تبليغاتX
سه شنبه سی ام مهر 1387
کاغذدیواری






The image “http://i38.tinypic.com/v5bbzm.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.





The image “http://i37.tinypic.com/2hd4sa0.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



ممنون از الهام عزیز


The image “http://i38.tinypic.com/hx0iae.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




ممنون از ارزو عزیز




نوشته شده توسط رزا در 19:50 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
سلام




با سلام

امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه و در پناه حق و در کنار خانواده به ارزوهاتون برسید.

از طرف هنرمند محبوبتون که تو این مدت در ایام ماه رمضان با سریال روز حسرت با بازی خوبشون روزهای

خوشی رو پشت سر گذاشتیم پیغامی دارم البته برای کسانی که شماره ایشان رو دارند

ایشان که خیلی از مزاحمت های تلفنی شاکی بودند خواستند کسانی که  شماره ایشان رو دارند لطفا تماس

 نگیرند و فقط اس ام اس بزنند و حتی گفتند بنویس تورو به امام حسین زنگ نزنید و کاری دارید اس ام اس

 بزنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!چون این خط خط کاری ایشان هست بسیار اذیت می شوند  و لطفا رعایت کنید


با تشکر


 
نوشته شده توسط رزا در 21:57
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387
نشست تقدير رييس سازمان صدا و سيما از عوامل سريال‌هاي روز حسرت و مثل هيچ‌كس


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CPhoto%5C4385.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1387/7/Photo/4401.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


رييس سازمان صدا و سيما در نشست تقدير از عوامل سريال‌هاي روز حسرت و مثل هيچ‌كس:
هنرمندان تاثيرگذار بايد جايگاه خود را حفظ كنند


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

رييس سازمان صدا و سيما در جلسه تقدير از عوامل سريال‌هاي «روز حسرت» و «مثل هيچ‌كس» به جايگاه رفيع عوامل اين سريال‌ها به دليل تاثيرگذاري آن‌ها اشاره كرد و از آنان خواست كه براي حفظ اين جايگاه تلاش كنند.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، «عزت‌الله ضرغامي» در ابتداي اين جلسه از تلاش‌هاي ارزشمند تمام هنرمنداني كه در اين دو سريال حضور داشتند، تشكر كرد و گفت: شما نماينده بخش عظيمي از افرادي هستيد كه براي ساخت برنامه‌هاي ماه رمضان امسال تلاش كردند، و در حقيقت اين جمع تا حدودي حالت نمادين دارد.

وي از «مرتضي ميرباقري» معاون سيما نيز به دليل همكاري‌هايي كه در بخش توليد و محتواي سريال‌هاي نمايشي ماه رمضان داشته است تشكر كرد.

ضرغامي افزود: از آقايان عليرضا برازش و مهدي فرجي هم به خاطر حمايت‌هايشان تشكر مي‌كنم. اين دوستان هم مدير شبكه هستند و هم به نوعي متولي برنامه‌هاي نمايشي محسوب مي‌شوند.

رييس سازمان صدا و سيما درباره دلايل انتخاب دو سريال روز حسرت و مثل هيچ كس نيز توضيح داد: وقتي از اين دو سريال تقدير مي‌كنيم، يعني مي‌خواهيم بين عالي و خوب و خوب‌تر تميز قائل شويم و بگوييم اين دو كار مي‌توانند براي توليدات بعدي تلويزيون الگو شوند.

ضرغامي سپس به بيان اين نكته پرداخت كه بر اساس نظرسنجي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما هر كدام از سريال‌هاي ماه رمضان امسال حدود 30 پيام مورد نظر سازمان در موضوعات مذهبي، معارفي و اجتماعي را بيان كرده‌اند كه نشان‌دهنده موفقيت در اين حوزه است.

وي در ادامه با اشاره به سريال مثل هيچ كس درباره كارگردان آن گفت: آقاي برزيده از دوستان خوب ماست، همان زمان كه ايشان فيلم دكل را ساختند و جوايز متعددي گرفتند، معلوم شد كه كارگردان با استعدادي هستند، پس از آن نيز كارهاي ارزشمندي را از ايشان شاهد بوديم.

وي افزود: حضور آقاي برزيده در سريال مثل هيچ كس خاطر مرا جمع كرد. ضمن اين كه استفاده از بازيگران حرفه‌اي در اين سريال باعث شد مثل هيچ‌كس كار خوبي شود.

ضرغامي ادامه داد: اگر سريال مثل هيچ كس توانسته باشد 30 پيام ديني، اجتماعي و اصالت‌هاي خانوادگي را آموزش دهد موفق عمل كرده است؛ چنان كه حتي شخصيت منفي اين سريال به خوبي مي‌دانستند كه جايگاه پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده كجاست.

رييس سازمان صدا و سيما در ادامه با اشاره به شخصيت‌پردازي، ميزان‌سن و تصويربرداري پاك اين سريال خاطرنشان كرد: برزيده با ساخت اين سريال معياري را براي سريال‌هاي اجتماعي و خانوادگي باقي گذاشت كه ديگر سريال‌ها مي‌توانند از آن به عنوان الگو استفاده كنند. ايشان تا حدودي در مثل هيچ كس نمادسازي كردند كه از خود سريال اهميت بيشتري داشت، هم‌چنين حركت دوربين در اين سريال بسيار پاك و سالم بود.

عزت‌الله ضرغامي در ادامه با اشاره به سريال روز حسرت خاطرنشان كرد: اين سريال رويكردي را كه سازمان صدا و سيما در اين سال‌ها انتخاب كرده بود ادامه و نشان داد كه اگر اين رويكرد ادامه داشته باشد، به تغيير ذائقه مخاطب منجر مي‌شود.

رييس سازمان صدا و سيما با تاييد اين گفته در عين حال خطاب به برنامه‌سازان و هنرمندان حاضر در جلسه گفت: بعضي قسمت‌ها و خطاها كارهاي ارزشمند ما را به سرعت زير سوال مي‌برد.

وي سپس از رضايت بالاي 80 درصدي مردم از سريال روز حسرت و رضايت حدود 80 درصدي از سريال مثل هيچ كس خبر داد و افزود: براي سريالي مثل روز حسرت سرمايه‌گذاري شده بود، پشت اين سريال مجموعه‌هايي چون اغماء‌، او يك فرشته بود و غيره... قرار داشتند و من به يقين مي‌گويم كه ما اكنون در تلويزيون در زمينه سريال‌هاي ماورايي و مذهبي به يك ژانر رسيده‌ايم.

به گزارش ايسنا، رييس سازمان صدا و سيما در بخش ديگري از اين نشست بر لزوم حفظ جايگاه و شان سازندگان كارهاي نمايشي و به ويژه بازيگران اين مجموعه‌ها تاكيد كرد و گفت: همه دوستان و به ويژه بازيگران ما بايد از شان و جايگاه بالايي كه در تاثير برمخاطبان دارند آگاه باشند و براي مراقبت از آن و حفظش همواره بكوشند.

وي ادامه داد: بازيگران ما بايد بدانند ايفاي چنين نقش‌هايي تاثير بسياري بر بيننده مي‌گذارد و زندگي برخي را تغيير مي‌دهد؛ بنابراين اين مساله، ‌مسئوليت سنگيني را بر دوش اين هنرمندان مي‌گذارد.

به گزارش ايسنا، در پايان اين مراسم به عوامل سريال‌هاي روز حسرت و مثل هيچ‌كس لوح تقدير و هدايايي از سوي رييس سازمان صدا و سيما و معاون سيما و مديران شبكه‌هاي اول و دوم اهدا شد.

گزارش تكميلي اين نشست و سخنان حاضران در آن متعاقبا ارسال مي‌شود.

انتهاي پيام






از طریق لینک های زیر می توانید گزارش های تصویری خبرگزاری ها را مشاهده نمایید:


http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1218488&Lang=P


http://www.farsnews.net/imgrep.php?nn=8707281434


http://www.jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100952107611




---------------------------------------------------------------




 

گزارش آيين تقدير از دو سريال «روز حسرت»و«مثل هيچ كس»
مقدم: تغيير ذائقه‌ مردم در حال عملي‌شدن است
برزيده: تلويزيون حساب شده‌تر به موضوعات مختلف بپردازد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

 

معاون سيما در مراسم تقدير از سازندگان سريال‌هاي «روز حسرت» و «مثل هيچ‌كس» به تاكيد سازمان صدا‌وسيما به پرداختن به موضوعات اجتماعي، دركنار موضوعات ماورايي - مذهبي و هم‌چنين پرهيز از تكرار در موضوعات اشاره كرد؛ همچنين سازندگان اين دومجموعه در حضور عزت‌الله ضرغامي به ارائه صحبت‌هايي درباره‌ي سريال‌ها و تاثير تلويزيون برروي مخاطبان پرداختند.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در اين مراسم دكتر مرتضي ميرباقري هم‌چنين از برنامه‌هاي نمايشي به‌عنوان بخشي از سبد توليدات تلويزيوني درماه مبارك رمضان ياد كرد كه مورد اقبال مردم است.

معاون سيما ادامه داد: در سنوات قبل اين گونه‌ تصميم‌گيري شد كه به موضوعاتي بپردازيم كه تكراري نباشند و مكمل ساير موضوعات باشند؛ در سال جاري نيز بنا را بر اين گذاشتيم كه حتما يك سريال با موضوع ماورايي داشته باشيم و دركنار آن تصميم گرفتيم به يك موضوع جدي اجتماعي دركنار طنزهاي مفرح بپردازيم كه خوشبختانه هردو اين موارد پاسخ مثبت گرفتند.

مرتضي ميرباقري سپس با اشاره به معدل 17 و 88 صدم براي «روزحسرت» و معدل 17‌ونيم براي سريال «مثل هيچ‌كس»، اظهار كرد: دوستان ما در «مثل هيچ‌كس» از ظرفيت‌هاي ديني براي تقويت ابعاد هويتي مردم خصوصا نسل جوان استفاده كردند و با يك فاصله اندكي نسبت به «روز حسرت» در رتبه‌ي دوم قرار گرفتند.

به گزارش ايسنا، دراين مراسم هم‌چنين سيروس مقدم با ابراز خرسندي نسبت به حضور دراين مراسم گفت: از اين‌كه در سازمان صدا‌وسيما كارهاي عالي، خوب‌تر و خوب ارزش‌گذاري مي‌شوند، بسيار خوشحالم و معتقدم اين مساله باعث روحيه‌بخشي به گروه‌هايي مي‌شود كه روز و شب ندارند تا به تعهدات‌ آنتن عمل كنند؛ آنها مثل يك سرباز درخدمت سازمان صدا‌وسيما هستند.

وي با اشاره به شكل‌گيري تغيير ذائقه‌ دربين مخاطبان، دراين باره گفت: تغيير ذائقه‌ دربين مردم كم‌كم به شكل جدي‌تر درحال عملي‌شدن است و حتي ذهنيت مردم نسبت به كارهايي كه ارزش‌هاي ديني و اعتقادي را مطرح مي‌كنند تغيير كرده است.

سيروس مقدم درادامه به مهدي فرجي(مديرشبكه دو) و سازندگان «مثل هيچ‌كس» خسته نباشيد گفت‌ و از معاون سيما و عليرضا برازش(مدير شبكه‌ اول) كه درتمام اين مدت سريال «روز حسرت» با حمايت‌هاي آنان پيش رفت، تشكر كرد.

عبدالحسن برزيده نيز در ادامه اين مراسم، خواهان صحبت در جمعي تخصصي‌تر شد و صحبت‌هايي دراين باره را از نگاه مردم و در عين حال كارشناسانه‌تر خواستار شد.

كارگردان «مثل هيچ‌كس» با بيان اين كه «آن چه حاصل مي‌شود معمولا خيلي به واقعيت نزديك‌ نيست»، ادامه داد: سريال «مثل هيچ‌كس» با مساعدت و تدبير مدير شبكه دو سيما در زماني نسبتا مناسب ساخته شد؛ با اين حال اگر زمان بيشتري در اختيار داشتيم، مسلما كار بهتري ارائه مي‌داديم. پيش‌توليد ما بسيار سريع انجام شد و بعضي از بازيگران ما درخلال كار به ما پيوستند و اگرچه بازيگران خوبي بودند، اما شايد در زمان كافي فرصت بيشتري ايجاد مي‌شد تا نقششان را هضم كنند.

برزيده درعين حال گفت: سريال «مثل هيچ‌كس» در زمره‌ي مجموعه‌هاي مناسبتي بود كه براي اولين‌بار در زمان نسبتا مناسبي ساخته شد. تيمي كه ساخت سريال را برعهده گرفتند به موقع كارشان را انجام دادند و متشكرم كه به من به‌عنوان كارگردان اعتماد كردند و اميدوارم توانسته باشم اداي دين كنم.

اين كارگردان سينما و تلويزيون سپس با اشاره به تاثير‌گذاري بسيار رسانه ملي برمردم، دراين باره اظهار كرد: تاثير‌گذاري تلويزيون به حدي است كه حتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و ساير وسايل ارتباط جمعي نمي‌توانند رقيب تلويزيون باشند. مردم ما هم مردم بسيار خوبي هستند به نحوي كه با يك تلنگر دلهايشان مي‌لرزد و به مسيري كه براي آنها تبيين كرده‌ايم برمي‌گردند. اين درحالي است كه گاه تلويزيون برنامه‌هايي را پخش مي‌كند، كه باعث خنثي‌شدن نكات و ارزش‌هايي مي‌شود كه در برنامه‌هاي ديگر مطرح كرده‌است و اين مساله اتفاق خوبي نيست.

برزيده در پايان ابراز اميدواري كرد كه رسانه‌اي كه بيشترين تاثير‌گذاري را روي مردم دارد، حساب شد‌ه‌تر به مقولات و موضوعات مختلف بپردازد.

به گزارش ايسنا، سپس افسانه بايگان نيز جملاتي كوتاه را درباره حضور در سريال مناسبتي «روز حسرت» بيان كرد.

وي كه در اين سريال نقش «نرجس» را بازي مي‌كرد، نسبت به اين مساله كه برايش فرصتي فراهم شده بود تا نقشي كمال گرايانه و آرمان‌گرايانه را بازي كند، ابراز خوشحالي كرد.

پروانه معصومي نيز پس از افسانه بايگان مطالبي را در خصوص حضور در «مثل هيچ كس» بيان كرد.

وي كه دراين سريال نقش «بي‌بي» را بازي مي‌كرد، با اشاره به اين‌كه تا به‌حال در 8 - 9 سريال بازي كرده است، گفت: «مثل هيچ كس» باتمام سريال‌هايي كه پيش از اين بازي كرده بودم، متفاوت بود و اصلا تصور نمي‌كردم تا اين حد تاثير‌گذار بوده باشد.

معصومي كه در شهر كوچكي زندگي مي‌كند، به تاثير‌گذاري سريال «مثل‌هيچ‌كس» دربين مردم اشاره كرد و گفت: درشهر كوچكي كه زندگي مي‌كنم برخي به من گفتند كه اين سريال تمام كار و زندگي ما را گرفته بود و تمامي قسمت‌هاي آن را دنبال مي‌كرديم؛ حتي راننده‌اي كه مرا امروز به اينجا آورد به من گفت كه سريال «مثل‌ هيچ‌كس» باعث شد كه نفاق موجود دربين خانواده‌شان از بين برود.

به گزارش ايسنا، دربخشي از اين نشست سيد عزت‌الله ضرغامي به طرح اين مطلب با عبدالحسن برزيده پرداخت كه شما با اين‌كه اهل جنوب بوديد اما به خوبي حال‌وهواي تهران و فرهنگ و اصطلاحات اين شهر را به تصوير كشيديد.

رييس سازمان صدا‌وسيما هم‌چنين با خطاب قراردادن مهرآوه شريفي‌نيا بازي او در سريال‌هاي «روزحسرت» و همچنين «ساعت‌شني» را خوب توصيف كرد و گفت: البته والدين شما از جمله بازيگران حرفه‌يي سينماي ايران هستند و حتما شما را راهنمايي مي‌كنند.

به گزارش ايسنا، دراين مراسم هم‌چنين اسماعيل خلج كه تا به‌حال دوبار نقش روحانيون را بازي كرده است، مطالبي را درباره‌ي نحوه‌ي ساخت سريال‌هاي مناسبتي سيما بيان كرد.

او گفت: دراين چندسال كه در تلويزيون فعاليت كردم، به خوبي مي‌دانم كه پركردن 7 - 8 كانال آن هم به‌صورت 24 ساعته چه دشواري‌هايي به همراه دارد. اين‌ها از اجبارهاي كار است؛ اما سيستمي كه براي نگارش متن و ساخت سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سيما طي امسال و سال گذشته درنظر گرفته شد، به نظرم تا حدودي ناخوشايند بود.

وي ادامه داد: عهد و پيمان‌هايي كه دربين خودمان و تماشاگر داريم، دراين سيستم به‌دليل تعجيل گاه شكسته مي‌شود و به‌همين دليل بود كه هردو سريال‌ ماه رمضاني كه من امسال و سال گذشته در آنها بازي كردم، يعني «روزحسرت» و «اغماء» پس از ماه رمضان هم ادامه پيدا كردند.

اسماعيل خلج تصريح كرد: اين درحالي است كه در ماه رمضان تماشاگر خاصي به تماشاي اين سريال‌ها مي‌نشيند كه پس از ماه رمضان شايد ديگر فرصت تماشاي ادامه‌ي قسمت‌ها را نداشته باشد. اين كار باعث مي‌شود كه تماشاگر به مرور حساسيت تماشا و دنبال كردن تمام قسمتها را درخود تعديل كند.

اسماعيل خلج هم‌چنين نسبت به بدقولي اغلب تهيه‌كنندگان براي پرداخت دستمزدهاي عوامل انتقاد كرد و از آنان خواست كه به همان تاريخي كه ابتدا در قرارداد مي‌نويسند پاي‌بند باشند.

به گزارش ايسنا، سپس سيروس مقدم با اشاره به عدم حضور فرامرز قريبيان دراين نشست از همكاري وي با سريال «روز حسرت» تشكر كرد و گفت: ايشان با تمام قدرت خصوصا درروزهاي آخر كه كار دشوارتر بود، درخدمت پروژه بودند.

دراين نشست هم‌چنين نفيسه روشن بازيگر نقش «اشرف» از زحمات عبدالحسن برزيده تشكر كرد و به سيروس مقدم و همكارانش كه سال گذشته در پروژه «اغماء» با آنان همكاري داشت، خسته نباشيد گفت.

وي در پايان ضمن تشكر از حمايت‌هاي مهدي فرجي و عزت‌الله ضرغامي خاطرنشان كرد كه حضور درچنين مراسم‌هايي وظيفه‌ي او را به‌عنوان بازيگر دشوارتر مي‌كند.

انتهاي پيام



نوشته شده توسط رزا در 20:41 | لينک به اين مطلب |
جمعه بیست و ششم مهر 1387
گزارش تصویری جام جم از جشن (صیام و سیما) وتقدیر از عوامل سریال(روز حسرت)





The image “http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/24/L00951759860.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/24/L00951759436.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




گزارش تصویری جام جم از جشن (صیام و سیما) وتقدیر از عوامل سریال(روز حسرت) را از طریق لینک زیر ببینید



http://www.jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100951760039  







نوشته شده توسط رزا در 11:28
جمعه بیست و ششم مهر 1387
کاغذدیواری







The image “http://i37.tinypic.com/2dw9llg.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.





ممنون از نسیم عزیز



نوشته شده توسط رزا در 10:56
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387
گزارش فارس از مراسم «صيام وسيما»





گزارش فارس از مراسم «صيام وسيما»؛

خلج: اگر زمان در اختيار داشتيم، به‌جاي فن از هنر استفاده مي‌كرديم

خبرگزاري فارس: «اسماعيل خلج» بازيگر سريال «روز حسرت» گفت: در كارهايي كه با كمبود زمان روبه رو هستيم، ما بيشتر از فن بازيگري استفاده مي‌كنيم اما اگر وقت بيشتري داشتيم از هنر بازيگري استفاده مي‌كرديم. اين مسأله براي نويسنده و ديگر عوامل هم پيش مي‌آيد.

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در جشن «صيام و سيما» كه با حضور «عليرضا برازش» مدير شبكه اول سيما برپا شد، از سازندگان پريننده‌ترين سريال ماه رمضان تجليل به عمل آمد.
بنا بر اين گزارش، در اين مراسم كه شب گذشته به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و فرهنگسراي رسانه در خانه شهرياران جوان و با يك ساعت تأخير آغاز شد، از سريال «روز حسرت» محصول شبكه اول سيما كه از سوي مردم به عنوان پربيننده‌ترين سريال تلويزيوني پخش شده در ماه رمضان برگزيده شد، تجليل به عمل آمد.
در اين مراسم، تني‌چند از برگزيدگان و عوامل سريال «روز حسرت» شامل: حجت‌الاسلام گلي(مشاور مذهبي فيلمنامه «روز حسرت»)، عليرضا افخمي (نويسنده و ناظر كيفي)، مهران رسام (تهيه كننده)، سجاد ابوالحسني (نويسنده)، سيروس مقدم(كارگردان)، آريا عظيمي‌نژاد( آهنگساز)، رحيم نوروزي، اسماعيل خلج، ليندا كياني و مهراوه شريفي‌نيا (بازيگران) به روي صحنه رفتند و درباره حضور خود در اين مجموعه تلويزيوني به ايراد سخن پرداختند و به سؤالات رسيده از طرف مردم پاسخ گفتند.
بنا بر اين گزارش، در اين مراسم پس از تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد و پخش سرود جمهوري اسلامي ايران، بخش‌هايي از سريال «روز حسرت» پخش شد و سپس «محمدهادي ايازي» رييس شوراي اطلاع‌رساني شهرداري تهران و رئيس گروه مشاوران شهردار تهران با خيرمقدم به حاضران درباره برگزاري اين مراسم به ايراد سخن پرداخت.
«ايازي» گفت: فرهنگسراي رسانه اين افتخار را دارد كه در حوزه فرهنگ و هنر، نشست‌هاي مختلفي را براي فيلم‌هاي «آواز گنجشك‌ها» و «سه زن» برگزار كرده است. همچنين در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و... نشست‌هاي مختلفي در اين فرهنگسرا صورت مي‌گيرد كه در آن‌ها مخاطبين زيادي هم حضور داشته‌اند.
وي سپس به مراسم قدرداني از سازندگان «روز حسرت» اشاره كرد و ادامه داد: «روز حسرت» جزو پرمخاطب‌ترين سريال‌هاي ماه مبارك رمضان بود. مجموعه‌اي با رويكردي بسيار جديد و به يادماندني كه از جنبه‌هاي مختلف با نقدهايي هم روبه‌رو شد و مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
«ايازي» گفت: نكته مهم در اين مجموعه، پررنگ‌سازي احساسات مادري كاراكتر فريده بود كه براي نگهداري فرزند در رحم خود، در او ايجاد شده بود. امروزه سقط جنين يك معضل اجتماعي درآمده و از اين نظر سريال «روز حسرت» بسيار خوب به اين قضيه پرداخته است كه قابل تقدير است و همچنين، در بحث ماورايي نيز اين سريال بسيار خوب به مسأله برزخ پرداخت كه يكي از نكات قوت اين مجموعه نيز همين بخش بود.
«عليرضا افخمي» يكي از نويسندگان «روز حسرت» در بخش بعدي مراسم درباره شكل‌گيري «روز حسرت» گفت: مراحل مختلف شكل‌گيري يك سريال و فيلمنامه از جايي شروع مي‌شود كه يك سوژه در ذهن به وجود مي‌آيد، بعد آن سوژه مكتوب مي‌شود و بعد از آن در شورا بررسي مي‌شود. در آنجا يا قبول مي‌شود يا رد. كار نويسندگي «روز حسرت» به من سفارش داده شد و اول قرار بود در اين سريال، راجع به پليدي شيطان قصه‌اي بنويسيم اما بعد ديديم كه بيش از حد به مقوله شيطان پرداخته‌ايم و شكل فعلي را انتخاب كرديم.
وي ادامه داد: مراحل تحقيق «روز حسرت» بيشتر از نگارش فيلمنامه بود و من فكر مي‌كنم ادامه كار خيلي شتاب‌زده اتفاق افتاد. البته من آن بخشي را كه مربوط به خودم بود، مي‌گويم كه به نظرم مي‌توانست خيلي بهتر از اين باشد.
در ادامه، «سجاد ابوالحسني» يكي از فيلمنامه‌نويسان «روز حسرت» نيز درباره ويژگي‌هاي محتوايي اين پروژه سخن گفت و اظهار داشت: شكل گيري ايده اول كار از كتاب معادشناسي علامه تهراني بود.
«مهران رسام» تهيه‌كننده «روز حسرت» نيز در اين مراسم گفت: تهيه كننده به نوعي مديريت بخش فني و توليد و هماهنگي را بر عهده دارد و انتخاب عوامل عوامل از مهمترين وظيفه تهيه كننده است. مجموعه «روز حسرت» از اين حيث كار بسيار سختي بود. در كل بايد بگويم توليد كارهاي مناسبتي بسيار سخت است. ما سال‌هاي گذشته هم اينچنين كار كرده‌ بوديم و هميشه سعي كرده‌ايم از كساني استفاده كنيم كه سابقه اين كار را داشته باشند و البته بيشترين فشار در توليد «روز حسرت» روي «سيروس مقدم» بود.
وي ادامه داد: در كارهاي عادي ‌چنين فشاري وجود ندارد. ما حتي در زمان پخش هم استرس زيادي داشتيم. اين نوع كار كردن خيلي سخت است ولي چون مخاطب زيادي دارد، لذت‌بخش است. ما در توليد «گم‌گشته» هم با اين فشار روبه‌رو بوديم اما لذتي كه داشت، خستگي را از تن بيرون مي‌كرد.
«رسام» گفت:‌ گرچه فشار كاري و اضطراب، گاه ما را از نظر فني و قصه‌پردازي از ايده‌آل‌هايمان دور مي‌كرد اما پرداختن به يكسري مسائل حاد اجتماعي از جمله اعتياد و سقط جنين، در اين سريال خيلي خوب صورت گرفت و به نكته مثبت «روز حسرت» بدل شد.
وي همچنين درباره چگونگي پرداخت شخصيت «نرجس» در «روز حسرت» گفت: شخصيت «نرجس» بايد به عمد اغراق شده مي‌بود، چون او آدمي است كه به برزخ مي‌رود. نرجس و معصومه انتهاي راه كمال هستند و در اين كجموعه بايد به برزخ مي‌رفتند.
در ادامه مراسم، اسدي رئيس فرهنگسراي رسانه گفت: نقطه قوت فيلم مباحث ماورالطبيعه است كه در كلان‌شهرهايي مثل تهران كمتر به اين موضوع توجه مي‌شود و توجه به اين مسائل بسيار حائز اهميت است.
«حجة‌الاسلام گلي» نيز در بخش ديگري از مراسم «صيام و سيما» گفت: در واقع ورود مسائل ديني به تلويزيون، حركتي است كه سال گذشته اتفاق افتاده و در امتداد تلاش مديران و كارشناسان صداوسيما است و ماحصل هدفي كه سازمان در فرآيند توليد آثار ديني پرمخاطب دنبال مي‌شود. يكي از اهداف صداوسيما، اين است كه موضوعات و مفاهيم ديني را به خوبي در سريال‌ها ببينيم و تلويزيون وظيفه خودش مي‌داند كه به بهترين و مؤثرترين قالب آن هم به صورت نمايشي به اين موضوعات بپردازد و يك عزم جدي در اين زمينه در داشته است.
«سيروس مقدم» نيز در بخش ديگري از اين مراسم، با ابراز خوشحالي از اين بابت كه بي‌واسطه با مردم روبه‌رو شده است، گفت: به اعتقاد من جامعه امروز ما، امروزه از چيزي رنج مي‌‌برد و آن خلأ‌ و كمبود معنويت و اعتقاد به باورهاي ديني و مذهبي اديان مختلف است. كم‌توجهي به اخلاقياتي است كه گذشتگان ما تعريف كرده‌اند و ناهنجارهايي كه در جامعه امروز ما ديده مي‌شود.
وي ادامه داد: در حقيقت، من بيشتر رويكرد اجتماعي را در اين كار مدنظر داشتم.
«مقدم» گفت: يكي از آرزوهاي من اين است كه بتوانم كاري را انجام دهم كه اتفاقات روزمره زندگي همه آدمها را تصوير بكشد و از وراي آن نشانه‌هاي الهي را چه در شهر چه در روستا به تصوير بكشم و اين رويكرد اجتماعي را خيلي دوست دارم.
وي همچنين از اين كه اين نشست قبل از اين كه توسط صدا و سيما برپا شود، به وسيله سازمان فرهنگي هنري شهرداري صورت گرفته، ابراز خوشحالي كرد.
«رحيم نوروزي» ديگر بازيگر «روز حسرت» نيز اظهار داشت: بازيگري مسئوليت سنگيني است كه بايد در قالب يك قاب و يك قصه گنجاند و بازيگر بايد آنطور كه هست نقش خود را تعريف كند. در «روز حسرت»، از نظر بازيگري، نقش من نقش خوبي بود و شخصيتي بود كه براي رسيدن به اهداف خود مجبور مي‌شد كارهاي بدي را انجام دهد.
«مهراوه شريفي‌نيا» نيز گفت: خيلي خوشحالم كه زحماتمان بي‌نتيجه نبود. وقتي تلويزيون درصدها را اعلام كرد، واقعا خوشحال شدم و خستگي‌‌ام در رفت.
وي ادامه داد: فريده از همان اول مهرباني خود را داشت اما مي‌خواست عشقش را انكار كند. خيلي بي‌شيله پيله بود. گاه شرايط به گونه‌اي شد كه فريب بخورد.
«اسماعيل خلج» نيز در اين مراسم گفت: همه شنيده‌ايم كه مي‌گويند صنعت سينما يا هنر سينما. يا مي‌گويند فن بازيگري يا هنر بازيگري. ما بيشتر از فن بازيگري استفاده مي‌كنيم اما اگر وقت بيشتري داشتيم از هنر بازيگري استفاده مي‌كرديم. اين موضوع هم براي بازيگران پيش مي‌آيد و هم براي نويسنده و ساير عوامل پيش مي‌آيد. وقتي عجله پيش مي‌آيد از فن بازيگري استفاده مي‌كنند و سعي مي‌كنند كه كمبود هنر يا زمان را بپوشانند.
به گزارش فارس، «عليرضا برازش» مدير شبكه اول سيما نيز در اين برنامه حضور داشت..
حاشيه:
- برازش، اسدي، ايازي و مديرعامل خانه شهرياران جوان به عوامل «روز حسرت» جوايزي را اهدا كردند.
- در بخش‌هاي ديگري از اين مراسم مردمي، گروه هم‌نوازان عرفان به اجراي برنامه پرداخت.
- افسانه بايگان به دليل سفر به تاجيكستان براي جشنواره ديدار در اين مراسم حضور نداشت و «پوريا پورسرخ» و «فرامرز قريبيان» چون در سفر بودند، از غايبان اين مراسم به شمار مي‌رفتند.
- عوامل «روز حسرت» و دست اندركاران برگزاري اين مراسم عكس‌ يادگاري گرفتند.
انتهاي پيام/ا




نوشته شده توسط رزا در 21:3
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387
«شكرانه» در شبكه جام‌جم






«عمليات 125»، «مامور بدرقه» و «شكرانه» در شبكه جام‌جم

خبرگزاري فارس: سريال‌هاي تلويزيوني «عمليات 125»، «مامور بدرقه» و «شكرانه» از شبكه تلويزيوني جام جم پخش مي‌شوند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شبكه تهران، مجموعه‌هاي تلويزيوني «مامور بدرقه»،«عمليات 125» و«شكرانه» ساخته شبكه تهران از كانال‌هاي آسيا و اروپا شبكه جام جم براي مخاطبان خارج از كشور پخش مي‌شوند.
بنا بر اين گزارش، سريال «مامور بدرقه» هر روز از كانال آسيا، سريال«شكرانه» از دوشنبه تا جمعه از كانال آسيا و سريال عمليات 125، سه‌شنبه‌ها از كانال اروپا پخش مي‌شوند.
سريال «مأمور بدرقه» از مضمون طنز برخوردار است و داستان آن درباره يك مامور نيروي انتظامي است كه در شرف بازنشستگي، مأمور مي‌شود كه مجرمي را تحويل بدهد. اما مجرم فرار مي‌كند و اين تعقيب و گريزها، با مضمون طنز در اين سريال به تصوير كشيده خواهد شد.
«مأمور بدرقه» به تهيه كنندگي اسماعيل عفيفه و كارگرداني سعيد سلطاني ماه رمضان امسال از شبكه تهران پخش شد.
سريال «شكرانه» نيز كه رمضان سال گذشته به تهيه كنندگي «منصور سهراب‌پور» و كارگرداني «سعيد سلطاني» از اين شبكه پخش شد. داستان زندگي جواني به نام حامد است كه اعتقاد به كار و توليد و تلاش دارد. در ميانه راه پر فراز و فرودي كه در تأسيس يك كارگاه توليدي فراروي او گسترده شده، در تنگناي اقتصادي كمكي را از پدرش مي‌پذيرد اما به‌زودي در مي‌يابد كه اين پول متعلق به فرد ديگري است كه پدرش به او مديون است و بنا به درخواست پدر او موظف مي‌شود كه...
سريال «عمليات 125» ساخته «بهروز افخمي»، درباره 5 جوان است كه تلاش مي‌كنند وارد سازمان آتش نشاني شوند، اين جوان‌ها هر كدام زندگي و مشغله خاص خود را دارند، يكي سرباز است، يكي دانشجو، يكي وضع مالي خوبي دارد و ...، آنها با سعي و كوشش بسيار بالاخره وارد سازمان آتش نشاني مي‌شوند و به عنوان آتش نشان مشغول خدمت مي‌شوند و در حين انجام وظيفه هر بار با وقايع خاصي روبرو مي‌شوند.
انتهاي پيام/ا





---------------------------------------------------------




پس از تقدير آقاي بازيگر،
تاجيكستاني‌ها جايزه‌اي را به نام «عزت الله انتظامي» گذاشتند


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

عزت‌الله انتظامي گفت: مردم تاجيكستان استقبال فوق‌العاده‌اي از فيلم‌هاي ايراني داشتند و شناختي كه از من داشتند، باعث تعجب من شد.

آقاي بازيگر سينماي ايران كه در تاجيكستان مورد تقدير قرار گرفت پس از بازگشت در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره اين برنامه اظهار داشت: در مراسمي كه به بزرگداشت من اختصاص داشت از دوستي ملت‌ها، صلح و دوستي و كاركردهاي فرهنگ صحبت كردم و مردم هم عكس‌العمل فوق‌العاده‌اي داشتند و جايزه ارزشمندي را هم به من اهدا كردند.

وي ادامه داد: طي چند شب فيلم‌هاي ايراني به نمايش درآمد كه از فيلم‌هاي من هم «روز فرشته» و «روسري آبي» ميان آن‌ها بود و با استقبال خوبي همراه شد.

سفيري هماهنگ‌كننده اين برنامه به ايسنا گفت: سومين جشنواره فيلم «ديدار» در تاجيكستان بخشي را به فيلم‌هاي ايراني با عنوان چشم‌انداز از سينماي ايران اختصاص داد كه فيلم‌های «روز سوم»، «خوابگاه دختران»، «عينك دودي»، «روسري آبي»، «زير پوست شهر»، «خون‌بازي»، «گيلانه»، «روز فرشته» و «كافه ستاره» به نمايش درآمدند.

وي افزود: عزت‌الله انتظامي، رخشان بني‌اعتماد، فاطمه معتمدآريا، افسانه بايگان، مصطفي شايسته، علي معلم، كامبيز ديرباز، بهروز، عليرضا افخمي و محمدحسين لطيفي از حاضران در اين جشنواره بودند كه با برپايي مراسمي از يك عمر فعايت سينمايي استاد انتظامي تجليل شده و جايزه افتخاري به نام «لعل بداخشان» كه بسيار با ارزش و زيبا است به ايشان اهدا شد.

سفيري از اختصاص جايزه‌اي ثابت به‌نام عزت‌الله انتظامي در اين جشنواره خبر داد و گفت: قرار شد جايزه بهترين فيلم به ارزش 5 هزار دلار هرسال با اين عنوان به‌دست خود استاد انتظامي به برگزيده اهدا شود.

انتهاي پيام



نوشته شده توسط رزا در 21:1 | لينک به اين مطلب |
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
مروری بر (روز حسرت) امشب ساعت 23 از شبکه اول






مروری بر پربیننده ترین سریال ماه رمضان 87(روز حسرت) امشب ساعت


23 از شبکه اول









نوشته شده توسط رزا در 22:15
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
جشن مردمي «صيام و سيما» از پربيننده‌ترين سريال رمضان تجليل كرد




در خانه شهرياران جوان؛

جشن مردمي «صيام و سيما» از پربيننده‌ترين سريال رمضان تجليل كرد

خبرگزاري فارس: در جشن «صيام و سيما» كه عصر امروز با حضور «عليرضا برازش» مدير شبكه اول سيما برپا شد، از سازندگان پريننده‌ترين سريال ماه رمضان تجليل به عمل آمد.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در اين مراسم كه به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و فرهنگسراي رسانه در خانه شهرياران جوان و با يك ساعت تأخير از ساعت 18:30 آغاز شده است، از سريال «روز حسرت» محصول شبكه اول سيما كه از سوي مردم به عنوان پربيننده‌ترين سريال تلويزيوني پخش شده در ماه رمضان برگزيده شد، تجليل به عمل آمد.
بنا بر اين گزارش، در اين مراسم پس از تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد و پخش سرود جمهوري اسلامي ايران، بخش‌هايي از سريال «روز حسرت» پخش شد و سپس «محمدهادي ايازي» رييس شوراي اطلاع‌رساني شهرداري تهران و رئيس گروه مشاوران شهردار تهران با خيرمقدم به حاضران درباره برگزاري اين مراسم به ايراد سخن پرداخت.
به گزارش فارس، «عليرضا برازش» مدير شبكه اول سيما نيز در اين برنامه حضور داشت كه از وي نيز تجليل به عمل آمد.
در ادامه اين مراسم، تني‌چند از برگزيدگان و عوامل سريال «روز حسرت» شامل: حجت‌الاسلام گلي(مشاور مذهبي فيلمنامه «روز حسرت»)، عليرضا افخمي (نويسنده و ناظر كيفي)، مهران رسام (تهيه كننده)، سجاد ابوالحسني (نويسنده)، سيروس مقدم(كارگردان)، اسماعيل خلج، ليندا كياني و مهراوه شريفي‌نيا (بازيگران) به روي صحنه رفتند و درباره حضور خود در اين مجموعه تلويزيوني به ايراد سخن پرداختند و به سؤالات رسيده از طرف مردم پاسخ گفتند.
در بخش‌هاي ديگري از اين مراسم مردمي، گروه هم‌نوازان عرفان به اجراي برنامه پرداخت.
انتهاي پيام/ا





نوشته شده توسط رزا در 22:13
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
عکس






The image “http://pic90.picturetrail.com/VOL2274/10707893/19091734/338534346.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://i38.tinypic.com/2lnydf7.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.





این دو عکس رو اقای علی اکبر از وبلاگ همشهری جوان برای وب

لطف کردند و گذاشتند

ازشون کمال تشکر دارم


http://hamshahrjavan.blogsky.com/




نوشته شده توسط رزا در 0:34 | لينک به اين مطلب |
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
عوامل "روز حسرت" در فرهنگسرای رسانه




عوامل "روز حسرت" در فرهنگسرای رسانه
فرهنگسرای رسانه جشن مردمی "صیام و سیما" را با حضور بازیگران و عوامل مجموعه تلویزیونی "روز حسرت" برگزار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در این جشن مردمی سیروس مقدم کارگردان، سجاد ابوالحسنی و علیرضا افخمی نویسندگان، حجت‌الاسلام گلی مشاور مذهبی فیلمنامه، افسانه بایگان، مهراوه شریفی‌نیا، فرامرز قریبیان، لیندا کیانی، پوریا پورسرخ بازیگران، مهران رسام تهیه‌کننده و علیرضا برازش مدیر شبکه یک حضور دارد.

جشن مردمی صیام و سیما ساعت 17:30 روز سه‌شنبه 24 مهرماه در مجتمع ورشو واقع در خیابان استاد نجات‌اللهی، نبش خیابان ورشو برگزار می‌شود.






باید به عرضتون برسونم که چون اقای پورسرخ دبی هستند من اطلاع دقیقی از قطعی بودن حضور ایشان در این جشن ندارم .






نوشته شده توسط رزا در 20:41
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
شب دلتنگی..........






The image “http://i38.tinypic.com/2cx87eg.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.





پوستر از حنانه عزیز


متاسفانه دیشب پدر حنانه عزیز بعد از مدت طولانی بیماری به رحمت خدا رفتند

ارامش روح ان عزیز و صبر بازماندگانش را از خداوند منان خواستارم





نوشته شده توسط رزا در 11:34 | لينک به اين مطلب |
جمعه نوزدهم مهر 1387
برزخ نويسنده





گفت و گو با عليرضا افخمي، نويسنده فيلمنامه «روز حسرت»

برزخ نويسنده

آرزو شهبازي



قرار گذاشتن با عليرضا افخمي نويسنده سريال «روز حسرت» به همان دشواري کنار آمدن با جنبه هاي ماورايي فيلمنامه اوست و آنقدر امروز و فردا مي شود که خيال مي کنم شايد خارج از نظام مندي هاي معمول اتفاقات روزمره و برپايه همان شيوه تقديرگرايانه داستانش بايد منتظر اين قرار باشم. اما وقتي در آخرين فرصت هاي پيش از سفرش اين اتفاق حادث شد و با او به گفت وگو نشستم، نه شلوغي اين روزهاي او و نه خستگي گذر از يک کار سخت شبانه روزي، مانع گفت وگوي طولاني ما از يک سو و برخورد باحوصله و انتقادپذيرنده وي از سوي ديگر نشد. و البته در بخش هايي از اين گفت وگو نويسنده ديگر سريال، سجاد ابوالحسني نيز با ما همراه شد. گفت وگويي که بخشي از آن را در قالب ناگزير محدوديت هاي زماني و مطبوعاتي مي خوانيد.

---

-ايده کار چطور شکل گرفت، آيا بر اساس يک قهرمان يا يک موقعيت بود يا اينکه مفهوم خاصي را در نظر داشتيد؟

سال گذشته بعد از ساخته شدن سريال اغما، آقاي دکترميرباقري که همواره پشتيبان اين نوع کارهاي ماورايي بوده اند، بلافاصله به من سفارش يک کار ديگر براي سال آينده را دادند. در ابتدا هم اين تصور بود که باز يک کار در مورد شيطان بسازيم. اما من بعد از متمرکز شدن روي موضوع، احساس کردم ممکن است بعد از «اغما» و «او يک فرشته بود» کمي قضيه لوث شود. به همين خاطر به آقاي برازش و ميرباقري پيشنهاد دادم روي يک موضوع ديگر کار کنيم که موافقت کردند و خود آقاي ميرباقري نظر مساعدي راجع به برزخ داشتند که مورد استقبال آقاي ضرغامي هم قرار گرفت. اين طوري شد که من روي اين کار با رويکرد بررسي طرح برزخ متمرکز شدم.

-و از همان ابتدا قرار بود ما صحنه هايي از برزخ داشته باشيم؟

بله حتي تصور ما اين بود که بيش از اينها باشد. اما به دليل اينکه پروسه نگارش به خصوص در دوره تحقيقات طولاني شد اين امکان پيش نيامد. من در تحقيقاتي که در مورد برزخ داشتم متوجه شدم ما در اين مورد منابع خيلي کمي داريم و کار کردن در اين عرصه خيلي سخت است. همين باعث شد مراحل تحقيق طولاني شود و حتي منجر به نشستي در قم و در کنار آن خواندن کتاب هاي زيادي شد. بر همين اساس نگارش فيلمنامه به تعويق افتاد و وقتي ما به طرح کلي و فيلمنامه رسيديم که ديگر فرصتي براي کارهاي ويژوال افکت به معناي گسترده وجود نداشت. و من مطمئن بودم سفارش دادن اين کارها به کيفيتي در سطح پايين منتهي خواهد شد که البته باز از سر ناچاري در همين حد را بايد مي داشتيم.

-به نظرتان در همين حد راضي کننده بود؟

به نظرم آقاي فخاري همه تلاشش را کرد. خيلي هم مشورت داشتيم. به هر حال بايد در حد مقدورات و ظرف زماني ما به کار نگاه کرد. در قالب اين امکانات خوب بود. اما اگر به اين معنا باشد که من اين کارها را مي پسندم يا صحنه هاي آرماني برزخي ما تلقي بشود بايد بگويم نه من و نه خود آقاي فخاري هم فکر مي کنم چنين نظري نداشتيم .

-خوب اين بحث تکنيکي قضيه است. اما نمايش برزخ از نظر مفهومي علاوه بر اينکه کمي شجاعت مي خواهد، من فکر مي کنم قرار دادن آدم ها در موقعيت هاي مختلف برزخ هم يک جور داوري اخلاقي نويسنده است. آيا کسي مي تواند در زمينه سرنوشت آدم ها به چنين داوري دست بزند؟

ببينيد داوري اخلاقي هست و من نمي دانم چرا نويسنده نبايد داوري اخلاقي کند. نويسنده يک داستاني را طراحي کرده و آدم هاي بدي را در اين قصه به کنش هاي بد واداشته است. تماشاچي توقعش اين است که اين آدم بد مجازات بشود و آدم خوب پاداش بگيرد. ضمن اينکه ما بايد اين کار را مي کرديم چون يکي از چيزهايي که مي خواستيم در اين کار بگوييم، خصوصيتي از برزخ بود که احتمالاً برخي تماشاچي هاي ما از آن مطلع نبودند. مثلاً شايد خيلي ها فکر مي کردند برزخ جاي مجازات و پاداش نيست بلکه تنها جاي انتظار براي قيامت است. اين البته هست و ما در بخشي از کار توضيح داديم. ولي اين نکته که در برزخ يک بخش جهنم و بهشتي وجود دارد خوب خيلي آدم ها نمي دانستند. يکي از اهداف کار اين بود که آدم هاي علاقه مند را با اين مسائل آشنا کنيم.

-من مي خواهم بگويم ما در آموزه هاي ديني مان اين را داريم که هيچ کس نمي تواند در جايگاه خدايي درباره سرنوشت آدم ها در آن دنيا حکمي صادر کند. آيا نويسنده در اين جايگاه قرار گرفته است؟

اين مقايسه مع الفارقي است. من فکر مي کنم شما مي توانيد اين اشکال را به نويسنده يي هم بگيريد که اصلاً بهشت و دوزخ را در کارش مطرح نمي کند و تنها يک آدمي را نشان مي دهد که آدم بدي است و سعي مي کند بگويد تقدير آدم هاي بد در انتهاي داستان اين است که آن بدي سر خودشان هم مي آيد. مثلاً يک آدمي در داستان کسي را بکشد و بعد در انتها خودش هم کشته شود. شما مي توانيد اين ايراد را به او هم بگيريد.

-فرق اين دو قضيه در اين است که در پاداش و کيفر زميني ما در مورد جهاني حرف مي زنيم که به نسبت هاي علت و معلولي آن آشنايي و احاطه داريم و برايمان ملموس است.

بله خيلي فرق دارد و من اين را قبول دارم که ما به عنوان يک انسان از آينده و آخرت ديگران نمي توانيم خبر داشته باشيم. چه بسا يک آدمي که به نظر ما بد مي آيد در آن دنيا سرنوشت خوبي داشته باشد. اما من اين را نمي توانم به اين معنا بپذيرم که مثلاً يک کسي که آدم کشته، خون مردم را توي شيشه کرده، نزول داده، با احساسات يک دختر بازي کرده و قصد داشته او را بکشد، حالا اين آدم مي رود بهشت. بله ممکن است يک آدمي باشد که مثلاً يک خرده حسود است، مغرور است و... و به ما مي گويند فکر نکن که اين آدم مي رود جهنم، بلکه ممکن است برود بهشت. من اين را قبول مي کنم. اما اگر به من بگويند صدام به جهنم نمي رود من قبول نمي کنم.

-اما ما که آدم هايي در حد صدام در داستان نداشتيم.

بله اما در حد مثلاً اول هم نبودند. در واقع من سعي کردم حکم و قضاوت عامه مردمي که اين سريال را مي ديدند، تصوير کنم. به نظر من آدمي مثل حامد يا حميدي الان جايشان در جهنم است. اينکه در ادامه شايد توبه کند و چيز ديگري بشود و بتواند از برزخ برود بهشت را من نفي نمي کنم. در واقع حرف ما هم همين است که آدم ها در برزخ بلاتکليف هستند.

-خوب همين بحث در حالت برزخ بودن و گرفتاري آدم ها را نمي شد در قالب يک قصه رئال بيان کرد، آيا مخاطب امروز را مي شود با چنين قالبي به پذيرفتن مفهوم واداشت؟ در حالي که ما يک بخش رئال قوي هم داريم که من فکر مي کنم بخش هاي ماورايي به آن لطمه زده بود.

من نمي توانم نفي کنم که نمي توانستيم. بله مي توانستيم. اما الان شما يک حکمي صادر کرديد که من با آن موافق نيستم. گفتيد بخش غيررئال به بخش رئال کار لطمه زد. اتفاقاً بر اساس بازخوردهايي که خودم گرفتم اين طور نبود. ما مشکلي که حين نگارش فيلمنامه داشتيم اين بود که حالا داستان فريده و مسعود را که داستان جذاب و جوانانه يي است چطوري به داستان حاج رضا و مشکلي که در گذشته داشته ديزالو کنيم؟ همه اش فکر مي کردم آن داستان آنچنان قوي و پررنگ شده که اين کات کردن به داستان حاج رضا تماشاچي را ناراحت مي کند. ولي در کمال حيرت ديدم شبي که اولين بار حاج رضا داستانش را تعريف کرد يا همان سکانس هايي که نرجس مي رفت به برزخ و مواجه مي شد با حاج رضا، کاملاً تماشاچي جذب شده بود که بالاخره قضيه چيست؟ يعني آمار نشان مي داد مخاطب ارتباط برقرار کرده است.

-مشکلي که الان هست و انگار دارد به يک مشکل ريشه يي تبديل مي شود اين است که مخاطبي که معمولاً نويسنده و کارگردان به آن استناد مي کند، با مخاطبي که ما مي شناسيم هميشه نظر متفاوتي دارند. به خاطر اينکه براساس بازخوردهايي که ما داشتيم اتفاقاً قسمت هاي ماورايي خوب نبود. اگر منظور شما از رضايت مردم، آمار مرکز سنجش و تحقيقات است که بايد بگويم خيلي وقت ها با واقعيت همخوان نيست.

شما نمي توانيد به آمار کاري نداشته باشيد. بالاخره يک نظرسنجي علمي انجام مي شود. اما بحث من تنها بر اساس آمار مرکز سنجش نيست. يعني با اينکه من و آقاي ابوالحسني در تمام اين مدت توي اين اتاق حبس بوديم و خيلي با مردم ارتباط نداشتيم، اما آنقدر موج بازخوردهاي مردم و تلاش براي فهميدن اينکه بالاخره بعدش چي مي شود و کنجکاوي ها زياد بود که به اين درهاي بسته هم نفوذ کرد و مرتب به ما زنگ مي زدند و مي پرسيدند. چون هفته سوم بود که آمار مرکز سنجش تحقيقات منتشر شد و در واقع بدون اطلاع از آن بود که جو ملتهب علاقه مخاطبان به ادامه داستان به ما مي رسيد.

-من مي گويم هر تعليقي به خصوص در داستاني که اين همه تنش ناگهاني دارد، مخاطب را منتظر نگه مي دارد. اما اين نمي تواند تاکيدي بر محکم بودن ساختار داستان باشد. شما وارد يک مرز ناشناخته شده ايد و همين است که ايجاد جذابيت مي کند.

شما اگر يک فيلم ترسناک ببينيد همين نظر را مي دهيد؟ مثلاً وقتي «بچه رزماري» را مي بينيد مي گوييد چرا اين داستان را در قالب يک داستان رئال نگفت؟ آيا شما در برابر فيلمي که به عناصر ماورايي بپردازد جبهه داريد؟

-نه، اما مساله همان تاثيرگذاري است. اگر قرار بود چنين قالبي براي مفاهيم مذهبي جواب بدهد، شايد در کتاب هاي ديني دوران مدرسه جواب داده بود. اما اين الگوها جواب نمي دهد و بهتر است مفاهيم اخلاقي را در قالبي بيان کنيم که به شعارگويي نيفتد.

يعني شما الان قائل هستي که ما يک مفاهيم اخلاقي داريم و خوب است در قالب يک داستان رئال بيان بشود و اما به محض اينکه اين مفاهيم را وارد حيطه مذهبي و ماورايي و تبديل به اصل اخروي مي کنيم شما دچار مشکل مي شوي؟

-از آن جهت دچار مشکل مي شوم که وقتي دنبال چنين قالب ناشناخته يي مي رويد کار سخت تر مي شود و اينجا مساله ديگر از عهده کاربرآمدن يا برنيامدن است.

خوب من مهم ترين عنصر براي اينکه کار از عهده اش برآمده يا نه را مردم مي دانم. اين طور نبود که مردم بگويند ما بخش برزخ را باور نکرديم. حالا اگر شما معتقديد که موفق نبوده بايد دلايلي بياوريد که بگوييد کار به اين دليل از پس قضيه برنيامده است.

-برخوردهاي مردم با اين بخش خيلي وقت ها حالت شوخي داشت و اين يعني کار در باورپذير کردن اين بخش ها اشتباه عمل کرده است و حتي به اين مفاهيم ضربه زده است.

ما در اغما هم شوخي هاي زيادي داشتيم. از جمله شوخي هاي پيامکي. فرهنگ مردم ما اصلاً يک فرهنگ فکاهي و طنزطلب است. اين را که نمي شود به عنوان دليل ارائه داد. ميوه ممنوعه هم يک کار جدي بود و يک داستان رئال داشت اما مردم با دردناک ترين قسمت هاي آن کلي طنز ساختند.

-به نظر من برخورد خود نويسنده با قضيه هم سطحي بوده است. مثلاً ديالوگي مثل «باز هم اونجا بودي خانم؟» که حاج رضا به نرجس مي گويد، مساله چشم برزخي داشتن را تا حد يک شوخي تنزل مي دهد.

ابوالحسني؛ من يادم است اين ديالوگ کجا بود. حاج رضا موضوع فريده را فهميده بود و خيلي مضطرب بود و کارهاي عجيب مي کرد و در اين حالت است که اين ديالوگ را مي گويد. ولي در سکانسي که توي انبار نرجس را در حالت کتاب خواندن پيدا مي کند، برخورد متفاوت تري داشت و مي بينيم که اطلاعات خيلي ريزريز داده مي شد و اصلاً قضيه را باور نمي کرد و آنجا به نرجس مي گويد؛ من باور مي کنم که تو دروغ نمي گويي. يعني ممکن است حتي اين قضيه را باور نکنم.

-فکر مي کنيد «روز حسرت» آنقدر در ارائه تصويري از برزخ موفق بوده که بتواند روي مخاطبي که اعتقادي به اين مقوله هم ندارد، تاثير بگذارد؟

خوب اول بايد ببينيم نقطه هدف ما چه کساني بودند.من قبول دارم اگر کسي روز برزخ را قبول نداشته باشد، اين سريال نمي تواند روي آن تاثيري بگذارد. اما نقطه هدف ما آنها نبودند. همين که بخش غيرماورايي بتواند آنها را جذب کند براي ما خيلي خوب است.

-خوب بهتر است برگرديم به بخش رئال کار. اول اينکه من فکر مي کنم نشانه هاي زندگي هميشه اينقدر آشکار نيستند که ما دقيقاً از همان نقطه يي که ظلم کرده ايم، مجازات بشويم. بلکه معمولاً از جايي که فکر نمي کنيم اين اتفاق مي افتد. اين نوع برخورد با قضيه مسعود در پايان داستان به نظر کمي ساده انگارانه نبود؟

ابوالحسني؛ در مورد مسعود ما پايان هاي زيادي را بررسي کرديم و وقتي اين پايان اتفاق افتاد، هم من و هم آقاي افخمي از اين پايان به وجد آمديم. به نظرم نوعي پايان تقديرگرايانه است. اينکه دنيا دار مکافات است و فکر مي کنم بهترين مجازات ممکن براي مسعود بود.

-يعني بهترين شکل براي نشان دادن تقدير بود؟

خوب اگر شما بوديد چه پاياني را طراحي مي کرديد؟

-من موافق اين هستم که اينقدر همه چيز مستقيم و سطحي نباشد.

من و آقاي ابوالحسني اين را قبول داريم. اما من فکر مي کنم مردم دوست نداشتند پايان ديگري داشته باشد. يعني شايد يک پايان غيرمستقيم و به قول معروف غيرهندي مي توانست خيلي بهتر باشد براي ما. اما مردم را اقناع نمي کرد. ما خيلي ملاحظات براي نوشتن براي تلويزيون داريم. شايد اگر من براي سينما کار مي کردم يک اتفاق ديگري مي افتاد.

-همين مساله تقديرگرايي توي قصه انگار خيلي به نويسنده کمک کرده است و همه آن ساختار علت و معلولي اتفاقي در کار را در ديالوگي که در قسمت آخر حاج رضا به نرجس مي گويد به گردن سرنوشت مي اندازد.

اين حرف شما يعني اينکه ما توي قصه يک گيري داشته ايم و بعد براي حل آن به يک موضوع تقديرگرايانه چنگ زديم. من چنين چيزي در داستان نداشتم که اين تقديرها مثل اينکه مثلاً فريده دختر مه لقا باشد به کمک ما بيايد.

-شايد گير قضيه همين باشد که در انتهاي داستان ما به يک روال غيرمنطقي در پيشبرد حوادث برخورد مي کنيم.

غيرمنطقي پيش نرفته اند. تقدير گرايانه بوده است.

-امايک جور تقديرگرايي سطحي.

ببينيد شروع يک داستان مي تواند با يک اتفاق قريب الوقوع باشد. مثلاً يک نفر در يک داستان پليسي يک نفر را در همان ابتدا ببيند و بکشد. نويسنده با اين کار يک گره ايجاد کرده است. اما اگر در همان قصه پليسي باز با يک اتفاق قريب الوقوع، نويسنده قاتل را گيربيندازد، آن وقت به آن نويسنده اشکال مي گيريد که اين اتفاق به داد تو رسيد و اسم آن را تقدير نگذار و اسمش را بگذار مشکل گشا. من اين را مي پذيرم اما مي خواهم بگويم پايان بندي قصه ما اصلاً اين جوري نبود که بدون قصه مه لقا نتواند اتفاق بيفتد.

-درست است که هر ماجرايي مي توانست به همين پايان ختم بشود. اما همين اجزا هستند که کار را محکم مي کنند. مثلاً فريده مي توانست همان فريده نباشد و تنها نماينده آن قشري باشد که حاج رضا به آنها دين دارد. چه لزومي داشت که اين مفهوم را به فريده محدود کنيم؟

بله من قبول دارم. اما اين سليقه يي است و سليقه ما هم يکي است و اگر من براي سينما مي نوشتم شايد آن پايان را در نظر مي گرفتم. اما سليقه مخاطب تلويزيون اين نيست.

-اما بياييد سليقه مخاطب تلويزيون را آنقدر پايين نياوريم که فريده همان فريده باشد و اتفاقاً اسمش هم همان فريده.

نه. اينکه من بگويم تماشاگر دوست دارد قصه اينطوري باشد يعني من سطح سليقه تماشاچي را پايين آورده ام. تماشاچي تلويزيون دوست داشت دختر مه لقا آدم بدبختي نباشد. اين معني اش پايين آوردن سطح نيست. بلکه دوست دارند کار پايان شيرين داشته باشد. از اين گذشته من و آقاي ابوالحسني فکر مي کرديم فريده بايد يک ربط مستقيم با قصه حاج رضا داشته باشد والا چرا قصه ما از جايي آغاز مي شود که فريده را در حالي مي شناسيم که وارد زندگي حاجي شده است. اگر اين بود ما از لحاظ ساختاري با دو داستان موازي روبه رو بوديم که به هم مربوط نمي شدند.

-اما از نظر مفهومي به هم مرتبط مي شدند. حالا قضيه شايد همان فرق سينما و تلويزيون است که ما در سينما اين امکان را به مخاطب مي دهيم که خودش اين دو قصه را در پيوند با هم ببيند.

بله. اما در مورد تلويزيون حتي مديران تلويزيون هم دوست دارند اين اتفاق بيفتد. مردم سريال تلخ را دوست ندارند و مسوولان نمي خواهند اين تلخي را به مذاق مردم تزريق کنند. خود من سريال تلخ «تب سرد» را ساختم که خيلي هم بيننده داشت. اما اين بازخورد را از مردم داشتم که چرا اين طوري شد و همه قهرمان ها کشته شدند؟

ابوالحسني؛ البته اينکه فريده همان فريده باشد را اگر در ساختار کلي داستان نگاه کنيم، در واقع به حاج رضا مربوط مي شود. چون آدمي است که خيلي خوب زندگي کرده و حتي اگر گناه کرده به خاطر عشق به همسرش بوده است و اين آدم ها در واقع نظرکرده اند و ما مي خواهيم بگوييم اگر به خاطر خدا زندگي کني مثلاً يک روزي توي زندگي ات زنت مي رود برزخ و تو را مي بيند و اين تقدير اتفاق مي افتد که همان آدم جلوي راهت قرار بگيرد. در واقع فريده را خدا سر راه مسعود قرار مي دهد و اين قصه ها پيش مي آيد.

-اما در مورد اسم فريده به نظر مي آمد که شما در خصوص اينکه حالا نرجس چطوري بفهمد اين فريده همان فريده است دچار مشکل بوديد و اين راه را انتخاب کرديد.

نه دچار مشکل نبوديم. در واقع ما در فيلمنامه يک بخشي داشتيم که در سکانس بيمارستان اتفاق مي افتاد و بعد از اينکه دکتر مي گفت مسعود زنده مي ماند و از تنش ماجرا کاسته مي شد، نرجس از فريده مي پرسيد که کي توي پرورشگاه اسم تو را فريده گذاشته؟ و فريده مي گويد ؛ چيزي که توي پرونده من نوشته شده اين بود که من را توي راه آهن با يک کاغذي در مشتم پيدا کردند که توي آن نوشته بود اسم اين دختر فريده است و متاسفانه اين بخش را به خاطر مشکلاتي که پيش آمد فرصت نکردند بگيرند.

-در مورد رابطه فريده و مسعود چطور؟ ما در فيلمنامه چيزي از روابط خوبشان نداشتيم؟ چون در کار ما تنها يک فلاش بک داريم که نشان مي داد رابطه اين دو روالي متفاوت تر از آنچه ما ديديدم داشته است.

بله اين هم مشکل بزرگي بود که ما داشتيم. قصه ما يک جامپ زماني دارد که بعد از تصادف بايد کات مي شد به جايي که مي ديدم نه تنها مسعود زن گرفته، بلکه از اين زن هم سير شده است. ولي به دليل اينکه قصه ما به بعد از خراب شدن رابطه مسعود و فريده برمي گشت، اگر مي خواستيم داستان را از دوران خوب رابطه شان شروع کنيم و دوباره يک جامپ بزنيم، باز با مشکل برخورد مي کرديم و کار هم خيلي طولاني مي شد. ما به اين اشکال ساختاري واقف بوديم و هيچ راهي جز فلاش بک برايش پيدا نکرديم.

ابوالحسني؛ البته هم فلاش بک بود و هم ديالوگ هايي که بين مسعود و فريده رد و بدل مي شد. يعني در اين سکانس ها سعي داشتيم اين گذشته را به نحوي توضيح بدهيم که چه اتفاقي در آن دوره افتاده است.

-اتفاقي که اغلب در مورد سريال ها مي افتد اين است که ما عادت ها و رفتارهاي تيپيکال خاصي از بازيگرها نمي بينم و انگار شخصيت ها جز در مواقعي که ديالوگ مي گويند موجوديت ندارند. به نظرتان مي شود اين ضعف را به سريال «روز حسرت » نسبت داد؟

نه. من خيلي به اين معتقد نيستم. چون شخصيت ها خيلي اوقات بدون اينکه ديالوگي بگويند کنش داشته اند. مثلاً شما فريده را جز در حال ديالوگ گفتن نديده ايد. خيلي وقت ها براي مصرف مواد ترديد داشته، مقابله کرده و هيچ ديالوگي هم نگفته است يا در مورد نرجس من خيلي اوقات حس و حالش را بدون ديالوگ گفته ام. مثل مواقعي که توي فکر است و با خودش کشاکش دارد.

-شايد بخشي از اين قضيه به مساله کارگرداني و بازيگري برمي گردد. اينکه چقدر در نوع بازي ها، نوع حرکات و ميميک صورت شان، به القاي حسي که مدنظر شما بوده نزديک بشوند. کارگرداني آقاي مقدم با نوع نگاه شما هماهنگ بود؟

بله. سيروس واقعاً در اين ظرف زماني که ما در اختيار داشتيم سنگ تمام گذاشت و هيچ کس نمي توانست با اين امکانات و با اين وضعي که ما فيلمنامه داديم،کار را مثل او پيش ببرد. خيلي وقت ها حتي فيلمنامه را رج زدني مي داديم که اين ظلم به بازيگرها هم بود.

-انتخاب بازيگر را پسنديديد؟

بله. من و سيروس در کار معمولاً تبادل نظر مي کنيم. به خصوص در اين کار و «اغما» سعي مي کرد نظر من را در مورد بازيگرها جويا بشود.

-شخصيت نرجس را مي شناختيد؛ يعني يک شخصيت واقعي بود يا تخيل نويسنده؟

تخيل من بود. اگر منظورتان اين است که ما به ازاي بيروني دارد يا نه، مي گويم نه. من فکر مي کنم هم نرجس و هم حاج رضا آرماني هستند. من در مورد زن خودم که خيلي دوستش دارم و همه موفقيتم را مديون او مي دانم، فکر مي کنم که باز نرجس نيست. همان طور که خودم با همه علاقه مندي به خانواده، حاج رضا نيستم. اما فکر مي کنم چه اشکالي دارد که ما در کارهايمان نشان بدهيم که اين آدم ها هم مي توانند وجود داشته باشند. چيزي که ما الان در سينما و تلويزيون به شدت از آن ضربه مي خوريم اين است که تا مي خواهيم حرف خوب بزنيم فوراً متهم به شعارگويي مي شويم. يک وقتي اين مي تواند واقعيت داشته باشد که تماشاچي کار را ول کند. من مي گويم تو يک داستان پرتنش طراحي کن و تماشاچي را گيربينداز، وقتي گيرش انداختي اتفاقاً سوبسيدي که تماشاچي بابت زحمتي که نويسنده کشيده بايد بدهد، همين است که حرف هاي اخلاقي تو را گوش بدهد. در بهترين فيلم هاي هاليوود اين هست که اول يک داستان پرتنش طراحي مي کنند و بعد به صورت کاملاً مستقيم و عريان در قالب ديالوگ مطلب خودشان را مي گويند و همين منتقد هاي ما به آن اطلاق شعار نمي دهند.

-خب شايد آن مستقيم گويي نياز به ديالوگ هاي محکم دارد.

من مي گويم معيار ما مردم هستند. در حد توانم سعي کرده ام سريال را جوري بسازم که تماشاچي گوش بدهد و بنابه آمار مي بينيم گوش داده است.

-شما ناظر کيفي کار هم بوديد. چطور بر کار خودتان نظارت مي کرديد؟

در کارهايي مثل اين کار، «اغما» و «وفا» اين گونه بود که کسان ديگري در بخش نگارش به خود من نظارت کردند. اين طور نبود که در مورد فيلمنامه خودم تعيين کننده باشم. بسياري از بخش ها را حتي تلفني براي آقاي ميرباقري مي خواندم و ايشان تصحيح مي کرد. براي آقاي ميرميران هم تمام فيلمنامه را مي خواندم و اغلب بحث هاي طولاني داشتيم.

-شما چيزي حدود 30 شب ذهن مشتاق مخاطب را در دست گرفتيد و با قصه خودتان همراه کرديد. بخشي زيادي از پاسخ هاي شما هم به احترام گذاشتن به ميل و سليقه مخاطب استناد مي کرد. آيا هرگز به مخاطب دروغ نگفتيد؟

من تا به چيزي معتقد نباشم نمي توانم آن را بيان کنم. به چيزهايي که گفتم به شدت معتقدم. اما اينکه من يک دروغي گفته باشم که مخاطب دوست داشته باشد، غير از پايان بندي قبول ندارم. مي دانيد من نويسنده به آن مفهوم نيستم و نوشتن برايم خيلي سخت است. کارگرداني راحت تر است. اما در هر دوي اينها تا به چيزي معتقد نباشم نمي نويسم.

-با اين حساب اگر نرجس نويسنده هاي قصه را در برزخ مي ديد، قطعاً بايد در شرايط خوبي مي بودند؟

(افخمي با شوخي)؛ چون آدم هاي خوبي هستيم؟

-نه. چون معتقديد به مخاطب دروغ نگفتيد.

بله. دروغ نگفتيم.




نوشته شده توسط رزا در 23:53 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
آخرين‌ روزهای «روز حسرت»؛ در پشت صحنه چه گذشت؟



آخرين‌ روزهای «روز حسرت»؛ در پشت صحنه چه گذشت؟

گروه هنر: «روز حسرت» عنوان سريالی ا‌ست كه ماه رمضان امسال عنوان پرمخاطب‌ترين سريال مناسبتی را به خود اختصاص داده و از آنجا كه پخش اين كار به چند روز بعد از عيد فطر نيز موكول شده سری به پشت‌صحنه اين كار زديم تا از چند و چون كار در روزهای پايانی خبردار شويم. 
 
«روز حسرت» كه ماه رمضان امسال هر شب روزه‌داران را برای ساعتی در شبكه يك سيما با خود همراه ‌كرد، چندی پيش به عنوان پرمخاطب‌ترين مجموعه ماه رمضان انتخاب شد و از آنجا كه در روزهای اول ماه شوال نيز پخش خود را ادامه داده همچنان مخاطبان را در انتظار پايان‌بندی خود نگه داشته است.
خبرنگار خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در آخرين روزهای تصويربرداری اين سريال به كارگردانی سيروس مقدم، برای تهيه‌ گزارش عازم لوكيشن اين سريال در نياوران شد كه گزارش زير حاصل اين تلاش است.
در بدو ورود به لوكيشن سريال «روز حسرت» ناخودآگاه تصور می‌شود كه الان با حاج رضا (فرامرز قريبيان) و نرجس (افسانه بايگان) روبه‌رو می‌شويم، چراكه محل تصويربرداری خانه حاج رضا است، اما پس از طی مسيری در حياط خانه محل تصويربرداری با عوامل سريال روبه‌رو می‌شويم كه هر كدام در گوشه‌ای به كار خود مشغولند. «سيروس مقدم» نيز در حالی كه با تلفن همراه صحبت می‌كند متن‌های جديد را كه قرار است امشب گرفته شود را ياداشت می‌كند.
در قسمتی ديگر «مهراوه شريفی‌نيا» با «علی‌رضا امينی» كارگردان سينما مشغول گفت‌و‌گو است، اما نكته‌ قابل توجه عجله عوامل در انجام كارها است؛ شتابی كه ناخودآگاه به روی كيفيت كار نيز تاثير گذاشته، اما سوالی كه هر سال در ساخت چنين آثاری مطرح می‌شود، اين است كه چرا ساخت اينگونه توليدات هرساله به روزهای آخر كشيده می‌‌شود، آنهم مشكلی كه با كمی وقت‌شناسی می‌توان آن را برطرف كرد.
اما نكته‌ای كه ذهن مرا در تهيه اين گزارش به خود مشغول می‌كند، اين است كه سكانس‌های مورد نظر اين سريال به سرعت گرفته می‌‌شود و ما در كمتر صحنه‌ای می‌بينيم كه كارگردان كات دهد. امری كه بازهم برمی‌گردد به مساله كمبود وقت.
در ادامه اين گزارش برای اينكه جواب‌های خود را به شكلی مناسب‌تر دريافت كنيم برای لحظاتی با كارگردان مجموعه به گفت‌و‌گو نشستيم.
«سيروس مقدم» در ابتدای گفته‌های خود درباره سرعت كارهای مناسبتی اظهار كرد: برای من اين نوع كار دلچسب‌تر است، زيرا كار روز به روز با وجود سختی‌های رايج آن، اين امكان را به فيلمساز می‌دهد تا قصه خود را به ترتيب جلو برد به همين دليل معمولاً در اينگونه توليدات فضاسازی منسجمی به چشم می‌خورد و همينطور بازيگران از حس متداومی برخوردار هستند.
وی در پاسخ به اين پرسش كه كيفيت سريال «روز حسرت» در مقايسه با «اغما» از چه جايگاهی برخوردار است گفت: از نظر من «روز حسرت» از لحاظ ساختار و فضا‌سازی كاری پخته‌تر از اغما است، چراكه ما در اغما مجبور بوديم از زاويه‌های غيرمتعارف استفاده كنيم كه اين امر باعث عصبيت تماشاچی می‌شد، اما در روز حسرت توانستم خيلی راحت‌تر تصاوير خود را بگيرم، حتی اين مقايسه را می‌توان در مورد نورپردازی كار نيز محق دانست، حتی در برخی سكانس‌های اغما، تاريك روشنی‌های كار تا حدودی موجب ترس تماشاگر می‌شد.
اين فيلمساز اضافه كرد: تمام سعی من اين بود، كه كار تا آنجا كه مقدور است به «اغما» شبيه نباشد به همين دليل سعی كردم از وجود هر چيزی از جمله بازيگران كه شائبه تكرار را ايجاد كند، پرهيز كنم. درضمن انتخاب بازيگران اين كار به هيچ وجه تحميلی نبود، بلكه گروهی در انتخاب آن نقش داشتند كه در مورد پنج نقش اول نيز اتفاق نظر كامل وجود داشت.
 
مقدم درباره تيتراژ ابتدای سريال گفت: تمام قصه اين سريال در پی اشاعه اين پيام است كه نگذاريم به جايی برسيم كه حسرت خوريم كه چرا در گذشته كاری كرديم كه الان از جبرانش معذور هستيم، به همين دليل آيه‌ای از سوره مريم در تيتراژ ذكر شد كه در ابتدای سريال مخاطب به روی چنين پيامی دقيق شود.
كارگردان سريال «روز حسرت» تاكيد كرد: نقش مشاور مذهبی در چنين كارهايی بيشتر به روی فيلمنامه متمركز است به همين دليل ما در زمان بازخوانی و تصحيح متن، جلسات مختلفی با حجت‌‌الا‌سلام‌و‌المسلم� �ن «گلی» داشتيم و در بخش‌هايی كه بحث‌هايی در مورد برزخ پيش می‌آمد نظرات ايشان نقشی تعيين‌كننده داشت.
وی در مورد دلبستگی خود به آثار دينی اعلام كرد: من دلبستگی عجيبی به مفاهيم دينی دارم به همين دليل می‌بينيد كه معمولاً كارهايم از چنين جنسی برخوردار است، حتی اين رويكرد در سريال «پيامك از ديار باقی» كه يك كار طنز بود نيز نمايان بود، البته اين را هم بايد متذكر شوم كه حاضر نيستم به واسطه دلبستگی‌هايم به مفاهيم دينی، يك متن ضعيف دينی را بسازم، چراكه اينگونه توليدات در وهله اول بايد متكی به يك متن قوی باشد تا نتيجه معكوس از آن حاصل نشود.


پس از گفت‌و‌گو با مقدم برای لحظاتی نيز با «پوريا پورسرخ» مشغول گفت‌و‌گو شديم، اين بازيگر در ابتدای توضيحات خود درباره سريال «روز حسرت» تصريح كرد: نقش من در «روز حسرت» از كيفيتی مناسب برخوردار است، زيرا «مسعود» آدمی خاكستری‌ است كه همانند بسياری به تعابير خاصی از دين معتقد است، اما هر كجا كه اين تعريف را با منافع خود متضاد ببيند با آن مخالفت می‌كند.
وی افزود: مفاهيم دينی وقتی به زور به مخاطب منتقل نشود، می‌تواند برای بيننده جذاب باشد. در برخی از آثار مناسبتی يا دينی شاهديم كه سعی می‌شود به نحوی مستقيم و دستوری پيامی خاص به مخاطب منتقل شود كه شيوده خوبی نيست، ولی در «روز حسرت» منهای تصاويری كه مربوط به ماورا يا برزخ بود، اين اتفاق روی نداد.
اين بازيگر درباره تصاوير ماورايی كار توضيح داد: تصاوير برزخ در اين كار خوب درنيامده كه اين تصاوير به عقيده من هيچ كمكی به پيشبرد قصه نمی‌كند به همين دليل است كه می‌بينيم اينگونه تصاوير آنچنان كه بايد جالب از آب درنيامده است.
وی درباره برخی ضعف‌ها در فيلمنامه تصريح كرد: وجوه منفی شخصيت فريده در ابتدای داستان بيشتر مورد توجه قرار داشت، اما در ادامه می‌بينيم كه اين خصيصه به سرعت رنگ می‌بازد يا سختگيری‌هايی كه نرجس داشت به يكباره در مواجهه با فريده از بين می‌رود به همين دليل معتقدم برخی از شخصيت‌ها در «روز حسرت» از قوام لازم برخوردار نيستند و دچار شتابزدگی شده‌اند.
وی در پايان توضيحاتش متذكر شد: در سريال‌های ماه رمضان معمولاً همه چيز خيلی مشخص و عيان است. اين جمله بدين معنا است كه در طول سال ممكن است، آثار بسياری در سيما توليد شود، اما هيچگاه مقايسه‌ای صورت نمی‌گيرد، اما در كارهای ماه رمضان معمولاً كارها با هم قياس می‌شود، درصورتيكه اين قياس‌ها به هيچ وجه منطقی نيست، زيرا ژانرها با هم متفاوت است.
 
«مهراوه شريفی‌نيا» بازيگر نقش فريده به عنوان آخرين فرد در اين گزارش در مورد نقش خود گفت: شخصيت فريده از چنان پشتوانه قوی و مناسبی برخوردار است كه به من به عنوان يك بازيگر كمك كرد تا بتوانم به نحوی مناسبی شخصيت مورد نظر داستان را ارائه كنم.
وی افزود: البته نبايد از ياد برد كه مخاطبان تلويزيونی از شخصيت‌هايی كه در جهان واقعی با آنها قرابت بيشتری دارند، احساس نزديكی بيشتری می‌كنند به همين دليل است كه چنين نقش‌هايی با استقبال بيشتر مواجه می‌شود كه فريده نيز از چنين ويژگی برخوردار بود.
وی شخصيت فريده را اينچنين توصيف كرد: فريده به عقيده من دختری است كه تنها و بدون پشتوانه خانواده بزرگ شده به همين دليل دائم در پی آن است كه برای خود خانواده‌ای داشته باشد تا بتواند در آن به آرامش برسد به همين دليل من شخصيت فريده را سياه نمی‌بينم.
اين بازيگر جوان ادامه داد: در«روز حسرت» سرعت در توليد به روی كيفيت كار تاثير منفی نگذاشت، چراكه «سيروس مقدم» به اندازه‌ای به كارش آشنا است كه می‌تواند كار را به شكلی مطلوب جمع كند.
وی در پايان اين گزارش به كمك‌های مادرش (آزيتا حاجيان) اشاره كرد و متذكر شد: در ابتدای كار برای اينكه بتوانم شخصيت فريده را باور كنم مشكلاتی داشتم كه تنها با كمك مادرم توانستم آن را برطرف كنم به شكلی كه برايم تمام كارهايی كه فريده می‌كرد قابل باور بود.




منبع:ایکنا



نوشته شده توسط رزا در 0:47 | لينک به اين مطلب |
چهارشنبه هفدهم مهر 1387
تقدير نماينده ولي‌فقيه و سرپرست سازمان اوقاف‌ از سريال روز حسرت‌




تقدير نماينده ولي‌فقيه و سرپرست سازمان اوقاف‌ از سريال روز حسرت‌

همچنين نماينده ولي‌فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه با ارسال نامه‌اي به رئيس سازمان صداوسيما از تلاش‌ها و توجه جدي شبكه‌هاي مختلف سيما به مقوله وقف و ترويج و تبليغ هنرمندانه آن بويژه در سريال جذاب و پرمخاطب «روز حسرت» تقدير كرد.

در بخشي از اين نامه آمده است: با توجه و تاكيد جناب‌عالي و آقاي دكتر ميرباقري بر اهتمام جدي مديران محترم شبكه‌هاي مختلف سيما به توجه ويژه به مقوله و لزوم ترويج و تبليغ اين سنت پسنديده در برنامه‌ها، بويژه در قالب فيلم و سريال خوشبختانه امسال در ماه مبارك رمضان، شاهد پخش سريال جذاب و پرمخاطب «روز حسرت» بوديم كه علاوه بر نكات اخلاقي به صورت ويژه و خاص به بحث وقف پرداخته و با طرح موضوع مهم خيانت در موقوفات و بي‌اعتنايي به نيت واقف و تبعات خانمان‌سوز اين عمل زشت علاوه بر تاثير مثبت در به وجود آمدن اميد در بين متدينين جامعه، جرقه‌هايي را در وجدان خفته همه آناني كه ساليان سال با موقوفه‌خواري مرتكب معصيت شده‌اند، ايجاد خواهد نمود.




----------------------------------------------




از طریق لینک زیر می توانید نتایج کامل مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای در مورد

سریال های ماه رمضان را مشاهده کنید



http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=69112







نوشته شده توسط رزا در 21:49
چهارشنبه هفدهم مهر 1387
نشست خبری روز حسرت در خبرگزاری فارس-قسمت دوم


نشست روز حسرت در خبرگزاري فارس/6

افخمي: شيطان از «روز حسرت» حذف شد

خبرگزاري فارس: نويسنده مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» گفت: يكي از دلايلي كه باعث شد ما در «روز حسرت» مثل سريال‌هاي قبلي رمضان، به سمت شيطان و تصوير مثالي آن نرويم، اين بود كه طرح اين مقوله در قصه‌هاي ماورايي با توجه با زمان و ساعت پخش اين كارها، جنس ترسناكي پيدا مي‌كند.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در نشست خبري بازيگران و عوامل سريال «روز حسرت» كه توسط خبرگزاري فارس برگزار شد، عليرضا افخمي درباره نگارش مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» گفت: سال گذشته بعد از سريال «اغماء»، آقاي ميرباقري خيلي اصرار داشت كه بخش ماورايي در تلويزيون حفظ شود و حداقل دوست داشت در ماه رمضان اين بخش دائمي باشد. از همين جهت بعد از پايان ماه رمضان به من سفارش داد كه دوباره روي يك سوژه ماورايي ديگر فكر كنم.
وي افزود: البته ما در ابتدا دوباره كمي روي بحث شيطان فكر كرديم ولي خود من بعد از دو ماه فكر كردن احساس كردم ما هم در سريال «او يك فرشته بود» و هم در سريال «اغماء» بحث شيطان را مطرح كرديم و خوب است بحث‌هاي ماورايي محدود به شيطان نشود. بعد پيشنهاد كار در مورد برزخ را دادم كه مورد استقبال قرار گرفت.....



در ادامه مطلب می توانید ادامه گفتگو با عوامل سریال(روز حسرت) را در خبرگزاری فارس بخوانید






ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزا در 21:33
سه شنبه شانزدهم مهر 1387
نشست خبری روز حسرت در خبرگزاری فارس





نشست خبري روز حسرت در فارس/1

سيروس مقدم: خواستم آخرت را يادآوري كنم

خبرگزاري فارس: كارگردان مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» گفت: بايد بتوانيم آخرت آدم‌ها را ياد آوري كنيم. اگر اين معرفت به درون آدمها برگردد ساخت سريال‌هايي با اين مضامين، تاثيرات اجتماعي بيشتري را برجاي مي‌گذارد.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در نشست خبري بازيگران و عوامل سريال «روز حسرت» كه توسط خبرگزاري فارس برگزار شد، سيروس مقدم درباره انتخاب موضوع «برزخ» براي اين سريال گفت:سوالي كه اين روزها خيلي از من پرسيده مي‌شود كه جاي تعجب دارد، اين است كه با توجه به شرايط فعلي جامعه، شما همه مسائل را رها كرده و به موضوع برزخ چسبيده‌ايد؟ در پاسخ بايد بگويم كه اگر كمي ريشه‌يابي كرده و عميق‌تر به اطراف خود نگاه كنيم،‌متوجه توجه به ماوراء در كنار بخش عمده‌اي از ناهنجاري‌ها، سوء تفاهمات، رفتارها، بي‌احترامي به حقوق ديگران، تصاحب كردن اموال هم، خيانت در امانت، طلاق، اعتياد و ... مي شويم و خيلي به هم مربوط هستند.
وي افزود: جايي ناهنجاري رشد مي‌كند كه اخلاق نزول كرده باشد و معنويت كمرنگ شده باشد.به همين دليل نه تنها ساخت چنين سريال‌هايي با اين مضمون ضروري است و وقفه و تلنگري بر آدمهاست كه ببينند واقعا چه كرده‌‌اند و در كجا ايستاده‌اند و مي‌خواهند در آينده به كجا بروند؟ به خود آوردن اين افراد،‌ برگشتن به لحظاتي كه فكر مي‌كردند عين ثواب را انجام مي‌دهند ولي عده‌اي را كباب مي‌كردند و ... است. همه اينها دست به دست هم مي‌دهند كه اتفاقا نياز جامعه را به چنين آثاري بيشتر حس كنيم.بايد بتوانيم آخرت آدم‌ها را ياد آوري كنيم. نگوييم دنيا همين جاست و توبه را نگذاريم براي دقايقي كه پلك‌هايمان بسته مي‌شود و بگويم خدايا ما را ببخش. اگر اين معرفت به درون آدمها برگردد ساخت سريال‌هايي با اين مضامين، تاثيرات اجتماعي بيشتري را برجاي مي‌گذارد تا اينكه صرفا به شيوه قصه‌گويي بخواهيم اين مسائل را مطرح كنيم........




در ادامه مطلب می توانید متن کامل نشست خبری روز حسرت در خبرگزاری فارس را بخوانید

همچنین از قسمت گزارش تصویری مرتبط می توانید عکس های ان را مشاهده کنید




ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزا در 18:37 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه پانزدهم مهر 1387
پایان دفتر خاطرات (روز حسرت) در ماه رمضان سال 87






پایان دفتر خاطرات (روز حسرت) در ماه رمضان سال 87







نوشته شده توسط رزا در 1:19 | لينک به اين مطلب |
شنبه سیزدهم مهر 1387
افتتاح قالب اختصاصی وبلاگ





با سلام


امروز روز اولی هست که قالب اختصاصی طراحی شده برای این وبلاگ به دست دوست هنرمندم آقای

سعید پرور بر روی وب قرار می گیرد.......البته هنوز در مرحله تست هست.........از ایشان کمال تشکر و

قدردانی را دارم و براشون ارزوی سلامتی و سرافرازی در پناه حق را خواستارم.




دوستانی که ادرس وب اقای پرور رو می خواستند :




www.10dey.blogfa.com





نوشته شده توسط رزا در 15:26 | لينک به اين مطلب |
جمعه دوازدهم مهر 1387
برزخي سخت و شيرين براي سازندگان...


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C13.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CTV%5C4.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C357.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C356.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C355.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CTV%5C6.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C354.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CTV%5C2.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




برزخي سخت و شيرين براي سازندگان...
گزارش پشت صحنه سريال «روز حسرت» سيروس مقدم


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

ساخت سريال «روز حسرت»، براي تصويركردن داستاني با موضوع «برزخ بهشتي» و «برزخ جهنمي» در خانه‌اي بزرگ در خيابان نياوران ادامه دارد؛ سازندگان اين مجموعه كه داستان آن روز به روز هم آماده مي‌شود براي رسيدن به آنتن و طي كردن روند داستاني، خود با برزخي سخت و شيريني تواما روبه‌رو هستند.

خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در يكي از اين روزها با حضور در صحنه «روز حسرت»، يك روز از پشت صحنه‌ي ساخته‌ي سيروس مقدم را گزارش كرده است.

تا امروز هفده قسمت سريال روي آنتن رفته است و اين گزارش به قسمت هجده «روز حسرت» و سرنوشت راز پدر و پسر در مواجه با نرجس اختصاص دارد.

***

ساعت 15‌و30 دقيقه جمعه (22 شهريورماه)؛ سازندگان «روز حسرت» در حال تصويربرداري هستند. ابتدا اجازه‌ي ورود داده نمي‌شود. گروه به خاطر به تصويركشيدن برخي پلان‌ها داخل حياط، حتي مانع نزديك شدمان به در مي‌شوند تا مبادا سايه‌ي پاها در تصوير مشخص شود.

پس از قطع تصويربرداري؛

... داخل حياط عوامل مختلف ساخت «روز حسرت» مشغول كار هستند. سيروس مقدم(كارگردان) نرسيده به مسير ورودي ساختمان پشت مانيتور، نشسته است. مقدم توضيح مي‌دهد: در حال تصويربرداري قسمت هجدهم هستيم و اكنون پلان‌هاي ابتدايي به تصويردرمي‌آيد.

 

كمي آن طرف‌تر افشين سنگ‌چاپ كه پاي ثابت دستياري كارهاي سيروس مقدم است، در اين روز رابط بين كارگردان و بازيگراني چون قريبيان و افسانه بايگان است. او لبخند زنان مي‌گويد «چيزهاي خوب خوب بنويسيد». سپس درباره‌ي پلان بعدي به فرامرز قريبيان(بازيگر نقش حاج رضا) توضيح مي‌دهد: قريبيان در اين پلان بايد پس از نگاه به در، شلنگ آب را روي زمين بيندازد و فاصله‌ي بين ابتدا تا انتهاي مسير ورودي ساختمان را با گام‌هاي تند طي كند و پس از داخل‌شدن، در را پشت سرخود ببندد.

كمي آن طرف‌تر، افسانه بايگان(بازيگر نقش «نرجس») در حالي كه سرتا پا سياه پوشيده است و تسبيح فيروزه ‌رنگي را در دست دارد، روي يك صندلي به آرامي نشسته است.

پس از يك بار تمرين، برداشت اول با فرمان «سه، دو، يك حركت !» سنگ‌چاپ، آغازمي‌شود. مقدم از اين برداشت راضي نيست و خطاب به سنگ‌چاپ مي‌گويد: به آقاي قريبيان بگو! با سرعت كمتري حركت كند.همين‌كار در برداشت دوم صورت مي‌گيرد و تصويربرداري اين پلان تمام مي‌شود.

***

كارگردان از عوامل مي‌خواهد تا حد امكان وارد چمن نشوند! چون تنها شرط مالك خانه‌ براي اجازه‌ي آن به سازندگان «روزحسرت»حفظ چمن‌ها بوده است. نرده‌كشي اطراف باغچه هم به همين منظور صورت گرفته تا ضرورت قصه!

پس از اين پلان، بنا به ضرورت، ريل‌هاي تصوير‌برداري داخل چمن‌ها چيده مي‌شود تا ورود «نرجس»به حياط خانه و سپس ساختمان تصويربرداري شود.

مقدم از سنگ‌چاپ مي‌خواهد به بايگان توضيح دهد كه به حياط وارد شود سپس مصمم به سمت در ورودي برود و نزديك در پس از مكث كوتاهي، مصمم وارد شود. چون «نرجس» به اين نتيجه رسيده است كه بايد مساله‌اي را با شوهرش رضا (كه بعد از ديدن او در برزخ برهوت، دغدغه‌اش شده) در ميان بگذارد.

پس از يك‌بار تمرين، گروه سازنده قصد دارند ضبط اين پلان را آغاز كنند، اما سرو‌صداي چند جوان همسايه كه از خانه‌ي مجاور در حال ديدن تصويربرداري هستند، ضبط را براي مدت كوتاهي به تعويق مي‌اندازد.

 

برداشت اول مورد قبول قرار مي‌گيرد. مقدم به سنگ‌چاپ مي‌گويد: حالا همين پلان را با لنز «تله» مي‌گيريم. او از گروه طراح صحنه، مي‌خواهد گل بنفشي كه در قسمت‌هاي پيشين هم ديده‌ايم را بياورند و روي پايه‌اي قرار دهند تا با به تصوير كشيدن گل، ضبط پلان بعدي آغاز شود. او به منشي صحنه مي‌گويد: پلان اولي«اوت» بشود و اين، پلان يك شود.

***

به دستور كارگردان، فضاي جلوي در حياط تا ورودي ساختمان آب‌پاشي مي‌شود(مثلا بازيگر نقش رضا اين كار را كرده است.) دوربين كه روي تراولينگ است، در ابتداي مسير ورودي در ساختمان قرار گرفته مي‌گيرد.

مقدم كه پيش از تمرين و ضبط هر پلان با تكرار «بفرمائيد»، عوامل را به قرار گرفتن سر جاي خود دعوت مي‌كند، از همين جمله براي امكان پذير شدن ضبط اين پلان استفاده مي‌كند. دو برداشت ضبط مي‌شود ولي مورد رضايت نيست. چون گل در زاويه‌ي مناسبي قرار ندارد. در نتيجه گل را چندين بار جابه‌جا مي‌كنند و پشت درخت، جلوي دوربين قرار مي‌دهند. ولي هنوز جاي گل خوب نيست. در نهايت تصميم گرفته مي‌شود جاي دوربين عوض و به در حياط نزديك‌تر شود و در كنار ماشين «رضا» قرار بگيرد.

سنگ‌چاپ به بايگان توضيح مي‌دهد:«مستقيم به سمت گل بيايد بعد به سمت چپ بپيچد.» تصويربرداري اين پلان آغاز مي‌شود و در نهايت برداشت سوم مورد قبول قرار مي‌گيرد.

***

سكانس‌هاي بعدي قرار است داخل خانه ضبط شود. در بدو ورود، همه‌جا تاريك است. با اين حال وسايل تصويربرداري كه روي زمين قراردارد، قابل تشخيص است. سمت چپ اتاق‌نشيمن است كه قرار است، گروه در آن ساخت قسمت هجدهم را ادامه دهند. روبروي در اتاق نشيمن، مبل‌هاي چارخونه و بنفش قراردارد كه «مسعود» شب‌ها روي آن مي‌خوابد. بالاي سه‌پله‌ي‌ داخل اتاق هم چند نفر در سمت چپ خوابيده‌اند.

تا آغاز تصويربرداري، به طبقه‌دوم مي‌رويم؛ يكي از اتاق‌هاي اين طبقه به لباس و گريم اختصاص داده شده است. در سمت چپ اتاق چند «رگال» ديده مي‌شود كه لباس‌هاي زنانه و مردانه‌ي مختلفي به آن آويزان شده است. در گوشه‌اي ديگر ميز گريم و وسايل چهره‌پردازي ديده مي‌شود. مجيد اسكندري (طراح چهره‌پردازي«روز حسرت»)، مشغول گريم «اسماعيل خلج» است كه اين روزها او را در نقش يك روحاني ديده ايم كه معلم «نرجس» بوده است.

در اين اتاق كوچك يكي از دستياران لباس مشغول آماده كردن لباس‌هاي نقش روحاني است. مهتاب نصيرپور(بازيگردان) و پوريا پورسرخ(بازيگر نقش«مسعود») هم هستند. نصيرپور درباره‌ي عملكرد خود در«روز حسرت» مي‌گويد: به علت به تدريج رسيدن متن و تعجيل در ساخت اين سريال، در عمل فرصت تجزيه تحليل فيلمنامه وجود ندارد، بنابراين در زمينه‌ي بازيگرداني كارزيادي نمي‌توان كرد.

پورسرخ كه زيرنظر نصيرپور در«روز حسرت» بازي مي‌كند، درباره‌ي نقش «مسعود» معتقد است كه اين نقش به واقعيت بسيار نزديك است.

***

در طبقه‌ي پايين، داخل اتاق نشيمن مقدمات تصويربرداري پلان بعدي مهيا شده است تا اين پلان پيش از غروب آفتاب و ناپديد شدن نور به تصوير درآيد. دوربين بالاي پله‌ها بگونه‌اي قرار داده شده است تا از كنار تلفن بتوان، نيم‌رخ مسعود و تمام رخ رضا را بگيرد. در اين پلان قرار است «مسعود» شماره‌ي تلفني را با تلفن ديواري خانه‌ بگيرد و «رضا» با نگراني راه برود و از «مسعود» بخواهد كه شماره‌ را دوباره بگيرد. اما اين روند باورود نرجس به اتاق قطع شود و «رضا»و «مسعود»به سمت در برگردند.

قريبيان و پورسرخ با هم درباره‌ي ديالوگ‌ها صحبت مي‌كند. سپس نصيرپور با دادن توضيحاتي، پورسرخ را براي بازي بهتر راهنمايي مي‌كند. مقدم با گفتن«بفمائيد» به جاي بفرماييد از عوامل مي‌خواهد كه سرجاهاي خود قرار گيرند تا تمرين آغاز شود. اين پلان چند بار تمرين مي‌شود چون قريبيان و پورسرخ يك‌بار به سمت در دير نگاه مي‌كنند، بار ديگر نيمي از صورت پورسرخ در سايه قرار مي‌گيرد.

گروه قصد آغاز تصويربرداري را دارند، كه شنيده شدن صداي عوامل از داخل آشپزخانه، كارگردان خونسرد را به واكنش وامي‌دارد. مقدم خودش از جلوي مانيتور بلند مي شود و با رفتن به آشپزخانه، آنان را دعوت به سكوت مي‌كند. سرانجام تصويربرداري آغاز مي‌شود. «مسعود» با ناراحتي منتظر برقراري ارتباط است اما اين اتفاق نمي‌افتد. رضا (با اضطراب): جواب نمي‌ده؟ مسعود: نه بابا فايده‌اي نداره!

رضا: نه! دوباره بگير! مسعود: بابا حتما خونه نيست. با شنيدن صداي در هر دو به طرف آن بر مي‌گردند. برداشت اول را مقدم اگرچه مي‌پسندد، اما مي‌گويد: با يك فاصله‌ي كوتاه خانم بايگان وارد شود.

برداشت دوم به علت گير‌كردن در و در نتيجه‌ي ديرباز‌شدن و برداشت سوم به‌دليل حكمفرما نبودن سكوت براي لحظاتي قبول نمي‌شود. در نهايت اين پلان پس از چهار برداشت تصويربرداري مي‌شود.

پلان بعد مربوط به «نرجس»است كه پس از واردشدن به اتاق درحالي كه عصباني است، بايد از شوهرش بخواهد بدون حضور «مسعود» كه جرات نگاه‌كردن به چشمان مادرش را ندارد، درباره‌ي مساله‌ي مهمي درطبقه ي بالا با هم صحبت كنند. اين پلان هم پس از سه‌برداشت ضبط شد. ساعت از 19 و 15 دقيقه گذشته است اما گروه مشغول آماده‌كردن مقدمات تصويربرداري پلان ورود «نرجس» به اتاق از زاويه‌ي ديگري هستند.

زمان افطار نزديك است اما كار هم‌چنان ادامه دارد تا فردا(قسمت هجدهم) شاهد افشاي راز مسعود در نزد مادرش باشيم.

______________

گزارش از: خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا ـ عاطفه كربلايي

انتهاي پيام




در ادامه مطلب می توانید مصاحبه های جدیدی با اقای سیروس مقدم در ایسنا و خانم مهتاب نصیرپور در همشهری را بخوانید



ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزا در 15:30 | لينک به اين مطلب |
سه شنبه نهم مهر 1387
عید سعید فطر مبارک






عید سعید فطر مبارک



The image “http://mardomyar.persiangig.ir/image/%d8%b9%db%8c%d8%af%20%d9%81%d8%b7%d8%b1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




آمد مه شوال و مه روزه گذشت

و ايام صيام و رنج سي روزه گذشت



صد شكر خدا را كه روزي روزه ما

گاهي به غنا و گه به دريوزه گذشت






در ادامه مطلب می توانید اعمال عید فطر برای انجام در این شب عزیز و متنی در مورد معجزه ایت الکرسی را

مشاهده کنید



ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزا در 21:52
سه شنبه نهم مهر 1387
گفتگوی شریفی‌نیا با پورسرخ در "نقش‌آفرینان"





گفتگوی شریفی‌نیا با پورسرخ در "نقش‌آفرینان"




The image “http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2008/09/394873_orig.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.





نوشته شده توسط رزا در 20:22
سه شنبه نهم مهر 1387
آخرين قسمت مجموعه «روز حسرت» پنجشنبه روي آنتن مي‌رود




آخرين قسمت مجموعه «روز حسرت» پنجشنبه روي آنتن مي‌رود

خبرگزاري فارس: آخرين قسمت از مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» به كارگرداني «سيروس مقدم» روز پنجشنبه از شبكه اول سيما پخش خواهد شد.

 

مهران رسام كه تهيه كنندگي مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» را بر عهده دارد با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: تصويربرداري سريال هنوز ادامه دارد و پخش اين سريال تا روز پنجشنبه 11 مهرماه ادامه خواهد داشت.
مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» به كارگرداني «سيروس مقدم» ساخته شده و در شب‌هاي ماه مبارك رمضان از شبكه اول سيما پخش شده است.
طبق نظر سنجي مركز تحقيقات و سنجش برنامه‌‌هاي صدا و سيما در هفته‌ چهارم شهريورماه، سريال «روز حسرت» با بيش از 2/81 درصد بيننده و 6/83 درصد رضايت در ميان سريال‌هاي روزانه رتبه‌بندي نخست را كسب كرده است.
در اين سريال بازيگراني چون فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهرآوه شريفي‌نيا، پوريا پورسرخ و ... ايفاي نقش كرده‌اند و داستان آن درباره يك زن وكيل است كه پس از مرگ همسر پسرش، خواب‌هاي عجيبي مي‌بيند و اتفاقاتي براي او رخ مي‌دهد...
انتهاي پيام/








--------------------------------------------------------------------





The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C25.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

سعيد نعمت‌الله:
«روز حسرت» سريال آبرومند درآمد
اعتراض اصناف به سريال‌ها لوس‌بازي است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

سعيد نعمت‌الله از سريال «روز حسرت» به عنوان يك مجموعه تلويزيوني آبرومند در ماه رمضان ياد كرد و در عين حال گفت: در اين سريال نيز همانند ساير سريال‌هاي مناسبتي نوعي عجله به چشم مي‌خورد.

اين فيلم‌نامه‌نويس در نقد اين مجموعه به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، درباره‌ي ارزيابي خود از وضعيت كيفي سريال «روز حسرت» خاطرنشان كرد: ردپاي عليرضا افخمي و سيروس مقدم در اين‌كار كاملا مشخص است و با آن‌كه مشخص است سريال باعجله ساخته شده، اما آقاي افخمي توانسته‌اند متن را به موقع برسانند و در مجموع كار با دفاعي را ارايه دهند.

وي با اعتقاد بر اين‌كه «روز حسرت» از زاويه‌اي جديد به موضوعات ماورايي پرداخته است، در اين‌باره اظهار كرد: ايرادگرفتن به ساخت تعداد بسيار سريال‌هاي ماورايي مانند آن است كه بگوييم چرا آن‌قدر فيلم‌هاي كمدي و تخيلي ساخته مي‌شود؟! ضمن اين‌كه ماه رمضان زمان خوبي براي پرداختن به اين موضوع محسوب مي‌شود.

اين فيلم‌نامه‌نويس در پاسخ به اين پرسش كه آيا «روز حسرت» در حوزه‌ي سريال‌هاي ماورايي اثري موفق محسوب مي‌شود؟ گفت: بايد ببينيم هدف چيست؟ اگر قرار است بيننده را در نظر بگيريم و اين‌كه مردم در ماه رمضان هرشب به تماشاي سريالي بنشينند بايد بگوييم «روز حسرت» مجموعه موفقي بوده است.

وي با پررنگ دانستن وجه سرگرمي تلويزيون اظهار كرد: ممكن است مردم براي سرگرمي به تماشاي بسياري از سريال‌ها بنشينند اما «روز حسرت» علاوه بر سرگرم‌سازي، هشدارهايي را هم به مخاطب منتقل مي‌كند.

سعيد نعمت‌الله از ساخت سريال به عنوان يك كار گروهي ياد كرد و درباره فيلم‌نامه سريال «روز حسرت» گفت: اگرچه ردپاي عجله در سريال ديده مي‌شود. اما فيلم‌نامه «روز حسرت» در حد قابل قبولي است و فضاسازي هم به خوبي صورت گرفته است. در مجموع مي‌توان گفت متن اين سريال در حد متوسط روبه بالا است.

وي درباره بازي‌هاي بازيگران «روز حسرت» گفت: در مجموع «روز حسرت» سريال آبرومندي است هرچند ممكن است بازي بازيگراني چون فرامرز قريبيان و افسانه بايگان تا حدودي از توقع ما دور باشد.

وي با اشاره به وجه هشداردهنده سريال «روز حسرت» در اين‌باره خاطرنشان كرد: تماشاي سريال «روز حسرت» باعث مي‌شود كه آدم‌ها تا حدودي به خودشان بيايند. ضمن اين‌كه اگر كاري بتواند حتي براي يك نفر هم وجه هشداردهنده داشته باشد و او را عمل خلافي كه انجام مي‌دهد بازدارد، موفق عمل كرده است.

اين فيلم‌نامه‌نويس در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه طرح معضلات تلخ اجتماعي در سريالي ويژه ماه رمضان تا چه اندازه مي‌تواند مناسب باشد؟ گفت: اصولا زبان نصيحت و انتقاد بايد تلخ باشد و اگر از زاويه شيرين‌تر نصيحت بيان شود جذاب نمي‌دهد.

سعيد نعمت‌الله در پاسخ به اين پرسش كه «روز حسرت» در پرونده كاري سيروس مقدم در چه جايگاهي قرار مي‌گيرد؟ گفت: براي كارگرداناني مانند سيروس مقدم بايد احترام قايل بود، ايشان از زمان ساخت دايي‌جان ناپلئون به عنوان طراح صحنه در تلويزيون فعاليت داشته و تا به امروز هم هم‌چنان به كارش ادامه مي‌دهد.

وي ادامه داد: سيروس مقدم مديوم تلويزيون را خوب مي‌شناسد، چراكه بسياري از كارگردانان مطرح سينما سريال‌هايي را ساخته و مي‌سازند كه تضميني براي موفقيت‌شان وجود نداشته است.

سعيد نعمت‌الله در پايان در پاسخ به اين پرسش كه آيا اعتراضات سال‌هاي گذشته به سريال‌هاي ماه رمضان باعث نوعي محافظه‌كاري در بين سازندگان نشده است؟ گفت: اعتراضات اصناف به سريال‌هاي ماه رمضان نوعي لوس‌بازي است؛ چراكه تمام اصناف داراي آدم‌هاي خوب و بد هستند. اين لوس‌بازي‌ها كه در سينما و تلويزيون از زماني مد شده است، اميدوارم هرچه زودتر از مد بيفتد، چراكه وقتي قرار است شخصيتي منفي خلق شود بايد شغلي را به او منصوب كرد و اعتراضاتي از اين قبيل، دست و پاي سازندگان را بي‌دليل مي‌بندد.

انتهاي پيام




نوشته شده توسط رزا در 20:20 | لينک به اين مطلب |
یکشنبه هفتم مهر 1387
در رتبه‌بندي مركز تحقيقات صداوسيما از سريال‌هاي ماه رمضان؛ «روز حسرت» اول شد




در رتبه‌بندي مركز تحقيقات صداوسيما از سريال‌هاي ماه رمضان؛

«روز حسرت» اول شد، «بزنگاه» چهارم

خبرگزاري فارس: در آخرين رتبه بندي مركز تحقيقات صدا و سيما، سريال «روز حسرت» رتبه نخست و سريال «بزنگاه» رتبه چهارم را از آن خود كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان صدا و سيما، طبق نظر سنجي مركز تحقيقات و سنجش برنامه‌‌هاي صدا و سيما، در هفته‌ چهارم شهريورماه، سريال «روز حسرت» با بيش از 2/81 درصد بيننده و 6/83 درصد رضايت در ميان سريال‌هاي روزانه رتبه‌بندي نخست را كسب كرده است.
بنابر اين گزارش، پس از سريال «روز حسرت» به ترتيب سريال‌هاي «مثل هيچ‌كس» با 2/71درصد بيننده و 2/78 درصد رضايت و «مامور بدرقه» با 6/72درصد بيننده و 3/67دهم درصد رضايت مقام‌هاي دوم و سوم را كسب كردند.
مجموعه‌هاي تلويزيوني «بزنگاه»، «صاحبدلان»، «زماني براي پشيماني»، «همسايه‌ها»، «اغماء‌»، «بچه‌هاي مدرسه همت» و «فلسطين غريب» ديگر سريال‌هايي هستند كه مركز تحقيقات پس از بررسي مقام‌هاي چهارم تا دهم را براي آن‌ها مشخص كرده است.
انتهاي پيام/



نوشته شده توسط رزا در 21:53 | لينک به اين مطلب |
شنبه ششم مهر 1387
گفت‌وگو با پوريا پورسرخ:«مسعود» روز حسرت به واقعيت نزديك است


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CTV%5C3.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C6%5CTv%5C352.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



گفت‌وگو با پوريا پورسرخ:
«مسعود» روز حسرت به واقعيت نزديك است
تلويزيون را دوست دارم و معتقدم امروز موفق‌تر از سينماست

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

پوريا پورسرخ درباره‌ي بازي در «روز حسرت» معتقد است: «مسعود» از جمله نقش‌هايي است كه به واقعيت نزديك است.

اين بازيگر در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) افزود: «مسعود» مانند برخي از افراد خود را مستحق بهشت مي‌داند، چون واجبات و مستحبات را انجام مي‌دهد، ولي شايد به خيلي از اعمالي كه بايد انجام دهد،عمل نمي‌كند.

پورسرخ در ادامه گفت: زماني كه پاي منافع شخصي «مسعود» وسط مي‌آيد، حاضر است بسياري از هنجارها را زيرپا بگذارد و براي اين اعمال خود دنبال توجيه شرعي و عقلي مي‌گردد، در صورتي‌كه خودش بهتر از هركسي مي‌داند كه اشتباه عمل مي‌كند، اين مورد هم در عالم واقع براي خيلي از افراد اتفاق مي‌افتد.

وي با اشاره به نقش ساير عوامل «روز حسرت» در ايفاي بهتر نقش «مسعود» تصريح كرد: قسمت عمده‌اي از بار اين نقش را آقايان افخمي و مقدم را به دوش كشيده بودند، به گونه‌اي كه «مسعود» خوب پرداخت شده است. خانم مهتاب نصيرپور(بازيگردان روز حسرت») در ايفاي «مسعود» به من كمك زيادي كرده‌اند.

اين بازيگر كه پيش از اين در سريال‌هاي ماه رمضاني «صاحبدلان»و«شكرانه» بازي كرده است، درباره‌ي تأثير حضور بازيگردان در ايفاي بهتر نقش مسعود مجموعه‌ي «روز حسرت» اظهار كرد: براي نخستين‌بار حضور بازيگردان را در يك اثر نمايشي تجربه كرده‌ام، البته خوشبختانه در كارگاه‌هاي آموزشي كه گذرانده‌ام، با چنين سمتي آشنا شده‌ام، بنابراين براي من حضور بازيگردان مقوله‌اي نبوده است كه نسبت به آن ناآشنا و ديد منفي (گارد) داشته باشم. او چشم سومي است كه عملكرد بازيگر را مي‌بيند.

پورسرخ ادامه داد: در«روز حسرت» در موارد خيلي كمي نظري مخالف با پيشنهادات بازيگردان(مهتاب نصيرپور)داشته‌ام كه با تعامل به نكته‌اي مشتركي رسيده‌ايم. اما بسياري از مواقع پيشنهادهاي خانم نصيرپور بسيار بهتر از ايده‌ي خودم بود. در هر صورت من مشكلي با حضور بازيگردان ندارم.

اين بازيگر در زمينه‌ي ميزان تاثير بازيگردان در سريال‌هاي مناسبتي بر عملكرد بهتر بازيگر با توجه به سريع ساخته‌شدن اين مجموعه‌ها گفت: اين مساله بسته به زاويه ديد بازيگر (گارد) نسبت به مقوله بازيگرداني دارد. بازيگري حرفه‌يي است كه مي‌توان پيشنهادها درباره‌ي آن‌ را شنيد و نكات خوب آن را استفاده كرد.

وي درباره‌ي حضور خود در سريالي تلويزيوني علي‌رغم ابراز بي‌علاقگي براي بازي در مجموعه‌ها ،پس از «شكرانه» اظهار كرد: سال گذشته پس از «شكرانه» گفتم كه از جرح و تعديل‌هايي كه حتي قبل از پخش قسمت اول و زمان ساخت اين سريال آغاز شد، دلخور شده‌ام .به همين خاطر گفتم كه پس از اين، در سريال‌هاي تلويزيوني بازي نمي‌كنم و نوعي خداحافظي موقت از اين رسانه كردم. فكر مي‌كردم كه يكي-دوسال اين خداحافظي به طول بينجامد و يك‌سال هم سريال بازي نكردم. اما درحالي‌كه از شرايط به وجود آمده براي سريالي كه در رمضان سال گذشته ناراضي بودم، اين شهامت را به خرج داده‌ام كه در مجموعه‌اي براي همين مقطع زماني بازي كنم.

پورسرخ تاكيد كرد: تلويزيون را دوست دارم و معتقدم كه درحال حاضر بسيار موفق‌تر از سينماست چون براي ارتقاي كيفيت برنامه‌ها، افراد زبده‌ي سينما را جمع كرده است.

وي در پاسخ به اين‌كه با توجه به خاكستري‌تر بودن نقش «مسعود» نسبت به ساير نقش‌هايتان،اين شخصيت چه‌قدر برايتان جاي كار داشته است، گفت: روزي كه قرارداد اين‌كار را بستم، فقط شمايي از قصه و نقش مسعود شكل گرفته بود. البته خودم دوست داشتم با آقاي مقدم كار كنم. چندبار هم تا آستانه‌ي همكاري پيش رفتيم كه خوشبختانه اين‌كار در «روز حسرت» محقق شد.

پورسرخ در پايان اظهار كرد: صرفا به علت اعتماد به آقاي مقدم اين نقش را پذيرفتم. چون او حتي سطح هيچ‌يك از كارهاي او متوسط نبود بلكه همه‌ي آن‌ها خوب بوده است. روزي كه با آقايان مقدم و عليرضا افخمي- يكي از نويسندگان «روز حسرت»- صحبت مي‌كردم آنان هم به من گفتند كه اين نقش «خاكستري‌تر» از بسياري از نقش‌هاي ديگر من است.

انتهاي پيام


نوشته شده توسط رزا در 22:22
شنبه ششم مهر 1387
مصاحبه روزنامه اعتماد با پوریا پورسرخ....مصاحبه با دیگر عوامل سریال در ادامه مطلب





گفت وگو با پوريا پورسرخ

شجاعت حضور

ديرزماني است که گشوده شدن دروازه هاي عظيم سينما به خيل بازيگران چشم رنگي و از تيغ جراحي گذشته، بازيگر و نابازيگر را به مفاهيمي انتزاعي بدل کرده است. اما هنوز هم براي اهل فن و اهل دل، حرمت خاک صحنه و رنج ساليان بسيار، بر مسند خود باقي است. و در اين ميان هم البته گهگاه در ميان تازه از راه رسيده ها بازيگراني پيدا مي شوند که بازي هايشان مهر تشخصي منحصر به فرد را بر پيشاني دارد. شايد پوريا پورسرخ در اين سال ها نماد همان بازيگر جواني است که در پي اين تشخص هنري، نقش هاي گوناگوني را آزموده است. نقش هايي که با سريال «وفا» آغاز شد و با« صاحبدلان»، «ساعت شني» و... ادامه يافت، با «روز سوم» به اوج رسيد و با «شکرانه» کمي افت کرد و به نظر مي رسد که «روز حسرت» دوباره نمودار آن را بالا خواهد برد. با او در ميان ضبط پلان هايش و با همان بي تابي که عنصر اصلي تشخص بازي هاي اوست گفت وگويي داشته ايم که مي خوانيد.

---

-خيلي ها اين روزها که تو را در تلويزيون مي بينند، ياد اين مي افتند که گفته بودي ديگر کار تلويزيوني نمي کني. قضيه چي بود؟

خدا خيرتان بدهد که اين سوال را مي کنيد. بله من پارسال اين را به خاطر جرياناتي که در پخش شکرانه اتفاق افتاد و جرح و تعديل هايي که شد و داستان را از مسير اصلي اش منحرف کرد، گفتم و امسال هم در يک مصاحبه يي که اتفاقاً از دوستانم بودند، گفتم که اگر کار آقاي مقدم پيش نمي آمد ترجيح مي دادم اين کار را نکنم. اما من دوست داشتم با آقاي مقدم کار کنم و فکر مي کنم رد کردن اين پيشنهاد، کار اشتباه تري بود تا اينکه بخواهم فعاليتم را در تلويزيون قطع کنم.

-پس هنوز از تلويزيون دلسرد نشده يي؟

نه من اصلاً يادم نمي رود از کجا شروع کردم و خيلي هم خودم را مديون اين رسانه مي دانم. و چيزي که براي من خوشحال کننده است اين است که تلويزيون در اين سال ها بسيار قوي تر از سينما دارد عمل مي کند. نه تنها دارد از تمام نيروهاي خودش استفاده مي کند، بلکه چهره هايي مثل فرامرز قريبيان که در سينما هم دست نيافتني است يا خانم افسانه بايگان و بسياري از چهره هاي ديگر را که امسال در کارها ديديم، جذب مي کند. الان هم که مدتي از کار مي گذرد، شکر خدا خيلي از تصميمي که گرفته ام خوشحالم. به هر حال فکر مي کنم اين يک سوءتعبير بود و قسمتي از صحبت من تيتر شد. پارسال اين را گفته بودم و واقعاً تصميم داشتم اين کار را نکنم. کارهاي مختلفي هم پيشنهاد مي شد اما انجام ندادم تا اينکه اين کار پيش آمد. منتها من فکر مي کنم اين کار نياز به شجاعت مضاعفي داشت که وقتي سال گذشته کارت زياد خوب نبوده، حالا دوباره بيايي و سر همان خيابان بايستي و بگويي آره دوباره من هستم. به نظر من شجاعت زيادي مي خواهد که من اين را داشته ام و انجام داده ام.

-و اين همه تنها به خاطر اين است که به کار سيروس مقدم ايمان داشتي؟

بله. چون ما اصلاً نه فيلمنامه کاملي داشتيم و نه شخصيت پرداخت شده يي. اصلي ترين دليل من خود آقاي مقدم بود و البته به ايشان بايد گروه پشت صحنه و جلوي دوربين و خود آقاي افخمي را هم به عنوان نويسنده اضافه کنيد که وقتي به گروه «وفا» پيوست، کار را دگرگون کرد.

-يعني جز سيروس مقدم، هيچ کارگردان و گروه ديگري نمي توانست باعث بشود که دوباره توي تلويزيون کار کني؟ کلاً جدا از اينکه خودت را مديون تلويزيون مي داني، مي خواهم بدانم چه ذهنيتي نسبت به آن داري؟

من اصلاً ذهنيت بدي نسبت به تلويزيون ندارم. اما به نظر من خود تلويزيون است که براي خودش احترام قائل نيست نه کساني که توي آن کار مي کنند. يعني وقتي خود روزنامه يي که منتسب به سازمان است بيشترين حمله ها را به افرادي مي کند که دارند در تلويزيون کار مي کنند يا مثلاً فلان برنامه ساز به خاطر راضي کردن فلان بازيگر و آوردنش به تلويزيون براي 5 دقيقه ميليون ها تومان هزينه مي کند، يعني خود تلويزيون براي خودش احترام قائل نيست.

-آيا همين مساله است که باعث مي شود برخي بازيگران سينما در تلويزيون انرژي کمتري براي کار بگذارند؟ اصلاً با اين ادعا موافقيد؟

من مي گويم معادلات تلويزيون در اين چند سال اخير به هم ريخته است. بزرگ ترين بازيگرها را ما در تلويزيون ديده ايم که موفق هم بوده اند و کارشان هم ديده شده است. به عقيده من هر بازيگري آنقدر که براي مخاطب ارزش قائل است، براي اسم خودش هم نگران است. براي همين من فکر نمي کنم اين مساله واقعي باشد. اما اتفاق بدي که مي افتد و من تجربه شخصي ام را در اين باره مي گويم اين است که يک فيلمنامه نويس، بازيگر و کارگردان که کار را براي 90 دقيقه تمام کرده، حالا 30 تا 30 دقيقه وقت دارد که مي شود 900 دقيقه. خوب آيا مي تواند در اين زمان طولاني هم خودش را بکشد؟ براي همين بسياري از کارگردان هاي موفق سينما را داشته ايم که مردم سريال شان را توي تلويزيون نديده اند يا بازيگري که توي سينما خيلي موفق بوده، اما در تلويزيون نتوانسته است. شرايط تلويزيون فرق مي کندو بحث خوب تر و بدتر نيست.

-در مورد کاراکتر مسعود در اين سريال آيا به يک ويژگي بارز دست پيدا کرده يي؟

آقاي مقدم در اين کار يک سکانس خيلي خوب داشت. همان سکانسي که مسعود براي خريدن کلاه مي رود توي يک مغازه و چند تا ماسک را به صورتش مي زند. به عقيده من يکي از سکانس هاي خوب در مورد مسعود همين سکانس بود. يعني اينکه اين آدم شايد مثل خيلي از آدم هاي ديگر چند تا چهره داشته باشد. اين مساله من را ياد اتفاق بامزه يي مي اندازد که در مورد سريال «وفا» افتاد. آن روزها يکي از مجله هاي تخصصي نوشته بود چرا ژوبين وقتي به وفا مي رسد خيلي ملايم و وقتي به خرچنگ مي رسد مردانه تر حرف مي زند. من معتقدم اين مي تواند يکي از ويژگي هاي خوب يک نقش براي بازيگر باشد. چيزي که در مورد مسعود هم وجود دارد و مي بينيم که مثلاً با حاج رضا يک جور حرف مي زند و با آدم هاي ديگر يک جور ديگر.

-چقدر عکس العمل ها و واکنش هايي که نسبت به مشکلات نشان مي دهد برايت پذيرفتني است؟

من فکر مي کنم ما آدم هاي زيادي داريم که براي خودشان يک چارچوب مشخصي به لحاظ شرعي، رفتاري يا اجتماعي در نظر مي گيرند و وقتي منافعشان در خطر است به راحتي از آن خط قرمز ها عدول مي کنند. حالا اين گذر کردن از مرزهاي تعريف شده مي تواند در ابعاد مختلف فرق کند. يعني ممکن است اين مساله در زندگي من تاثير خيلي بدي بگذارد ولي يک آدم ديگر در خطر کمتري باشد و با آسيب کمتري مواجه شود. حالا مسعود شخصيتي است که در مسيري از زندگي اش به بيراهه مي رود و از خط قرمزهايي که با آنها بزرگ شده عبور مي کند. اين خيلي طبيعي است.

-آيا پوريا پورسرخ هم از شيوه بازيگري خودش و نوع نگاهش چيزي به اين نقش اضافه مي کند؟

بله در مورد هر بازيگري اين امکان هست.

-حتي در يک کار مناسبتي که فيلمنامه کامل ندارد و همه چيز با شتاب پيش مي رود؟

خود من معتقدم همه بحث ها نسبي است و اين کار هم همين طور است. اتفاقاً من از اين کار خيلي رضايت دارم. به اين لحاظ که فکر مي کنم همه انرژي مضاعفي براي کار گذاشتند.

-به نظرت اين قضيه شبيه بودن نقش به بازيگر چقدر مهم است؟

استاد امين تارخ مثال با مزه يي مي زد. مي گفت اگر قرار باشد چنين اتفاقي بيفتد بايد شبي يک دزدمونا بياورند که اتللو خفه کند. قرار نيست در همه کارها اين اتفاق بيفتد. مساله اين است که شما در طول کار نقاط مشترکي با آن شخصيت پيدا مي کني. مثلاً اينکه اگر پوريا در اين شرايط قرار بگيرد چه عکس العملي نشان مي دهد و مسعود در همين شرايط چه عکس العملي نشان مي دهد و اگر پوريا آدمي مثل مسعود بود چطور عمل مي کرد؟ من خودم اين قضيه را که مثلاً چقدر نقش به شما شبيه است خيلي تا به حال لمس نکرده ام. به هر حال يکسري خصوصيات مشترک هست و يکسري خصوصياتي که در تضاد است. بالاخره همان طور که از پيانو نمي تواني صداي گيتار در بياوري، ابزار هر بازيگري هم به نسبت استعداد و بدن و بيانش فرق مي کند. راه هاي مختلفي هست که آدم به يک نقش نزديک بشود. براي من هم همين طور است. من از آن آدم هايي هستم که مثلاً تا به يک قاتل حق ندهم نمي توانم آن نقش را بازي کنم. يعني بايد بپذيرم که حق دارد.

-شايد يکي از دلايل طرح چنين سوالاتي اين باشد که چون شخصيت هاي مختلف يک بازيگر هر کدام يک نقاب براي او مي شود، مخاطب همواره در اين مکاشفه است که بالاخره خود واقعي مثلاً پوريا پورسرخ را در کدام يک از اين نقش ها مي تواند پيدا کند.

دوست هايي که من را از نزديک مي شناسند مي دانند که من آدم کم حرفي هستم و حتي تا حدودي خجالتي هستم. تا يخ ام باز نشود خيلي ارتباط برقرار نمي کنم. اما وقتي که اين يخ باز شد، خيلي شوخ و شنگ هستم و احساس صميميت مي کنم. اما اين اتفاق خيلي راحت براي من نمي افتد.

-خوب در مورد نقش مسعود چقدر به او حق مي دهي؟

اصلاً يکي از ويژگي هايي که من در اين کار دوست دارم همين است که تمام شخصيت هاي درگير که در تضاد با هم قرار مي گيرند، همه شان در يک نقاطي داراي حق هستند و در نقاطي ديگر نه. خود مسعود هم همين طور است. پسري که ازدواج کرده و درست همان شب اول ازدواجش آن اتفاق برايش افتاده است. يک جا خود معصومه به نرجس مي گويد که شما من را براي مسعود يک زندان کرده ايد و خودتان هم شده ايد زندانبان. اين واقعيت است. اما همين آدم وقتي دوباره ازدواج مي کند، آنقدر شرافت و نجابت دارد که نمي تواند برود توي خانواده و اين مساله را مطرح کند. البته در مورد رابطه مسعود و فريده ما خيلي از قسمت ها را از دست مي دهيم. مثلاً گرمي رابطه اينها را در حد يک فلاش بک مي بينيم. اين به نظر من کافي نيست. بايد اين گرمي را مي ديديم تا امروز به جايي مي رسيديم که عوامل زيادي باعث شده اند که اين رابطه به سردي گراييده شود. عواملي مثل اعتياد فريده، از دست دادن معصومه، فشار شديد نرجس، ورشکستگي کارخانه و... که باعث مي شود فشارهاي زيادي بر مسعود وارد شود و من فکر مي کنم حق دارد.

-چقدر براي از بين بردن خلايي که در فيلمنامه در مورد ارتباط گذشته مسعود و فريده بود تلاش کرديد؟

به طور کلي اين را بايد بگويم که من از سکانس هايي که با فريده دارم خيلي راضي هستم. از طرفي فکر مي کنم در مورد خيلي از همبازي هاي ديگر هم خيلي خوش شانس بودم. من هر موقع اسم آقاي قريبيان مي آمد، دستم مي لرزيد. چون خيلي دوستش داشتم و دارم. خانم بايگان هم همين طور. اما در مورد قسمت هاي ديده نشده رابطه مسعود و فريده، من و مهراوه شريفي نيا خيلي با آقاي مقدم جلسه گذاشتيم و صحبت کرديم تا مخاطب اين خلا را حس نکند. اما فکر مي کنم اين اتفاق افتاد. شايد يک شانس ديگر اين بود که نقش مسعود جزء نقش هايي در کار است که به خاطر داشتن تضادهاي مختلف و اينکه سياه و سفيد مطلق نيست جاي کار زيادي دارد.دقيقاً همين طور است. البته من در مورد نقش هاي ديگر اظهارنظر نمي کنم. طبيعي است که آنها را هم خيلي دوست دارم ولي کلاً مسعود از آن نقش هايي است که خيلي دوست دارم. اصولاً اگر نقش جاي کار نداشته باشد من خيلي بي انگيزه مي شوم. اما نقش مسعود خيلي به من انگيزه داد.

-تو از جمله بازيگرهايي بودي که مي شود گفت براساس توانايي هاي خودت بالا آمدي؟ حالا در اين نقطه يي که هستي نظرت در مورد تواضع چيست؛چه در مورد قديمي تر ها و چه تازه وارد هاي سينما.

اين را در مورد خودم نبايد بگويم. اما اغلب کساني که با من دوست هستند مي دانند که من به يک خصلتي معروفم و آن اينکه هيچ وقت کسي از من در مورد ديگري غيبت نشنيده است. حتي در مورد کسي که به شدت از او دلخور بوده ام. اتفاقاً حتي در يک مقطعي پشيمان شده بودم و فکر کردم شايد بعضي ها اگر از زبان کسي بترسند، کمتر پا روي دمش مي گذارند. به نظر من بايد خيلي بزرگ منش بود و اعتماد به نفس زيادي داشت تا نسبت به آدم هاي جديد در اين عرصه گارد نگرفت. ولي خوب اين اعتماد به نفس را خيلي ها ندارند و نسبت به آدم هاي تازه وارد گارد مي گيرند. ولي هميشه آدم هاي بزرگ تر-که البته به لحاظ سني منظورم نيست به لحاظ منش عرض مي کنم- معمولاً با آدم به مشکل بر نمي خورند. از طرفي فکر مي کنم از آن طرف بام هم نبايد افتاد. مثلاً تجربه يي که خود من داشتم اين بود که توي يک کار براي اينکه بازيگري متن اش را حفظ کند، من وايت بوردش را نگه مي داشتم و وقتي کار تمام شد، از طرف همان آدم بزرگوار خيلي در حق من کم لطفي شد و من خيلي ناراحت شدم و از خودم پرسيدم واقعاً چرا؟ ولي روي هم رفته من در زندگي شخصي ام استدلالي دارم که مي گويم هر کسي قلمرو مخصوص خودش را دارد و هيچ کس نمي تواند به آن وارد شود. من هم نمي توانم جاي کسي را بگيرم. مثلاً من هيچ وقت از ممنوع الکار شدن کسي خوشحال نمي شوم. من فقط مي دانم که دارم مسير خودم را درست مي روم.

-و اين مسير قرار است به کجا برسد؟

من فقط دارم روي خط خودم جلو مي روم. مثل دريا مي ماند. هر چي مي روي مي بيني هنوز خيلي به انتها مانده است. پيش خودم فکر مي کنم آن کسي که زودتر مي رسد دارد از سرعتش لذت مي برد و آن که ديرتر مي رسد از استقامتش. من دوست دارم سالم برسم.






ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزا در 21:20
شنبه ششم مهر 1387
مصاحبه مجله زندگی ایده ال با پوریاپورسرخ

 




هنرپیشه پرطرفدار از خودش و از «روز حسرت» می گوید و اینکه شاید دیگر در سریالی بازی نکند.


 

خداحافظی پورسرخ با جعبه جادویی
The image “http://www.ideallife.ir/uploads/c8_275.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

 

تکیه کلام هایش را ساده نباید گرفت.همان اصطلاحات خاصی که می توانید صفت «پوریایی» را به آنها دهید.پوریا پورسرخ از آن آدم هایی است که اولش کمی دور است.بعد نزدیک می شود و یکهو می بینید که به اندازه صمیمی ترین دوست تان به او نزدیک اید.خوب حرف می زند ، آنقدر که گاهی مجبور به سکوت می شوی.عاشق حامد بهداد و کامبیز دیرباز است.با بازی حمید فرخ نژاد حال می کند و حرف های پرویز پرستویی توی گوش اش مانده است.خودش می گوید آدم باهوشی نیست ولی اغراق را از نگاهش می توانید بفهمید.با ما شب ، دیر وقت در کافه قرار گذاشت و هات چاکلت و برانی شکلات اش را با اشتها خورد :« من نمی توانم در برابر خوراکی ها مقاومت کنم.» رژیم گرفتن را با ورزش و بدن سازی تاخت زده و حالا برای خودش یک ورزشکار شش سیلندر است.ژوبین روزهای دور ، در عرض این چند سال انگار بیشتر از آنچه باید، بزرگ شده است.دیگر هیچ اثری از آن نگاه های کشدار عاشقانه و آه های عاطفی را نمی توانید در او پیدا کنید.جای همه آنها را انرژی او برای تجربه تازه گرفته است. یکی دو ساعت گپ زدن با او وگفتن و شنیدن در مورد تجربه های بی نظیرش حال هرکسی را عوض می کند. پوریا عاشق تجربه اندوزی است.عاشق کارهای متفاوت است و عاشق نقش هایی که می داند مخاطب هایش از او انتظار دارند. اگر تخس بودن شاهین در «صاحبدلان» و مرام و معرفت رضا در «روز سوم» را جمع بزنید و چاشنی خواندن و دیدن و شنیدن را به آنها اضافه کنید معجونی دست تان را می گیرد که می توانید با کمی تغییر اسم « پوریا پورسرخ » را روی آن بگذارید.پوریا مهمان همیشگی شبهای رمضان است.حتی اگر سال گذشته بعد ازعدم توفیق « شکرانه » با تلویزیون خداحافظی کند ، بازهم می پذیرد که امسال هم در ماه رمضان مثل سال های پیش خودی نشان دهد. آدم های خوش خیم اینجوری اند دیگر.از بازی در هیچ نقشی ابایی ندارد.هر چند که ترجیح می دهد نقش هایی را بپذیرد که در آنها جواب داده.کله نترسی دارد و همین او را تبدیل به یک بازیگر متفاوت می کند. پوریا پورسرخ خودش را در حالی به گفت و گو رساند که تنها صبح ها سر فیلم برداری سریال اش بود. ترجیح می داد عکس های ما بسوزد چون موهایش را دوست نداشت.ولی این بار هم شانس ما گفته بود ( شرمنده پوریای عزیز) . آن قدر جلوی دوربین ما راحت بود که به خودمان اجازه دهیم کلیک کلیک از او عکس بگیریم و بی خیال ساعت ، که از نیمه شب گذشته بود شویم.
شیطنت اش جلوی دوربین و خنده های بی محابایش نگذاشت یاد خستگی بیفتیم.تا جایی که باز هم خنده او حلال مشکل بی برقی شد. پوریا پورسرخ را باید بیشتر شناخت.او از سریال هایش از خلقیات اش و از نقطه ای که قرار است به آن برسد ، بی پرده حرف زده است.خنده رو با همان تکیه کلام هایی که بعد از این گفت و گو در دهان همه ها جا ماند. پوریا پورسرخ آدم راحتی است ؛ راحت تر از آنکه فکرش را کنید.حتی راحت تر از تمام تکیه کلام های به یاد ماندنی اش.


مدیر برنامه اگر مدیر مسائل خاله زنکی نباشه خوبه


The image “http://www.ideallife.ir/uploads/c3_276.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

من مدیر برنامه ندارم.اعتقادی هم ندارم.حداقل فعلا.اینکه من فلانی رو به عنوان مدیر برنامه بفرستم تا برام فیلمنامه بیاره ، این کار رو پیک موتوری هم می تونه انجام بده. از نظر من این مهمه که تو به عنوان یک دوست و مشاور به من بگی که چه کاری درسته و چه کاری رو نباید انجام بدم.اینکه فیلمنامه رو کسی برام بخونه و نظر بده.خب یک عالمه استاد خوب وجود داره.مثل آقای شکیبایی که حتی وقتی زنده هم بود پشت سرش همه خوب می گفتن.مدیر برنامه در ایران به نظر من بیشتر حالت کمدی داره.مدیر برنامه اگر مدیر مسائل خاله زنکی نباشه خیلی هم خوبه. مثلا ممکنه من یک چیزی رو ندونم و از شما بپرسم که این خوبه یا نه و شما بدون اینکه از من پولی بگیرید منو راهنمایی می کنین چون با هم رفیقیم و در عین حال داشتن چنین رابطه ای به شما تو کاراتون کمک می کنه.اما مدیر برنامه ای که می دونید لابی داره و در فلان نقد که نوشته ، از شما تعریف کرده ، من ترجیح می دم اگر نقدی از من می شه نقد درست و صادقانه ای باشه.مثلا یکی از مجلات مسخره نوشته بود که من سر سریال شکرانه درگیر ژست بوده ام. در صورتی که فردی که درگیر ژست باشه اجازه نمی ده که اون گریم و سر و صورت زشت روش اجرا بشه. من اصلا دوست داشتم که چهره داغون و خسته ای داشته باشم چون بعد از فیلم روز سوم بود و من 15 کیلو اضافه وزن داشتم و از طریق اندام ام نمی تونستم اون تکیدگی رو نشون بدم. من نقد درست رو رد نمی کنم. منتقدی مثل مهرزاد دانش وقتی هم که ایراد می گیره می دونی که یک ایراد درسته و اگر نوشته ، بد بودی حتما توضیح می ده که چرا. در مورد نقد من نه وقتی که ازم تعریفی می کنند ذوق می کنم و نه وقتی ایراد می گیرند ناراحت می شم چون یک امر کاملا سلیقه ای است. مثلا من یادمه زمانی که «حکم» کلید خورد مجله فیلم و سینما تیتر زد : « شاهکار سینما ».در صورتی که با تمام احترامی که برای کیمیایی قائل ام ، از کجا می دونیم کاری که هنوز ساخته نشده یک شاهکاره ! مگر ما علم غیب داریم ؟!

 

 

 

 


هنوز خجالتی هستم


 

ساده گرفتن مسائل اشتباهه.من معتقدم هر چقدر هم که باهوش باشی یک سری از چیزها رو فقط به مرور زمان یاد می گیری و باید صبر کنیم. من سال اول که تجربیات زیادی نداشتم بلد نبودم که با آدما و مسائل چه طور برخورد کنم. یکجا که می رفتم با این دوربین های دیجیتال از من 400 تا عکس می انداختند و نشریات این عکس ها رو رد و بدل می کردند و یکهو می دیدم که عکسم روی جلد مجله ای رفته که اصلا اسم اش رو نشنیدم چند وقت پیش با یکی از دوستان مطبوعاتی کل کل داشتم. می دونستم که راحت می تونه عکس منو دست کاری و خراب کنه و این کار رو هم کرد.البته من هنوز هم خیلی خجالتی هستم و در مقابل همه کوتاه می آم.



 

خجالت نمی کشم که بگم معلم خصوصی بازیگری دارم

The image “http://www.ideallife.ir/uploads/c4_277.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

من در سال 85 چند تا فیلم سینمایی داشتم و 3 تا سریال ، پارسال من فقط 14 سکانس سر کار شهبازی بازی کردم که به تمام کارهام می ارزه. اما یک هو خیلی کم کار شدم. خجالت نمی کشم که بگم در این فرصت برای اینکه از محیط دور نشم چند استاد خصوصی از کلاس های قبلی بازیگری ام گرفتم و شروع به تمرین بازیگری و تمرین بدن کردم. من متن ها و حس های مختلف و شخصیت های مختلف رو کار می کردم. فیلم می دیدم و روی فن بیان کار می کردم. من مشکلی تو حرف زدن ندارم و فقط سین و شینم یک کم می زنه که با تمرین این رو کم کردم. یک سری بازیگر داریم که ریتم تندی دارن ، مثل حمید فرخ نژاد که ریتم تندی داره و تماشاگر لذت می بره. من در این یک سال روی این ریتم ها و بازی خودم کار کردم.
 
 
 

 

 

 

 

 در مورد بدن در کاری بازی کردم به نام ( حرکت اول ) که کار جدیدی در زمینه جلوه های ویژه در ایران بود و کارگردان کار فرهاد نجفی است که تازه به ایران آمده و پر از ایده است و خیلی هم جسوره.

خیلی از این کار خوشم اومد و از آقای شایسته خواستم که سر صحنه ها بدل به جای من بازی نکنه و این باعث شد که من اضافه وزن خودم رو که سر شکرانه و روز سوم به وجود اومده بود از بین ببرم. در این مدت با اساتید خیلی روی ایرادهای ایستادن و راه رفتنم کار کردم. « باید برای کسی که مخاطب رو به سینما می کشه ارزش قائل باشی. این مخصوصا در ایران مهمه که بتونی مردم رو قانع کنی تا بیاد و در این سینمای بی کیفیت بنشینه و این فیلم ها رو ببینه. » « من نمی دونم کار قبلیم بهتر بوده یا کارهای الان.این ها همه تجربه است و من هم تا به حال از این تجربه گرایی که داشتن نفعی نبرده ام. »


برای شکرانه خیلی اذیت شدم

پارسال بعد از شکرانه کم لطفی های زیادی به ما شد ؛ مثلا یک سری بازیگر های پیش کسوت بودند که دوست داشتند اسمشون در تیتراژ اول بیاد ، شاید هم حق داشتند.همیشه می گن حرمت امام زاده رو متولی اون نگه می داره ، اما همین ها رفتن و اعتراض کردند و کم کم همه این اجازه رو به خودشون دادند که کار رو بکوبند. من نمیگم شکرانه کار خوبی بود ، اما کاری هم نبود که از قسمت سوم همه بخوان روش شمشیر ببندن.بعدش هم شکرانه بدترین ضربه ها رو از شبکه 5 خورد که بدترین ساعت رو بهش دادن که 3 تا فوتبال بهش می خورد و با بدترین سانسورها از همان اول رو به رو شد ، چیزی که برای سریال های دیگه نیست. ما حتی پخش 15 دقیقه ای داشتیم و این رو من برای بار اوله که دارم می گم. شکرانه داستان یک طلبه بود که یک خواب می بینه و به پدرش که پهلوان بوده میگه. یعنی یک شب یک خانمی به خوابش می آد و میگه که قرآن نخون ، خدا از حق الله می گذره اما از حق الناس نمی گذره. و این طلبه به تاجیکستان می ره و عاشق یک دختر بدنام و درگیر آدم های اطراف اون میشه. داستان بسیار پر کششی بود و این طبیعیه که وقتی پسر دیگه طلبه نباشه و دختره فاحشه نباشه ، دیگه اتفاقاتی این وسط نمی افته ؛ یک بابایی رفته تاجیکستان و خیلی بی ربط با یک عده ای دعواش شده ، همین. تغییر دادن داستان شکرانه از همان اول شروع شده بود و کسانی هم که باید پشت سریال می بودند کاری نکردند و وقتی هم اعتراض می کردیم می گفتن روحیه ایثار داشته باشید که من نمی دونم این روحیه ایثار یعنی چه؟ یعنی باید به ما ساعت پخش بد بدن و ما هیچی نگیم؟ من هیچ وقت یادم نمی ره ، مثلا من داشتم بازی می کردم و یکدفعه کات می دادن چون یک خانم تاجیکی هم سن مادر بزرگ من از 8 تا خیابون آن طرف تر رد شده بود. وقتی شما تاجیکستان رو انتخاب می کنید باید شرایط اش رو هم قبول کنید. خب یکی از شهر های ایران رو انتخاب می کردین که پوشش خانما مشکلی نداشته باشه. من در شکرانه خیلی اذیت شدم.مثلا من 30 روز به قم می رفتم و کتاب های مذهبی می خوندم خب اگر قرار بود اون شخصیت طلبه نباشه از اول تصویب نمی کردن.چیزی که قرار بود باشه با چیزی که پخش شد خیلی فرق داشت. بنابراین من گفتم دیگه واسه تلویزیون بازی نمی کنم. 
 
 
 

 

 

 

 

« کارگردان حرکت اول خیلی دل داره. منو برده بود یک جا که 50 متر ارتفاع داشت و من بهش گفتم که از بچگی از ارتفاع می ترسم و وقتی سوار هواپیما می شم دست و پام می لرزه. فکرش رو بکنید. »




 

 


فیلم قوی ، لابی قوی هم می خواهد

 

من بعضی از فیلم های خودم رو هنوز حتی یکبار هم ندیده ام و از گفتنش هم خجالت نمی کشم. من مصائب دوشیزه را فقط یکبار و در سینما دیدم. قبلا هم ذهنیتی داشتم که باید همه ژانر ها رو تجربه کنم و الان پشیمونم. بعد از وفا 50 تا پیشنهاد نقش عاشق داشتم اما من رفتم صاحبدلان و اون نقش تخس رو بازی کردم و بعد مصائب دوشیزه رو کار کردم که برای من یک تجربه بیخود بود. من در مورد فیلم بحث نمی کنم بلکه در مورد تجربه خودم در این ژانر حرف می زنم. پسران آجری اولین کار من بود که هم زمان با مهمان بود و در هر 2 فیلم هم قبل از اسمم نوشتند : « با معرفی .... » . دوست داشتم در آن مقطع بگم که سینما رو با نقش یک شروع کرده ام و به نظرم خیلی ها شروع ضعیف تری داشتند. همه که با بن هور شروع نکرده اند ، کسانی رو هم داشته ایم که با فیلم هایی به مراتب ضعیف تر از پسران آجری شروع کرده اند. یک زمانی است که من می گم می خوام با یک فیلم قوی شروع کنم اما فیلم قوی لابی قوی هم می خواد که این بد نیست ، اما من هنوز این ارتباط رو در سینما ندارم و باید زحمت اش رو بکشم. پسران آجری رو خود من هم ندیده ام و همون موقع هم هر کسی به من میگفت می گفتم معلومه که فیلم خوبی نیست و این در همان زمان ساخت اش هم معلوم بود. من نمی گم که فیلم بدی بوده اما همیشه افتخارم اینه که میگم پسران آجری اولین کار منه بگذارید کنار ، روز سوم که آخرین کار منه تا تفاوت بازی من رو ببینید و متوجه بشید که من در این مدت نخورده ام و نخوابیده ام. این نشون می ده که مبحث سینما برای من جدی بوده و زحمت اش رو کشیدم.
« صادقانه می گم که برای من تا حالا تو چشم بودن مساله نبوده.من تا حالا این رو حس نکرده ام. فرق این که فیلمی پرده یا تو تلویزیون داشته باشم یا نه. شاید هم به این خاطره که من همیشه در این 2 ساله یک کار داشته ام که فراموش نشم. »

 

کتاب هایی می خوانم که در فضای کار قرار بگیرم


من همیشه سر کار به دنبال کتابی بوده ام که یک فضای ذهنی نزدیک رو به من بده. حالا شاید هم خیلی شبیه نباشه.مثلا برای شکرانه دوستی کتاب « من او » رو به من پیشنهاد کرد که شاید اصلا ربطی هم نداشته باشه ، اما من فکر می کنم که خوندنش بی تاثیر نیست و تو رو در اون اتمسفر قرار می ده. اما متاسفانه اتفاقاتی که در مورد من ٍ پورسرخ می افته ، اینه که جه کسانی قراره بازی من رو تحلیل کنن. به نظر من نگاه ما مجله زردی شده تا اینکه بحث فنی کنیم. من نقد هایی رو که در مورد کارم نوشته می شه جمع می کنم و بعضی هاش هم واقعا کمکم کرده. مثلا یک منتقدی به درستی به من گفت حرکتم زیاده و من اون رو از بین بردم ؛ به جز روز سوم که نقش ام آبادانی اکتیو بود و بازی دیگه ای رو می خواست. یا آقای معلم ، دانش ، مروتی و درستکار که نکات خوبی رو به من گفتند و به درد من خورد.اما معلم گرفتن من ربطی یه این نقدها نداشت و به خاطر یک اعتقاد شخصی بود ، من حتی اگر بخوام لبو بفروشم می روم و یک کتاب در مورد چغندر و لبو می خونم که اطلاعات لازم رو داشته باشم و همینطوری الکی نرم سر صحنه.

 

 

 

نمی خواهم ژانر های مختلف را تجربه کنم

 

 

 

متاسفم از اینکه این حرف رو می زنم ، اما الان نمی خواهم تجربه جدید داشته باشم ، چون حتی اون منتقدی که می آد و افراد رو برای تجربه جدید تشویق می کنه ، برای اون ها حق تجربه قائل نمی شه. منتها بحث اینه که وقتی در نقشی کلیشه میشی از کار قبلیت 2 تا تجربه می آری ، اما وقتی وارد یک کار جدید می شی انگار به یک محیط تازه رفتی. مثلا وارد فیلم مصائب دوشیزه می شوی با یک ریتم کند که کارگردان بسیار خوبی هم داشت که نوع بازی رو می خواست. یا شکرانه که می خواستم چهره ام بد باشه. وقتی می ری و تجربه تازه می کنی کسانی که مدعی تجربه گرایی هستند خودشون این کار رو تایید نمی کنن ، پس چرا تو باید این کار رو انجام بدی.



کیفیت کار تلویزیون از سینما بالاتر است

 

 

 

هنوز هم معتقدم و تاکید می کنم که کیفیت کار تلویزیون بهتر از سینماست. یادمه همسر وودی آلن در فیلم آنی هال به همسرش می گفت که آشغال ها رو دور نریزیم ، چون می تونیم باهاش برنامه تلویزیونی بسازیم ! آره اونجا در هالیوود کمپانی های بزرگی هستن که شبکه های تلویزیون خصوصی رو قورت می دن ، اما اینجا حتی بزرگترین تهیه کننده های ما هم بدون حمایت های دولتی نمی تونن یک کار بزرگ انجام بدن و تلویزیون بزرگ ترین تهیه کننده است. برای همین معتقدم که سطح آثار تلویزیون در این چند سال اخیر خوب بوده و حتی از چهره های شاخص سینما در کارهاش استفاده می کنه. مثلا همین فرامرز قریبیان که وقتی کنارش بازی می کنی می تونی کلی چیز یاد بگیری . خیلی باهوش و مسلطه ، جوری که تو حسودیت می شه و حتی پیش خودت می گی که من چرا این قدر باهوش نیستم.

 

 

« یکبار یکی از استادام یک جمله خیلی خوبی گفت ، گفت که نه عینک آفتابی بزن که نشناسنت نه بزن که بشناسنت. »


 



کونگ فو پاندا ، فیلمی که برایش گریه کردم


The image “http://www.ideallife.ir/uploads/c7_278.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.


 

 

یک کارتون هست که تو رو خدا ببینید من این رو دوبی توی سینما دیدم و از ذوقم 2 بار دیگه هم رفتم و دیدم اش. ما می خواهیم فیلم معنا گرا بسازیم اما به نظر من کارتون کونگ فو پاندا معناگر است و زندگی رو به آدم ها یاد می ده.شاید شما خنده تون بگیره اما من بار اول که این فیلم رو دیدم ، گریه کردم چون یکی از بزرگترین مشکلات زندگی من رو حل کرد. این فیلم میگه پاندا شکموئه و وقتی می خوای تمرین اش بدی از همین ویژگی اش استفاده کن. من هم باید سعی کنم از ویژگی خودم خوب استفاده کنم. این فیلم رو 3 بار پشت هم دیدم و واقعا قشنگ بود.


 

 

« از وقتی اون عینک Dior شاخصه من شد دیگه اون رو نزدم. همیشه دلم می خواد متفاوت باشم اما دلم نمی خواد منو به یه چیز خاص بشناسن. مثه اون شال گردنی که معروف شد. »



سریال های امسال ؟ خدا به خیر کنه !

 

 

کارهای ماه رمضان امسال رو نمیشه با پارسال مقایسه کرد چون فکر می کنم که نظارتی که بر کارهای امسال هست روی کارهای پارسال نبوده. من این وضعیت رو خوب می شناسم ، چون من این سومین کار ماه رمضانم بود.شرایطی که به راحتی می تونه 10 پله آدم رو بالا ببره یا پایین بیاره. خدا به خیر کنه.

 

 


خداحافظ سریال های تلویزیونی

 

 

من از طرفداران پر و پا قرص مهران مدیری هستم و وقتی که اون مثلا در دایره زنگی از شخصیت خودش دور می شه من دنبال همون شخصیت همیشگی می گردم و اونو دوست دارم.شاید سلیقه من این طور شده. من کارهای تلویزیونی خودم رو خیلی دوست دارم اما فکر نکنم از این به بعد من رو در تلویزیون ببینید.اگر تجربه با سیروس مقدم و کارهاش هم نبود ، امسال این رو هم بازی نمی کردم . من هنوز با آقای لطیفی برای بودن در فیلم (( نردبانی برای آسمان )) بحث دارم. هنوز هم کلاس های بازیگری خودم رو دارم و فیلم می بینم و استادم هم از بزرگترین اساتید بازیگری در ایران است. پس دلیلی ندارد که خودم را برای نقشی که دوست ندارم بکشم.

« به آقای رشید پور گفته بودند از من بپرسه که واقعا پول به مطبوعات می دم تا عکس من رو چاپ کنند؟ خب اگه می خواستم این کار رو بکنم لااقل یه عکس خوب میدادم تا چاپ کنند ! »



 

 

مهم اتفاقاتی است که جلوی دوربین می افتد

 

 

 

این بار با پررویی می گم که نه علاقه ای دارم که در فیلم آوانگاردی باشم و نه می فهمم و نه دوست دارم که بفهمم و ترجیح می دهم فقط ببینمش اما کار خوب تلوبزیون را به کار بد سینما ترجیح می دهم. دوربین هم مهم نیست که چیه مهم اون اتفاقیه که جلوی دوربین می افته. اما در هر مقطعی انسان یک جور فکر می کنه. من 2 تا کار پارسال ام رو می دونم که به خاطرشون می تونم سرم رو بالا بگیرم ، عیار 14 فیلمی بود که از لحظه به لحظه اش لذت بردم و من برای هر کسی که دوست اش دارم آرزو می کنم که با شهبازی کار کنه ؛ حالا کیف اش 2 برابر می شه اگر محمدرضا فروتن و کامبیز دیرباز هم باشند. به من که خیلی خوش گذشت.



 

بازی نقش خاکستری

 

 

بعد از شکرانه من گفتم که دیگر در تلویزیون بازی نمی کنم و در این یکسال هم پیشنهاد های خیلی خوبی رو از دست دادم تا اینکه آقای مقدم پیشنهاد سوم رو داد.خیلی دو دل بودم که برم یا نه ، به خاطر اینکه از اتفاقات سال قبل می ترسیدم . تا اینکه با آقای مقدم جلسه گذاشتم و با وجود اینکه فیلمنامه خیلی کامل و پخته ای نبود ، حس کردم کار خوبی می شه و چون تجربه کار با آقای علیرضا افخمی (فیلم نامه نویس روز حسرت ) رو در وفا داشتم و می دونستم که مدیوم تلویزیون رو می شناسه ، پیشنهاد رو قبول کردم. این یک نقش خاکستری و واقعیه.دلیل نمی شه که یک آدم وقتی کار بدی انجام می ده بدجنس باشه ، ممکنه زمانی منافع شخصی من ایجاب کنه کاری رو انجام بدم که در خلقیات من نمی گنجه ، اما اگر انجامش بدم ممکنه از یک مهلکه فرار کنم. اسم شخصیت مسعوده و من خیلی دوسش دارم. نقش برای من نا آشنا نبود ، یه آدمیه که نه منفیه نه مثبت ؛ کارهایی رو انجام می ده که می دونه شاید اشتباهه. این نقش به همه آدم ها نزدیکه من جمله خود من و اتفاقا به همین دلیل آدم رو درگیر می کنه. من فیلمی رو دیدم با بازی ادوارد نورتون و ریچارد گر ؛ داستان یک پسره که یک کشیش رو به قتل می رسونه. فکر میکنم دیدن اون فیلم خیلی به من کمک کرد.




قرار بود زودتر از این ها همکاری کنیم

 

 

پارسال همزمان از آقای سیروس مقدم برای دو کار آخرش (( اغما و پیامک از دیار باقی )) پیشنهاد کار داشتم که به دلیل ارادتی که به منصور سهراب پور داشتم ، اغما رو نرفتم و پیامک از دیار باقی رو بنا به دلایلی بازی نکردم با اینکه دوست داشتم با مقدم کار کنم. الان که دارم باهاش کار می کنم می فهمم که چرا کارهاش تا این حد خوبه ، چون آدم بسیار باهوش و زرنگیه.





 

می خواهم در فیلم هندی بازی کنم

 

 

اگر یک فیلم هندی به من پیشنهاد بشه بازی می کنم چون فیلم های هندی خوبی هم داریم. قبل از این هم یک پیشنهاد هندی داشتم که نتوانستم بازی کنم و حیف شد. دلیلش هم رقص و آواز این فیلم هاست.اما منتظرم یک فرصت پیش بیاید تا در یک فیلم هندی بازی کنم.من جسارت این کار رو دارم و هیچ مشکلی نمی بینم.



 

 

در تاجیکستان محبوب شدم

 

 

در شکرانه انتظاری که داشتم بر آورده نشد ، نه به خاطر خود کار ، اون روی هم رفته اذیت کن نبود و مشکلی ایجاد نکرد.تنها ایرادش این بود که به درد ماه رمضان نمی خورد. در جشنی که سفارت تاجیکستان برای ما گرفت ، سفیر تاجیکستان گفت که کاری که شما در این سریال کرده اید سفارت های 2 کشور در این 20 سال نتوانسته اند انجام بدهند. این سریال در تاجیکستان خیلی مورد استقبال واقع شد و من حتی آنجا به عنوان بازیگر محبوب انتخاب شدم.



 

تمرینات رزمی برای حرکت اول

 

 

فیلم حرکت اول صحنه های حساس مبارزه ای داشت و من به مدت 3 ماه مربی رزمی داشتم. خیلی جدی تمرین می کردم. یادمه خود مربی آخرهای ماه سوم دیگه بریده بود ، اما من انگیزه کارو داشتم.نهایت کار این بود که من یک لگد اشتباه به مربی ام بزنم !!! البته چیز خطرناکی نبود جز اون قسمت طناب کشی اش که قرار شد آخر کار بگیریم. چون من تعهد سریال ماه رمضان رو دارم از آقای شایسته خواستم که فعلا فقط تمرین باشه و بعد از ماه رمضان اون صحنه رو بگیریم.

 

« من اصولا خیلی رژیمی نیستم و رژِیم نمی گیرم و یواشکی غذا می خورم. ویژگی ام اینه که شکمو هستم و نمی تونم غذا نخورم. اما در عوض تحرک زیادی دارم.من سعی می کنم اون قدر بخورم که هوسم رو بگیره ؛ یک دکتر تغذیه به من گفته هر چیزی که دیدی بخور اما فقط 6 لقمه. »

 

 

 

منبع : مجله زندگی ایده آل ( نیمه دوم شهریور 87 )


ممنون از دریا عزیز برای تایپ این مصاحبه



-------------------------------------












و در ادامه لینک مستقیم مصاحبه مجله ایده ال با پوریا پورسرخ




http://ideallife.ir/index.aspx?siteid=1&siteid=1&pageid=157&newsview=20






نوشته شده توسط رزا در 17:34 | لينک به اين مطلب |
جمعه پنجم مهر 1387
توکلی و علیزاده به "روز حسرت" مقدم پیوستند

The image “http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1387%5C7%5CTV%5C23.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


مهتاب نصيرپور ـ بازيگردان«روز حسرت»:
احساس مي‌كنم كارمندي بيش نيستم!
فرصت ارايه‌ي هيچ پيشنهاد، تفسير و بررسي وجود ندارد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

بازيگردان سريال«روز حسرت» گفت: احساس مي‌كنم كه كارمندي بيش نيستم. چون فرصت ارايه‌ي هيچ پيشنهاد، تفسير و بررسي وجود ندارد.

مهتاب نصيرپور در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)افزود: به علت به سرعت ساخته‌شدن «روز حسرت»، حس مي‌كنم مانند يك كارمند كار مي‌كنم. چراكه روي آنتن بودن سريال موجب مي‌شود همان موقعي كه فيلم‌نامه به دستمان مي‌رسد، آن را جلوي دوربين ببريم. در اين شرايط فرصت ارايه‌ي هيچ پيشنهاد، تفسير و بررسي وجود ندارد،در نتيجه مجبورم دور از هرگونه خلاقيت عمل كنم.

نصيرپور در ادامه اين پرسش را مطرح كرد كه آيا اين امكان وجود نداشت كه با برنامه‌ريزي بهتر، اين گروه خوب، بتوانند سريال را در مدت زمان مناسبي بسازد و تحويل پخش دهد؟!

بازيگردان «روز حسرت» درباره‌ي ميزان زمان در اختيار براي صحبت و تمرين با بازيگران اين سريال گفت: تقريبا هيچ فرصتي نداريم. البته من بازيگرداني براي همه‌ي بازيگران انجام نمي‌دهم و با عده‌اي از بازيگران «روز حسرت» كاري ندارم چون آقاي مقدم بازيگراني مانند فرامرز قريبيان، افسانه بايگان و مهراوه شريفي‌نيا را با شناخت قبلي انتخاب كرده است و بازي آنان را دوست دارد. من فقط درباره‌ي بازيگران ديگري كه نقش‌هاي كوتاه‌تري دارند يا برخي ديگر از بازيگران كمي كمك كرده‌ام.

وي در زمينه‌ي تأثير حضور بازيگردان بر عملكرد بازيگران در سريال‌هاي مناسبتي مانند «روز حسرت» اظهار كرد: در شرايط كنوني حضور بازيگردان تأثير زيادي بر عملكرد بازيگران نمي‌گذارد. چون متني وجود ندارد كه بتوانيم آن را تجزيه و تحليل كنيم. بنابراين تمام تلاش خود را مي‌كنم تا متن‌هايي كه سكانس به سكانس به دست‌مان مي‌رسد را بازيگران كمي با آمادگي بيشتري بازي كنند. در حقيقت فكر مي‌كنم كاري كه من اكنون انجام مي‌دهم را دستياران كارگردان هم مي‌توانند بكنند. چون متن را به صورت كامل نداريم و متاسفانه نمي‌توانيم هيچ تغييري حتي درحد يك واژه يا جمله در آن به وجود آوريم. دليل اين شرايط را نمي‌دانم.

بازيگردان «روز حسرت»ادامه داد: گاهي اوقات پيشنهاداتي داده‌ام كه بر اساس آن‌ها برخي صحنه‌ها به دو «ورسيون» تصويربرداري شده‌اند. اما در نهايت «ورسيوني»كه مطابق متن است روي آنتن رفته‌است. به همين دليل به اين نتيجه رسيده‌ام كه بيش از اين پيشنهاد دادن يا اصراركردن حتي در حد گرفتن دو ورسيون فقط باعث تلف‌كردن وقت گروه مي‌شود از سوي ديگر به علت تعجيل در ساخت، جايي براي اين پيشنهادات نيست. بلكه بايد تلاش كرد گروه با آرامش و سرعت بيشتري كار كند.

نصيرپور در پايان درباره‌ي كيفيت «روز حسرت» با توجه به ساخت در چنين شرايطي گفت: آقاي مقدم بسيار تلاش مي‌كنند، كه كيفيت دست‌كم در بخش كارگرداني حفظ شود. اين در حاليست كه يك مجموعه جنبه‌هاي مختلفي مانند صحنه، لباس و بازيگري دارد كه بسيارمهم است، اما در كارهايي كه با اين سرعت ساخته مي‌شود مقداري به بازيگري بي‌توجهي مي‌شود.

انتهاي پيام





--------------------------------------------------------------





توکلی و علیزاده به "روز حسرت" مقدم پیوستند
رضا توکلی و شهین علیزاده در آخرین روزهای تصویربرداری مجموعه "روز حسرت" به کارگردانی سیروس مقدم به گروه بازیگران این مجموعه پیوستند.

به گزارش خبرنگار مهر، این دو بازیگر از روز پنجشنبه مقابل دوربین مقدم رفتند تا ایفاگر نقش‌هایی باشند که در بخش‌های پایانی "روز حسرت" به شخصیت‌های این مجموعه اضافه می‌شوند.

تصویربرداری "روز حسرت" تا چند روز دیگر در تهران ادامه دارد و به نظر می‌رسد گروه سازنده مجموعه تا پایان ماه رمضان مشغول کار باشند. این مجموعه مناسبتی پس از "اغما" و "عروج" سومین مجموعه مقدم برای ماه رمضان و مهران رسام تهیه‌کننده آن است.





نوشته شده توسط رزا در 16:58 | لينک به اين مطلب |
جمعه پنجم مهر 1387
تشکر






سلام
دوستای گلم ممنون از این همه محبتتون
من امروز کیک تولدم رو هم بریدم و هدیه های خوب خوب گرفتم
اما بهترین هدیه داشتن دوستای با محبت و خوبی مثل شماست
لطف دارید وامیدوارم کنار خانواده هاتون با سلامتی و سعادت زندگی کنید و خدا بهترین هارو جلوی پای شما قرار بده


موفق و موید باشید



نوشته شده توسط رزا در 1:36
چهارشنبه سوم مهر 1387
مصاحبه.....مجله سروش



The image “http://www.soroushpress.com/magazines/haftegi/1368/1368-b.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://i35.tinypic.com/zwf289.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://i35.tinypic.com/2v17uk9.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



http://www.soroushpress.com/magazines/haftegi/1368/11-9.pdf

فایل pdf مصاحبه







مصاحبه مجله سروش با پوریا پورسرخ


درضمن طبق خواسته خود اقای پورسرخ فقط مصاحبه و مطالب از سایت ها و مجلات مورد تایید ایشان در وب گذاشته می شود و مطالب مورد نظر بعضی سایتها از جمله جام جم به هیچ عنوان در وب قرار نمی گیرد



ممنون از سهراب و نیلوفر عزیز




نوشته شده توسط رزا در 14:12 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه یکم مهر 1387
کامنت اقای پورسرخ برای هوادارانشون





نویسنده: پوریا پورسرخ
دوشنبه 1 مهر1387 ساعت: 4:31
ممنونم از همه...دوست دارم زود به زود پیغام بذارم ولی حیف که مشغله زیاده همه شاد و پیروز باشید و به آرزوهای زیباتون برسید.عباداتتون قبول....یا علی

نوشته شده توسط رزا در 20:0 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه یکم مهر 1387
ختم قران شب 23


دوره اول ختم قران برای شب 23 ماه مبارک رمضان



1:امیرحسین(نائب اقا)
2:تبسم
3:ساجده
4:شکوفه
5:زهرا
6:سارا.ج
7:پیوند(دوست بیتا*)
8:بهناز
9:تی ان تی
10:امیرحسین (همیشگی)
11:ارمغان
12:بهاره
13:فاطیما
14:گلبرگ
15:سهراب
16:بیتا*
17:سارا
18:نرگس
19:حنانه
20:الناز
21:رویا
22:پرنیا
23:فرانک
25:متانت
26:فرشته(فری)
27:فرشته غم
28:منصوره
29:سایه
30:الهه



بهاره عزیز کمی زودتر از شما خانم رویا جزء 21 رو انتخاب کردند به همین خاطر برای شما یک جزء دیگه یعنی 12 رو در نظر گرفتم...امیدوارم راضی باشید

فاطیما و فرانک عزیز هم بخاطر اینکه الهه عزیز در اولین کامنت جزء 30 رو انتخاب کرده بودند برای شما جزء های دیگه یعنی 13 و 23 رو در نظر گرفتم
...اگر با جزء های انتخاب شده مشکلی دارید بگید تا عوض کنم

درضمن در صورتی که این دوره ختم قران کامل شود و تعداد بیشتری برای ختم قران متقاضی باشند یک دوره دیگر قران رو شروع می کنیم





دوره اول قران کامل شد......دستانی که مایل هستند در دور دوم ختم قران شرکت کنند اعلام کنند تا
هرچه سریعتر دور دوم هم مشخص شود





نوشته شده توسط رزا در 16:10
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا