیلم نامه خودشو نشان میداد.
5- ضعف بعضی سکانسها مثل سکانسهای ماشین که مطمئنا به دلیل امکانات فوق العاده ضعیف تاجیکستان بوده.
6- بازی اقای توکلی ضعیف و خانم کاویانی لوس بود .
7-اگر یک فلاش بک و یک رجوع به زمانی که حامد دچار دگرگونی شده بود میکردند فیلم نامه قوت بیشتر میگرفت و جذابیت بیشتری پیدا می کرد.
نقاط قوت
1-اقای جوهر چی و خانم رضوی یکی از بهترین و زیبا ترین بازیهاشونو تو این مجموعه انجام دادن.
2- خانم شیفا بازی روان و قابل قبولی از خودش به نمایش گذاشت .
3- اوایل کار لهجه اقای قائمیان درست در نیامده بود ولی به مرور خوب شد ویکی از دلایلی که از نظر من جزء نقاط قوت ایشان و فیلم بود این بود که از صحبت کردن به صورت غلیظ و نا فهم مثله خود تاجیکها جلوگیری کرده بودن .البته یکی از دلایلشم این بوده که اصلا معین تاجیکی نبوده و اهل جای دیگه ای بوده.
4- پرداختن فقط به یک موضوع وجلوگیری از شاخه پراکنی های بی مورد و تا اخر داستان خط اصلی رو گم نکردن.و داستان را به سمت سوژه های تکراری عامه پسند نکشوندن.
5- مسئله حق الناس که به این شکل کاملا بکر بود و داستانی بود که تو جامعه ما و فیلمهای ما متاسفانه فقط یک شعار شده و همه فقط میخوان حقشونو بگیرن نه اینکه حق کسی رو به دستش برسونند. در این فیلم از شعار زدگی تا حد زیادی جلو گیری شده بود.
6- نشون دادن وسوسه ها به صورت کاملا معمولی و واقعی نه اینکه یک شیطان به صورت جسمانی (الیاس) رحمان را وسوسه کنه تا حق کسی رو بخوره . خیلی ساده مثل همه ما تسلیم نفس خودش میشه و با عباراتی مثل من این همه سال زحمت کشیدم تا این زمینو زنده کردم و… سر خودش را کلاه میذاره کاری که خیلی از ما هر روز انجام میدیم.
7- همانطور که سارا عزیز گفت اهداف فیلم( احترام و احسان به پدر و مادر و حیا و نجابت…)فوق العاده با ارزش بود و نمیشه از تاثیر انها به سادگی گذشت.
8- استفاده نکردن از جذابیت های ظاهری هنر پیشه زن تاجیک و حفظ تمامی مبانی اسلامی اعم از ارایش چهره و پوشش .از نظر من لباسهاش از مانتو هایی که تن هنر پیشه های ایرانی است اسلامی تر بود.
9- پایان بندی فوق العاده مجموعه که ارزش کارو چندین برابر میکنه.
10- نشان دادن جوان مذهبی به شکل واقعی و ایده ال و البته دوست داشتنی. نه اغراقی در کار بود نه الکی و سطحی بود .
11-بازی فوق العاده قشنگ و قوی اقای پورسرخ که البته اوایل کار بعضی مسائل مثل حرکت زیاد دست تو چشم بود ولی به مرور کاملا از بین رفت و دیگه از این مشکلات تو کارشون دیده نشد .
سکانسهای زدو خورد بی نهایت طبیعی بود که هم از تکنیک بالای اقای پورسرخ حکایت داشت و هم هنر کارگردان رو به رخ میکشید .
12-سکانسهای حسی . نگاهها یا بازی چشمان . صحنه های خداحافظی و هواپیما از بهترین سکانسهای این سریال بود هیچ به جرات میگم بهترین سکانسهای سریالهای امسال بود .
در کل با توجه به زمان محدود و امکانات ضعیف تاجیکستان و سانسور های بی مورد به نسبت سریالهای دیگه که تا اخرین روزها زمان داشتن برای کار و امکانات خوبی هم از لحاظ تکنیکی هم از نظر بازیگر در اختیار داشتن کار کاملا قابل قبول و با ارزشی ارائه دادن.
------------------------------------
مینو
نقد و تحليل فيلم نامه سريال شکرانه.
ابتدا در مورد فيلم نامه اين سريال صحبت ميکنم.
ابتدا تعريف داستان: داستان توالي حوادث واقعي و تاريخي يا ذهني است و وارد کردن تخيل دراين واقعيت.
داستان نقل و قايع است به ترتيب توالي زمان.
داستان اصطلاح عامي است براي روايت يا شرح يا گزارش حوادث، داستان در برگيرنده ي نمايش(توصيفي) تلاش و کشمکش است ميان دو نيروي متضاد و يک هدف.
ابتدا لازم دونستم يه تعريف کلي از داستان يعني (معنا و مفهوم اين کلمه) را بنويسم.
عناصر فيلم نامه يا همان داستان5 چيز است: 1- تجربه: اعمالي که در داستان مطرح است،حاصل تجربيات است. تجربيات مختلف است که حادثه را هم بوجود مي اورد و ايجاد جدال مي کند.
2- جدال: جدال مطرح در داستان جدال دو انسان با يکديگر است. مثل جدال داشکل با کاکا رستم.
يا جدال انسان با طبيعت، يا جدال سرنوشت با مرگ و جدال انسان با خود مثل: هملت و بوف کور.
3- حادثه:جدال منجر به حادثه ميشود. براي اين که بتوان به چرائي و انگيزه حادثه هم جواب داد. بايد به جدالها بازگشت. زيرا در داستان هيچ حادثه اي تصادفي نيست و بر اساس جدال پيش مي ايد(البته جز در شروع) گاهي يک حادثه مي تواند تمامي يک داستان را تشکيل دهد.
4- روايت مرتب و منظم حوادث است. تسلسل و توالي حوادث.بعد از فلان حادثه چه حادثه اي اتفاق افتاده است؟بعد چه شد؟(مثل بازي دو مينو) و بدين ترتيب کنجکاوي خواننده براي تعقيب حوادث تحريک مي شود.عامل اصلي جذابيت و پيشبرد داستان،عامل انتظار است.
5- راوي داستان يا زاويه ديد: هر داستاني به طريقي روايت ميشود و حتي ممکن است در يک داستان واحد از انحاء مختلف روايت، استفاده شود.معمول ترين شيوه هاي روايت ، استفاده از اول شخص (من)و سوم شخص(او) است.در روايت اول شخص،خود نويسنده يکي از افراد داستان است.(دائي جان ناپلئون)او مي تواند قهرمان اصلي باشد يا نباشد.اما در روايت سوم شخص، نويسنده بيرون از داستان قرار دارد و اعمال قهرمانان را گزارش مي دهد.
فيلم نامه شکرانه داراي اين 5 مورد ميباشد اما در زمينه مورد 4 يا همان(روايت مرتب و منظم حوادث ) دچار ضعف هايي ميشود که ان ناشي از بهم ريختگي داستان مي باشد. که دليلش هم تدوين نا مناسب و سانسور مي باشد. ودر بعضي پلان ها اشکلات که از سوي نويسنده و کارگردان بروز ميدهد که با تدبيري درست ميتوانستيم شاهدش نباشيم. به طور مثال هنگامي که حامد در دست ياور اسير ميباشد . فقط ما شاهد زد و خورد ان ها هستيم و در پايان رها کردن حامد که قش کرده توسط ياور. اما در قسمت هاي 20 به بعد هستيم که متوجه ميشويم.، ياور با حامد در طولي که اسيرش بوده صبحت هايي کرده است و ادامه روال داستان را براي او تعريف کرده است. در صورتي که اين سکانس به جاي انکه در قسمت هاي 20 به بعد پخش شود يعني هنگامي که حامد از فرودگاه به اداره پليس باز ميگردد بايد در همان قسنت هايي که حامد اسير ياور بود اين سکانس پخش ميشد.که خب بازهم دليليش فکر ميکنم سانسور وتدوين نا مرتب اين سکانس بود.
و اما فوايد داستان گويي از طريق شخصيت اصلي(حامد)
الف- باور کردن و قبولاندن داستان به خواننده. براي مثال وقتي داستاني ماجراي عجيب و غير قابل باوري داشته باشد. تعريف داستان به وسيله خود شخصي که حوادث عجيب و غريبي برايش افتاده ، باعث مي شود خواننده داستان را بيشتر باور کند.
ب- چون در اين زاويه ديد، حوادث، احساسات و پيشامدها از طريق خود شخص بيان ميشود. تاثير بيشتري بر مخاطب مي گذارد و افکار و اتفاقات از نزديک و بسيار صميمانه بيان مي شود.نقل داستان ، توصيف شخصيت اصلي در زاويه ي اول شخص محدوديت ها را نيز در پي خواهد داشت.
زويه دروني:(درونگرا).(شخصيت اصلي) فقط مي تواند از عقايد خودش صحبت کند .که حامد شخصيت اصلي سريال شکرانه که ايفاي اين نقش بر عهده ي پوريا پورسرخ بود به خوبي از عهده ان بر امد.
در واقع وي با استفاده از ميمک صورت خويش و بيان کردن حالاتش از اين طريق بسيار موفق بوده.
به طوري که هم حسي کامل ببينده را با خود بر مي انگيزد.
هر داستان يا فيلم نامه با اين موارد اغاز ميشود. 1- شروع 2- زمينه چيني 3- بحران 4- پيش کشيدن موانع 5- حل شدن موانع 6- پايان
در اين مراحل نقطه ي اوج داراي اهميت ويژه اي است. نقطه اوج،قله جاذبه و احساس،داستان است. حوادث و موانع و بحران ها از زمينه چيني شروع مي شوند. به پيش مي روند و در نقطه اوج اين حوادث به اوج خود ميرسند. تا جايي که خواننده نهايت هيجان را در نقطه اوج دارد. و سپس از نقطه اوج،حوادث کم کم کاهش ميابند. موانع برداشته مي شوند و پايان و هدف قهرمان مشخص مي شود. اوج داستان ممکن است با بحران بزرگ داستان يکي باشد، ببيننده وقتي به اوج مي رسد و گذشته داستان را بياد مي اورد، مي تواند تکامل تدريجي داستان تا رسيدن به نقطه اوج را در يابد، نقطه اوج را باور کند و هيجانات و احساساتش برانگيخته شود.
که اين نقطه ي اوج را ما در سريال شکرانه در 2 قسمت ان شاهد هستيم.الف- قسمتي که در انتهاي ان حامد(پوريا پورسرخ) به ناديا (شيفا صفروا) ميگويد: من يه پيشنهاد دارم. که در همان جا سريال کات مي شود و ببيننده دنبال ان است که بداند حال او (حامد) قرار است چه پيشنهادي دهد.
ب- قسمتي که باز در انتهاي ان يکي از افراد باند نيکلاي وحشي حامد(پوريا پورسرخ) را به مکاني ميبرد که ياور را در انجا کشته است. که با زدن FLASH BACK يعني بازگشت به پلان هاي گذشته و صداي انفجار و کات کردن سريال در اين قسمت باز حس کنجکاوي و ترس ببينده ار اين که حامد کشته ميشود يا نه ؟؟؟ را بر ميانگيزد.
انواع
کشمکش
1- ادم بر ضد ادم
2- ادم بر ضد خويش
3- ادم بر ضد نيرو هاي خارجي که خود نيرو هاي خارجي خود به 3 دسته تقسيم ميگردد.
ادم بر ضد ادم
در اين بحث ما دو نفر را در مقابل هم در حال کشمکش بدني يا کشمکش فکري و يا در حال کشمکش خواسته هايشان مي بينيم.
بهترين مثال درگيري بدني در فيلم هاي وسترن يا جنايي است. براي کشمکش فکري مي توانيم فيلم هاي کاراگاهي مثال بزنيم.
ستيز ادم بر ضد خويش
چنين ستيزي مي تواند ميان دو جنبه شخصيت فرد باشد. مثل: عشق و غرور، مهرباني و خشونت.
ستيز ادم بر ضد نيرو هاي خارجي
اين نيرو ها ميتواند شامل جامعه باشد.مثل شخصيتي که در دادگاه و در مقابل قوانين يک جامعه محکوم مي شود و يا مواردي که ارزش ها و اخلاق هاي يک جامعه مانع پيش برد شخص مي شود.همچنين طبيعت يا عوامل طبيعي ميتوانند عامل کشمکش شوند . مثل: قحط سالي يا هجوم ملخ ها به يک شهر و...
و يا سرنوشت و تقدير يک انسان مانع او براي رسيدن به هدف. بسياري از داستان ها و نمايش هاي قديمي که با وجود مهيا بودن شرايط، اين سرنوشت شخص است که او را به هلاکت مي رساند.
ما در اين سريال شاهد هر 3 نوع کشمکش مي باشيم .که اما صورت و وجه شان ممکن است با تعاريفي که براي هر يک از انها بيان شده متفاوت باشد و يا در بعضي موارد کم رنگ و در بعضي سکانس ها و پلان ها پر رنگ تر خود را نشان دهند.
شخصيت- شخصيت پردازي
اشخاص ساخته شده اي که در داستان ظاهر مي شوند.شخصيت مي نامند. شخصيت در داستان، فردي است که خصوصيات و اخلاقيات او از سوي نويسنده، شناخته ميشود. و سپس نويسنده اين شناخت خود را در گفتار ها و رفتارهاي شخصيت در داستان شخصيت در داستان نشان مي دهد. خلق و چنين شخصيت هايي که ممکن است کاملا از واقعيت گرفته شده باشد و يا ساخته ي ذهن نويسنده باشد و در داستان براي خواننده، مثل شخصيت واقعي به نظر مي ايد را، شخصيت پردازي مي گويند .
همدردي يا همزات پنداري
هم دردي مخاطب با شخصيت داستان، از مهم ترين عوامل موفق شدن يک اثر است . در اين صورت،خواننده لحظه به لحظه با داستان پيش مي رود. با ناراحتي شخصيت، ناراحت مي شود، همراه او اشک مي ريزد و با خنده او مي خندد. نويسنده بايد دنبال راه هايي بگردد که شخصيتش را در ذهن خواننده باور پذير تر کند. يک نويسنده ضعيف ممکن است از يک شخصيت واقعي داستاني بنويسد. اما به دليل ضعف او در شخصيت پردازي ، هيچ کس داستانش و در اصل شخصيتش را باور نکند و بر عکس يک نويسنده زبردست از يک شخصيت غير واقعي ، مي تواند در داستان طوري استفاده کند که ببينده يا خواننده ان را باور کند ، از او تاثير بپذيرد و تا پايان داستان پيش برود. بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که يک شخص شرور ، به طور کلي حس همدردي را زنده نمي کند.همين طور شخصيتي که خيلي خوب باشد و هيچ گونه اشتباه و بدي در او نباشد. به خاطر اين که ببيننده او را باور نميکند و با او همدردي نمي کند. يکي ديگر از عوامل واقعي بودن شخصيت اين است که شخصيت مورد نظر، مثل يک انسان عادي اگر چه خوب است اما جاي اشتباه هم داشته باشد و در شخصيت پردازي او نقاط ضعفش هم در نظر گرفته شود.
که اين نکته در سريال شکرانه و در مورد شخصيت پردازي حامد بسيار خوب از طرف نويسنده محترم دکتر محمد هادي کريمي رعايت شده بود . يعني شخصيت حامد را غلو شده بوجود نياورده بودند.( با اين وجود که او فردي مومن و متدين است اما جاي خطا نيز براي اين شخصيت به خوبي در نظر گرفته شده بود) که بيانگر اين پيام بود که هر چند انساني خوب و مومن باشد اما از خطا و اشتباه در امان نيست و به نوعي عامه تر اين که ميخواست بگويد که انسان جايز الخطا هست. که نمونه اي از ان را در سکانس هايي که (حامد به معين بي دليلي خاص و قانع کننده اي به علت پيشنهاد کمکي که ان عکاس به او ميکند و ساير موارد مجبور مي شود اعتماد کند) که بعد ميفهمد که زود قضاوت کرده است.
که بازهم ياداور ميشوم نويسنده در شخصيت پردازي حامد(پوريا پورسرخ) و معين ( فرهاد قائميان) زبر دستي خاصي از خود نشان مي دهد.
شيوه هاي شخصيت پردازي:
1- پرداخت مستقيم شخصيت: در اين روش نويسنده به طور مستقيم و سر راست به ما در مورد شخصيت اطلاعات بدهد.2- پرداخت شخصيت از طريق بيان رفتارها و عکس العمل هاي او شناخته شود: شناخت يک شخصيت از طريق عمل يعني توصيف واکنش ها و رفتارها و شيوه برخورداو، يکي از بهترين شيوه اي شخصيت پردازي است. در اين روش نويسنده هيچ چيز را به طور مستقيم از شخصيتش به مخاطب نمي گويد . بلکه اعمال ورفتار شخص را نشان مي دهد تا خود مخاطب از اين توصيفات که مي تواند به صورت (گريم ها ويه سري تيپ هاي شخصيتي باشد ) پي ببرند.لذت مخاطب از اين گونه شخصيت پردازي بيشتر است از مورد اول چرا که مخاطب خود، داستان را دنبال ميکند و سعي مي کند با هر حرکت و عکس العملي به بخشي از شخصيت وجودي خود پي ببرد.اين کشف و شهود ، خواننده را مجذوب و علاقه مند ميکند. 3- ارائه درونيات شخصيت بدون تعبير و تفسير:به اين ترتيب که با نمايش اعمال و کنش هاي ذهني و عواطف دروني شخصيت، خواننده غير مستقيم به شخصيت او پي مي برد.مثال: داستانها و فيلم نامه هايي که به شيوه سيال ذهن نوشته ميشوند.
مورد 2 و3 شخصيت پردازي در شخصيت حامد به طور بارز قابل رويت هست . و باعث زيبايي و دلنشين شدن کار شده است.
اين ها موارد اصلي بود که در اين سريال و فيلم نامه ان به چشم ميخورد.من نهايت سعي خودم را کردم که با زبان عام در عين حال تخصصي وکامل و جامع همراه با توضيحات براي شما عزيزان بنويسم.
در مواردي که گفته شد فيلم نامه در بعضي جا ها بسيار قوي عمل کرده و در بعضي جا ها دچار ضعف هايي شده است.
و اما در مورد بازيگر نقش اول اقاي پورسرخ (حامد) بسيار عالي و زيبا درخشيدند ، بسيار براي اين نقش مايه گذاشتن چون طبق گفته ي خودشان بعد از فيلم سينمايي روزسوم تلاش و وسواسشان در نقش ها 2 برابر شده است . به طور کل بازي ايشان بي نقص بود و اگر هم به قول بعضي منتقدين و افراد که ميگويند ايشان زياد خوب ندرخشيدند ميخواهم بگويم که اتفاقا بسيار خوب از ايفاي نقش حامد بر امدند اگر هم ضعف ها و يا ايراداتي به وجود امده از سوي ايشان نبوده بلکه از سوي کارگرداني و ضرب العجل بودن کار و متاسفانه سانسور و از بين بردن بسياري از سکانس ها و پلان هاي اين هنرمند جوان بوده است.
بازي خانوم شيفا صفروا (ناديا) هم در نوع خود خوب بود.
پلان ها و سکانس هايي هم که در کشور تاجيکستان گرفته شده بود به نسبت کمبود شرايط، وقت و وسايل خوب بود، اما کارگردان ميتوانست بهتر از اينها در اين موضوع عمل کند. نما بندي هاي کار نيز خوب بود.حداقل نسبت به ديگر سريال هاي ماه رمضان عالي بود چون هي بوم صدا ديگر تو سر بازيگران نميخورد.!!!!!!
در مورد گارگرداني هم اقاي سلطاني متاسفانه ضعيف عمل کردند.
---------------------------------------------
ارزو
اول بگم که من يه منتقد نيستم ولي با نقدهاي زيادي که در مورد کارها خوندم و البته نظر خودم ميخوام شکرانه رو نقد کنم... اميدوارم که به هيچ کس بر نخوره و نه به خاطر اقاي پورسرخ بلکه واقع بينانه به سريال نگاه کنيم... به نظر من شکرانه داراي پستي ها و بلندي هاي زيادي بود.. داراي نقاط قوتي بود و در کنار اين نقاط قوت داراي نقاط ضعف هم بود.. از نقاط قوت سريال اين بود که ابتداي سريال که در ايران فيلم برداري شد واقعا جذاب بود و بيننده رو وادار به ديدن دنباله داستان ميکرد و همچنين کار اقاي پورسرخ هم خيلي معنا گرايانه و زيبا و متين بود البته ريتم بازي کند بود .. ولي در مقابل بازي بسيار زيبا ي اقا پوريا در روز سوم و صاحبدلان و وفا به حق در درجه پايين تري قرار داشت و از همه مهمتر اينکه ما بايد سانسور شدن سريال رو هم در نظر بگيريم که شايد اگر سانسور نميشد جالبتر و زيباتر ميبود .. و مسئله ديگر اينکه بازي اقاي توکلي نسبتا بازي ضعيفي بود در مقابل ديگر هنرمندان...
و ميشد بيشتر و بهتر اين نقش رو پروراند.. فيلم نامه عالي بود اما کارگردان زياد داستان رو پرورش نداد چون اگر فيلم نامه اي به اين زيبايي و دلچسبي بيشتر پرورش داده ميشد مطمئنا جزو برترين ها محسوب ميشد..و همچنين در بين بازيگران تاجيکي فقط شيفا صفروا بود که واقعا بازي جالبي رو ارايه داد و به نظر من بهترين بازيگر تاجيکي ايشون بود که الحق از عهده نقش بر امد... لوکيشن هاي تصويربرداري در ايران عالي بود اما در تاجيکستان ميشد لوکيشنهاي بهتري برگزيد.. تصويربرداري سريال بي نظير بود و جاي قدر داني دارد.. تدوين سريال که يکي از مهمترين ارکان بود واقعا با اظهار تاسف زياد قوي نبود. وهمچنين موسيقي و دو تيتراژپاياني و ابتدايي کار عالي بود و مخاطب رو جذب ميکرد و انتخاب دو نوع موسيقي/تاجيکي و ايراني/يکي از ابتکارات و نقاط قوت سريال محسوب ميشد.. طراحي لباس و صحنه ميشه گفت خوب بود و به جا .... ولي ديالوگها تقريبا ضعف داشت. گريم صورت واقعا عالي و زيبا بود و جاي تحسين دارد.. و اگر ما نه به عنوان طرفدار اقاي پورسرخ بلکه به عنوان يک بيننده بخواهيم به سريال نگاه کنيم در واقع سريال با در نظر گرفتن سانسور شدن ... زياد باب ميل بيننده نبود... ولي نقطه قوت بسيار بالاي سريال پايان سريال بود که کاملا باز و جالب و تاثير گزار بود اما اگر بخوايم در بين سريالها ي ماه مبارک رمضان راي بديم(بدون در نظر گرفتن هواداري از اقا پوريا)به نظر من:1.ميوه ممنوعه....2:شکرانه....3:اغما....4:يک وجب خاک
البته در ميوه ممنوعه يکي از نقاط ضعفها قسمت اخر سريال بود که خيلي دور از انتظار بود...
دوستاي عزيزم من اين نقدو در جايگاه يک منتقد گفتم نه هوادار اقا پوريا .. پس بهتره واقعبينانه به قضيه نگاه کنيم وشايد هم اگه اقا پوريا در اين سريال بازي نميکرد خود ما داستان رو دنبال نميکرديم ....
---------------------------------------
سارا
به نظر من شکرانه هدفهای بزرگی داشت که حکایت از دید وسیع نویسنده داشت.
مثل فرمانبرداری از پدر و مادر و احترام بهشون. مثل اینکه حامد با اینکه کارهای پدرش رو اصلا" قبول نداشت باز هم در مواقعی که پدرش بهش نیاز داشت با احترام و علاقه باهاش برخورد می کرد. یا اینکه وقتی پدرش دو ، سه روز مونده به سفرش به مکه ازش خواست به تاجیکستان بره قبول کرد.
مثل بازگردوندن حق الناس که هدف اصلی بود .
مثل حیا و نجابت که به نظر من آقای پورسرخ با کمال هنرمندی حتی روی طرز نگاه کردنشون کار کرده بودن و صحنه ای که به نادیا گفت : آدم میتونه با شخصیت باشه ، همه هم دوسش داشته باشن و توو لونه ی موش هم زندگی کنه . ولی نجابتش رو هم حفظ کنه و بعد به خاطر اینکه غرور نادیا خرد نشه گفت: درست مثل شما ..!
شخصیت حامد به نظرم جذابیت های زیادی داشت و الگوی خیلی قشنگی و دوست داشتنی بود از یک جوون که تمام فعالیت های اجتماعی و اقتصادی خودش رو به نحو احسن چه از دید جامعه ی امروزی چه از لحاظ شرعی انجام می داد و توش مثل شخصیت های مذهبی که توی فیلم زیاد می بینیم و کمی دور از ذهن و پر از اغراق به نظر می رسه فاصله داشت .شخصیتی که شاید خیلی از خوشی های پوچ رو تجربه کرده بود و بعد به این نقطه رسیده بود که با دوست عشق زیباست با یار بی قراری ...
از نظر من تنها دلیل برخورد این شکلی مردم و رسانه با شکرانه لهجه ی تاجیکی بود که روال داستان رو کند کرده بود و مخاطبها رو خسته می کرد.
شاید ما خیلی عادت کردیم که همه چیز واسمون لقمه ی حاضر و آماده باشه و به خودمون زحمت دقت در دیالوگها رو هم ندادیم.
اما در کل قضاوتی که از طرف یه رسانه ی ملی مثله رادیو می شه باید کمی از سطح فکری مردم بالاتر باشه و دیدش رو وسعت بده تا ببینه این سریال داستانش چقدر وزین بود .
بازی آقای پورسرخ هم که به نظر من عالی بود. و شخصیت حامد رو کاملا" باور پذیر کرده بود. مطمئنا" شخصیتی که در داستان بود ایجاب یه همچین بازی رو می کرد و به نظر من ایشون با بازی خوبشون ثابت کردن از پس هر شخصیتی بر میان
--------------------------------------
نیلوفر(اریان پور)
شکرانه.....
اولین سکانس قبرستان و ختم و همه اینها مخاطب رو خوب جذب کرد!
چی شده بود که پدری تو اولین سالگرد فوت همسرش دوباره تجدید فراش کرده بود؟! خیلی موضوع جالبی بود مخصوصا برای ادمهای که درحال کنکاش برای موضوعات خانوادگین....
اولین قسمت جذب مخاطب خیلی خوبی داشت.... حداقل شاید موضوعش جالب بود و به دل می نشست....
کم کم موضوعات کمی پیچیده شد و رگه های کلاهبرداری هم در داستان پیدا شد.... که این هم خودش مخاطب خاص خودشو داره اما خوب موضوع اول بهتر بود....
اما از اون جایی که پای کشورهای خارجی و بازیگران غیر ایرانی وسط کشیده شد کم کم مخاطب از کار کنار رفت.... چرا؟ چون ما هنوز فقط و فقط فرهنگ خودمون رو قبول داریم... شاید چون فکر می کنیم اگه داخلی باشه بهتره ...شاید چون هنوز هم فکر می کنیم نمی خوایم درک کنیم که جز ما هم وجود داره.....( دقت کنید----> ما می تونیم باور کنیم اما نمی خوایم)
یکی از عوامل دیگه ای که مخاطب کم کم از دست رفت این بود که شاید لهجه فارسی دری به مذاق خیلی ها خوش نمی یومد و چیزی ازش سر در نمی آوردن( اینجا حق با مخاطب بود چون بعضی وقتها واقعا چیزی نمی شد فهمید) اما اگه علاقه بود می شد باهاش کنار اومد....(مشکل ما اینه که فکر می کنیم همیشه فیلم می بینیم برای سرگرمی مثل یک بازی که اگه خوشمون نیومد ولش می کنیم به امان خدا!!)
مسئله دیگه انحراف داستان از موضوع اصلی بود واقعا بعضی وقتها نمی شد سر در آورد که چرا اینجای داستان کاملا بی ربط بود( البته این یک قسمت, مورد لطف سانسور قرار گرفته بود!!)
من خودم به شخصه هیچ ایرادی در فیلمبرداری (به جز صحنه هایی که سوار ماشین بودن) و صدابرداری نمی دیدم..... اما یک جاهایی تدوین ضعف داشت.....
و اما بازیگران....
فکر می کنم باید از کلیشه شدن اومد بیرون یک نفر که سالها نقش یک آدم خوب و + رو بازی می کنه بعد از این همه می یاد و چند سال می ره توی نقش منفی خوب بسه دیگه حداقل یک نقش دیگه بازی کنه بهتره!!!
بازی عاطفه رضوی خوب بود.... یعنی قابل تحسین نبود اما چون متحول شد شاید بشه گفت خوب....
آقای توکلی خوب از آب در اوردند نقش رو چون در زیر تیغ کاملا + بودن و اینجا نه + و نه _. در کل نقششون قابل تحسین بود....
فرهاد قانمیان یک جاهایی واقعا بد صحبت می کرد و می شد کمی بهتر کار کنه اما خوب بی انصافی نمی کنم چون می دونم زمان کم بوده...
مریم کاویانی خیلی ضعیف بازی کرد و به نظر من باید این مظلومیت الکی رو در کارش کنار بگذاره و باید بدونه مخاطب رو نمی شه گول زد.....
و اما پوریا , پوریا نقشش رو خوب تونست از آب در بیاره چون به نظر من با شخصیت خودش تفاوت زیادی داشت و به قول خودش کاملا درونگرا بود و با شاهین صاحبدلان کاملا متفاوت..... و این خودش خیلی خوب بود اما یک جاهایی کمی این + بودن از حد می گذشت....! در کل بعضی جاها از نگا ههای قشنگ و پر معناش نمی شه گذشت چون واقعا انگار واقعی بود و سکانس آخر کار هم که محشر...
اما به نوبه خودش خوب بود.
و اما شیفا صفروا که به قول پوریا یک بازیگر محلی و تازه کار بوده.... به نظر من اگه تازه کار بوده خیلی خوب تونسته بود نقش خودشو از آب در بیاره چون بازی کردن مقابل بازیگرای کشور دیگه کار دشواریه و اون هم خوب تونسته بود نقش خودشو بازی کنه اما باز هم یک جاهایی ایرادهای کوچیکی داشت که می شه چشم پوشی کرد...
در کل سریال اگه از شبکه استانی تهران پخش نمی شد مخاطب بیشتری پیدا می کرد و یکی از عوامل کم مخاطبی همین بود...
شکرانه حقش بیش از این حرفها بود اما خوب دستخوش تغییراتی شد که خودش نمی خواست.....
--------------------------------------
فریماه
اما نقد واقعی کردن از کارهای اقای پورسرخ برای ما که هوادارشیم خیلی سخته.
چون ایشون هنرمند محبوب ماست. اما ما باید به هرحال این زحمت رو به خودمون بدیم وحتی شده برای دقایقی فکر کنیم ایشون هنرمند محبوب ما نیست و ما هم هوادارشون نیستیم.
با این اوصاف با عرض معذرت از همگی شما سریال شکرانه در کارنامه ی هنرمندی که کارهای شاخصی مثل روز سوم و صاحبدلان رو داره یک شکست محسوب میشه.
همونطور که فیلم مهمان این ویژگی رو داره و همینطور پسران اجری.
اما تو نقد یه کار نمایشی نباید پیکان انتقاد رو مستقیما به سمت یه فرد سوق داد چون به هرحال کار گروهیه ومجموع عوامل تو اون دخیل هستن. ولی به دلیل اینکه کارگردان یک اثر سرپرست اون کار محسوب میشه پس اون باید بیشتر از بقیه جوابگو باشه.
کار شکرانه اول از همه یه فیلمنامه ی خوب نداشت گرچه موضوع قابل توجهی مثل حق الناس داشت ولی باید قبول داشته باشیم که خوب به اون پرداخت نشده بود وبه عبارتی خوب پرورونده نشده بود.شاید اگه کل دیالوگ های سریال رو جمع میکردیم به اندازه ی 10 قسمت سریال صاحبدلان نمیشد.
انگار کارگردان به هنرپیشه ها اللخصوص به اقای پورسرخ گفته بودن هرچی دلتون میخواد بیان کنید چون اگه دقت میکردین میدیدین که لفظ حامد و کلماتی که بیان میکرد دقیقا تکیه کلام های خود پوریا بود. برای مثال کلماتی مثل روراست یا انرژی گرفتم و ...
تدوین کار هم که واقعا افتضاح بود و در رفت وامد های مابین دو مکان تهران وتاجیکستان اشتباهات فاحشی رو شاهد بودیم وکلا کار خوب قیچی نخورده بود و ریتم نداشت..........
اما به اصل مطلب که برسیم خود اقای پورسرخه. کاش اقای پورسرخ میدونستن که ما هوادارا فقط عاشق چهره ی زیبای ایشون نشدیم که اگه اینطور باشه خیلی بده , هم برای ما وهم برای خود اقای پورسرخ.
اقای پورسرخ کاش نوشته هامون رو میخوندید تا بدونید من یکی به شخصه از شما گله مندم.چون یه هنرمند دیگه فقط به خودش و خونوادش تعلق نداره. اون متعلق به همه ی اونایی که کاراشو دنبال میکنن ودوستش دارن. من حس می کنم شما هم یکی از اعضای خونواده ی همه ی ما شدی اما با کارای زیبایی مثل وفاو صاحبدلان نه شکرانه که به خاطرش همه ی اونایی که مثلا مثل ما هوادارت نیستن گفتن این بود اون پوریای موفقی که میگفتین.
شما با اونکه وفا کار اولت بود اما توش درخشیدی و باعث شدی که اینهمه هوادار پیدا کنی. اون قدر قشنگ بود که هیچوقت عید 85 رو یادم نمیره. من هیچوقت ماه رمضون 85 رو هم یادم نمیره چون شما بودی که با انتخاب خوبتون با پذیرش نقش شاهین صاحبدلان اون سریال رو ماندگارترین و با مفهوم ترین سریال تا به اینجای فعالیتهای صدا وسیما کردین. شما به همراه گروه خوبتون.
وای هیچوقت یادم نمیره روزی رو که با خانوادم رفتیم سینما و فیلم سراسر خاطره و زیبا و بااحساس روز سوم رو دیدیم. شما اونجا با نقش افرینی زیباتون ما رو سربلند کردید.
نمیدونم میدونید یا نه که ما همه وقتی در ابادان بودید چقدر پیگیر خبر هاتون بودیم و البته هیچ منتی نیست. ما این کار رو با عشق انجام میدادیم همونطور که شما اونجا کارتون رو با تمام وجود انجام میدادید. ماهمگی از فداکاری های شما و سختی کشیدن های شما وخم به ابرو نیاوردنتان در ابادان خبر داریم. مثالش خا طره ای است که دکتر رضایی برامون تعریف کردن.
نمیدانم میدانید یا نه که در ماه بهمن از اینکه کاندیدای بهترین بازیگر مرد سال ایران شدید چقدر ذوق کردیم . ذوق کردیم از موفقیت شما و دیگر اعضای گروه خوبتان انگار که تیم ملی به جام جهانی رفته بود وحتی شیرین تر.
شما در عرض یکسال ژوبین , شاهین و رضای خانواده ی ما شدی. و به همین دلیله که میگم شما به همه ی ما تعلق دارید.
اما امسال نتوانستی حامد خانواده ی ما شوی. هر چقدر هم که سعی کردیم به خودمان بقبولانیم نشد که نشد.
من از شما گله مندم اول از همه به خاطر اینکه این کار ضعیف رو قبول کردید.
هرچقدر هم که بگویید نقش ادم درونگرا را بازی کردن سخت است قبول نمیکنم چون به عنوان مثال هومن سیدی هم در نقش منصور سریال راه بی پایان نقش ادم درونگرایی رو داره اما به خوبی از پس اون نقش براومده و به زیبایی اون رو ایفا کرده.
فقط بدونید که بخشی از ضعف سریال شکرانه به کار شما بر میگرده.
البته در صحنه هایی از این سریال خوب یا حتی عالی ظاهر شدید ولی من وبقیه نتیجه ی کلی کار را میبینیم.
حامد شکرانه وحامد مهمان در حد واندازه ی شما نبود.شما لیاقتتان کار کردن در اثار شاخصی مثل روز سوم و صاحبدلان است و بهترین هنرپیشه بودن در این مرز وبوم.
خلاصه اینکه پوریا پورسرخ نتوانست مثل استاد نصیریان که خودش گفت عاشقانه خودش و کارهایش را دوست دارد انتظارات ما را براورده کند.
---------------------------------------
بیتا
اولا موضوع فیلم خیلی جالب بود و همچنین جدید دوما فیلمنامه خیلی ضعیف بود یعنی دیالوگای خیلی جذاب و پر بار وجود نداشت(مثل میوه ممنوعه که به نظرم بیشتر جذب مخاطبش به خاطر دیالوگای خیلی جالبش بود)البته نمیشه بی منطقی کرد چون این فیلم برای تاجیکیهام بود نمیشد خیلی از جملات قلمبه سلمبه ای که اونا متوجه نمیشن استفاده کرد همینطور در زبون اونا برای ما
به نظرم این ضعیف ترین کارگردانیه آقای سلطانی بود که حالا میتونه یکی از دلایلش کمبود وقت باشه
ولی اکثر بازیگرا از جمله پوریا و خانوم رضوی عالی بودن
اگر از یه بازیگر تاجیک به جای آقای قائمیان استفاده میکردن بهتر بود چون خیلی لهجشون در نیومده بود
آقای توکلی هم به نظرم بهتر از این میتونستن بازی کنن
پوریا هم انصافا نقش یه آدم مظلوم و ساده و با خدا و بی ریا رو خیلی خوب بازی کرد
شاید چون واقعا خود نقش بود خیلی نتونست نظر بعضیارو جلب کنه ولی یه ایرادایی هم داشت که در قبال بازی خوبشون میشه نادیده گرفتش
----------------------------------------------
حمیده
1:بازی های قوی بازیگران(مخصوصا اقای جوهرچی واقای پورسرخ)
2:داستان یک خطی کارو بیان ساده و بدون غلو که مثل بعضی از مجموعه ها نبود که انقدر گره در کار ایجاد میکنند که اخر کار نمیدونند چه جور جمعش کنند درست مثل میوه ممنوعه که به نظر من پایان خیلی بدی داشت و کل زیبایی های مجموعه رو از بین برد مخصوصا که از اقای فتحی اصلا انتظار این پایان نمیرفت
به نظر من این دو مورد بزرگترین حسن کار بود حالا معایبش:
1:تدوین ضعیف: تا اونجایی که من میدونم یک کار متوسط یا ضعیف رو یک تدوین گر خوب میتونه در حد یک کار خوب بالا بیاره که در این مجموعه نه تنها این طور نبود بلکه تدوین بد به کارگردانی و بازی ها لطمه زیادی وارد کرد که علت اصلی که این مجموعه از نظر مردم ضعیف بود برمیگردد به تدوین
2:انتخاب لوکیشن هایی که ظاهر زیبایی نداشتند تا اونجایی که من تو کتابای تاریخی خوندم دوشنبه شهر زیبایست و گروه میتونستند با یکم گشتن لوکیشن های زیباتری رو انتخاب کنند بطوری که بیننده رو جذب کنند وحداقل مردم بخاطر تصاویر زیبای کار ترغیب به دنبال کردن اون بشن همون کاری که اقای لطیفی تو سریال وفا کردن زیبایی تصاویر اولین چیزیه که بیننده رو جذب میکنه
-------------------------------------------
سارا-ج
در مورده نقد نه می خوایم هندونه زیر بغله هم بذاریم نه کاره دیگه.پس نقد می کنیم بدونه احساسات:بهتر بود اقای سهراب پور گارگردانه بهتری را انتخاب می کردند.می خوایم با هم راحت باشیم‘فیلم واقعا قابلیت جذب مخاطب رو نداشت.اشتباههای فاحش تو این فیلم هم مثله فیلمهای دیگه ماه رمضون بیداد میکرد.از فیلمهای دیگه می تونم کمبوده وقت رو بپذیرم ولی از شکرانه نه چون زودتر از فیلمهای دیگر کلید زده بود.اتفاقا فیلمنامه تقریبا سوژه ی جدیدی بود و زیاد نمی توان بر کارفیلمنامه نویس اشکال گرفت.در ضمن فیلم در صحنه های رانندگی بسیار تخیلی عمل میکند‘قبول دارم کار بک پروجکشن بود وتواستودیو فیلمبرداری شده بود ولی ضعیف بود.
-------------------------------------------
اریانا
به نظر من شکرانه موضوع خوبی داشت و از طرفی بازیگران و کارگردان و عواملی که برای کار انتخاب شده بودند هر کدام در نوع خود حرفه ای و هنرمندند.اما دو موضوع سریال رو از هم گسست:اول"زمان محدود و فشرده"دوم"تزلزل شخصیت پردازی و رابطه بین شخصیت ها"...که به نظر من از همون دلیل اول نشات می گیره نمی خوام مساله رو زیاد بازش کنم اما موضوع سریال که یکی از مهمترین مسائل روز جامعه و البته نقطه قوت سریاله(حق الناس)برای پرداخت به زمان بیشتری داشت(نه دو سه ماهه)که صد در صد بهتر به بار می نشست تا هم بازیگران به حس نقش برسن(مثلا آقای قائمیان به لهجه تاجیکی)و هم کارگردان و فیلم نامه نویس زمان کافی برای پرداخت به شخصیت ها و رابطه بینشون داشته باشن(اشاره کوتاه به گذشته حامد و یا باور پذیر کردن حجاب نادیا)اما با این همه,سریال با پایان باز(اپن)و زیبای خود نشان داد که به شعور بیننده احترام قائل است.
با سلام
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
بچه ها اگر دقت کرده باشید
متوجه شدید که من برای وبلاگ ارشیو موضوعی را راه انداختم و امروز هم
تعداد زیادی از انها رو اپ کردم
شما دوستان و یا افرادی که به تازگی به این وبلاگ سر می زنید
می تونید از این ارشیو برای دسترسی اسان به عکس ها و مصاحبه ها و دانلود ها
استفاده کنید
در ضمن این ارشیو ها به مرور زمان تکمیل تر هم خواهد شد
در ضمن از تمامی دوستانی که لطف کردند
و در نقد شکرانه بسیار فعال و مفید شرکت کردند ممنونم
این نقد ها انقدر برای من و بچه های وبلاگ ارزشمن هست که این نقد ها هم به ارشیو موضوعی وبلاگ
اضافه می شود تا به راحتی در اختیار تمامی هواداران قرار بگیرید
در ضمن فراموش نکنید که من این تعداد نقد را نه بر حسب بهتر یا بدتر بودن در این پست قرار دادم
بلکه از نظر طولی
یعنی نقد هایی که بیشتر به موضوع پرداخته و تعداد کامنت بیشتری گذاشتند در پست قرار داده شده است
حالا شما دوستان از بین این نقد ها بهترین ان را انتخاب کنید
در ضمن یک نقد به نوشته سحر عصر ازاد در این پست قرارده شده
شما دوستان نظرات خودتون رو در رابطه با این نقد مطرح کنید
در ضمن برای قرار سینما برای بچه های وبلاگ لطفا تصمیمتون رو سریعتر بگیرید
تا این قرار هرچه زودتر انجام شود
با تشکر




عکس ها از نگار عزیز
خیلی خیلی از این دوستمون متشکرم
چون خیلی زحمت کشیده و به خاطره این عکس ها خیلی صبر کرده
---------------------------------------------------------
|
نقد <روز سوم> و <حافظ> در حوزه هنري تهران |
سلسله نشستهاي <حكمت و سينما و نقد> باهدف نمايش و نقد و بررسي فيلمهاي معناگرايانه، با حضور منتقدان و كارگردانان فيلمها از اول آبانماه امسال آغاز ميشود
-------------------------------------------
| همنوايي "دولتمند خال" با خواجهنوريها؛ تا چهار روز ديگر بزرگان موسيقي گردهم جمع ميشوند |
كنسرت سالانهي داريوش خواجهنوري با عنوان "همنوايان صلح" سوم و چهارم آبانماه سالجاري در تالار بزرگ كشور برگزار ميشود و با همراهي دولتمند خال - خالوف - خوانندهي تاجيك به پايتخت پنج كشور دنيا ميروند.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين كنسرت با دو اجراي تلفيقي و غربي، حدود 20 نوازنده، خواننده و سنتي و پاپ... گروه را همراهي ميكنند.
علاوه بر اعضاي ثابت گروه، استاداني چون جلال ذوالفنون، حسين سمندري - استاد دو تار ايران - و عبدالله اميني - خوانندهي موسيقي نواحي - حضور دارند و اجرايي تلفيقي را عرضه خواهند كرد.
اين گروه، هفتههاي گذشته را به تمرين مشغول بوده و آخرين روزهاي آمادگيشان را سپري ميكنند.
محمدعلي خواجهنوري سرپرست پروژهي "همنوايان صلح" بوده و "درشن آنند" - خوانندهي هندي - با تمرينهاي مستمر گروه را همراهي كرده است.
اين گروه، 20 قطعه از آلبومهاي جديد بهويژه افق به اضافهي قطعاتي با موضوع صلح را ارايه خواهند كرد.
اجراهاي سوم و چهارم آبانماه در تالار بزرگ كشور در دو سئانس 18 تا 20:30 21 تا 24 برگزار ميشود.
همنوايان صلح در پنج پايتخت راهابريشم دنيا با زبانهاي فارسي و انگليسي و همراهي احتمالي خوانندهي تاجيك ادامه مييابد.
انتهاي پيام
------------------------------------------
![]() |
سعيد سلطانى با پشتوانه مجموعه پرمخاطب «پس از باران»، مجموعه نه چندان موفق «خانه اى در تاريكى» و مجموعه ناموفق «سال هاى برف و بنفشه» اين بار فيلمنامه اى از محمدهادى كريمى را دستمايه قرار داده است. فيلمنامه نويسى كه هر چند در سينما حرفه اى است ولى وجهه اى به جهت فيلم هاى معتبر ندارد. فيلم هايى چون «دختران انتظار»، «چشمان سياه»، «رستگارى در ۸/۲۰ دقيقه» و ... نمونه اى از كارهاى كريمى هستند كه ماندگارى در سينماى ايران و ذهن مخاطب نيافته اند.
با چنين پشتوانه اى رويكرد كريمى به تلويزيون و آن هم يك مجموعه مناسبتى از جهات مختلف مى توانست جالب توجه باشد. رويكردى كه حداقل برخى از مؤلفه هاى كار در مديوم سينما را با خود به عرصه تلويزيون و مجموعه هاى تلويزيونى بياورد و جذابيت هاى تازه اى براى مخاطب داشته باشد. «شكرانه» از ابتدا يك مجموعه دوگانه ايرانى/ تاجيكستانى معرفى شد كه بنا به نياز قصه بخش اعظم آن در كشور همسايه مى گذرد و قصه اى خاص و تأثيرگذار و ويژه اين جابه جايى جغرافيايى دارد. بازيگران اين مجموعه هم تركيبى از بازيگران ايرانى و تاجيك انتخاب شدند تا مجموعه از حيث مؤلفه هاى مشترك ۲ تمدن فقط وامدار جغرافيا و مكان نباشد و به گونه اى اين نزديكى و تقارن به لايه هاى زيرين مجموعه نفوذ كند. به اين ترتيب بخت مورد توجه قرار گرفتن و تأثيرگذارى «شكرانه» ميان ۴ مجموعه در حال پخش بالا برود.
با چنين مقدماتى پخش مجموعه آغاز شد و چند قسمت ابتدايى هم نويد ادامه خوشى را مى داد. در اين چند قسمت تلاش شد معرفى لازم و كافى از خانواده رحمان سليم پور ارائه شود. خانواده اى كه در آستانه مراسم سالگرد مادر وضعيت از هم پاشيده اى دارد. پدر قصد ازدواج با پرستار زنش را دارد، دختر و داماد خانواده براى منفعت سرپوش بر خطاهاى پدر مى گذارند و پسرى (حامد) كه از راه و رسم گذشته زندگى خود برگشته و اهل مذهب و حلال و حرام شده است.
شكاف ميان افراد اين خانواده در نخستين قسمت در سكانسى كاركردى مطرح مى شود. سكانسى كه با معرفى شخصيت ها در موقعيت و مكان اهميتى خاص پيدا مى كند : مراسم سالگرد مادر در بهشت زهرا كه پدر و دختر و داماد مراسمى باشكوه براى او تدارك ديده اند. ولى پسر كوچكتر از حضور در مراسم به عنوان ميزبان سرباز مى زند و در مقابل مراسم ساده خود را با كارگران كارگاهش مى گذراند.
همچنين در اين سكانس كاراكتر پرستارى كه در آستانه ازدواج با پدر است به نوعى در برخورد با جمع معرفى مى شود. واكنش هاى زيرپوستى به حضور او بر سر خاك و نهايتاً تعجيلى كه پدر براى دور نگه داشتنش از چشم فاميل دارد.
اين سكانس با معرفى موجز كاراكترها و در عين حال باز نكردن همه گره ها و باقى گذاشتن ابهامى كه به تدريج رفع مى شود، جوابگوى بار روايى چند قسمت اول و دراماتيزه كردن اين روند تا پهن شدن تور اصلى قصه است.
به علاوه در همين چند قسمت ابتدايى به گونه اى تلويحى و ابهام برانگيز از فردى به نام سبحان نام برده مى شود كه با چند تكرار در ذهن مخاطب مى ماند. شخصيتى مربوط به گذشته كه پدر روحيات حامد و بسيارى از افسوس هاى زمان حال خود را به كاراكتر سبحان و مسائل مربوط به او نسبت مى دهد. اين كد كمى بعد وقتى كاركرد پيدا مى كند كه مسأله اصلى قصه با سرنوشت عمو سبحان و آنچه پدر در گذشته با او و همسرش كرده گره مى خورد.
اما آغاز خوب اين مجموعه درست جايى به بن بست مى رسد كه نويسنده و كارگردان چيزى به عنوان توزيع اطلاعات را فراموش كرده اند و جايى كه نبايد همه اطلاعات داستانى كه تا پايان مجموعه را كفايت مى كند، در يك سكانس آن هم در سهل ترين شكل ممكن ارائه مى دهند. آن وقت است كه گره گشايى زودهنگام اندك رشته هاى بافته شده را هم پنبه مى كند.
همه چيز در سكانسى اتفاق مى افتد كه پدر بر سر گور عمو سبحان براى حامد عقده گشايى مى كند و در واقع به جاى چند قسمت روايت به زبان تصوير، همه اطلاعات را به شيوه اى رو در اختيار مخاطب قرار مى دهد تا لابد هر چه زودتر ماجراى داستانى در تهران به ثباتى خاص برسد و سفر حامد به تاجيكستان و جست وجوى او شكل بگيرد.
هر چه درباره اهميت به تصوير كشيدن اتفاقات در يك فيلمنامه و همچنين در مذمت گره گشايى به شيوه بيان و كلام شنيده يا خوانده ايد را كنار بگذاريد و در مجموعه «شكرانه» شاهد اين رويكرد سهل انگارانه باشيد كه پدر در يك منولوگ كه گاه به ديالوگ هم بدل مى شود همه گذشته خودش و سبحان و فاطمه همسر او را افشا مى كند و ... همه انگيزه هاى دراماتيك لازم را كه بايد درون قصه تنيده شود دودستى تقديم حامد مى كند تا چمدانى را كه براى سفر بى موقع مكه بسته، به مقصد تاجيكستان ببرد.
مجموعه از جايى كه وارد بخش تاجيكستان مى شود، به شدت افت مى كند. نه فقط به خاطر رخوت و سكون حاكم بر فضاى واقعى شهر دوشنبه، نه فقط به خاطر حضور كم قدرت بازيگر نقش حامد كه در فصل ايران بازى گرم ديگر بازيگران ايرانى به نوعى ضعف او را پوشش مى داد، نه فقط به خاطر تركيب نامتناسب بازيگران تاجيك در كنار ۲ بازيگر ايرانى، نه فقط به خاطر بازى اغراق شده و ضعيف بازيگران تاجيك كه گويش نامفهوم آنها هم مزيد بر علت مى شود و نه فقط ...
همه اين نقاط ضعف را در كنار روايت كشدار و كم تعليق فصل تاجيكستان بگذاريد تا به اين نكته برسيد كه چرا تا اين حد همه اتفاق ها كند است و رغبتى براى پيگيرى مخاطب ايجاد نمى كند. در چنين موقعيتى است كه مثلاً سهل انگارى بازيگر ايرانى در تغيير لهجه، بازى گل درشت بازيگران تاجيك بخصوص بازيگر نقش ناديا (شكرانه) كه از ضعيف ترين بازيگران وطنى هم حضورى ضعيف تر دارد و ... بيشتر به چشم مى آيند.
![]() |
مانند در حبس نگه داشتن حامد كه با بهانه هاى واهى ادامه پيدا مى كند و فقط شاهد انتقال او از جايى به جاى ديگر هستيم بدون آنكه نتيجه اى در پى داشته باشد و از آن طرف غيبت او توطئه هاى شكل گرفته در ايران و تاجيكستان را شدت مى بخشد، در حالى كه منطق اصل ماجرا زير سؤال است.
اين چنين است كه نويسنده در خلق خطوط داستانى فرعى براى دراماتيزه كردن بار روايى بخش تاجيكستان دست به خلق ماجراهاى تعقيب و گريز و پيچيده اى زده كه كلاف سر در گم آن گريبان مجموعه را گرفته است.
چگونه است كه اين توطئه ها و ماجراها هيچ تعليق و غافلگيرى وارد قصه نمى كنند و اتفاقات به بى حس و حال ترين شكل ممكن از پس هم مى گذرند؟ از رفت و آمدهاى يك سكانس در ميان به تهران هم نكته خاصى عايد نمى شود جز اينكه سكون حاكم بر فضاى كار در تاجيكستان دامان تهران را هم گرفته و اتفاقات به نحو كسالت بارى بر مسير تكرار و سكون مى گذرد.
در چنين شرايطى است كه وقتى مى بينيم محور اصلى و شعار سازندگان اين مجموعه پرداختن به اهميت حق الناس است، به گونه اى سهل حتى با سير تغيير و تحول كاراكترها برخورد مى شود. مگر نه اين است كه شكل گيرى هسته اصلى ماجرا از خوابهاى نابهنگام رحمان و ترس او از مرگ و پايمال شدن حق برادرش و همسر او مى آيد؟
اما همين وجه كه رحمان خواب رفته را وادار به كنشى نمادين و آشتى با پسر طرد شده و فرستادن او براى پيدا كردن وراث عمو سبحان مى كند، چه روندى در رحمان دارد؟ غير از اين است كه او با وزنه هاى كوچكى چون خواب (كه در پرداخت مجموعه لوث شده)، از پله افتادن و ... به فكر حق الناس مى افتد و در ادامه مجموعه در روندى تخت فقط نظاره گر تحول سست خود است؟ وقتى با هسته اصلى شكل گيرى ماجراى كل قصه و در واقع انگيزه هاى حياتى كاراكترها اين گونه برخورد مى شود، نمى توان همچنان به مطرح شدن يك سرى مفاهيم اخلاقى و انسانى در كار باليد.
اينجاست كه مى توان در كنار اهميتى كه سازندگان مجموعه بر محور قرار دادن حق الناس يا ضرورى بودن بردن داستان به تاجيكستان در مجموعه «شكرانه» قائل هستند، اين نكته مهم را هم يادآور شد كه اين مجموعه از امتيازات اوليه و بالقوه خود كاركردى نه در حد و اندازه هاى لازم بلكه در سطح گرفته و با چنين رويكردى است كه تاجيكستان، جغرافيا، لهجه، بازيگران و ... آن بدل به نقاط ضعفى مى شوند كه نه اهميت پرداختن به حق الناس مى تواند آن را بپوشاند و نه هيچ چيز ديگر.
---------------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرنگار فارس مدير شبكه تهران در نشست نقد و بررسي سريالهاي ماه رمضان در انجمن روزنامه نگاران مسلمان، درباره مجموعه «شكرانه» گفت: اين كار با تمام شاخصههاي توليدي صدا و سيما هم از نظر سوژه و هم فيلمنامه با زحمات سازندگان خوب توليد شد. | |||
-------------------------------------------------------
| مدیر شبکه تهران موفقیت "میوه ممنوعه" را تبریک گفت / "شکرانه" قربانی زمان نامناسب پخش شد |
| مجید رجبی معمار در نامهای به مدیر شبکه دو موفقیت وی و همکاران این شبکه را در تولید و پخش مجموعه "میوه ممنوعه" تبریک گفت. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، در بخشی از نامه مدیر شبکه تهران به مهدی فرجی آمده است: موفقیت جنابعالی و همکاران توانمندتان را در طراحی، تولید و پخش سریال ارزشمند "میوه ممنوعه" که اثری شاخص و تاثیرگذار در بین سریالهای ماه مبارک رمضان امسال بود، به شما و همه دستاندرکاران مجموعه به ویژه کارگردان محترم تبریک و تهنیت عرض میکنم." رجبی معمار همچنین ضمن برشمردن شرایط تولید و پخش سریال های رمضان درباره سریال "شکرانه" شبکه تهران آورده است: "با وجود لطماتی که زمان نامناسب پخش به مجموعه "شکرانه" وارد کرد، اما این مجموعه با پیامهای دینی، معنوی و اجتماعی ارزشمند خود، بازخوردی بسیار مثبت در عرصه داخلی و بینالمللی خصوصاً در کشورهای مسلمان همسایه داشت." وی افزوده است: "مرکز نظرسنجی صدا و سیما هم در گزارش خود اعلام کرده بود دو مجموعهای که در بخش اول پخش میشدند درصد مخاطب بالاتری داشتند، اما سریالهای بخش دوم به دلیل فاصلهای که بین پخش سریالها ایجاد میشد و در آن فاصله بسیاری از افراد به انجام کارهای خود میپرداختند بیننده کمتر داشت. با این اوصاف، شاید به نوعی سریال "شکرانه" مقدمهای میشد تا مخاطبان جسته و گریخته پای تلویزیونهای خود بنشینند و آماده شوند برای دیدن سریال "میوه ممنوعه". مدیر شبکه تهران ادامه داد: "اینها لطماتی بود که زمان نامناسب پخش به مجموعه "شکرانه" وارد کرد، ولی با این اوصاف آخرین گزارشهای ما نشان میدهد که بیش از 62 درصد بینندگان این سریال را تماشا کردهاند که نسبت به سریال سال گذشته شبکه بالاتر است و درصد کمی هم نیست." رجبیمعمار خاطرنشان ساخت: "به هر حال مجموعههای "میوه ممنوعه" و "اغما" به دلیل جاذبههای دارماتیک، قوت فیلمنامه و دیالوگ نویسی و بازی برجسته بعضی از هنرمندان خصوصا استاد علی نصیریان از جایگاه خاصی برخوردار بود. نمیتوان برجستگیهای این سریالها را در نظر نگرفت و قطعا ظرفیت به دست آوردن این موفقیت را داشت." وی در پایان نوشته است: "من به مدیران و برنامهسازان شبکه دوم تبریک میگویم که با ساخت و پخش "میوه ممنوعه" کاری بسیار ارزشمند با پایانی بسیار خوب ارائه کردند. در مجموع امسال هر چهار سریال ماه رمضان محتوا و غنای بیشتری نسبت به سال گذشته داشتند و به ترتیب قدرت قرار گرفتند. "شکرانه" هم واجد این ویژگی بود، در تاجیکستان اقبال خوبی از مجموعه شد و در 18 استان که همزمان با شبکه تهران پخش میشد با استقبال خوبی همراه بود." |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۸:۱۲ , ۱۳۸۶/۰۷/۲۸ |
------------------------------------------------------

«شكرانه»
* طي قسمتهاي پانزدهم و شانزدهم سريال «شكرانه»، بازيگر نقش اول اين سريال- پوريا پورسرخ- حضور ظاهري سايهوار در اين سريال داشت و فقط در دو سكانس كوتاه بر صفحهي تلويزيون ظاهر شد. البته سازندگان اين سريال توجيهشان براي اين مساله اين بوده است كه دوربين بايد موضوع اصلي را دنبال كند و نه بازيگر اصلي را.
* پلانهاي داخل ماشين سريال «شكرانه» به طرز آشكاري مصنوعي به چشم ميآمد و به نظر ميرسد سازندگان اين سريال براي اين كه مدتي طولاني در تاجيكستان نمانند پلانهاي خيابانهاي اطراف ماشين را قبلا گرفته و در تهران به كار اضافه كرده باشند؛ همچنين در اين سريال سكانسهايي ديده ميشد كه نور پلانها با هم همخواني نداشت و بيننده سردرگم نميدانست اين اتفاق در روز رخ ميدهد يا شب!
*سريال «شكرانه» در هيچ شبي از ماه مبارك رمضان تكراري به روي آنتن نرفت و حتي تكرار قسمتهاي اول تا دهم در شب يكشنبه (اول مهرماه) به همراه قسمت يازدهم انجام شد.
* با گذشت قسمتهاي اوليه سريال «شكرانه» كه تمامي صحنههاي آن در ايران ميگذشت، پخش بخشهاي مربوط به تاجيكستان آغاز شد؛ اين در حالي است كه سازندگان اين مجموعه در به نمايش درآوردن تاجيكستان واقعي براي بينندگان موفق نشان ندادند و بسياري از صحنههاي تصويربرداري شده در اين كشور، به آسايشگاه، هتل، زندان و بازداشتگاه محدود شده بود. البته سازندگان «شكرانه» علت اين مساله را سياستهاي تلويزيون ايران اعلام كرده بودند.
* آغاز بخشهاي تاجيكستان و افزوده شدن بازيگران خارجي به كار نيز نشان از شتابزدگي در ساخت «شكرانه» داشت و به نظر رسيد كارگردان و تهيه كننده اين سريال به دليل كمبود وقت نتوانسته باشند بازيگران حرفهيي اين كشور را به خدمت بگيرند؛ بر اين اساس بازي بازيگران تاجيكي در لحظاتي بسيار مبتدي به نظر رسيد و هم سطح با بازيگران ايراني نبود. عوامل اين مجموعه تفاوت بازيها و عدم آشنايي با شيوه بازي در تاجيكستان را علت اين امر برشمردند.
* با پخش سريال «شكرانه» در تاجيستان، براي نخستين بار سريالي در ماه مبارك رمضان همزمان با پخش در ايران در كشوري ديگر نيز پخش شد.
***در پايان
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، اگرچه بسياري از سازندگان مجموعههاي مناسبتي پس از ساخت يك يا دو سريال به طرح اين پرسش ميپردازند كه «آيا نيم نگاهي به تقويم و مناسبتها براي مديران تلويزيون كافي نيست تا بدانند كه ساخت سريالها را بايد از چه زماني آغاز كرد؟!» اما آن چه شايد تاكنون از نظرها غافل مانده باشد، رقابتي است كه طي سالهاي اخير ميان شبكههاي دولتي(!) به وجود آمده و كارگردانان اين سريالها نيز از آن به عنوان «مارتن ساخت سريالهاي ماه رمضان» ياد ميكنند.
شبكههاي تلويزيوني براي انتخاب بهترين طرح تا مدتها به انتظار مينشينند و حتي ممكن است سريالي كه به مرحله پيش توليد رسيده است را متوقف كنند، چراكه در دقيقه 90 طرح بهتري ارائه شده است.
ساخت سريالهاي ماه رمضان در آخرين لحظات علاوه بر ايجاد مشكل براي سازندگان خود، گاه به لنز دوربين هم منتقل ميشود و سازندگان اين مجموعهها نميتوانند آن طور كه بايد و شايد براي ساخت سريال خود زمان گذاشته و وسواس به خرج دهند. البته فاصله اندك توليد و پخش با محاسني نيز همراه است كه از آن به عنوان «اعمال نظرات مخاطب در سريالها» ياد ميشود.
انتهاي پيام
برنامه جشن رمضان
با حضور عوامل سریال شکرانه
و اقای پوریا پورسرخ
رمضان ۸۶
-------------------------------------










جشن افتاب مهرورزی
با حضور پوریا پورسرخ
تیرماه ۸۵
۱۴ عکس بسیار زیبا از اقای پورسرخ در جشن افتاب مهرورزی ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵















---------------------------------------------------------------------------------------------------------------








برنامه صندلی داغ
با حضور اقای پوریا پورسرخ
خرداد ۸۶
















------------------------------------
| مصاحبه با پوریا پورسرخ |
|
.
![]() .
توضیحات: مصاحبه با پوریا پورسرخ بازیگر توانای سینما و تلویزیون. دانلود کنید و لذت ببرید
..
..
مصاحبه قسمت ۱ - ورود پوریا پورسرخ - مدت زمان: 11:18دقیقه
.
تصویری - .wmv
-------------------
6.9Mb 21.3Mb
.
مصاحبه قسمت ۲ - ادامه مصاحبه - مدت زمان: 13:00 دقیقه
.
تصویری - .wmv
-------------------
7.9Mb 24.4Mb
.
مصاحبه قسمت 3 - ادامه مصاحبه - مدت زمان: 13:46 دقیقه
.
تصویری - .wmv
-------------------
8.4Mb 50.5Mb
.
گردآوری اطلاعات با پایگاه غیر رسمی اطلاع رسانی سیما - Pulsetv.ir |
فیلم سینمایی پسران اجری
با حضور پوریا پورسرخ
فرزاد فرزین
بهنوش طباطبایی
و
تیرداد میرکیانی
مهر و ابان ۸۶
---------------------------------------



|
مصاحبه رضا رشید پور با اقای پوریاپورسرخ در برنامه شب شیشه ایی خرداد ۸۶
----------------------
برای دیدن آرشیو برنامه شب شیشه ای موجود در سایت به این صفحه مراجعه کنید دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی MP3 128 WMA 64 WMA 32
ادرس مستقیم به سایت برای دانلود
----------------------
-------------------------------
باز هم شب شیشه ای برای دانلود این باز برای مبایل
بنا به درخواست یکی از دوستان برنامه شب شیشه ای با حضور پوریا پور سرخ رو قرار میدم : لینک اول : دانلود کنید با حجم ۵.۷۲ مگا بایت و تایم ۱۴ دقیقه دانلود کنید با حجم ۵.۸۴ مگا بایت و تایم ۱۵ دقیقه دانلود کنید با حجم ۶.۱۹ مگا بایت و تایم ۲۰ دقیقه لینک دوم :
------------------------------------
خانمها آقايان سلام شب شيشه اي شما بخير. مهمان امشب ما متولد ماه تير 1356 است جواني علاقه مند و پر استعداد در زمينه بازيگري از كشفهاي كارگردان سينما و تلويزيون ايران محمد حسين لطيفي است با اينكه سريالهايي كه از او ديديم زياد نبوده ولي با اين حال جايگاه ويژه اي را در ميان مخاطبان به خود اختصاص داد او كارش را در سينما با كانديداتوري در جشنواره فجر آغاز كرد و نويد بخش يك ظهور جديد در تلوزيون و سينما بود .پوريا پور سرخ سلام شب بخير به شب شيشه اي ما خوش آمدي . من هم سلام عرض ميكنم خدومت شما و بينندگان خوب برنامه شما. سوال نظر سنجي نقش آفريني پوريا پور سرخ را در كدام يكي از موارد زير دوست داشتيد ؟ 1- وفا 2- صاحبدلان شما پنجمين نفري هستيد كه به من قبل از برنامه گفتيد كه به من گفتند به اين برنامه نرو يا اگر رفتي حسابي روي رشيد پور را كم كن.چرا اينگونه است؟ اولاً دليلش را نميدانم و ميدانستم كه اين صحبت من را وسط برنامه ميگوييد . من مدت طولاني جايي مصاحبه اي نداشتم و از يك سكوت نهايت استفاده را بردم .من مدتی بود که رفته بودم خارج از کشور. شما در امارات براي كار شخصي رفته بوديد يا براي فيلمبرداري ؟ يك كار شخصي بود . پوريا من از چند نفر شنيده بودم كه تو ميليونها تومان پول خرج كرده بودي كه مدت خيلي زيادي عكست روي جلد مجله ها باشد و مصاحبه هاي زيادي از تو چاپ بكنند . فكر ميكنيد واقعاً منطقي است اين را من هم شنيده بودم خيلي صادقانه بگويم كه من قبل از اين كه بيايم در اين حرفه اين حرفها را ميشنيدم مثلاً در مورد فلان بازيگر جوان . مثلاً ميگفتند فلاني هنوز فيلمش پخش نشده چطور همه ي مجلات دارند باهاش صحبت ميكنند طبيعي است من اولين نفري نيستم كه در موردم اين حرفها زده ميشود نمي دانم من حتي يك براورد كوچك هم نميتوانم بكنم كه مثلاً قيمت چاپ يك مصاحبه كوچك چقدر است.بعد از وفا مجلات اين لطف را داشتند كه عكس و مصاحبه هايي از من چاپ ميكردند اگر قرار بود همچين اتفاقي بيافتد من ترجيح مي دادم كه مصاحبه ها را عوض بكنم و بگويم كه اكثر عكسهايي كه از من چاپ ميشد عكسهاي تكراري بود .و مصاحبه ها هم كه ديگر بد تر .من منكر يك سري اشتباهات نميشوم. من در فاصله اي كه من را نميشناختند تا اين كه وفا گل كرد يك آدم بي تجربه كه وارد يك محيط خاص ميشود كه هيچ اطلاعات خاصي از آن ندارد من اشتباهات زيادي در آن مقطع داشتم كه از مهمترين آنها دوستاني بود كه من در آن زمان انتخاب كردم .يك مجله ي تقريباً دولتي بود كه براي من يك پرينت مصاحبه اي فرستاد و از من دعوت كرد و مصاحبه هاي من را نيامد روتوش كند و دو باره بنويسد و براي من هم احترام زيادي قائل بودند .و الان هم از دوستان من هستند و خيلي جوانان فعال و پيگيري هستند .شما در نظر بگيريد اين همه مجله حدود 50 يا 60 تامجله اگر اين همه را من ميخواستم پول بدم خوب ميرفتم يك فيلم مي ساختم كه لا اقل يك چيزي برگردد من فكر ميكنم براي هر شماره اش بين 4يا 5ميليون هزينه برميدارد.مطمئن باشيد اين هم جزء بقيه شايعات است كمتر مجله اي پيدا ميشود كه روي جلد آن كه ويترين آن است عكس آن را با كسي پر بكنند كه برگشت نداشته باشد. يك مجله اي روي جلد آن زده بود كه هيلدا اسم دختر پوريا پورسرخ من خريدم كه ببينم كه كي بچه دار شده ای؟. پس ببينيد خيلي بي منطق است كه من بگويم بياييد عكس من را با اين عنوان روي مجله چاپ كنيد . آقاي پور سرخ چقدر صداي شما شبيه محمد رضا فروتن است تعمدي است يا تصادفي ؟ تعمدي يا تصادفي آن را به شعور مخاطب خودم واگذار ميكنم مثلاً من سكانسي داشتم در سريال وفا كه اين اتفاق افتاد سكانسي بود كه در يك راهرو ي باريك كه نور پردازي دقيقي داشت كه بچه ها يادشان است .كه حتي من اگر وزنم را از روي پاهايم جابجا ميكردم همكان داشت كه من از نور خارج بشوم در يك راهروي باريك هفت تير كشيده بود ژوبين كه ميخواست برود انتقام وفا را بگيرد كه بايد به عربي به پليسها ميگفت كه خرچنگ اين كار را كرده و من فهميدم كه جريانم به چه صورت بوده است . كه داشتم گريه ميكردم و سعي ميكردم كه تمام كارهاي من طبيعي باشد . كه گريه بود و عصبي بود و تمام حس هاي ديگري كه ژوبين بايد انتقال ميداد .در آن لحظه حالا من اين را اگر با صداي آلن دلون بگويم يا با صداي فروتن يا خودم . البته يك چيز در مورد محمد رضا فروتن بگويم كه يك ردپا در سينماي ايران به جا گذاشت به نظر من بازيگر فوق العاده اي هستند و بسيار آدم با شخصيتي هستند . من احساس كردم كه تعمد بود كه مي خواستي ريتم صدايت را عوض بكني . من از اين حرفها زياد شنيدم آن موقع و استاداني كه به من آموزش مي داند گفتند كه بي توجه باش چون هر كاري بكني هم نقد خوب است هم نقد بد من يك چيز را صادقانه ميگويم من ميتوانستم نقشهاي مشابه وفا را خيلي تكرار بكنم ولي من رفتم نقش 5،4فيلم آقاي لطيفي را بازي كردم . اين ارادت به آقاي لطيفي بود يا فكر مي كردي كه مي شود نقش 5،4 را هم خوب بازي كرد البته كه ايشان بسيار دوست داشتني هستند .و بسيار محترم ولي صادقانه بگويم كه من خيلي ازان نقش ترسيدم يك خاطره بگويم كه من يك سكانسي بود كه بايد حسين محجوب را به زور از خانه بيرون ميكردم براي من خيلي سخت بود واقعاً نمي توانستم آقاي محجوب بسيار انسان دوست داشتني هستند به خودم اين اجازه را نميتونستم بدهم حتي براي شاهين كه من از آقاي لطيفي خواهش كردم كه آقاي لطيفي كمي به من كمك كنيد و اين كار را كردند و كادر را براي منو باز كردند و گشتند تا من را پيدا بكنند چون من يك گوشه از آن حياط بزرگي كه در آن كار ميكرديم خلوت كرده بودم . اين جواب سوال من نبود؟ هر دو بود فيلمنامه آقاي طالب زاده به نظر من فوق العاده فيلمنامه بي نظيري بود و آقاي لطيفي هم كار كردن با ايشان افتخار است . آقاي لطيفي شما را بار اول در فرار بزرگ معرفي كرد و در وفا به اين نتيجه رسيد كه پوريا پور سرخ در نقشهاي ملو درام به خاطر تيپي كه دارد بهتر مي تواند بدرخشد با اينكه گفتيد كه من ديگر علا قه ندارم وفا را تكرار بكنم من روز سوم را در جشنواره ديدم اين فيلم خيلي دور از سريال وفا و آن حالت ملو درام نيست و كانديدا هم ميشوي بنا براين فكر نمبكني كه توانايي تودر نقشهاي ملو درام است ؟ من فرمايش شما را مي پذيرم با وجود اينكه مخالف هستم . ميپذيرم به عنوان كسي كه كه صاحب نظر است عرضي كه من دارم اين است كه مطمئناً هر كدام از ما يك سري نقشها را بهتر انجام ميدهيم بله چون من هم درونم نزديك است به اين شخصيتها شايد بهتر بشناسم .من آدم احساساتي زود رنج هستم و سعي ميكنم كه به كسي بدي نكنم .به نظر من وفا و روز سوم خيلي وجه مشترك آنها كم است در اين عشق به خواهر است ولي آن كسي كه براي ازدواج در نظر گرفتي . من در اين فيلم سعي كردم از بدنم استفاده بكنم در روز سوم خاطرتان است كه من قرار بود ازيك ديواري بپرم من ميتوانستم از دستم استفاده بكنم ولي سعي كردم كه پا بزنم و بپرم.و يك مقدار قدرت بدني رضا را به رخ بكشم . ولي ميگويند به خاطر همين احساساتي بود بود كه شما از نگرفتن سيمرغ نا راحت شديد يا از لحاظ حرفه اي فكر ميكردي كه حقت است كه سيمرغ را بگيري ؟ كساني كه كم لطفي ميكنند و فكر ميكنند كه من از نگرفتن سيمرغ نا راحت شده ام كساني هستند كه نا را حت بودند از كانديد شدن من . مگر دشمن شما هستند ؟ دشمن نه ولي متأسفانه قواعد رقابت خيلي سالم نيست يك روز مانده بود كه جايزه ها اعلام بشود به من گفتند كه دوست داري كه چه كسي جايزه بگيرد ، من گفتم براي من يك چيز خيلي مهم است اينكه در كنار بزرگواري مثل خسرو شكيبايي و پيشكسوتهايي مثل مسعود رايگان .و سعيد پور صميمي و استعدادي مثل بهرام رادان قرار گرفتم . يعني وجداناً صرف كانديداتوري تو را به آن چيزي را كه ميخواهي رساند ؟ من صادقانه دوست نداشتم كه بگيرم چون گرفتنش يك سري فشار هايي روي آدم وارد ميكند. به هر حال تو بازيگر خوبي هستي ولي شايد براي كساني كه عمري را در سينما سپري كرده اند سخت است كه يك جواني بيايد 2تا سريال بازي بكند بعد بيايد با يك فيلم كانديدا بشود بعد بگويد كه سيمرغ را هم بدهيد به من . من در خانواده ام از بچه گي يك چيز را ياد گرفته ام هر كس زود تر از من يك كاري را شروع كرده وظيفه من اين است كه به آن احترام بگذارم من سعي كردم براي همه اين احترام را قائل باشم و من فكر ميكنم كه تاكسي نيست كه هر كه زودتر رسيد حقش باشد كه جايزه بگيرد من براي روز سوم زحمت كشيدم بي انصافي است كه زحمت همديگر را زير سوال ببريم . زير سوال بردن 100% زشت است ولي انتظار حتمي سيمرغ هم به همان اندازه زشت است. من شك ندارم كه كسي كه اين حرف را زده كساني بودند كه از كانديدا شدن من ناراحت شده اند.من قسم ميخورم همانقدر كه براي خودم خوشحال شدم براي حامد هم خوشحال شدم.اين حرفه بدن سازي نيست كه ما هر چقدر هيكلمان بزرگتر باشد معلوم است كه ما ادم بزرگتري هستيم.يك نفر مثل حامد بهداد همه ميدانيم كه بازيگر بي نظيري است حامد اينقدر به من سر يك پلان كمك كرد كه وقتي نوبت به خودش رسيد توپوق زد .اين هم بگويم در مورد سوال شما كه من يك برد هم كردم كه كسي نكرد من در يك مدت كوتاه كسي كه عاشقانه بازي و خودش را دوست دارم مثل علي نصيريان الان ميداند كه اگر بهش بگويند پوريا پور سرخ كي است .به نظر من نه كانديد شدن بي ارزش است و نه سيورغ گرفتن يك چيز بي ارزش است كه ما به خاطر آن تمام ارزشها را برديم زير سوال و به خيلي از بزرگتر ها بي احترامي كرديم . پوريا جان امين تارخ در برنامه ما گفت كه پوريا پور سرخ در نمك خورد و نمكدان شكست من براي پوريا پور سرخ 3 ماه زحمت كشيدم ولي او تكذيب ميكند كه شاگرد من بوده در كلاس بازيگري . اول اينكه من از همين جا به آقاي تارخ يك سلام دوست داشتني و پر انرژي ميكنم ايشان را من خيلي دوست دارم ايشان استاد بسيار خوبي است ايشان اينقدر بزرگ است و اينقدر بازيگر خوب تحويل اين جامعه دادند كه با اين كار من اتفاقي نمي افتد اما متأسفانه آقاي تارخ دچار سوء تفاهم شده اند براي دليل ماه نامه تخصصي كه اي كاش براي خودشان هم بفرستم شايد تنها ماه نامه تخصصي بود كه من باهاش در آن مدت صحبت كردم .من اولين اسمي كه آوردم آقاي تارخ بود و من هيچ ابايي ندارم كه بگويم چه كسي استاد من بوده است من براي پيشكسوتها فوق العاده احترام قائل هستم و حتي كساني كه يك روز زودتر از من آمدند كه من مستقيم و غير مستقيم خودم را به گونه اي شاگرد آنها ميدانم آقاي تارخ خيلي براي من زحمت كشيد و يكي از افتخارات زندگي من اين است كه آقاي پرويز پرستويي نه تنها براي من بلكه براي تمام بازيگران ايران مثل يك خورشيد مي مانند حتي اگر اينقدر من پوريا پور سرخ اينقدر كوچك باشد كه مواقعي اشتباه بكنم هرجوري بچرخم دقيقاً خورشيد است و براي بقيه.من ديدم كه ايشان انرژي به من ميدهند ومن تا آخر عمر سپاسگذار ايشان هستم .و من يك استادي داشتم به نام حبيب رضايي چون اختلاف سني ايشان با من فوق العاده كم است ولي ايشان خارق العاده است و من افتخار ميكنم كه شاگرد اين افراد بودم من آقاي تارخ را خيلي دوست دارم و براي من خيلي قابل احترام هستند ولي يك گلگي كوچك از ايشان دارم آقاي تارخ من از طريق يكي از دوستان همكار نزديك كه به من گفت كه پوريا آقاي تارخ همچين گلگي دارند از شما.من زنگ زدم و صادقانه گفتم كه واقعاً اينطوري نيست اين حرفهاي خاله زنكي كه ميگويند كجا بوده و من كجا اين حرف را زده ام من اولين اسمي را كه به عنوان استادم آوردم شما بوديد و من فكر كردم كه قضيه حل شد .شايد من خيلي قصور كردم در آن موقع به من گفتند كه باشد قضيه حل شده . شما در فيلم اقاي حسين لطيفي بازي كردي و آقاي لطيفي هم عموماً بازيگرانش را با خودش در پروژهاي مختلف ميبرد چرا در توفيق اجباري محمد رضا گلزار را جايگزين تو كرد ؟ البته من خيلي خوشحالم كه محمد رضا گلزار را جايگريم من كرد چون به عقيده من يكي از خوش قلب ترين و بهترين و خيلي دل صافي دارد و الكي نيست كه اينقدر موفق است كه 2بار در اين چند سال اخير ركورد فروش را جا بجا كرده است مثل آتش بس كه در يك مقطع پر فروش ترين فيلم سينما بود و من بازي ايشان را خيلي دوست دارم و بيشتر از بازي اش من از خودش خوشم مي آيد . بازي محمد رضا گلزار را كجا پسنديده ايد ؟ من در بوتيك بازي ايشان را خيلي دوست داشتم و كما و آتش بس را اگر يك بازيگر ديگر بازي ميكرد اينقدر شيرين ميشد . پس بازيگر محبوب شما است ؟ يكي از بازيگران محبوب من است كه نه تنها جلوي دوربين ايشان را بلكه پشت دوربين ايشان را نيز خيلي دوست مي دارم. چطور شد كه جايگزين تو شد ؟ اصلاً جايگزين من نشد من آقاي لطيفي را از وقتي كه دورادور ميشناختم تا اينكه جلوي دوربين ايشان رفتم در فرار بزرگ كه نقش نسبتاً كوتاه بود 2 سال و نيم ميگذشت دختر ايراني و خوابگاه دختران در آن مقطع ساخته شد فرار بزرگ يك نقش كوچك و يك آزمون ورودي بود براي من و من سعي كردم در زمان به اندازه خودم خودم را ببرم جلو و وقتي كه توفيق اجباري نوشتند بهترين شخص به نظر خودشان و من به عنوان يك دوست كوچولو گلزار بود.و من دوست داشتم كه ايشان با آقاي لطيفي كار بكنند چون نوع بازي گرفتن آقاي لطيفي را مي دانم و چون ايشان دست بازيگر را باز ميگذارد گلزار در اين نوع فيلمها خيلي خوب ميتواند بازي كند.به هر حال دو بار فروش را جابجا كرده است. يعني پوريا پور سرخ آنقدر اين موقعيت را براي خودش نميداند كه بتواند فروش را جابجا كند ؟ اينگونه حساب نميكنم كه اگر گلزار بازيگر موفقي است پس بايد من بازيگر نا موفقي باشم . يك نمره از 0تا 20به خودتان بدهيد؟ اگر در مورد اخلاق باشد من به خودم 5/18ميدهم. اخلاق حرفه اي چطور؟ اين را صادقانه مي گويم كه اين را هنوز وارد نيستم . پوريا يك فيلمي ازت ديدم دوست دارم كه 2 دقيقه در اين مورد براي من صحبت بكني فكر ميكنم در آبادان بود كه شما در پشت تيريبون ايستاده بودي و خيلي با احساس داشتي صحبت ميكردي در اين مورد براي ما صحبت ميكني؟ من كه اصلاً از آنهايي هستم كه در خيابان بچه كوچولو ميبينم غش و ضعف ميرن چون بچه ها خيلي بي منت انرژي ميدهند به آدم يك كاري دارد در آنجا صورت ميگيرد كه ايينقدر آدمهاي بزرگي دارند اين كار را انجام ميدهند كه نوع آن حركت ،حركت قشنگي بود بچه هاي مناطق نسبتاً محروم را جمع ميكنند و براي آنها فيلمهاي جشنواره را نشان ميدهند من كه يك عضو كوچك بودم وقتي مثلاً پرويز پرستويي به آنجا مي آيد و خسرو شكيبايي به آنجا مي آيد من خيلي خوشحال شدم رفتم آنجا. حست نسبت به بچه هاي خرمشهر با ويژگي خرمشهري بودن چي بود ؟ ما از قديم گفتيم كه جنوبي ها خيلي آدمهاي خون گرمي هستند و خرمشهري ها هم همينطور آنها خيلي ضربه خوردند در جنگ و هنوز كه هنوزه ما يك فيلم جنگي با شرايط سخت ساخته ايم من اينجا از محسن نوروزي تشكر ميكنم دوران ان موقع را بازسازي ميكرد و شهر را تبديل به يك خرابه ميكرد ولي آن مردم اينقدر به ما لطف داشتند و اينقدر به ما انرژي ميدادند بعضاً لاستيكي سوزانده ميشد يا صداي انفجار باعث ميشد شيشه اي بشكند اينقدر با مهرباني با ما رفتار ميكردند كه من اصلاً انتظار نداشتم اتفاقاً آقاي رجبي معمار هم آنجا تشريف داشتند خيلي آدمهاي موجهي بودند و يك انرژي زيبايي بين مردم رد و بدل ميشد .البته روي يك موضوعي گارد داشتند كه ميگفتند لهجه ها خيلي خوب نبوده است چون اكثر لهجه هاي آباداني و خرمشهري را آنها دوست داشتند . آقاي پور سرخ من چندتا اسم به شما ميگويم شما نظرتان را بفرماييد؟ 1. بهرام رادان : بازيگر با استعداد و موفق كه من از زحمتهايي ايشان خيلي استفاده كردم . 2. محمد رضا فروتن : خيلي دوستش دارم خيلي بازيگر خوب و يك انسان دوست داشتني است و از همينجا هم تسليت مي گويم فوت مادر محترمشان را و روي ماهش را مي بوسم . 3. محمد رضا گلزار: خيلي دوستش دارم و خيلي پسر محترمي است و مطمئناً آن تاثيري كه از خانواده اش گرفته است كاملاً نمايان است خانواده ي خيلي محترمي دارد . 4. هانيه توسلي : در وفا با ايشان هم بازي بودم همین 5. باران كوثري : ايشان با جرأت مي گويم يكي از بهترين هم بازي هاي من بوده است . 6. حامد بهداد:معدن انرژي و من فكر ميكنم كه تنها نقشي را كه بازي كند و خراب ميكند نقش آدم حسود است . 7. محمد حسين لطيفي : هرچه دارم واقعاً از ايشان است و اعتماد ی كه به من كرد و اگر خوب بود واقعاً زحمت ايشان و بقيه بچه هابود و اگر بد بود سعي ميكنم در چند سال آينده از اين فرصت استفاده بكنم . 8. ابراهيم حاتمي كيا : آژانس شيشه اي ايشان فكر ميكنم كه از آن فيلمهايي است كه من هميشه ميتوانم ببينم .بي نظير بود. 9. مريلا زارعي : دنياي هركس اندازه وسعت فكر ايشان است ايشان بسيار انسان با هوشي هستند و اي كاش كه كمي منطقي تر برخورد بكنند من فوق العاده از حضور ايشان در برنامه شما لذت بردم دوستشان دارم فيلمهايشان را ديده ام و خواهم ديد . من فكر ميكنم شما بيش از اندازه در اين برنامه مثبت حرف زديد .تعمدي بود ؟ پوريا پور سرخ هم آدم مهرباني است و هم دوست داشتني.چون افتخار من اين است كه هيچ وقت هيچ كس را اذيت نميكنم . می خوای نتیجه نطر سنجی رو اعلام کنم 124304 نفر در نظر سنجي شركت كرده اند. 1. 36/64% به وفا رأي داده اند . 2. 64/35% هم به صاحبدلان رأي داده اند . يك عدد بفرماييد از يك تا 124000. 118250 912248. دو رقم آخر16برنده يك سكه تمام بهار آزادي شدند خوب می تونی خداحافظی کنی از اینکه منو دعوت کردید و فرصتی دادید که بیام و برخی از سو ء تفاهم هایی که ایجاد شد بود رو بر طرف کنم خیلی ممنونم من هم تشکر میکنم از جوابهایی که به سوالات دادین منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگهدار.
|
|||













به شکرانه ی
آواز باران و
صدای دف و
آسمان و
خاک و
زمزمه ی شبانگاهی باد و
صبح روشن و
عصر شیرین و
سلام!
با سلام
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
گالری عکسی که در پست بعدی ملاحظه می کنید رو دوست
خوبم نیلوفر برای وبلاگ فرستادن
خیلی ممنونم از لطف و محبتشون
مطمئنم شما هم مثل من برای بار اول هست که این عکس ها رو می بینید
موضوع بحث:
شکرانه را نقد کنید
بعد از گذشت ماه رمضان و خواندن و شنیدن تمام نقد ها در مورد سریال شکرانه و بازی های این سریال
حالا نوبت به خود بچه های وبلاگ هست که یک نقد کاملا حرفه ایی و تحلیلی
از سریال شکرانه و بازی های انجام شده برای بچه های وبلاگ بنویسند
افرادی که حرفه یی هستند و کاملا می تونند نقد تحلیل خوب بنویسند
دست به کار بشوند تا کسانی هم که تخصص در این کار ندارند یاد بگیرند
می دونید که نقد خودش یک علمه
می خواهیم از این به بعد مسئله نقد کردن رو حرفه ایی تر و هدفمند با مشارکت
بچه های وب شروع کنیم
در ضمن در انتها بهترین نقد رو انتخاب کنید
با تشکر
------------------------------------------
-----------------------
اخبار مهم
اکران خصوصی پسران اجری
یکشنبه ۲۹ مهر
سینما فلسطین
ساعت ۱۰ شب
اما مطمئن باشید که اقای پورسرخ در این اکران خصوصی شرکت نمی کنند
|
نمايش خصوصي <پسران آجري> در سينما فلسطين
به گزارش <بانيفيلم>، <پسران آجري> روز يكشنبه، 29 مهرماه، ساعت 10 شب در كنار بازيگران و ساير عوامل فيلم به نمايش درخواهد آمد. <پسران آجري> محصول سال 85 است و بازيگراني چون پوريا پورسرخ، بهنوش طباطبايي و فرزاد فرزين در آن حضور دارند. مؤسسه فيلميران تهيه و پخش فيلم را برعهده داشتهاند |
-----------------
نقدو بررسی روز سوم در موزه هنری تهران
|
نقد و بررسي فيلمهاي <روز سوم و حافظ> در موزه هنري تهران
به گزارش روابطعمومي حوزه هنري استان تهران، <حكمت سينما و نقد> عنوان سلسله نشستهايي است كه از سهشنبه هر هفته با هدف نمايش و نقد فيلمهاي جديد و معناگرايانه برگزار ميشود. |
----------------------------------------------------------
گزارش فروش فیلم سینمایی پسران اجری در هفته سوم مهر
فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاری زاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.
این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از چهار روز نمایش در 19 سینما 000/260/11 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم شنبه 21 مهرماه 100/940/4 تومان بوده است.
-------------------------------------------------------
|
پسران آجري در فرهنگسراي خانواده |
فيلم سينمايي <پسران آجري> به كارگرداني و تهيهكنندگي مجيد قاريزاده از تاريخ 23 مهرماه تا 7 آبانماه در سينما خانوادگي فرهنگسراي خانواده اكران ميشود.
به گزارش روابطعمومي مراكز فرهنگيهنري منطقه8، در اين فيلم بازيگراني چون پوريا پورسرخ ابوالفضل پورعرب، شراره دولتآبادي و ... به ايفاي نقش ميپردازند.
------------------------------------------------------
|
سريال بهراميان به جاي <مدار صفر درجه> ميآيد آنونسهاي <ساعت شني> آماده شد |
آنونسهاي سريال <ساعت شني> آماده شد.
به گزارش <باني فيلم>، آنونسهاي سريال ساعت شني توسط بهرام بهراميان آماده شد تا همه چيز براي پخش سريال جديد اين كارگردان آماده شود.
ساعت شني كه يكي از سريالهاي پر بازيگر توليد شده به حساب ميآيد، هماكنون به طور كامل آماده شده و در انتظار است تا در اولين باكس خالي شبكه اول روي آنتن رود.
آنطور كه گفته ميشود احتمال دارد ساعت شني با پايان سريال مدار صفر درجه جايگزين اين سريال شود و باكس دوشنبه شبها به اين سريال برسد.
رويا نونهالي، بيژن امكانيان، رويا تيموريان، نسرين مقانلو، پوريا پورسرخ، آزيتا حاجيان، برزو ارجمند، شهره لرستاني، سام درخشاني، مهراوه شريفينيا و... بازيگران اصلي ساعت شني هستند.
اين سريال توسط سيدرضا شكري با مشاركت سازمان بهزيستي براي گروه فيلم و سريال شبكه اول تهيه شده است.
--------------------------------------------------------
| "ساعت شنی" آبانماه روی آنتن میرود |
| مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" به کارگردانی بهرام بهرامیان آبانماه از شبکه یک پخش میشود. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، "ساعت شنی" که برای نخستینبار موضوع رحم اجارهای را مطرح میکند، با پشت سر گذاشتن مرحله صداگذاری برای پخش از شبکه اول آماده شد. در این مجموعه رویا نونهالی، رویا تیموریان، ژاله علو، داریوش ارجمند، مهراوه شریفینیا، بیژن امکانیان، کورش تهامی، کمند امیرسلیمانی، پوریا پورسرخ، شهره لرستانی، سام درخشانی و آزیتان حاجیان بازی کردهاند. مجموعه "ساعت شنی" که در 26 قسمت 45 دقیقه ای تولید شده، درباره یک پزشک خانم متخصص زنان و زایمان است که بچهدار نمیشود. او تصمیم میگیرد یک رحم واسط (اجارهای) پیدا کند و از طریق آن بچهدار شود. پیش بینی میشود این مجموعه آبان ماه در روزهای چهارشنبه ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شود. سایر عوامل تولید "ساعت شنی" عبارتند از نویسنده: احمد رفیعزاده، صداگذاری: مهرداد جلوخانی، صدابرداری: بهروز معاونیان، اصغر شاهوردی، طراح صحنه و لباس: مجید لیاجی، طراح گریم: مهین نویدی، آهنگساز: امید کرامتی، تدوین: مهدی حسینی وند، مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، مجری طرح و مدیر تولید: اردشیر ایراننژاد، تهیهکننده: سیدرضا شکری. |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۷:۵۸ , ۱۳۸۶/۰۷/۲۵ |
---------------------------------------------------------
|
گزارش <بانيفيلم> در مورد افزايش بهاي تبليغات شهري فيلمهاي سينمايي چه كسي قيمت بيلبوردها را گران كرد؟ |
گروه سينماي ايران- درپي افزايش بهاي تبليغات شهري فيلمهاي سينمايي، تعدادي از سينماگران به تحريم اين تبليغات پرداختند. درحالي كه عنوان شده بود، سازمان زيباسازي شهرداري بهاي بيلبوردهاي سطح شهر را افزايش داده، معاون طرح و برنامه اين سازمان، در گفتوگو با <بانيفيلم> اين نكته را تكذيب و اعلام كرد كه شهرداري نقشي در افزايش بهاي تبليغات شهري نداشته و اين مسائل از سوي شركت تبليغاتي طرف قرارداد با شهرداري صورت ميگيرد.
اين درحالي است كه سرتيپي ميگويد شركتهاي تبليغاتي فوقالذكر، تابع تعرفه سازمان زيباسازي شهردارياند.
افزايش قيمت تعرفهربطي به شهرداري ندارد
شريف كاظمي معاون طرح و برنامه سازمان زيباسازي شهرداري تهران با تكذيب مجموع اخبار مربوط به افزايش تعرفه تبليغات شهري محصولات سينمايي به <بانيفيلم> گفت: <اگر قيمت تابلوهاي تبليغي محصولات سينمايي افزايش يافته است، هيچ ربطي به شهرداري سازمان زيباسازي ندارد، بلكه مربوط به شركتهاي تبليغاتي است كه خود به اين افزايش هزينهها اقدام كردهاند.>
او با بيان اين مطلب كه شهرداري هميشه براي محصولات فرهنگي و سينمايي تخفيفهاي ويژهاي در نظر داشته است، تصريح كرد: < ما هميشه درصدي از قيمت را به عنوان محصولات فرهنگي كاهش ميداديم و حالا هم هيچ تغييري در رويه خود صورت ندادهايم. به اين دليل است كه تأكيد ميكنم شهرداري عوارض تبليغات شهري محصولات سينمايي را افزايش نداده است.>
شريف كاظمي در ادامه گفت:<شركتهاي تبليغاتي بسياري در مزايده تبليغات شهري شركت ميكنند و درواقع حاصل اين مزايده تعرفه تبليغات شهري را تعيين ميكند و در اين ميان شهرداري تنها مسؤوليت ارائه مجوز را برعهده داشته و در تعيين قيمت دخل و تصرفي ندارد. دخالت شهرداري تنها درحد تعيين عوارض است كه به هيچ عنوان عوارض محصولات سينمايي را افزايش نداده است.> شريفكاظمي كه چنين اخباري را خبرسازي عنوان كرد، آن را اقدامي دانست كه از سوي كسان ديگري اجرا شده ولي به حساب شهرداري گذاشته ميشود.
شهرداري هيچ استثنايي براي محصولات سينمايي قائل نشده است
شهرام طاهرخاني نماينده يكي از شركتهاي مربوط به تبليغات شهري كه نزديك به 10 سال مسؤوليت تبليغات شهري سينمايي را به طور انحصاري در اختيار داشته است در اين باره به <بانيفيلم> گفت: <مدتي بود كه قرارداد سازمان زيباسازي شهرداري تهران با تمام شركتهاي تبليغاتي به اتمام رسيده بود، به همين دليل شهرداري مجدداً با تعرفه جديدي اين مسئله را به مزايده گذاشت، تا اينكه تمامي اين شركتهاي تبليغاتي تحت عنوان <مجموعه تعاونيمحيطي> مشغول به كار شدند، پس از تشكيل اين تعاوني بود كه اجاره كليه بيلبوردها از ماهانه 10 ميلياد تومان به 15 ميليارد تومان رسيد و در اين افزايش قيمت، استثنايي براي محصولات فرهنگي در نظر گرفته نشد.>
او در ادامه گفت: <اين افزايش قيمت بود كه باعث شد، تابلويي كه تا به امروز با قيمت 550 هزار تومان اجاره داده ميشد به 750 هزار تومان برسد. فارغ از اين هيچگاه از سوي شهرداري براي محصولات فرهنگي تخفيف خاصي در نظر گرفته نميشد، اين تخفيف از سوي همين شركتهاي خصوصي ارائه ميشد، اما حالا آنقدر قيمت افزايش يافته كه ديگر چنين امكاني براي آنها فراهم نيست.>
او با بيان اين نكته كه افزايش قيمت هرسال وجود داشت، اما امسال خيلي بيشتر از سالهاي گذشته بود ادامه داد: <تا پيش از اين، ميتوانستيم قيمت هر بيلبورد را تا 200 هزار تومان پايين بياوريم، اما حالا نميتوانيم كمتر از 800 هزارتومان آنها را اجاره دهيم و مشكل اينجاست كه اگر اوضاع همينطور ادامه پيدا كند اين قيمت تا يك ميليون هم افزايش پيدا خواهد كرد.>
شركتهاي تبليغاتي تابع تعرفه سازمان زيباسازياند
علي سرتيپي كه اين روزها مسؤوليت پخش دو فيلم <پسران آجري> و <دستهاي خالي> را برعهده دارد، در اين باره به <بانيفيلم> گفت: <پخشكنندگان سينما با شركتهاي تبليغاتي مشخصي طرف قرارداد هستند، اين شركتها هم اذعان ميكنند كه چون سازمان زيباسازي قيمت كليه تبليغات شهري را دو برابر كرده ما هم چارهاي نداريم كه قيمت بيلبوردهاي سينمايي را به تبع همين افزايش قيمت، افزايش دهيم.>
او در ادامه گفت: <اين طور كه معلوم است شهرداري براي افزايش تعرفه تبليغات شهري هيچ استثنايي براي محصولات فرهنگي در نظر نگرفته است، به همين دليل براي اين شركتها كه رابط سينماگران در اين زمينه بشمار ميروند اين افزايش قيمت كاملاً طبيعي به نظر ميرسد،چون آنها نيز موظفند براي اين بيلبوردهاي 6 متري كه در اختيار محصولات سينمايي قرار ميدادند دو برابر اجاره بپردازند.>
او در ادامه گفت: <از آنجايي كه وضعيت به گونهاي شد كه هيچ تخفيفي براي محصولات فرهنگي در نظر گرفته نشد، براي اتحاديه تهيهكنندگان نيز چارهاي به غير از تحريم باقي نماند.>
--------------------------------------------------
کمیسیون فرهنگی مجلس سریال های ماه رمضان را بررسی می کند
| سینمای ما - يك عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت: بعد از بازگشايي مجلس سريال هايي كه در ماه مبارك رمضان پخش شد به دقت در كميسيون فرهنگي مورد بررسي قرار مي گيرند.سيد جلال يحیي زاده بيان داشت: به صورت جسته و گريخته ايراداتي درباره سريال هاي ماه رمضان به خصوص در رابطه با انطباق آنها با مسائل مذهبي و شرعي مطرح شده است كه در هفته جاري اين نكات به طور جامع تر از سوي كميسيون فرهنگي مورد بررسي قرار مي گيرند.وي افزود : در صورتي كه نمايندگان به اين نتيجه برسند كه در پخش سريال هاي ماه رمضان ايراداتي وجود داشته تذكرات لازم به مسئولان سازمان صدا وسيما داده خو اهد شد. | |
|
شنبه,21 مهر 1386 - 22:4:30 | |
--------------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس رامين شريفزاده در نشستي كه امروز با حضور ميرباقري معاون سيما، مهدي فضائلي رئيس انجمن روزنامهنگاران مسلمان، عليرضا برازش مدير شبكه اول سيما، مهدي فرجي مدير شبكه دو سيما، محمدتقي فهيم منتقد و اصحاب رسانه در ساختمان انجمن روزنامهنگاران جوان برگزار شد، گفت: من صرفنظر از سياست سازمان صدا و سيما مبني بر ميخكوب كردن مردم پاي تلويزيون قصد دارم به محتواي سريالهاي تلويزيوني در ماه مبارك رمضان بپردازم و قصد دارم بدانم كه آيا اين سياستها با ارتقاي سطح فرهنگي مردم همراه بوده است يا خير؟ مقام معظم رهبري در سخنان خود فرمودهاند كه فيلم خنثي، بياثر و بيمحتواي بدون نام پخش نكنيد و برنامهاي كه فقط يك فاصله زماني را پر ميكند پخش نكنيد كه نشان از اهميت محتوايي سريالها ميدهد و همين موضوع باعث شده تا مسئولان صداوسيما در دفترچهاي كه هر ساله به عنوان اهداف، محورها و اولويتها برنامهسازي دارند، در برنامهسازي فرد به محورهاي مختلفي اشاره كنند كه زمينهساز بحث است.
----------------------------------------
---------------------------------------
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را در روزهاي گذشته پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن برود. به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سريال «ساعت شني» در زمرهي پر بازيگرترين مجموعههاي سالهاي اخير تلويزيون قرار ميگيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند. بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفينيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداختهاند. خبرنگار ايسنا با حضور در آخرين مرحلهي صداگذاري شاهد شركت بازيگران اين مجموعه تلويزيوني بود كه به ترتيب و در فواصلي نيم ساعته در دفتر تدوين و صدا حاضر شدند تا قسمتهايي از ديالوگها كه به لحاظ صدا در حد قابل قبولي نبود را تكرار كنند. تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي ميشوند و قرار است از اينشبها به روي آنتن شبكه اول برود. سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند و كارگردان اين سريال در گفتوگويي با ايسنا اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نميشود. «ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود. او تصميم ميگيرد يك رحم واسط (اجارهاي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچهدار شود. به گفتهي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح ميشود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد. در ادامه داستان «ساعت شني» كه در اختيار ايسنا قرار گرفته آمده است: بعد از اين كه زني تقبل ميكند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه ميشود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر ميشود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي ميشود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منشهاي متفاوت فكري گذر ميكند. به گزارش ايسنا، «ساعت شني» با پرداختن به مسائل اجتماعي و روزانه جامعه، دومين ساخته بهراميان پس از سريال «مشق عشق» محسوب ميشود. اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد. تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفتو گويي با ايسنا اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال همچنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر ميگذارد و حتي گفته ميشد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم. به گزارش ايسنا عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني عبارتند از: نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا نويسنده:احمد رفيعزاده جلوههاي ويژه رايانهاي: هديش بيگدلي شاملو جلوههاي ويژه ميداني: داوود رسوليان جلوههاي ويژه رنگي: ميثم كمالي اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت منشيصحنه: شيدا باسلهچي/برنامهريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكري انتهاي پيام
| |||
با سلام و خسته نباشید خدمت تک تک شما دوستان همیشگی
من و اقای پورسرخ
ممنون از لطف تک تکنون به خاطر حضور گرم و نوید بخشتون در وبلاگ
از تمامی دوستانی که در مدت اپ یک ماه وبلاگ در ماه رمضان
من و وبلاگ رو تنها نگذاشتند کمال تشکر رو دارم
راستی من فراموش کرده بودم از تمام کسانی که برای فوت پدر من در وبلاگشون
پیام تسلیت گذاشتند
و حتی اپ مخصوص داشتند و چه کسانی که پیام تسلیت در کامنت ها گذاشتند تشکر و قدر دانی کنم
همین طور در چهلم ایشان و اگر به قبل تر بخواهم اشاره کنم حتی زمان بیماری پدر و بستری ایشون در
بیمارستان هم شما دوستان من و پدرم رو از دعای خیرتون بی نصیب نگذاشتید
باز هم اگر چه که خیلی دیر هست
اما تشکر و قدردانی می کنم
شرایط روحیم اصلا خوب نبود و متوجه گذشت امور نبودم که زودتر از اینها ازتون تشکر کنم
همین طور از دوستانی که در روز تولدم من رو فراموش نکرده بودند و لحظات خیلی شیرین رو برای من رقم زدند
چه کسانی که در کامنت ها تبریک گفتند
چه کسانی عکس یا کارت پستال برای من از طریق ایمیل فرستادن
یا اپ مخصوص در وبلاگ انجام دادند
و چه دوستانی که شرمنده کردند و هدیه فرستادن
اما اگر موافق باشید ما در وبلاگ همون روال داشتن موضوع برای بحث و بررسی رو
داشته باشیم
اما اینبار چون زمان بیشتری برای گفتگو داریم با جدیت بیشتر انجام بدیم
در ضمن از تمامی دوستانی که برای من عکس و مطلب می فرستند کمال تشکر رو دارم
اما بعضی نکات رو می خواهم یاد اور بشم برای هدر نرفتن زحمت و لطفتون به وبلاگ
لطف کنید اگر عکس می فرستید حتما حجم عکس رو کم کنید و حداقل حجم عکس بیشتر از ۳۰۰ کیلو بایت بیشتر نباشد
لطفا تا اونجایی که می تونید با مبایل عکس نگیرید چون کیفیت عکس خیلی پایین می شود
و همچنین اگر کاغذ دیواری درست می کنید از قرار دادن عکس اقای پورسرخ در کنار
عکس زن و یا یا ...خودداری کنید
چون امکان گذاشتن این عکس ها در وبلاگ وجود نداره
همچنین عکس های عاشقانه و متفرقه نفرستید
ببخشید که انقدر صریح این مطالب رو گفتم
چون شما دوستان وقت و هزینه صرف می کنید و عکس ها رو برای من می فرستید اما من به
دلائلی نمی تونم در وبلاگ قرار بدم و زحمتتون هدر می ررود و این من رو خیلی عذاب می ده
برای همین تصمیم گرفتم باهاتون در میان بگذارم
در ضمن خیلی خوشحال می شوم اگر ایده یا نظر سازنده خوب در مورد وبلاگ نویسی و ...
دارید با هم برای بحبود کارمون به اشتراک بگذاریم
موضوع بحث این پست:
با ارزش ترین تجربه شما در زندگی که می تونید در اختیار دوستانتون بگذارید رو مطرح کنید؟
این خبر جدید هم از مرجان
رادیو جوان بعد از پایان گرفتن سریال های ماه رمضان قصد داره به گپ و گفت و گوی صمیمانه با عوامل و بازیگرهای این فیلم ها بزنه ...
در برنامه جوونی آزاد که 5 تا 7 از شبکه سراسری جوان پخش می شه این کار انجام می شه ..
هنوز روزی که عوامل شکرانه میان مشخص نیست ! اون چیزی که مشخصه اینه که حتما" میان ...
امروز هم ساعت 25 به نقد سریال های ماه رمضان با حضور رویس حوزه هنری و یه روحانی می پردازه ..




عکس ها از وبلاگ دوست خوبم مریم
--------------------------------------------




عکس ها از هما دوست خوبم
----------------------------------------------------------------
اخرین خبر
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن روزنامه نگاران مسلمان در اين همانديشي ميرباقري معاون امور سيماي سازمان صدا و سيما، شريف زاده روزنامهنگار و منتقد و فهيم روزنامهنگار و منتقد در حضور اصحاب رسانهها به نقد و ارزيابي سريالهاي ماه مبارك رمضان خواهند پرداخت. | |||
----------------------------------------------------------------
| ||||||||||||||
-----------------------------------------------------------
با افزايش يكبارهي هزينهي تبليغات،
سينماي ايران "تبليغات شهري" را تحريم كرد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
پخش كنندگان فيلمهاي سينمايي ويژهي اكران عيد فطر؛ "دستهاي خالي"، "پسران آجري"، "در شهر خبري هست نيست" و "كلاغ پر" به علت بالا رفتن هزينه تبليغات شهري از سوي سازمان زيباسازي شهرداري تهران، تبليغات فيلمهايشان را در اين بخش تحريم كردند.
هزينهي تبليغات تابلوهاي شهري به 850 هزار تومان رسيد
علي سرتيپي يكي از اين پخشكنندگان كه دو فيلم "دستهاي خالي" و "پسران آجري" را در حال اكران دارد با تاييد اين مطلب به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: سازمان زيباسازي شهرداري يك دفعه قيمت تابلوهاي تبليغات شهري را از ماهي 500 هزار تومان به 850 هزار تومان افزايش داد كه با توجه به فروش پائين فيلمها اصلا قابل پرداخت نيست.
وي با بيان اينكه شهردار تهران همه گونه حمايت را تاكنون از سينما داشته است، ادامه داد: اين در حالي است كه سازمان زيباسازي همكاري لازم را ندارد و در حال حاضر تنها يك فيلم كه مربوط به تهيهكننده دولتي است، از اين تبليغات استفاده ميكند و بقيه فيلمها منتظر مشخص شدن وضعيت هستند.
مردم بطور كامل سينما را فراموش ميكنند
مصطفي شايسته كه فيلم "در شهر خبري هست نيست" را در حال اكران دارد، معتقد است: فروش فيلمهاي سينمايي با توجه به سريالهاي متعددي كه پخش ميشوند روند نزولي نااميد كنندهاي را طي ميكند و در سال 86 به غير از "اخراجيها" ساير فيلمها فروش مناسبي نداشتهاند.
وي افزود: در اين شرايط كه به طراحي حركت جديدي براي از پا در نيامدن سينما احتياج است، وضعيت تبليغات شهري هم به گونهاي ميشود كه مردم به طور كامل سينما را فراموش كنند.
شايسته رقم مطالبه شده از سوي سازمان زيباسازي را براي تبليغات شهري خارج از توان سينما دانست و به ايسنا گفت: در معادلات اقتصادي سينما حتي احتياج به در اختيار داشتن حداقل 50 بيلبورد مجاني براي هر فيلم است و به خاطر بنيه ضعيف اقتصادي كه دارد پرداخت چنين مبالغي از توانش خارج است و اين بالا رفتن مبلغ تابلوهاي تبليغاتي نميتواند قابل قبول باشد.
وي تصريح كرد: مسولين سازمان زيباسازي در نهايت از تحريم تهيهكنندگان سينما خيلي هم ناراحت نيستند و قلبا خوشحال هم ميشوند، چون همان تابلوهايي كه از نظر آنها بيدليل و بي مصرف به اشغال سينما در آمده بود، چندين برابر قيمت به كالاهاي مصرفي خارجي اختصاص پيدا خواهد كرد.
تواني براي پرداخت قيمت بالاي تبليغات شهري نيست
عبدالله عليخاني تهيه كننده "كلاغ پر" هم سزاي گران فروش را نخريدن ميداند و به ايسنا گفت: يكه دفعه 75 درصد نرخ اين تابلوها بالا رفت و مشخص نيست بر چه اساس اين كار صورت گرفته است.
وي افزود: در حاليكه يكسال و نيم است كه بليط سينما گران نشده است، اما هزينههاي ديگر از قبيل پزتيو، نگاتيو و حتي قيمت كاغذ براي پوستر بالا ميرود و ديگر تواني براي پرداخت قيمت بالاي تبليغات شهري نميماند بنابراين ناچاريم از َآن استفاده نكنيم.
عليخاني ادامه داد: چون اين تابلوها انحصار دولت است و رقيبي در كار نيست، چنين ارقامي را مطرح ميكنند، اما ظاهرا اين تابلوها خالي بمانند بهتر است، در حاليكه ما كالاي فرهنگي عرضه ميكنيم و نبايد اين گونه برخورد شود.
در برنامهي ما بود، نميتوانستيم تحريم كنيم
اما فيلم "خدا نزديك است" تنها فيلمي است كه در حال حاضر از تبليغات شهري استفاده ميكند، فرجي مسوول امور سينمايي حوزه هنري كه پخش اين فيلم را برعهده دارد، با بيان اينكه استفاده از تبليغات شهري از پيش از گران شدن در برنامه كاري اين سازمان وجود داشت به ايسنا گفت: سه روز قبل از اكران به ما اعلام كردند، هزينه هر تابلو 800 هزار تومان شده است و گفتند اگر سازمان فرهنگي هنري شهرداري به فيلم تخفيف بدهد، ما هم قيمت را پايين ميآوريم.
وي افزود: چون از قبل در برنامه كاريمان بود، نمي توانستيم آن را حذف كنيم و همانند ساير دوستان آنرا تحريم كنيم.
انتهاي پيام
---------------------------------------------------------

خانه تكاني در شبكهها؛
حاتميكيا، تبريزي، فخيمزاده و اصغر هاشمي كارگردانان سريالهاي پاييزي
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
شبكههاي تلويزيوني پس از ماه مبارك رمضان، پخش شش سريال جديد را آغاز ميكنند كه اغلب اين مجموعهها در درجه «الف ويژه» و «الف» قرار ميگيرند.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، «بيصدا فرياد كن»، «حلقه سبز»، «شهريار»، «حضرت يوسف(ع)»، «يك مشت پر عقاب» و «ساعت شني»، مجموعههايي هستند كه در ليست معاونت سيما براي پخش در فصل پاييز قرار گرفتهاند.
تا كنون پخش دو سريال «حلقه سبز» به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا و «بيصدا فرياد كن» ساخته مهدي فخيمزاده، از شبكههاي سه و دو سيما قطعي شده است و آنونس اين سريالها همراه با عبارت معمول «بزودي»، به روي آنتن مي رود كه احتمالا در 25 و 28 مهر ماه شاهد پخش نخستين قسمت اين مجموعهها خواهيم بود.
«حلقه سبز» موضوعي پزشكي دارد و دومين سريال حاتميكيا پس از «خاك سرخ» محسوب ميشود. در اين سريال بازيگراني چون حميد فرخنژاد،سيما تيرانداز، محمد حاتمي و حميرا رياضي بازي كردهاند.
گفته ميشود پخش مجموعه تلويزيوني «بيصدا فرياد کن» ساخته مهدي فخيمزاده نيز از چهارشنبه 25 مهرماه از شبکه دو سيما آغاز ميشود. اين در حالي است كه پيش از ماه رمضان سريال «شهريار» در كنداكتور پخش اين روز قرار گرفته بود و صحبتهايي نيز در خصوص پخش آن همزمان با ماه مبارك رمضان مطرح شد كه مورد موافقت مسوولان سيما فيلم قرار نگرفت.با اين حال نام سريال «شهريار» ساخته كمال تبريزي، همچنان در ميان سريالهاي درنظر گرفته براي پخش ديده ميشود.
و اما مجموعه «ساعت شني» به كارگرداني بهرام بهراميان و با مضموني اجتماعي به تازگي آخرين مراحل فني را پشت سر گذاشته است و بنا بر اعلام شبكه اول پس از ماه رمضان روي آنتن ميرود.داريوش ارجمند، رويا نونهالي، بيژن امكانيان، نسرين مقانلو، پوريا پورسرخ، آزيتا حاجيان، برزو ارجمند، شهره لرستاني، سام درخشاني بازيگران اصلي هستند كه در ساعت شني بازي كردهاند.
بر سر پخش ديگر سريال شبكه اول كه به احتمال بسيار سريالي تاريخي خواهد بود، حرف و حديثهاي بسياري است. معاونت سيما به پخش سريال «حضرت يوسف(ع)» تمايل دارد و فرجالله سلحشور كارگردان اين مجموعه معتقد است تا بازبيني كامل توسط تلويزيون، سريال «حضرت يوسف(ع)» نبايد روي آنتن برود.
از طرفي حبيبالله کاسهساز به تازگي از پخش مجموعه تلويزيوني «آشيانه سيمرغ» به کارگرداني شهرام اسدي و نقشآفريني علي نصيريان، خسرو شکيبايي و فاطمه گودرزي، بعد از عيد سعيد فطر خبر داده است و در عين حال گفته كه هنوز مشخص نيست «آشيانه سيمرغ» از کدام شبکه روي آنتن برود.
«يك مشت پرعقاب» به كارگرداني اصغر هاشمى نير هم اينك در مرحله بازبيني قرار دارد و به احتمال زياد از شبكه سوم سيما پخش خواهد شد. اين مجموعه مرحله مونتاژ نهايى را پشت سر مى گذارد و داستانى ملودرام دارد. رضا كيانيان، حامد بهداد، خزر معصومى و پرويز پورحسينى در اين سريال كه جزء معدود مجموعههايي است كه با درجه الف ويژه ساخته شده ايفاي نقش كردهاند.
بر اساس اين گزارش ايسنا، در ميان شبكههاي تلويزيوني، تنها شبكه تهران است كه تاكنون پخش هيچ سريال جديد ايراني را اعلام نكرده است؛ البته توقف سريالهاي هفتگي همزمان با ماه مبارك رمضان در اين شبكه، به مديران فرصت ميدهد تا در اين مدت باقيمانده براي انتخاب جايگزين سريالهاي روبه پايان تمهيدي بينديشند.
انتهاي پيام
-----------------------------------------------------------
| ||||||||||||||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دبيرخانه ستاد هماهنگي مبارزه با محصولات غير مجاز سمعي و بصري و سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در اين اقدام كه با همكاري و هماهنگي پليس اطلاعات و امنيت عمومي و مقاماتق ضايي شهرستان كرج و طي سه عمليات ويژه انجام گرفت، 8 واحد صنفي عرضه كننده محصولات سمعي و بصري و سينمايي بازرسي و از ميان آنها 6 واحد پلمپ و 2 واحد اخطاريه دريافت كردهاند.
------------------------------------------
رييس صداوسيما: خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران رييس سازمان صدا و سيما گفت: با توجه به استقبال كم نظير مردم از سريالهاي ماه مبارك امسال، به نظر ميرسد فضاي مساعد و مطلوبي براي رساندن پيامها و آموزههاي اصيل ديني به مخاطبان فراهم شده است. به گزارش گروه دريافت خبر سرويس تلويزيون ايسنا، مهندس ضرغامي كه در نشست شوراي معاونان سازمان سخن ميگفت افزود: رسانه ملي با بهرهگيري از نظرات كارشناسان و روحانيون انديشمند تلاش كرده است تا پيامهاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي به صورتي هنرمندانه و باورپذير به مخاطبان منتقل شود. طبيعي است اگر اين پيامها در تار و پود اثر نهادينه نشوند، باورپذيري و تاثيرگذاري آنها براي مخاطبان به امري دشوار تبديل خواهد شد. وي اظهار كرد: خوشبختانه به علت همكاري مشترك روحانيون و برنامه سازان، توليدات ديني در رمضان امسال از افزايش سطح كيفي درخور توجهي برخودار بود. رييس سازمان صدا وسيما تصريح كرد: با توجه به مضمون و رويكرد ديني كه از مولفههاي جدي در ساخت سريالهاي مناسبتي ماه مبارك رمضان است مشتاقانه و صميمانه از همه عزيزاني كه در حوزههاي علميه و دانشگاههاي كشور در حال تحصيل و پژوهش هستند و به ويژه از روحانيون و فضلاي عاليقدر دعوت ميكنم تا با ارائه نظرات و رهنمودهاي كارگشا، رسانه ملي را براي تبيين، ساخت و تصوير پيامها و آموزههاي ديني به زبان ساده، هنري و اثرگذاري ياري كنند. ضرغامي گفت: توصيه ميكنم حوزههاي علميه با دعوت از دستاندركاران ساخت سريالهاي ماه رمضان، آثار اين مولفان را نقد و بررسي كرده، ايرادات و پيشنهادات مورد نظر را با آنها در ميان گذارند و نيز از راهكارهاي اجرايي را براي حفظ و ارتقاء اين موج هنري جديد پيشنهاد كنند. انتهاي پيام
----------------------------------------------
| ||||||||||||||||
عید سعید فطر بر تمامی هواداران اقای پورسرخ مبارک باد
با سلام
امیدوارم حال تک تک شما دوستان خوب باشه
و در کنار خانواده های عزیزتون ساعات خوب و خوشی داشته باشید
بالاخره هم شکرانه به پایان رسی هم ماه رمضان هم دفتر خاطرات ما
لحظات شیرین و به یادماندنی در کنار هم گذراندیم
و این فقط و فقط به خاطر حضور گرم و فعال تمامی هواداران اقای پورسرخ بود
و امیدوارم این همکاری همچنان ادامه داشته باشه
ما باز هم لحظات شیرین تر و زیبا تر خواهیم داشت
فعلا در حال حاضر فیلم سینمایی و جذاب پسران اجرین اکران شده و ما می تونیم
به این بهانه باز هم کنار هم باشیم
در ضمن فراموش نکنید که ما یک قرار ملاقات از اقای پورسرخ که قولش را خود ایشان به
ما داده بودند از ایشان طلبکار هستیم
پس در همین پست وبلاگ شما دوستان درخواست رسمی خودتون رو از ایشان مطرح کنید تا من ازشون بخوام تا بیاند و درخواست خودتون رو ببینند
پس هرکس موافق هست و خواهان این ملاقات هست درخواست خودش رو اعلام کنه
موفق و پیروز باشید
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان همخانه شو همخانه شو
رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها
وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو
چون عاشقان می را همی از کاسه سر می خورند
در بزم او گر می روی مردانه شو مردانه شو
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو
شکرانه دادی عشق را از تحفه ها و مالها
هل مال را ,خود را بده شکرانه شو شکرانه شو
یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
شعر از سهراب
این دو کاغذ دیواری بسیار زیبا رو سهراب عزیز برای وبلاگ فرستادن
که به گفته ی خودشون خواهر عزیزشون رها انها رو طراحی کردن
عیدی بسیار خوبی بود
ممنون از لطف این خواهر و برادر مهربان و عزیز
این کاغذ دیواری زیبا رو هم سونیای عزیز مخصوص عید فطر برای بچه ها فرستادن
ممنون از لطفشون
---------------------------------------------------------
دانلود تيتراژ شکرانه با صداي محمد اصفهاني

دانلود تيتراژ شکرانه با صداي محمد اصفهاني را مي توانيد از اين قسمت دانلود کنيد.

دانلود فايل
Download
-------------------------------------------------------
قسمت های بیست و هفتم و هشتم سریال شکرانه برای دانلود

قسمت 27 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5 سرور 6 سرور 7
قسمت 28 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5 سرور 6 سرور 7 قسمت آخر
--------------------------------------------------------
نقدی بر نقدها به سریال های ماه رمضان
چرا کوته نظرانیم ؟!
نقدی بر نقدها به سریال های ماه رمضان
چرا کوته نظرانیم ؟!
13 مهر 1386 ساعت 16:12
انتقاد به عملکرد دستگاههای دولتی و حکومتی در سراسر دنیا امری رایج و طبیعی است و هر زمان که شهروندان در استدلال و منطق و راهبری امور روزانهی خود دچار مشکل و کمبود میشوند، به سمت دیوار غالباً کوتاه دولت و حکومت میروند و از گرانی کالا تا عملکرد ضعیف رییس جمهور را به نتایج تاسفآور ورزشکاران در آوردگاههای بینالمللی ربط میدهند و به این صورت نتیجهگیری میکنند که وضعیت ما "درستبشو" نیست!
هیچ کس از اهمیت و ارزش نقد و نقادی بیخبر نیست و هر کسی که سعی کند با چسباندن قیدهایی مانند "سازنده"، "بیغرض" و "منصفانه" از ارزش و حتی تندی آن بکاهد، مطمئنا یا علاقهیی به شنیدن اشتباهات و خطاهای خود ندارد و یا به طور کلی با ماهیت نقادی آشنا نیست.
از سوی دیگر آنانی که نقد را با توهین و زیر سوال بردن کرامت و شخصیت انسانها برابر میدانند و معتقدند که برای اثبات قهرمانی، آزادگی و روشنفکری خود، باید دست به لاابالیگری و یاوهگویی بزنند، چشمها را ببندند و هرچه بر زبان جاری میشود را روان کنند نیز به لحاظ فکری در سطح قدرتمند و قابل اعتنایی قرار ندارند.
در میان کشاکش این دستههای مختلف یعنی نقادان واقعی و بیطرف، نقدشوندگان بیتحمل و کمتحمل و منتقدنماهای بیبهره از آداب نقد و نقادی معمولاً آنچه که پنهان میشود و دیگر مورد توجه قرار نمیگیرد، "اصل حقیقت" و "واقعیت موجود" است که یا قربانی مطامع شخصی ما میشود و یا در گیرودار منازعات این سه دسته به یکدیگر که "سگ را گشادهاند و سنگ را بسته" و دیگر به طور کلی موضوع اصلی را از یاد بردهاند، محو میگردد.
گاهی بد نیست بیخبرانی که سر از این ماجراها درنمیآورند و از مکنونات درونی افرادی که به هر دلیلی سعی میکنند از کاه، کوه بسازند، اطلاعی ندارند، نقبی به ماجرا بزنند و از دیدگاهی دیگر نیز موضوع را بنگرند که عقل و عدل و وجدان، هر سه اینگونه حکم میکنند.
موضوعی که این روزها همزمان با ماه مبارک رمضان و افزایش توجه عمومی خانوادهها به صدا و سیما و به ویژه برنامههای موعد قبل و بعد از لحظات افطار در تلویزیون جمهوری اسلامی تقریباً به نقل همهی محافل تبدیل گردیده و تا حدودی نیز در سطح ملی داغ و بااهمیت بوده، موضوع پخش سریالهای 30 قسمتی تلویزیونی به مناسبت ماه مبارک رمضان و متناسب با حال و هوای این ماه است.
بحث فنی و محتوایی در مورد ساختار، قالب و مضمون سه سریال اصلی مورد توجه افواه عمومی و رسانهها یعنی سریال اغماء از شبکهی یک سیما، سریال میوهی ممنوعه از شبکهی دو سیما و سریال یک وجب خاک از شبکهی سه سیما باید بر عهدهی کارشناسان و متخصصان فن باشد که از عهدهی این مقال خارج است. نظر شخصی نگارنده نیز در مورد محتوا و اجزای فیلم، فاقد سندیت علمی یا اعتبار تحلیلی خواهد بود چرا که ارایهی نظر متقن و علمی در این زمینه منوط به دارا بودن تحصیلات و مطالعات آکادمیک است.
اما موضوعی که به لحاظ جامعهشناختی در این زمینه قابل توجه است، بالا گرفتن حجم انتقادات به صدا و سیما و شخص اول این سازمان است.
نگارنده در این مجال اندک نه به عنوان سخنگوی این سازمان یا وابستهی شخصی رییس صدا و سیما سخن میگوید و نه به عنوان سخنگوی افکار عمومی، بلکه تنها شهروندی است که اعتقاد دارد صدا و سیمای "ضرغامی" از صدا و سیمای "لاریجانی" بهتر و مترقیتر است. در این میان باز هم نامها و اسامی فاقد اهمیت هستند و خوانندهی سطور میتواند تصور کند و حتی یقین داشته باشد که اطلاعات نگارنده در رابطه با مدیر سابق و فعلی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی تنها در حد نام کامل و سمت شغلی آنهاست!
این واقعیت که اصلاحگریها و نوآوریهای ایجادشده در رسانهی بسته و نیمهمردمی صدا و سیما در دورهی مدیریتی جدید پس از روی کار آمدن عزتا... ضرغامی به مذاق بسیاری از تحجرگرایان و کوتهفکران خوش نیامده و در این میان برنامههای نوین و بهیادماندنی تلویزیونی نیز هر از گاهی به سیبل و هدفگاهی به عنوان بهانه برای زیر سوال بردن عملکرد مدیر استفاده شدند، هیچ شکی نیست.
اینکه "شبهای برره"، "باغ مظفر"، "کوله پشتی"، "مدار صفر درجه"، "مردم ایران سلام"، "باز هم زندگی"، "صندلی داغ"، "خبر بیست و سی" و چند برنامهی مشابه دیگر به عنوان تکبرنامههای بهیادماندنی و خاطرهانگیز سیمای جمهوری اسلامی در ذهن بسیاری از مردم نقش بسته و باقی مانده، یک واقعیت ثابت شده است که با پرسش از هر بینندهیی میتوان آن را ثابت کرد.
اما اینکه چنین برنامههایی چه طور توانستند علیرغم تمامی ایرادات وارده، جولانگاه قدرتنمایی قدرتمندان نباشند و واقعیتهای موجود در جامعه را بازگو کنند، قاعدتاً برای بسیاری از گروهها و افراد ذینفوذ خوشایند نبوده و نیست چرا که تمامیتخواهی و انحصارطلبی، دامنه و بردی ندارد و میتواند به بینهایت میل کند!
چند سریال تلویزیونی جدیدی که همزمان با ماه مبارک رمضان از سه شبکهی اصلی تلویزیون پخش میشوند نیز چنین حالتی دارند و بار دیگر باعث خشم و عصبانیت افرادی شدهاند که تک تک لحظات و ساعات رسانهها را برای خودنمایی و ظاهرسازیهای پوسیدهی خود طلب میکنند.
از سریال اغماء که به دلیل اثبات آسیبهای روحی واردهی آن بر قشر کودک و نوجوان گذر میکنیم و با استناد به انجمنهای غیردولتی و خصوصی معترض، آن را برای افراد جوان جامعه توهمزا میدانیم.
اما دو سریال باقیمانده یعنی میوهی ممنوعه و یک وجب خاک که به ترتیب توسط "حسن فتحی" و "علی عبدالعلیزاده" کارگردانی شدهاند را مورد توجه قرار میدهیم که بسیار مضحک و تاسفآور خواهد بود اگر دلیل اعتراض گروههای تندرو و قدرتطلبان به آنها را بدانیم.
داستان میوهی ممنوعه، داستان مردی عابد و خداترس و پرهیزگار است که سعی میکند از بندههای شایستهی خداوند باشد و به خلق خداوند نیز کمک برساند. او در اثر ناآگاهی و غفلت به ورطهی گناه میافتد و در حالی که با داشتن همسری حدوداً 50 ساله و 4 فرزند، مدتهاست در حال گذران عمر است، دل به دختری جوان میبنند که به لحاظ سنی، فرزند وی محسوب میشود. با وجود این اتفاقات و تا جایی که از داستان گذشته، این مرد خوشنام و خیّر سعی بر توبه و انابت دارد و از همسر خود و نیز خداوند، برای نجات یافتن از این دام کمک میطلبد و استغفار پیشه میکند علیرغم اینکه قصد او به لحاظ شرعی و قانونی، محدودیت و ممنوعیتی ندارد.
اعتراض تحجرگرایان و کوتاهفکران، به این مساله است که چرا شخصیتی مذهبی، عابد و پرهیزگار با وجاهت ظاهری و اجتماعی، به دام گناه افتاده و در فیلم، مردی تابع هوی و هوسهای نفسانی نمایش داده شده است!
شاید این سوال که آیا همهی انسانهای عابد، پرهیزگار و خداپرست، از گناه و خطا عاری و مبرا هستند و جایی برای بازگشت، توبه و اصلاح آنها وجود ندارد را نیز تنها همین گروه میتوانند جواب دهند. اما اوج خردمندی گروه اقلیت، برقراری ارتباط بین این صغریهای عجیب با کبریهایی است که در بخش بعد و در فیلم یک وجب خاک میچینند!
داستان این فیلم نیز داستان مردی خیر و نیکوکار است که از قضا به ثروتی هنگفت دست پیدا میکند و بنای بذل و بخشش به تمامی نیازمندان، ایتام و فقرا را میگذارد و حتی خانوادهی خود را نیز دچار استیصال میکند. فریاد اعتراض تمامیتخواهان به این بخش از جزییات خندهآور داستان است که چرا این شخصیت نیکوکار و اهل تقوا، فردی "کت و شلواری همراه با کلاه شاپو" نمایش داده شده و البته بر روی صورت او نیز اثری از "محاسن" دیده نمیشود.
شاید این سوال را هم تنها همین خردمندان بتوانند پاسخ بدهند که در چه دین و مسلکی و از چه زمانی، ملاک و معیار سنجش شخصیت، تقوا و ارزش درونی افراد، "مقدار محاسن و ریش صورت" آنها معرفی شده و اینکه احیاناً کلاهی بر سر میگذارند یا نه.
با ارتباط دادن این دو اعتراض، دوستان ما اینطور نتیجه گرفتهاند که تلاشی هدفدار در صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای تخریب چهرههای مذهبی در حال صورت گرفتن است و جایی که چهرهی مذهبی حاج یونس فتوحی در میوهی ممنوعه، گناهکار و خاطی معرفی میگردد، چرا چهرهی عاری از محاسن! صادق افشاری در یک وجب خاک، بدون خطا و کاملاً نیکوکار معرفی میگردد...
قضاوت در مورد این طرز تفکر بر عهدهی شما، تنها در این میان چند سوال باقی میماند که بد نیست اگر قدرتخواهان انحصارطلب به آن پاسخ بدهند:
1- آیا چهرههای مذهبی کسانی هستند که فقط "چهره"ی مذهبی دارند و به لحاظ درونیات و ارزشها، فاقد هرگونه امتیازی هستند؟ آیا از این رو هر کسی که به چهرهآرایی و صورتگری، از خود ظاهری فریبنده بسازد، میتواند در دلهای ما به عنوان یک قدیس، جا باز کند؟
2- آیا سالها نیست که در فیلمها و سریالهای همین صدا و سیمای مورد نقد، چهرههای مذهبی افرادی معصوم نشان داده میشوند که کوچکترین خطایی از آنها سر نمیزند و در تک تک لحظات، کار درست را انجام میدهند؟ حال چگونه است که چنین تغییری اینقدر بر ما ناگوار و تلخ آمده است؟
3- آیا وقت آن نرسیده که جهانبینی و عقل خود را از ظواهر گذرنده و فانی به درونیات باطن انسانها، عملکرد و رفتار آنها متوجه سازیم تا در مورد حقانیت آنها به نتیجه برسیم؟
---------------------------------------------------------
| موفقيت «شکرانه» در تاجيکستان | ||
|
| ||
| پنج شنبه 19 مهر ماه 1386 00:57 | ||
:«شکرانه» يکي از سريال هايي بود که امسال به همت سازندگان آن در يک کشور خارجي ساخته شد. حضور بازيگران خارجي و البته بازيگران شناخته شده ايراني به اين اثر ويژگي خاصي داده بود. همين که سازندگان اين اثر تلاش کردند «کم فروشي» نکنند و يک اثر را با استانداردهاي شناخته شده تلويزيون به آنتن پخش بسپارند، يقينا قابل تقدير است. جداي از موضوعي که سريال بر آن انگشت گذاشته بود يعني امانتداري ، حق الناس و البته حجاب بشدت در اين اثر به چشم مي آمد. «شکرانه» به خاطر ويژگي هاي مضموني مخاطب مشکل پسند را به مصاف طلبيد و در اين راه موفق شد آنها را با خود همراه کند. «شکرانه» به عمد تن به ساده پسندي هاي معمول نداد و تلاش کرد مخاطب را با شکل ديگري از يک اثر تلويزيوني روبه رو کند. اگرچه که بايد اعتراف کرد تمام مصالح جذابيت هاي معمول و حتي بيش از آن را در اختيار داشت. متاسفانه عدم ذکر نام سريال شکرانه در نظرخواهي «جام جم» از مخاطبان باعث سوء تفاهم و ناراحتي دست اندرکاران اين سريال شده است که ضمن خسته نباشيد به اين عزيزان به اطلاع مي رساند عدم ذکر نام اين سريال با فرض پخش آن در شبکه استان تهران (و نه سراسر کشور) صورت گرفت و به هيچ وجه قصد ناديده گرفتن اين اثر خوب تلويزيوني وجود نداشت. در هر حال خبرهاي رسيده حکايت از موفقيت خوب اين سريال ايراني در يک کشور خارجي (تاجيکستان) اما همزبان دارد. |
-------------------------------------------------------
|
افطاري با طعم تلويزيون | ||
|
| ||
| سه شنبه 10 مهر ماه 1386 02:41 | ||
| ||
:تلويزيون عامه پسندترين سرگرمي و جلوه فرهنگي در عصر جديد است که از بيشترين ظرفيت و پتانسيل رسانه اي براي پاسخ به نياز اوقات فراغت برخوردار بوده و همچون جعبه جادويي ، آدمي را به پاي خويش ميخکوب مي کند. قدرت تلويزيون را از طريق نقش و سهم آن در زندگي انسان مدرن مي توان فهميد همين که مردم در نقاط مختلف کره زمين بيش از 3.5 ميليارد ساعت از وقت خود را به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهند کافي است تا به ابرقدرتي اين رسانه حتي در ميان گونه هاي ديگر رسانه اي ايمان بياوريم ! کارکردهاي آموزشي و انتقال ميراث فکري و فرهنگي را اگر به همه گير بودن اين ابررسانه بيفزاييم ، مي توانيم دامنه اثرگذاري ، الگوسازي و هدايت و مديريت رفتار و افکار مخاطبان به وسيله آن را ترسيم کنيم. توليد سريال هاي ويژه ماه رمضان و تبديل شدن آن به يک سنت رسانه اي که به همراه جذب طيف گسترده اي از مخاطبان بتدريج به يک خرده فرهنگ عامه بدل شده است از پذيرش و دروني کردن اين فناوري و دستاورد جذاب دنياي مدرن در فرهنگ خودي خبر مي دهد.پررنگ شدن نقش تلويزيون در ماه رمضان صرفا به واسطه ساخت و توليد سريال هاي مناسبتي نيست ؛ بلکه حاشيه هاي اجتماعي و معنوي پيرامون آن نيز به فربهي اين متن کمک مي کند و به قول «بودريو» آن را به حاد واقعيت ، بدل مي کند. بدين معني که روان شناس مخاطب و انگيزه هاي معنوي او در اين ماه متناسب با رويکرد، جهتگيري و اساسا روح حاکم بر اين سريال هاست و موجب سنخيت و همخواني بيشتر مولف و مخاطب مي شود. به عبارت ديگر مکانيسم رمزگذاري و رمزگشايي در بستر همسوتر و هماهنگ تري قرار مي گيرد و اثرگذاري رسانه اي به واسطه اين همپوشاني و يگانگي فرهنگي ، آسانتر حاصل مي شود. گويي کالاهاي فرهنگي توليد شده با المان ها و الگوهاي معنوي در بستر و فضايي پيراموني مخاطب ، همنوا مي شود و به مصرف عميق آن از سوي متقاضيان اين کالا منجر مي شود، هر چند نقدهاي جدي بر اين شيوه جاري است ! سريال هاي ماه رمضان را مبني بر سنت اين سالها مي توان به 3دسته عمده تقسيم کرد: 1- سريال هاي طنز و کميک 2- سريال هاي ماورايي و معناگرا 3- سريال هاي خانوادگي شايد اولين نوع سريال هايي که در ماه رمضان مورد توجه مخاطب قرار گرفت ، آنهايي بودند که بن مايه هاي طنز داشتند و مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي و انساني را در بستر فضاي کميک و جاذبه ويژه آن مطرح مي کردند. مخاطب شناسي دهه اخير در ايران نشان مي دهد که ژانر طنز از شانس بيشتري براي جذب مخاطب برخوردار بوده و توانسته ارتباط گسترده اي با آنان برقرار کند. سريال هاي خانه به دوش و متهم گريخت به عنوان اولين مجموعه هاي طنز مناسبتي در حافظه هنري مخاطبان تثبيت شد و راه جديدي را در قالب طنز موقعيت براي ديگران گشود که در ادامه مجموعه «زيرزمين» و اينک «يک وجب خاک» در امتداد آن توليد شد. در اين مجموعه ها با خلق فضاهاي متضاد خوب و بد که بن مايه اصلي آن تضاد طبقاتي و چالشهاي آن بود به پيام رساني تلطيف شده اخلاقي و اصالت معرفت انساني توجه مي شود و با بهره گيري کميک از درون اين تضاد طبقاتي که در رفتارشناسي و پارادوکس هاي دوگانه آن برمي آيد به اثرگذاري بر مخاطب مي انجامد. پرطرفدارترين سريال هاي ماه رمضان را در اين سالها بايد در گونه طنزآلود آن جستجو کرد. مجموعه کمکم کن که به عالم روح و مفهوم مرگ مي پرداخت ، اولين مجموعه از اين ژانر بود که به دليل تازگي مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. در سالهاي بعد اين گونه تازه در قالبهاي عيني تري ادامه يافت و صرفا به بازنمايي صوري مفاهيم ذهني و انتزاعي بسنده نشد. «او يک فرشته بود» با تجسم بخشيدن شيطان در چهره يک انسان و نقش مخرب آن بر زندگي انسان که با بهره گيري نسبي از جلوه هاي ويژه نيز همراه بود ، بشدت مورد توجه مخاطبان سيما قرار گرفت و هنوز نيز به عنوان برجسته ترين سريال ماورايي در ذهن مخاطب باقيمانده است. بعد از آن مجموعه آخرين گناه در همين راستا توليد شد که مفهوم چشم برزخي و آثار جسماني گناه را مورد توجه قرار مي داد اما از پردازش و قصه پردازي مناسبي برخوردار نبود و صرفا به جلوه هاي ويژه بسنده کرده بود. امسال نيز سريال «اغماء» از اين سري ساخته شده که باز به شکلي ديگر به تجسم شيطان در زندگي يک پزشک مومن مي پردازد که به دليل سابقه ذهني مخاطب از ماهيت اين شيوه سريال سازي ، خيلي زود خود را لو مي دهد و به نوعي در دايره تکرار گرفتار آمده است. نوع سوم از سريال هاي ماه رمضان به مناسبت هاي خانوادگي و روزمره و طرح مسائل و مشکلات آن با عنايت به مفاهيم و توصيه هاي اخلاقي و اثرات معنوي اين ماه اختصاص دارد و شايد نسبت به دو گونه قبلي ، کمتر مورد توجه مخاطب واقع شود. اساسا توليد سريال هاي مناسبتي از پيچيدگي ها و سختيهاي خاص خود برخوردار است و مستلزم مخاطب شناسي عميق تري نسبت به سريال هاي عادي تلويزيون است. در واقع مخاطب از قبل مي داند که تماشاگر برنامه اي است که قرار است متناسب با حال و هواي خاص ماه رمضان ارائه شود لذا جلب رضايت وي به طوري که احساس دلزدگي و خستگي نکند و با روح قصه همراه شود پاشنه آشيل سريال سازي هاي مناسبتي است و نيازمند جامعه شناسي فرهنگ عامه است. يکي از نکاتي که بويژه امسال در سريال هاي ماه رمضان مورد توجه قرار گرفته ، آسيب شناسي رفتار ديني و افراد مومني است که فريب ايمان خويش را مي خورند و اسير هواي نفس و شيطان مي شوند. ميوه ممنوعه ، اغماء و او يک فرشته بود از تاثير نفوذ شيطان و هواي نفس بر انسان هاي با ايمان مي گويد و به نقد دروني خودي دست مي زند تا بدمن و قهرمان داستان يکي شود و نزديکي کفر و ايمان به تصوير بيايد! آنچه نقطه ضعف برخي از سريال هاي مناسبتي است نه توجه به مفاهيم اخلاقي و ديني بلکه به نوع روايت و قصه پردازي مبني بر اين معاني است. چنانچه مولف در جهت ابلاغ پيام معنوي به عناصر و مولفه هاي قصه پردازي توجه نکند و فرم را در اصالت معني به فراموشي بسپارد. مفاهيم اخلاقي و ديني اگر در ذات داستان و مناسبات انساني آن نهفته باشد و به شکلي جذاب روايت شود ، از عميق و دامنه اثرگذاري بيشتري برخوردار است تا اين که بيرون از ساختار قصه برخي مفاهيم اخلاقي را به آن آويزان کنيم و به خورد مخاطب بدهيم. قصه پردازي قران که حول مفاهيم اخلاقي و ديني بنا شده است نمونه موفقي از داستان گويي ديني است که معني را در صدف فرم صيد مي کند.نگاهي به مجموعه سريال هاي ويژه ماه رمضان در سالهاي اخير به شناخت نقاط آسيب پذير آن کمک مي کند که از برآورد تحليل سه گانه فوق به دست مي آيد. يکي ساخت فوريتي و شتاب زده آن است به طوري که بسياري از آنها در حال پخش نيز همچنان در دست توليدند و لذا فرصتي براي ارزشيابي و ترميم نقاط ضعف ندارند. سفارشي بودن آنها نيز محدوديت هاي محتوايي خاصي ايجاد مي کند. دوم اين که مناسبتي و ويژه بودن آن نيز گاهي بر ساختار هنري قصه سنگيني مي کند و مانع از زايش دروني و طبيعي اثر مي شود. سوم اين که طرح برخي از مباحث اخلاقي و انساني در آن کليشه اي شده و براساس نگاهي سياه و سفيد تعريف مي شود يا شخصيتي خوب و بي نقص است يا سراسر بدي و شرارت. در اين تقسيم بندي نيز آدمهاي متمکن و ثروتمند بدجنس و سياه و انسان هاي فقير ، شريف و ارجمند تصوير مي شوند و درنهايت اين که عناصر منفي داستان در يک فرآيند فشرده معنوي به تحول اخلاقي زودهنگام و ناگهاني مواجه مي شوند که داراي هيچ منطق روان شناختي نيست ! با اين حال توليد سريال هاي مناسبتي در سالهاي اخير توانسته است به طور نسبي به ارتباط خوبي با مخاطبان دست يابد و طيف وسيعي از آنان را پاي سفره افطار بنشاند تا طعام معنوي روزه داران را نيز به واسطه توليد اين کالاهاي فرهنگي فراهم آورد و قطعا اين فرصت و ظرفيت مناسبي براي هنرمندان و مديران صدا و سيماست تا در اين ضيافت الهي ، به مخاطب پروري و اعتلاي معنوي او کمک کنند. سيدرضا صائمي
|
با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات شما دوستان عزیز
در روزهای پایانی ماه رمضان هستیم ٫ امیدوارم بهره ی کامل را از این شب ها و روز ها برده باشید.
همچنین اخرین قسمت سریال شکرانه...
موضوع بحث امشب: اولویت بندی کارهای اقای پورسرخ از نظر بازی و جذابیت فیلمنامه
موضوع بحث امشب به در خواست ستاره جان انتخاب گردید.


----------------------------------------------------
| تاجيکها «شکرانه» را دوست دارند | ||||||
|
| ||||||
| چهارشنبه 18 مهر ماه 1386 01:12 | ||||||
| ||||||
:شيفا صفراوا، بازيگر جوان تاجيکي سريال «شکرانه» است که هم اکنون از شبکه تهران پخش مي شود. «صفراوا» البته اجراي يک برنامه تلويزيوني را هم به عهده دارد و بجز اين دانشجوي رشته خبرنگاري از دانشگاه دولتي تاجيکستان و تنها فرزند خانواده است. آنچه مي آيد، گفتگوي کوتاه ما با بازيگر نقش «ناديا»ي سريال «شکرانه » است. «شکرانه» اولين کار شما بود؟ نه. پيشترها در چند سريال و فيلم کوتاه تلويزيون تاجيکستان به عنوان بازيگر حضور داشتم ولي اين اولين کار حرفه اي ام بود که در آن نقش بازي کردم. اصلا چطور شد که براي اين نقش انتخاب شدي؟ گروهي از ايران به تاجيکستان آمده بودند و بازيگرهاي تاجيکي را انتخاب مي کردند. از طريق يکي از کارگردان هاي تلويزيون تاجيکستان به آنها معرفي شدم. ظاهرا از بين 40 تا 50 بازيگر مرا براي اين نقش انتخاب کردند. چقدر با فيلمها و آثار تلويزيوني ايراني آشنا بوديد؟ تا حالا از تلويزيون تاجيکستان چند فيلم و سريال ايراني پخش شده است. من هميشه با توجه به وصفي که از سينما و تلويزيون ايران شنيده بودم ، با علاقه و اشتياق آن را دنبال مي کردم و ديدن آنها هميشه برايم لذتبخش بود. قبل ترها «پدرسالار» را از تلويزيون ديده بودم اما بعدها سريال هاي «وفا» و «مردان آنجلس» را ديدم. پس بازيگران ايراني که مقابلت به ايفاي نقش پرداخته اند را مي شناسي؟ بله. آقايان پورسرخ و قائميان را در سريال «وفا» ديده بودم. کارشان خيلي خوب بود. فکر مي کنيد «شکرانه» کار خوبي شده است؟ خب ، «شکرانه» داستان پرکششي دارد و من از آن خوشم مي آيد. همين چند قسمتي که در اينجا پخش شده خيلي خوب نمود داشته است. با توجه به اين که شما هم در اين سريال فارسي صحبت کرده ايد، گويش بازيگران ايراني مقابلتان چقدر برايتان تازگي داشت؟ خب بله. ما به شکلي فارسي را تکلم مي کنيم و شما به نوعي ديگر. فکر مي کنم به همان اندازه که لهجه ، گويش و جمله بندي ما براي شما جذاب است ، نوع فارسي صحبت کردن شما
| ||||||
-----------------------------------------------------------------
| تحليل اشعار تيتراژها در سريال هاي ماه رمضان |
|
|
|
ياسر نوروزي yassernoruzi@gmail.com در اين نوشته کوتاه سعي کرده ايم تنها بر نقاط قوت و ضعف شعر تمرکز کنيم، گو اينکه برخي مواقع تمرکز کامل بر اين نقطه ما را از تاثير و تاثرات اجتماعي اثر دور مي کند. يک وجب خاک؛ «زير سقف آسمون نقره کوب/ شبح شهر سياهو مي شه ديد.» شروع درخشان؛ نماي معرف از يک فضاي زيباي رويايي. انتظار ما در قافيه مصراع بعدي «ماه» است که بيرون مي آيد و گوشه ابرويي نشان مي دهد؛ «ترمه و عقيق، آب و آينه/ گوشه ابروي ماهو مي شه ديد». تا اينجا همه چيز رو به راه است. بعضي ها مثل ستاره ها... از فضاي قبلي بيرون مي آييم که هيچ حرجي بر شاعر نيست، دوست دارد به وجهي ديگر بپردازد و داستاني ديگر به ميان آورد. تنها مساله، وارد شدن او از دنياي تخيلي به تمثيلي است؛ دنيايي که کاکايي هميشه خود را مديون آن مي داند. البته بايد اذعان داشت که تمثيل در بهترين وجه نمود پيدا کرده. در بند بعدي گريز به حال مي زند و وارد دنياي واقعي مي شود؛ «مي مونيم يا نمي مونيم با خداست/ پاي سفره هاي افطار و اذون». تا اينجاي کار، شروعي بسيار موفق داشتيم که با جملات انشايي به اوج درخشش مي رسد؛ «کاشکي عطر نفس فرشته ها/ اين دل عاشقو مبتلا کنه»؛ گرچه قصد دخالت در کار آهنگساز و خواننده را ندارم اما ملودي همسو با جملات انشايي بسيار به موقع بالا مي رود. بعد از بندهاي «کاش» ترانه از رمق مي افتد. ابيات آنقدر پيش پا افتاده و دم دستي مي شوند که قوافي گوياي احوال نزار ترانه اند؛ «اي نسيم رحمت خدا/ اي هواي باغ آشنا...» در بند بعد بين «ستاره ها» و «غبار جاده»، پيدا کنيد وجه شبه را، البته نيازي به توضيح نيست که ستارگان در اعصار گذشته چراغ راه گمگشتگان بوده اند اما قبول کنيد «ستارگان»ي که «غبار جاده را جا» مي گذارند، تشخيص ناموفقي است. در بند بعدي نيز شاهد ضعيف ترين بند ترانه هستيم؛ آنقدر پيدا کردن وجه شبه سخت است (دقت کنيد که با قالب ترانه سر و کار داريم نه غزل و قصيده و...) که مخاطب بيشتر ترجيح مي دهد از خير معناي آن بگذرد و در بيت آخر، ترانه نفس هاي پاياني را مي کشد؛ «اونا که پرنده هاي دلشون/ از رو دست قنوتشون پريد». شکرانه؛ «باور نکن تنهايي ات را/ من در تو پنهانم تو در من/ از من به من نزديک تر تو/ از تو به تو نزديک تر من». مصرع اول شروع نسبتاً جذابي است که با قافيه مناسب مصرع دوم و چهارم استحکام پيدا مي کند و نشان از شعري فاخر دارد. اما فخامت شعر کم کم از بين مي رود. به تعبير ديگر شاعري که در بند اول تکرار واژگان زيبايي ايجاد کرده و در قافيه نيز محکم نشان داده، در بندهاي بعدي فقط به فکر اين است که تنهايي معشوق را باور نکنيم، اين مصرع آنقدر تکرار مي شود که از جذابيت اوليه به کلي مي افتد. از مصرع «دل تاب تنهايي ندارد» به بعد، شعر هيچ چيز خاصي ندارد و به نظر مي رسد شاعر خالي الذهن بوده است. حتي در بند آخر چوب حراج بر قافيه ها نيز مي زند. شايد به دليل قافيه «دل»، انتخاب قافيه براي مصرع پاياني «مشکل» شده است؛ «اين خانه را بگذار و بگذر/ با من بيا تا کعبه دل/ باور نکن تنهايي ات را/ من با توام منزل به منزل». در کل با کاري بسيار متوسط روبه رو هستيم که يکي از مشکلات آن انتخاب قالب است. بايد در نظر داشت چهارپاره قالبي کïند است يعني شاعر غالباً ناچار مي شود در هر بند، يک مضمون يا جمله را پي بگيرد و عملاً سخني را که مثنوي سرايان در يک بيت تمام مي کنند، کش بدهد. ميوه ممنوعه؛ «مي شه خدا رو حس کرد تو لحظه هاي ساده/ تو اضطراب عشق و گناه بي اراده»؛ شاعر تنها به دنبال سادگي است اما مفهوم ترانه به اين معني که بايد ساده و همه فهم باشد در اين ميان قرباني شده است. هيچ نقطه زيبايي که حاصل صناعات ادبي باشد ديده نمي شود. گاهي برخي کنايات، مجال خودنمايي دارند که شاعر از خير آنها مي گذرد؛ «بي عشق عمر آدم بي اعتقاد مي ره/ هفتاد سال عبادت يک شب به باد مي ره.» به باد رفتن کنايه از باطل شدن و هدر رفتن است و خود مجالي براي بازي شاعر با باد و تناسب بندي با ديگر واژگان. اما به راحتي از اين فرصت چشم پوشي مي کند. سادگي اين ترانه گاهي به سمت ضعف و سستي پيش رفته است؛ «وقتي که عشق آخر تصميمشو بگيره/ کاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره». نيازي نيست به ذکر درماندن شاعر در تنگناي وزن. حداقل مي توانست به جاي «حتي خيلي ديره» از «اينکه خيلي ديره» استفاده کند هر چند ضعف شعر با پس و پيش کردن و اين ماله کشي ها درست نمي شود. از جمله ابيات ضعيف کم نيستند؛ «عاشق نباشه آدم حتي خدا غريبه س/ از لحظه هاي حوا، حوا مي مونه و بس»؛ غريبه بودن خدا براي انساني که عاشق نيست، بدک نيست اما مصراع بعدي جاي اغماض ندارد. مصراع به هيچ وجه گويا نيست و اصلاً به فرض تصور معني براي آن، بسيار بي مايه است. اغما؛ از دوستان عزيز نهايت تشکر را داريم که در گزينش اشعار مولانا سنگ تمام گذاشته اند، به واقع پيدا کردن چنين ابياتي در انبوه بهترين غزليات مولوي کاري بسيار دشوار و طاقت فرساست که بايد به ايشان تبريک گفت. خودتان قضاوت کنيد؛ «گر نيک و بد نزد خدا يکسان بïدي در ابتلا/ با جبرئيل ماهرو ابليس هم سيماستي/ ور رازدارستي بشر پيدا نکردي خير و شر/ هر چه که ناپيداستي بر وي همه پيداستي» |
-------------------------------------------------------------------
| |||
|
عزيزالله حاجي مشهدي در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در تحليل نهايي، به ويژه در ارزيابي ميزان اثرگذاري و ثمربخشي توليدات مناسبتي، به اين واقعيت تلخ پي ميبريم كه به دليل چرخه نامتعال اين نوع توليدات _ كه عموما با نوعي شتابزدگي و سهلانگاريها و آسانپسنديهايي همراه ميشود _ نتيجهكار به توليد آثار متوسط و ضعيف منجر ميشود. | |||
-----------------------------------------------------------
| اهورا ايمان: ترانههاي سريالهاي ماه رمضان نمرهي قبولي نميگيرند |
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
اهورا ايمان معتقد است كه ترانههاي تيتراژهاي سريالهاي ماه مبارك رمضان در حد بضاعت شعري ما نيستند و اگر چه اين ترانهها تا حدي مقبولاند؛ اما به آنها نمرهي قبولي نميتوان داد.
اين ترانهسرا در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي ضعفهاي اين ترانهها گفت: در اين ترانهها ضعفهايي از نظر تأليف، كژتابي زباني، تعقيبهاي معنوي، و تكراري و كليشهيي بودن ديده ميشود.
شاعر ترانهي تيتراژ سريال «شكرانه» با بيان اينكه نقاط درخشاني نيز در اين ترانهها ديده ميشوند، اظهار كرد: برخي قسمتهاي ترانهي تيتراژ سريال «يك وجب خاك» سرودهي عبدالجبار كاكايي كه جزو ملحقات نيستند و به ترانهي اين شاعر اضافه نشده، بسيار دلنشين و شنيدنياند. البته اين موضوع تنها دربارهي كلام و نه آهنگ و خوانندگي كار صدق ميكند.
ايمان همچنين به تكراري و كليشهيي بودن ترانههاي سريالهاي ماه مبارك رمضان اشاره و بيان كرد: در ترانههاي اين سريالها اغلب موضوعات ماوراءالطبيعه، عبادي و مذهبي مورد توجه قرار ميگيرند، كه اين نوع نگاه به سريالهاي ماه مبارك رمضان بسيار نخنما شده است و درواقع بايد راه گريزي يافت تا به موضوعات ديگر نيز توجه شود.
او دربارهي ميزان تأثيرگذاري اين ترانهها بر مخاطب، گفت: اگر اين ترانهها جداي از سريالها ماندگاري يافتند، در ذهن مخاطب جايي باز كردند و پس از ماه مبارك رمضان نيز زمزمه شدند، ميتوان گفت كه بر مخاطب تأثيري ژرف داشتهاند. اما اگر عمر اين ترانهها تنها به اين ماه محدود شد و پس از آن ديگر اثري از آنها باقي نماند، كاركرد ابزاري كوتاه در حد 30 شب آشكار ميشود.
ايمان با بيان اينكه بعيد است ترانههاي اين سريالها به ماندگاري دست يابند، گفت: در برخي ترانهها به لحاظ تلفيق ترانه و آهنگ، ضعفهايي ديده ميشود و اين نبود تلفيق، نشانگر ناآشنايي آهنگساز با ترانه است. درواقع آهنگساز بايد در خدمت كلام قرار گيرد و آن را به بهترين شكل ادا كند؛ اما متأسفانه در اين سريالها، آهنگ در حد بيان شفاف و رساي ترانه نبوده است.
او سپس تصريح كرد: چند سالي است كه كارگردانان در ايام ماه مبارك رمضان و ايام عيد سعي ميكنند سريالهايشان ترانه داشته باشند و با وجود به پرداختن به ترانهها و آهنگهاي باكلام در سريالهاي مختلف، تنها درصد كمي از اين ترانهها به ماندگاري رسيدند و سالهاي بعد نيز از سوي مخاطب زمزمه شدند.
ايمان با ياد كردن از ترانههاي «آواي فاخته» و «پهلوانان نميميرند» بهعنوان آثاري ماندگار، گفت: جاي اين نوع ترانهها در اين فضا بسيار خالي احساس ميشود و كارگردانان بايد به اين نكته توجه كنند كه اگر اين ترانهها باشند، در سالهاي بعد با زمزمه شدنشان از سوي مخاطب، زحمتها و تلاش آنان نيز به اذهان متبادر ميشود.
او در پايان متذكر شد: كارگردانان و مسؤولان رسانهي ملي به نقش ترانه بهعنوان عامل اساسي كه به تنهايي براي خود يك رسانه است، بيشتر و دقيقتر ميتوانند توجه كنند.
انتهاي پيام
---------------------------------------------------------
|
به شكرانه ان گنج نهان که خود را اشکار ساخت | ||
| متن مصاحبه سهراب پور تهيه كننده سريال شكرانه با خبرگزاري ايسنا | ||
| تهيهكنندهي «شكرانه» گفت: تدوين و مراحل فني ديگري چون صداگذاري و اصلاح همزمان با پخش در جريان است. منصور سهرابپور در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين خبر اظهار كرد: زماني كه پخش «شكرانه» در ايران آغاز شد، تصويربرداري در تاجيكستان ادامه داشت و اين مرحله پس از پخش سه قسمت به پايان رسيد. سهرابپور اضافه كرد: تيم همزمان با تصويربرداري در تاجيكستان تدوين را آغاز كردند و مدت زمان خوبي براي انجام اين مرحله در اختيار داشتند. بنابراين كار از اين جهت در وضعيت خوبي قرار گرفته است. ضمن آن كه حسن ايوبي تدوينگر «شكرانه»، تدوين اين مجموعه را به خوبي و روان انجام ميدهد. تهيه كننده «شكرانه» دربارهي روند توليدي اين سريال در تاجيكستان اظهار كرد: دكتر محمدهادي كريمي نويسنده علاوه بر حضور سر صحنه تصويربرداري در تهران در تاجيكستان نيز همراه گروه سازنده بودند و با «رج زدن»، قصه پيش ميرفت. البته امكان «رج زدن» كم بود و تا حد امكان سعي ميكرديم به اين شيوه تصويربرداري را ادامه دهيم. وي كه تهيه سريال «وفا» را در لبنان نيز برعهده داشته است، در زمينهي ساخت مجموعه در خارج از ايران گفت: تا كنون در دو سه كشور به همراه گروههاي حرفهيي سينما و تلويزيون كار كردهام. اما به هر حال كار در هر كشوري ويژگيهاي خاص خود را دارد. «شكرانه» هم تجربهي جديدي بود؛ چرا كه اين مجموعه نخستين اثر مناسبتي بود كه خارج از كشور ساخته و در حين حضور در آن كشور پخش آغاز شده است. همين امر استرس زيادي را روي گروه به ويژه تهيه كننده وارد كرده است. اما با برنامهريزيهاي صورت گرفته و كمك از تجارب كارهاي پيشين، توانستيم اين سريال را به موقع به پايان برسانيم. سهرابپور، وفا را سريالي مناسبتي ندانست و ادعا كرد: خبرنگارها «وفا» را به عنوان اثري مناسبتي مطرح كردند و اما اين مجموعه كاري مناسبتي نبود. اين تهيه كننده سيما در ادامه با بيان اين كه اگر قرار باشد اثري خارج از كشور بسازم، دوست دارم كاري را در آمريكا توليد كنيم، گفت: اگر موفقيتي پيش بيايد اميدوارم اثري را با توجه به سياستهاي نظام جمهوري اسلامي در مركز آمريكا بسازم. البته توليد كار در آمريكا با خطرات و سختيهايي همراه است.در اين جهت به طرحهايي فكر كردهايم و پيشنهاداتي هم ارايه شده است اما تحقق اين امر روندي طولاني دارد كه بايد آن را پيگيري كرد. اين تهيه كننده موضوعات انساني را مناسب براي ساخت اثر در آمريكا دانست و اظهار كرد: موضوعات انساني ، اجتماعي و فرهنگي كه ميتواند ويژگيهاي ملت ايران را به آمريكا بيشتر معرفي كند از سوي ديگر موجب آشنايي ما با فرهنگ و شرايط اجتماعي از نزديك شود براي ساخت در آمريكا مناسب است. سهرابپور در اين گفت وگو با ايسنا به انتخاب بازيگران «شكرانه» پرداخت و درباره دلايل پيشنهاد بازيگران تكراري از سوي برخي تهيهكنندگان براي بازي در مجموعههاي مناسبتي گفت: اين امر چندان به محدوديت زماني مربوط نميشود. به عنوان نمونه براي ايفاي نقش سعيد در شكرانه با بازي حسن جوهرچي در نظر داشتيم كه در سريالهاي ماه رمضان سالهاي قبل هم حضور داشت، اما او را انتخاب كرديم و عملكرد خوبي هم داشت. به بيان ديگر اين نقش مال او بود و اگر قرار باشد «شكرانه» بار ديگر ساخته شود اين نقش دوباره به او پيشنهاد ميشود. وي در ادامه گفت: تصويربرداري چهار تا پنج سريال همزمان براي پخش در ماه رمضان آغاز ميشود و مجموعههاي هفتگي نيز در حال انجام است، همين امر ايجاد محدوديت براي تهيهكنندگان و كارگردانان براي انتخاب بازيگر را موجب ميشود چرا كه جشنوارهي زيبايي از سريالها در ماه رمضان به وجود ميآيد و همهي گروههاي علاقه دارند كه بهترين بازيگران را جذب كنند. اين تهيهكننده درباره راههاي كاهش تكرار بازيگر در سريالهاي تلويزيوني اظهار كرد: كارگردانان وتهيهكنندگان بايد درباره فيلمها و برنامههاي در حال پخش آگاهي داشته باشند و زماني كه بازيگري در حال تكراري شدن است و مردم از شبكههاي مختلف او را ميبينند كمتر استفاده كنند اين معيار را حتما تهيهكنندگان و كارگردانان بايد رعايت كنند. ضمن آن كه بازيگران هم بايد وسواس بيشتري از انتخاب نقشها به خرج دهند تا حضور موثري در رسانهي ملي داشته باشند. سهرابپور با بيان اين كه «شكرانه»، تفاوت عمدهيي با كارهاي ديگر تلويزيوني داشت گفت: جسارت ساخت اثري مناسبتي در كشوري ديگر كه با گويش و شرايط اجتماعي آن آشنايي چنداني نداريم و تنها تصويري كلي بر مبناي تحقيقات خود در ذهن داريم از ويژگيهاي ساخت«شكرانه»بود و اثري كه در اين شرايط توليد شده است هيچ وقت نبايد با سريالهاي مناسبتي ديگر كه در لوكيشنهاي محدود در ايران ساخته ميشود قياس كرد. او در پايان گفت: با توجه به بازخوردهاي دريافت شده، مردم از «شكرانه» رضايت دارند. | ||
-----------------------------------------------
سینما با یک پرس معنویت/بررسی سریال های ماه رمضان
سینمای ما - حنانه سلطانی: این اس ام اس به دستتان رسیده؟ " اگه « میوه ممنوعه» بخوری و « شکرانه» به جا نیاری، اون وقت میری تو « اغماء» و بعد میذارنت تو « یه وجب خاک » !"
نه... اینجا را با اینباکس گوشی ام اشتباه نگرفته ام. پشت این اس ام اس فلسفه ای نهفته است که در ادامه قصد دارم روشنش کنم. یعنی باور ندارید اس ام اس ها هم فلسفه دارند؟ این که کسی توانسته اسم سریال های ماه رمضان را این طور کنار هم قرار دهد ،تصادفی نیست بلکه خبر از الگوی نوشته شده و سیاستی می دهد که طی چند سال اخیر سیما برای ساخت مجموعه های تلویزیونی ماه رمضان در نظر گرفته است. موید اش سوال خبرنگار همشهری جوان از علیرضا برازش، مدیر شبکه اول سیما است. آقای مدیردر جواب این سوال که: " مفاهیم سریال های هر سال چطور مشخص می شود؟ مثلاً می نشینید روی کاغذ می نویسید که امسال سه تا شیطان می خواهیم..." گفته اند: " بالاخره در معاونت سیما تصمیم ها گرفته می شود مثلاً تعیین می شود که امسال یک طنز می خواهیم یا در بیشتر از یک سریال سراغ مسائل معنوی نرویم. این که یک دفعه در هر چهار سریال شیطان داشته باشیم خوب نیست و اگرهر چهار سریال هم محورش روحانی باشد خوب نیست.به هر حال انسجامی وجود دارد." و خب این جاست که همان فلسفه پشت اس ام اس ما خودش را نشان می دهد. سیما با مفاهیم معنوی و مذهبی مثل یک پرس غذا برخورد می کند. از نظر مدیران سیما همان طور که می شود برای سفره افطار زولبیا و خرما و نمی دانم چه و چه سفارش داد، یک دست سریال معناگرا هم می شود سفارش داد! یک شبکه در باب شیطان و اغواگری هایش سخن به میان می آورد و شبکه دیگر در باب هوس. و اصلاً هم مهم نیست که این حرف و حدیث ها از نگاه و باور سازندگان اثر سرچشمه می گیرد یا نه. در جای دیگری از آن گفتگو آقای برازش به این اشاره کرده اند که " ما اگر بخواهیم یک تصویر از شیطان ارائه بدهیم، ده ها حدیث و آیه را نگاه می کنیم که مبادا متولیان دین از ما اشکال بگیرند. بالاتر از آن جواب خدا را باید بدهیم. نمی خواهیم از آن مرزهایی که خدا برای تجسم شیطان قرار داده تعدی کنیم." مراجعه به قرآن و احادیث این قضیه را بر ما هم روشن می کند. در کتاب مقدس ما آمده شیطان از طریق تزیین و زیبا جلوه دادن(1)، وسوسه(2)، دعوت(3)،تسویل( فریفتن)(4)، استزلال(لغزاندن)(5)، افتنان(به فتنه انداختن)(6)، اضلال( گمراه کردن)(7)، ایحاء( القا کردن سخن)(8)، وعده دروغ(9) و... انسان را به نافرمانی خدا سوق می دهد. و اینها مواردی است که سازندگان سریال « اغماء» هم به آنها توجه کرده اند. و یا مواردی که در قرآن و احادیث درباره حزب شیطان آمده است.آیه ششم سوره فاطر و نیز سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه که می فرماید:" آنان در زندگی به شیطان اعتماد کردند، او را تکیه گاه خویش و ملاک کارشان قرار دادند، او هم آنان را دام خود و وسیله ای برای اضلال دیگران قرار داد و سینه های آنها را لانه خود ساخت. در درون آنها تخم های رذالت و پستی گذاشت و جوجه های آن را در دامنشان پرورش داد. با چشم آنها می بیند و با زبان آنها سخن می گوید و به کمک آنها بر مرکب اضلال و گمراهی خود سوار شده است. کارهای زشت و ناپسند را در نظرشان زیبا جلوه داده است. اینان مانند کسی هستند که عملشان شاهد بر این است که با مساعدت شیطان انجام شده و گفتار باطل را او بر زبانشان جاری کرده است. " اینها همه خصایصی است که در کاراکترهای اصلی « اغماء»، الیاس و دکتر پژوهان، نیز به چشم می آیند.
با همه این حرف ها مشکل اینجاست که سازندگان سریال هایی چون « اغماء» و هم قطارانش وظیفه سینمای دینی را با مسئولیتی که یک مبلغ مذهبی دارد، یکسان گرفته اند.برای روشن تر شدن موضوع بد نیست نگاهی به تعریف سینمای دینی(معنوی) بیاندازیم.« سینمای معنوی سینمایی است که چالش های انسانی را در حوزه روحی، فردی، اجتماعی ، با دیدگاهی استعلایی و به زبان زیبایی شناسانه و با ساختار مناسب آن چنان بیان می کند که در ما حسی از تعالی خواهی به وجود می آورد.»(10) و همین حس تعالی خواهی است که تفاوت این گونه سینما را با گونه های دیگر آشکار می کند و جای تاسف است که حتی اگر از زبان زیبایی شناسانه و ساختار مناسب هم چشم پوشی کنیم. سریال های سفارشی سیما فاقد نگاهی متعالی هستند و آن چه که اقبال عمومی را رقم زده است، نه این نگاه، که بهره بردن از همان عوامل کلیشه ای و سرگرم کننده آثار پر مخاطب است. تقابل خیر و شر و یا به عبارتی همان مثل معروف « آدم خوبه و آدم بده» الگویی است که ایده اصلی هزاران فیلم پر مخاطب را شکل داده است. با این وجود چندان هم پر بیراه نیست که « اغماء» را با سریال « جواهری در قصر» کره ای ها یکسان بدانیم. تماشاگر مجموعه های تلویزیونی به همان دلیلی رابطه الیاس و دکتر پژوهان را دنبال می کند که درگیری های یانگوم و دشمنانش را پی می گیرد.
« دین دیدگاهی خاص برای دیدن جهان و هستی به انسان ارائه می دهد. انسانی که دارای این دیدگاه است وقتی فیلم می سازد اثر او سرشار از نگاهی دینی خواهد بود. واقعیت به همین اندازه عریان و زنده است.»(11) و این نکته ای است که اگر مسئولین سیما به آن توجه می کردند دیگر هر سال ماه رمضان در تلاش برای سفارش یک پرس معنویت نبودند!
1-نحل:24،63/ عنکبوت: 38/ انعام:43/ انفال:48
2- طه:120/ اعراف: 2،200/ ناس: 4،5/ فصلت:36/ یوسف:100
3- ابراهیم:22/ لقمان:21
4- محمد:25
5- بقره:36/ آل عمران:155
6- اعراف:27
7- نساء:60،119/ یس:62/ قصص:15
8- انعام:13،121
9- اسرا:64/ ابراهیم:22
10و11- روزنامه همشهری/ احمد میراحسان
با سلام
موضوع بحث امشب:
۱.پایان شکرانه را حدس بزنید؟
۲.اگر سریال شکرانه بدون اسم بود شما چه اسمی برای ان انتخاب می کردید؟(به در خواست بهاره)
در ضمن تماس با ۱۶۲ و تشکر از تمامی عوامل شکرانه به خصوص
اقای پورسرخ فراموش نشود
همچنین چت کردن در وبلاگ ممنوع!!!!
در ضمن از عید فطر به بعد وبلاگ در روز های دوشنبه و پنجشنبه اپ خواهد شد.
اما اگر خبر و مطلب جدیدی باشد من در همان پست به طور روزانه قرار می دهم
پس برای اگاهی از اخرین اخبار در اسرع وقت روزانه به وبلاگ سر بزنید
|
کاغذ دیواری ها از سونیا دوست خوبم
------------------------------------------------------------------
خبر جدید****
به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی فرهنگسرا اعلام کرد در این برنامه که با حضور عوامل فیلم و چند منتقد و کارشناس سینمایی برگزار می شود برای نخستین بار پشت صحنه فیلم به نمایش درمی آید. همچنین در حاشیه برنامه نمایشگاه عکس "باران سرخ" به معرض دید علاقمندان گذاشته میشود. این برنامه دوشنبه 23 مهرماه 86 ساعت 30/17 تا 30/19 در محل پردیس مرکزی دانشگاه تهران سالن شهید چمران برگزار می شود. بلیت اکران فیلم روزهای 17 و 18 مهرماه در پردیس مرکزی دانشکده فنی، دانشکده هنرهای زیبا و پردیس دو دانشکده مکانیک توزیع می شود.
من هنوز درمورد اینکه در این دانشگاه ورود برای عمو ازاد هست و یا اینکه اقای پورسرخ صد در صد حضور دارند بی اطلاع هستم....اگر مطمئن بشم حتما در وبلاگ اطلاع خواهم داد...در ضمن اگر دوستانی را می شناسید که مشتاق هستند در این مراسم حضور داشته باشند به انها اطلاع بدهید.
-------------------------------------------------------------------------
قسمت های بیست و چهارم ...پنجم و ششم سریال شکرانه برای دانلود
قسمت 24 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5 سرور 6 سرور 7 قسمت 25 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5 سرور 6 سرور 7 قسمت 26 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5 سرور 6 سرور 7
---------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------
نشست«شكرانه» در ايسنا؛
| |||||||||||
| |||||||||||
|
| |||||||||||
----------------------------------------------------------
| اخلاق گرايي از نوع شکرانه | ||
|
| ||
| دوشنبه 16 مهر ماه 1386 18:47 | ||
| ||
: ساخت يک اثر مناسبتي ، براي مخاطب هوشمند اين سالها به اندازه کافي سخت هست چه برسد به اين که گروهي بخواهند نوآوري کنند و آن اثر مناسبتي را در يک کشور ديگر جلوي دوربين ببرند. «شکرانه» با چنين ديدگاهي ساخته شده است. يعني گروه سازنده تلاش کرده نوآوري کند و با همه مشکلات پيش رو که کمبود زمان مناسب ، يکي از آنها بوده ، خواسته اند کار متفاوتي را ارائه کنند. سعيد سلطاني به مدد آثار پيشينش يکي از گزينه هاي مناسب براي اين مصاف بوده است. او به هر حال کارگردان امتحان پس داده اي است و در کارنامه اش آثار متفاوت و قابل قبولي نيز ديده مي شود. مشکل اصلي سريال شکرانه به نوع شخصيت پردازي داستان و قطع مدام از تاجيکستان به ايران و البته گويش بازيگران تاجيکي اين سريال بر مي گردد ، چه اگر سلطاني بر روي اين 3 محور بيشتر تمرکز مي کرد ، مي توانست کار به مراتب جذابتري را پديد آورد اما شکرانه ، نه به خاطر آنچه که آمد بلکه به دليل اين که اولين اثر داستاني مناسبتي در يک کشور با آرايه هاي مشترک محسوب مي شود ، به شدت قابل اعتناست. خصوصا وقتي که بدانيم سازندگان اين سريال از جذابيت هاي ظاهري و سطحي که استثنائا اين سريال مي توانست از آن به شدت بهره مند باشد پرهيز کرده اند. اگرچه اين موضوع بين مخاطب ساده پسند با کار فاصله ايجاد مي کند و باعث مي شود خيلي راحت با کار ارتباط برقرار نکند، اما اين اخلاق گرايي افراطي سازندگان شکرانه اگر چه اثر را مرتبتي ديگر بخشيده ، اما به هر رو باعث شده توقعات مخاطبي که پيگير ماجراهاي اين سريال است ، برآورده نشود. همچنين «ديالوگ هاي» اين سريال نقطه مناقشه ديگر اين اثر است. هر چند که نويسنده ، کارگردان و بازيگران تلاش کرده اند يک هماهنگي بين گويش هاي مختلف ديده شود اما اين تلاش در ادامه و با بسط داستان آنچنان که بايد يکدست ادامه پيدا نمي کند. هر چند مي توان اين گونه نتيجه گيري کرد که عوامل توليد براي اولين بار با اين مساله روبه رو شده اند و تلاش کرده اند به واقعي ترين شکل ممکن آن را حل کنند. بنابراين ، اين مشکل را نه با زيرنويس و نه احيانا دوبله حل کرده `اند. آنها تلاش کرده اند با پيدا کردن معادل هايي در زبان براي هر دو طرف تاجيکي و ايراني که قابل فهم بودن ويژگي عمده آن است ، کار را به سامان برسانند و از آنجا که براي اولين بار اين «موانست فرهنگي» در اين طيف صورت گرفته طبيعي است که ريختگي هايي هم در کار ديده شود. «شکرانه» حکايت دوردستي را روايت نمي کند. سريال ، راوي عزم جواني براي اداي حقي است که به نوعي بر گردن او گذاشته شده است و با موقعيتي که پيش مي آيد مجبور مي شود با وجود همه حرفها و طعن ها اين «دين» را ادا کند بنابراين راهي سفري مي شود که انتهايش ناپيداست. اگرچه که شکرانه از برآيند آدمها و حوادث مختلف در دو جغرافياي مختلف شکل مي گيرد و به پيش مي رود اما انگار در روايت مي توانست بسيار شکيل تر از آنچه ديديم |


















































:«شکرانه» يکي از سريال هايي بود که امسال به همت سازندگان آن در يک کشور خارجي ساخته شد. حضور بازيگران خارجي و البته بازيگران شناخته شده ايراني به اين اثر ويژگي خاصي داده بود.
:تلويزيون عامه پسندترين سرگرمي و جلوه فرهنگي در عصر جديد است که از بيشترين ظرفيت و پتانسيل رسانه اي براي پاسخ به نياز اوقات فراغت برخوردار بوده و همچون جعبه جادويي ، آدمي را به پاي خويش ميخکوب مي کند. 

:شيفا صفراوا، بازيگر جوان تاجيکي سريال «شکرانه» است که هم اکنون از شبکه تهران پخش مي شود.


