روز عشق، سپندار مذگان نه ولنتاين
منبع خبر:خانواده سبز








ممنون از الهه عزیز برای ارسال عکس ها


ممنون از ریمای عزیز برای فرستادن عکس ها
با سلام
دوستای گلم ببخشید که من روز وانتاین رو تبریک نگفتم
چون هیچ ربطی به ایرانی ها نداره
اما روز سپندار مذگان رو به تک تک شما عزیزان تبریک میگم
طبق معمول
دو ایمیل در قسمت توضیحات وبلاگ تنها ایمیل های اقای پورسرخ هست
برای ارتباط با ایشون از این دو ایمیل استفاده کنید
در صورتی که پاسخی داشته باشند ایمیل خواهند زد
در ضمن به شایعات و حتی تیتر مجلات اصلا اعتنا نکنید
ممنون
-----------------------------------
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فکر می کنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده اند: "تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ملت ما فرود آمد که جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!
شاید افراد زیادی را ببینید که کلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می کنند. اما تعداد افرادی که از واژه درود استفاده می کنند، بسیار نادر است!
همینطور کلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از ?بدرود? در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نکرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.
سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"
اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن Valentineبه 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.
با وارد شدن در لینک بالا در نظرسنجی شرکت کنید
در ضن اگر مایل هستید تا وفا و تکرار ساعت شنی پخش بشه همگی
همکاری کنید و با ۱۶۲ تماس بگیرید تا ترتیب اثری بدند

با تشکر از الهام عزیز

عکس از سهراب عزیز


با تشکر از دوستانی که مشابه
این عکس ها را برای وبلاگ ارسال کردند
از جمله دریا
![]() |
1386/1/1 | |
|
مصائب دوشیزه اکران شد |
||
|
مصائب دوشیزه از امروز 23 بهمن به روی پرده رفت |
||
|
این فیلم به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیه کنندگی سیدغلامرضا موسوی است.که به صورت آزاد و با سرگروهی سینما فرهنگ آغاز به نمایش کرد . فرهنگ - فلسطین - اریکه ایرانیان - کانون - موزه سینما - مرکزی - سپیده ... از جمله سینماهای نمایش دهنده هستند . این فیلم با بازی بهنوش طباطبائی - پوریا پورسرخ - مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی حکایت زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمانی آن با یک سانحه رانندگی ، زندگی وی را به مسیر تازه ای می کشاند. |
||
با تشکر از ریما.مطلب از سایت filmiran.com

یه دوست خوب ان پوستر رو برای
من ارسال کردند اما من متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم
میشه لطف کنند دوباره یاداوری کنند؟

ممنون از سهراب عزیز برای فرستادن این
عکس زیبا

این عکس رو شهرزاد عزیز فرستادن
ممنون از لطفشون












ممنون از رعنای عزیز که عکس هایی از جشن در اهواز با حضور پوریا پورسرخ
رو برای وبلاگ ارسال کردن
در ضمن زحت این پست رو قبلا مینو جون کشیده بودن....کمال تشکر رو دارم
که تو سخت ترین شرایط همراه من بود
با سلام
ایام دهه فجر رو به تک تک شما عزیزان تبریک می گم
خیلی دلم برای وبلاگ شما دوستای خوبم تنگ شده بود
اما در عوض با یک انرژی مضاعف اومدم
حسابی کنار هم روزای خوبی رو بگذرونیم
از دوستای خوبی که با ارسال عکس مطلب و...........
به وبلاگ خیلی کمک می کنند کمال تشکر رو دارم
در ضمن مینوی عزیز که در بحرانی ترین شرایط به داد وبلاگ رسیده
به خاطر زحماتی که برای وبلاگ کشیده کمال تشکر رو دارم
در ضمن این وبلاگ زیر نظر اقای پورسرخ نوشته می شه و
۲ ای دی که در قسمت توضیحات وبلاگ گذاشته شده
ای دی های خود اقای پورسرخ هستند
و به ای دی هایی به غیر از این دو اصلا اعتماد نکنید
و قابل ذکر است که اقای پورسرخ شماره شون رو واگذار کردند
در ضمن این وبلاگ حاضر به تبادل لینک با وبلاگ های دیگر می باشد و فقط
پس از پیوند کردن وبلاگ در قسمت نظرات اعلام کنید
تا لینک شما در وبلاگ قرار داده بشود
با تشکر
موضوع بحث(بهاره):
به نظر شما ساعت شنی چه خصوصیاتی دارد که باعث شده این همه مخاطب جذب کند
و مورد انتقاد مسولین قرار بگیرد؟

پوستر از نگار عزیز
-----------------------------------

پوستر از الهام عزیز
-----------------------------


اینم یه چند تا عکس از اقای پورسرخ تو برنامه ی زنده رود که من (مینو) با مبایل از روی تلویزیون گرفتم.دیگه کیفیتش خوب نیست ببخشید . ایشالا دوست های عزیزمون که پیش ایشون رفتن و عکس گرفتن لطف میکنن میدن که بچه ها هم ببینن.
دوستان عزیز اصفهانی پوریا پورسرخ: فردا در برنامه زنده رود حضور دارند.
الان هم هم اکنون در اصفهان می باشند. عزیزانی که دوست دارند ایشان را ببینند میتونن به هتلی که هستند بروند و ایشان را ببینند .
بسم الله الرحمن الرحيم
اول اينکه تشکر ميکنم از تمام دوستاني که با اين وبلاگ صادقانه کار ميکنند. (زحمت ميکشن و عکس و پوستر و....) مي فرستند. همونطور که گفتم: به محض اينکه کامپيوتر مهناز جان درست بشه مياد سريع پيش همتون. اما فعلا در نبودش مجبوريد منو (مينو) تحمل کنيد.
طي صحبتي که با مهناز جان داشتم سلام همگيتون رو رسوندم و گفتم خيلي دلتون براش تنگ شده اونم متقابلا سلام خدمت تک تک تون رسوند. ( اين از خواهش اول همگي تون مبني بر اينکه خواسته بوديد سلام برسونم)
دومين مورد اميدوارم روز هاي زيارت عاشورا تون رو فراموش نکرده اشيد.


با تشکر فراوان از بهاره السادات عزیز
..............................................




با تشکر فراوان از الهام عزیز
....................................................




با تشکر فراوان از نیلوفر عزیز
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران شهردار تهران و جمعي از مديران شهري شب گذشته و در آستانه افتتاح سينما آزادي از اين پروژه بازديد کردند.
سرويس: اجتماعي - شهري
به گزارش سرويس «شهري» ايسنا، در اين بازديد که از ساعت 22 شب گذشته آغاز شد، علاوه بر دکتر قاليباف، تعدادي از معاونان و مديران ارشد شهرداري تهران از جمله دکتر شريفي ـ معاون امور مناطق ـ، نوريان ـ معاون اجتماعي و فرهنگي ـ، تشکري نيا ـ مديرعامل شرکت توسعه فضاهاي فرهنگي ـ ، حصاري نژاد ـ رييس سازمان بازرسي ـ، غفراني ـ شهردار منطقه شش ـ و تنها ـ رييس حراست کل شهرداري تهران ـ حضور داشتند.
شهردار تهران در اين بازديد از بخشهاي مختلف سينما آزادي ديدن کرد. تماشاي قسمتهاي کوتاه از چند فيلم در سالن اصلي سينما، تست صداي دالبي ديجيتال سينما و گفتوگو با عوامل احداث سينما آزادي از ديگر بخشهاي بازديد شهردار تهران از اين پروژه بود.
در حاشيه اين بازديد، مهندس اکبر تشکري نيا ـ مديرعامل شرکت توسعه فضاهاي فرهنگي شهر تهران ـ گفت: فيلمهاي بخش "سينماي ايران" بيست و ششمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر از روز چهارشنبه 17 بهمن ماه (امروز) در سينما آزادي اکران ميشود.
وي افزود: از ساعت 14 روز چهارشنبه (امروز) فيلم " آن مرد آمد " از بخش سينماي ايران جشنواره فيلم فجر در سالن اصلي سينما آزادي اکران ميشود.
به گفته تشکرينيا فيلمهاي "امضا شدگان"، "جعبه موسيقي" و "مهيا" فيلمهاي ديگري است که به ترتيب در ساعت 16، 18 و 20 روز چهارشنبه (امروز) اکران خواهد شد.مديرعامل شرکت توسعه فضاهاي فرهنگي شهر تهران خاطرنشان کرد: فيلمهاي مذکور در سالن اصلي سينما آزادي نمايش داده ميشوند و دو سالن نيز براي داوري در اختيار داوران قرار گرفته است.
انتهاي پيام
------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران، عباس آسماني سرپرست انجمن سينماي جوانان ايران _ شعبه اسلامشهر با اعلام اين خبر گفت: اين برنامه با هدف تقويت بنيه علمي هنرجويان و فيلمسازان شهرستان اسلامشهر و ايجاد بستري براي شناخت ظرفيتها و قابليتهاي سينماي كوتاه و اهداف و آرمانهاي متعالي انقلاب اسلامي تدارك ديده شده است. | |||
دوست خوبم هانیه جان پیشنهاد دادن و گفتن: اگر دوست دارید فرار بزرگ دوباره پخش بشه با روابط عمومی صدا و سیما ۱۶۲ تماس بگیرید.


با تشکر از ارزوی عزیز بابت پوستر های زیبا
------------------------------------------------------



با تشکر از نگار عزیز
-----------------------------------
اگر چند بخش تاثیرگذار را از آن جدا کنیم آنچه میماند مراسمی تکراری و کسلکننده بود که انتظار حضار و شرکتکنندگان را هم برآورده نکرد. این در حالی بود که بسیاری از مردم از راههای مختلف به دنبال ورود به سالن بودند؛ هر چند ورود و خروج شرکتکنندگان به دقت توسط مسئولان کنترل میشد. برخی حتی با گرفتن کپی از کارت دعوت قصد ورود به سالن را داشتند که البته این ترفند لو رفت و ماموران و محافظان مانع از ورود این افراد میشدند.
نظم حاکم بر مراسم که توسط گروهی ویژه کنترل میشد بسیار خوب و قابل تقدیر بود. نحوه استقرار مردم، نحوه پذیرایی و رفت و آمدهای کم از جمله ویژگیهای مثبت مراسم بود. هر چند تاخیر یکساعته در برگزاری مراسم، زمانبندی برنامه ها را با مشکل مواجه کرد، اما در حالی که عکاسان رسانههای مختلف جایگاه مخصوص و مشخصی برای فعالیت داشتند، جایگاه ویژه برای خبرنگاران اختصاص داده نشد بود و خبرنگاران به ناچار کنار سایر حضار به پوشش خبری مراسم مشغول بودند.
پس از خیر مقدم داریوش کاردان، آنونس مخصوص جشنواره با بازی خسرو شکیبایی پخش شد که البته جذابیت خاصی نداشت و نشانی از خوشسلیقگی و بدعت در آن دیده نمیشد. نخستین شور و هیجان مراسم، در پی نام بردن مجری از آقای بازیگر سینمای ایران عزتالله انتظامی رخ داد که با تشویق فراوان حضار همراه بود. هر چند انتظامی بسیار زود مجبور به ترک سالن شد و فرصت حضور تا پایان مراسم را نداشت.
آنونسها و کلیپهای پخششده در دقایق میانی و پایانی برنامه کیفیت تصویری بسیار پائینی داشت و تلاشهای مجری برای توجیه این اشکالات فنی با این اظهار نظر که این اشکالات و نواقص در این برنامهها طبیعی است هم نتوانست حاضران را راضی کند. کیفیت پائین این آنونسها به اندازهای بود که حتی اعتراض و انتقاد تلویحی اعضاء هیئت داوران بخش مواد تبلیغی را نیز برانگیخت و آنها این مسئله را نشاندهنده توجه کم مسئولان به این بخش عنوان کردند.
اما مراسم افتتاحیه جشنواره در واقع مراسم تجلیلها و تقدیرها بود. نوع انتخابها در این قسمت برنامه به گونهای بود که تعجب همگان را برانگیخت. تجلیل از یکی از سینمادارها منطق و استدلال چندان قوی نداشت و مشخص نبود این انتخاب با چه معیاری صورت گرفته است. هر چند در میان تقدیرشدهها و در مراسم تقدیرها نامها و عناوین معتبر و شاخص نیز به چشم میخورد.
گرچه افتتاحیه با پخش کلیپی از مراسم معنوی و باشکوه حج شکل و فضایی معنوی به خود گرفته بود، مشخص نبود این فضا چگونه در ادامه به فضایی مدرن تبدیل و با موسیقی مدرن و غربی تلفیق شد. حضور یک گروه موسیقی که در سه بخش جداگانه قطعاتی را به رسول ملاقلیپور، علی حاتمی و مسعود جعفری جوزانی تقدیم کردند، چندان با فضای مراسم همخوان نبود.
ر چند گروه موسیقی تلاش میکرد با نواختن ملودیهایی از حسین علیزاده یا موسیقی "شیر سنگی" از فضای صرف غربی فاصله بگیرد، اما این اتفاق نیفتاد. بخش تاثیرگذار مراسم افتتاحیه گرامیداشت یاد حاتمی با پخش بخشهایی از "دلشدگان" و همچنین تجلیل از جعفری جوزانی بود. پخش گزیده آثار جوزانی که سرانجام به سرازیر شدن اشکهای وی منتهی شد، با تشویق فراوان همراه بود.
مراسم افتتاحیه جشنواره بیست و ششم فیلم فجر پس از دو ساعت و 15 دقیقه در حالی به پایان رسید که میتوانست اجرایی بسیار بهتر و با جذابیت بیشتر همراه باشد. به هر حال این آغازی بود بر جشنوارهای که رسما از امروز کلید خورد تا 26 سالگیاش را جشن بگیرد.
| |||||
|
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، از حواشي مراسم ديشب اختتاميه جشنواره، ميتوان به موارد زير اشاره كرد: ----------------------------------------------
| |||||
|
فيلمهاي روز اول جشنواره اعلام شد سينماي ما - فيلمهاي ايراني و خارجي بخشهاي سينماي جهان بيست و ششمين جشنواره بينالمللي در روز نخست اعلام شدند. به گزارش سينماي ما، در بخش جام جهان نما- مسابقه بينالمللي فيلمهاي "آتش سبز" (ايران)، "مايكل كلابتون" (آمريكا)، چشم انداز كنگو (كانادا) منطقه كروسز (هلند، نروژ و گواتمالا)، نيمه بالغ (انگليس)، ويولن (مكزيك)، بازگشت پرستوها (روسيه)، به نمايش در ميآيد. در بخش در جست جوي حقيقت – مسابقه معناگرا فيلمهاي در ميان ابرها (ايران)، پرفسور و معادله محبوبش (ژاپن)، به ياد خودم (ايتاليا)، جنگل مرگ (هنگ كنگ)، گهواره (كانادا/ خارج از مسابقه)، جزيره (روسيه)، 1408 (آمريكا) به روي پرده ميروند. در بخش جلوه گاه شرق- مسابقه سينماي آسيا نيز چشمي از آسمان (هنگ كنگ)، به همين سادگي (ايران)، الژان (آلمان/ خارج از مسابقه)، ابريشم (تايوان) و هامون و دريا (ايران)، به نمايش در ميآيند. فيلمهاي بخش جشنواره جشنوارهها در اولين روز عبارتند از: موشك، خدا حافظ بافانا، چوپان خوب، خدك، صندلين و دره اله. در بخش آثار داستاني روز سه و ده دقيقه با يوما، مارادونا، پسران پرواز، جاده گونتانامو و كوكب سياه به روي پرده ميرود و همچنين از مجموعه فيلمهاي بخشهاي غير رقابتي، مرور سينماي گرجستان، مرور آثار اينگمار برگمان، مرور آثار ميخالكوف و مرور سينماي فلسطين آثاري به روي پرده خواهد رفت. | |||||
|
به روز شده در : پنجشنبه 11 بهمن 1386 -
------------------------------------------
| |||||
بسم الله الرحمن الرحیم.
دوستان عزیز مهناز جان (رزا) به علت اینکه مدم کامپیوترش خراب شده و همچنین ۲ امتحانی که جمعه داره نتوست تا حالا اپ کنه٫ من (مینو) خودمم کامپیوترم خراب بود و نتونستم تو این چند روز کمک مهناز جان کنم . ولی خدا رو شک کامپیوترم درست شد و دیگه سریع دست به کار شدم.
ایشالا که سریع کامپیوتر رزا جان سریع درست میشه اما تا موقعی که درست بشه اگر کاری داشتید یا سوالی می تونید از من بپرسید ٫ سریع انتقال میدم و پاسخ را در کامنت ها میذارم.






با تشکر از الهام عزیز بخاطر پوستر و کاغذ دیواری های زیبا
----------------------------------------------------
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
نسرين مقانلو كه هماينك سريال «ساعت شني» با بازي وي از شبكهي اول سيما پخش ميشود، آرزو كرد كه اين مجموعه تلويزيوني ميتوانست تمام و كمال از تلويزيون پخش شود تا مسوولان و روانشناسان ميتوانستند راهحلي براي اين معضلات اجتماعي پيدا كنند.
اين بازيگر در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، دربارهي پذيرش و ايفاي نقشهاي منفي توسط وي، با تأكيد بر اينكه مينا به هيچوجه شخصيتي منفي نيست، خاطرنشان كرد: من هيچكدام از نقشهايي كه تا به حال بازي كردهام را منفي نديدهام؛ چراكه هيچ آدمي قبلاً نميتواند بد باشد؛ گاه شرايط مختلف دست به دست هم ميدهند تا انساني را به اين مرحله بكشانند.
وي ادامه داد: در مورد «ساعت شني» هم وضعيت به همين منوال است.در اين سريال يكسري واقعيتهاي اجتماعي به تصوير كشيده ميشود كه نه در ايران، بلكه در تمام كشورهاي ديگر هم شاهد هستيم.
***
مقانلو با اشاره به سختگيري خود در انتخاب نقشهايي كه به وي پيشنهاد ميشود، اظهار كرد: من آدم سختي هستم و به سختي كاري را ميپذيرم. چراكه معتقدم بايد كم، ولي درست كار كرد و نقشهايي را پذيرفت كه تأثيرگذار باشد و مردم را به فكر وادار كند.
اين بازيگر سينما و تلويزيون تصريح كرد: بازيگري اين نيست كه صرفاً كار كمدي انجام دهي و مردم را بخنداني؛ بلكه نقش بايد به گونهاي باشد كه واقعيت قشري از مردم جامعه را به تصوير بكشد.
***
نسرين مقانلو در پاسخ به پرسش ايسنا درباره محدوديتهايي كه در ايفاي شخصيتهايي چون «مينا» در «ساعت شني» پيش روي بازيگر قرار دارد، گفت: محدوديت در كار ما بسيار بود روز اولي كه آقاي بهراميان با من درباره نقش مينا صحبت كردند، با اينكه اين شخصيت را بسيار كم دوست داشتم، به وي گفتم اجازه دهيد اين نقش را نپذيرم، چراكه نميتوانم آن بازي كه بايد، را انجام دهم. آقاي بهراميان به من گفت كه فيلمنامه از سوي تلويزيون تصويب شده است و مرا مطمئن ساخت كه پلاني حذف نخواهد شد؛ اما امروز ميبينم كه اينگونه نيست.
بازيگر سريال «ساعت شني» در ادامه تصريح كرد: غير از صحنههايي كه من در آنها ايفاي نقش كردهام، صحنههاي بازيگران ديگر هم درآمده است و هر بار از خودم ميپرسم كه چرا بايد اين اتفاق بيفتد؛ هر پلاني و سكانسي كه از «ساعت شني» حذف ميشود، گويي يك تكه از قلب من كنده شده است و به هيچ وجه آن چه را از تلويزيون ميبينم برايم راضيكننده نيست.
مقانلو در ادامه گفت: تا 7-8 قسمت پخش سريال «ساعت شني» با وضعيت چندان بدي مواجه نبود و تنها يكسري از ديالوگها حذف مي شد، اما از قسمت 8-9 به بعد، سريال با حذف بسيار همراه شد.
اين بازيگر انتقاد به جا را قبول دانست و در عين حال گفت: «ساعت شني» سريال خارقالعادهاي نبوده و تنها به مشكلاتي كه ممكن است در هر جامعهاي وجود داشته باشد بازتر پرداخته است. «ساعت شني» قصد راحتي دارد، بنابراين نبايد وحشت داشت كه مورد قبول كسي نباشد.
***
مقانلو با اعتقاد بر اينكه بايد به سازندگان سريال «ساعت شني» براي بيان اهدافي كه مدنظر داشتهاند فرصت داد.
وي افزود: «ساعت شني» خط قرمزي را نشكسته است و در واقع خط قرمزي وجود نداشته است. قصد اين سريال همانند يك قصه عادي است و تنها بازتر به معضلات اجتماعي پرداخته است. بنابراين مخالفان اين سريال بهتر است به خود لطف كرده و تا پايان اين سريال را ببيننند و بعد دربارهي آن قضاوت كنند.
بازيگر نقش مينا، متذكر شد: مينا شخصيت منفي ندارد و همانطور كه خودش هم در قصه ميگويد« هر دختري در خانه منتظر مينشيند تا خواستگاري بيايد و در خانهاش را بزند.» اما در مورد او وضعيت به اين منوال نبوده است. مينا به دليل فقر خانواده انتخاب اشتباه ميكند و پس از يكسال با بچهاي كه دارد از همسرش جدا ميشود. او به خود اعتماد دارد كه بدون شوهر هم ميتواند زندگياش را اداره كند. مينا طرفدار زنان است و به مردان اعتماد نميكند چراكه زندگي به او اين را آموخته. او زني مهربان است كه زبان شيريني ندارد اما قلب مهرباني دارد و به خيلي زنان كمك ميكند. او با اينكه از «فرهاد» جدا شده است اما پس از خودكشي او درهم ميشكند و در تنهايي خود با پرندهاش قرار ميگذارد كه اگر او برود، فرزندش را به خانه ميآورد و در نهايت هم اين كار را ميكند.
نسرين مقانلو تأكيد كرد: مينا به گروهي از زنان جامعه تعلق دارد كه در اصطلاح به آنان «تيغزن» ميگويند و خداي ناكرده قصد خودفروشي ندارد.
***
بازيگر سريالهاي مسافري از هند (قاسم جعفري) و حس سوم (مهدي فخيمزاده) درباره پذيرش همكاري با بهرام بهراميان به عنوان كارگرداني جوان، گفت: در خلال صحبتهايي كه با آقاي بهراميان درباره نقش مينا داشتم، احساس كردم كه وي با وجود سن كم خوب مسائل را درك ميكنند. ضمن اينكه ايشان به لحاظ اخلاقي شخصيتي مثبت دارند و تنها به كار فكر ميكنند.
نسرين مقانلو درباره همكاري با بازيگران جوان در سريال «ساعت شني»، اين مسأله را تا حدودي دشوار خواند و گفت: بازيگران جوان ما بسيار با استعداد بودند. البته در خلال كار سعي كرديم به حسشان كمك كنيم تا در مقابل ما جوابي كه ميخواهند، بدهد. به آنها ميگفتيم كه در كنارتان هستيم و مشكلي نخواهيد داشت.
اين بازيگر در پايان با ابراز اميدواري نسبت به طرح بيشتر موضوعات اجتماعي در فيلم و سريالها، از ساير سازندگان «ساعت شني» و مسوولان صداوسيما بابت ساخت چنين سريالي تشكر كرد.
انتهاي پيام
----------------------------------------------------------------------
| قسمت آخر مجموعه تلويزيوني ساعت شني ديشب پخش شد / ضرغامي از بهكار بردن تعبير «سانسور» در مورد اقدامات نظارتي سيما انتقاد كرد | ||||||||||
![]() |
||||||||||
|
---------------------------------------------
| ||||||||||
هنوز – پوریا پورسرخ بازیگر سینما و تلویزیون امسال در جشنواره فجر حضور ندارد.
پورسرخ یکی از کاندیداهای بهترین بازیگر نقش اول مرد سال قبل برای حضور در فیلم «روز سوم» بود
ترجیح داد در سریالهای ماه رمضان حضور پیدا کند و پس از آن به کاری پاسخ ندهد تا یکی از غایبان بزرگ جشنواره امسال باشد.





