تبليغاتX
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
عکس................هواداران دو اتیشه پوریاپورسرخ
 

 

 

 

 

 

ممنون از سهراب عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:19
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
سال نو مبارک
 

 

سال نو مبارک

 

سلام

امیدوارم حال تک تک شما عزیزان خوب باشه

امشب شب اخر سال ۱۳۸۶ هست

و برای هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ این

دومین سال تحویل هست که کنار هم هستیم

امیدوارم حتی از مرز ۲۰ سال و یا اگر خدا بخواد

۲۰۰ سال هم بگذره

چه روزای خوب شیرین پر درد سر و حتی غم انگیزی رو

گذروندیم

موقع سال تحویل دعا برای ظهور اقا امام زمان فراموش نشه

و مثل همیشه برای تک تک دوستان و اشنایانمون دعا کنیم

اگه یه کوچولو دورو برمون رو نگاه کنیم می بینیم مردم چقدر گرفتارند

و تنها کاری که از دست ما براشون بر میاد دعاست

در ضمن یادی هم از گذشتگان کنیم که به نویی همه ی ما به انها هم مدین هستیم

مثل من که دیگه سایه پدرم بالای سرم نیست

و خدا رو شکر گذارم به خاطر مادر و خواهر و برادر هام که کنار من هستند

اقای پورسرخ هم فراموش نشه

اپ بعدی باشه برای اولین ۵ شنبه بعد از ۱۳ بدر

اما در صورتی که خبر مهم و اختصاصی از حضور اقای پورسرخ

در برنامه یی یا...بلافاصله در وبلاگ اعلام می شود

من می رم مشهد برای تک تکتون دعا می کنم

سرافراز و پیروز باشید

 

 

یا مقلب القلوب

 

 

 

 

 

 

 ممنون از مینوی عزیز برای تهیه این عکس های زیبا

 

 

سال نو مبارک

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:55
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
سينماگراني كه در ايام نوروز كلاكت مي‌زنند
 

 

 

سينماگراني كه در ايام نوروز كلاكت مي‌زنند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

در تعطيلات نوروزي برخي سينماگران همچنان پروژه‌هاي سينمايي‌شان را مقابل دوربين خواهند برد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «سوپراستار» تهمينه ميلاني از جمله فيلم‌هايي است كه توليدش در ايام نوروز ادامه دارد و بنا به گفته محمد نيك‌بين تهيه‌كننده فيلم؛ فيلم‌برداري 10 تا 15 فروردين به پايان خواهد رسيد.

محمدرضا شريفي‌نيا و سارا خوئيني‌ها هم به جمع بازيگران قبلي اين فيلم اضافه شده‌اند.

«كتاب قانون» ساخته مازيار ميري ديگر فيلمي است كه فيلم‌برداريش تا اواسط فروردين ادامه خواهد داشت و محمدرضا موييني نيز به صورت هم‌زمان تدوين فيلم را انجام مي‌دهد.

در اين فيلم پرويز پرستويي، دارين خمسه، داود فتحعلي بيگي، مهرداد ضيايي و نگار جواهريان به ايفاي نقش مي‌پردازند.

«پوسته» اولين ساخته بلند مصطفي آل‌احمد هم فيلم‌برداريش تا اواخر فروردين ادامه دارد. حميد فرخ‌نژاد و الناز شاكردوست بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

ايرج قادري هم در تعطيلات نوروز «پاتو زمين نگذار» را مقابل دوربين دارد كه فيلمبرداريش تا پايان فروردين ادامه خواهد داشت.

شيلا خداداد، مهدي سلوكي، سحر ريحاني، مهرانه مهين‌ترابي و ايرج قادري بازيگران اين فيلم هستند.

«خروس جنگي» به كارگرداني مسعود اطيابي ديگر فيلمي است كه فيلمبرداريش از 18 اسفند ماه با بازي رضا عطاران و مريلا زارعي آغاز شده است و فيلمبرداري آن تا 20 فروردين ماه ادامه خواهد داشت.

حسينعلي ليالستاني هم «ميزاك» را به تهيه‌كنندگي جهانگير كوثري از 25 اسفند مقابل دوربين برده كه در طول تعطيلات نوروز فيلمبرداري آن ادامه دارد.

باران كوثري، محمدرضا فروتن، داريوش ارجمند، فاطمه معتمدآريا، عليرضا خمسه، رابعه اسگويي، طناز طباطبايي، انوش نصر، رامين ناصرنصير و جمشيد مشايخي بازيگران فيلم هستند كه در لوكيشن كار در تنكابن مقابل دوربين تورج منصوري مي‌روند.

اما ابوالحسن داودي كه بيش از 80 درصد فيلمبرداري پروژه‌ي سينمايي جديدش «زاد و بوم» به پايان رسيده است، در ايام عيد نوروز فيلمبرداري نخواهد داشت و مجددا فيلمبرداري‌ آن از ارديبهشت ماه در خارج از كشور پي گرفته مي‌شود.

و اين روزها و در تعطيلات نوروزي كمال تبريزي «پاداش» را همچنان در سكوت كامل خبري مي‌سازد.

«عيار 14 » پرويز شهبازي هم فيلم‌برداريش به پايان رسيده و كارهاي فني‌اش در سال جديد انجام مي‌شود.در اين فيلم محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ، مينا ساداتي، كامبيز ديرباز و مهشيد افشارزاده بازي داشتند.

فيلمبرداري «تاكسي نارنجي» ابراهيم وحيدزاده پانزده فروردين ماه دوباره پي گرفته مي‌شود.

و «هفت دقيقه تا پاييز» عليرضا اميني از جمله فيلم‌هايي است كه با طي‌شدن مرحله پيش‌توليدش، بعد از تعطيلات نوروز فيلمبردايش با حضور الناز شاكردوست، نيما شاهرخ‌شاهي و محسن طنابنده آغاز مي‌شود.

انتهاي پيام

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:54
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
شنبه سوم فروردین (روز سوم) از شبکه اول ساعت 16 پخش می شود
 

 

 

 

 

شنبه سوم فروردین (روز سوم) از شبکه اول ساعت 16 پخش می شود

تکرار ان ۴ فروردین ساعت ۱۰/۸ صبح

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:53
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
جرات می خواهد
 

 

 

جرأت مي‌خواهد
 
تلويزيون- سيد رضا تشكري*:
بحث بر سر مجموعه داستاني به نام ساعت شني است كه بعد از پخش سوم يا چهارمين قسمت نقد و بررسي و تحليل‌ بر موضوعات مطرح شده در آن شروع شد

 در حالي كه اكثر مجموعه‌هاي تلويزيوني پس از پايان يا حداقل پخش 10‌الي 15 قسمت آن مورد توجه رسانه‌ها قرار مي‌گيرد. سؤال اينجاست، چرا اين مجموعه با چنين واكنشي مواجه شد؟ اكثر كساني كه راجع به اين مجموعه نظر داده‌اند، از نوآوري در مضمون و ساختار آن سخن گفته‌اند، از اين كه نويسنده اين مجموعه با نوع نگاه دراماتيك و مدرن خود وارد حيطه‌اي جسورانه شده است و اين كه چگونه هوشمندانه همه عوامل كنار هم قرار گرفته‌اند تا ماحصل كار چيزي فراتر از معيارهاي معمول تلويزيون بشود و از حضور بازيگران حرفه‌اي و بازي درخشان آنها و تصويربرداري سيال و كارگرداني قابل قبول آن سخن گفته‌اند، و رسانه ملي را مخاطب قرار داده‌اند كه چند وقتي است تلويزيون با ساخت مجموعه‌هايي اين چنيني، تلاش مي‌كند با تكيه بر مضامين تازه، از حدود و انتظار و سليقه بيننده فراتر رود و مخاطبش را با تمهيداتي جلوي تلويزيون نگه دارد.

و با ساخت و پخش سريال ساعت شني، ماحصل نهادينه شدن اين تفكرات كه سازمان صداوسيما در پرداختن به واقعيت‌هاي موجود جامعه، دلسوزانه و دردمندانه برخورد مي‌كند.

و در جاي نظرات بي‌شمار مخاطبين و دلسوزان كارآشنا، سازندگان و دست‌اندركاران صداوسيما را تشويق كردند كه:موضوعات مطرح شده در مجموعه ساعت شني، مسائل مبتلا به جامعه ماست كه رسانه ملي به آن پرداخته است و ما دست ‌اندركاران سازنده ساعت شني خواستيم، كه در رابطه با مسائل موجود در جامعه صريح‌تر با مردم سخن بگوييم و صادقانه دردهاي مزمن اخلاقي جامعه را مطرح كنيم و  انواع ناهنجاري‌هاي اجتماعي را به تصوير بكشيم و به خانواده‌ها هشدار لازم را بدهيم. 

با قصه‌اي جذاب به دختران جوان «مهتاب‌ها» كه به هر دليل از وضع موجود در خانواده ناراضي‌اند بگوييم، فرار از خانه خطرناك‌ترين تصميمي است كه مي‌گيرند. و بگوييم كه پدراني كه فرزندانشان را به ازدواج فاميلي و عدم توجه به آزمايشات ژنتيكي مجبور مي‌كنند و با تولد بچه معلول از آنان شخصيتي مثل «مينا» را مي‌سازند كه با رفتارهاي هنجار گريزش چه بر سر خود و بچه معلول‌شان و جامعه مي‌آورند.

ما با طرح زندگي «منوچهر» گفتيم كه اعتياد، درد خانمانسوزي است كه فقط با اراده محكم فرد و همياري و همكاري ديگران مي‌توان از شر آن خلاص شد و در اين قصه از خانواده‌اي حرف زديم كه با تحكم و لجاجت پدري چون «خسروخان» و اصرار بر خواسته‌ ناشدني‌اش چگونه خانواده‌اي را در آستانه فروپاشي قرار مي‌دهد.

از زوجي كه «ماهرخ –حامد» از نعمت فرزند محرومند و راه‌حل‌هاي علمي (رحم جايگزين) كه از نظر شرع مقدس هم  منعي ندارد و براي حل مشكلاتشان گفتيم  و از زن آسيب‌ديده‌اي «مهشيد» كه ناخواسته به دليل اعتياد شوهرش مجبور به زندگي با مشكلات خود و خواهر و برادران خود شده و  باوجود همه اينها چگونه پاك و مقاوم در مقابل سختي‌ها كمر خم نكرده و به عهده خود پايبند است و شوهري «حامد» كه با صبر و بردباري در مقابل همه سختي‌ها و روانپريش‌هاي همسرش در جهت تحكيم بنيان خانواده خود پاي فشاري مي‌كند.

ما، در ساعت شني از وجود مادري حرف زديم كه در عين سالمندي «زهره‌خانم» همچنان در جامعه مفيد است، و با برخورد مادرانه و خيرخواهانه‌ نقش موثري در تغيير مسير زندگي آسيب‌ديدگاني كه به او مراجعه مي‌كنند دارد و آنان را به سمت خوبي‌ها راهنما مي‌كند.

و نشان داديم كه فردي مثل «اميرعلي» در عين رفاه اقتصادي، كمر همت به همياري و كمك به آسيب‌ديدگان اجتماعي بسته و با همكاري با سازمان بهزيستي به دنبال انجام وظيفه انساني خود است.

و در پايان به نگاه عميق و جامع مدير رسانه ملي مي‌پردازيم كه:
«ساخت برنامه‌هاي تاثيرگذار  شجاعت مي‌خواهد، شجاعتي مبتني بر تحقيق و پژوهش»

* تهيه كننده سريال ساعت شني

تاریخ درج: 25 اسفند 1386 ساعت 12:09 تاریخ تایید: 25 اسفند 1386 ساعت 20:32 تاریخ به روز رسانی: 25 اسفند 1386 ساعت 20:29  
     
  

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:51
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
پوریا پورسرخ با 4 فیلم یکی از پرکارترین بازیگران در سینمای سال 86
 

 

 

بازيگران پركار سينماي ايران در سال 8۶

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

محمدرضا شريفي‌نيا با بازي در هفت فيلم بيشترين حضور را در پرده سينمايي سال 86 داشته است.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «اخراجي‌ها»، «پارك وي»، «نصف مال من نصف مال تو»، «مهمان»، «محاكمه»، «نقاب» و «در شهري خبري نيست هست» فيلم‌هايي بودند كه از اين بازيگر اكران شد كه به جز فيلم آخر بقيه از آثار پرفروش سال 86 بودند.

از اكبر عبدي هم 5 فيلم «اخراجي‌ها»، «كلاغ پر»، «قاعده بازي»، «هدف اصلي» و «گوشواره» اكران شدند كه پس از سال‌ها اين بازيگر حضور پررنگ را در سينماها داشت.

امين حيايي با فيلم‌هاي «اخراجي‌ها»، «مهمان»، «نقاب» و «سنگ كاغذ قيچي»، جمشيد هاشم‌پور با «قاعده بازي»، «سنگ كاغذ قيچي»،‌ «چهار انگشتي» و «از دور دست»، شقايق فراهاني با «مهمان»، «نصف مال من نصف مال تو»، «قلقلك» و «صحنه جرم ورود ممنوع» به همراه پوريا پورسرخ با فيلم‌هاي «مهمان»، «روز سوم»، «پسران آجري» و «مصائب دوشيزه» از بازيگراني هستند كه 4 فيلم برپرده سينما داشتند.

از نيوشا ضيغمي، باران كوثري، مسعود رايگان، رضا كيانيان، مهناز افشار، بهنوش طباطبايي، مريلا زارعي، خسرو شكيبايي، الناز شاكردوست، گوهر خيرانديش، شهاب حسيني، فتحعلي اويسي، نيلوفر خوش‌خلق و ايرج نوذري هم هركدام سه فيلم درسالي كه گذشت داشتند.

و محمدرضا گلزار، رضا عطاران، رعنا آزادي‌فر، حسام نواب صفوي، شهرام حقيقت‌دوست، علي صادقي، آنا نعمتي، عليرض اوسيوند، فرهاد آئيش، داريوش ارجمند، پولاد كيميايي، بيتا فرهي، هانيه توسلي، مهري وداديان، بهرام رادان، افسانه بايگان، حميد لولايي، حديث فولادوند،‌لاله اسكندري، انديشه فولادوند، الهام حميدي، كامبيز ديرباز، پانته‌ آبهرام و ثريا قاسمي هم از بازيگران دوفيلم سال 86 بودند.

پرويز پرستويي، جعفر والي، مهتاب كرامتي (پاداش سكوت)، هما روستا (رفيق بد)، محمدرضا فروتن (اتوبوس شب)، حامد بهداد (روز سوم)، حميد جبلي و ايرج طهماسب (رفيق بد)، فرامرز قريبيان (رييس)، عليرضا خمسه و سعيد پورصميمي (قاعده‌بازي)، پارسا پيروزفر (نقاب)،‌ حسين ياري (اقليما)، ابوالفضل پورعرب (پسران آجري) ، فاطمه گودرزي (دست‌هاي خالي)، حميد فرخ‌نژاد (صحنه جرم ورود ممنوع)، ميترا حجار (اين ترانه عاشقانه نيست)، احمد نجفي (گرداب)، لادن مستوفي (شب بخير فرمانده)، گلاب آدينه (آرامش در ميان مردگان)، رويا تيموريان (گوشواره) و علي نصيريان (زاگرس) ديگر بازيگران مطرح بودند كه تنها يك فيلم از آنها به نمايش عمومي درآمد.

اما جمشيد مشايخي، عزت‌الله انتظامي، نيكي كريمي، گلشيفته فراهاني، علي مصفا، ترانه عليدوستي، هديه تهراني، مهدي هاشمي، فاطمه معتمدآريا، ليلا حاتمي، مهدي هاشمي و ... از بازيگران غايب سينما در سال 86 بودند.

انتهاي پيام

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:50 | لينک به اين مطلب |
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
25 اسفند تولد کارگردان محبوب محمد حسین لطیفی
 

 

 

 

 

۲۵ اسفند تولد کارگردان محبوب (محمدحسین لطیفی)را به سینما دوستان تبریک عرض می کنم

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:38
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
به‌ درخواست پرويز شهبازي، عباس کیارستمی پلان پایانی (عیار14 ) را کارگردانی کرد
 

 

 

                                             عباس کیارستمی و شهبازی

به‌ درخواست پرويز شهبازي،
عباس كيارستمي پلان پاياني «عيار 14» را كارگرداني كرد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

عباس کيارستمي پلان پاياني فيلم‌ سينمايي «عيار 14» را به درخواست پرويز شهبازي طراحي و كارگرداني كرد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلمبرداري فيلم سينمايي «عيار 14» چهارمين ساخته پرويز شهبازي پس از دو ماه در سرعين اردبيل طي دو روز گذشته به پايان رسيد.

عباس کيارستمي سر صحنه فيلم «عيار 14» در شهرستان سرعين حضور يافت و به درخواست پرويز شهبازي، نماي آخر فيلم را طراحي و کارگرداني کرد.

در اين نما، يکي از شخصيت‌هاي اصلي که نقش آن را کامبيز ديرباز بازي مي‌کند سوار بر وانتي قرمز رنگ در ميان برف‌ها حرکت مي‌کند.

به گزارش ايسنا، اين فيلم داستان مردي را روايت مي‌کند که سالها قبل به زيرکي، خود را از مخمصه‌اي رهانيده است و اکنون با بازگشت غريبه‌اي به شهر کوچک محل سکونت خود، به دردسر افتاده است.

تهيه‌کنندگي اين فيلم را پرويز شهبازي خود برعهده دارد و علي لقماني به‌عنوان فيلمبردار دومين همکاري خود را پس از «نفس عميق» با او تجربه مي‌کند.

محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ ، مينا ساداتي و مهشيد افشارزاده ديگر بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

انتهاي پيام

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:23
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
چند پوستر از غزل عزیز
 

 

ممنون از غزل عزیز

 

نوشته شده توسط رزا در 20:43
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
نقد و بررسي «ساعت شني» در دانشگاه مشهد
 

 

نقد و بررسي «ساعت شني» در دانشگاه مشهد؛
حجت‌الاسلام گلي: اين سريال خط قرمزهاي توهمي و ناصحيح را کنار زد
بهرام بهراميان: رسالت هنر نمايش و راه‌حل معضلات است

خبرگزاري دانشجويان ايران - مشهد
سرويس: تلويزيون و راديو

مشاور مدير شبکه اول سيما گفت: «ساعت شني» توانست خط قرمزهايي را که محصول توهم و برداشت ناصحيح افراد جامعه است، کنار بزند.

***

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، حجت الاسلام جوادگلي در همايش «تحليل و بررسي سريال ساعت شني» که عصر روز گذشته در آمفي تئاتر دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي برگزار شد، اظهار كرد: «ساعت شني» با توجه به تمام نقدها، کار قابل توجهي بود؛ طبيعي است که هر اثري علاوه بر تقدير و تجليل نيازمند نقدي منصفانه است.

وي گفت: در «ساعت شني» سراغ يک مساله اساسي رفتيم و آن موضوعات و آسيب‌هاي اجتماعي است که نشان دهنده تثبيت رسانه جمهوري اسلامي است؛ «ساعت شني» توانست خط قرمزهايي را که محصول توهم و برداشت نا صحيح افراد جامعه است را کنار بزند و واقعيت‌هاي جامعه را به صورت صريح نشان دهد.

گلي در خصوص سانسور شدن قسمت هايي از اين سريال گفت: بر همه سريال‌ها در يک مرکز نظارت مي‌شود و ممکن است بعضي از چيزها حذف و يا قسمتي بر آن اضافه شود و«ساعت شني» نيز از اين قضيه مستثني نبوده است.

وي در پاسخ به اين که چرا در پايان همه فيلم‌هاي ايراني مشکلات به سرعت حل مي شود، اظهار كرد: به يک علت فرهنگي و همين امر فرهنگي فضاي happy end بودن فيلم هاي ايراني را فراهم مي کند و در جامعه ايراني مردم به اين موضوع علاقه دارند که همه کاراکترها عاقبت و پايان خوبي داشته باشند.

***

به گزارش ايسنا، در ادامه سيدرضا شکري، تهيه کننده سريال «ساعت شني» اظهار كرد: سازمان بهزيستي کشور در راستاي ماموريتي که دارد با انسان هاي آسيب ديده اي مواجه است و براي مطرح کردن اين آسيب‌ها در جامعه زباني را که انتخاب کرده است، زبان داستان گويي بود و زباني که خداوند در قرآن نيز براي بيان مشکلات انتخاب کرده نيز زبان قصه است.

شکري تصريح کرد: آسيب‌هاي موجود در جامعه بسيار زياد است و رسانه ملي به اين نتيجه رسيد که مقداري صريح‌تر با مردم حرف بزند و بعضي از مسايل مردم روشن‌تر به آن‌ها نشان داده شود و به اين ترتيب قصه‌اي با کارگرداني بهرام بهراميان طراحي و با قلم احمد رفيع زاده نوشته شد تا بخشي از مسايل و معضلات جامعه را نشان دهد.

شکري در پاسخ به اين که در اين سريال به چه مسايل و مشکلاتي پرداخته شد؟ گفت: يکي از موضوعات مورد بحث در اين سريال اعتياد بود که فراواني اين معضل در جامعه ما روشن است و موضوع دختران فراري، تولد فرزندان معلول و همين طور ناباروري زنان و مردان جوان از ديگر مواردي بود که در اين سريال بررسي و راه حلي براي آن ها پيشنهاد شد.

***

به گزارش ايسنا، در ادامه حجت الاسلام صديق اورعي، مدرس جامعه شناسي دانشگاه فردوسي گفت: همه انسان ها داراي نيازهايي هستند و بايد به همه اين نيازها پاسخ داده شود و از طرفي براي رفع اين نيازها روش‌هاي زيادي وجود دارد.

وي افزود: عده‌اي نمي توانند خواسته‌هاي طبيعي خود را به دست آورند و مجبورند راه‌هاي مختلفي را براي رسيدن به اين خواسته‌ها امتحان کنند و ديگران نيز راه هاي زيادي را به آن ها پيشنهاد مي کنند که منجر به حل آسيب يا مشکل آنها مي شود.

وي تصريح کرد: براي بررسي آسيب‌ها و معضلات جامعه ابتدا بايد به ميزان و کثرت آن در جامعه توجه کرد و سپس به تغييرات آن در سال هاي متمادي که آيا مسير نمودار اين مشکل به صورت صعودي است يا نزولي توجه کرد؛ رسانه تصويري مي‌تواند يک انديشه مشترک ايجاد کند و صرفا نمايش يک معضل در تلويزيون باعث حل مشکل نمي‌شود، بلکه اين نيازمند عزم مشترک و تغيير نگرش‌هاست.

***

به گزارش ايسنا، بهراميان، کارگردان سريال «ساعت شني» نيز در ادامه در پاسخ به انتقاد از تعدد شخصيت‌پردازي‌ها و تراکم اتفاقات اظهار كرد: بافت درام اين را ايجاب مي‌کند که اين اتفاقات وجود داشته باشد و درام وقتي اتفاق مي افتد که از زندگي عادي انسان ها قصه هايي خلق شود و مي توان گفت سينما يا فيلم خروج از مسير و روال عادي زندگي انسان‌ها است.

وي در پايان رسالت هنر خود را نمايش و راه حل مشکلات و معضلات جامعه معرفي کرد.

انتهاي پيام

 

 ----------------------------------------------------

.بهترین و بدترین اتفاقی که در سال 86 برایتان افتاد چه بود؟
-حضورم در فیلم سینمایی ((عیار 14))به کارگردانی اقای پرویز شهبازی اتفاق خوبی بود.خوشحالم که سریال ((ساعت شنی)) هم پخش شد.اما حیف که این کار به دلیل کم لطفی برخی مسئولین گرفتار سانسور شد.مخصوصا که بیشتر از همه نقش من قیچی خورد.از تغییرات گسترده ای که در متن واجرای سریال شکرانه به وجود امد هم راضی نیستم.
2.مردوزن برتر سال 86 ازدید شما کیست؟چرا؟
-مردبرتر اقای بهرام بهرامیان بودند کارگردان سریال ((ساعت شنی)) .زن برتر هم خانم ازیتا حاجیان بودند که نقش ((مش دریا)) را در این سریال ایفا کردند.
3.cd کدام خواننده را در داخل اتومبیلتان گوش می دهید؟
-خواننده های زیادی هستند که CD شان را داخل اتومبیل دارم.در کل گلچینی از صداهای خوب را گوش میکنم.
4.سال 86 چک برگشتی داشتید یا خیر؟از کسی طلبکار هستید یا خیر؟
-چک برگشتی نداشتم.هنوز دستمزدم را از ساعت شنی نگرفته ام.مبلغی کوچک هم از یک کار سینمایی طلب دارم که ان را در سال 85 بازی کرده ام.
متاسفانه مقداری هم به دوستان قرض داده ام که هنوز پس نداده اند.
5.این سوال فانتزی است! اگر بتوانید به مکالمه خصوصی دو نفر گوش کنید دوست دارید ان دو نفر چه کسانی باشند؟
-مکالمه شهرام زمانی با اقای شریفی نیا.
6.ایا فوتبال بازی کرده اید؟در چه پستی؟
-فوتبال بازی کرده ام.پست خاصی نبوده.همین جوری می دویدم

مطلب بالا از دریا(درخت سبز)

ممنون

نوشته شده توسط رزا در 20:34 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه بیستم اسفند 1386
کاغذ دیواری
 

 

 

موضوع بحث(ستاره طلایی):

اولین بار چه طوری با این وبلاگ اشنا شدید؟

 

 

 

 

 

 

ممنون از سونیای عزیز

 

 

 

ممنون از نگار عزیز

 

 

 

 

 

 

ممنون از ریمای عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 0:7
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
بهترین فیلم جشنواره بیست و پنجم نوروز از شبکه یک پخش می‌شود
بهترین فیلم جشنواره بیست و پنجم نوروز از شبکه یک پخش می‌شود
فیلم سینمایی "روز سوم" به عنوان بهترین فیلم جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر به همراه آثاری چون "چپ‌دست"، "اکباتان" و "دختری در قفس" در ایام نوروز از شبکه‌های یک و دو روی آنتن می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "روز سوم" سوم فروردین از شبکه یک پخش می‌شود. این فیلم به کارگردانی محمدحسین لطیفی روایتی است از آخرین روزهای مقاومت در خرمشهر سال 59. داستان فیلم درباره خواهر و برادری است که همراه سایر نیروهای مردمی از خرمشهر دفاع می کنند. جنگ و گریز شرایطی به وجود می آورد که سمیره در محاصره دشمن بماند و...

کوثری و پورسرخ در نمایی از "روز سوم"

حامد بهداد، پوریا پورسرخ، باران کوثری، برزو ارجمند، شهرام قائدی و مهدی صبایی بازیگران اصلی فیلم هستند که از بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین کارگردانی را به دست آورده است.

فیلم سینمایی "چپ‌دست" به کارگردانی آرش معیریان پنجم فروردین از شبکه یک روی آنتن می‌رود. این فیلم بر اساس فیلمنامه‌ بهمن معتمدیان به تهیه‌کنندگی منوچهر زبردست و داریوش بابائیان سال 1384 تولید شده و حمید گودرزی، رضا داودنژاد، لیلا اوتادی، رابعه اسکویی، کاظم افرندنیا، مهدی امینی‌خواه و اصغر سمسارزاده در آن به ایفای نقش پرداختند.

"چپ‌دست" روایتگر دختری است که فراموشی‌اش منجر به پدید آمدن مشکلات زیادی می‌شود. از عوام فیلم می‌توان به مجتبی رحیمی مدیر فیلمبرداری،‌ سیاوش فیض‌الله‌زاده طراح صحنه و لباس، مهکامه کاشف چهره‌پرداز، حامد رضی صدابردار و  فریبرز لاچینی آهنگساز اشاره کرد. این فیلم پس از "کما" و "شارلاتان" سومین فیلم بلند معیریان در مقام کارگردانی است.

فیلم تلویزیونی "اکباتان" به عنوان نخستین تجربه کارگردانی سعید اسدی در تلویزیون 9 فروردین از شبکه اول سیما روی آنتن می‌رود. این فیلم داستان دختری به نام فریبا را دنبال می‌کند که برای ترجمه رمان به خانه دایی‌اش در شهرک اکباتان می‌رود. او در غیاب دایی که به مسافرت رفته در خانه تنهاست و درگیر ماجرای اختلاف یک زن و شوهر به نام نادر و مریم می شود.

در "اکباتان" عسل بدیعی، اشکان خطیبی، آرمیتا مرادی، افسر اسدی، فقیهه سلطانی و رامتین خداپناهی مقابل دوربین امیر معقولی رفته‌اند. فیلمنامه را علیرضا محمودی و محمدحسن شهسواری نوشته‌اند و علی‌اصغر صدیقی تهیه‌کننده آن در گروه فیلم و سریال شبکه یک سیماست.

لیلا اوتادی در نمایی از فیلم "چپ دست"

این فیلم را سودابه سعیدنیا و خشایار موحدیان تدوین کرده‌اند و از دیگر عوامل آن می‌توان به بهادر اسدی مجری طرح، رضا نظری‌نیا صدابردار، ابوالفضل رستمی طراح گریم و سپیده شریفی طراح صحنه و لباس اشاره کرد. اسدی دانش‌آموخته سینماست و پیش از این فیلم‌های "آواز قو" و "سیب سرخ حوا" را در سینما کارگردانی کرده است.

فیلم سینمایی "دختری در قفس" ساخته قدرت‌الله صلح میرزایی 28 اسفند از شبکه دو پخش می‌شود. این فیلم به تهیه‌کنندگی علیرضا داودنژاد و علی واجدسمیعی ساخته شد و فیلمنامه را داودنژاد همراه رضا اصلانلو نوشت. در "دختری در قفس" نسرین مقانلو، محمدرضا داودنژاد، چنگیز وثوقی، مجید مشیری، پژمان بازغی، مهناز افشار، فریبرز عرب‌نیا، احترام‌السادات حبیبیان و رضا اصلانو بازی کرده‌اند.

از عوامل این فیلم می‌توان به بابک اردلان صدابردار، حسن کریمی مدیر فیلمبرداری و بهمن سپهری‌شکیب آهنگساز اشاره کرد. در خلاصه داستان "دختری در قفس" آمده: کلکسیونی عتیقه، خانواده‌ای اشرافی، دوستی قدیمی، عشقی تازه، ماموری نفوذی و توطئه‌ای پنهان. شیاد، داستانی است پیچیده در حوادثی مرگبار، روابطی عاشقانه و ماجراجویی آدم‌هایی که دل به دریا زده‌اند.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۰:۰۹  ,  ۱۳۸۶/۱۲/۱۹
نوشته شده توسط رزا در 23:36 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
عکس
 

 

 

 

p (2).jpg

 

 

 

 

 

ممنون از سهراب عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 9:15
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
آغاز تدوين<عيار14>
آغاز تدوين<عيار14>

هشتاد درصد از فيلمبرداري فيلم پرويز شهبازي به پايان رسيد

آغاز تدوين<عيار14>

 

با اضافه شدن يك بازيگر تازه به جمع عوامل فيلم سينمايي <عيار14> فيلمبرداري فيلم پرويز شهبازي همچنان در سرعين ادامه دارد.

به گزارش <باني فيلم> تاكنون حدود هشتاد درصد از صحنه‌هاي اين فيلم جلوي دوربين رفته و به تازگي مينا ساداتي به جمع بازيگران <عيار14> اضافه شده است. گروه كه از ابتداي فيلمبرداري در مناطق پربرف سرعين حضور داشتند سكانس‌هاي پاياني فيلم را هم در همين شهر جلوي دوربين مي‌برند. طبق برنامه‌ريزي انجام شده فيلمبرداري <عيار14> تا پايان اسفندماه در تبريز به پايان مي‌رسد. پرويز شهبازي اين فيلم را هشتم آذرماه كليد زده بود. محمدرضا فروتن، كامبيز ديرباز، پوريا پورسرخ ‌و مهشيد افشارزاده كه بازيگران اصلي <عيار14> هستند همچنان جلوي دوربين شهبازي بازي دارند. خبر ديگر درباره اين پروژه آغاز تدوين است. شهبازي در سرعين تدوين همزمان با فيلمبرداري را آغاز كرده است. فيلم داستان طلا فروش يك شهر كوچك است كه سال‌ها قبل به زيركي خود را از مخمصه‌اي رهانيده است . با بازگشت يك غريبه به شهر او به دردسر مي‌افتد. شهبازي خود تهيه‌كنندگي فيلمش را بر عهده دارد. فهرست كامل عوامل <غبار 14> عبارتند از:

نويسنده، تهيه كننده و كارگردان: پرويز شهبازي؛   مدير فيلمبرداري: علي لقماني؛مدير توليد: حميد مولوي؛طراح چهره پردازي: عليرضا جوادپور

طراح صحنه: مهدي پورموسي؛صدابردار: منصور شهبازي؛گروه كارگرداني: نويد ميهن دوست، محمد نياكان؛دستيار اول فيلمبردار: عباس رحماني پور؛ عكاس: ايليا قرباني؛ مجري چهره پردازي: الهام يعقوبي؛ مدير تداركات: علي اصغر رسولي؛ دستيار توليد: عليرضا جمالي؛ گروه فيلمبرداري: فرهاد كريمي، افشين بندي، صمد حسين زاده، رضا گل كرمي؛ دستيار صحنه: مهدي ستاري؛ دستيار صدابردار: هادي ساعد محكم؛ گروه تداركات: جعفر عيسي پور، حسن حسيني، عليرضا عيسي پور؛ حمل و نقل: جواد صدوقي، افشين عزتي ؛ سينه موبيل: عطا جهانگيرزاده؛ لابراتوار: فيلمساز؛ بازيگران: محمد رضا فروتن، كامبيز ديرباز، پوريا پورسرخ، مهشيد افشارزاده، مينا ساداتي‌

 

نوشته شده توسط رزا در 9:14
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
بسياري از فيلم‌هاي ايراني استاندارد نيست
 

 

 "مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه می‌کشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از 17 روز نمایش در هفت سینما 200/887/22 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم اسفند 600/431/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/900 تومان افت فروش داشته است.

 

--------------------------------------------------

 

 

بسياري از فيلم‌هاي ايراني استاندارد نيست
 
سینمای‌ايران- آيدا اورنگ:
مسعود اطيابي، كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» كه اين روزها بر پرده‌ سينماهاي تهران است، پيش از اين در مقام تهيه‌كننده در سينما فعاليت مي‌كرد.

 اطيابي در «مصائب دوشيزه» به سراغ موضوعي خاص رفته و كوشيده تا به تفاهم ميان اديان بپردازد.

او گرچه از شرايط اكران فيلمش ناراضي است ولي مي‌گويد چيزي را كه به دنبال آن بوده در بازخوردهاي تماشاگران به دست آورده است.

اطيابي در «مصائب دوشيزه» قصد داشته در عين انتقال مفاهيم مورد نظرش، با تعريف داستان تماشاگر را با فيلم همراه كند. نوعي پل زدن ميان سينماي گيشه و سينمايي كه حرفي براي گفتن دارد.

  • با توجه به اينكه شما سال‌ها تجربه تهيه‌كنندگي و فعاليت در سينما  داشتيد ، چرا زودتر اولين فيلمتان را نساختيد؟

 البته من از مدت‌ها قبل تصميم داشتم فيلم بسازم و فيلمنامه خاصي مدنظرم بود به نام «ماريا».

 اين موضوع (فيلمنامه) مستند بود و روي آن خيلي وقت گذاشتم، ولي طولاني‌تر شدن مقدمات كار باعث شد كه من ديرتر كار اولم را شروع كنم و ترجيح دادم كار ديگري را بسازم تا بعد به آن برسم.

  •  با توجه به اينكه بازيگر نقش آندره، پوريا پورسرخ در دوران شهرت خود بود و تضميني براي گيشه به حساب مي‌آمد، چقدر براي انتخاب بازيگر به گيشه فكر مي‌كرديد؟

 براي فيلمسازي بايد به گيشه فكر كرد. يعني اگر سينما كار مي‌كنيم بايد تا حدودي به گيشه فكر كنيم و يا اينكه مخاطب را بشناسيم.

يك‌سري مسائل پيچيده است و در انتخاب بازيگر، بايد كساني باشند كه يك مقدار، مخاطب جذب كنند تا فيلم ديده شود. انتخاب بازيگر در همين مسير انجام شد.

  •  به اين موضوع فكر نكرديد كه اين بازيگر نقش مشابه داشته و اين تكرار شايد به ضرر فيلم تمام شود؟

 چرا، قطعاً فكر كرده‌ام كه بازيگر در اين نقش تكرار نشود يا  يك شخصيت خاص را با نقش‌هاي قبلي‌اش براي تماشاگر تداعي نكند.

قطعاً اين اتفاقات با گريم و نوع بازي امكان افتادنش است. مگر اينكه ضرورت داشته باشد تا تداعي‌گر نقش‌‌هاي ديگرش باشد.

  •  شخصيت آندره، با شخصيت ژوبين در سريال وفا نزديك به هم است.

 پوريا پورسرخ، بازيگري بود كه من براي نقش، فقط او را در ذهن داشتم و هيچ‌وقت فكر نكردم كه كس ديگري بيايد، حتي زمان نوشتن فيلمنامه، به اين قضيه فكر كردم كه ايشان براي اين نقش مناسب هستند.

من از سريال وفا، يكي – دو قسمت آخر را ديدم و همين جريان باعث شد تا پورسرخ را براي نقش مناسب ببينم. ويژگي خاصي داشت كه مناسب نقش بود و خوب هم از عهده آن برآمد.

يعني آندره‌اي كه من تصور مي‌كردم با آني كه درآمد، فرقي نداشت و پوريا نقش را به گونه اي قابل باور درآورد كه   باورپذيري كه نياز داشتم براي شخصيت آندره و حسي كه تماشاگر بايد به آندره پيدا مي‌كرد، صورت گرفت.

  •  در جايي گفته‌ايد از بهنوش طباطبايي هيچ سريالي نديده‌ايدو اينكه اين اولين نقش سينمايي ايشان است. براي نقش اصلي هراسي نداشتيد بازيگري را انتخاب كنيد كه شناختي از بازي‌اش نداشتيد؟

 خانم طباطبايي به ما اجازه داد قبل از اينكه كار را شروع كنيم، با ايشان تمرين داشته باشيم و من استعدادهاي ايشان را ببينم. اين ماجرا باعث شد به اين قضيه شك نكنم كه انتخاب درستي كرده‌ام.

با اينكه متأسفانه من بازي‌هاي قبلي ايشان را نديده بودم، اما بين گزينه‌هاي موجود، بهترين بود و چهره مناسبي براي ايفاي اين نقش داشت و لحن صحبت كردنش، مناسب بود.

الان اگر اين فيلم را ببينيد باور مي‌كنيد اين دختر مسيحي است و با خودش درگير است.

در يك خانواده مسيحي بزرگ شده و با تعصبات ديني درگير است. اين نقش با چهره‌پردازي مناسب اتفاق افتاد و خوب درآمد.

  •  اولين تصور شما از خواندن فيلمنامه چطور بود؟

 من سوژه‌اي داشتم با نام «ماريا» كه دغدغه ساخت آن را داشتم و به اين مضمون   نزديك بود.چند بار هم قدم برداشتم براي توليدش، اما وسواسم روي آن فيلمنامه باعث شد تا چند سال روي آن كار شود و آقاي فرهودي زحمت اين كار را بكشند، تحقيق كنيم تا برسيم به چيزي كه مي‌خواهيم.

آقاي رفيع‌زاده، نسخه‌اي به ما داد كه زمان خواندن آن متوجه شدم نزديك است به سوژه‌اي كه مي‌خواهم بسازم و فكر كردم تجربه خوبي است كه  قبل از اينكه «ماريا» را بسازم، اين كار را بسازم.

در واقع با احساس، اين كار را ساختم، احساسي كه از قبل روي اين موضوع داشتم. بعداً هم حدود يك سال با آقاي رفيع‌زاده بحث كرديم، چندين فيلمنامه نوشته شد، از نگاه‌هاي متفاوت ارزيابي شد و در آخر رسيديم به اين فيلم كه الان روي پرده است.

  •  نكته ديگر اين است كه روند حوادث قابل پيش‌بيني است، يعني مخاطب حدس مي‌زند كه فيلم چطور تمام مي‌شود.

 براي من پيش‌بيني، اساس نبود. موضوع فيلم اين نبود اصلاً. چيدمان ما اصلاً دقيق نبود كه تماشاگر تا آخر بنشيند و نداند چه مي‌شود. بيشتر خاصيت فيلم در چيزهاي ديگري است، دغدغه‌ها چيز ديگري است كه من در بازخوردها آن را ديدم.

به آن چيزي كه مي‌خواستم رسيدم، به آن توجه. دوست داشتم بعضي سؤال‌ها ازمن پرسيده شود و ايرادهايي به فيلم بگيرند.

مثلاً عاشق شدن امير به ژانت در كليسا، از سكانس‌هايي بود كه وقتي  آن را مي‌گرفتم، مي‌دانستم مخاطب عصباني مي‌شود و به من كارگردان مي‌گويد چرا؟ چرا اين آدم كه خيلي زميني نيست، برايش يك اتفاق زميني مي‌افتد، من اين ايراد را مي‌دانستم و دوست داشتم گرفته شود.

 فيلمتان در ايامي به نمايش درآمده كه موعد چندان مناسبي براي اكران نيست.

شرايط اكران در سينماي ايران، كلاً مساعد نيست. اين برمي‌گردد به سينماي بيمار ما.

اگر سينما درست عمل كند وبرنامه‌ريزي درست براي اكران داشته باشد به نظر من 12 ماه سال فصل خوبي براي اكران است و هيچ اتفاق بدي براي هيچ فيلمي نمي‌افتد.

اما اكران ما مشكل دارد و نوع اكران ما بدون سياست و بدون برنامه است.

 كسي نيست كه روانشناسي جامعه را بداند كه چه فيلمي براي چه زماني مناسب اكران است، در چه محدوده اي، فيلم كودك در چه ساعت‌هايي باشد، ساعت‌هاي ارزان‌قيمت داشته باشد و چون چنين برنامه‌اي وجود ندارد، بيشتر فيلم‌ها آسيب مي‌بينند مثل فيلم ما.

اگر مصائب دوشيزه محرم اكران مي‌شد، 2 ماه زودتر و در اوايل محرم، خيلي بهتر بود و نيازي نبود هيچ سالني به علت ايام عزاداري تعطيل شود و مي‌توانست با مناسبت اكران شود، اما چون هيچ برنامه‌اي وجود ندارد، اين اتفاق نيفتاد.

حالا به زور با يك اكران محدود، بر پرده مي‌رود و هيچ گله‌اي نمي‌شود كرد. نگاه كنيد الان 4 فيلم كمدي همزمان اكران مي‌شوند و يك فيلم خاص و معناگرا مثل فيلم ما، كه نمي‌تواند جنبه تجاري داشته باشد.

 در حالي كه با برنامه‌ريزي مي‌شد در اين فصل، تعداد فيلم‌هاي اكران شده زياد نشود تا فيلم‌ها موفق‌تر شوند و به يك فيلم فرهنگي توجه بيشتري شود.

شعار داده مي‌شود كه فيلم فرهنگي مورد توجه قرار داده مي‌شود اما اصلاً اين شعار عملي نمي‌شود.

 شما ببينيد سينما فرهنگ لطف مي‌كند مصائب دوشيزه را به عنوان فيلم سرگروه قرار مي‌دهد اما اين فيلم، چون فرهنگي است، سانس آخر ندارد و سانس آخر را به فيلم ديگري مي‌دهند، بدون توجه  به اين قضيه كه آيا مصائب دوشيزه اكرانش خوب است يا نه.

  •  چرا درخواست نكرديد در همان محرم فيلم اكران شود؟

قرار هم همين بود، اما بنا به دلايلي عقب افتاد.

  •   قصد نداريد تهيه‌كنندگي را ادامه دهيد؟

 چرا، شغل من تهيه‌كنندگي است و كارگرداني وقت زيادي از من نمي‌گيرد. اما طبيعتاً كاري كه براي تهيه يا براي كارگرداني انتخاب مي‌كنم متفاوت است.

  • در حال حاضر مشغول چه فعاليتي هستيد؟

 در حال حاضر دارم يك فيلم كمدي مي‌سازم.

  •  دليلش اين نيست كه فيلم كمدي فروش دارد و همه تقريباً ترجيح مي‌دهند كمدي بسازند؟

 حالا، نمي‌خواهم اطلاعات بدهم، فيلم من شايد با كمدي‌هاي موجود خيلي همراه نباشد.

من خيلي از فيلم‌هاي كمدي را، كمدي نمي‌دانم.

به نظر مي‌رسد استاندارد ساختاري توليد هم در آنها رعايت نشده است.

ما مشكل استاندارد داريم، همه فيلم‌ها بايد يك مهر استاندارد بخورند و  بعد روانه اكران شوند تا  به مخاطب احترام گذاشته شود ولي اين اتفاق نمي‌افتد.

 روي فيلم‌هايي اسم  فيلم مي‌گذاريم كه استاندارد نيستند.

تاریخ درج: 13 اسفند 1386 ساعت 09:55 تاریخ تایید: 14 اسفند 1386 ساعت 09:48 تاریخ به روز رسانی: 14 اسفند 1386 ساعت 09:01  
     
  
 

نوشته شده توسط رزا در 9:12
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا
 

 

 

 

ضرورت توجه به مسايل انساني در بحث «رحم جايگزين» و...
گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

نشست نقد و بررسي سريال تلويزيوني «ساعت شني» با حضور اعضاي هيأت علمي پژوهشكده‌ي ابن‌سينا، مدرسان حوزه علميه و اساتيد و صاحب‌نظران امروز ـ14 اسفند ماه ـ در مدت زمان بيش از 3 ساعت برگزار شد.

***

به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، تهيه‌كننده سريال «ساعت شني» گفت: حدود دو سال و نيم روي فيلم‌نامه‌ي «ساعت شني» كار شد. اگر آسيب‌هاي اجتماعي كه ما در تحقيق به آن رسيديم را در اين سريال مطرح مي‌كرديم واقعا بحث‌برانگيز مي‌شد.

شكري افزود: وزارت بهداشت بايد از صداوسيما بخواهد كه برخي از مسايل را از طريق نمايش در جامعه فرهنگ‌سازي كند.

محمدمهدي آخوندي رييس پژوهشكده‌ي ابن‌سينا و رييس مركز فوق تخصصي درمان ناباوري و سقط مكرر ابن‌سينا نيز در اين نشست كه در محل دانشكده علوم‌پزشكي شهيد بهشتي برگزار شد گفت: امام(ره) فرمودند صداوسيما دانشگاه است. اين سازمان مي‌تواند آموزش دهد و تحول ايجاد كند تا مردم به سمت درست هدايت شوند.

وي با اشاره به موضوع داستان سريال «ساعت شني» با عنوان رحم جايگزين بود. گفت: در نشستي با مسوول شبكه يك سيما، او معتقد بود كه بحث اين سريال رحم جايگزين نيست، بلكه منظور ما مفاسد اجتماعي است. اما موضوع بحث ما در اين نشست «رحم جايگزيني» است. چرا كه نمي‌توان يك بحث درماني جديد را كه بسياري از مردم با آن درگير هستند را كنار گذاشت.

آخوندي ادامه داد: در هر صورت ما نيازمند توجه به ابعادي هستيم كه در اين سريال مطرح شد. رحم جايگزين، مساله‌اي بين رشته‌اي است كه در بين خود متخصصان نظرات مختلفي وجود دارد.

***

به گزارش ايسنا، محمدجلال عباسي جامعه‌شناس نيز در ادامه اين نشست گفت: اين جلسه براي آگاهي‌دادن به مردم ترتيب داده شده است. هدف ما اين است كه به صورت محتوايي اين سريال را بررسي كنيم و همچنين بيان كنيم كه اهداف مورد نظر اين سريال درست بوده است يا نه.

وي افزود: خورشيد در كنار رنگين‌كمان جلوه‌اي ندارد، بنابراين بهتر است كه جامعه را سفيد يا سياه نشان ندهيم بلكه واقعيتي كه منجر به آگاهي مردم و همچنين راه‌گشا براي مسوولان شود را نشان دهيم.

عباسي ادامه داد: زماني‌كه ما مسايل اجتماعي را مي‌خواهيم بيان كنيم بايد از افراد متخصص در كنار هم استفاده كنيم تا نتيجه كار خوب از كار درآيد.

وي تصريح كرد: افراد متخصص در دانشگاه‌ها وجود دارد، اما در تيتراژ اين سريال اسم هيچ‌كدام از اين افراد وجود نداشت.

اين جامعه‌شناس خاطرنشان كرد: سريال دو بحث ناباروري و آسيب‌هاي اجتماعي را دنبال مي‌كرد. اگر فيلم‌نامه‌نويس پراكنده‌گويي نمي‌كرد، ممكن بود سريال بهتر از اين از كار درآيد.

وي افزود: تعداد زيادي از افراد جامعه نابارور هستند، بسياري از آن‌ها نيز به بچه‌دارشدن نگاه سنتي دارند.

با توجه به اين‌كه بحث حقوقي اين مساله هم اخيرا در ايران مطرح شده است و ايران به عنوان يك كشور اسلامي براي مشروعيت‌بخشيدن به مساله رحم جايگزين پيشگام بوده است؛ لازم است به خاطر اين‌كه ما در آغاز كار هستيم به مردم در اين زمينه آگاهي دهيم.

عباسي افزود: عمدتا طبقه متوسط جامعه هستند كه به اطلاعاتي كه صداوسيما به آن‌ها مي‌دهد اعتماد دارند.

افراد ناباروري هستند كه به دنبال حمايت هستند اگر از طريق رسانه به مردم در اين زمينه اطلاعاتي داده شود اين حمايت به وجود مي‌آيد.

وي ادامه داد: در اين سريال به بحث رحم جايگزين خيلي سطحي برخورد شد و عوامل اين سريال از مراكز علمي هيچ مشاوره‌اي نگرفتند.

اين جامعه‌شناس تصريح كرد: هرچند تفكر اصلي نويسنده اين سريال رحم جايگزين بوده، اما بعد آسيب‌شناسي اجتماعي نيز به آن اضافه شده است. سريال مي‌توانست حاشيه‌هاي كم‌تري داشته باشد كه اين مساله باعث كوتاه‌شدن «ساعت شني» مي‌شد، اما اين موضوع باعث مي‌شد به آسيب‌هاي اجتماعي عميق پرداخته شود.

وي خاطرنشان كرد: در طبقه متوسط جامعه ما كساني داوطلب رحم اجاره‌اي هستند بسيار با احساسات و عواطف اين كار را انجام مي‌دهند، اما اين سريال به خوبي اين موضوع را نشان نداد.

عباسي گفت: لازم بود بعد از سريال، نشست‌هاي تخصصي براي آگاهي‌دادن مردم صورت گيرد كه اين موضوع باعث تأثيرگذاري بيشتر مي‌شد.

وي افزود: با وجود اين‌كه شخصيتي كه به دنبال رحم جايگزين در سريال بود خودش متخصص در اين زمينه بود اما او به اين موضوع زياد تخصصي برخورد نمي‌كرد.

اين جامعه‌شناس ادامه داد: اين سريال موضوعاتي را در سطح بيان مي‌كرد و بدون اين‌كه به آن‌ها پرداخت درستي داشته باشند رها مي‌كرد.

اين جامعه‌شناس با اشاره به سخنان مسوولان صداوسيما مبني بر عبور از خطوط خط قرمزها گفت: مساله اصلي اين است كه چگونه از خط قرمز مي‌خواهيم عبور كنيم؟ به كجا مي‌خواهيم برويم؟ آيا آگاهانه از خط قرمزها عبور كرديم؟ اگر بنا باشد برخي بدآموزي‌ها در جامعه ايجاد شود بهتر است كه از خط‌قرمزها عبور نكنيم.

***

به گزارش ايسنا، آخوندي در ادامه نشست گفت: مساله مهم در «ساعت شني» در كنار رحم جايگزين، نحوه‌ي معرفي پزشك به جامعه بود. افرادي كه جامعه آن‌ها را شخصيت‌هاي موجه و معتبر جامعه مي‌دانند آيا اگر اين افراد در سريالي رواني معرفي شوند تأثير بدي بر جاي نمي‌گذارد؟!

****

عليرضا زالي رييس دانشكده علوم پزشكي و خدمات درماني شهيد بهشتي در اين زمينه گفت: استفاده از امكانات يك رسانه براي بيان‌كردن ناهنجاري‌هاي اجتماعي چه‌قدر مي‌تواند بر روي جامعه تأثير داشته باشد، مسلما ورود رسانه‌ها در اين زمينه محتاطانه خواهد بود همچنين اگر آن مسايل روز را در نظر نداشته باشند مي‌تواند اثر مخربي داشته باشند.

وي ادامه داد: دورخيز ارزشمند تاريخي و اجتماعي پزشكان باعث شده است كه جامعه به آن‌ها اهميت زيادي دهند. خدشه‌واردكردن به اين گروه از افراد جامعه مي‌تواند اثرات منفي درپي داشته باشد.

زالي تصريح كرد: انتقاد اصلي از طرف جامعه پزشكان به نحوه پرداختن به بازيگر پزشك اين سريال است.شرط لازم يك پزشك براي طبابت سالم‌بودن از نظر روحي و رواني است.

وي خاطرنشان كرد: «ساعت شني» صحنه‌هاي غيرواقعي پزشكي را ارايه داد. كودكي پزشك باعث شده كه او فرد بيماري از نظر روحي در بزرگسالي باشد، همچنين او از بيماران خود سوء‌استفاده شخصي مي‌كند كه تمام اين موارد دور از شأن و جايگاه جامعه پزشكي كشور است.

رييس دانشكده پزشكي شهيد بهشتي تصريح كرد: اين سريال باعث ايجاد ديوار بي‌اعتمادي بين جامعه پزشكي و مردم است.

وي گفت: موضوع ديگر اين سريال دروغ‌گويي بازيگر پزشك به اطرافيانش است يك پزشك بايد نسبت به ديگر افراد صداقت داشته باشد.

زالي افزود: رحم جايگزين به نوعي در اعتقادات ديني ما نيز وجود دارد در اسلام مساله دايه‌گري و مادر رضايي وجود دارد. رحم جايگزين را مي‌توان دايه‌اي قبل از تولد دانست. بنابراين رحم جايگزين يك موضوع انساني است. بايد براي بيان آن جزئيات ريز را در نظر داشت.

وي تصريح كرد: از شرايط انتخاب فردي كه براي دادن رحم جايگزين انتخاب مي‌شود سلامت روحي و جسمي است كه باز اين موضوع در اين سريال به درستي بيان نشده است.

زالي بيان كرد: جامعه پزشكي انجام مراحل آزمايشگاهي اين مساله را به صورت كار گروهي انجام مي‌دهد در اين سريال نشان داده شد كه بازيگر پزشك تمام كارهاي تخصصي را خودش به تنهايي انجام دهد.

****

به گزارش ايسنا، آيت‌الله محمد قائني ـ مدرس حوزه علميه قم ـ گفت: صداوسيما سريال‌هايي را كه ارايه مي‌دهد نوعي سرگرمي همراه با آموزش را در نظر دارد. صداوسيما به اين علت كه مخاطبش وسيع است صرف سرگرم‌كردن نبايد مسايلي را در جامعه زير سوال ببرد.

وي افزود: مسايل اين‌چنيني بايد طوري پرداخته شود كه نوجواناني كه ممكن است بيننده اين سريال باشند لطمه‌اي وارد نشود.

قائني ادامه داد: در آموزه‌هاي ديني مساله حيات به خصوص براي نوجواناني را كه به سن ازدواج نرسيده‌اند بسيار تأكيد شده است.

وي تصريح كرد: قرين قراردادن رحم جايگزين با مسايلي ديگر (اعتياد) باعث مي‌شود مردم از موضوعي مثل رحم جايگزين روي برگردانيم.

مدرس حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: شرع اسلام، نسبت به گناه آن‌قدر تأكيد شده است كه علني‌ گناه‌كردن گناهي بزرگ‌تر محسوب مي‌شود در قسمت‌هايي از اين سريال گناهاني كه نشان داده مي‌شد آيا جنبه امر به معروف شده است؟ اگر اين موضوع مدنظر بوده است بسيار ارزشمند است، اما برخي قسمت‌ها چنين به نظر نمي‌رسد.

وي تصريح كرد: افراد مذهبي در اين سريال از طبقه محروم جامعه انتخاب شده بودند.

****

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام گلي مشاور مذهبي در شبكه اول سيما گفت: در مورد اين سريال نقدهاي غيرمنصفانه‌اي شده است اما اين نقد در ساحت دانشگاه بسيار منصفانه بود.

وي افزود: قطعا دانشگاه وظيفه آگاهي‌رساندن به مردم و دستگاه‌ها را دارد. بيشتر مخاطب عمومي جامعه مربوط به صداوسيما است، بنابراين چنين نشست‌هايي مفيد است. بهتر است كه در مورد برنامه‌هاي ديگر صداوسيما نيز چنين نشست‌هايي برگزار شد.

گلي ادامه داد: ارتقاء باورها، فرهنگ‌سازي در رشد انسان و ارايه مسايل ملي و مذهبي از وظايف تلويزيون است. يكي از قالب‌هايي كه مي‌توانند اين موضوع را بيان كنند، نمايش است.

اين كارشناس مذهبي در رسانه تصريح كرد: «ساعت شني» تلاش مشترك صداوسيما و بهزيستي بود. انتخاب بهزيستي فقط براي مشورت با صاحب‌نظر بود. بنابراين اين سريال دنبال متخصصان و مشاوره‌گرفتن از آن‌ها نيز رفته است.

مشاور مدير شبكه اول سيما خاطرنشان كرد: سازمان بهزيستي بازوي مشاوره اين سريال نه بازوي مالي بود البته كمك‌هاي مالي نيز به« ساعت شني» كردند.

وي افزود: در مورد اين موضوع كه «ساعت شني» يك پزشكي را روان‌پريش نشان داده بود. در پاسخ به اين سوال بايد مطرح كنم كه آيا نبايد افراد رواني جامعه را در سريال‌ها نشان داد؟ بنابراين اگر ما به سراغ هر قشم از جامعه مي‌رفتيم آن قشر اعتراض مي‌كرد.

گلي افزود: خانم دكتر اين سريال در زماني‌كه روان‌پريش بود به هيچ عنوان طبابت نمي‌كرد و بعد از اين‌كه بهبودي كامل او حاصل شد به طبابت پرداخت. مهشيد يك فرد قابل قبول و دوست‌داشتني براي مخاطب بود كه مي‌تواند يك الگوي مناسب براي فردي كه مي‌خواهد احيانا اين كار را انجام دهد باشد.

مشاور مدير شبكه اول سيما ادامه داد: در اين سريال بحث «رحم جايگزين» نه «اجاره‌اي» مطرح است. فيلم‌نامه اين سريال چندسال قبل نوشته شده بود به جز در يك ديالوگ اصلا حرفي از رحم اجاره‌اي برده نشد، بلكه اين عمل را يك ايثار نشان داد. در هر جاي اين سريال ديالوگي كه مربوط به «رحم اجاره‌اي» بود حذف شد.

حجت الاسلام گلي افزود: دكتر زالي گفت كه صداوسيما نبايد به دنبال دراماتيزه‌كردن مسايل سخت برود. سريال‌ها نه تنها به دنبال اين موضوع رفته‌اند، بلكه ديگر موضوعات حساسي مثل شيطان و ديگر مسايل ماورايي را نيز مطرح كرده‌اند به اين علت كه صداوسيما اعتقاد دارد بايد آموزش دهد.

وي افزود: رييس سازمان بهزيستي به من گفت اين سريال عزمي در ميان مسوولان ايجاد كرد كه آن‌ها توجه خاصي به بهزيستي بعد از اين سريال مي‌كردند.

وي تصريح كرد: شخصيت مينا در ابتداي سريال مجرم به نظر مي‌رسيد، اما در ادامه مخاطب متوجه شده كه آسيب‌هاي اجتماعي باعث مسايل مختلف در زندگي او شده است. بنابراين بايد نگاه جامعه‌شناسي داشته باشيم و اين مساله مي‌تواند نگاه جامعه را نسبت به يك مجرم تغيير دهد.

***

به گزارش ايسنا، غلامعلي سيفي حقوق‌دان نيز در ادامه اين نشست گفت: بيماري خانم دكتر در اين سريال از قبل بوده است، چنين چيزي ممكن نيست كه پروانه طبابت به اين فرد داده شود. همچنين در زماني‌كه اين فرد بچه را به دنيا آورد بيمار بود، ولي چنين چيزي در جامعه پزشكي ممكن نيست.

وي تصريح كرد: مهشيد به راحتي فرار مي‌كند و در كنار افرادي زندگي مي‌كند كه داراي آسيب‌هاي اجتماعي هستند از نظر حقوق مادر حامد نمي‌تواند هركاري را كه مي‌خواهد انجام دهد و بايد متعهد به رعايت آن‌چه تعهد كرده است باشد. در غير اين‌صورت خانواده متقاضي مي‌تواند از او غرامت دريافت كند.

***

عليرضا ميلاني‌فر ـ پزشك و حقوق‌دان ـ گفت: در هر صنف و گروهي در جامعه افرادي روان‌پريش وجود دارند. اما مساله قابل توجه اين است كه سيما در دو سريال «اغماء» و «ساعت شني» در فاصله زماني كمي يك فرد پزشك را رواني معرفي كرد.

ميلاني‌فر ادامه داد: تمام كساني‌كه مي‌خواستند در اين سريال حامل شوند افرادي مشكل‌دار بودند و براي پول مي‌خواستند اين‌كار را انجام دهند، اما در مركز ما حامل‌هايي هستند كه فقط از جنبه انساني حاضرند كه اين ايثار را انجام دهند.

***

به گزارش ايسنا، سروش دباغ عضو انجمن حكمت و فلسفه گفت: مناسبت مالي درباره رحم جايگزين در اين سريال بدون پيش‌زمينه مطرح شد در صورتي‌كه پيش‌زمينه داشت، مساله قابل قبولي بود. يك فرد حامل در ازاي اين كار حق دارد پول دريافت كند.

***

عابديني كارشناس دفتر سلامت وزارت بهداشت و درمان نيز گفت: ما هميشه در وزارت بهداشت زماني‌كه مي‌خواهيم اطلاع‌رساني كنيم صداوسيما را در اولويت قرار مي‌دهيم. موضوع ناباوري هم يك مساله اجتماعي است در چيدن اهداف اين سريال اگر بخواهيم اين مساله را منطقي جلوه دهيم بايد باعث تزلزل نگرش‌ افراد در مورد رحم جايگزين نشويم. حاشيه‌هاي موضوع نبايد آن‌قدر زياد باشند كه خود آن موضوع بد جلوه داده شوند.

***

بهزاد قرباني روان‌پزشك نيز گفت: مردان، زياد در بحث رحم جايگزين حامي زنان نيستند. بازيگر مرد اين سريال واقعا الگوي خوبي مي‌تواند باشد.

وي افزود: نوع بيماري رواني ماهرخ اصلا مشخص نيست. حجت الاسلام گلي گفت كه او زماني كه طبابت مي‌كرد رواني نبود، اما در صحنه‌هايي ديده مي‌شد كه او زماني‌كه با فرد خيالي صحبت مي‌كرد هم‌زمان طبابت مي‌كرد.

***

در پايان سيد محسن معيني ـ پزشك پره ناتولوژيست ـ گفت: بيماري ماهرخ در سريال چرخيدن رحم بود. در صورتي‌كه اصلا چنين چيزي در پزشكي وجود ندارد. همچنين سيستم بهزيستي اين‌طور نيست كه يك فرد بتواند فرار كند در ضمن نحوه حاملگي مهشيد ساده گرفته شده بود.

انتهاي پيام

 

 

نوشته شده توسط رزا در 9:11
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
مصاحبه تلاش با پوریا پورسرخ
 

 

 

 

شناسنامه

پوریا پورسرخ هستم . متولد 4/4/1356 در تهران . مجردم . دو خواهر و یک برادردارم و فرزند اول خانواده هستم . دیپلمم رادر رشته تجربی گرفتم و بعد وارد دانشگاه شدم ودر رشته اصلاح نباتات لیسانس گرفتم . فوق لیسانسم مربوط می شود به فیزیولوژی گیاهی وقصد دارم این رشته راتا اخذ مدرک دکترا ادامه دهم . فیلم های سینمای روز سوم ، مصائب دوشیزه ، پسران آجری ، مهمان و همچنین سریالهای فرار بزرگ، وفا ، صاحبدلان ، شکرانه و ساعت شنی را در کارنامه دارم .

پیش تولید وفا

در حدود سه سال پیش صحبت از نقشی به میان آمد به اسم معین .  در گیر پیش تولید سریال وفا بودم که پیشنهاد بازی در کار آقای بهرام بهرامیان را دریافت کردم .همانطور که می دانید وفا با اقبال عمومی مواجه شد و در راه معرفی من کار خوب وپر سروصدایی بود . پس از آن با آقایان بهرامیان وشریفی نیا در ارتباط با ساعت شنی صحبت کردم .هر دو طرف معتقد بودیم نقش معین می تواند ادامه خوبی باشد برای منی که با وفا معرفی شده بودم ، زیرا هم نقش متفاوت بود و هم اینکه شرایط سختی را به لحاظ بازی می طلبید . از سوی دیگر چون دوست داشتم با این گروه حرفه ای همکاری کنم خوشحالم که این اتفاق افتاد تا من هم بخشی از مجموعه موفق مورد اشاره باشم .

سرم را بالا می گیرم

با وجود آنکه دو سال و خرده ای از ساخت ساعت شنی گذشته است هنوز هم سوژه این سریال بکر مانده است وبه لحاظ ساختاری نیز کار به حد قوی است که می توانم سرم را بالا بگیرم وبه حضور در این پروژه افتخار کنم .

نقش منفی درتلویزیون

شاهین سریال صاحبدلان نیز رگه هایی از منفی بودن را به واسطه شخصیت شری که داشت در خود می دید اما قلب او مهربان بود .ضمن آنکه در نهایت نیز به نوعی استحاله رسید و تا حدودی احیا شد .شاهین ، دل و رفتارش فرق می کرد و شخصیت او به نوعی درگروی تربیت نا صحیح خانواده بود . اما معین ساعت شنی یک نقش کاملا منفی است و از این حیث با شاهین صاحبدلان تفاوت دارد . معین خود را در طبقه ای جا زده که عضو آن نیست . در واقع از آنجایی که برای او هدف، وسیله را توجیه می کند لذا این جوان به هر ابزاری حتی اگر غیر اخلاقی باشد نیز متوسل می شود تا موانع را از پیش رو بردارد و به خواسته هایش برسد . معین وا نمود می کند که متعلق به طبقه ای فرادست خود است تا از این طریق بتواند دختران و پسران را فریب دهد .

زنگ خطر

همانگونه که ساعت شنی در مجموع به برخی از معضلات اجتماعی پرداخته است ، شخصیت معین نیز خالی از این بار نیست و ما قصد داشتیم تا با به تصور کشیدن این جوان به هم نسلان خود اعلام خطر کنیم و بگوییم که برای مثال نباید فریب ظاهر افراد را بخورند وبه بیرونشان اعتماد کنند .

یکی مثل معین

 متاسفانه در جامعه  بر خورده ام به افرادی که شبیه معین بوده اند . یکی از همین آدم ها چند سال پیش دوست من بود .او طوری وانمود می کرد که گویی از مال دنیا بی نیاز است و صاحب ثروتی عظیم ، به همین خاطر وقتی به من و چند نفر از دیگر رفقای مشترکمان پیشنهاد شراکت داد بلا درنگ پذیرفتیم و سرمایه خود را در اختیار او گذاشتیم ، اما او به عوض اجرای پروژه آن پول ها را برداشت و از ایران فرار کرد .

تقدیر از گریمورها

صرف نظر از خود نقش چهره پردازی و طراحی گریم آن نیز از دیگر نقاط قوت شخصیت معین به حساب می آید زیرا بر خلاف کلیشه های رایج که در آنها بد من های جوان حتما باید ابروها را تیغ انداخته باشند و موها را مطابق مد روز درست کنند معین با ظاهری معمولی دیده می شود تا بدین وسیله امکانش فراهم آید که بازیگر بتواند از طریق بازی خود منفی بودن اورا به معرض نمایش بگذارد . از خانم معین نویدی و دانیال عزیز متشکرم .

باور پذیر

سعی کردم این شخصیت را به رغم آنکه منفور بود (یعنی فراتر از یک نقش منفی ) دوست داشته باشم تا بتوانم آن را باورپذیر بازی کنم .

 تلاش :از سختی های کار یکی این بود که باید طوری وانمود می کردی تا شخصیت های درگیر قصه پی به باطن معین نبرد .

پوریا : بله یعنی به نوعی بازی در بازی . من باید طوری بازی می کردم تا مخاطب سریال متوجه شخصیت واقعی معین بشودو از سویی دیگر نباید اجازه می دادم تا حقیقت این آدم نزد پارتنرها یم در ساعت شنی لو برود .

بهترین نقش

تلاش : اعتقاد داریم نقشی که در این سریال بازی کرده ای به رغم حضور کوتاه مدتش بهترین کار تو به حساب می آید ، خودت در این زمینه چه نظری داری ؟

پوریا :تک تک نقش های که تا کنون ایفا کرده ام را دوست دارم اما اگر قرار باشد از میانشان بهترین ها را گلچین کنم من هم مثل شما یکی از انتخاب هایم معین سریال ساعت شنی خواهد بود ، با این حال نباید از نقشی که در(روز سوم ) ایفا کردم نیز غافل شویم .اما در مورد کوتاه بودن نقش معین باید بگویم نقش منفی به خودی خود دشوار است و اگر قرار باشد که آن را در زمانی کوتاه بازی کنید سختی کار چند برابرمی شود ، زیرا به واسطه ی سکانس های کمتری که در اختیار بازیگر قرارمی گیرد اوباید انرژی بیشتری را صرف کند تا نقش باور پذیر از کار درآید .

خود سانسوری

یکی از اصلی ترین مشکلاتی که در مرحله تولید سریال شکرانه داشتیم خود سانسوری بود . آنجا تا می آمدیم کاری را در ارتباط با قصه انجام دهیم به ما می گفتند این کار نکنید ! به همین خاطر قصه مرتبا تغییر فاز می داد تا بدانجا که در نهایت تبدیل به چیز دیگری شد . سریالی متفاوت از آنچه درمتن اولیه آن آمده بود .آنچه که شما آن را جراءت تعبیر می کنید در واقع پرهیز سازندگان ساعت شنی بوده از خودسانسوری وتراشیدن خط قرمزهای فرضی .

صورت مساله

جامعه ما هم مثل هر اجتماع دیگری مشکلات خاص خود را دارد .مردم نیز توقع دارند  هنرمندانشان به این معضلات بپردازند و آنها را در کارهای خود بگنجانند پس روش بسیار نادرستی است اگر بخواهیم با خط قرمزهای فرضی صورت مساءله را پاک کنیم . به طور مثال چندی قبل یکی از مسئولین امور بهداشتی برای بار چندم نسبت به گسترش بیماری ایدز اخطار داد . با این حال اگر کسی بخواهد سریالی در ارتباط با این بیماری بسازد خود را گرفتار در میان عادت خود سانسوری خواهد دید و این درحالیست که می توان از طریق اطلاع رسانی بخشی از جامعه را در مقابل ایدز واکسینه ساخت . اصلا اگر بتوانیم از نقطه نظر فرهنگی قدمی در ارتباط با این بیماری برداریم کار بزرگی کرده ایم . مخصوصا که مردم خیال می کنند وقتی می گویی ایدز ، الزاما باید به معنای ناهنجاری جنسی باشد . در حالی که این مساءله یکی از صدها راهیست که برای انتقال این بیماری وجود دارد .

حرفهای متین جعفری

چندی پیش داشتم مصائبه ی امیر جعفری  با نشریه شما را می خواندم به نظرم این هنرمند با استعداد و توانا حرف بسیار جالبی در اتباط با مقوله ی بازیگری زد . امیر گفت : بازیگر(بازیگر )است و تغییری نمی کند . بنابراین آنچه تغییر می یابد نقش است و نه بازیگر و این بدان معناست که وقتی بازیگری توانسته قابلیت های خود را در یکی دو پروژه نشان بدهد اگر در یک کار دیگر بد ظاهر شود این مساءله صرفا به او باز نمی گردد و ارتباط مستقیم دارد با متنی که در دل آن قرار گرفته و کارگردانی که با او همکاری می کند و چندین عوامل دیگر .

افت نکرده ام

پوریا پورسرخی که در سریال شکرانه بازی کرد همان بازیگری بود که وفا و صاحبدلان را ازاو دیدیم . من همانم که ساعت شنی را در پخش دارم ، پس اینکه بازی ام درشکرانه به دل نمی نشیند ، در حالیکه به خاطر روز سوم یا مابقی کارها مورد ستایش منتقدان قرار می گیرم ، به این مفهوم نیست که در مقاطعی افت می کنم ویا مبتلا به فراز و نشیب هستم ، بلکه پتانسیل نقش و همچنین ظرفیت متن و ایضا اتفاقاتی که در مسیر تولید به وقوع می پیوندند می توانند تاءثیر زیادی در کیفیت و کارایی من داشته باشند . بله بازی من در شکرانه به خوبی کاری که در ساعت شنی انجام داده ام نیست اما مقصر این نکته که شکرانه ریتم کندی داشت ویا در داستانش اتفاق خاصی نمی افتاد من نیستم و اصولا هیچ بازیگری نمی تواند تعیین کننده ریتم سناریو و فراز و نشیب های آن باشد .

منفعل

حامد شکرانه در همه جای قصه ی این سریال شخصیتی منفعل داشت .جوانی که مدام سرش کلاه می رفت و شما نمی توانستید وی گی قهرمانانه و خاصی که بتواند برای بیننده جذاب باشد را دراو پیدا کنید . بنابرین باز هم می رسیم به جمله نغزی که امیر جعفری به زبان آورده است . یک جا نقش به شما این فرصت را می دهد تا به خوبی دیده شوید و در جای دیگر این فرصت را از شما سلب می کند .

انتخاب

تلاش :اینجاست که بحث انتخاب به میان می آید .یعنی بازیگر مستعدی چون پوریا پورسرخ نباید شکرانه را انتخاب می کرد .

پوریا : در این کار هر بازیگری مسئول انتخاب های خودش است تردیدی وجود ندارد و من نیز با شما در این زمینه که عامل انتخاب می تواند مبین عیار بازیگر باشد موافقم اما مسائله اینجاست که سناریوی اولیه ی شکرانه ؛یعنی کاری که من به آن جواب مثبت دادم و به خاطرش با این پروژه قرار بستم آن چیزی نبود که ساخته شد و روی آنتن رفت .به همین خاطر در ارتباط با این کار نمی توانید از انتخاب من ایراد بگیرید .

صحبت تارخ

خوشحالم که یک بار از زبان استاد امین تارخ شنیدم که می گفت انتخابت در سریال صاحبدلان بسیار لب تیغی بود ، زیرا آنجا که دستت را بالا می بردی و می گفتی ( ما خودمون اند این صحبت هاییم ) می توانست در مخاطب ایجاد انزجار کند ، اما این اتفاق را طوری پیاده کردی که تبدیل شد به بخش شیرین این شخصیت .

مهشید

بر این باورم که مهراوه شریفی نیا چوب اقتدار و نفوذ والدینش را می خورد .زیرا اگر شریفی نیا من نوعی را به پانزده پروژه معرفی کند کسی حرفی نمی زند ، در حالیکه چنانچه این کار را برای دخترش انجام دهد صدای همه در می آید .با این حال اتفاقی که در ساعت شنی برای مهراوه افتاده شبیه تجربه ایست که من با سریال وفا به دست آوردم .از این بابت بسیاربرای این دخترمستعد وپرتلاش خوشحالم. مخصوصا که به یاد می آورم تلاش قابل ستایش مهراوه را برای ایفای هر چه بهتر نقش مهشید .

نسرین مقانلو

بیشترین بازی ام در ساعت شنی باخانم نسرین مقانلو بود. با ارتباط توانایی های ایشان بنده در حدی نیستم که بخواهم اظهار نظر کنم . اما راجع به مسئولیت پذیری این بانوی هنرمند بد نیست تا به خاطره ای اشاره کنم . با وجود این که خانم مقانلو مسافر آمریکا بودند و باید مقدمات این سفر را جورمی کردنداما پس از اتمام بازیشان هم لوکیشن را تر ک نمی کردند و کنار دوربین می ایستادند تا به من ری اکشن بدهند .

جوانتر ها

 عملکرد کسانی که به واسطه سریال (ساعت شنی ) معرفی شده اند کمتری از تلاش بزرگترها نبودو نظرم از لحاظ بازیگری باید حساب ویژه ای را برای این سریال بازکرد

اهدای عضو

در تمامی ادیان به مساءله نوع دوستی توجه ویژه ای مبذل شده. لیکن شریعت شیعه در این زمینه یک گام پیشتری از سایرین است با این حال در ایران که کشوری شیعه نشین است ،اهدای عضو آمار ناچیزی دارد ،چرا؟ به راستی چرا در سرزمینی که باید در چنین آماری سرآمد سایرین باشد پایین تر از دیگر کشور هاست؟ جواب را باید در بحث فرهنگ سازی پیدا کرد. وقتی نمی توانیم از طریق ابزار مختلفی که برای معرفی پدیده های اجتماعی وجود دارند، اطلاع رسانی کنیم، ناآگاهی مردم منجربه کاهش آمار مطلوب وافزایش واقیعتهای تلخ خواهد شد. در ارتباط با سوژه سریال ساعت سنی هم یقین بدانید که بحث رحم اجاره ای یکی از موضوعات مهم جامعه است و تردیدی نداریم که این سریال با هماهنگی آگاهان و مسئولان مذهبی ساخته شده است.

تحلیل و نتیجه گیری

تلاش: یکی از ویژگی های مقبول سریال ساعت شنی این است که به غیر از طرح یک موضوع به تحلیل آن نیز می پردازد و از آن نتیجه مهم می گیرید

 پوریا:و حسن این نتیجه گیری آن است که به سبک فیلم فارسی نیست و رویکردی واقع گرایانه به مسائل دارد .

پشت صحنه

یقین بدانید توفیقی حاصل نمی آمد اگر درپشت صحنه سریال ساعت شنی رفاقت حکمفرما بود.

طلب عوامل

تلاش: ولی طبق شنیده های ما تهیه کننده هنوز دستمزد بسیاری از دست اندکاران این سریال را نپر داخته است. پوریا: به نوبه خود هنوز حتی یک ریال بابت حضور در ساعت شنی نگرفته ام. تلاش: با توجه به این که کار گرفته و مخاطب قابل توجهی دارد ، چقدر احتمال می دهی که از خیر طلب بگذری؟ پوریا: به هرحال چون قرار دادی بسته شده و تهیه کننده خود را ملزم به پرداخت دستمزدها کرده، لذا کار حرفه ای آن است که دنبال پولمان باشیم و آن را تا ریال آخر از آقای شکری بگیریم.

بیات نشد

در عالم هنر های تصویری قانون نانوشته ای وجود دارد دال بر اینکه اگر کاری دیر پخش شود، بیات (پیر)می شود. با این حال این اتفاق برای ساعت شنی نیفتاده و اوضاع به گونه ایست که نمی توانم به واسط حضور در این پروژه احساس افتخار کنم.


احتمال سانسور

تلاش : در خبرها آمده بود که ساعت شنی را توفیق کرده اند ؟

پوریا : این سریال چیزی در حدود 28 قسمت ساخته شده و در حال پخش است . از طرفی قصه معین تا این لحظه که من کار را دنبال کرده ام شروع نشده ، امیدوارم در 17 قسمتی که از سریال باقی مانده به داستان معین پرداخته شود و ما با جابه جایی در قصه معین روبه رو باشیم نه حذف آن . با این حال امیدوارم ساعت شنی از این به بعد با کم لطفی مسئولان مواجه نشود .

می آمدید سر کار ما

شنیدم که یکی دو نفر از بازیگران سریال های اغماء و میوه ممنوعه اعتراض داشتند به اینکه دستشان سر کار بسته بوده است . وقتی مصاحبه این دوستان را خواندم دلم می خواست ازشان دعوت کنم تا با بازیگران شکرانه حرف بزنند .زیرا مطمئنم که اگر آنها یکی دو روز سر لوکیشن ما می آمدند نظرشان درباره ی محدودیت های حاکم بر اغماء و میوه ممنوع تغییر می یافت .زیرا این سریال ها تنها در یکی دو قسمت پایانی شان دچار مشکلاتی شدند در حالیکه سریال شکرانه از همان روز اول تصویر برداری اش گرفتار نباید ها بود . این خود سانسوری ها به حدی بود که بیشتر از آنکه به من بگویند چه کاری را انجام بده از من می خواستند تا هیچ کاری را انجام ندهم .

توفیق اجباری

به شهادت برنامه شب شیشه ای من پیش بینی کرده بودم که توفیق اجباری می تواند با حضور رضا گلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران ودیگر بازیگرانش درگیشه به موفقیت برسد .الان هم از این که این فیلم توانسته سینما ها رو راضی کند ، خوشحالم .

 تلاش : تا پیش از توفیق اجباری این شائبه به وجود آمده بود که پوریا پورسرخ بازیگر ثابت کارهای لطیفی است . فکر می کنی چرا او تو را برای توفیق اجباری انتخاب نکرد ؟

پوریا : چون من هم اگر جای ایشان بودم رضا گلزار را انتخاب می کردم چون با نقش تناسب زیادی داشت . من دو سه بار توفیق اجباری را دیده ام و از تماشایش کیف کردم . همین که این فیلم توانسته در شرایط بد اقتصادی به فروش خوبی دست پیدا کند ، دلیل موفقیت آن است .

شایعه دعوا

تلاش : با این حرفهای که راجع به رضا گلزار زدی ، بدیعی است که دیگر کسی به خود این اجازه را نخواهد داد تا پیرامون دعوا و مشکلات ساختگی شما دو نفر مطلبی به دروغ بنویسد .

پوریا :بحث رضا گلزار نیست . به غیر از او ، من در این سینما با هیچ یک از همکارانم مشکلی ندارم . البته از یکی دو نفر خوشم نمی آید که این مسئله را کتمان نمی کنم و هر زمان که ببینمشان ناراحتی خود را بروز خواهم داد .منتهی دلیلی ندارد که ما اعضا ء یک خانواده بخواهیم دعواهای خود را در معرض دید عموم قرار دهیم . زیرا مردم مشکلات زیادی دارند و بهتر آن است که از زبان ما تنها راجع به نکات خوب بخوانند و بشنوند.

روز سوم

چند روز پیش در اهواز جلسه ای داشتیم در خصوص فیلم( روز سوم) .خوشحالم از آن که حاضران در آن جلسه چه از نظر لهجه و چه به لحاظ اکت ها و ری اکشن ها بازی بازیگران این کار را دوست داشته و آن را تایید کردند .

 

انتقاد از هوشنگ توکلی

از روز اول ورود به این حرفه، حتی در جواب کم لطفی بعض ها احترام نگه داشتم. الان هم به لحاظ شخصیتی بحث نمی کنم که احترام آقای توکلی واجب است، اما من اعتقاد دارم این درست نیست که هر گاه کاری گرفت بخواهیم  موفقیت آن را صرفا به بازی خود ربط بدهیم  و هرزمان که کاری شکست خورد در صدد برآییم تا با مصاحبه  علیه این و آن گناه را به گردن دیگران بیندازیم وخود را تبرئه کنیم. دقیقا به دلیل وود چنین طرز فکری و احترام به زحمت سایرین بود که به رغم نارضایتی ام ازنتیجه ی  سریال شکرانه با هیچ کجا در مورد این مجموعه مصاحبه نکردم . اما شما آقای توکلی شما که به واسطه ی شرایط سنی تان باید الگوی امثال من باشید،

منطق را زیر پا گذاشته و خیلی یک جانبه علیه برخی عوامل سریال مورد بحث  حرف زدید. حال من از شما می پرسم : آقای توکلی شما که عملکرد سایرین را زیر سئوال می بریدآبا در طول تصویر برداری سریال شکرانه وظایف خودتان را درست انجان می دادید؟ شمایی که وقتی سر صحنه می آمدید متن را حفظ نبودید و از گفتن حتی یک جمله ی کامل نیز عاجز می ماندید، چه طور به خودتان این اجازه را داده ای که از دیگران ایراد بگیرید؟

آقای توکلی خاطرتان هست که در یکی از سکانس ها متن را زیر دست خود گرفته بودید تا بتوانید از رو ی آن بخوانید؟ آیا می دانید که آن سکانس به این دلیل که حرکت شما در دوربین معلوم بود حذف شد؟ آن وقت از کار بقیه ایراد می گیرید؟ من شاهد بودم که آقا ی قائمیان صبح علی الطلوع گریم شد و تا پنچ عصر که قرار بود جلوی دوربین برود فرصت کمی برای یادگیری لهجه ی تاجیکی داشت. کدام بازیگر شهامت چنین کاری را دارد؟ آقای توکلی شما که سر صحنه بودید و مصائب کا رو تلاش بچه ها را می دیدید برای چه این طور فرافکنی کرده اید؟ به نظر من حداقل وظیفه ای که می توان برای بازیگر قائل شد این است که متن را حفظ و تمرین کند و سپس سر صحنه بیاید اما آقای توکلی هیچ کدام از این کارها انجام نمی داد و گاه در شرایطی صحنه را به خاطر کشیدن

سیگار ترک می کرد که بقیه ی عوامل آماده ی تصویر برداری از آن سکانس بودند. فیلم های پشت صحنه ی این کار که در دسترس خیلی هاست صحت این مسائل را تایید می کند.

 

محمد کاسبی

ای کاش کسانی مثل آقای توکلی می توانستند از محمد کاسبی ها درس بگیرند. سر سریال صاحبدلان من می دیدم که چه آقای کاسبی و چه آقای محجوب چه قدر برای بهبود کیفی کار زحمت می کشیدند.خاطرم هست که وقتی برای دور خوانی کنار یکدیگر مینشستیم آقای کاسبی بدون مراجعه به سناریو دیالوگ بقیه بچه ها را هم از حفظ بودند به گونه ای که وقتی کسی دیالوگ خود را از یاد میبرد آقای کاسبی بلافاصله به آن بازیگر میگفت که باید در آن لحظه چه بگوید.

 

محاوره

یکی از معضلات در سریال شکرانه این بود که به رغم زبان مشترک دو ملت ایران و تاجیکستان بازیگران تاجیک کار اصطلاحات محاوره ای رایج در زبان ما را نمی دانستند .به همین خاطر اگر می خواستیم که به طور مثال از عبارتی چون پا تو تو کفش من نکن ، استفاده کنیم باید ساعتها توضیح می دادیم که این عبارت به چه معناست .

نقد های کودکانه

همواره پذیرای نقد های تکنیکی و انتقاد های درست بوده ایم ، کما این که چندی پیش در محضر منتقدان بزرگی چون آقایان علی مقدم و درستکار انتقاد های درستی از من شد که آنها را بی کم و کاست پذیرفتم ولی برخی مطالبی که در ارتباط با نقد بازیگری به رشته تحریردرمی آید خنده دار وبی معنا هستند .مثلا اینکه در یک نشریه تخصصی بازیگری گفته شده من در سریال(شکرانه) در گیر ژست ها و صورتم بودم ! از شما می پرسم اگر قرار بود چنین در گیری  ای داشته باشم ، آیا زیربار آن گریمی که حامد (نام شخصیتی که پوریا در سریال شکرانه ایفا کرد ) داشت می رفتم ؟ البته باید به این قبیل نقدها عادت کنیم . زیرا ........

 

 

آن خانم خبرنگار

دیروقت بود که خانم خبرنگاری از طرف یک خبرگزاری تماس گرفت و گفت میخواهیم در ارتباط با سریال شکرانه با شما مصاحبه کنیم. قبول نکردم همانطور که به دوستان خوبم در تلاش نیز گفته بودم چون نمی خواستم درباره این سریال حرف بزنم ،لذا از آن خانم عذر خواستم.اما ایشان ادامه داد که ((پس چرا با بقیه مصاحبه میکنید؟))جواب دادم اگر هم مصاحبه ای از من به چاپ رسیده تخیلی است. در ادامه این خانم از من خواست تا شماره بازیگر زن سریال شکرانه(شیفا صفورا) را به او بدهم.من هم گفتم ما فقط همکار بودیم و دلیلی ندارد که بنده بخواهم شماره ای ازآن بازیگر تاجیکستانی داشته باشم.این توضیح منطفی به مزاق آن خبرنگار خوش نیامد به همین خاطر با لحن بدی شروع به اتقاد از من کرد و گقت به نظرم کار شما این نیست که راه بیفتید به این مجله و آن مجله تا عکس بی اندازید و عکستان را روی جلد کار کنند.در جوابشان گفتم ترجیح میدهم در این مجلات عکس بیاندازم تا اینکه بخواهم با جایی حرف بزنم که شعور یکی از دست اندر کارانش اندازه شماست.فکر میکنید فردای آنروز چه مطلبی به نقل از من روی خروجی های این خبر گزاری قرار گرفت؟آن خانم به همکارانش گفت که پورسرخ همه ما را خطاب قرار داده و گفته که آدمهای بی شعوری هستید.به همین واسطه بی دلیل علیه من جریانی درست شد تا از خودم بپرسم چگونه است که در یک خبرگزاری خوب مملکت تنها به حرف یک خبرنگار استناد میشود و کسی از طرف مقابل نمی خواهد تا به دفاع از خود بپردازد

 

لطمه

تلاش : به خاطر بازی در شکرانه لطمه خوردی؟

پوریا : رو راست بگویم این سریال را دوست ندارم .ضمن آنکه طبق فرمایشات آقایان علی معلم و درستکار زیادی خودم را در این کار سانسور کردم .

مشکل روحی و روانی

تلاش : شایعه شده بود که پس از پخش این سریال دچار مشکلات روحی و روانی شده ای ؟

پوریا :این خبر کذب محض است . زیرا به عنوان یک بازیگر با اوج و فرودهای این حرفه آشنا هستم ومی دانم که وقتی بازتاب حضورم در یک سریال تا این اندازه مورد توجه قرارمی گیرد این بدان معناست که با کارها و انتخابهای قبلی ام انتظارات عمومی را نسبت به خود بالا برده ام . البته نا گفته نماند که انتظار خودم نیز بالاست .

 

حرفهای خاله زنکی

وجود یکسری حرفهای خاله زنکی باعث شد تا رابطه بین من  و آقای قاری زاده شکراب شود

 

فیلم اولی ها

انتقادات زیادی از (پسران آجری ) شد به همین خاطر چند وقت پیش با خودم فکر کردم : مگر چند نفر از بازیگرانی که الان مطرح هستند شروع کارشان در سینما با فیلم های درجه یک بوده است که حالا همه توقع دارند تا اولین فیلم پوریا پورسرخ چیزی فراتر از(پسران آجری ) باشد ؟ مگر بقیه با (بن هور) شروع کرده اند که علیه من این همه حرف وحدیث به راه افتاده است .

فروش خوب

به غیر از من که تازه کار محسوب می شدم تیر داد کیائی ،بهنوش طباطبایی و فرزار فرزین هم اولین بار بود که با عنوان بازیگر جلوی دوربین سینما می رفتند . از سوی دیگر پسران آجری اکران محدودی داشت .ضمن آنکه برای این فیلم بیلبوردی هم در نظر گرفته نشد . با این حال فروش پسران آجری خوب بود و این نشان می دهد که فیلم مورد نظر به آن بدی که برخی منتقدان می گویند نبوده است ..

موسیقی

تلاش: شنیده بودیم که قرار است در زمینه موسیقی فعالیتهایی داشته باشید.این مسئله تا چه حد صحت دارد؟
پوریا: من صرفا یک شنونده حرفه ای هستم و نه با سازی آشنایی دارم و نه اینکه قصد دارم تا به عنوان خواننده فعالیت کنم. دو دوست مستعد در زمینه خوانندگی دارم به نامهای مسیح و آرش که از خوانندگان جوان و مطرح خارج از کشور هستند. کنسرتهای خوب را هم از دست نمی دهم و شاید این دوستیها با اهالی موسیقی منجر به ایجاد چنین شایعاتی شده است. سخن آخر اینکه خوشحالم از برگزاری جشنواره موسیقی پاپ و امیدوارم این حرکت ادامه پیدا کند.

 

 مصاحبه را از وبلاگ یکی از دوستان برداشتم که متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم؟

 

نوشته شده توسط رزا در 9:10 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
در نظر سنجی سایت سی نت شرکت کنید
 

 

 

بهترين بازيگر مرد سال 1386 را انتخاب كنيد

 

بهترین فیلم سال 1386 را انتخاب کنید

 

 

ابتدا باید در این سایت عضو بشوید و سپس نظر بدهید

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:36
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
حرکت اول در تهران ادامه دارد
 

 

 

ادامه <حركت اول> در تهران


علي صادقي و تيرداد كيايي به فهرست بازيگران فيلم اضافه شدند

ادامه <حركت اول> در تهران

 

با پيوستن علي صادقي و تيردادكيايي به فهرست بازيگران فيلم <حركت اول>، فيلمبرداري اين پروژه همچنان در تهران ادامه دارد.

به گزارش <باني‌فيلم> اين فيلم كه به تهيه‌كنندگي مرتضي شايسته 4 اسفندماه كليدخورده  يك پروژه اكشن با جلوه‌هاي ويژه خاص است كه تروكاژهاي كامپيوتري متفاوتي دارد.

اين پروژه كه در هدايت فيلم توليد مي‌شود اولين تجربه كارگرداني فرهاد نجفي محسوب مي‌شود.

پوريا پورسرخ، الناز شاكردوست، تيرداد كيايي، ليلا اوتادي، مجيد مشيري، بهمن دان، مهدي صفايي و مهراج محمدي بازيگران اصلي اين فيلم هستند. گروه هم اكنون در لوكيشني واقع در بولينگ عبدو هستند.

فهرست كامل عوامل اين پروژه عبارتند از:

تهيه‌كننده: مرتضي شايسته، كارگردان: فرهاد نجفي، نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير تصويربرداري: عليرضا رجائي‌مقدم، مدير توليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولدبيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، اجرا گريم آقايان: هادي قادري، اجرا گريم خانم‌ها: آرزو پوروصال، جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: فرهاد نجفي، منشي صحنه: نرجس ابراهيمي، اجرا و بافت مو: رامين مجردي، دستيار گريم: پروين عباسي، عكاس: محسن بيگلري، اجرا صحنه: محسن خدابخشي، اجرا لباس: سوفيا شكري، دستيار صحنه: علي ابراهيمي، گروه كارگرداني: كيوان محسني، محمدرضا تهوري، گروه تصويربرداري: محمد اسدي، مسعود گرجي، وحيد جبارزاده، هادي رجائي‌مقدم، گروه تداركات: ياسر فقيهي، مهدي آقازاده، علي شهرستاني، دستيار صدابردار: ميشا اسلاميه، اموررايانه: امير خوب بخت، روابط عمومي: پروانه اندك رنج، امور مالي: مژده باقي، پشتيباني: احمد مختاري، حسين عليپور، عارف نصرالهي، ناصرقلي رستم‌زاده، خدمات: اسدا... كاظم‌زاده، سينه‌ موبيل: علي بياباني، حمل ونقل: فرهاد آكسته، عباس اميري دوست، مهدي حسيني، محمدعلي نژاد، روح ا... رهبري، مهدي بداغي، بازيگران: الناز شاكردوست، پوريا پورسرخ، تيردادكيايي، ليلا اوتادي، علي صادقي، مجيد مشيري، بهمن دان، ‌مهدي صفايي، مهراج محمدي، پرويز شفيع‌زاده، مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، آرزو پوروصال، ليلا جهانديده، پريا عطائي و... بازيگر خردسال: پرهام فلاح

 

نوشته شده توسط رزا در 20:19
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
قسمتی از فیلم (مصائب دوشیزه)برای دانلود
 

 

 

 

قسمتی از فیلم مصائب دوشیزه برای مشاهده

 

بعد از لود شدن کامل کلیپ در مدیا پلیر

از قسمت فایل کلیپ را سیو کنید 

 

------------------------------------------------

 

نگاهى به فيلم مصائب دوشيزه، كار مسعود اطيابى
دغدغه هاى دختر جوان

350391.jpg

] على اصغر كشانى]

مصائب دوشيزه روايت زندگى دخترى مسيحى و در عين حال متعصب است. پدر و مادر او كه ساليانى پيش از به دنيا آمدن ژانت بچه دار نمى شدند در شبى از شب هاى محرم در مجلس تعزيه نذر مى كنند كه در صورت بچه دار شدن شان نام دختر را فاطمه بگذارند و در شب هاى محرم مراسم عزادارى در خانه بزرگ شان برقرار كنند. حالا فاطمه بزرگ شده و بيش از آن كه پايبند ديدگاه پدر و مادرش به محرم باشد، دلبسته آموزه هاى مسيحى است و اين تناقض بيرونى، اولين كشمكش هاى او و خانواده اش را شكل مى دهد. مسعود اطيابى كه او را بيشتر به عنوان تهيه كننده به ياد مى آوريم مصائب دوشيزه را براساس نگره هاى اشتراك ميان اديان ساخته است. اطيابى به لحاظ بار روايى و قصه پردازش تلاش كرده كه علاوه بر روايت خطى بدون فلاش بك يا فلاش پيچ، خم هاى داستان را مبتنى بر گره افكنى ها و گره گشايى هاى روايى بنا كند. شخصيت هاى متعدد داستان هر يك به فراخور قصه وارد جريان فيلم شده و يك به يك از آنها نقش هايى را مى بينيم كه در چيدمان شخصيت ها و شناخت ما از آنها تأثير دارند: آندره (پوريا پورسرخ) خواستگار ژانت پسرى سرسخت و در عين حال مردد است كه بعضاً تصميمات عجولانه مى گيرد. ما از خانواده او اطلاعى كسب نمى كنيم و فقط او را در طول فيلم مى بينيم. رك بودن او باعث مى شود خيلى صريح فاطمه را دخترى سر راهى بنامد. سرسختى او ترك موقت ژانت است و ترديد او باعث مى شود تا رابطه ميان امين و ژانت را هر چند به اشتباه كشف كند. برخوردهاى او با ژانت عمدتاً ناشيانه و تصميمات او عجولانه و از سر ناآگاهى و جوانى است. مانند زمان گفت وگوى ژانت و امين در كليسا كه آندره با شنيدن پنهانى سخنان آنها از كوره درمى رود و ژانت را متهم به خيانت مى كند، دايى نقش آدمى كه بعضاً پا در ميانى مى كند، عكاسخانه اش محل قرارميان ژانت و آندره است و گاهى تنهايى هاى ژانت در آنجا مى گذرد و پلان پايانى يعنى ظهور عكس هاى زهرا و پديدار شدن عكس اتفاقى كه از ژانت در محرم گرفته شده نيز كاركرد عكاسخانه را در سير قصه قابل ملاحظه مى نمايد. امين نقاش و هنرمندى كه فيلم قرار است نقش رقيب آندره را به او بدهد. حتى لحظاتى از فيلم احساس مى شود كه خلأ وجودى زهرا و تغيير روحيه ظريف امين با آمدن ژانت، اين امكان را ايجاد خواهد كرد. اين كشمكش ميان آندره و امين در پس روند داستانى فيلم محسوس است. دختردايى ژانت هم كسى است كه نيمه هاى دوم فيلم وارد ماجرا شده و تنها كسى است كه از ماجراى ژانت مطلع است و قضيه را از بيمارستان پرس و جو مى كند و بدون اطلاع ژانت، آندره را از ماوقع آگاه ساخته و گره رابطه تيره و تار آندره با ژانت را مى گشايد. حضور او صرفاً به عنوان بخش هايى از فيلم كه قرار است گره هاى ماجرا گشوده شود، كاركرد دارد.
مبناى محتوا و مضمون قصه براساس اشتراك ميان اسلام و مسيحيت شكل گرفته است. ژانت دخترى مسيحى است كه سؤالات زيادى برايش وجود دارد و تلاش مى كند مرزبندى ميان آموزه هاى اسلام و به طور خاص شيعه با مذهب خود (مسيحيت) برقرار نمايد. اما آدم هاى داستان هر كدام تعلقات خاطرى دارند كه صرفاً اشتراك ميان اديان آنها را به هم پيوند مى دهد. امين در پاسخ به سؤال ژانت از انگيزه اش به قرآن و نگاهى كه قرآن به مسيح داشته سخن مى گويد. پدر مسيحى ژانت از قول و قرارش با صاحبان عزاى محرم سخن مى گويد و حتى دايى ژانت كه هيچ ارتباطى به شيعه ندارد با نوعى نوستالژى به شب هاى محرم و نذر و نياز اين شب ها براى ژانت مى گويد. برهمين اساس است كه يك شيعه براساس ديدگاه دوست جانباز پدرش به تكميل نقاشى كليسا مبادرت مى كند و يك مسيحى ده شب محرم در منزلش مجلس سينه زنى و روضه برپا مى كند. سرگردانى و تعصب ژانت در اين ميان بار دراماتيك قصه را افزايش مى دهد. هرچقدر او به جست وجو در باب سؤالاتش مى پردازد بيشتر مبهوت خلأهاى مرزبندى ميان دو دين و نگاه شيعه و مسيحيت ميان مردم مى گردد. اينجاست كه در مقطعى بحرانى و حساس زمانى كه امين خود را عقب مى كشد، ژانت با صداى بلند به او مى گويد وقتى تو مسيح را مى كشيدى، در خانه مان نذرى پخش مى كردند و ژانت نيز به نوعى براى دفاع از رابطه و موقعيتش با امين (زمانى كه پى به بى گناه بودن خود در تصادف برده است) به مشتركات دينى اشاره مى كند. اما فيلم نتيجه يكجانبه نمى گيرد و با نوعى پايان باز (ظهور عكسى كه ژانت را در مراسم عزادارى نشان مى دهد) پايان مى گيرد و فيلم از اين نظر سعى كرده به طرح سؤالات و يافتن پاسخ هايى براى آن بسنده كند تا مخاطب خود به قضاوت بنشيند و بپذيرد.
از جمله مهمترين عناصر پيش برنده داستان فيلم، حضور مؤلفه هاى دينى در گسترش قصه و وجود اين عناصر در موقعيت سازى دراماتيك است. ژانت پس از مشاجره با پدرش بر سر بر پا كردن نذر و مخالفت صريحش با اين مراسم با زهرا تصادف و امين وارد زندگى اش مى شود تا به سؤالات پيرامون حضور يك شيعه در كليسا برسد؛ معجزه زندگى دوباره براى جانباز در ظهر عاشورا زمانى كه آمبولانس در ميان جمعيت عزادار محصور مى شود و غيره هر كدام به نوعى مسير زندگى ژانت را طورى طراحى مى كند تا سؤالاتش را به عينه تجربه كند.
اين كه يك جانباز چگونه به شخصيت مسيح عشق مى ورزد و يك پدر روحانى مسيحى به دليل دوستى اش با اين جانباز نه از يك مسيحى بلكه از يك مسلمان براى نقاشى روى ديوار كليسا استفاده مى كند. فيلم در واقع از اين موقعيت ها استفاده مى كند تا ژانت عجول و كم تجربه به مرز پختگى برسد. اين در حالى است كه ژانت بارها قصد دارد به ثبت احوال برود تا نامش را تغيير دهد اما اتفاقات مختلفى كه براى او مى افتد مانع از اقدام او مى گردد.
فيلم به لحاظ روايت چند خط سير مشخص را دنبال مى كند. آيا ازدواج آندره و ژانت سرانجامى خواهد داشت سرانجام قتلى كه ژانت مرتكب شده چه خواهد شد آيا عشقى ميان ژانت و امين برقرار مى شود تا قصه تصادف حل و فصل گردد آيا پدر و مادر ژانت به خاطر او دست از نذرشان برمى دارند
در اين ميان مؤلفه هاى فرعى تر مانند سرانجام نقاشى چهره مسيح توسط امين، زنده ماندن جانباز، پيغام هاى تلفنى كه ژانت را به كلانترى فرامى خواند و غيره هر كدام به نوعى بار دراماتيك قصه را تشديد مى كند. اطيابى حلقه هاى متصل كننده و گره افكن را براساس تعقيب و گريز بنا كرده است. به نظر مى رسد از اين جهت فيلم دچار صدمه شده است. يعنى شخصيت ها طورى طراحى شده اند كه براى پى بردن به بخش هاى پنهان زندگى شان مورد تعقيب قرار مى گيرند.
ژانت، امين را تعقيب مى كند و امين ژانت را با موتور. آندره ابتدا ژانت و سپس ژانت و امين را تعقيب مى كند. از طرفى شخصيت متعصب ژانت با سن و سالى كه دارد كمى ساده لوح عمل مى كند. دائم دروغ مى گويد و مشخص نيست فرد ساده و بى شيله پيله اى چون او چطور بلافاصله دروغ هاى حاضر و آماده اى را به زبان مى آورد. هرچند اين سادگى هم مشخصه اين سن و سال نيست. از طرفى قصه فيلم روايت مشخصى به لحاظ بيانى دارد اما در بخشى از فيلم ناگهان از فريشن استفاده مى شود. حتى برخى گره گشايى ها مثل مردى كه مدارك اتومبيل ژانت را پيدا كرده ولى فقط در لحظه آخر روى آيفون تلفن آن را عنوان مى كند كه مى توانست همين جمله نهايى را در اولين تماس روى پيغام گير بگذارد. به لحاظ ديالوگ نويسى ديالوگ ها پايه مشخصى و برگرفته از طبقه اجتماعى افراد است. اما بعضى ديالوگ ها روى اين اصول طراحى نشده است براى نمونه آندره در زمانى كه قرارش با ژانت به هم خورده مى گويد: «اومدم دنبالت ديدم جاتره و بچه نيست.» از طرفى برخى فصل ها هم منطقاً به لحاظ محتوا صاحب جايگاه هستند. براى نمونه وقتى دايى و دخترش و ژانت و آندره در عكاسخانه فال قهوه مى گيرند و دايى در فال ژانت بچه دار نشدن او را مى بيند فيلم تلويحاً به امتداد مسير اتفاقى كه براى مادر و پدر ژانت افتاده اشاره دارد و حسن اين موقعيت اشاره گذرا و غيرمستقيم آن است. اطيابى در بخشى از فيلم كه ژانت دچار استيصال شده و در راهروى بيمارستان راه مى رود سوپرايمپوزى از صحنه تصادف را روى راه رفتن او قرار داده و صداها را برجسته مى كند. فضايى ذهنى و موقعيتى هذيانى براى ژانت كه وضعيت پيغام گير تلفن آن را تشديد مى كند. اما نزديكى به اين نوع فضا تا همين حد است در حالى كه اگر فيلم به اين نوع موقعيت سازى بيشتر اشاره مى نمود و در زمان هاى خاصى درون ذهن او را با تمهيدات فرماليستى نشان مى داد وضعيت تخت بحران ايجاد شده كنونى براى ژانت ملموس تر و درماندگى او منعطف تر و در عين حال پذيرفتنى تر مى شد.
مصائب دوشيزه يك گام موفقيت آميز براى اطيابى است. او با اين فيلم نشان داد كه هم قصه گويى را با پيچ و خم هاى داستانى و مرتبط كردن عناصر دراماتيك به يكديگر مى تواند روايت كند و هم دوربين و موقعيت سازى او چنان راحت و بى واسطه قصه اش را پيش مى برد و به نتيجه مى رساند كه بسيارى از فيلمسازان اين دوره از اين نظر دچار لكنت اند. از اين منظر اميدوارى براى حضور فيلمسازى موفق در سينماى ايران از او انتظار مى رود.
 
 
اعتماد
 
 
نوشته شده توسط رزا در 20:4
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
اشنایی با فرهاد نجفی کارگردان فیلم (حرکت اول)
 

 

 

 

 

گالری عکس فرهاد نجفی و (حرکت اول)

 

 

Farhad Najafi

Farhad Najafi was born in Iran-Neishaboor in earliest 80's decade. Because of his exesive interest of film and cinema, he decided to make some short film as his coursworks in the workshops when he was 15, that could be a launch to professional cinema for him ...Farhad Najafi was born in Iran-Neishaboor in earliest 80's decade.
Because of his exesive interest of film and cinema, he decided to make some short film as his coursworks in the workshops when he was 15, that could be a launch to professional cinema for him.
Even in early attempts, Action is the principal of his movies and he was trying to make compareable action movies in Iran with hollywood types.
He read an Article of Oliver Stone that he mentioned a good dirrector has to be a good editor.

 

 

مطالب و عکس ها از سایت اختصاصی فرهاد نجفی

After that, he started to learn professional editon promptly.
As long as he was becoming more involved in cinema, he would recognised more lack of efficient special effects such as V.F.X and S,F,X in Iran's cinema, that's why he made himself to eliminate this shotage in order to enhance and improve the quality of action movies in Iran. In order to updating his knowledge he went to foreign countries for few years and after coming back to home he established Real Move Entertainment company which performs in producing action movies and assissting other moviemakers in action direction and special effect matters.

Farhad Najafi was born in Iran-Neishaboor in earliest 80's decade. Because of his exesive interest of film and cinema, he decided to make some short film as his coursworks in the workshops when he was 15, that could be a launch to professional cinema for him ...Farhad Najafi was born in Iran-Neishaboor in earliest 80's decade.
Because of his exesive interest of film and cinema, he decided to make some short film as his coursworks in the workshops when he was 15, that could be a launch to professional cinema for him.
Even in early attempts, Action is the principal of his movies and he was trying to make compareable action movies in Iran with hollywood types.
He read an Article of Oliver Stone that he mentioned a good dirrector has to be a good editor.

After that, he started to learn professional editon promptly.
As long as he was becoming more involved in cinema, he would recognised more lack of efficient special effects such as V.F.X and S,F,X in Iran's cinema, that's why he made himself to eliminate this shotage in order to enhance and improve the quality of action movies in Iran. In order to updating his knowledge he went to foreign countries for few years and after coming back to home he established Real Move Entertainment company which performs in producing action movies and assissting other moviemakers in action direction and special effect matters.

 

نوشته شده توسط رزا در 20:1 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه نهم اسفند 1386
حرکت اول با حضور پوریا پورسرخ
 

 

با سلام

ایام اربعین حسینی را به شما عزیزان تسلیت عرض می کنم

هنرمند محبوب پوریا پورسرخ که بازی در (عیار ۱۴) به کارگردانی پرویز شهبازی را در سرعین اردبیل به پایان رساندن ...در فیلم (حرکت اول) به کارگردانی فرهاد نجفی  اولین فیلم اکشن ایرانی که از ۶ اسفند با حضور پژمان بازغی کلید خورده است حضور خواهند داشت.

با ارزوی موفقیت روز افزون شما و اقای پورسرخ

 

 اخبار اختصاصی وبلاگ

(اخبار اختصاصی توسط خود اقای پورسرخ در اختیار وبلاگ قرار می گیرد)

 

 

نوشته شده توسط رزا در 0:34
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
کاغذ دیواری پوریا پورسرخ
 

 

 

 

 

 

ممنون از ارزوی عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:14
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
اربعین حسینی تسلیت باد

 

 

 

اربعین حسینی تسلیت باد

 

 

 

ممنون از زیبا عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:14
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
جلد مجلات.............هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ
 

 

 

 

 

 

 

ممنون از مونیکا عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:13
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
مصائب دوشیزه :قصه هم نشینی مذاهب
 

 

 

 

 

نگار باباخاني

تهيه کنندگان سينمايي شايد فقط و فقط در بدترين شرايط ممکن راضي به نمايش فيلم هايشان در اسفندماه شوند. در واقع تهيه کنندگان اکران اسفند را از سر ناچاري اگر چاره ديگري نباشد و راه ديگري پيش پايشان نباشد مي پذيرند و جز اين هيچ راهي براي راضي کردن آنها به نمايش فيلم شان در اين ماه نيست. حقيقت اين است که آنها حق هم دارند. تاکنون کمتر فيلمي که در اسفندماه روي پرده رفته، توانسته است فروش مناسبي داشته باشد. خستگي و شايد سينمازدگي تماشاگران پس از 10 روز شلوغ جشنواره از يک سو و شلوغي ها و کارها و خستگي هاي ماهي که در ايران پيشواز عيد است از سوي ديگر دل و جاني براي سينما رفتن باقي نمي گذارد (پيشتر که چنين بوده) و به اين دليل اسفند هميشه ماهي پر از رکود و فترت براي سينما و سالن هاي سينما بوده است و البته معلوم نيست و اثبات نشده که اين مساله به دليل اين است که فيلم هاي- بالقوه- نفروش يا کم فروش در اسفند روي پرده مي آيند، يا برعکس به اين دليل اين اشتهار منفي براي اين ماه به دست آمده که ذاتاً اين ماه فضايي را بر سينما حاکم مي کند که فروش فيلم در اين فضا ممکن و مقدور نيست.

امسال نيز به نظر مي رسد به رغم فروش نسبي فيلمي چون «غيرمنتظره» که در حد قابل قبولي فروخته تفاوت عمده يي در اين قانون و قاعده نانوشته ايجاد نشود. نگاهي به فهرست و سياهه نام فيلم هايي که امسال اکران شده اند نيز مبين و اثبات کننده شرايطي است که در مورد اين ماه برشمرديم. در حقيقت تهيه کنندگان فيلم هايي که الان روي پرده هستند، هيچ کدام با ميل خاطر و رغبت تمام و کمال به اکران فيلم هايشان مبادرت نورزيده اند. آنها اين ماه را به عنوان آخرين راه پيش رو براي نمايش دادن فيلم شان ديده اند و نگاه به فيلم هاي روي پرده به بهترين وجهي نشانگر اين ناچار بودن آنها است.

وقتي فيلم هاي «راننده تاکسي» ، «اين ترانه عاشقانه نيست»، «مادرزن سلام»، «زاگرس»، «مصائب دوشيزه»، و «غيرمنتظره» را به عنوان فيلم هايي که در حال حاضر روي پرده اند در نظر مي آوريم، نتايجي دستگيرمان مي شود که شرايط حاکم بر اکران اسفندماه را برجسته مي کند. از اين فيلم ها دو فيلم غيرمنتظره و مصائب دوشيزه، فيلم هاي اول سازندگان شان هستند که در اين ميان فيلم پرفروش تر غيرمنتظره، فيلم بازمانده از اکران زمستان است و ربط چنداني به اکران اسفند ندارد. از ميان فيلم هاي ديگر اين فهرست، «اين ترانه عاشقانه نيست» از جمله فيلم هاي پر سر و صدايي است که حتي در مرحله ساخت با مسائل و مشکلاتي مواجه بود و درگيري هاي سازندگان اين فيلم با فارابي و ارشاد به مطبوعات کشيد و آشکار است که چنين فيلمي کوچک ترين فرصتي را براي اکران و به تبع آن فروش نسخه ويدئويي و... براي کاستن از ضرر و زيان ناشي از تاخير در اکران و اکران نشدن احتمالي از دست ندهد. «زاگرس» نيز فيلمي با داستان

- قاعدتاً و بالقوه- نفروش و به اصطلاح از آن فيلم هاي حمايتي براي مصارف تبليغاتي است که توليدکنندگانش حسابي هم روي فروش آن باز نکرده اند و به اين دليل نمايش آن در هر حالتي خوشايندشان بوده است. در اين ميان فقط «مادرزن سلام» و «راننده تاکسي» فيلم هايي هستند که به اميد فروش اکران شده اند، و با توجه به کيفيت شان ديده شدن يا نشدن فيلم و... هم برايشان چندان اهميتي نداشته. اين فيلم ها با فضايي بسيار شبيه روتين هاي درجه چند تلويزيوني فقط و فقط به سودآوري مي انديشند و موضوع و پرداخت آن هم به نحوي است که شرايط اکران چندان تاثيري در افزايش يا کاهش فروش شان ندارد و به اصطلاح يک سقف و کف فروش ذاتي دارند که چندان هم با فاصله از هم نيست و از ديگر سو بنا به سياست اقتصادي سازندگان هر نوع تاخير در اکران آنها به منزله خوابيدن سرمايه و ضرر مضاعف است؛ و اين شرايط است که آنها را به نمايش فيلم شان در اين فصل مرده و در اين ماه آخر سال راضي کرده و طبيعي است که آنها نيز از نمايش فيلم شان در يک شرايط بهتر راضي تر بوده اند.

مصائب دوشيزه؛ قصه هم نشيني مذاهب

از آن فيلم هاي معناگرا است که اغلب کارگردانان جوان براي اينکه پول ساخت فيلم اول شان را به دست آورند، به سوي آن مي روند و در آخر هم تنها نتيجه يي که عايدشان مي شود، پذيرفته شدن به عنوان فيلمساز است وگرنه چنين فيلم هايي هيچ عايدي براي هيچ فيلمسازي ندارد. فيلم داستان يک دختر مسيحي و يک پسر مسلمان است که به هم علاقه دارند و... قرار است فيلم قصه هم نشيني مذاهب را بگويد و بر اين تاکيد کند؛ مثلاً در آن يک مسيحي دارد براي مراسم امام حسين(ع) نذري مي پزد و... موضوعي که باارزش است، اما فقط در گزارش هاي تلويزيوني. ده ها گزارش با اين مضمون ديده ايم و ساخته شدن يک فيلم براي گفتن آن، از آن مسائلي است که دوختن کت براي يک دکمه را تداعي مي کند. گذشته از اين، فيلم چه در داستانگويي و چه در جنبه هاي ديگر، کوچک ترين هوشمندي و جذابيتي را نشان نمي دهد و نمي تواند اعتباري براي سازنده و بازيگران و ديگر عوامل فيلم باشد و همين که فيلم در اين فصل مرده به نمايش درآمده، علاوه بر تاکيد بر اين نکته که توليدکننده ها از کيفيت فيلم شان مطلع و آگاه بودند، نشانگر اين است که حتي همين اکران نيز مي تواند آنها را راضي کند. هرچه باشد موضوع فيلم، نشان از اين دارد که فروش يا عدم فروش فيلم، چندان اهميتي براي توليدکنندگانش نداشته است،

قصه «مصائب دوشيزه» درباره «ژانت» دختر مسيحي است که در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفکرات او با پدرش و همزماني آن با يک سانحه رانندگي، زندگي او را به مسير تازه يي مي کشاند.

فروش اولين فيلم مسعود اطيابي با حضور بهنوش طباطبايي، مهدي پاکدل و پوريا پورسرخ سه بازيگري که کارگردان روي محبوبيت آنها در بين جوان ها حساب ويژه يي باز کرده است، تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 10 روز اکران در 7 سينما 16 ميليون را رد کرده است.

 

------------------------------------------------

گلا‌يه از اكران نامناسب‌

با مسعود اطيابي كارگردان <مصائب دوشيزه>

گلا‌يه از اكران نامناسب‌

 

مسعود اطيابي كارگردان <مصائب دوشيزه> در حالي اين فيلم را روي پرده دارد كه از شرايط اكران آن راضي نيست. به اعتقاد او <مصائب دوشيزه> در صورت برخورداري از شرايط مناسب اكران مي‌توانست با استقبال بيشتري همراه شود.

 

‌ شرايط اكران و ميزان فروش <مصائب دوشيزه> را در 10 روز ابتداي اكران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- نسبت به فصل اكران فيلم گلايه دارم، اما به هر حال اگر فيلم من در اين فصل اكران نمي‌شد فيلم ديگري به جاي آن اكران مي‌شد همين گلايه را سازنده‌اش داشت.

مشكل سينماي ما اين است كه فصل‌هاي اكران شرايط يكسان ندارند، رفع اين مشكل نيز نياز به برنامه‌ريزي كلان دارد.

از ديگر مشكلات اكران <مصائب دوشيزه> نيز كم بودن تعداد سينماهاي اكران و نبود تبليغات شهري است، البته من در اين موارد نيز گلايه خاصي ندارم.

در مورد اكران فيلم من يك نكته منفي ديگر نيز وجود دارد.

هفت سينمايي كه ما در اختيار داريم كامل نيست و در چند سينماي اصلي سانس آخر به نمايش فيلم <فرش ايراني> اختصاصي پيدا كرده است و اين امر اكران <مصائب دوشيزه> را ناقص مي‌كند.

مي‌توانم بگويم تعداد نمايش‌هاي فيلم در جشنواره فيلم فجر سال گذشته كاملتر و بهتر بود؛ در جشنواره فيلم فجر فيلم در سانس‌هاي خوب و با تعداد زياد تماشاگر نمايش داده شد البته همين امر تعداد مخاطب <مصائب دوشيزه> را براي اكران كاهش داده است.

به هر حال با تمام اين مسائل با يك آمار سردستي متوجه خواهيم شد كه متوسط فروش فيلم نسبت به ديگر فيلم‌ها، در سطح خوبي است.

سوژه بكر داستان، نوع و ساختار فيلم و بازيگران آن به فروش خوب فيلم  كمك كرده است.

‌ ‌مذهبي بودن سوژه فيلم <مصائب دوشيزه> چه بازخوردي را در مخاطب ايجاد كرده، تماشاگران از اين فيلم استقبال كردند؟

- به نظر مي‌رسد سوژه مذهبي فيلم از دلايل استقبال مخاطب از <مصائب دوشيزه> است.

فروش خوب <مصائب دوشيزه> نشان مي‌دهد سينماي مذهبي و سينماي متفكر سينمايي بي مخاطب نيست، فيلم داراي ارزش فرهنگي و دغدغه‌ فكري است در ادامه بايد وضعيت فروش فيلم را ببينيم.

اگر فيلم در فصل خوب اكران مي‌شد قطعاً به فروش خيلي بيشتري است پيدا مي‌كرد و مي‌توانست با برخي فيلم‌هاي پرفروش رقابت كند.

 درباره بازي و حضور مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي و پوريا پورسرخ در فيلمتان و تأثير حضور اين چهره‌هاي جوان در <مصائب دوشيزه> بگوييد.

-فكر مي‌كنم انتخاب‌هايم درست بوده است و درباره آنها به نتيجه مطلوب رسيده‌ام و پيش‌بيني اوليه درست بوده است. آنها در نقش‌هايشان كه سخت هم بود باور پذيرند و تماشاچي دنبال آنها شده و سوژه و اتفاقات را نقد مي‌كند؛ مخاطب با اين شخصيت‌ها همراه مي‌شود و بخش زيادي از اين باورپذير به خاطر بازي خوب بازيگران است.

واكنش منتقدان و مطبوعات نسبت به فيلمتان چه بود؟

- تا به حال واكنش خاصي وجود نداشته است اما به هر حال در هر فيلم فرهنگي مفاهيمي نهفته است كه شايد مدنظر فيلمساز نبوده و فيلمساز نيز به آنها واقف نيست منتقد مي‌تواند آنها بيرون كشيده و به نقد و چالش بكشد؛ كار منتقد اين است و ما در اين زمينه منتظريم.

 همين تم را در فيلم‌هاي بعدي‌تان نيز ادامه مي‌دهيد؟

- همين تم را كه قطعاً ادامه مي‌دهم البته شايد اين روند تداوم نداشته باشد. اكنون يك كار اجتماعي  كمدي در دست دارم با عنوان <تلخ و شيرن > يا <خروس جنگي‌>.

‌ درباره <تلخ و شيرين> يا <خروس جنگي> بيشتر برايمان بگوييد...

- اين فيلم كه نام آ‌ن هنوز قطعي نشده يك فيلم كمدي موقعيت اجتماعي است فيلم قصه‌ زن و شوهري را روايت مي‌كند كه در نگاه به يكديگر به شدت دچار خطا و اشتباه هستند. در مقطعي اين زن و شوهر مجبور مي‌شوند خود را جاي ديگري بگذارند؛ اين كار هم بسيار خطرناك است و هم موقعيت‌هاي كميكي را در فيلم ايجاد مي‌كند.

‌ فيلم كي كليد مي‌خورد؟ عوامل فيلم و بازيگران اصلي مشخص شده‌اند؟

 - رضا عطاران و مريلا زارعي دو بازيگر اصلي هستند و فيلم نيز هفته آينده كليد مي‌خورد.

 نظرتان درباره تيزر <مصائب دوشيزه>چيست؟ پخش تيزر فيلم كه با حمايت صدا و سيما به صورت رايگان صورت مي‌گيرد بر فروش فيلم تأثير مثبت گذاشته است؟

 - متأسفانه تيزر فيلم را هنوز نديده‌ام. خبر هم ندارم كه روي فروش تأثير گذاشته يا نه.  به هر حال ما از تبليغات شهري محروم هستيم و تبليغات <مصائب دوشيزه> فقط به پخش تيزر محدود است، بنابراين پخش تيزر بايد قطعاً بر فروش فيلم تأثير گذاشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:12 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه ششم اسفند 1386
کاغذ دیواری پوریا پورسرخ.................هواداران دو اتیشه پوریاپورسرخ
 

 

موضوع بحث(نگار):

 

بهتر بود اقای پورسرخ در چه نقشی ظاهر نمی شدن؟

 

 

 

 

ممنون از الهام عزیز

 

 

 

ممنون از رعنای عزیز

 

 

 

ممنون از سهراب عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 18:35
دوشنبه ششم اسفند 1386
شیر خوارگاهی به نام (روز سوم)
 

 

 

جوایز برندگان جشنواره ۲۵ طی مراسمی اهدا شد که محمد حسین لطیفی پس از دریافت جایزه خود اعلام کرد:

 

محمد نوراني اين جايزه را به شيرخوارگاه خرمشهر بخشيد و با اين هديه كه امروز گرفتم يك شيرخوارگاه به نام «روز سوم» در خرمشهر احداث خواهد شد.

 

برگزيدگان جشنواره 25 و 26 فيلم فجر جوايز نقدي خود را دريافت كردند

 

 

نوشته شده توسط رزا در 0:31
دوشنبه ششم اسفند 1386
فيلمبرداري <عيار 14> به نيمه رسيد
 

 

 

فيلمبرداري <عيار 14> به نيمه رسيد


فيلمبرداري <عيار 14> به نيمه رسيد 


 
تاكنون پنجاه درصد فيلم <عيار 14> به كارگرداني <پرويز شهبازي> انجام شده است.

شهبازي در گفت و گو با پايگاه اطلاع رساني سينماي ايران ، افزود:  تاكنون بيش از پنجاه درصد از فيلمبرداري عيار 14 انجام شده و همچنان كار فيلمبرداري ادامه دارد.

كارگردان فيلم <نفس عميق> يادآورشد: فيلمبرداري عيار14 كه از 27 دي با بازي <محمدرضا فروتن> در سرعين آغاز شده بود، كماكان ادامه داشته و تا اواسط اسفند به پايان مي‌رسد.

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 0:12
دوشنبه ششم اسفند 1386
تلفيق قصه‌گويي و فرم‌گرايي را در «مصائب دوشيزه» مدنظر داشتم
 

 

«مسعود اطيابي» در گفت‌وگو با فارس:

تلفيق قصه‌گويي و فرم‌گرايي را در «مصائب دوشيزه» مدنظر داشتم

خبرگزاري فارس: كارگردان «مصائب دوشيزه» گفت: فيلمي كه حرف داشته باشد، بايد مخاطب داشته باشد و با اين ديدگاه، «مصائب دوشيزه» هم به سمت قصه‌گويي رفته است و هم به سمت فرم‌گرايي.

«مسعود اطيابي» كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد ويژگي‌ها و شرايط نمايش عمومي اين فيلم كه از 23 بهمن اكران شده است، به اظهارنظر پرداخت.
اطيابي در بخش ابتدايي گفت‌وگو، اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه» را در دوبخش با مخاطب ديدم. يكي در زمان جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر و ديگري در زمان اكران.
وي افزود: در زمان جشنواره دو سال پيش، «مصائب دوشيزه» يكي از فيلم‌هايي بود كه بيشترين نمايش را داشت و به نظر مي‌رسد كه اكران آن در جشنواره بيست‌وپنجم، مناسب‌تر از اكران فعلي‌اش باشد. امروز ما 7 سالن داريم كه درواقع همه آنها را در اختيار نداريم و فقط سه تا سالن دراختيار «مصائب دوشيزه» است و با توجه به تعداد سالن‌هايي كه در اختيار داريم ولي فيلم مخاطب خوبي دارد و درجشنواره هم فيلم مخاطب خوبي داشت كه اين هم به نو بودن سوژه برمي‌گشت، ضمن اينكه من براي اولين كارم، به دنبال تكرار نبودم و سعي كردم كاري با فضايي متفاوت نسبت به كارهاي ديگر بسازم.
وي تلقيق باورهاي مذهبي و معناگرا را در موفقيت اين فيلم موثر دانست و گفت: فيلمي كه حرف داشته باشد، بايد مخاطب داشته باشد. «مصائب دوشيزه» هم به سمت قصه‌گويي رفته است و هم به سمت فرم‌گرايي. البته من اين را توجه داشتم كه اگر صرفا به‌سمت فرم بروم، خيلي كارها را مي‌شود جدي‌تر انجام داد اما آن‌ وقت است كه مخاطب را ازدست خواهيم داد، پس من اين را هم درنظر گرفتم چرا كه معتقدم بايد توجه داشته باشيم كه مخاطب در سينما به قصه هم نياز دارد.
اطيابي ادامه داد: در «مصائب دوشيزه» هم اين تلاش را كردم كه فيلم به سمت قصه گفتن به‌خصوص براي مخاطب خارج از كشور و داخل كشور برود. يعني براي «مصائب دوشيزه»، هم كاركرد بين‌المللي تصور كرده بودم و هم اينكه فيلم بيننده داخلي داشته باشد.
وي گفت: الان هم اين اتفاق افتاده است، يعني ما در عين حالي كه ما داريم يك حرف جدي را مطرح مي‌كنيم، اما كار قصه گويي‌مان را هم رها نكرده‌ايم و براي مردم داريم يك ماجرا را تعريف مي‌كنيم كه اين باعث مي‌شود كسي كه مي‌رود سينما فيلم مي‌بيند، فيلم برايش جنبه سرگرمي و پيگيري داستان را هم داشته باشد.
اطيابي درمورد اين كه باورهاي مذهبي مابه ازاي باورهاي واقعي فيلم براي ارمني‌ها، وجود داشته يا نه؟، گفت: ما مي‌دانستيم كه پرداختن به سوژه باورهاي مشترك ديني مورد توجه بسيار از اقليت‌ها است و در كشور ما هم آنها خودشان را در مراسم و مناسك مسلمان‌ها شريك مي‌كنند. البته ما براي طراحي فيلمنامه اين فيلم، تحقيقات ميداني داشته‌ايم. ممكن است تحقيقات كتابخانه‌اي نداشته باشيم اما يكسري تحقيقات ميداني جهت لمس واقعيت‌هاي موجود داشته‌ايم.
وي درمورد انتخاب بازيگران «مصائب دوشيزه» گفت: ما از بازيگران يك توقع باور پذيري داشتيم و فضايي داشتيم مي‌ساختيم كه كمتر درموردش فيلم ساخته شده است. از طرفي مردم ايران هم برايشان باور بعضي از نقش‌ها سخت است.
اطيابي اظهار داشت: من دوست داشتم نقش دختر مسيحي را در چهره طباطبايي ببينم و فكر مي‌كنم بازي او هم موفق بود چراكه اگر انتخاب درستي نكرده بودم، درواقع فيلم نمي‌توانست قصه خودش را روان بيان كند. من الان صددرصد از اين انتخاب راضي هستم و در ميان انتخاب‌هاي اوليه‌ام براي اين نقش فكر مي‌كنم، بهترين و مناسب‌ترين بود.
اطيابي درمورد فصل عاشوراي فيلم نيز گفت: اين تصاوير واقعي هستند و آنها را سال گذشته فيلمبرداري كرده بودم و بعدا در مونتاژ، تصاوير ديگري را گرفتم و آن سكانس در فيلم «مصائب دوشيزه» بر مبناي تلفيق اين تصاوير طراحي شد به طوري كه تصاوير لانگ شات، از پيش گرفته شده بود و تصاوير بسته باتوجه به لانگ شات‌ها، بعدها فيلمبرداري شد و در تدوين مورد استفاده قرار گرفت.
وي گفت: من از زمان اكران عمومي «مصائب دوشيزه» رضايت ندارم؛ اگر اين فيلم تابستان اكران مي‌شد، فروش دو برابري داشت و همه مي‌دانيم الان فصل خوبي براي اكران اين فيلم يا هيچ فيلم ديگري نيست، ضمن اينكه فيلم از تبليغات شهري و بيلبورد محروم است و گاه حتي در سانس‌هاي آخر، فيلم ديگري نمايش داده مي‌شود و فيلمي مثل «مصائب دوشيزه» از سانس آخر خود در برخي سالن‌ها محروم است يا در يكي دو سالن مثل اريكه ايرانيان، تك سانس است. الان در چنين شرايطي اگر صندلي‌ها هم پر شود، باز فروش متوسطي مي‌توان برايش متصور بود و طبعا من از اين شرايط راضي نيستم.
اطيابي در پايان گفت: من از اينكه فصل اكران بد است، گلايه ندارم. از اينكه تعداد سالن كم است يا فيلم بيليبورد ندارد، گلايه ندارم اما فكر مي‌كنم براي ديده‌شدن فيلم‌هاي فرهنگي، برنامه‌ريزي وجود ندارد. مسئولين ما شعار مي‌دهند فيلمي بسازيم كه هم جنبه فرهنگي داشته باشد و هم مخاطب داشته باشد و حالا با يك فيلمي برخورد مي‌كنند كه هم جنبه فرهنگي دارد و هم جنبه جذب مخاطب، با آن برخورد اينچنيني مي‌كنند كه هيچ‌گاه اكران آن در رقابت با فيلمي كه بيست سالن دارد، برابر نخواهد بود.
انتهاي پيام

نوشته شده توسط رزا در 0:4
یکشنبه پنجم اسفند 1386
ساعت شنی
 

 

 

 

گالری عکس ساعت شنی

 

گالری عکس ساعت شنی

 

گالری عکس ساعت شنی

 

گالری عکس ساعت شنی

 

گالری عکس ساعت شنی

 

 

 

گالری عکس ساعت شنی

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:33
یکشنبه پنجم اسفند 1386
دست به نقد
 

 

 

روشنگري رسانه
 
تلويزيون- ندا انتظامي:
نقد يك، نقد 2، نقد 3، نقد 5 و... ازجمله برنامه‌هايي است كه از شبكه‌هاي مختلف تلويزيون پخش مي‌شود

همان‌طور كه از اسمش پيداست در اين برنامه‌ها به تحليل محتوا و ساختار سريال‌هاي تلويزيوني پرداخته مي‌شود. اصولا تمام اين برنامه با ساختار يك شكل، با حضور يك يا چند منتقدو دست‌اندركاران سريال برگزار مي‌شود كه گاهي‌ تفاوت فقط در اسم و دكور ديده مي‌شود. شبكه تهران اين روزها بسيار در برگزاري اين برنامه‌ها فعال است و بعد از آن شبكه يك و 2 قرار دارند اما  مدتي است كه شبكه 3 سيما از اين دست برنامه‌ها اجرا نمي‌كند. به سراغ اهالي تلويزيون رفتيم و نظرات آنها را درباره ضرورت و تأثيرگذاري اين‌دست برنامه‌ها جويا شديم.

سعيد سلطاني، كارگرداني كه به‌تازگي سريال «شكرانه» او در شبكه 5 سيما نقد و بررسي شده ازجمله افرادي است كه با برگزاري اين جلسات موافق است،اما نه با شكلي كه در حال حاضر برگزار مي‌شود.

او مي‌گويد: «چند سالي است كه در سازمان صدا و سيما اين برنامه‌ها طراحي و اجرا شده است از همان ابتدا اين سئوال مطرح شد كه آيا قصد و هدف از ساخت اين برنامه‌ها اين است كه مخاطب و تماشاگر، نظرش را نسبت به ساخت سريال ابراز كند يا اين‌كه مخاطب ياد بگيرد كه چگونه سريال ببيند و در اين ديدن به چه نكاتي توجه كند.يعني هدف اوليه اين بود كه سطح نگاه بيننده در ديدن سريال ارتقاء پيدا كند.»

او به بعد ديگري در راه‌اندازي اين برنامه‌ها اشاره مي‌كند: « قرار بود كه كارنامه سازندگان به‌صورت كارشناسي و با نگاه دقيق بررسي شود و درنهايت، هم سازندگان تلويزيون و هم‌ برنامه‌سازان در تلويزيون و هم تماشاچي نكاتي از ديدن اين برنامه‌ها بياموزند.»

سلطاني تأثير امروزي برنامه را برخلاف هدف راه‌اندازي آن موفق و مؤثر نمي‌داند و مي‌گويد: «حاصل كار چه شده است؟ به‌نظرم نه تنها به هدف اصلي نزديك نشده‌ايم، بلكه ازآن دور هم شده‌ايم. چراكه به‌نظرم اهداف تشكيل و برپايي آن بسيار از هم دور بوده و امروز برپايي آن نتيجه‌اي ندارد.»

او در ادامه مي‌گويد: «اگر قرار است كه سريال‌ها براي سازندگان تلويزيوني و مديران تلويزيوني نقد بشود، بايد عملكرد آنها به شكل ديگري در نقد برنامه‌ها خودش را نشان بدهد.»

او به تخصصي شدن نقدها اشاره مي‌كند: «اگر نقدها خيلي تخصصي شود ديگر به درد مخاطب عادي تلويزيوني نمي‌خورد. درحالي‌كه اگر حوزه توجه برنامه‌سازان، مردم بوده و قرار است كه توجه و حساسيت مردم نسبت به برنامه‌هاي تلويزيوني افزايش پيدا كند بايد برنامه‌ها به‌سمتي بروند كه در حال حاضر از آن فاصله دارند.»

سلطاني معتقد است كه ابتدا بايد درباره چگونگي برگزار شدن «برنامه نقد» صحبت شود، سپس ساختار و نحوه برگزاري آن مشخص شود. به گفته اين كارگردان دستورالعمل برگزاري جلسات نقد و بررسي براي تمام سريال‌هاي تلويزيوني قابل اجرا است، اما گاهي اين برنامه‌ها براي برخي از سريال‌ها ساخته نمي‌شود. ‌ سليقه‌اي برخورد كردن از ديگر مواردي است كه اين فيلمساز به آن اشاره مي‌كند:«استنباط مجري و منتقد نسبت به برنامه‌هاي نقد، متفاوت با هدف برگزاري اين‌گونه برنامه‌هاست، گاهي سليقه‌اي برخورد مي‌كنند و يا منتقداني كه در اين برنامه حضور دارند در مورد  رسانه تلويزيون و سريال‌هاي تلويزيوني و نوع ساخت آن شناخت کافی ندارند.»

او معتقداست كه بايد روند ساخت اين برنامه‌ها جهت‌دهي شود: «مباحث مطرح شده به‌درد نويسنده،  كارگردان وتهيه‌كننده نمي‌خورد. در اين برنامه‌ها اغلب منتقدان توجيه نيستند و در برنامه راجع به دانسته‌هاي فردي خود فقط افاضه كلام مي‌كنند و يا فقط غلط‌هاي يك سريال گرفته مي‌شود. درحالي‌كه بايد بدانيم كه يك سريال تلويزيوني با چه متري قابليت نقد شدن رادارد.»

وي برخوردهاي مردم در كوچه و خيابان  را نوعي نقد ساده مي‌داند و در ادامه مي‌گويد: «هم از اين برخوردها و هم از نظرسنجي كه صداوسيما انجام مي‌دهد متوجه بازخوردها مي‌شويم. اما وقتي اسم نقد و نظر منتقد به ميان مي‌آيد، اين انتظار هم به‌وجود مي‌آيد كه نيكي و بدي يك سريال در كنار هم بررسي شود و سپس از دل اين بحث‌ها و گفت‌وگوها به يك راهكار برسيم و در اين صورت شايد اين بررسي و گفت‌وگوها به‌درد مخاطب عادي تلويزيون نخورد.»

به ‌نظر او اگر سازندگان برنامه‌هاي نقد تلويزيوني، مخاطب عادي را در نظر دارند بايد به شكل ديگري اين برنامه‌ها ساخته شود: «مخاطب دوست دارد كه قصه را بشنود، براي آنها ساختار نمايشي، نور، دوربين اصطلاحات فني مهم نيست، برايشان مضمون، داستان و پيام‌كار مهم است.»

به‌نظر او ايده قشنگ و درخشان اوليه نقدهاي تلويزيوني در حال فراموشي است: «زماني منتقدي شيفته سریال است، با يك نگاه مثبت به برنامه نگاه مي‌كند  و زماني هم با سريال ارتباط برقرار نكرده است و... .»

سلطاني معتقد است كه بايد شكل اجرايي و محتواي نقدهاي تلويزيوني تغيير كند: «وجود اين برنامه‌ها در تلويزيون لازم و ضروري است، هم توليدكنندگان و هم سازندگان بايد بدانند كه از جايي كنترل مي‌شوند و سريال‌هايي كه ساخته مي‌شود بررسي ونقد مي‌شود و براي تلويزيون دوغ و دوشاب فرق دارد  و اگر اين اتفاق بيفتد،در ادامه رشد كيفيت سریال ها هم به‌وجود مي‌آيد.»

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:25 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه دوم اسفند 1386
اشنایی با پرویز شهبازی ......کارگردان فیلم عیار 14
 

 

 

 

زندگی‌نامه

او در سال ۱۳۴۱ در خرم آبادمتولد شد و فعالیت های فیلمسازی را در تهران آغاز نمود.وی دارای لیسانس کارگردانی از دانشکده صدا و سیما است. وی در سال ۱۳۶۸ پس از پایان تحصیلات، تعدادی فیلم کوتاه ساخت. فعالیت حرفه‌ای را با دستیاری در فیلم بادکنک سفید اثر جعفر پناهی آغاز کرد. نخستین ساخته اش با نام مسافر جنوب در جشنواره‌های متعدد بین المللی حضور یافت و جوایز معتبری نیز به دست آورد.

 

فیلم شناسی

کارگردان

  1. نفس عمیق ۱۳۸۱
  2. نجوا ۱۳۷۸
  3. مسافر جنوب ۱۳۷۵
  4. عیار ۱۴ ۱۳۸۶

فیلمنامه نویس

  1. نفس عمیق (‍پرویز شهبازی) ۱۳۸۱
  2. نجوا (‍پرویز شهبازی) ۱۳۷۸
  3. مسافر جنوب (پرویز شهبازی) ۱۳۷۵
  4. به آهستگی (مازیار میری) ۱۳۸۳
  5. دیپلمات (داریوش فرهنگ) ۱۳۷۴
  6. بادکنک سفید (جعفر پناهی) ۱۳۷۳
  7. عیار ۱۴ ۱۳۸۶

 تدوینگر

  1. تهران ساعت ۷ صبح (امیرشهاب رضویان) ۱۳۸۱
  2. نفس عمیق (پرویز شهبازی) ۱۳۸۱
  3. یک روز بیشتر (بابک پیامی) ۱۳۷۸

جوایز

  1. برنده دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه از جشنواره فیلم فجر (به آهستگی) (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۴
  2. برنده جایزه فیپرشی از جشنواره فیلم پوسان برای نفس عمیق (۲۰۰۳)
  3. برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم نامه برای نفس عمیق از جشنواره بین المللی فیلم فجر (۲۰۰۳)
  4. بهترین فیلم برای مسافر جنوب از جشنواره فیلم سن خوزه (۱۹۹۹)
  5. برنده جایزه طلایی از جشنواره فیلم توکیو برای فیلم مسافر جنوب (۱۹۹۷)
  6. انتخاب ویژه جشنواره فیلم تورین برای مسافر جنوب و نفس عمیق (۱۹۹۷و2002)
  7. پروانه زرین برای بهترین فیلم از جشنواره فیلم کودکان اصفهان (۱۹۹۶)
  8. بهترین فیلم از جشنواره مولفان بلگراد برای تفس عمیق(2003)
  9. جایزه بزرگ جشنواره آنونی فرانسه(1998)
  10. قایق نقره ای از جشنواره زنگبار برای نجوا(2000)

 

 

-------------------------------------------------

 

همچنین این کارگردان قصد داشت فیلمی به نام مارالیا بسازد که به دلیل مشکلات مالی به انجام نرسید

در ادامه مصاحبه یی از این کارگردان در خصوص نمایش فیلم (نفس عمیق) و معرفی به اسکار

 

گفت وگو با «پرويز شهبازي» به بهانه نمايش فيلم «نفس عميق»
و معرفي به اسكار
واقعيت بي رحم و پراكنده است
138486.jpg
گفتگو با پرويز شهبازي به بهانه معرفي فيلم نفس عميق به اسكار
«نفس عميق» بدون شك يكي از تكان دهنده ترين فيلمهاي سالهاي اخير به شمار مي آيد. اين فيلم كه سومين ساخته بلند پرويز شهبازي فيلمساز ۴۱ ساله تهراني است اولين بار سال گذشته در جشنواره فيلم فجر به روي پرده رفت و مورد استقبال منتقدان و همچنين هيأت داوران قرار گرفت.اين فيلم سه شنبه از سوي نمايندگان خانه سينما و بخش بين الملل فارابي براي حضور در بخش فيلمهاي خارجي زبان به آكادمي اسكار معرفي شد.
«نفس عميق» ، داستان زندگي دو جوان است كه در آغاز هزاره سوم بدون هدف روزها را سپري و به همه قوانين انضباط اجتماعي دهن كجي مي كنند تا آنكه دختر دانشجويي كه از شرايط خانوادگي اش سرخورده شده با آنها همراه مي شود و...
اين فيلم بعد از حضور در جشنواره فيلم فجر در جشنواره هايي همچون كن فرانسه، ونكوور كانادا ، هامبورگ آلمان و فروم دزيمژ فرانسه به نمايش درآمده و همين روزها در جشنواره پوسان كره جنوبي نيز حضور خواهد داشت. پرويز شهبازي كارگردان اين فيلم فارغ التحصيل رشته كارگرداني سينما از دانشكده صداوسيما بوده و پيش از اين «مسافر جنوب» و «نجوا» را ساخته كه البته به نمايش درنيامده اند. وي همچنين تعدادي فيلم كوتاه ساخته است كه معروف ترين آنها فيلم «طناب» است كه بازسازي سكانس آخر «طناب» هيچكاك به شمار مي آيد.
گفت وگوي ما را با شهبازي درباره تفاوت هاي نگاهش به اجتماع در فيلم جديدش مي خوانيد.
***
| آقاي شهبازي چرا بعد از ساخت دو فيلم در حوزه سينماي كودك و نوجوان اين بار در فيلمتان به سراغ مسائل «جوانان » رفتيد ؟
* بعد از آنكه «مسافر جنوب» و «نجوا» را ساختم به نظرم رسيد كه شرايط طوري رقم خورده كه در حوزه سينماي كودك نمي شود فيلم ساخت . به خصوص بعد از ساخت فيلم «نجوا» احساس كردم از سينماي كودك كه ديگر تثبيت شده بود هيچ حمايتي نمي شود ، حتي اكران فيلمهاي اين ژانر مشخص نبود. اصلاً فكر كردم در محافل دولتي نيز قرار است از سوي مسؤولين حمايتي از اين نوع سينما نشود. مانده بودم چه فيلمي بسازم، با خودم گفتم بهتر است بروم سراغ بچه هايي كه قبلاً با آنها كار كرده ام، چرا كه نسل آنها را به خوبي مي شناختم، حالا اين بچه ها كمي بزرگتر شده بودند و ديگر نوجوان نبودند.
مثلاً پسري كه در «مسافرجنوب» بازي كرده بود و ۱۴ سال داشت حالا تبديل به جواني ۲۰ ساله شده بود. بنابراين اطرافم را نگاه كردم، ديدم يكي از آنها را خيلي خوب مي شناسم، او «منصور» بود و اتفاقاً متوجه شدم برادرزاده ام است.
مي دانستم هيچ هدف مشخصي در زندگي ندارد و حتي براي هفته آينده اش هم برنامه اي تدارك نديده است. در همين روزها يك فيلمنامه درباره پسري نوشتم كه او را مي شناختم و به اين ترتيب فيلمنامه «نفس عميق» شكل گرفت.
| داستاني كه در فيلم با آن مواجه هستيم واقعي است يا بخشي از واقعيت؟
* داستاني واقعي است كه من آن را دراماتيزه كردم در واقع بايد قالبي پيدا مي كردم كه سرگرم كننده باشد، موضوعي كه اسمش را «واقع گرايي» مي گذاريم به من كمك مي كند بتوانم طرحم را گسترش بدهم وبپرورانم. مي خواهم بگويم داستان فيلم خيلي خود به خود شكل گرفته است ، اصلاً آمدن من به سمت جوانان خود به خود پيش آمده وحالا دلم مي خواهد جوانان بروند فيلم را تماشا كنند تا ببينند داستان «نفس عميق» حال و روزگار آنها هست يا نه واصلاً توانسته ام حس شان را به درستي درك كنم يانه؟
| نگفتيد داستان فيلم واقعي است يا تنها بخشهايي از آن از واقعيت برگرفته شده است ؟
* تمام فيلم تخيل من است ، تخيلي كه براساس واقعيت است. به نظر من واقعيت بي رحم وپراكنده است وگاهي بازتابش غيرممكن به نظر مي رسد. بنابراين لحظات فيلم شايد انتخاب شده از واقعيت باشند كه در كنار هم قرار گرفته اند ودارند يك معني را به ذهن متبادر مي كنند شايد هم يك حس را انتقال مي دهند ويا بيدار مي كنند كه بعداً بتوانيم از طريق اين حس از خودمان بپرسيم آيانسل ما كه قبل ازاين نسل بوده ـ درست زندگي كرده يا نه، اصلاً ما درست برنامه ريزي كرده ايم، به اين نسل توجه كرده ايم ومي دانيم كه چقدر آنها را دوست داشته ايم؟
| سه جواني كه در فيلم مي بينيم، خيلي ملموس هستند وانگار خيلي از آنها را هرروز درخيابانها مي بينيم، اما مي خواهيم بدانيم آيا شخصيت هاي فيلم ما به ازاي واقعي دارند؟
* حالا اگر اصرار داريد بدانيد بايد بگويم يكي از آنها كه برادرزاده ام است وآن يكي هم دوست صميمي اوست در زندگي واقعي هم مثل خود فيلم رفيق گرمابه وگلستان همديگرند.
| آن خانم چه؟
* او هم دانشجوي رشته تئاتر عروسكي دانشگاه تهران است.
| خب، شما كه تا اين حد با دقت متوجه اطرافتان هستيد ومي توانيد فيلمي در باره جوانان بسازيد كه بعداً بشود از آن به عنوان يك منبع آرشيوي از شرايط اجتماعي امروز ايران نام برد، چرا زودتر از اينها به فكر سينماي جوانان نيفتاديد، سينمايي كه از فيلمهاي ارزشمند تقريباً تهي است .
* همانطور كه گفتم قرارگرفتن دراين فضا خود به خود به وجود آمد وبچه هايي كه قبلاً با آنها كار كرده بودم حالا بزرگ شده بودند، يعني اگر قرار بود زودتر فيلمي درباره جوانان بسازم آنها ديگر جوانان «نفس عميق» نبودند، ۶يا ۷ سال بزرگتر شده بودند درست مثل يك رودخانه كه درجريان است . مي خواهم بگويم اگر كسي دوسال ديگر در باره جوانان فيلم بسازد، ديگر جوانان امروزي را پيدا نمي كند، آنها جوانان ديگري شده اند بخصوص آنكه جامعه ما جزو جوامع روبه توسعه است و هرروز همه چيز در حال تغيير است . گاهي اوقات كه در خيابان قدم مي زنيد ۵سال پيش را به ياد نمي آوريد چرا كه همه چيز درحال عوض شدن است . مخصوصاً تهران كاراكتري دارد كه در حال تغيير است.
| پس اگر كار بعدي شما چندسال عقب بيفتد ، با اين حساب فيلمي درباره ميانسالان خواهيد ساخت!
* اگر بخواهيم اينطور نگاه كنيم بله.
| حالا شما اينطوري نگاه مي كنيد يا نه، راستش را بگوييد.
* دارم در وادي حساب وكتاب حرف مي زنم و حال آنكه وادي فيلمسازي حساب وكتاب برنمي دارد. راستش خودم را رها مي كنم و به شرايط آينده فكر مي كنم كه از كجا و از چه چيزي دارم اطرافم را نگاه مي كنم.
| قاعدتاً بين آنچه روز اول مدنظرتان بوده و آنچه روز آخر به روي پرده رفته است فاصله اي وجود دارد، لطفاً بگوييد چقدر از فيلم ذهن شما تبديل به فيلم«نفس عميق» شد؟
138426.jpg
* حقيقتاً به آنچه فكر مي كردم دربازنويسي نسخه دوم و سوم فيلمنامه رسيدم، وقتي هم كه شرو ع به فيلمبرداري كردم تمام انرژي ام را گذاشتم تا به آنچه داشتم چيزهايي اضافه كنم. من درباره سه جوان فيلم مي ساختم كه اتفاقاً دو نفراز آنها دانشجو بودند. پس من مسؤوليت زيادي را روي دوشم احساس مي كردم، اينجا مجالي براي دروغ پردازي نبود، من تنها مي دانستم اگر نتوانم روابط واقعي جوانان را دربياورم از سوي خود آنها پس زده مي شوم.
| در نمايشهايي كه فيلم در داخل و خارج از كشور داشت ارتباط مخاطب با فيلم چگونه بوده، آيا اين دو گونه مخاطب به يك شكل با موضوع ارتباط برقرارمي كردند؟
* اتفاقاً مسائلي كه جوامع مدرن تر با جوانانشان دارند خيلي پيچيده تر از مسائلي است كه ما داريم. من در نمايشهاي فرانسه و آلمان متوجه شدم تماشاگران چقدر با ما احساس همدردي مي كنند و چقدر نگران حال جوانان خودشان هستند. من در گفت وگوهايم با تماشاگران و خبرنگاران روي اين موضوع تأكيد داشتم كه اگر بخواهند بر سر اين مسأله خرجشان را از ما جدا كنند فقط سرخودشان كلاه گذاشته اند و به خودشان دروغ گفته اند. من مي دانم كه در جامعه مدرن و پيشرفته اي مثل ژاپن جوانان چقدر مشكل دارند، مشكل «بي انگيزگي» و «بي هدفي».
| يعني آنچه كه محور اصلي داستان فيلم شماست.
* دقيقاً.
| پس مي توان گفت شما با آنكه به مسائل جوانان ما پرداخته ايد، اين نگاه اقليمي نبوده و بلكه جهاني است.
* و به همين خاطر فكر مي كنم كه موضوع خوبي را انتخاب كرده ام، واقعاً لذتبخش است كه بتواني مليت هاي مختلف را سر سفره ات جمع كني.
| از فرصتي كه به «ايران جمعه» داديد سپاسگزاريم.

---------------------------------------

 

و نگاهی به فیلم (نفس عمیق ) اخرین اثر این کارگردان که برای معرفی به اسکار انتخاب شد

 

نويسنده: اشکان نيری

   
     
فیلم‌های ایرانی به دلیل محدود بودن مضامین و ژانرها، کمتر در حیطه‌ی خودکشی وارد شده‌اند و خودکشی را بعنوان یک پدیده‌ی اجتماعی بررسی کرده‌اند. در محبوب‌ترین گونه‌های سینمایی ایران یعنی ملودرام‌ها و کمدی‌های خانوادگی، خودکشی بیشتر حالت تزئینی دارد و کاربردش فقط بالا بردن بار عاطفی یا کمیک ماجراست. آن‌هم بصورت بسیار آبکی! در فیلم‌های ملودرام ایرانی خودکشی را کش می‌دهند و انواع و اقسام چاشنی‌های آبکی اما بهرحال اشک‌انگیز و تاثیرگذار بهش اضافه می‌کنند. آخرش را هم معمولا به خوبی و خوشی با ایراد ِ یک خطابه‌ی اخلاقی به پایان می‌برند.
   

 

 

 

فیلم‌های ایرانی به دلیل محدود بودن مضامین و ژانرها، کمتر در حیطه‌ی خودکشی وارد شده‌اند و خودکشی را بعنوان یک پدیده‌ی اجتماعی بررسی کرده‌اند.
در محبوب‌ترین گونه‌های سینمایی ایران یعنی ملودرام‌ها و کمدی‌های خانوادگی، خودکشی بیشتر حالت تزئینی دارد و کاربردش فقط بالا بردن بار عاطفی یا کمیک ماجراست. آن‌هم بصورت بسیار آبکی!
در فیلم‌های ملودرام ایرانی خودکشی را کش می‌دهند و انواع و اقسام چاشنی‌های آبکی اما بهرحال اشک‌انگیز و تاثیرگذار بهش اضافه می‌کنند. آخرش را هم معمولا به خوبی و خوشی با ایراد ِ یک خطابه‌ی اخلاقی به پایان می‌برند.
در فیلم‌های کمدی هم خودکشی مثل هرچیز دیگر دستمایه‌ی خنده‌های بی‌مزه و زورکی و لوس می‌شوند و بدون اینکه بتواند خودکشی را هجو کند یا طنزهای ظریفی از دل آن بیرون بکشد فقط و فقط مقدار کمی خنده‌آور می‌شوند.
×××
در این مقاله از بین فیلم‌های ایرانی بعد از انقلاب چند فیلم عالی و خوب و متوسط (در هم!) را از نظر موضوع خودکشی و نوع خودکشی، انگیزه‌های آن و نوع اجرای آن در فیلم بررسی کرده‌ام:

نفس عمیق از پرویز شهبازی:

نزدیک‌ترین و هوشمندانه‌ترین فیلم در ارتباط با نسل جوان دهه‌ی هشتاد ایران.
داستان این است که کامران و منصور دو جوان سرگردان در خیابان‌های تهران هستند. کامران از خانه فرار کرده و خانواده‌اش بدنبالش هستند و مادر منصور در بیمارستان بستری است و خودش هم سرگردان و ولگرد در خیابان‌ها. کامران از طبقه‌ی مرفه است و منصور از بچه‌های پایین! منصور سرخوش و معترض است و کامران تلخ و ساکت. اما هر دو با هم‌اند و پشتیبان همدیگر. پس خودکشی کو؟ آها! ماجرا این است که کامران به هیچ وجه لب به غذا نمی‌زند و فرت و فرت سیگار می‌کشد. نیروی او آنقدر تحلیل می‌رود که حالش بهم می‌خورد و احتمالا می‌میرد.
خودکشی موضوعی‌ست که حداقل نیمی از فیلم به اضافه‌ی حال و هوای آن را دربرمی‌گیرد اما به وضوح بیان نمی‌شود. که این عدم وضوح به ساختار سینمایی فیلم برمی‌گردد. ساختار نفس عمیق به رغم ظاهر ساده و کلاسیک‌اش، بسیار خوددار و کم‌گو و موجز است. تنها علامتی که از خودکشی در فیلم پیداست این است که کامران کاملا آگاهانه غذا نمی‌خورد. و البته منصور هم در قسمتی از فیلم به کامران می‌گوید:«فکر می‌کنی اگه بمیری کی ناراحت می‌شه؟» و کامران با بی‌حالی می‌گوید:«نمی‌دونم. من که به کسی کاری ندارم.»
انگیزه‌ی خودکشی (و تقریبا هر انگیزه‌ی دیگری) عملا در نفس عمیق حذف شده‌اند و ما فقط خود عمل را می‌بینیم. خود پرویز شهبازی در مصاحبه‌ای با مجله‌ی فیلم می‌گوید: «شاید اگر کسی می‌فهمید کامران برای چه غذا نمی‌خورد، خودش را می‌کُشت!»
حال و هوای فیلم و مخصوصا حال و هوای منصور مرا به یاد یکی از داستان‌های کوتاهِ غلامحسین ساعدی می‌اندازد. در آن داستان (که اسمش را بخاطر ندارم اما یکی از داستان‌های مجموعه‌ی واهمه‌های بی‌نام و نشان است) جوانی معمولی با سرخوشی تمام یک روز کامل را با دوستانش ولگردی می‌کند و خوش می‌گذراند و در پایان روز به خانه‌ی مجردی‌اش برگشته، قرص می‌خورد و خودکشی می‌کند! البته آن داستان با داستان نفس عمیق خیلی فرق می‌کند اما حال و هوای خوددار و سرخوشانه و حذف انگیزه‌ها و نشان دادنِ صِرفِ افعال بدون جانب‌گیری در هر دو مشترک است.
خودکشی در نفس عمیق بیشتر بنظر می‌رسد بخاطر تمام شدن حس زندگی است. نمی‌دانم از چه کسی شنیده‌ام یا کجا خوانده‌ام که: آدم تا وقتی زندگی می‌کند که بخواهد زنده بماند! خب، کامران نمی‌خواهد زنده بماند برای همین می‌میرد!


نوشته شده توسط رزا در 11:37
پنجشنبه دوم اسفند 1386
عکس...............فرهنگسرای نیاوران
 

 

 

موضوع بحث(رعنا):

بهترین سکانس اقای پورسرخ در سریال ها و فیلم های سینمایی

ایشان را به تفکیک بگویید؟

 

با سلام

قرار بچه های وبلاگ برای تماشای فیلم سینمایی (مصائب دوشیزه)

با بازی هنرمند محبوب پوریاپورسرخ

سه شنبه ۷/۱۲/۸۶

سانس ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰

سینما فرهنگ

در ضمن اقای پورسرخ حضور ندارند

فقط بچه های وبلاگ

اگر نسبت به تاریخ و سانس صحبتی دارید اعلام کنید

 

 

 

 

 

 

 

ممنون از سهراب عزیز

 

 

نوشته شده توسط رزا در 11:35
پنجشنبه دوم اسفند 1386
مصائب دوشیزه
 

 گزارش فروش فیلم

 

"مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه می‌کشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از پنج روز نمایش در هفت سینما 900/490/7 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه 26 بهمن 800/292/2 تومان بوده است.

 

------------------------------------------------

 

<مصائب دوشيزه>؛

 ماه محرم فصل مناسب‌تري براي اكران بود

مسعود اطيابي كارگردان فيلم <مصائب دوشيزه> معتقد است با توجه به موضوع و سوژه مذهبي اين فيلم چنانچه فيلم پس از تبليغ وسيع اكران مي‌شد به فروش قابل توجهي دست پيدا مي‌كرد و تماشاگران زيادي جذب مي‌كرد.

اطيابي در گفت‌وگو با <باني فيلم> گفت: فصل اكران <مصائب دوشيزه> فصل خوبي نيست؛ اكران بعد از جشنواره فيلم فجر در فصل سرد سال و نزديك به ايام عيد نوروز شرايط مطلوب و خوبي نيست.

او گفت: به نظر من تعداد سالن‌هاي نمايش فيلم با توجه به شرايط و اوضاع نمايش در سينماي ايران متعادل و كافي است. نسبت به موجودي سينما اختصاص اين تعداد سالن به فيلم <مصائب دوشيزه> خوب و مثبت ارزيابي مي‌شود‌، اما فصل اكران اصلاً مناسب نيست.

اطيابي با بيان اينكه تيزر فيلم مصائب دوشيزه و ميزان پخش آن را نيز نسبتاً خوب ارزيابي مي‌كند گفت: بهترين فصل براي اكران مصائب دوشيزه ماه محرم بود؛ اگر در آن زمان با تبليغ و نمايش تيزر فيلم به مخاطب معرفي مي‌شد انتظار فروش بيشتر دور از ذهن نبود.

 

------------------------------------------------

 

 

بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با فارس؛

پاكدل: براي يك فيلم خوب، زمان اكران تفاوتي ندارد

خبرگزاري فارس: بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» گفت: براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه در چه زماني به اكران عمومي درآيد.

«مهدي پاكدل» بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) مورد استقبال مخاطب قرار خواهد گرفت.
وي افزود:‌ من اميدوارم كه از اين فيلم استقبال شود و البته به دليل بازيگران جواني كه دارد و موضوع تاثيرگذارش قابليت موفقيت در اكران عمومي را دارد.
پاكدل گفت: براي انتخاب يك نقش، معيارهايي وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به موقعيت خوب زماني اشاره كرد كه موجب مي‌شود، يك بازيگر در يك كار جديد ظاهر شود اما براي من علاوه بر اين شرايط، ويژگي‌هاي قصه و نقش موجب شد تا در «مصائب دوشيزه» حضور يابيم.
وي اظهار داشت: مدت‌ها از ساخت فيلم گذشته است و نمايش فيلم در شرايط كنوني به هرحال موجب ديده شدن فيلم مي‌شود. البته من از وضعيت اكران فيلم اطلاع دقيقي ندارم اما به نظرم موقعيت اكران، براي فيلم‌هاي ايراني چندان فرقي هم نمي‌كند و من معتقدم براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه چه زماني اكران شود.
«مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) به تهيه‌كنندگي «سيدغلامرضا موسوي» با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحي‌ است كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازه‌اي مي‌كشاند.
انتهاي پيام/

نوشته شده توسط رزا در 11:31
پنجشنبه دوم اسفند 1386
ساعت شنی
 

 
 
 
<ساعت شني> در پژوهشكده ابن سينا مرور مي‌شود


<ساعت شني> در پژوهشكده ابن سينا مرور مي‌شود


نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني ساعت شني، 14 اسفندماه با حضور عوامل اين اثر در پژوهشكده فناوري‌هاي نوين علوم پزشكي جهاد دانشگاهي - ابن سينا برگزار مي‌شود.

مجموعه ساعت شني پيشتر از شبكه يك سيما پخش شد و با واكنش‌هاي متفاوتي از سوي لايه‌هاي مختلف اجتماعي روبرو شد.

اين مجموعه بامضموني اجتماعي، رويكردي متفاوت به مقوله زوج‌هاي نابارور و پديده رحم جايگزين، در قالب داستاني از آدم‌هاي مختلف از طبقات اجتماعي داشت.

به گزارش ايرنا از پژوهشكده فناوري‌هاي نوين علوم پزشكي ابن سينا، نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني ساعت شني با رويكرد ناباوري و رحم جايگزين برگزار مي‌شود.

ايجاد نگرش صحيح مردم نسبت به استفاده از فناوري كمك باروري و درمان ناباروي و پرداخت به‌ابعاد موضوع رحم جايگزين در درمان ناباروري با رويكرد پزشكي، فقهي، حقوقي، جامعه شناختي و روانشناختي از مباحث موضوعي اين نشست به شمار مي‌رود

 

 

----------------------------------------------------

 

 گفتگو با مهراوه شریفی نیا

 

 گفتگو با ازیتا حاجیان(مش دریای ساعت شنی)

 

---------------------------------------------------

 

 

 

گفته‌هاي مهدي فرجي درباره سريال‌هاي «رقص پرواز»، «ساعت شني» و «پريدخت»؛
از اين پس تا زماني‌كه ساخت يك سريال به پايان نرسد پخش آن از تلويزيون آغاز نمي‌شود

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

مدير شبكه دو سيما گفت: تلاش كل سازمان صدا و سيما و به طور حتم شبكه دو سيما از اين پس بر اين است كه تا زماني‌كه ساخت يك سريال مناسبتي به پايان نرسيده‌است، پخش آن از تلويزيون آغاز نشود.

مهدي فرجي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در پاسخ به پرسشي درباره مشكل كمبود وقت كه گريبانگير بسياري از مجموعه‌هاي مناسبتي مي‌شود، گفت: در مرحله‌ي آماده‌سازي سريال‌هاي مناسبتي، بيشترين وقت را صرف نگارش متن مي‌كنيم و در نتيجه فيلمنامه دير آمده مي‌شود؛ در چنين شرايطي براي ساير مراحل ساخت با كمبود وقت مواجه مي‌شويم.

وي در پاسخ به پرسشي درباره مشكل كمبود وقت به هنگام ساخت سريال «پريدخت»، يادآور شد: طرح اين سريال از سال گذشته به شبكه دو سيما ارايه شده بود؛ اما از آنجا كه فيلمنامه با تغييرات جدي رو به رو شد، وقتي به مرحله توليد رسيديم، آبان ماه بود؛ بر اين اساس در ساخت «پريدخت» با كمبود زمان مواجه شديم و كار با دشواري پيش رفت.

مدير شبكه دو سيما بار ديگر تاكيد كرد: از اين پس سعي ما بر اين است تا فيلمنامه سريال‌هاي مناسبتي را به طور كامل به پايان رسانده و بخشي از قسمتهاي آنها را آماده پخش كنيم و سپس سريال را به روي آنتن ببريم.

وي در پاسخ به پرسش ايسنا درباره تغييرات يا حذفياتي كه بر اثر فشارهاي بيروني، مشمول حال برخي مجموعه‌هاي تلويزيوني مي‌شود، گفت: تمام بخشهاي صدا و سيما و خصوصا سيما با چنين نظراتي مواجه هستند؛ اما از آنجا كه سريال‌هاي تلويزيوني به طور خاص طرفداران بيشتري دارند، وقتي يك برنامه نمايشي از تلويزيون پخش مي‌شود، تمام افكار عمومي را به خود جلب مي‌كند.

وي در عين حال اين رويه را مثبت ارزيابي كرد و گفت: از آنجا كه تلويزيون مشتاقان بسياري دارد، تمام سريال‌ها توسط اقشار و گروه‌ها ديده مي‌شوند و در نتيجه در آن‌ها توقعات متفاوتي هم ايجاد مي‌شود. البته گاه اين نقدها به فشار تبديل مي‌شوند و در اين ميان تلويزيون به برخي نقدها توجه كرده و از كنار برخي نظرات ديگر مي‌گذرد.

وي كه در زمان تصويب طرح سريال «ساعت شني» مديريت گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما را بر عهده داشته است، در پاسخ به پرسشي درباره تغييراتي كه به دليل فشارهاي خارجي مشمول حال اين سريال شد، گفت: درباره‌ي اين سريال هم برخي نقدها را پذيرفتيم و از كنار برخي گذشتيم. زمانيكه اين سريال در شبكه اول سيما به تصويب رسيد، اين اطمينان را داشتيم كه حساسيت‌هاي بسياري را به همراه خواهد داشت؛ چراكه براي نخستين بار معضلات اجتماعي را به روشني در تلويزيون به تصوير مي‌كشيد.

مهدي فرجي گفت: زماني كه سريال «ساعت شني» ( در سال 84) كليد خورد، آغاز شروع دولت نهم نبود و مسائل اجتماعي كه در اين سريال مطرح شده بود به هيچ وجه به گروه خاصي بر نمي‌گشت.

وي همچنين ايجاد حساسيت در بين افراد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي را از طبيعت‌ برنامه‌سازي برشمرد و گفت: مسوولان ما بايد ظرفيت‌ خود را بالا برده و اجازه دهند كه يك سريال به پايان برسد و سپس آن را نقد كنند.

به اعتقاد مدير شبكه دو سيما با بالا رفتن ظرفيت اقشار و گروه‌هاي مختلف اجتماعي، شاهد ساخت آثار كيفي‌تر، با سوژه‌هاي متفاوت در سيما خواهيم بود.

وي تاكيد كرد: «ساعت شني» براي نخستين بار به صورت جدي مسائل اجتماعي را مطرح كرد و به هيچ وجه اين سريال قصد سياه نمايي نداشت.

فرجي ادامه داد: سريال «ساعت شني» به شخصيت‌هايي پرداخت كه همگي از اقشار آسيب پذير اجتماع بودند و اشتباهات فردي در سرنوشتي كه نصيب آنان شد، بسيار موثر بود.

وي از «ساعت شني» به عنوان مجموعه‌يي هشداردهنده براي جوانان ياد كرد و گفت: سعي ما بر اين است تا برخي افكار پوچ فعلي را كه در بين جوانان باب شده به نقد بكشيم.

مدير شبكه دو همچنين از «ساعت شني» به عنوان نقد تصميمات فردي در حوزه‌ي رفتارهاي اجتماعي ياد كرد و با بيان اين كه سريال «ساعت شني» كمي شتابزده نقد شد، خاطرنشان كرد : اين سريال فرصت كافي براي اين كه نكات مثبت ‌آن مطرح شود را پيدا نكرد .

وي در پاسخ به پرسشي درباره حضور در مجلس شوراي اسلامي و پاسخگويي به برخي مسائل، يادآور شد: پس از حضور در مجلس و مطرح كردن اهدافي كه از ساخت اين سريال دنبال كرديم فشارها به مراتب كمتر شد.

مهدي فرجي در پاسخ به پرسشي درباره‌ پخش سريال «رقص پرواز» از شبكه دو سيما در حالي كه اين سريال در گروه حماسه و دفاع شبكه اول توليد شده بود، اظهار كرد : پخش اين سريال از شبكه دو در راستاي سياست تعامل ميان شبكه‌ها شكل گرفت .

وي به اين پرسش ايسنا كه آيا به اين دليل كه سريال «رقص پرواز» از شبكه اول مجوز پخش نگرفت، از شبكه دو پخش شد؟ پاسخ منفي داد و گفت: اتفاقا شبكه‌هاي اول و دوم سيما سياست متفاوتي ندارند؛ بحث ما اين بود كه سريال «رقص پرواز» توليد و آماده پخش شده و بايد در فرصتي مناسب پخش شود. مديران شبكه اول سيما نيز لطف كردند و «رقص پرواز» را به شبكه دو براي پخش دادند.

انتهاي پيام

نوشته شده توسط رزا در 11:30 | لينک به اين مطلب |
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا