موضوع پیشنهادی(ریما):
محبوبترین هنرپیشه وخواننده ی شما چه کسانی هستن؟
چه غذا،چه ماشین، چه میوه،چه رنگ و چه گلی رو دوست دارین؟
و بهترین هدیه ای که دوست دارین بگیرین چه چیزیه؟
دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مينگرد، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.
آدمها به همان اندازه که نياز به محبت دارند نياز به محبت کردن هم دارند.. همان اندازه که محتاج دوست داشته شدن هستند به دوست داشتن هم محتاجند.. به اندازه اي که نياز به تکيه کردن دارند به تکيهگاه شدن نياز دارند..
آدمها به همان اندازه که به دريافت محتاجند به بخشش، به دادن هم نياز دارند..
اين جا هم تعادل.. مثل همه جاي زندگي.. تعادل بين دريافت و بخشش.. آدمهايي که مهرباني ميکنند و ظرفيت پذيرش مهرباني دارند..
آدمهايي که بيشتر ميبخشند بدون آن که دريافت کنند، از خود مايه ميگذارند. تمام آن چه را دارند به نوعي نثار ميکنند، بيآن که چيزي از کسي طلب کنند و يا بپذيرند و بتوانند بپذيرند. اينان موجوداتي ميشوند تهي..درون خود را خالي ميکنند و به ديگران ميدهند.. بي آنکه چيزي را جايگزين کنند.. در آخر خسته از بخشيدن به جام تهي خود نگاه ميکنند..
آنان که بيشتر دريافت ميکنند بيآن که ببخشند، خودخواهاني که ديگران تنها زاده شدهاند که تأمين کننده ي آنها باشند.. انگلهايي که تنها با دريافت از ديگران زنده اند.. تنها مي گيرند.. اينها نيز تهي مي شوند اما به گونه اي ديگر!
دستهي اول عاشقاني ميشوند بدون ظرفيت دوست داشته شدن، محبت را پس مي زنند و يا خود را لايق آن نميدانند، مهرباناني که ديگران بخشيدن را وظيفه شان ميدانند و دسته ي دوم معشوقاني که هيچگاه عاشق شدن نميآموزند.. موجوداتي که تنها محبت را دريافت ميکنند و هيچگاه طعم محبت کردن و مهرباني را نمي چشند.. محبت را دريغ ميکنند و ديگران را لايق محبت نمي دانند..
آدمها به محبت نياز دارند و به همان ميزان به محبت کردن...
انکار نکنيم نيازمان را... محبت کنيم و محبت ديگران را بپذيريم...


تشکر از الهه عزیز برای عکس های زیبایی که فرستادند
------------------------------------------------

مجموعه هاى ماه رمضانى شبكه هاى چهارگانه هر سال به گونه اى نامحسوس شامل تقسيم رويكرد به مضامين مى شوند و در اين ميان سهم شبكه پنج مجموعه اى شده با موضوعى عاطفى و فرامرزى تا اين وجه در تعامل با مفاهيم اوليه موجود در مجموعه به نتيجه اى در خور ماه رمضان بيانجامد .
سعيد سلطانى با پشتوانه مجموعه پرمخاطب «پس از باران»، مجموعه نه چندان موفق «خانه اى در تاريكى» و مجموعه ناموفق «سال هاى برف و بنفشه» اين بار فيلمنامه اى از محمدهادى كريمى را دستمايه قرار داده است. فيلمنامه نويسى كه هر چند در سينما حرفه اى است ولى وجهه اى به جهت فيلم هاى معتبر ندارد. فيلم هايى چون «دختران انتظار»، «چشمان سياه»، «رستگارى در ۸/۲۰ دقيقه» و ... نمونه اى از كارهاى كريمى هستند كه ماندگارى در سينماى ايران و ذهن مخاطب نيافته اند.
با چنين پشتوانه اى رويكرد كريمى به تلويزيون و آن هم يك مجموعه مناسبتى از جهات مختلف مى توانست جالب توجه باشد. رويكردى كه حداقل برخى از مؤلفه هاى كار در مديوم سينما را با خود به عرصه تلويزيون و مجموعه هاى تلويزيونى بياورد و جذابيت هاى تازه اى براى مخاطب داشته باشد. «شكرانه» از ابتدا يك مجموعه دوگانه ايرانى/ تاجيكستانى معرفى شد كه بنا به نياز قصه بخش اعظم آن در كشور همسايه مى گذرد و قصه اى خاص و تأثيرگذار و ويژه اين جابه جايى جغرافيايى دارد. بازيگران اين مجموعه هم تركيبى از بازيگران ايرانى و تاجيك انتخاب شدند تا مجموعه از حيث مؤلفه هاى مشترك ۲ تمدن فقط وامدار جغرافيا و مكان نباشد و به گونه اى اين نزديكى و تقارن به لايه هاى زيرين مجموعه نفوذ كند. به اين ترتيب بخت مورد توجه قرار گرفتن و تأثيرگذارى «شكرانه» ميان ۴ مجموعه در حال پخش بالا برود.
با چنين مقدماتى پخش مجموعه آغاز شد و چند قسمت ابتدايى هم نويد ادامه خوشى را مى داد. در اين چند قسمت تلاش شد معرفى لازم و كافى از خانواده رحمان سليم پور ارائه شود. خانواده اى كه در آستانه مراسم سالگرد مادر وضعيت از هم پاشيده اى دارد. پدر قصد ازدواج با پرستار زنش را دارد، دختر و داماد خانواده براى منفعت سرپوش بر خطاهاى پدر مى گذارند و پسرى (حامد) كه از راه و رسم گذشته زندگى خود برگشته و اهل مذهب و حلال و حرام شده است.
شكاف ميان افراد اين خانواده در نخستين قسمت در سكانسى كاركردى مطرح مى شود. سكانسى كه با معرفى شخصيت ها در موقعيت و مكان اهميتى خاص پيدا مى كند : مراسم سالگرد مادر در بهشت زهرا كه پدر و دختر و داماد مراسمى باشكوه براى او تدارك ديده اند. ولى پسر كوچكتر از حضور در مراسم به عنوان ميزبان سرباز مى زند و در مقابل مراسم ساده خود را با كارگران كارگاهش مى گذراند.
همچنين در اين سكانس كاراكتر پرستارى كه در آستانه ازدواج با پدر است به نوعى در برخورد با جمع معرفى مى شود. واكنش هاى زيرپوستى به حضور او بر سر خاك و نهايتاً تعجيلى كه پدر براى دور نگه داشتنش از چشم فاميل دارد.
اين سكانس با معرفى موجز كاراكترها و در عين حال باز نكردن همه گره ها و باقى گذاشتن ابهامى كه به تدريج رفع مى شود، جوابگوى بار روايى چند قسمت اول و دراماتيزه كردن اين روند تا پهن شدن تور اصلى قصه است.
به علاوه در همين چند قسمت ابتدايى به گونه اى تلويحى و ابهام برانگيز از فردى به نام سبحان نام برده مى شود كه با چند تكرار در ذهن مخاطب مى ماند. شخصيتى مربوط به گذشته كه پدر روحيات حامد و بسيارى از افسوس هاى زمان حال خود را به كاراكتر سبحان و مسائل مربوط به او نسبت مى دهد. اين كد كمى بعد وقتى كاركرد پيدا مى كند كه مسأله اصلى قصه با سرنوشت عمو سبحان و آنچه پدر در گذشته با او و همسرش كرده گره مى خورد.
اما آغاز خوب اين مجموعه درست جايى به بن بست مى رسد كه نويسنده و كارگردان چيزى به عنوان توزيع اطلاعات را فراموش كرده اند و جايى كه نبايد همه اطلاعات داستانى كه تا پايان مجموعه را كفايت مى كند، در يك سكانس آن هم در سهل ترين شكل ممكن ارائه مى دهند. آن وقت است كه گره گشايى زودهنگام اندك رشته هاى بافته شده را هم پنبه مى كند.
همه چيز در سكانسى اتفاق مى افتد كه پدر بر سر گور عمو سبحان براى حامد عقده گشايى مى كند و در واقع به جاى چند قسمت روايت به زبان تصوير، همه اطلاعات را به شيوه اى رو در اختيار مخاطب قرار مى دهد تا لابد هر چه زودتر ماجراى داستانى در تهران به ثباتى خاص برسد و سفر حامد به تاجيكستان و جست وجوى او شكل بگيرد.
هر چه درباره اهميت به تصوير كشيدن اتفاقات در يك فيلمنامه و همچنين در مذمت گره گشايى به شيوه بيان و كلام شنيده يا خوانده ايد را كنار بگذاريد و در مجموعه «شكرانه» شاهد اين رويكرد سهل انگارانه باشيد كه پدر در يك منولوگ كه گاه به ديالوگ هم بدل مى شود همه گذشته خودش و سبحان و فاطمه همسر او را افشا مى كند و ... همه انگيزه هاى دراماتيك لازم را كه بايد درون قصه تنيده شود دودستى تقديم حامد مى كند تا چمدانى را كه براى سفر بى موقع مكه بسته، به مقصد تاجيكستان ببرد.
مجموعه از جايى كه وارد بخش تاجيكستان مى شود، به شدت افت مى كند. نه فقط به خاطر رخوت و سكون حاكم بر فضاى واقعى شهر دوشنبه، نه فقط به خاطر حضور كم قدرت بازيگر نقش حامد كه در فصل ايران بازى گرم ديگر بازيگران ايرانى به نوعى ضعف او را پوشش مى داد، نه فقط به خاطر تركيب نامتناسب بازيگران تاجيك در كنار ۲ بازيگر ايرانى، نه فقط به خاطر بازى اغراق شده و ضعيف بازيگران تاجيك كه گويش نامفهوم آنها هم مزيد بر علت مى شود و نه فقط ...
همه اين نقاط ضعف را در كنار روايت كشدار و كم تعليق فصل تاجيكستان بگذاريد تا به اين نكته برسيد كه چرا تا اين حد همه اتفاق ها كند است و رغبتى براى پيگيرى مخاطب ايجاد نمى كند. در چنين موقعيتى است كه مثلاً سهل انگارى بازيگر ايرانى در تغيير لهجه، بازى گل درشت بازيگران تاجيك بخصوص بازيگر نقش ناديا (شكرانه) كه از ضعيف ترين بازيگران وطنى هم حضورى ضعيف تر دارد و ... بيشتر به چشم مى آيند.
اين چنين است كه تكرار اين لهجه هاى نامفهوم بدل به سوهان روح مخاطب مى شود به جاى اينكه اين گويش و فضا و مكان جديد هوايى تازه به كليت مجموعه بدمد. اين چنين است كه به علت خالى بودن دست نويسنده براى پركردن عرض داستانى كه پايان آن محتوم و محض است و كمبود قصه فرعى كه بتواند ۳۰ شب مكمل خط اصلى داستان شده و آن را قوام بخشد، تكرار حرف اول را مى زند و نويسنده چاره اى ندارد جز اين كه كاراكترها را در موقعيتى ساكن نگه دارد بدون آنكه اتفاق خاصى را در پى داشته باشد.
مانند در حبس نگه داشتن حامد كه با بهانه هاى واهى ادامه پيدا مى كند و فقط شاهد انتقال او از جايى به جاى ديگر هستيم بدون آنكه نتيجه اى در پى داشته باشد و از آن طرف غيبت او توطئه هاى شكل گرفته در ايران و تاجيكستان را شدت مى بخشد، در حالى كه منطق اصل ماجرا زير سؤال است.
اين چنين است كه نويسنده در خلق خطوط داستانى فرعى براى دراماتيزه كردن بار روايى بخش تاجيكستان دست به خلق ماجراهاى تعقيب و گريز و پيچيده اى زده كه كلاف سر در گم آن گريبان مجموعه را گرفته است.
چگونه است كه اين توطئه ها و ماجراها هيچ تعليق و غافلگيرى وارد قصه نمى كنند و اتفاقات به بى حس و حال ترين شكل ممكن از پس هم مى گذرند؟ از رفت و آمدهاى يك سكانس در ميان به تهران هم نكته خاصى عايد نمى شود جز اينكه سكون حاكم بر فضاى كار در تاجيكستان دامان تهران را هم گرفته و اتفاقات به نحو كسالت بارى بر مسير تكرار و سكون مى گذرد.
در چنين شرايطى است كه وقتى مى بينيم محور اصلى و شعار سازندگان اين مجموعه پرداختن به اهميت حق الناس است، به گونه اى سهل حتى با سير تغيير و تحول كاراكترها برخورد مى شود. مگر نه اين است كه شكل گيرى هسته اصلى ماجرا از خوابهاى نابهنگام رحمان و ترس او از مرگ و پايمال شدن حق برادرش و همسر او مى آيد؟
اما همين وجه كه رحمان خواب رفته را وادار به كنشى نمادين و آشتى با پسر طرد شده و فرستادن او براى پيدا كردن وراث عمو سبحان مى كند، چه روندى در رحمان دارد؟ غير از اين است كه او با وزنه هاى كوچكى چون خواب (كه در پرداخت مجموعه لوث شده)، از پله افتادن و ... به فكر حق الناس مى افتد و در ادامه مجموعه در روندى تخت فقط نظاره گر تحول سست خود است؟ وقتى با هسته اصلى شكل گيرى ماجراى كل قصه و در واقع انگيزه هاى حياتى كاراكترها اين گونه برخورد مى شود، نمى توان همچنان به مطرح شدن يك سرى مفاهيم اخلاقى و انسانى در كار باليد.
اينجاست كه مى توان در كنار اهميتى كه سازندگان مجموعه بر محور قرار دادن حق الناس يا ضرورى بودن بردن داستان به تاجيكستان در مجموعه «شكرانه» قائل هستند، اين نكته مهم را هم يادآور شد كه اين مجموعه از امتيازات اوليه و بالقوه خود كاركردى نه در حد و اندازه هاى لازم بلكه در سطح گرفته و با چنين رويكردى است كه تاجيكستان، جغرافيا، لهجه، بازيگران و ... آن بدل به نقاط ضعفى مى شوند كه نه اهميت پرداختن به حق الناس مى تواند آن را بپوشاند و نه هيچ چيز ديگر.
نویسنده:سحر عصر آزاد
|
|
-------------------------------------------------
------------------------------------------------
مروری بر کارنامه ی کاری محمد حسین لطیفی به بهانه ی اکران هفتمین ساخته ی بلندی سینمایی اش
که خلقی را بخندانی ...
|
محمد حسین لطیفی و باران کوثری در پشت صحنه ی فیلم توفیق اجباری |
محمدحسین لطیفی که این روزها "توفیق اجباری" را روی پرده دارد، فیلمسازی است که ژانرهای مختلف را در سینما و تلویزیون تجربه کرده و ویژگی برجسته کارنامه او موفقیت عمده کارهایش و پرکاری مفرط است. منبع: mehrnews
به گزارش خبرنگار مهر، در کارنامه کارگردانی لطیفی نام شش فیلم "سرعت"، "عینک دودی"، "دختر ایرونی"، "خوابگاه دختران"، "روز سوم" و "توفیق اجباری" به چشم می خورد.
وی مجموعههای تلویزیونی موفق "همسایه ها" با بازی گوهر خیراندیش، علی نصیریان، امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا، و "سفر سبز" با بازی امین تارخ، پارسا پیروزفر، لادن مستوفی و آزیتا حاجیان و مجموعههای مناسبتی پرمخاطب "وفا" با بازی فرهاد قائمیان، پوریا پورسرخ و هانیه توسلی و "صاحبدلان" با بازی حسین محجوب، محمد کاسبی و باران کوثری را هم در کارنامه خود ثبت کرده است.
با نگاهی به آثار سینمایی او به نظر می آید حداقل در این چند فیلم مولفه مشترک و به نوعی شخصی که بتوان امضا ویژه لطیفی را به آن نسبت داد، به چشم نمی خورد. هر چند معتقد است همان گونه که هر انسانی چند دغدغه مختلف دارد که در آن میان یکی از بقیه برجسته تر است، او هم در هر کدام از فیلم هایش به یکی از دغدغه هایش پرداخته است.
اکشن و هیجان در "سرعت"، کمدی در "عینک دودی"، "دختر ایرونی" و "توفیق اجباری"، وحشت و کمدی در "خوابگاه دختران" و دفاع مقدس در "روز سوم". در این میان او "روز سوم" را برخاسته از دغدغه های مهم خود می داند و ابایی ندارد از تجربه کردن.
"سرعت" با فیلمنامه حسن نجاریان، مهرداد خوشبخت و حمیدرضا محسنی به مسابقات رالی و اتومبیلرانی می پرداخت. فیلمی اکشن و مهیج که به جهت پرداختن به این وجه تازگی خاصی در زمان خود داشت و بدل به فیلمی شد که ادعایش هم چندان زیاد نبود. فیلمی با تکیه بر قصه کلیشه ای و مطابق با فیلمنامه های اینچنینی که الگویی خاص دارند و معمولاً بر مبنای رقابتی چیده می شوند که به رویارویی دو قطب می انجامد.
پرداختن به جنگ و دفاع مقدس از حاشیه هایی است که به خاطر ایرانی کردن قصه، روابط و مسائل آدم ها وارد فیلم شده و نهایتاً جذابیت های بالقوه مسابقه، رالی و ... باعث شد فیلم بدون آنکه ارزش هنری خاصی برای سازنده اش به ارمغان بیاورد، دیده و به عنوان فیلمی برای ورود به سینما در کارنامه لطیفی تحلیل شود.
"عینک دودی" با فیلمنامه اصغر عبداللهی نویسنده مستقل سینمای ایران ساخته شد. یک کمدی که در زمان خود توانست مخاطب را به سینماها بکشاند و از قابلیتهای زوج معتمدآریا ـ طهماسب استفاده خوبی کند. فیلم توانست با یک قرینه پردازی سهل بین زوج های حاضر در فیلم، به نوعی این سهل بودن را در وجوه کمدی کمرنگ کند.
به علاوه جذابیت کلیشه زدایی از برخی تیپ ها و پایان تا حدی غیرقابل پیش بینی از نقاط قوت "عینک دودی" بود. به عنوان مثال تیپ لمپن و جاهل که معمولاً قطب منفی فیلم هاست با وجود پررنگ نمودن وجوه لمپنی وی کاراکتری منفی نیست و در انتهای فیلم دختر هم متوجه می شود به او علاقمند شده است. به این ترتیب لطیفی سعی کرده با تیپهای هر چند کلیشه، کلیشهای رفتار نکند و عرصه کمدی را برای تلطیف برخی رفتارهای منفی چون خودکشی و ازدواج اجباری به کمک بطلبد که نتیجه هم داده است.
حتی فیلم را میتوان به نوعی هجویه فیلمهای فمینیستی چون "هزاران زن مثل من" رضا کریمی یا عمده فیلمهای تهمینه میلانی محسوب کرد. زنی که میخواهد با وکیل گرفتن حقش را از مرد بگیرد و زنان دیگر را هم علیه مردان می شوراند و اصولاً هر جمع زنانه که به اندیشه براندازی مردان تشکیل میشود و ... در انتها همسویی با مردانی که علیه آنها بسیج شده بودند این هجویه را تکمیل میکند.
"دختر ایرونی" با فیلمنامه ایرج طهماسب و با تکیه بر ایده جذاب و سنتشکن در جامعه هنوز سنتزده ایران ساخته شد. فیلمی که با بهره بردن از حضور ستارگانی چون هدیه تهرانی و امین حیایی در نقش کاراکترهای اصلی توانست در قالب کمدی این رفتار سنت شکنانه را باورپذیر جلوه دهد.
خواستگاری رفتن دختر برای پسر رفتاری است که در فرهنگ عامه و خاصه ایران غیرقابل هضم تعبیر میشود و حضور بازیگران در قالب این شخصیتها و طراحی و پیچشهای داستانی توانست این رفتار را شدنی جلوه دهد. "دختر ایرونی" از نگاهی دیگر به بازی در بازی شخصیتهای اصلی مانند علی شوتی و مریم میانجامد که هر کدام به مصالحی دیگری را به بازی میگیرند و طراحی خاص قصه و پرداخت آن موجب لو نرفتن کاراکترها و در نتیجه گره گشایی کارآمد می شود.
"خوابگاه دختران" هم با فیلمنامه ایرج طهماسب ساخته شد. این فیلم پس از "شب بیست و نهم" حمید رخشانی دومین فیلم ایرانی در ژانر وحشت است که با صلاحدید سازندگان به تلفیقی از کمدی و وحشت رسیده است. فیلم با تکیه بر مولفههای ایرانی وحشت به ترسآفرینی از نوع ایرانی می پردازد و از مقوله جن، ناپدید شدن دختران در شب عروسی و ... نهایتاً به قاتلی زنجیرهای میرسد که عامل عینی ترسآفرینی است.
فیلم به گونه ای پاسخ عینی و واقعی به ترس ایجاد شده می دهد و آن را واگذار به ماوراء و روح نمی کند. هر چند از پرداخت کمدی فیلم به عنوان محملی استفاده شده که اطمینان نداشتن نویسنده و فیلمساز را از نوع برخورد مخاطب با فیلم نشان می دهد، این رویکرد به خاطر متکی بودن بر یک بازیگر طنز (مجید صالحی) یک وجهی شده است.
"روز سوم" را لطیفی سال 85 با فیلمنامه مهدی سجاده چی درباره حصر خرمشهر با موضوعی مستند ساخت. فیلمی که با قرار گرفتن در مقطع روزهای سقوط خرمشهر به نوعی دفاع مقدس ایران را نشانه می رود، ولی واقعیت این است که جنگ ایران و آنچه دفاع مقدس را ویژه ایران و ایرانی کرد در فیلم کمترین حضور را دارد. واقعاً اگر چند مولفه ابتدایی چون اسم بردن از جهان آرا و وقوع قصه در خرمشهر در حال سقوط را از فیلم بگیریم، دفاع مقدس کجاست؟
فیلم بدون آنکه اثری نمادپردازانه باشد و چنین تلقی از آن شود، قصد دارد از سمیره نمادی از مام وطن بسازد تا رها کردن جنگ و نجات او از سوی سربازان ایرانی بدل به دفاع از میهن شود. اما مسئله این است که این وجه نمادپردازانه در کلیت اثر به چشم نمی خورد و نمی توان به چنین تعبیر فرامتنی هم از آن رسید. به علاوه قصه نقاط خالی دارد که به محدودیت های سینمای ایران بازمی گردد و از جهت دراماتیک به آنها پرداخته نشده است.
"توفیق اجباری" محصول سال 86 است که با فیلمنامه ای از خود لطیفی در ژانر کمدی ساخته و بدون آنکه در انتظار نمایش در جشنواره فیلم فجر بماند از امروز چهارشنبه 16 آبان ماه روانه اکران سینماها شد. این فیلم داستان بازیگری به نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند، اما برخی ارتباطات رضا نارضایتی همسرش را به دنبال دارد.
در این فیلم محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران کوثری، بهاره رهنما، نیوشا ضیغمی، مجید یاسر، لیلا عباسی، احمد پورمخبر و نعیمه نظام دوست به ایفای نقش می پردازند. از دیگر عوامل فیلم "توفیق اجباری" میتوان به مدیر فیلمبرداری محمدرضا سکوت، صدابردار سیامک نیازی، طراح صحنه و لباس محسن نوروزی، طراح چهرهپردازی محسن بابایی، مدیر تولید مجید یاسر و تهیهکننده سیدکمال طباطبایی اشاره کرد.
به نظر می آید لطیفی در این فیلم هم کمدی را به درستی نشانه رفته و با خلق زوج جدید عطاران ـ گلزار، به عرصههایی جذاب در حیطه کمدی دست یافته است. فیلمی که پیشبینی میشود بتواند در فروش رکوردزنی کند.
لطیفی در حالی که این روزها مجموعه طنز تلویزیونی "سه در چهار" را برای گروه خانواده شبکه اول کارگردانی میکند و رضا عطاران و مجید صالحی هم با او همکاری میکنند، همراه با سیدسعید رحمانی در حال تکمیل فیلمنامه مجموعه تاریخی "نردبامی بر آسمان" است که به زندگینامه غیاثالدین جشمید کاشانی در قرن نهم میپردازد و با پایان مرحله نگارش کارگردانی آن را آغاز میکند.
| |||
|
«علي سلطان كاشفي» كه نويسندگي،كارگرداني و آهنگسازي مجموعه تلويزيوني «چت» را بر عهده دارد با بيان اين مطلب در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اين سريال كه سريالي حادثهاي و ترسناك است را به تهيهكنندگي «اسماعيل عفيفه» براي پخش از شبكه سوم سيما كارگرداني خواهم كرد. | |||
بچه ها من اطلاع از درست بودن این خبر(حضوراقای پورسرخ در چت )ندارم
اما چون خبرگذاری ها اعلام کردند من هم گذاشتم
اما اطلاع کافی دارم که بهترین پروژه های تلویزیونی و سینمایی از بهترین کارگردان ها که اگر شما هم اسمشون رو بشنوید خوشحال می شوید از اقای پورسرخ برای فیلم ها و پروژه های خود دعوت کردند
به امید موفقیت های بزرگ و بیشتر ایشون.
--------------------------------------
برای به دست اوردن اخرین اطلاعات از تاریخ و محل تمامی کنسرت ها به این سایت مراجعه کنید
با تشکر از دوست خوبم سارا سعیدی که این اطلاعات رو در اختیار وبلاگ قرار دادند
در ضمن تاریخ دقیق کنسرت خواجه امیری را هم از همین سایت در یافت کنید.
| |||
|
«احسان خواجه اميري»در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:در اين كنسرت به همراه اركستر بزرگ 20 قطعه پاپ و پاپ -سنتي را كه به صورت تلفيقي است،اجرا خواهيم كرد. | |||
----------------------------------------------------
چند تا از سخنان بازیگران که واسه خودشون یه پا فیلسوف هستن
چارلی چاپلین: من دوستام رو همون قدر دوست دارم که وقتی خوشحالم موسیقی رو دوست دارم
کمک کردن به دوستی که به تو احتیاج داره کار اسونیه ولی یان که وقتت رو بهش بدی همیشه مفید نیست
همفری بوگارت گفته بود
من وقتی اومدم اینجا کت و شلوار تنم بود با این حال به من گفتن مثل ولگردها می مونم 20 سال بعد وقتی مارلون براندو اومد یه سویی شرت تنش بود و با کلی استقبال رو به رو شد این نشون میده که چقدر هالیوود
پیشرفت کرده
حالا من میگم بوگارت عزیز انجلینا جولی سکسی میاد ببین چه استقبالی ازش میکنن این نشون میده هالیوود
چقدر پیشرفت کرده
لورنس الیویه
زندگی جنگ و عذابه زندگی نا امیدی و عشق و قربانی شدنه زتدگی غروب های طلایی و طوفان های سیاهه
من اینا رو خیلی وقت پیش گزروندم حالا چیزی ندارم بهش اضافه کنم
یه بازیگر باید توانایی اینو داشته باشه که بتونه تمام دنیا رو کف دستش خلق کنه
ما تقلید میکنیم – وانمود میکنیم – مسخره میکنیم – یعنی ما بازی میکنیم
منم میگم خداییش بازیگر توانا باید بتونه دنیا رو کف دستش خلق کنه – روحت شاد لورنس جون
جان وین گفته
شجاعت یعنی اینکه از مرگ بترسی ولی یه جوری کار خودت رو هم انجام بدی من بازی نمیکنم من واکنش نشون میدم منم میگم پس بازیگر خوب از مرگ میترسه پس مرگ هم از بازیگر خوب میترسه اخه کرک داگلاس هنوز زندست اگه مرگ ازش نمیترسید خوب میامد سراغش
یول براینر گفته
دوست دارم رو سنگ قبرم بنویسن من رسیدم چون وقتی فکر کنی رسیدی یعنی مردی
کرک داگلاس گفته
وقتی ستاره میشوید شما هیچ تغییری نمیکنید بلکه دیگرانند که مدام تغییر میکنند
من از فقر ذلت باری میام اونجا هیچ راهی وجود نداره جز صعود کردن
برای اینکه به موفقیتی دست پیدا کنید باید به اندازه کافی برای شکست خوردن قوی باشی
مارلون براندو
حد بالای بازیگری شاعریه و حد پایینش یه سر گرم کننده
من دوست ندارم خمیر بادام زمینی شخصیتم رو روی نون کپک زده مطبوعات تجاری پهن کنم
بازیگری جلوه وسوسه روحیه
توقف بازیگری نشونه بلوغ ادمه
استیو مک کویین
در ذهن خودم مطمئن نیستم بازیگری برای یه مرد بالغ باشه
کلینت ایستوود
ما ادما در دماهای مختلفی به جوش میاییم
فکر کنم که بچه ها بازیگرانی طبیعی اند اگه بیشتر بچه ها رو تماشا کنین اگه که اسباب بازی دردست نداشته باشن یه چوب بر میدارنو ازش یه اسباب بازی میسازن بچه ها تمام وقت به رویا پردازی مشغولند
جیمز دین
جوری روءیا پردازی کن که انگار 1000 سال زنده ای و جوری زندگی کن که انگار فردا میمیری
یه بازیگر باید زندگی رو تفسیر کنه و برای این کار باید اماده باشه تا تمام تجربیاتی که زندگی در اختیارش میگزاره رو بپذیره در حقیقت خودش باید بیشتر دنبال زندگی بگرده تا اینکه زندگی خودش رو به پای اون بازیگر بریزه
من از حیوانات چیزای زیادی یاد گرفتم یکی از اونا این بود که اونا نمیتونستن منو هو کنن یا با صدای هیس
ساکتم کنن
جک نیکلسون
یه ستاره سینما در لوکیشن مثل یه بمب ساعتیه برای اینکه مردم بدون ترس بتونن بهش نزدیک بشن باید این بمب رو خنثی کنن
داستین هافمن
خدا میدونه من تو زندگی به اندازه کافی کود به وجود اوردم که حالا بتونم چند تا گل به عمل بیارم
انتونی هاپکینز
من تو مدرسه تنبل و یه خنگ بودم اصلا" دور و بر بقیه بچه ها نمیپلکیدم اصلا" انگار مغز نداشتم
واسه همین بازیگر شدم
هریسون فورد
من هیچ روش خاصی رو استفاده نمیکنم من به فرقه تظاهر در بازیگری تعلق دارم
رابرت دنیرو
استعداد در انتخابها جلوه میکنه
اصلا" دوست ندارم فیلمهای خودمو تماشا کنم معمولا" وسط این فیلمها خوابم میبره
کوین کاستنر
قهرمانهای واقعی کسانی هستند که زمین میخورند و متحمل شکست میشوند ولی در پایان پیروزند چون بر سر
اعتقادات و تعهداتشان ایستاده اند
از کارهایی که انجام داده ام خرسندم همیشه از نتایج راضی نیستم بلکه از تصمیماتم راضی هستم چون ان تصمیمات را خودم گرفته ام
بروس ویلیس گفته
بیشتر به پدر بودن افتخار میکنم تا بازیگر بودن
منم میگم دمت گرم خانواده از همه چیز دنیا مهم تره
تام هنکس
بازی کردن تو فیلم به اندازه شاد موندن در تمام طول زندگی مشترک سخته
من عاشق کارم هستم این بهترین شغل دنیاست ولی باید توجه بیش از حدی رو که حقت نیست تحمل
و توقعات حرفه ای رو هم براورده کنی
انتونییو باندراس
من چیزی را که شایستگی اش را ندارم نمیخواهم ولی اگر پول بیشتری به من بپردازندخوب مسلما" احمق نیستم وان را قبول میکنم
نیکلاس کیج
فقط یه خط باریک بین یه بازیگر متدگرا و یه بیمار شیزوفرنیه
برای اینکه یه بازیگر خوب بشی باید مثل یه مجرم اشتیاق به شکستن قوانین داشته باشی و سعی کنی چیزهای جدید کشف کنی
کیانو ریوز
من پخته ام – مردم یا باهوش هستند یا خنگ من جزو خنگهام
من میکی ماوس هستم هیچکس نمیتونه بفهمه توی اون لباس کیه
شناختن یه زن با تمام رموز و عمق و شادی هاش فوق العاده است اگه بتونی یه زن رو بخندونی اونوقت میتونی زیباترین چیز رو روی زمین خدا
-------------------------------------------
تهیهکننده فیلم سینمایی "روز سوم" که به همراه حامد بهداد بازیگر فیلم در غرفه مهر در نمایشگاه مطبوعات حضور یافته بود، در این باره گفت: "من و آقای محمدحسین لطیفی در جشنواره اعلام کردیم سمندهای خود را به خانواده شهیدان اماناللهی و سردار نورانی هدیه میکنیم. ولی به خاطر بدقولی مسئولان فرهنگی در اعطا سمندها، آبرویمان جلو خانواده این دو عزیز رفته است." بهداد و جلالی در غرفه خبرگزاری مهر وی در ادامه افزود: "اگر در جشنواره چنین قولی نداده بودیم، مشکلی نبود. ولی الان برای عدهای این شبهه ایجاد میشود که قصد ما راهاندازی تبلیغات بوده است. تعجب من از مسئولان فرهنگی است که چرا با وجود پیگیریهای مکرر ما و با علم به اینکه سمندها متعلق به خانواده شهداست، هیچ اقدامی نمیکنند." جلالی ادامه داد: "در زمان مدیریت آقای علیرضا رضاداد در بنیاد سینمایی فارابی ما از طرف ایشان وکالت گرفتیم تا مستقیم از مسئولان ایران خودرو پیگیر مسئله دریافت خودروها باشیم. ولی در نهایت به ما گفتند هیئت مدیره ایران خودرو با اعطاء سمندها موافقت نکرده است." این تهیهکننده با اشاره به جایگاه و ارزش والای خانواده شهدا تصریح کرد: "همه میدانند سمندهای من و لطیفی متعلق به خانواده دو شهید اماناللهی و سردار نورانی است. مسئولان فرهنگی با چنین کاری این شبهه را در اذهان برخی ایجاد میکنند که فقط شعار میدهند و چندان توجهی به تکریم خانواده شهدا ندارند." جلالی در پایان از همه مسئولان کشور خواست با پیگیری این مسئله و اعطا سمندها به خانوادههای شهیدان اماناللهی و سردار نورانی ضمن ارزش گذاشتن به خانواده شهدا، مانع وارد آمدن خدشه به آبروی او و لطیفی به عنوان تهیهکننده و کارگردان "روز سوم" شوند. فیلم سینمایی "روز سوم" به عنوان بهترین فیلم و لطیفی به عنوان کارگردان بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر علاوه بر سیمرغ بلورین برنده دو دستگاه سمند نیز شدند که هنوز این جایزه به برندگان آن تعلق نگرفته است. برندگان پراید جشنواره پارسال چند ماه پیش جوایز خود را دریافت کردند.
تهیهکننده "روز سوم":
سمندهای "روز سوم" متعلق به دو خانواده شهید است
علیرضا جلالی از مسئولان فرهنگی کشور به خاطر عمل نکردن به قول اعطاء جایزه سمند به برگزیدگان جشنواره فیلم فجر پارسال انتقاد کرد.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۵۲ , ۱۳۸۶/۰۸/۲۱
| به تخيل مخاطب احترام بگذاريد | ||
|
| ||
| چهارشنبه 9 آبان ماه 1386 02:24 | ||
:پايان و فرجام هميشه مهمترين بخش هر کار است. در اين زمينه مي توان ضرب المثل هاي فراواني را بر شمرد: «کار را که کرد؟ آن که تمام کرد»، «جوجه را آخر پاييز مي شمارند»، «شاهنامه آخرش خوشه» و... برخي از اين ضرب المثل هاست که همگي آنها اهميت يک پايان براي هر کاري را يادآور مي شوند. اين مساله در هنرهاي نمايشي از چنان اهميتي برخوردار است که در سينما و تلويزيون بارها واژه هايي مانند: پايان خوش ، پايان تلخ و پايان معلق را درباره پايان بندي اين آثار مي شنويم. حتي نوع فيلمسازي مراکزي همچون هاليوود و سينماي هند سبب شده تا برخي آثار به اين عنوان شناخته شوند که مثلا پايان هاليوودي دارند يا پايان آنها هندي است. مثلا پايان هاي شاد به پايان هاي هاليوودي معروف است. گاه فيلمها و سريال هاي مختلفي به واسطه پايان هاي خوب و جذابشان در ذهن ما مي مانند. فيلمهايي مانند: بر باد رفته ، معجزه سيب و کازابلانکا برخي از اين آثار هستند. اما به نظر مي رسد اين مساله در شبکه هاي مختلف سيما چندان مهم تلقي نمي شود و برنامه سازان توجه چنداني به پايان هاي آثار خود ندارند. هنوز هم پس از گذشت سالها اگر به ذهن خود مراجعه کنيم چند پايان خوب در ذهن ما باقي مانده است. پايان سريال کيف انگليسي و پايان سريال هاي امام علي (ع)، روزهاي زندگي و کوچک جنگلي برخي از پايان هاي موثري است که سبب شده پس از گذشت سالها هنوز خاطره شيريني در ذهن ما شکل بگيرد. زيرا اين پايان ها همه چيز را براي مخاطب افشائ نمي کنند و جايي براي نتيجه گيري مخاطب باقي مي گذارند و با پايان داستان قصه در ذهن ما ادامه مي يابد، اما وقتي در پايان يک سريال داستان بيش از حد کش داده و تلاش شود همه چيز بيان شود، ديگر جايي براي تخيل مخاطب باقي نمي ماند. در ماه رمضان برخي سريال هاي تلويزيوني که از شبکه هاي مختلف سيما پخش شد پايان هاي معقولي نداشتند. اين پايان ها درباره همه چيز نتيجه گيري کردند و ديگر جايي براي تخيل مخاطب باقي نماند. البته منظور از يک پايان تاثيرگذار اين نيست که حتما يک پايان غير قابل حدس باشد و يا مثلا اين که ناگهان شخصيت ها و روند داستان جوري تغيير کند که اصلا نتوان انتهاي قصه را حدس زد. مخاطب تلويزيون دوست دارد سريال هايي را تماشا کند که پايان هاي آن قابل حدس باشد. برنامه سازان نيز معمولا از اين قاعده بخوبي استفاده مي کنند و در پايان هر داستان جوري مقدمه چيني مي کنند که دل به دلدار برسد و پياده به مقصد! اما آيا مي توان پذيرفت که سريالي مانند اغماء که تلاش داشته تا وارد حوزه هاي معرفتي شود، در پايان خود با بياني کشدار و طولاني همه چيز را بگويد و آخر و عاقبت همه شخصيت ها را به تصوير بکشد؟ آيا مخاطب چنين سريالي منتظر بوده تا مثلا قبر الياس را ببيند يا اين که برايش فرجام دکترپژوهان مهم است؟ وقتي در 2 قسمت مانده به قسمت پاياني معلوم مي شود که دکتر به حضور شيطان پي برده و از او فاصله گرفته ، آيا باز هم نيازي به ادامه دادن داستان است؟ درخصوص ميوه ممنوعه هم فرجام حاج يونس مهم است. اما اين که جلال با فرزندش در زندان مواجه مي شود و سينا در دانشگاه قبول مي شود و هستي به کارخانه برمي گردد. زوايدي است که بيان نکردن آن هم لطمه اي به داستان نمي زند. در ميان 4 سريال مذکور شايد بتوان شکرانه را به دليل پايان آن مورد توجه قرار داد که با يک تعليق قصه را به انتها مي رساند و هم مخاطب و هم حامد متوجه مي شوند که دختر تاجيکي واقعا دختر عموي حامد بوده است. يکي از پايان هاي تامل برانگيري هم که اخيرا در سيما شاهد بوديم ، پايان سريال پول کثيف بود که روي يک صفحه تخت سرنوشت هر يک از شخصيت هاي داستان به شکلي کاملا کليشه اي بيان مي شود و عملا حکم آب سردي را پيدا مي کند که بر سر مخاطب ريخته مي شود. يادمان باشد مخاطب با ديدن سريال هاي داستاني به دنبال يک روايت داستاني از واقعيت است. اگر قرار باشد همه واقعيت و حقيقت را براي او بيان کنيم ، ديگر ديدن يک اثر نمايشي نمي تواند براي او لذت بخش باشد. او بايد در پايان 13 هفته با پاياني مواجه باشد که تا مدتها ذهن او را درگير کند و جايي براي تخيل او باقي بگذارد نه اين که حتي از تخيل او هم فراتر برود! رضا استادي |
با سلام
موضوع بحث:
فیلم سینمایی مهمان را نقد کنید.
قوانین وب
۱.چت نکنید
۲.به شایعات دامن نزنید
وقتی مسئله یی یا حرف و خبر جدیدی در مورد اقای پورسرخ می شنوی بالافاصله ان رو منتقل نکنید
اندک فکر کردن به بعضی صحبت ها شما رو متقاعد می کنه که
این خبر اصلا پایه و اساس نداره
یا اینکه همان شایعات قبلی است که دوباره به گوشتون رسیده
یا اینکه کسی خواسته شما رو ازیت کنه
در بعضی مواقع برای زیر زبان کشی است
و......
پس لطفا هوشیار باشید و به این اخبار کذب اهمیت ندهید
۳.به افرادی که برای بر هم زدن جو وبلاگ شروع به جو درست کردن
یا توهین به کسی می کنند
به هیچ عنوان حتی در حد یک کلمه هم پاسخ ندهید
|
| ||
|
فروش 40 ميليوني <پسران آجري> در شهرستان
به گزارش <بانيفيلم>، فيلم مجيد قاريزاده در اصفهان بيش از 25 ميليون تومان فروخته و به تازگياكرانش در مشهد، شيراز و كرج آغاز شده است. به گفته روابطعمومي فيلميران، فروش <پسران آجري> در شهرستانها اميدواركننده بوده است. اين فيلم وارد هفته چهارم نمايشاش شده است. |
-------------------------------------------------------
/گزارش فروش در هفته دوم آبان/
فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاریزاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.
این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از 25 روز نمایش در 11 سینما 800/489/66 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم جمعه یازدهم آبان ماه 300/754/2 تومان بوده که حدود 650 هزار تومان رشد فروش روزانه داشته است.
---------------------------------------------------------
|
شکرانه سريال هاي ماه رمضان امسال را بجا آوريم اگر ميوه ممنوعه را بخوري و شکرانه آن را بجا نياوري چه اتفاقي مي افتد، حتما به اغماء مي روي و سر از زير يک وجب خاک در مي آوري. |
![]() |
---------------------------------------------------------
| در باره سريال هاي ماه رمضان امسال کار تيمي يک ضرورت است | ||
|
| ||
| يکشنبه 22 مهر ماه 1386 19:51 | ||
| | ||
| :سريال هاي ماه رمضان به نقطه پاياني خود رسيد. از چند روز ديگر پخش چند سريال جديد تلويزيوني آغاز مي شود. همه چيز دوباره به حالت غيررمضاني بازمي گردد و سريال هاي امسال نيز با همه ماجراهاي تلخ و شيرين خود به خاطره اي در ذهن مخاطبان تبديل مي شود. اما آيا تاثيرگذاري اين سريال ها تنها به خاطره اي که در ذهن ما برجا گذشته اند، محدود مي شود؟ سريال هاي رمضاني امسال چند دستاورد مهم و اساسي براي مخاطبان سيما داشته است. اولين آموزه مهم اين سريال ها اين بود که ثابت کرد بينندگان سيما بسيار باهوش تر از آن هستند که به نظر مي رسد. ديگر به سادگي نمي توان اين مخاطب را پاي تلويزيون نشاند. حتي براي داستان هايي که به ناچار بايد به يک پايان اخلاقي ختم شود هم بايد به گونه اي برنامه ريزي کرد که بارها مخاطب به نقطه هيجان برسد و در نهايت با يک پايان آرام ، به آرامش برسد. اين که بخشي از داستان هاي اين سريال ها قابل حدس زدن است ، شايد در نگاه اول به حاشيه هايي بازگردد که رسانه ها براي سريال ها ايجاد کردند و با دامن زدن به عطش مخاطبان براي فهميدن پايان داستان و نيز بيان پيش بيني هاي گوناگون سبب شدند تا برخي دست اندرکاران اين سريال ها تا پايان کار، انتهاي قصه را محرمانه نگه دارند. اما نبايد از اين نکته غافل بود که پيامک هايي که از سوي بينندگان سيما فرستاده مي شود يا اظهارنظرهايي که در گوشه و کنار شنيده مي شود، نشان مي دهد ديگر نمي توان مخاطبان را به هر شيوه اي دنبال خود کشاند. دوره قصه هاي دختر پسري حداقل در تلويزيون سرآمده و اگر اثري تلويزيوني بخواهد بر مخاطب تاثير عميقي بر جا بگذارد، حتما بايد از محتوا و عمق قابل توجهي برخوردار باشد. به همين دليل است که مي توان نتيجه گرفت ديگر پايان هاي سرهم بندي شده ، نتيجه گيري هاي اخلاقي مستقيم و... نمي تواند براي مخاطب جذاب باشد. آموزه ديگر سريال هاي ماه رمضان مي تواند منجر به تغيير نگاه در توليد آثار نمايشي شود. در توليد آثار هنري هميشه يک نگاه هنري حاکم بوده است. بارها هنرمندان از اين واژه استفاده کرده اند که «اثر هنري مانند فرزند آدم است». بارها درباره وابستگي کارگردان ها به داستان هايي که مي نويسند، خوانده و شنيده ايم اما آيا زمان آن نرسيده که با نيم نگاهي به وجه صنعتي رسانه تلويزيون ، توليد آثار در اين رسانه را نيز به شکل يک خط توليد در نظر گرفت؟ آنچه امسال در سريال «ميوه ممنوعه» به کار گرفته شد و در آن فيلمنامه نويسي از ديالوگ نويسي تفکيک شد، يا آنچه در سريال اغمائ با حضور مشاوران مختلف به شکل کامل تري تجربه شد، تجربه هاي چندان تازه اي نيست و در خارج از مرزهاي ايران نمونه هاي مختلفي دارد. برخي توليدات نمايشي موفقي که از سيما هم پخش شده مانند سريال پرستاران اغلب محصول کارگردان هاي مختلفي است که در مراحل گوناگون حضور يافته اند و بخشهايي از يک سريال را توليد کرده اند. سال گذشته نيز يک سريال با همين محتوا در شبکه 5سيما تجربه شد.اين روزها ديگر حرفه کارگرداني تنها به «کارگرداني هنري» محدود نمي شود و به شاخه هاي گوناگوني تقسيم مي شود. کارگرداني جلوه هاي ويژه و صحنه هاي اکشن يکي از اين تخصص هاست که با حضور فردي در سر صحنه شکل مي گيرد که وظيفه اش تنها کارگرداني صحنه هاي اکشن يک فيلم يا سريال است. گاه حتي ايده يک برنامه نمايشي به قيمتي بالا خريداري مي شود تا بر اساس آن شکل کلي کار طراحي شود. اين فکر و ايده ارزش دارد. در سينماي هاليوود تخصص ديگري نيز وجود دارد: فردي بعد از ساخته شدن فيلم ، با ديدن آن ، لحظه هاي غيرجذاب کار را شناسايي و براي اين بخشها، فيلمنامه مجزايي مي نويسد تا با اضافه کردن آن به داستان ، به جذابيت کار اضافه شود. تخصص هايي مانند بازيگرداني ، مديريت طراحي ، مدير هنري و... نيز حرفه هايي است که هر يک از آنها با هدف انجام يک تقسيم کار شکل گرفته تا نتيجه نهايي بهتر و حرفه اي تر باشد. متاسفانه سنتي مانند فيلمنامه نويسي به شکل گروهي هيچ گاه در کشور ما به شکل جدي مورد توجه قرار نگرفته و فيلمنامه نويسي گروهي بيشتر شامل اين شکل از کار مي شده که فيلمنامه نويسان مطرح با سپردن فيلمنامه هاي خود به شاگردانشان ، در نهايت يک رتوش نهايي بر روي فيلمنامه انجام مي دادند. شايد حالا زمان مناسبي باشد تا با بهره گيري از تجربه هايي که امسال در ماه رمضان به شکل جدي به نتيجه رسيد، راه را براي ساخت کارهاي تيمي هموار کرد. ساخت کارهايي که ديگر در آن کارگردان هم تنها بخشي از يک خط توليد است که تلاش مي کند تا کيفيت کار بهتر شود. رضا استادي | ||
---------------------------------------------------------
| ||||||||||||||
--------------------------------------------------------
|
16آبان؛ آغاز بهكار نمايشگاه بينالمللي مطبوعات |
|
|
رسانهها - گروه اجتماعي:
چهاردهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها روز چهارشنبه 16 آبان با حضور دكتر غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي گشايش مييابد. بنا بر اين گزارش، نمايشگاه مطبوعات امسال در محل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در خيابان حجاب برگزار ميشود و 412 نشريه و مؤسسه خبري و مطبوعاتي در فضاي 7 هزار و 600 متر مربع در نمايشگاه مطبوعات امسال غرفه دارند. بنا بر اين گزارش، اين نمايشگاه با حضور نمايندگان بيش از 10كشور خارجي از جمله تركيه، لبنان، قطر، سوريه، افغانستان، آذربايجان، گرجستان، تاجيكستان و بحرين برگزار خواهد شد. معاون امور مطبوعاتي و اطلاعرساني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به حضور نمايندگان رسانههاي خارجي در نمايشگاه مطبوعات اظهار اميدواري كرد اين حضور به تعامل و تبادل خبري ميان رسانههاي داخلي بينجامد. عليرضا ملكيان رئيس چهاردهمين جشنواره مطبوعات تعداد آثار رسيده به اين جشنواره را 5 هزار اثر عنوان كرد و گفت: از اين تعداد 4400 اثر به كميتههاي داوري مياني راه يافتند كه با ارسال آثار به كميته داوران نهايي برگزيدگان هر رشته انتخاب و در مراسم پاياني جشنواره معرفي خواهند شد. ملكيان از حمايت معاونت مطبوعات ارشاد از تأسيس دفاتر مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي در كشورهاي خارجي خبر داد و افزود: اميدواريم با استفاده از فرصت پيش آمده در نمايشگاه مطبوعات و تفاهمي كه دستاندركاران مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي با همتايان خارجي خود خواهند داشت، زمينه ايجاد دفاتر و تبادلاطلاعات و اخبار فراهم شود. رئيس نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريها از برگزاري نشستهاي تخصصي و 3 نشست جنبي با موضوع انتخابات مجلس هشتم توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانههاي وزارت ارشاد در طول مدت برگزاري نمايشگاه خبر داد و گفت: عموم مردم ميتوانند از ساعت 9 تا 19 هر روز از چهاردهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها در محل مركز آفرينشهاي فرهنگي و هنري واقع در خيابان حجاب بازديد كنند. محمد پرويزي، مديركل مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي هم در اين نشست از غرفهبندي تمام فضاي مفيد محل برگزاري نمايشگاه و برپايي چند چادر مخصوص، اختصاص پاركينگ طبقاتي لاله به بازديدكنندگان نمايشگاه، امكان خبررساني اينترنتي براي غرفهداران حاضر در نمايشگاه، اطلاعرساني مناسب صدا و سيما از برنامههاي روزانه نمايشگاه بهعنوان تمهيدات انديشيده شده براي رفاه شركتكنندگان در نمايشگاه امسال ياد كرد. گفتني است ملكيان در حاشيه اين نشست از پيگيري صدور كارت الكترونيك خريد كتاب از سوي معاونت امور مطبوعات براي تمامي خبرنگاران، مديران مسئول و سردبيران نشريات كه با مساعدت و همكاري معاونت امور فرهنگي و ارشاد در دست انجام است خبر داد. خدمات رايگان پيامك همشهري در نمايشگاه مطبوعات سرويس پيامك روزنامه همشهري به مناسبت برپايي نمايشگاه مطبوعات از 16 تا 22 آبان ماه بخشي از خدمات خود را به صورت رايگان ارائه خواهد كرد. بنابراين گزارش، اشتراك رايگان سه ماهه هر روز هزار نفر در طول برگزاري نمايشگاه يكي از اين خدمات است كه متقاضيان ميتوانند در ايام نمايشگاه با ارسال پيامك به شماره تلفن 3000251 و قيد كد خبر (بهفارسي يا انگليسي) درخواست خود را اعلام كنند. همچنين كساني كه درخواست خود را براي استفاده از خدمات سرويس پيامك در محل غرفه همشهري ارائه كنند تا سقف هزار نفر از اشتراك رايگان سه ماهه برخوردار خواهند شد. اين گزارش همچنين حاكي است خبرنگاران و دستاندركاران مطبوعات ميتوانند به مدت يكسال از اشتراك رايگان سرويس پيام كوتاه همشهري برخوردار شوند. بنا بر اعلام مسئولين سرويس پيامك همشهري در طول برپايي نمايشگاه اخبار به صورت رايگان علاوه بر مشتركان براي كساني كه دبير جشنواره مطبوعات اعلام كند ارسال خواهد شد. |
باسلام و خسته نباشید
امیدوارم حالتون خوب باشه
امروز براتون عکس های جدید از فیلم سینمایی
پسران اجری گذاشتم که سهراب عزیز برای من میل کردند و فرستادند
و همین طور کاغذ دیواری های این پست هم از هانیه خواهر همای عزیز
در ضمن نتیجه نظر سنجی نقد شکرانه به قلم بچه های وبلاگ هم
نفر اول بهاره سادات
نفر دوم مینو
و نفر سوم فریماه عزیز انتخاب شدند
لطف کنید در نظر سنجی نقد روز سوم هم شرکت کنید
چون نظرسنجی قبلی فقط ۵۰ نفر شرکت کرده بودند؟؟؟
موضوع بحث :
انعکاس نظرات اطرافیان درباره فیلم سینمایی پسران اجری
و اما بهترین خبر
پورسرخ بازیگر محبوب مردم تاجیکستان شد.طبق نظر سنجی که از بین تاجیک ها در مورد سریال شکرانه انجام شدپوریا پورسرخ به عنوان بازیگرمحبوب مردم در این کار انتخاب شده است. ظاهرا تاجیک ها بازی پورسرخ در این سریال را دوست داشتند و به همین دلیل از بین این همه تاجیک که در کار بازی کرده اند به او رای داده اند. پورسرخ میتواند خوشحال باشد که اگر در ایران و در بین جماعت ایرانی نتوانست با شکرانه جایی پیدا کند اما با این کار حسابی بین تاجیک ها محبوب شد و چهره ای بین المللی پیدا کرد.
منبع مجله فیلم و سینما
کاغذ دیواری ها از هانیه خواهر همای عزیز
ممنون از لطف بیکرانتون
----------------------------------------------------------------
| /گزارش فروش هفته اول آبان/ |
| فروش مناسب در آستانه خداحافظی با اکران |
فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاریزاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.
این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از 19 روز نمایش در 17 سینما 000/900/64 تومان فروش داشته است. فروش روزانه این فیلم در یکشنبه ششم آبان ماه 000/100/2 تومان بوده که نسبت به فروش روزانه آخر هفته گذشته تفاوت چندانی نداشته است.
-----------------------------------------------------
| در حاشيه سريال شکرانه |
|
|
|
مهربانو ابدي دوست شکرانه، سريال ماه رمضاني شبکه پنج سيما در ميان توليدات شبکه هاي ديگر سيما از وضعيت نسبتاً متفاوتي برخوردار است. اين وضعيت متفاوت نه به جهت ساختار و محتوا و کارگرداني و بازيگري به وجود آمده، بلکه از منظر اتفاقات ديگري است که براي آن انديشيده شده تا سريال ماه رمضاني متفاوت به نظر برسد. آن دسته از مخاطبان تلويزيوني که اين سريال را در شب هاي ماه رمضان دنبال مي کنند به خوبي متوجه اين نکته هستند. شکرانه داستان بسيار سرراستي دارد که قابليت جذب مخاطب را در طرح و ايده اش دارد. اگر اين اتفاق تاکنون نيفتاده است، بايد علت آن را در جاهاي ديگري جست و جو کرد. منظور در وهله نخست متوجه فيلمنامه است. داستان در طرح کلي اش جذاب به نظر مي رسد و با شاخ و برگ هاي پرورش داده شده در فيلمنامه از کليشه فاصله گرفته و تا حدودي قابليت هاي قابل تاملي را به خود اختصاص داده است. بخش عمده يي از ماجراهاي شکرانه در تاجيکستان شکل مي گيرد و اين ترفندي شده براي حضور بازيگران خارجي و دور شدن از برخي محدوديت هايي که براي بازيگران زن ايراني در سريال هاي تلويزيوني وجود دارد. داستان شکرانه در همان قسمت هاي نخست به گونه يي طراحي شده که شخصيت اصلي داستان در پي يافتن گمشده اش عازم تاجيکستان شود. اين اتفاق طراحي شده مي توانست نتايج متعددي را براي سريال رقم بزند، اما در شکلي که در همين چند قسمت شاهدش بوده ايم، تفاوت را تنها در استفاده از بازيگران تاجيک مي بينيم. حضور بازيگران تاجيک اين امکان را فراهم آورده که شاهد تفاوت در پوشش بازيگران و نوع گويش آنها باشيم. فضاي تاجيکستان تا آنجايي که در شکرانه ديده مي شود تفاوت چنداني با فضاي ايران در برخي از مناطق آن ندارد و نمي توان با اتکا به قسمت هاي پخش شده گفت که شاهد فضاي متفاوت و کارکرد مفيد آن هستيم. قصه نيز آن طور که تاکنون پيش رفته، به گونه يي است که به نظر مي رسد اگر در يکي از شهرهاي ايران نيز اتفاق مي افتاد، چندان توفيري نداشت. بنابراين به نظر مي رسد عوامل شکرانه بيشتر از هر چيز تاکيد بر تفاوت بازيگران ايراني و تاجيکي داشته اند. از سوي ديگر بازي بازيگران تاجيکي آن چنان قوي و تاثيرگذار نيست که دليلي بر اهميت و ضرورت اين محصول مشترک در ساختار باشد. البته اگر بازيگران تاجيک دعوت شده به سريال شکرانه از قدرت بالاي بازيگري برخوردار بودند و عاملي در تاثيرگذار بودن آن مي شدند، توجيهي بر ضرورت توليد محصول مشترک بودند. شکرانه نام سعيد سلطاني را به عنوان کارگردان بر خود دارد که يادآور سريال هاي خوب و ماندگار پس از باران و لبه تاريکي است. سلطاني در اين دو مجموعه نشان داده که کارگرداني حرفه يي و توانا است. از سلطاني در ماه هاي گذشته سريال سال هاي برف و بنفشه از شبکه سه پخش شد که موفقيت زيادي نسبت به دو سريال پس از باران و لبه تاريکي به همراه نداشت. شکرانه اگر به همين منوال پيش برود در کارنامه سلطاني کار نه چندان موفقي به شمار خواهد رفت که بايد در تحليل آن تامل کرد. آنچه گفته شد نسبت به کارگرداني و بازيگري مجموعه شکرانه است. مهمترين ايراد شکرانه در فيلمنامه آن است که داستان را به شکلي غيرمنطقي طراحي و پرورش داده است. شخصيت اصلي شکرانه که براي ضايع نشدن حق ديگران در مقابل پدرش نيز حاضر است بايستد، از پرداخت مناسبي برخوردار نيست و به شکلي کليشه شده و غيرقابل باور پرداخت شده است. اين شخصيت قرار است منتقل کننده پيام اصلي سريال باشد. اگر او درست و منطقي پرداخت نشود و نتوان آن را پذيرفت، پيامي را نيز که قصد انتقالش را دارد به ضد خود تبديل مي کند و باعث مي شود مخاطب از آن دلزده شود. فيلمنامه نويس تعمد زيادي داشته که پيام را در قالبي شعاري و کليشه يي با حرف هايي سطحي مدام تکرار کند. بازي پورسرخ نيز تاکيد بيشتري بر تکرار و افتادن در کليشه دارد و مخاطب را به شدت دلزده و گريزان مي کند. شکرانه در به کارگيري بازيگران موفق ايراني نيز چندان خوب عمل نکرده است. اين در حالي است که انتظار مي رفت از فرهاد قائميان، پوريا پورسرخ و هوشنگ توکلي شاهد بازي هاي بهتري باشيم. قائميان در نقش شخصيتي تاجيک بازي مي کند که از بازي هاي خوبش فاصله دارد. البته بايد به انتظار قسمت هاي بعدي ماند و حضور بيشتر او. در خبرها آمده است که سريال شکرانه همزمان با پخش از تلويزيون ايران از تلويزيون تاجيکستان نيز پخش مي شود. اين اتفاق را آيا بايد به حساب مزاياي توليد يک محصول مشترک دانست يا مي توان همين وضعيت را براي سريال هاي ديگر در صورت هماهنگي متصور شد؟ گفته مي شود که شکرانه آغازي بر راه اندازي تلويزيون مشترک بين ايران، تاجيکستان و افغانستان خواهد بود. اگر شکرانه در همين حد باعث و باني راه اندازي يک شبکه مشترک بين سه کشور باشد، مي توان آن را به فال نيک گرفت و اميدوار بود که محصولات ديگري را شاهد بود. اگر محصولات توليد شده بين کشورهايي که ريشه هاي مشترکي دارند، بتواند احياگر برخي از ريشه هاي فرهنگي باشد، مي توان آن را به طور جدي پيگيري کرد. |
------------------------------------------------------
| مصاحبه با سعید سلطانی | |||
|
| |||
| پنج شنبه 26 مهر ماه 1386 01:35 | |||
| | |||
| :شکرانه به دليل اين که اولين تجربه ساخت يک سريال داستاني در کشوري مثل تاجيکستان بود به هر حال سازندگان را در جزييات در برابر گزينه هاي سخت قرارداد که که انتخاب بعضي از آنها تاحدودي تنها به فاصله گرفتن مخاطب از اثر منجر شد. شکرانه اگرچه با همت يک گروه حرفه اي ساخته شد، اما به نظر مي رسد اگر در انتخاب و شيوه اجراي بعضي از نکات بيشتر دقت مي کرد به مراتب موفق تر از آنچه ديديم ، مي شد. ما زماني به سراغ سعيد سلطاني رفتيم که ماه رمضان بود و شکرانه همچنان از تلويزيون پخش مي شد و خب البته ساخت اين سريال محور عمده گپ و گفت ما بود. شکرانه در ميان آثار امسال اين ويژگي را دارد که در يک کشور خارجي که به لحاظ فرهنگي با ما اشتراکات فراواني دارد ساخته شده است. آيا صرفا الزامات داستان بود که بخشي از سريال را در آنجا ساختيد؟ همان طور که گفتيد بخش عمده اي از داستان سريال ما در تاجيکستان مي گذرد که خب از الزامات داستان بود و به يقين هادي کريمي توضيحات مفصل تري در اين زمينه مي تواند بدهد ولي در همان گپ و گفت هاي ابتدايي که براي ساخت اين سريال داشتيم معتقد بوديم اگر قرار است اتفاقاتي ميان آدمهاي 2کشور بيفتد تاجيکستان با ويژگي هايي که شما گفتيد براي ما هم جذاب بود؛ يک فرهنگ و زبان مشترک و يک محيط آشنا در معرض ديد بينندگان بگذارد و علاوه بر اين داستان ما در نوع روابط خود درست جلو برود. به نظر ما در مجموع تاجيکستان کشور مناسبي براي همه اين موارد بود. غير از مواردي که گفتيد، چيز ديگري هم در پس ذهنتان بود که شما را وادار کند تا اتفاقات داستان را به سمت اين کشور سوق دهيد؟ من خودم به عنوان يک ايراني وقتي وارد کشوري مي شوم که مي بينم خيابان هاي آن به اسم شاعرهاي ايراني مثل رودکي ، خيام ، فردوسي ، ناصرخسرو و... است و بجز اين در ميان مردمي مي گردم که زبان و فرهنگشان را مي فهمم ، احساس وجد مي کنم و اين خودش شايد تمايل ما به عنوان گروه سازنده به اين موضوع بود که يک تلنگري به خودمان بزنيم و به نوعي يادآور اشتراکات فرهنگي شويم و اين که محدوده فرهنگي ايران بزرگ تا کجا بوده است ، اين که هنوز چه اشتراکاتي با آنها داريم و چه کارهايي بايد انجام دهيم براي حفظ زبان و فرهنگي که از ما دور افتاده است. شايد اين هم يکي از دلايل ساخت اين مجموعه باشد بخصوص اين که اين استدلال را داشتيم که پس از استقلال تاجيکستان با اين همه قرابت تاريخي و فرهنگي که ميان 2کشور وجود دارد انگار ما کمتر به اين کشور عنايت فرهنگي داشته ايم. الان اين طور به نظر مي رسد که کشورهاي ديگر براي رسيدن به مطلوبشان در اين منطقه فعاليت هاي زيادي انجام مي دهند هم به لحاظ اجتماعي و هم به لحاظ اقتصادي. اين تفکر بود که جاي ما در آنجا خالي است. با اين همه علايق مشترک ما بيشتر مي توانيم کار کنيم و گمشده اي را در فرهنگمان پيدا کنيم. من در تاجيکستان با يکي از دوستان صحبت مي کردم. مي گفت وقتي ما در بازار تاجيکستان راه مي رفتيم يکي از تجار آنها متوجه شد ما ايراني هستيم. با اين که خيلي خوشحال شد اما گفت : پادشاهان ايراني ما را خيلي ارزان فروختند! من فکر مي کنم اين کار با همه نقاط ضعف و قوتش باعث ايجاد زمينه اي شود که بدانيم چه چيزهايي داريم و چگونه مي شود آنها را تعميم داد و البته انجام همه اين موضوعاتي که گفتم خيلي زحمت دارد و اين وظيفه ماست که اين فرهنگ را حفظ کنيم. گويش مردم تاجيکستان با توجه به اين که براي مردم ما قابل فهم است ، اما با وجود اين خيلي از اصطلاحاتش غريب است و علتي شده تا مخاطب آن گونه که بايد با آن ارتباط برقرار نکند. موقع ساخت به اين فکر نيفتاديد که اين مشکل را به شکلي حل کنيد، مثل استفاده از زيرنويس يا دوبله؟ به نکته درستي اشاره کرديد. تفاوتي که بين گويش امروزي در تاجيکستان با زباني که ما استفاده مي کنيم ناشي از 70سال استفاده نکردن از اين زبان است. در تاجيکستان قبل از فروپاشي جماهير شوروي زبان اداري و رسمي کشور روسي بوده است. پس از فروپاشي و اتفاقاتي که افتاد اين همت و علاقه در مردم و مسوولان هست که اين زبان دوباره احيا شود. در اين فاصله 70ساله آنها از زبان فارسي استفاده نکرده اند. در زبان امروز ما پر از ايهام و کنايه و ايجاز است ، در حالي که در کشور تاجيکستان اين موضوع برعکس است و بيشتر از روسي بهره مي برند و از خط سريليک استفاده مي کنند. وقتي ما وارد اين کشور شديم و اين خصوصيت را در گويش مردم ديديم برخورد اول شايد خيلي دلسردکننده بود، اما جان کلام يکي بود. ما سعي کرديم که حد اجراي داستان و اجراي ديالوگ ها، اين دو زبان را به هم نزديک کنيم. به طور طبيعي ميان اين دو گويش تفاوت هاي زيادي وجود داشت که بايد اتفاقي مي افتاد تا اين تفاوت ها به حداقل مي رسيد. حاصل اين فکر، کاري است که ديديد. فکر نمي کرديم اين تفاوت تماشاچي را از داستان دور کند که اگر اين ذهنيت را داشتيم سعي مي کرديم از زيرنويس يا دوبله در کارمان استفاده کنيم. ضمن اين که خود گويش تاجيکي پر از کلمات و تعابير ناب فارسي است که ما در ايران هم سالهاست از آن استفاده نمي کنيم. خود همين موضوع هم براي ما جذاب بود. بدمان نمي آمد به مخاطب ايراني يادآوري کنيم زبان فارسي به شکل ديگري هم مي تواند وجود داشته باشد. ديالوگ هاي فيلمنامه هم به همين شکل بود يا در آنجا مجبور شديد تغييراتي در کار ايجاد کنيد؟ البته بخشي از تغييرات را خود نويسنده با حضور در تاجيکستان انجام داد و بخش مهمي هم سر صحنه اتفاق افتاد. سرصحنه تصويربرداري با تمرين ، کنکاش و معادل پيدا کردن گفتاري که هم مخاطب ايراني بفهمد و هم بازيگر تاجيکي ، خيلي زمان برد. اگر چه در اين زمينه به فرمول هايي هم رسيديم. شکرانه در دو جغرافياي متفاوت مي گذرد اما رفت و آمدهايي که در سريال مي بينيم ، خيلي با مخاطب ارتباط برقرار نمي کند؛ چون يک طرف ماجرا، وزنه خيلي سنگين است و در طرف ديگر اصلا اتفاقي نمي افتد. چرا نخواستيد اين ماجرا را يک خطي کنيد؟ مطمئنا اين روشي که گفتيد سر راست تر است و تماشاگر هم تکليف خودش را در مواجهه با داستان بهتر مي داند. منتها همان طور که گفتم اين از الزامات داستان بود. ما دو داستان داشتيم که يک بخش آن در تاجيکستان و يک بخش ديگر در ايران مي گذرد. همه اينها به نوعي به هم مربوط هستند ولي داستان آنها جدا تعريف مي شد. داستاني که در ايران مي گذشت به موازات داستاني که درتاجيکستان بود، پيش مي رفت. در خود فيلمنامه هم به اين مساله توجه شده است که ما در قسمت 16 يا 17 بخش عمده اي از داستان را صرفا در تاجيکستان روايت کرديم ولي هر چه در طول نگارش اجراي فيلمنامه جلو مي رفتيم ، اين ايجاب داستان بود که ما را ناچار مي کرد اين کار را انجام بدهيم و جزو ضرورت هاي داستان بود و بين آدمهاي دو کشور که با يکديگر رابطه دارند مي گذشت. الان که کار پخش شده باز هم همين ذهنيت را به کار داريد؟ خب اين که ادعاي بي خودي است اگر بگويم اين کار شکل ديگري نمي توانست داشته باشد. به هر حال اگر قرار باشد من اين سريال را دوباره کارگرداني کنم ، مطمئنا در آن تغييرات عمده اي خواهم داد. تيمي که روي فيلمنامه کار مي کرد و البته خود نويسنده اين طور صلاح دانستند که اين گونه داستان را به پيش ببريم. شايد اگر امروز بخواهيم آن را دوباره کار کنيم بخشهاي ايران را در قسمتهاي اوليه و ادامه ماجرا را در تاجيکستان خواهيم آورد. يعني به صورت فعلي که رفت و برگشت بين دو کشور است نخواهيم گرفت. شناخت آنها از سينما و تلويزيون ما به چه اندازه بود؟ آنها به فرهنگ و هويت ايراني بسيار علاقه مند هستند. هنوز هم اشتراکات بسيار عميقي با مردم اين ديار داريم که نبايد فراموش شود و يکجورهايي مي شود گفت با نوعي تعصب به آن نگاه مي کنند تا آنجا که ما تصور نمي کرديم داريم در يک کشور بيگانه کار مي کنيم. تا قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي شناخت آنها از ايران امروز خيلي کم بود اما بعد از استقلال شناخت نسبي خوبي فراهم شده است. سينماي دايري ندارند که فيلمهاي ايراني را در آن نمايش دهند اما در کل به موسيقي و سينماي ايران بسيار علاقه مند هستند. بياييد کمي درخصوص شخصيت پردازي اين اثر صحبت کنيم. شخصيتي که فرهاد قائميان بازي مي کند ، از ابتدا قرار بود به همين شکل ارائه شود؟ سوال خوبي پرسيدي. قائميان بازيگر بسيار خوبي است. وقتي براي ايفاي اين نقش انتخاب شد، اين دلواپسي را داشت که چه جوري مي شود اين گويش را به نحو احسن ارائه کرد، چون تا آن زمان قصد ما اين بود که بازيگران تاجيکي به گونه اي صحبت کنند که براي تماشاگر ما قابل فهم باشد و حالا مي خواستيم بازيگران ما به گونه اي تاجيکي صحبت کنند که خود ما متوجه شويم ! و با انرژي اي که فرهاد قائميان گذاشت و کمک سفارت تاجيکستان در ايران سعي شد قائميان در فيلمنامه به نقش نزديک شود اما اين گويش در همه جاي تاجيکستان يکدست نبود البته در بخشي از جاها مثل بدخشان و خجند جوري صحبت مي کردند که بخشهاي ديگر کشور متوجه نمي شدند. به نوعي مي شود گفت داراي وحدت زباني نبودند. چون زبان به صورت دولتي يا عمومي استفاده نمي شد بلکه اين زبان در افواه مردم وجود داشت. پس به اين دليل تلاش کرديم فرهاد قائميان از لهجه اي استفاده کند که براي همه قابل فهم باشد. اين موضوع او را دچار دردسر کرد، چون مجبور بود از اصطلاحاتي استفاده کند که برايش خيلي مانوس نبود ولي خوشبختانه با انرژي اي که گذاشت ، حاصل کار به نظر ما مطلوب بود. هرچند در ابتداي کار که در تهران بوديم ، احساس مي کردم اين گويش بايد خيلي ساده تر از اينها باشد، اما وقتي که وارد تاجيکستان شديم ، فهميدم فاصله بيشتر از چيزي است که فکر مي کردم بنابراين بتدريج تلاش کرديم نحوه ديالوگ گفتن فرهاد را با بازيگران ديگر تاجيک هماهنگ کنيم. کار هم اکنون در کشور تاجيکستان در حال پخش است ، بازتاب هاي کار چگونه است؟ خوشبختانه با اطلاعاتي که از مرکز صداوسيماي ايران از دوشنبه مي گيريم و همين طور ارتباطي که با عوامل و بازيگران سريال در آنجا داريم ، کار بسيار خوب پيش مي رود. قصدمان اين است که اين بخش را به عنوان گزارش بياوريم که ديده شود. علاقه به ساخت برنامه هاي اين چنيني در هر دو کشور ايران و تاجيکستان وجود دارد. با نگاه به استقبالي که از اين سريال شد، اين علاقه به خوبي مشخص مي شود. شکرانه به اندازه اي خوب بوده که مسوولان در کشور راغب شوند باز هم ساخت چنين آثاري ادامه پيدا کند؟ خوشبختانه با صحبت هايي که با سفير ايران در تاجيکستان شد و نيز صحبت هايي که با مسوولان تلويزيون داشتيم ، متوجه شدم با پخش شکرانه ، اين بهانه به وجود آمده که اصلا کانال فارسي زبانان بين 3 کشور ايران ، افغانستان و تاجيکستان به وجود آيد که همه اينها مي تواند سرفصل هاي خوبي باشد. اگرچه مي دانم شکرانه شايد همه انتظارات ما را برآورده نکرد، اما چون اين حرکت بايد از جايي شروع مي شد، انتقادها را مي پذيريم و اميدواريم در آينده کارهاي مشترک بهتري بين دو کشور ساخته شود. تا حالا سابقه نداشته براي يک کار مناسبتي که به خودي خود زمان کم دارد ، کشوري خارجي به عنوان بخش اعظمي از کار مطمح نظر قرار گيرد. در ساخت اين اثر با چه مشکلاتي روبه رو بوديد؟ کار مناسبتي پس از اين همه سال ديگر قواعد خودش را پيدا کرده است. يعني بايد الگوهاي ساخت باشد. چون ما در عرض چند ماه تصميم مي گيريم يک مجموعه 30 قسمتي بسازيم که بايد جذاب باشد و سريع آماده شود. به هر حال اين موضوع در ذات خودش تناقض دارد. چطور مي شود در ساخت يک سريال هم سرعت داشت و هم دقت و هم کوشيد جذاب باشد؟ ضمن اين که شبکه هاي ديگر هم کار مي کنند واين آثار به هر حال با يکديگر مقايسه خواهند شد.دوستاني که در اين زمينه کار مي کنند مي دانند که آثار اين چنيني بايد خصوصياتي مثل لوکيشن کم و ديالوگ زياد داشته باشند. همه اين عوامل کمک مي کنند که در اجرا اين سرعت اتفاق بيفتد. منتها شکرانه در دو کشور ساخته مي شد. اين خصوصيت را نمي شد در آن لحاظ کرد. چون ما 220 لوکيشن اصلي داشتيم و گذشته از آن تعداد بازيگران هم بايد رقمي مطلوب بود اما اصلا تصور نمي کرديم که در سريال 28 بازيگر تاجيک داشته باشيم که ديالوگ داشته باشند و بخواهيم هويت آنها را کاملا بشناسانيم ، اما ضرورت داستان کم کم ما را به جايي کشاند که کار رفته رفته بسيار پر پرسوناژ و پرتحرک شد و همه اينها در فرصتي که گفتم ، بايد به فرجام مي رسيد. همه اين مسائل دست به دست هم داد تا ما فرمولي کلي براي کار در نظر بگيريم تا علاوه بر ساختار مناسب ، اجراي درستي هم براي کار در نظر بگيريم. فکر مي کنم شکرانه با خصوصياتي که گفتم ، اصلا يک کار مناسبتي نبود.
مهدي غلامحيدري | |||
-------------------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور «شهرام صارمي»مسئول كانون موسيقي فرهنگسراي هنر و «دولتمندخال اف»خواننده تاجيكستاني | |||
با سلام
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
بچه ها اگر دقت کرده باشید
متوجه شدید که من برای وبلاگ ارشیو موضوعی را راه انداختم و امروز هم
تعداد زیادی از انها رو اپ کردم
شما دوستان و یا افرادی که به تازگی به این وبلاگ سر می زنید
می تونید از این ارشیو برای دسترسی اسان به عکس ها و مصاحبه ها و دانلود ها
استفاده کنید
در ضمن این ارشیو ها به مرور زمان تکمیل تر هم خواهد شد
در ضمن از تمامی دوستانی که لطف کردند
و در نقد شکرانه بسیار فعال و مفید شرکت کردند ممنونم
این نقد ها انقدر برای من و بچه های وبلاگ ارزشمن هست که این نقد ها هم به ارشیو موضوعی وبلاگ
اضافه می شود تا به راحتی در اختیار تمامی هواداران قرار بگیرید
در ضمن فراموش نکنید که من این تعداد نقد را نه بر حسب بهتر یا بدتر بودن در این پست قرار دادم
بلکه از نظر طولی
یعنی نقد هایی که بیشتر به موضوع پرداخته و تعداد کامنت بیشتری گذاشتند در پست قرار داده شده است
حالا شما دوستان از بین این نقد ها بهترین ان را انتخاب کنید
در ضمن یک نقد به نوشته سحر عصر ازاد در این پست قرارده شده
شما دوستان نظرات خودتون رو در رابطه با این نقد مطرح کنید
در ضمن برای قرار سینما برای بچه های وبلاگ لطفا تصمیمتون رو سریعتر بگیرید
تا این قرار هرچه زودتر انجام شود
با تشکر




عکس ها از نگار عزیز
خیلی خیلی از این دوستمون متشکرم
چون خیلی زحمت کشیده و به خاطره این عکس ها خیلی صبر کرده
---------------------------------------------------------
|
نقد <روز سوم> و <حافظ> در حوزه هنري تهران |
سلسله نشستهاي <حكمت و سينما و نقد> باهدف نمايش و نقد و بررسي فيلمهاي معناگرايانه، با حضور منتقدان و كارگردانان فيلمها از اول آبانماه امسال آغاز ميشود
-------------------------------------------
| همنوايي "دولتمند خال" با خواجهنوريها؛ تا چهار روز ديگر بزرگان موسيقي گردهم جمع ميشوند |
كنسرت سالانهي داريوش خواجهنوري با عنوان "همنوايان صلح" سوم و چهارم آبانماه سالجاري در تالار بزرگ كشور برگزار ميشود و با همراهي دولتمند خال - خالوف - خوانندهي تاجيك به پايتخت پنج كشور دنيا ميروند.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين كنسرت با دو اجراي تلفيقي و غربي، حدود 20 نوازنده، خواننده و سنتي و پاپ... گروه را همراهي ميكنند.
علاوه بر اعضاي ثابت گروه، استاداني چون جلال ذوالفنون، حسين سمندري - استاد دو تار ايران - و عبدالله اميني - خوانندهي موسيقي نواحي - حضور دارند و اجرايي تلفيقي را عرضه خواهند كرد.
اين گروه، هفتههاي گذشته را به تمرين مشغول بوده و آخرين روزهاي آمادگيشان را سپري ميكنند.
محمدعلي خواجهنوري سرپرست پروژهي "همنوايان صلح" بوده و "درشن آنند" - خوانندهي هندي - با تمرينهاي مستمر گروه را همراهي كرده است.
اين گروه، 20 قطعه از آلبومهاي جديد بهويژه افق به اضافهي قطعاتي با موضوع صلح را ارايه خواهند كرد.
اجراهاي سوم و چهارم آبانماه در تالار بزرگ كشور در دو سئانس 18 تا 20:30 21 تا 24 برگزار ميشود.
همنوايان صلح در پنج پايتخت راهابريشم دنيا با زبانهاي فارسي و انگليسي و همراهي احتمالي خوانندهي تاجيك ادامه مييابد.
انتهاي پيام
------------------------------------------
![]() |
سعيد سلطانى با پشتوانه مجموعه پرمخاطب «پس از باران»، مجموعه نه چندان موفق «خانه اى در تاريكى» و مجموعه ناموفق «سال هاى برف و بنفشه» اين بار فيلمنامه اى از محمدهادى كريمى را دستمايه قرار داده است. فيلمنامه نويسى كه هر چند در سينما حرفه اى است ولى وجهه اى به جهت فيلم هاى معتبر ندارد. فيلم هايى چون «دختران انتظار»، «چشمان سياه»، «رستگارى در ۸/۲۰ دقيقه» و ... نمونه اى از كارهاى كريمى هستند كه ماندگارى در سينماى ايران و ذهن مخاطب نيافته اند.
با چنين پشتوانه اى رويكرد كريمى به تلويزيون و آن هم يك مجموعه مناسبتى از جهات مختلف مى توانست جالب توجه باشد. رويكردى كه حداقل برخى از مؤلفه هاى كار در مديوم سينما را با خود به عرصه تلويزيون و مجموعه هاى تلويزيونى بياورد و جذابيت هاى تازه اى براى مخاطب داشته باشد. «شكرانه» از ابتدا يك مجموعه دوگانه ايرانى/ تاجيكستانى معرفى شد كه بنا به نياز قصه بخش اعظم آن در كشور همسايه مى گذرد و قصه اى خاص و تأثيرگذار و ويژه اين جابه جايى جغرافيايى دارد. بازيگران اين مجموعه هم تركيبى از بازيگران ايرانى و تاجيك انتخاب شدند تا مجموعه از حيث مؤلفه هاى مشترك ۲ تمدن فقط وامدار جغرافيا و مكان نباشد و به گونه اى اين نزديكى و تقارن به لايه هاى زيرين مجموعه نفوذ كند. به اين ترتيب بخت مورد توجه قرار گرفتن و تأثيرگذارى «شكرانه» ميان ۴ مجموعه در حال پخش بالا برود.
با چنين مقدماتى پخش مجموعه آغاز شد و چند قسمت ابتدايى هم نويد ادامه خوشى را مى داد. در اين چند قسمت تلاش شد معرفى لازم و كافى از خانواده رحمان سليم پور ارائه شود. خانواده اى كه در آستانه مراسم سالگرد مادر وضعيت از هم پاشيده اى دارد. پدر قصد ازدواج با پرستار زنش را دارد، دختر و داماد خانواده براى منفعت سرپوش بر خطاهاى پدر مى گذارند و پسرى (حامد) كه از راه و رسم گذشته زندگى خود برگشته و اهل مذهب و حلال و حرام شده است.
شكاف ميان افراد اين خانواده در نخستين قسمت در سكانسى كاركردى مطرح مى شود. سكانسى كه با معرفى شخصيت ها در موقعيت و مكان اهميتى خاص پيدا مى كند : مراسم سالگرد مادر در بهشت زهرا كه پدر و دختر و داماد مراسمى باشكوه براى او تدارك ديده اند. ولى پسر كوچكتر از حضور در مراسم به عنوان ميزبان سرباز مى زند و در مقابل مراسم ساده خود را با كارگران كارگاهش مى گذراند.
همچنين در اين سكانس كاراكتر پرستارى كه در آستانه ازدواج با پدر است به نوعى در برخورد با جمع معرفى مى شود. واكنش هاى زيرپوستى به حضور او بر سر خاك و نهايتاً تعجيلى كه پدر براى دور نگه داشتنش از چشم فاميل دارد.
اين سكانس با معرفى موجز كاراكترها و در عين حال باز نكردن همه گره ها و باقى گذاشتن ابهامى كه به تدريج رفع مى شود، جوابگوى بار روايى چند قسمت اول و دراماتيزه كردن اين روند تا پهن شدن تور اصلى قصه است.
به علاوه در همين چند قسمت ابتدايى به گونه اى تلويحى و ابهام برانگيز از فردى به نام سبحان نام برده مى شود كه با چند تكرار در ذهن مخاطب مى ماند. شخصيتى مربوط به گذشته كه پدر روحيات حامد و بسيارى از افسوس هاى زمان حال خود را به كاراكتر سبحان و مسائل مربوط به او نسبت مى دهد. اين كد كمى بعد وقتى كاركرد پيدا مى كند كه مسأله اصلى قصه با سرنوشت عمو سبحان و آنچه پدر در گذشته با او و همسرش كرده گره مى خورد.
اما آغاز خوب اين مجموعه درست جايى به بن بست مى رسد كه نويسنده و كارگردان چيزى به عنوان توزيع اطلاعات را فراموش كرده اند و جايى كه نبايد همه اطلاعات داستانى كه تا پايان مجموعه را كفايت مى كند، در يك سكانس آن هم در سهل ترين شكل ممكن ارائه مى دهند. آن وقت است كه گره گشايى زودهنگام اندك رشته هاى بافته شده را هم پنبه مى كند.
همه چيز در سكانسى اتفاق مى افتد كه پدر بر سر گور عمو سبحان براى حامد عقده گشايى مى كند و در واقع به جاى چند قسمت روايت به زبان تصوير، همه اطلاعات را به شيوه اى رو در اختيار مخاطب قرار مى دهد تا لابد هر چه زودتر ماجراى داستانى در تهران به ثباتى خاص برسد و سفر حامد به تاجيكستان و جست وجوى او شكل بگيرد.
هر چه درباره اهميت به تصوير كشيدن اتفاقات در يك فيلمنامه و همچنين در مذمت گره گشايى به شيوه بيان و كلام شنيده يا خوانده ايد را كنار بگذاريد و در مجموعه «شكرانه» شاهد اين رويكرد سهل انگارانه باشيد كه پدر در يك منولوگ كه گاه به ديالوگ هم بدل مى شود همه گذشته خودش و سبحان و فاطمه همسر او را افشا مى كند و ... همه انگيزه هاى دراماتيك لازم را كه بايد درون قصه تنيده شود دودستى تقديم حامد مى كند تا چمدانى را كه براى سفر بى موقع مكه بسته، به مقصد تاجيكستان ببرد.
مجموعه از جايى كه وارد بخش تاجيكستان مى شود، به شدت افت مى كند. نه فقط به خاطر رخوت و سكون حاكم بر فضاى واقعى شهر دوشنبه، نه فقط به خاطر حضور كم قدرت بازيگر نقش حامد كه در فصل ايران بازى گرم ديگر بازيگران ايرانى به نوعى ضعف او را پوشش مى داد، نه فقط به خاطر تركيب نامتناسب بازيگران تاجيك در كنار ۲ بازيگر ايرانى، نه فقط به خاطر بازى اغراق شده و ضعيف بازيگران تاجيك كه گويش نامفهوم آنها هم مزيد بر علت مى شود و نه فقط ...
همه اين نقاط ضعف را در كنار روايت كشدار و كم تعليق فصل تاجيكستان بگذاريد تا به اين نكته برسيد كه چرا تا اين حد همه اتفاق ها كند است و رغبتى براى پيگيرى مخاطب ايجاد نمى كند. در چنين موقعيتى است كه مثلاً سهل انگارى بازيگر ايرانى در تغيير لهجه، بازى گل درشت بازيگران تاجيك بخصوص بازيگر نقش ناديا (شكرانه) كه از ضعيف ترين بازيگران وطنى هم حضورى ضعيف تر دارد و ... بيشتر به چشم مى آيند.
![]() |
مانند در حبس نگه داشتن حامد كه با بهانه هاى واهى ادامه پيدا مى كند و فقط شاهد انتقال او از جايى به جاى ديگر هستيم بدون آنكه نتيجه اى در پى داشته باشد و از آن طرف غيبت او توطئه هاى شكل گرفته در ايران و تاجيكستان را شدت مى بخشد، در حالى كه منطق اصل ماجرا زير سؤال است.
اين چنين است كه نويسنده در خلق خطوط داستانى فرعى براى دراماتيزه كردن بار روايى بخش تاجيكستان دست به خلق ماجراهاى تعقيب و گريز و پيچيده اى زده كه كلاف سر در گم آن گريبان مجموعه را گرفته است.
چگونه است كه اين توطئه ها و ماجراها هيچ تعليق و غافلگيرى وارد قصه نمى كنند و اتفاقات به بى حس و حال ترين شكل ممكن از پس هم مى گذرند؟ از رفت و آمدهاى يك سكانس در ميان به تهران هم نكته خاصى عايد نمى شود جز اينكه سكون حاكم بر فضاى كار در تاجيكستان دامان تهران را هم گرفته و اتفاقات به نحو كسالت بارى بر مسير تكرار و سكون مى گذرد.
در چنين شرايطى است كه وقتى مى بينيم محور اصلى و شعار سازندگان اين مجموعه پرداختن به اهميت حق الناس است، به گونه اى سهل حتى با سير تغيير و تحول كاراكترها برخورد مى شود. مگر نه اين است كه شكل گيرى هسته اصلى ماجرا از خوابهاى نابهنگام رحمان و ترس او از مرگ و پايمال شدن حق برادرش و همسر او مى آيد؟
اما همين وجه كه رحمان خواب رفته را وادار به كنشى نمادين و آشتى با پسر طرد شده و فرستادن او براى پيدا كردن وراث عمو سبحان مى كند، چه روندى در رحمان دارد؟ غير از اين است كه او با وزنه هاى كوچكى چون خواب (كه در پرداخت مجموعه لوث شده)، از پله افتادن و ... به فكر حق الناس مى افتد و در ادامه مجموعه در روندى تخت فقط نظاره گر تحول سست خود است؟ وقتى با هسته اصلى شكل گيرى ماجراى كل قصه و در واقع انگيزه هاى حياتى كاراكترها اين گونه برخورد مى شود، نمى توان همچنان به مطرح شدن يك سرى مفاهيم اخلاقى و انسانى در كار باليد.
اينجاست كه مى توان در كنار اهميتى كه سازندگان مجموعه بر محور قرار دادن حق الناس يا ضرورى بودن بردن داستان به تاجيكستان در مجموعه «شكرانه» قائل هستند، اين نكته مهم را هم يادآور شد كه اين مجموعه از امتيازات اوليه و بالقوه خود كاركردى نه در حد و اندازه هاى لازم بلكه در سطح گرفته و با چنين رويكردى است كه تاجيكستان، جغرافيا، لهجه، بازيگران و ... آن بدل به نقاط ضعفى مى شوند كه نه اهميت پرداختن به حق الناس مى تواند آن را بپوشاند و نه هيچ چيز ديگر.
---------------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرنگار فارس مدير شبكه تهران در نشست نقد و بررسي سريالهاي ماه رمضان در انجمن روزنامه نگاران مسلمان، درباره مجموعه «شكرانه» گفت: اين كار با تمام شاخصههاي توليدي صدا و سيما هم از نظر سوژه و هم فيلمنامه با زحمات سازندگان خوب توليد شد. | |||
-------------------------------------------------------
| مدیر شبکه تهران موفقیت "میوه ممنوعه" را تبریک گفت / "شکرانه" قربانی زمان نامناسب پخش شد |
| مجید رجبی معمار در نامهای به مدیر شبکه دو موفقیت وی و همکاران این شبکه را در تولید و پخش مجموعه "میوه ممنوعه" تبریک گفت. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، در بخشی از نامه مدیر شبکه تهران به مهدی فرجی آمده است: موفقیت جنابعالی و همکاران توانمندتان را در طراحی، تولید و پخش سریال ارزشمند "میوه ممنوعه" که اثری شاخص و تاثیرگذار در بین سریالهای ماه مبارک رمضان امسال بود، به شما و همه دستاندرکاران مجموعه به ویژه کارگردان محترم تبریک و تهنیت عرض میکنم." رجبی معمار همچنین ضمن برشمردن شرایط تولید و پخش سریال های رمضان درباره سریال "شکرانه" شبکه تهران آورده است: "با وجود لطماتی که زمان نامناسب پخش به مجموعه "شکرانه" وارد کرد، اما این مجموعه با پیامهای دینی، معنوی و اجتماعی ارزشمند خود، بازخوردی بسیار مثبت در عرصه داخلی و بینالمللی خصوصاً در کشورهای مسلمان همسایه داشت." وی افزوده است: "مرکز نظرسنجی صدا و سیما هم در گزارش خود اعلام کرده بود دو مجموعهای که در بخش اول پخش میشدند درصد مخاطب بالاتری داشتند، اما سریالهای بخش دوم به دلیل فاصلهای که بین پخش سریالها ایجاد میشد و در آن فاصله بسیاری از افراد به انجام کارهای خود میپرداختند بیننده کمتر داشت. با این اوصاف، شاید به نوعی سریال "شکرانه" مقدمهای میشد تا مخاطبان جسته و گریخته پای تلویزیونهای خود بنشینند و آماده شوند برای دیدن سریال "میوه ممنوعه". مدیر شبکه تهران ادامه داد: "اینها لطماتی بود که زمان نامناسب پخش به مجموعه "شکرانه" وارد کرد، ولی با این اوصاف آخرین گزارشهای ما نشان میدهد که بیش از 62 درصد بینندگان این سریال را تماشا کردهاند که نسبت به سریال سال گذشته شبکه بالاتر است و درصد کمی هم نیست." رجبیمعمار خاطرنشان ساخت: "به هر حال مجموعههای "میوه ممنوعه" و "اغما" به دلیل جاذبههای دارماتیک، قوت فیلمنامه و دیالوگ نویسی و بازی برجسته بعضی از هنرمندان خصوصا استاد علی نصیریان از جایگاه خاصی برخوردار بود. نمیتوان برجستگیهای این سریالها را در نظر نگرفت و قطعا ظرفیت به دست آوردن این موفقیت را داشت." وی در پایان نوشته است: "من به مدیران و برنامهسازان شبکه دوم تبریک میگویم که با ساخت و پخش "میوه ممنوعه" کاری بسیار ارزشمند با پایانی بسیار خوب ارائه کردند. در مجموع امسال هر چهار سریال ماه رمضان محتوا و غنای بیشتری نسبت به سال گذشته داشتند و به ترتیب قدرت قرار گرفتند. "شکرانه" هم واجد این ویژگی بود، در تاجیکستان اقبال خوبی از مجموعه شد و در 18 استان که همزمان با شبکه تهران پخش میشد با استقبال خوبی همراه بود." |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۸:۱۲ , ۱۳۸۶/۰۷/۲۸ |
------------------------------------------------------

«شكرانه»
* طي قسمتهاي پانزدهم و شانزدهم سريال «شكرانه»، بازيگر نقش اول اين سريال- پوريا پورسرخ- حضور ظاهري سايهوار در اين سريال داشت و فقط در دو سكانس كوتاه بر صفحهي تلويزيون ظاهر شد. البته سازندگان اين سريال توجيهشان براي اين مساله اين بوده است كه دوربين بايد موضوع اصلي را دنبال كند و نه بازيگر اصلي را.
* پلانهاي داخل ماشين سريال «شكرانه» به طرز آشكاري مصنوعي به چشم ميآمد و به نظر ميرسد سازندگان اين سريال براي اين كه مدتي طولاني در تاجيكستان نمانند پلانهاي خيابانهاي اطراف ماشين را قبلا گرفته و در تهران به كار اضافه كرده باشند؛ همچنين در اين سريال سكانسهايي ديده ميشد كه نور پلانها با هم همخواني نداشت و بيننده سردرگم نميدانست اين اتفاق در روز رخ ميدهد يا شب!
*سريال «شكرانه» در هيچ شبي از ماه مبارك رمضان تكراري به روي آنتن نرفت و حتي تكرار قسمتهاي اول تا دهم در شب يكشنبه (اول مهرماه) به همراه قسمت يازدهم انجام شد.
* با گذشت قسمتهاي اوليه سريال «شكرانه» كه تمامي صحنههاي آن در ايران ميگذشت، پخش بخشهاي مربوط به تاجيكستان آغاز شد؛ اين در حالي است كه سازندگان اين مجموعه در به نمايش درآوردن تاجيكستان واقعي براي بينندگان موفق نشان ندادند و بسياري از صحنههاي تصويربرداري شده در اين كشور، به آسايشگاه، هتل، زندان و بازداشتگاه محدود شده بود. البته سازندگان «شكرانه» علت اين مساله را سياستهاي تلويزيون ايران اعلام كرده بودند.
* آغاز بخشهاي تاجيكستان و افزوده شدن بازيگران خارجي به كار نيز نشان از شتابزدگي در ساخت «شكرانه» داشت و به نظر رسيد كارگردان و تهيه كننده اين سريال به دليل كمبود وقت نتوانسته باشند بازيگران حرفهيي اين كشور را به خدمت بگيرند؛ بر اين اساس بازي بازيگران تاجيكي در لحظاتي بسيار مبتدي به نظر رسيد و هم سطح با بازيگران ايراني نبود. عوامل اين مجموعه تفاوت بازيها و عدم آشنايي با شيوه بازي در تاجيكستان را علت اين امر برشمردند.
* با پخش سريال «شكرانه» در تاجيستان، براي نخستين بار سريالي در ماه مبارك رمضان همزمان با پخش در ايران در كشوري ديگر نيز پخش شد.
***در پايان
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، اگرچه بسياري از سازندگان مجموعههاي مناسبتي پس از ساخت يك يا دو سريال به طرح اين پرسش ميپردازند كه «آيا نيم نگاهي به تقويم و مناسبتها براي مديران تلويزيون كافي نيست تا بدانند كه ساخت سريالها را بايد از چه زماني آغاز كرد؟!» اما آن چه شايد تاكنون از نظرها غافل مانده باشد، رقابتي است كه طي سالهاي اخير ميان شبكههاي دولتي(!) به وجود آمده و كارگردانان اين سريالها نيز از آن به عنوان «مارتن ساخت سريالهاي ماه رمضان» ياد ميكنند.
شبكههاي تلويزيوني براي انتخاب بهترين طرح تا مدتها به انتظار مينشينند و حتي ممكن است سريالي كه به مرحله پيش توليد رسيده است را متوقف كنند، چراكه در دقيقه 90 طرح بهتري ارائه شده است.
ساخت سريالهاي ماه رمضان در آخرين لحظات علاوه بر ايجاد مشكل براي سازندگان خود، گاه به لنز دوربين هم منتقل ميشود و سازندگان اين مجموعهها نميتوانند آن طور كه بايد و شايد براي ساخت سريال خود زمان گذاشته و وسواس به خرج دهند. البته فاصله اندك توليد و پخش با محاسني نيز همراه است كه از آن به عنوان «اعمال نظرات مخاطب در سريالها» ياد ميشود.
انتهاي پيام
به شکرانه ی
آواز باران و
صدای دف و
آسمان و
خاک و
زمزمه ی شبانگاهی باد و
صبح روشن و
عصر شیرین و
سلام!
با سلام
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
گالری عکسی که در پست بعدی ملاحظه می کنید رو دوست
خوبم نیلوفر برای وبلاگ فرستادن
خیلی ممنونم از لطف و محبتشون
مطمئنم شما هم مثل من برای بار اول هست که این عکس ها رو می بینید
موضوع بحث:
شکرانه را نقد کنید
بعد از گذشت ماه رمضان و خواندن و شنیدن تمام نقد ها در مورد سریال شکرانه و بازی های این سریال
حالا نوبت به خود بچه های وبلاگ هست که یک نقد کاملا حرفه ایی و تحلیلی
از سریال شکرانه و بازی های انجام شده برای بچه های وبلاگ بنویسند
افرادی که حرفه یی هستند و کاملا می تونند نقد تحلیل خوب بنویسند
دست به کار بشوند تا کسانی هم که تخصص در این کار ندارند یاد بگیرند
می دونید که نقد خودش یک علمه
می خواهیم از این به بعد مسئله نقد کردن رو حرفه ایی تر و هدفمند با مشارکت
بچه های وب شروع کنیم
در ضمن در انتها بهترین نقد رو انتخاب کنید
با تشکر
------------------------------------------
-----------------------
اخبار مهم
اکران خصوصی پسران اجری
یکشنبه ۲۹ مهر
سینما فلسطین
ساعت ۱۰ شب
اما مطمئن باشید که اقای پورسرخ در این اکران خصوصی شرکت نمی کنند
|
نمايش خصوصي <پسران آجري> در سينما فلسطين
به گزارش <بانيفيلم>، <پسران آجري> روز يكشنبه، 29 مهرماه، ساعت 10 شب در كنار بازيگران و ساير عوامل فيلم به نمايش درخواهد آمد. <پسران آجري> محصول سال 85 است و بازيگراني چون پوريا پورسرخ، بهنوش طباطبايي و فرزاد فرزين در آن حضور دارند. مؤسسه فيلميران تهيه و پخش فيلم را برعهده داشتهاند |
-----------------
نقدو بررسی روز سوم در موزه هنری تهران
|
نقد و بررسي فيلمهاي <روز سوم و حافظ> در موزه هنري تهران
به گزارش روابطعمومي حوزه هنري استان تهران، <حكمت سينما و نقد> عنوان سلسله نشستهايي است كه از سهشنبه هر هفته با هدف نمايش و نقد فيلمهاي جديد و معناگرايانه برگزار ميشود. |
----------------------------------------------------------
گزارش فروش فیلم سینمایی پسران اجری در هفته سوم مهر
فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاری زاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.
این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از چهار روز نمایش در 19 سینما 000/260/11 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم شنبه 21 مهرماه 100/940/4 تومان بوده است.
-------------------------------------------------------
|
پسران آجري در فرهنگسراي خانواده |
فيلم سينمايي <پسران آجري> به كارگرداني و تهيهكنندگي مجيد قاريزاده از تاريخ 23 مهرماه تا 7 آبانماه در سينما خانوادگي فرهنگسراي خانواده اكران ميشود.
به گزارش روابطعمومي مراكز فرهنگيهنري منطقه8، در اين فيلم بازيگراني چون پوريا پورسرخ ابوالفضل پورعرب، شراره دولتآبادي و ... به ايفاي نقش ميپردازند.
------------------------------------------------------
|
سريال بهراميان به جاي <مدار صفر درجه> ميآيد آنونسهاي <ساعت شني> آماده شد |
آنونسهاي سريال <ساعت شني> آماده شد.
به گزارش <باني فيلم>، آنونسهاي سريال ساعت شني توسط بهرام بهراميان آماده شد تا همه چيز براي پخش سريال جديد اين كارگردان آماده شود.
ساعت شني كه يكي از سريالهاي پر بازيگر توليد شده به حساب ميآيد، هماكنون به طور كامل آماده شده و در انتظار است تا در اولين باكس خالي شبكه اول روي آنتن رود.
آنطور كه گفته ميشود احتمال دارد ساعت شني با پايان سريال مدار صفر درجه جايگزين اين سريال شود و باكس دوشنبه شبها به اين سريال برسد.
رويا نونهالي، بيژن امكانيان، رويا تيموريان، نسرين مقانلو، پوريا پورسرخ، آزيتا حاجيان، برزو ارجمند، شهره لرستاني، سام درخشاني، مهراوه شريفينيا و... بازيگران اصلي ساعت شني هستند.
اين سريال توسط سيدرضا شكري با مشاركت سازمان بهزيستي براي گروه فيلم و سريال شبكه اول تهيه شده است.
--------------------------------------------------------
| "ساعت شنی" آبانماه روی آنتن میرود |
| مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" به کارگردانی بهرام بهرامیان آبانماه از شبکه یک پخش میشود. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، "ساعت شنی" که برای نخستینبار موضوع رحم اجارهای را مطرح میکند، با پشت سر گذاشتن مرحله صداگذاری برای پخش از شبکه اول آماده شد. در این مجموعه رویا نونهالی، رویا تیموریان، ژاله علو، داریوش ارجمند، مهراوه شریفینیا، بیژن امکانیان، کورش تهامی، کمند امیرسلیمانی، پوریا پورسرخ، شهره لرستانی، سام درخشانی و آزیتان حاجیان بازی کردهاند. مجموعه "ساعت شنی" که در 26 قسمت 45 دقیقه ای تولید شده، درباره یک پزشک خانم متخصص زنان و زایمان است که بچهدار نمیشود. او تصمیم میگیرد یک رحم واسط (اجارهای) پیدا کند و از طریق آن بچهدار شود. پیش بینی میشود این مجموعه آبان ماه در روزهای چهارشنبه ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شود. سایر عوامل تولید "ساعت شنی" عبارتند از نویسنده: احمد رفیعزاده، صداگذاری: مهرداد جلوخانی، صدابرداری: بهروز معاونیان، اصغر شاهوردی، طراح صحنه و لباس: مجید لیاجی، طراح گریم: مهین نویدی، آهنگساز: امید کرامتی، تدوین: مهدی حسینی وند، مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، مجری طرح و مدیر تولید: اردشیر ایراننژاد، تهیهکننده: سیدرضا شکری. |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۷:۵۸ , ۱۳۸۶/۰۷/۲۵ |
---------------------------------------------------------
|
گزارش <بانيفيلم> در مورد افزايش بهاي تبليغات شهري فيلمهاي سينمايي چه كسي قيمت بيلبوردها را گران كرد؟ |
گروه سينماي ايران- درپي افزايش بهاي تبليغات شهري فيلمهاي سينمايي، تعدادي از سينماگران به تحريم اين تبليغات پرداختند. درحالي كه عنوان شده بود، سازمان زيباسازي شهرداري بهاي بيلبوردهاي سطح شهر را افزايش داده، معاون طرح و برنامه اين سازمان، در گفتوگو با <بانيفيلم> اين نكته را تكذيب و اعلام كرد كه شهرداري نقشي در افزايش بهاي تبليغات شهري نداشته و اين مسائل از سوي شركت تبليغاتي طرف قرارداد با شهرداري صورت ميگيرد.
اين درحالي است كه سرتيپي ميگويد شركتهاي تبليغاتي فوقالذكر، تابع تعرفه سازمان زيباسازي شهردارياند.
افزايش قيمت تعرفهربطي به شهرداري ندارد
شريف كاظمي معاون طرح و برنامه سازمان زيباسازي شهرداري تهران با تكذيب مجموع اخبار مربوط به افزايش تعرفه تبليغات شهري محصولات سينمايي به <بانيفيلم> گفت: <اگر قيمت تابلوهاي تبليغي محصولات سينمايي افزايش يافته است، هيچ ربطي به شهرداري سازمان زيباسازي ندارد، بلكه مربوط به شركتهاي تبليغاتي است كه خود به اين افزايش هزينهها اقدام كردهاند.>
او با بيان اين مطلب كه شهرداري هميشه براي محصولات فرهنگي و سينمايي تخفيفهاي ويژهاي در نظر داشته است، تصريح كرد: < ما هميشه درصدي از قيمت را به عنوان محصولات فرهنگي كاهش ميداديم و حالا هم هيچ تغييري در رويه خود صورت ندادهايم. به اين دليل است كه تأكيد ميكنم شهرداري عوارض تبليغات شهري محصولات سينمايي را افزايش نداده است.>
شريف كاظمي در ادامه گفت:<شركتهاي تبليغاتي بسياري در مزايده تبليغات شهري شركت ميكنند و درواقع حاصل اين مزايده تعرفه تبليغات شهري را تعيين ميكند و در اين ميان شهرداري تنها مسؤوليت ارائه مجوز را برعهده داشته و در تعيين قيمت دخل و تصرفي ندارد. دخالت شهرداري تنها درحد تعيين عوارض است كه به هيچ عنوان عوارض محصولات سينمايي را افزايش نداده است.> شريفكاظمي كه چنين اخباري را خبرسازي عنوان كرد، آن را اقدامي دانست كه از سوي كسان ديگري اجرا شده ولي به حساب شهرداري گذاشته ميشود.
شهرداري هيچ استثنايي براي محصولات سينمايي قائل نشده است
شهرام طاهرخاني نماينده يكي از شركتهاي مربوط به تبليغات شهري كه نزديك به 10 سال مسؤوليت تبليغات شهري سينمايي را به طور انحصاري در اختيار داشته است در اين باره به <بانيفيلم> گفت: <مدتي بود كه قرارداد سازمان زيباسازي شهرداري تهران با تمام شركتهاي تبليغاتي به اتمام رسيده بود، به همين دليل شهرداري مجدداً با تعرفه جديدي اين مسئله را به مزايده گذاشت، تا اينكه تمامي اين شركتهاي تبليغاتي تحت عنوان <مجموعه تعاونيمحيطي> مشغول به كار شدند، پس از تشكيل اين تعاوني بود كه اجاره كليه بيلبوردها از ماهانه 10 ميلياد تومان به 15 ميليارد تومان رسيد و در اين افزايش قيمت، استثنايي براي محصولات فرهنگي در نظر گرفته نشد.>
او در ادامه گفت: <اين افزايش قيمت بود كه باعث شد، تابلويي كه تا به امروز با قيمت 550 هزار تومان اجاره داده ميشد به 750 هزار تومان برسد. فارغ از اين هيچگاه از سوي شهرداري براي محصولات فرهنگي تخفيف خاصي در نظر گرفته نميشد، اين تخفيف از سوي همين شركتهاي خصوصي ارائه ميشد، اما حالا آنقدر قيمت افزايش يافته كه ديگر چنين امكاني براي آنها فراهم نيست.>
او با بيان اين نكته كه افزايش قيمت هرسال وجود داشت، اما امسال خيلي بيشتر از سالهاي گذشته بود ادامه داد: <تا پيش از اين، ميتوانستيم قيمت هر بيلبورد را تا 200 هزار تومان پايين بياوريم، اما حالا نميتوانيم كمتر از 800 هزارتومان آنها را اجاره دهيم و مشكل اينجاست كه اگر اوضاع همينطور ادامه پيدا كند اين قيمت تا يك ميليون هم افزايش پيدا خواهد كرد.>
شركتهاي تبليغاتي تابع تعرفه سازمان زيباسازياند
علي سرتيپي كه اين روزها مسؤوليت پخش دو فيلم <پسران آجري> و <دستهاي خالي> را برعهده دارد، در اين باره به <بانيفيلم> گفت: <پخشكنندگان سينما با شركتهاي تبليغاتي مشخصي طرف قرارداد هستند، اين شركتها هم اذعان ميكنند كه چون سازمان زيباسازي قيمت كليه تبليغات شهري را دو برابر كرده ما هم چارهاي نداريم كه قيمت بيلبوردهاي سينمايي را به تبع همين افزايش قيمت، افزايش دهيم.>
او در ادامه گفت: <اين طور كه معلوم است شهرداري براي افزايش تعرفه تبليغات شهري هيچ استثنايي براي محصولات فرهنگي در نظر نگرفته است، به همين دليل براي اين شركتها كه رابط سينماگران در اين زمينه بشمار ميروند اين افزايش قيمت كاملاً طبيعي به نظر ميرسد،چون آنها نيز موظفند براي اين بيلبوردهاي 6 متري كه در اختيار محصولات سينمايي قرار ميدادند دو برابر اجاره بپردازند.>
او در ادامه گفت: <از آنجايي كه وضعيت به گونهاي شد كه هيچ تخفيفي براي محصولات فرهنگي در نظر گرفته نشد، براي اتحاديه تهيهكنندگان نيز چارهاي به غير از تحريم باقي نماند.>
--------------------------------------------------
کمیسیون فرهنگی مجلس سریال های ماه رمضان را بررسی می کند
| سینمای ما - يك عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت: بعد از بازگشايي مجلس سريال هايي كه در ماه مبارك رمضان پخش شد به دقت در كميسيون فرهنگي مورد بررسي قرار مي گيرند.سيد جلال يحیي زاده بيان داشت: به صورت جسته و گريخته ايراداتي درباره سريال هاي ماه رمضان به خصوص در رابطه با انطباق آنها با مسائل مذهبي و شرعي مطرح شده است كه در هفته جاري اين نكات به طور جامع تر از سوي كميسيون فرهنگي مورد بررسي قرار مي گيرند.وي افزود : در صورتي كه نمايندگان به اين نتيجه برسند كه در پخش سريال هاي ماه رمضان ايراداتي وجود داشته تذكرات لازم به مسئولان سازمان صدا وسيما داده خو اهد شد. | |
|
شنبه,21 مهر 1386 - 22:4:30 | |
--------------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس رامين شريفزاده در نشستي كه امروز با حضور ميرباقري معاون سيما، مهدي فضائلي رئيس انجمن روزنامهنگاران مسلمان، عليرضا برازش مدير شبكه اول سيما، مهدي فرجي مدير شبكه دو سيما، محمدتقي فهيم منتقد و اصحاب رسانه در ساختمان انجمن روزنامهنگاران جوان برگزار شد، گفت: من صرفنظر از سياست سازمان صدا و سيما مبني بر ميخكوب كردن مردم پاي تلويزيون قصد دارم به محتواي سريالهاي تلويزيوني در ماه مبارك رمضان بپردازم و قصد دارم بدانم كه آيا اين سياستها با ارتقاي سطح فرهنگي مردم همراه بوده است يا خير؟ مقام معظم رهبري در سخنان خود فرمودهاند كه فيلم خنثي، بياثر و بيمحتواي بدون نام پخش نكنيد و برنامهاي كه فقط يك فاصله زماني را پر ميكند پخش نكنيد كه نشان از اهميت محتوايي سريالها ميدهد و همين موضوع باعث شده تا مسئولان صداوسيما در دفترچهاي كه هر ساله به عنوان اهداف، محورها و اولويتها برنامهسازي دارند، در برنامهسازي فرد به محورهاي مختلفي اشاره كنند كه زمينهساز بحث است.
----------------------------------------
---------------------------------------
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را در روزهاي گذشته پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن برود. به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سريال «ساعت شني» در زمرهي پر بازيگرترين مجموعههاي سالهاي اخير تلويزيون قرار ميگيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند. بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفينيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداختهاند. خبرنگار ايسنا با حضور در آخرين مرحلهي صداگذاري شاهد شركت بازيگران اين مجموعه تلويزيوني بود كه به ترتيب و در فواصلي نيم ساعته در دفتر تدوين و صدا حاضر شدند تا قسمتهايي از ديالوگها كه به لحاظ صدا در حد قابل قبولي نبود را تكرار كنند. تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي ميشوند و قرار است از اينشبها به روي آنتن شبكه اول برود. سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند و كارگردان اين سريال در گفتوگويي با ايسنا اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نميشود. «ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود. او تصميم ميگيرد يك رحم واسط (اجارهاي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچهدار شود. به گفتهي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح ميشود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد. در ادامه داستان «ساعت شني» كه در اختيار ايسنا قرار گرفته آمده است: بعد از اين كه زني تقبل ميكند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه ميشود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر ميشود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي ميشود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منشهاي متفاوت فكري گذر ميكند. به گزارش ايسنا، «ساعت شني» با پرداختن به مسائل اجتماعي و روزانه جامعه، دومين ساخته بهراميان پس از سريال «مشق عشق» محسوب ميشود. اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد. تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفتو گويي با ايسنا اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال همچنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر ميگذارد و حتي گفته ميشد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم. به گزارش ايسنا عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني عبارتند از: نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا نويسنده:احمد رفيعزاده جلوههاي ويژه رايانهاي: هديش بيگدلي شاملو جلوههاي ويژه ميداني: داوود رسوليان جلوههاي ويژه رنگي: ميثم كمالي اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت منشيصحنه: شيدا باسلهچي/برنامهريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكري انتهاي پيام
| |||




:پايان و فرجام هميشه مهمترين بخش هر کار است. در اين زمينه مي توان ضرب المثل هاي فراواني را بر شمرد: «کار را که کرد؟ آن که تمام کرد»، «جوجه را آخر پاييز مي شمارند»، «شاهنامه آخرش خوشه» و... 



شکرانه نام سعيد سلطاني را به عنوان کارگردان بر خود دارد که يادآور سريال هاي خوب و ماندگار پس از باران و لبه تاريکي است. سلطاني در اين دو مجموعه نشان داده که کارگرداني حرفه يي و توانا است. از سلطاني در ماه هاي گذشته سريال سال هاي برف و بنفشه از شبکه سه پخش شد که موفقيت زيادي نسبت به دو سريال پس از باران و لبه تاريکي به همراه نداشت. شکرانه اگر به همين منوال پيش برود در کارنامه سلطاني کار نه چندان موفقي به شمار خواهد رفت که بايد در تحليل آن تامل کرد. 









