" من محبوب ترم! "

در ادامه مطلب می توانید مصاحبه مجله "زندگی ایده ال" با "پوریا پورسرخ"
را مشاهده نمایید
ادامه مطلب
"ضد قهرمان انتقام جو "


در ادامه مطلب می توانید مصاحبه مجله "زندگی ایرانی" با "پوریا پورسرخ"
به مناسبت پخش سریال رستگاران مشاهده نمایید
ادامه مطلب
مصاحبه مجله اتفاق نو با پوریا پورسرخ

پوریا پورسرخ از زمانی که با ((وفا)) مطرح شد چندین بار تغییر گارد داده و هم در مواجهه با اهالی تلویزیون و سینما وهم در برخورد با اهالی مطبوعات استراتژی های گوناگونی داشته است. این گوناگونی را در اثار پرفراز و نشیب او طی همین دو سال و دو ماه نیز به خوبی می توان احساس کرد: شکرانه کجا و وفا کجا ! روز سوم کجا و پسران اجری کجا !
با تمام شدن این بالا و پایین شدن ها پوریا هنوز هم چهره است و هنوز هم پیشنهادات عمده ای برای بازی در نقش های اصلی دارد.چه در سینما و چه در تلویزیون.
مطبوعاتی ها خوب می داننند که پوریا کمتر اهل گفتگو است اما خوشحالیم که پذیرفت تا در این گفتگوی خودمانی با اتفاق نو شرکت کند.
- تعداد کارهای سینما و تلویزیونی ات چندتا شده؟
پوریا: 5 تا سریال و 6 تا فیلم سینمایی.
- تا قبل از اینکه تو در 2 فیلم اخیرت ( عیار 14 و حرکت اول ) بازی کنی امار سریال هات بیشتر بود اما الان فیلم هات از سریال های تو جلو افتادن.فکر میکنی این روند ادامه پیدا میکنه؟
پوریا: بله.ادامه پیدا میکنه ! قبلا هم به صراحت اعلام کرده بودم که دیگه قصد فعالیت تو تلویزیون را ندارم.اون موقع خیلی ها به من خرده گرفتن که چرا خودت رو از تلویزیون دور کردی و به سمت سینما اومدی.استدلالشون این بود که توی سینما بازیگری مثل من نمیتونه تصمیم گیرنده باشه.اما خوشحالم که به هدفم رسیدم.
- فیلم های تلویزیونی 90 دقیقه ای هم که تا حالا بازی نکرده ای/
پوریا : نه.باید فیلم نامه وسوسه انگیز و شرایط کامل باشه تا به تله فیلم جواب مثبت بدم.
- بعد از یازده پروژه تصویری احساس میکنی الان به تجربه کافی رسیدی؟
پوریا : به تجربه کافی نه.اما امیدوارم دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم.من مثل همه بازیگر ها قطعا اشتباهات جدیدی خواهم داشت.این 11 پروژه تصویری تو زمان خیلی کوتاهی اتفاق افتاد و یه قسمت عمده اش مربوط به همون یه سال اول فعالیت منه.
شما حساب کنین من چهارشنبه سوری سال 84 بین مردم بودم و یه هفته بعد نمی تونستم با توجه به استقبالی که از وفا شده بود حتی از خونه بیرون بیام!
- اره قبول دارم! برای کمتر بازیگری شرایط این قدر سریع مهیا میشه. ((وفا)) متاسفانه یا خوشبختانه نقطه اوج کار تو بود و تجربه ثابت کرده که سقف سریال های تلویزیونی حداقل برای بازیگرای (( جوون )) بالاتر از این نیست.درست همونطور که حمید گودرذی هم هیچ وقت نتونست با (( تب سرد )) یا (( کمکم کن )) موفقیت (( مسافری از هند )) رو تکرار کنه.
پوریا : هیچ بازیگری به تنهایی نمیتونه سرنوشت یک پروژه را رقم بزند.خیلی چیزها اصلا دست خود ادم نیست!
تا پارسال فکر می کردم شرط موفقیت فیلم نامه خوبه.اما الان نقش کارگردان رو هم درک میکنم.مثلا فیلمی که اقای (( لطیفی )) ساخت نسبت به فیلمنامه (( روز سوم )) جلوتر بود.
توی تلویزیون خیلی سخت تمام اتفاق های خوب کنار هم رخ می ده.
- ناگفته نمونه که بازی ات تو (( ساعت شنی )) به نظر خیلی ها از جمله ما (!!)فوق العاده بود و به نوعی (( شکرانه )) را جبران کردی !
پوریا : یه مجموعه روی بازده کار بازیگر تاثیر می ذاره. خیلی ها معتقدند که اغلب بازیگرای (( ساعت شنی )) خوب بازی کردند.منم اگه خوب بودم یکی از اونا هستم.اگه میشه بگین اگه من تو ((شکرانه)) بد بودم انوقت کی خوب بود؟
- ایا واقعا فکر می کردی ((ساعت شنی )) اینقدر خوش ساخت و جذاب بشه؟
پوریا : بله.کاملا فکر می کردم.یادم هست پیش از اینکه وفا ساخته بشه بهرام بهرامیان و احمد رفیع زاده مشغول بازنویسی (( ساعت شنی)) بودن.
این مجموعه فکر و تحقیق زیادی رو همراه داشت.
- شنیدیم که نقش تو توی این فیلم به شدت سانسور شده بود !
پوریا : اون چیزی که از من پخش شد 30 % حجم بازی من تو این سریال بود.نقش خانم مقانلو هم خیلی کوتاه شد.به هرحال اینم یه تجربه ای شد برای من.
- از چه نظر؟
پوریا : از هر نظری که فکرش را بکنین ! تا یادم نرفته بگم بازی خانم مقانلو توی سریال فوق العاده درخشان بود.حتی باوجود اینکه قسمت عمده ای از ان حذف شد.
- قبل از (( ساعت شنی )) شرایط خوبی نداشتی.فیلم هات فیلم های خوبی نبودن.اصلا چه دلیلی وجود داشت با بازی تو (مصائب دوشیزه ) به سراغ سینمای ظاهرا (معنا گرا) بری.تازه اونم با چهره پردازی عجیبی که داشتی؟
پوریا : دنبال تجربه بودم.می خواستم گونه های مختلف سیما رو تجربه کنم.تجربه چه خوب و چه بد به درد بازیگر می خوره.من تو اون مقطع دنبال ازمون و خطا بودم.
- پسران اجری با شعارپرداختن به جوون ها ساخته شد.اما اصلا نتونست یه فیلم (( تین ایجری )) باشه.
پوریا : این فیلم اولین تجربه من توی سینما بود.میخوام بدونم مگه بقیه بازیگرا با ((بن هور )) شروع کردند؟
بازی تو این فیلم هم بزارین به حساب همون ازمون و خطا.
درس گرفتم که اگه قرار شد بازم تو فیلم تین ایجری بازی کنم از تفکر و تصور کارگردان نسبت به جوون های امروز بیشتر اطلاعات کسب کنم.
- اما (( روز سوم )) داستان دیگه ای برات داشت.
پوریا :این فیلم رو همیشه دوست دارم.حتی از رل کوتاهی که در ((مهمان)) داشتم هم ناراضی نیستم.فروش خوب این دوفیلم باعث شد کارنامه پارسال من تا اندازه ای بالانس بشه.بازیگری مثل شطرنج تمرکز وتصمیم های درست میخواد.گاهی اوقات یه حرکت نا به جا بازیگر را تا استانه شکست پیش می برد.تازه با این تفاوت که تو ((شطرنج بازیگری )) اسب الزاما L حرکت نمیکنه و ... !
- از 2 فیلم اخیرت حرف بزن.همکاری با شهبازی چطور ممکن شد؟
پوریا : خیلی ها دوست داشتن و دوست دارن با ادمی مثل شهبازی همکاری کنن.برای این نقش خیلی ها نامزد شده بودن و خیلی ها هم پیغام و پسغام فرستادن.اما خوشحالم که این نقش با اعتماد اقای شهبازی به من رسید.
- حاصل همکاری رضایت بخش بود؟
پوریا : خیلی زیاد.از قول من بنویسید که بازی تو یه سکانس شهبازی به بازی تو رل اول ده تا فیلم می ارزه.
- همبازی هات تو (( عیار 14 ))؟
پوریا : محمد رضا فروتن عزیز.کامبیز دیرباز.مهشید افشارزاده تو این فیلم جوری بازی کردن که اصلا تصورش را هم ندارین.
مریم ساداتیان هم اولین تجربه اش رو به خوبی پشت سر گذاشت.
- وبعد هم ((حرکت اول )) که اولین فیلم فرهاد نجفی است؟
پوریا : البته نجفی قبلا امتحانش را برای ساخت تصویر خصوصا تیزر هایی که ازش دیدیم به خوبی پس داده بود. و میشد پیش بینی کرد که بتونه فیلم سختی مثل حرکت اول رو بسازه.
- تو عکسای فیلم تورو مشغول حرکت های رزمی یا به قول خودمون زدوخرد هم میبینیم !
پوریا : بله.خودم از کارگردان خواهش کردم که برای من توی فیلم اصلا از بدل استفاده نشه.خوشحالم که توی این فیلم بازی کردم.هم به خاطر تحرکی که داشت و هم به خاطر فضای فیلم که به نوعی می شه گفت فانتزیه.
- چطوری برای بازی تو این صحنه ها به امادگی بدنی رسیدی؟
پوریا : اگه یادتون باشه تو روز سوم نقش یه ((باربر)) به اسم رضا رو بازی کردم.همون موقع با اقای لطیفی به این نتیجه رسیدیم که اندام رضا باید به خاطر شغلش تنومند باشه.به همین خاطر حدود 10 کیلو وزنم را بالا بردم.بگذریم از اینکه تو یه مجله تخصصی نوشته بودن ((پورسرخ)) برای اینکه رمبو بشه وزنش رو بالا برده !!!
بعد ((روز سوم)) گرفتار ((شکرانه )) وسفر به تاجیکستان شدم و وزنم همچنان بالا بود تا اینکه برای ((حرکت اول )) این نیاز احساس شد که برگردم به وزن ایده ال.حدود 4 ماه تمرینات فشرده ایروبیک و رزمی داشتم که 1 ماه و نیم اون همزمان با فیلم برداری بود.
- تو ((حرکت اول )) برای اولین بار با الناز شاکر دوست که این روزها مطرح ترین بازیگر زن سینمای ایرانه همبازی شدی.این همکاری چطور بود؟
پوریا : الناز بازیگر بسیار خوب و باهوشیه.و از این همکاری رضایت کامل دارم.
- نقش اصلی این فیلم را تو بازی میکنی یا شاکردوست؟
پوریا : ما در حقیقت 5 نفر هستیم که نقش هامون هم پای یکدیگه پیش میره.
- اون 3 نفره دیگه؟
پوریا : لیلا اوتادی- تیرداد کیائی که تو ((پسران اجری)) هم کنار هم بودیم و تو این فیلم هم قابلیت هاشو نشون می ده و علی صادقی.
- نقش علی صادقی کمیدیه؟
پوریا : فیلم اساسا اکشن-کمیدیه.
- فکر می کنی ((حرکت اول )) بتونه پرفروش ترین فیلمی بشه که پوریا پورسرخ توش بازی کرده؟
پوریا : فروش فیلم یه پازله که بازیگر فقط یه قسمت از اون پازله.الان تنها چیزی که موفقیت فیلم رو تقریبا تضمین می کنه فضای طنزالود فیلم هاست.به همین خاطر پیش اومده که از یه بازیگر همزمان 2 فیلم اکران می شه اما اون فیلمی که بار کمدی بیشتری داره 3 برابر فیلم دیگه فروش می کنه. تو دورانی که سینمای کمدی برای گیشه کارسازه من به موفقیت ((حرکت اول )) خوش بینم. اقای مرتضی شایسته هم اخیرا با یکی از خبرگزاری ها گفتگویی انجام داده بودند و ابراز امیدواری کرده بودند که ((حرکت اول )) تو گیشه هم فیلم موفقی بشه.
- یه جایی خوندم ((حرکت اول)) یه فیلم ویدیویه !
پوریا : این فیلم جلوه های ویژه کامپیوتری زیادی داره و به همین دلیل به صورت ویدیوئی فیلمبرداری شده تا بعد از فیلمبرداری بشه تغییرات لازم را روی تصاویر انجام داد.نباید این سوء تفاهم پیش بیاد که برای ارائه این کار به ویدئو کلوپ ها یا کم هزینه شدن تولید به سمت فیلمبرداری ویدیوئی رفتیم !
- با ((روزسوم)) نامزد سیمرغ شدی.اینبار ((عیار14)) و ((حرکت اول)) اصلا تو جشنواره شرکت می کنن تا تو بازهم شانس سیمرغ داشته باشی؟
پوریا : جشنواره برام اصلا مهم نیست.پارسال که اصلا دوست نداشتم توی جشنواره فیلمی داشته باشم و اگه می فهمیدم فیلمی که برای بازی در اون با من مذاکره شد می خواد تو جشنواره شرکت کنه سعی می کردم اصلا در ان فیلم بازی نکنم.
- چرا؟!
پوریا : با توجه به اتفاقاتی که بعداز نامزد شدن من برای روز سوم پیش اومد می ترسیدم اگه باز هم تو جشنواره باشم این بار با چاقو سراغم بیان !
- کیا؟!
پوریا : حسودا !!!!!
- اما امسال هم شاید یکی از فیلم هایت به جشنواره برسن.
پوریا : الان اصلا برام فرقی نمی کنه !
- اخرین بار کی خارج بودی؟
پوریا : چند روزی رفته بودم دبی.
- قرار بود با سازنده های شکرانه به تاجیکستان سفر کنین.منتفی شد؟
پوریا : نه.قراره بریم.در تاجیکستان از این سریال خیلی استقبال شدو ما را به این کشور دعوت کرده اند.برام همیشه سوال بود که چرا سریال های شبکه 5 با استقبال مخاطب رو به رو نمیشن.تصور نمیکردم علت این باشه که فقط مردم تهران این شبکه رو می بینن.اما با پخش بد ((شکرانه)) در بدترین ساعت ممکن و همزمان با مسابقه های حساس استقلال و پرسپولیس وبازی های بین المللی سپاهان به من ثابت شد که علت اصلی دیده نشدن سریال های این شبکه چی بوده.
نمیدونم چرا مسئولان این شبکه از سریال هایی که خودشان طرحش را تصویب میکنن و تولیدش میکنن حمایت لازم را ندارن.
- مثل اینکه از شکرانه هنوز دل چرکین هستی؟
پوریا : گاهی اوقات سرکار اتفاقاتی می افته که مثل مسائل خانوادگی هست و نمی شه مطرحشون کرد.یکی از دلایلی که باعث شد بازی من در این سریال ضعیف جلوه کند اتفاقاتی بود که طی زمان تولید و حتی بعد فیلم برداری افتاد.
- فکر نمیکنی این حرف ها به ضررت تموم شه؟
پوریا : من همیشه چوب زبانم را خوردم.یه بار دیگه هم روش !
- حرف اخر ؟
پوریا: بعضی ها پیش تولید یه بازیگر رو نمی بینن.متوجه نیستن که یه بازیگر احتمال داره تو تئاتر یا اموزش گاه ها زحمات زیادی کشیده باشه تا حکم ادمای اویزان رو پیدا نکنه ! به نظر من باید با دقت بیشتری اظهارنظر کنیم و تصور نکنیم که یه بازیگر << یک شبه >> مطرح شده ...
- ممنون که خودت را سانسور نکردی.
پوریا : منم ممنونم از شما .
<< پوریا به عنوان یک علاقه مند به فوتبال قهرمانی پرسپولیس را به قرمزها تبریک گفت. >>
ممنون از دريا و بهاره عزيز
شناسنامه
پوریا پورسرخ هستم . متولد 4/4/1356 در تهران . مجردم . دو خواهر و یک برادردارم و فرزند اول خانواده هستم . دیپلمم رادر رشته تجربی گرفتم و بعد وارد دانشگاه شدم ودر رشته اصلاح نباتات لیسانس گرفتم . فوق لیسانسم مربوط می شود به فیزیولوژی گیاهی وقصد دارم این رشته راتا اخذ مدرک دکترا ادامه دهم . فیلم های سینمای روز سوم ، مصائب دوشیزه ، پسران آجری ، مهمان و همچنین سریالهای فرار بزرگ، وفا ، صاحبدلان ، شکرانه و ساعت شنی را در کارنامه دارم .
پیش تولید وفا
در حدود سه سال پیش صحبت از نقشی به میان آمد به اسم معین . در گیر پیش تولید سریال وفا بودم که پیشنهاد بازی در کار آقای بهرام بهرامیان را دریافت کردم .همانطور که می دانید وفا با اقبال عمومی مواجه شد و در راه معرفی من کار خوب وپر سروصدایی بود . پس از آن با آقایان بهرامیان وشریفی نیا در ارتباط با ساعت شنی صحبت کردم .هر دو طرف معتقد بودیم نقش معین می تواند ادامه خوبی باشد برای منی که با وفا معرفی شده بودم ، زیرا هم نقش متفاوت بود و هم اینکه شرایط سختی را به لحاظ بازی می طلبید . از سوی دیگر چون دوست داشتم با این گروه حرفه ای همکاری کنم خوشحالم که این اتفاق افتاد تا من هم بخشی از مجموعه موفق مورد اشاره باشم .
سرم را بالا می گیرم
با وجود آنکه دو سال و خرده ای از ساخت ساعت شنی گذشته است هنوز هم سوژه این سریال بکر مانده است وبه لحاظ ساختاری نیز کار به حد قوی است که می توانم سرم را بالا بگیرم وبه حضور در این پروژه افتخار کنم .
نقش منفی درتلویزیون
شاهین سریال صاحبدلان نیز رگه هایی از منفی بودن را به واسطه شخصیت شری که داشت در خود می دید اما قلب او مهربان بود .ضمن آنکه در نهایت نیز به نوعی استحاله رسید و تا حدودی احیا شد .شاهین ، دل و رفتارش فرق می کرد و شخصیت او به نوعی درگروی تربیت نا صحیح خانواده بود . اما معین ساعت شنی یک نقش کاملا منفی است و از این حیث با شاهین صاحبدلان تفاوت دارد . معین خود را در طبقه ای جا زده که عضو آن نیست . در واقع از آنجایی که برای او هدف، وسیله را توجیه می کند لذا این جوان به هر ابزاری حتی اگر غیر اخلاقی باشد نیز متوسل می شود تا موانع را از پیش رو بردارد و به خواسته هایش برسد . معین وا نمود می کند که متعلق به طبقه ای فرادست خود است تا از این طریق بتواند دختران و پسران را فریب دهد .
زنگ خطر
همانگونه که ساعت شنی در مجموع به برخی از معضلات اجتماعی پرداخته است ، شخصیت معین نیز خالی از این بار نیست و ما قصد داشتیم تا با به تصور کشیدن این جوان به هم نسلان خود اعلام خطر کنیم و بگوییم که برای مثال نباید فریب ظاهر افراد را بخورند وبه بیرونشان اعتماد کنند .
یکی مثل معین
متاسفانه در جامعه بر خورده ام به افرادی که شبیه معین بوده اند . یکی از همین آدم ها چند سال پیش دوست من بود .او طوری وانمود می کرد که گویی از مال دنیا بی نیاز است و صاحب ثروتی عظیم ، به همین خاطر وقتی به من و چند نفر از دیگر رفقای مشترکمان پیشنهاد شراکت داد بلا درنگ پذیرفتیم و سرمایه خود را در اختیار او گذاشتیم ، اما او به عوض اجرای پروژه آن پول ها را برداشت و از ایران فرار کرد .
تقدیر از گریمورها
صرف نظر از خود نقش چهره پردازی و طراحی گریم آن نیز از دیگر نقاط قوت شخصیت معین به حساب می آید زیرا بر خلاف کلیشه های رایج که در آنها بد من های جوان حتما باید ابروها را تیغ انداخته باشند و موها را مطابق مد روز درست کنند معین با ظاهری معمولی دیده می شود تا بدین وسیله امکانش فراهم آید که بازیگر بتواند از طریق بازی خود منفی بودن اورا به معرض نمایش بگذارد . از خانم معین نویدی و دانیال عزیز متشکرم .
باور پذیر
سعی کردم این شخصیت را به رغم آنکه منفور بود (یعنی فراتر از یک نقش منفی ) دوست داشته باشم تا بتوانم آن را باورپذیر بازی کنم .
تلاش :از سختی های کار یکی این بود که باید طوری وانمود می کردی تا شخصیت های درگیر قصه پی به باطن معین نبرد .
پوریا : بله یعنی به نوعی بازی در بازی . من باید طوری بازی می کردم تا مخاطب سریال متوجه شخصیت واقعی معین بشودو از سویی دیگر نباید اجازه می دادم تا حقیقت این آدم نزد پارتنرها یم در ساعت شنی لو برود .
بهترین نقش
تلاش : اعتقاد داریم نقشی که در این سریال بازی کرده ای به رغم حضور کوتاه مدتش بهترین کار تو به حساب می آید ، خودت در این زمینه چه نظری داری ؟
پوریا :تک تک نقش های که تا کنون ایفا کرده ام را دوست دارم اما اگر قرار باشد از میانشان بهترین ها را گلچین کنم من هم مثل شما یکی از انتخاب هایم معین سریال ساعت شنی خواهد بود ، با این حال نباید از نقشی که در(روز سوم ) ایفا کردم نیز غافل شویم .اما در مورد کوتاه بودن نقش معین باید بگویم نقش منفی به خودی خود دشوار است و اگر قرار باشد که آن را در زمانی کوتاه بازی کنید سختی کار چند برابرمی شود ، زیرا به واسطه ی سکانس های کمتری که در اختیار بازیگر قرارمی گیرد اوباید انرژی بیشتری را صرف کند تا نقش باور پذیر از کار درآید .
خود سانسوری
یکی از اصلی ترین مشکلاتی که در مرحله تولید سریال شکرانه داشتیم خود سانسوری بود . آنجا تا می آمدیم کاری را در ارتباط با قصه انجام دهیم به ما می گفتند این کار نکنید ! به همین خاطر قصه مرتبا تغییر فاز می داد تا بدانجا که در نهایت تبدیل به چیز دیگری شد . سریالی متفاوت از آنچه درمتن اولیه آن آمده بود .آنچه که شما آن را جراءت تعبیر می کنید در واقع پرهیز سازندگان ساعت شنی بوده از خودسانسوری وتراشیدن خط قرمزهای فرضی .
صورت مساله
جامعه ما هم مثل هر اجتماع دیگری مشکلات خاص خود را دارد .مردم نیز توقع دارند هنرمندانشان به این معضلات بپردازند و آنها را در کارهای خود بگنجانند پس روش بسیار نادرستی است اگر بخواهیم با خط قرمزهای فرضی صورت مساءله را پاک کنیم . به طور مثال چندی قبل یکی از مسئولین امور بهداشتی برای بار چندم نسبت به گسترش بیماری ایدز اخطار داد . با این حال اگر کسی بخواهد سریالی در ارتباط با این بیماری بسازد خود را گرفتار در میان عادت خود سانسوری خواهد دید و این درحالیست که می توان از طریق اطلاع رسانی بخشی از جامعه را در مقابل ایدز واکسینه ساخت . اصلا اگر بتوانیم از نقطه نظر فرهنگی قدمی در ارتباط با این بیماری برداریم کار بزرگی کرده ایم . مخصوصا که مردم خیال می کنند وقتی می گویی ایدز ، الزاما باید به معنای ناهنجاری جنسی باشد . در حالی که این مساءله یکی از صدها راهیست که برای انتقال این بیماری وجود دارد .
حرفهای متین جعفری
چندی پیش داشتم مصائبه ی امیر جعفری با نشریه شما را می خواندم به نظرم این هنرمند با استعداد و توانا حرف بسیار جالبی در اتباط با مقوله ی بازیگری زد . امیر گفت : بازیگر(بازیگر )است و تغییری نمی کند . بنابراین آنچه تغییر می یابد نقش است و نه بازیگر و این بدان معناست که وقتی بازیگری توانسته قابلیت های خود را در یکی دو پروژه نشان بدهد اگر در یک کار دیگر بد ظاهر شود این مساءله صرفا به او باز نمی گردد و ارتباط مستقیم دارد با متنی که در دل آن قرار گرفته و کارگردانی که با او همکاری می کند و چندین عوامل دیگر .
افت نکرده ام
پوریا پورسرخی که در سریال شکرانه بازی کرد همان بازیگری بود که وفا و صاحبدلان را ازاو دیدیم . من همانم که ساعت شنی را در پخش دارم ، پس اینکه بازی ام درشکرانه به دل نمی نشیند ، در حالیکه به خاطر روز سوم یا مابقی کارها مورد ستایش منتقدان قرار می گیرم ، به این مفهوم نیست که در مقاطعی افت می کنم ویا مبتلا به فراز و نشیب هستم ، بلکه پتانسیل نقش و همچنین ظرفیت متن و ایضا اتفاقاتی که در مسیر تولید به وقوع می پیوندند می توانند تاءثیر زیادی در کیفیت و کارایی من داشته باشند . بله بازی من در شکرانه به خوبی کاری که در ساعت شنی انجام داده ام نیست اما مقصر این نکته که شکرانه ریتم کندی داشت ویا در داستانش اتفاق خاصی نمی افتاد من نیستم و اصولا هیچ بازیگری نمی تواند تعیین کننده ریتم سناریو و فراز و نشیب های آن باشد .
منفعل
حامد شکرانه در همه جای قصه ی این سریال شخصیتی منفعل داشت .جوانی که مدام سرش کلاه می رفت و شما نمی توانستید وی گی قهرمانانه و خاصی که بتواند برای بیننده جذاب باشد را دراو پیدا کنید . بنابرین باز هم می رسیم به جمله نغزی که امیر جعفری به زبان آورده است . یک جا نقش به شما این فرصت را می دهد تا به خوبی دیده شوید و در جای دیگر این فرصت را از شما سلب می کند .
انتخاب
تلاش :اینجاست که بحث انتخاب به میان می آید .یعنی بازیگر مستعدی چون پوریا پورسرخ نباید شکرانه را انتخاب می کرد .
پوریا : در این کار هر بازیگری مسئول انتخاب های خودش است تردیدی وجود ندارد و من نیز با شما در این زمینه که عامل انتخاب می تواند مبین عیار بازیگر باشد موافقم اما مسائله اینجاست که سناریوی اولیه ی شکرانه ؛یعنی کاری که من به آن جواب مثبت دادم و به خاطرش با این پروژه قرار بستم آن چیزی نبود که ساخته شد و روی آنتن رفت .به همین خاطر در ارتباط با این کار نمی توانید از انتخاب من ایراد بگیرید .
صحبت تارخ
خوشحالم که یک بار از زبان استاد امین تارخ شنیدم که می گفت انتخابت در سریال صاحبدلان بسیار لب تیغی بود ، زیرا آنجا که دستت را بالا می بردی و می گفتی ( ما خودمون اند این صحبت هاییم ) می توانست در مخاطب ایجاد انزجار کند ، اما این اتفاق را طوری پیاده کردی که تبدیل شد به بخش شیرین این شخصیت .
مهشید
بر این باورم که مهراوه شریفی نیا چوب اقتدار و نفوذ والدینش را می خورد .زیرا اگر شریفی نیا من نوعی را به پانزده پروژه معرفی کند کسی حرفی نمی زند ، در حالیکه چنانچه این کار را برای دخترش انجام دهد صدای همه در می آید .با این حال اتفاقی که در ساعت شنی برای مهراوه افتاده شبیه تجربه ایست که من با سریال وفا به دست آوردم .از این بابت بسیاربرای این دخترمستعد وپرتلاش خوشحالم. مخصوصا که به یاد می آورم تلاش قابل ستایش مهراوه را برای ایفای هر چه بهتر نقش مهشید .
نسرین مقانلو
بیشترین بازی ام در ساعت شنی باخانم نسرین مقانلو بود. با ارتباط توانایی های ایشان بنده در حدی نیستم که بخواهم اظهار نظر کنم . اما راجع به مسئولیت پذیری این بانوی هنرمند بد نیست تا به خاطره ای اشاره کنم . با وجود این که خانم مقانلو مسافر آمریکا بودند و باید مقدمات این سفر را جورمی کردنداما پس از اتمام بازیشان هم لوکیشن را تر ک نمی کردند و کنار دوربین می ایستادند تا به من ری اکشن بدهند .
جوانتر ها
عملکرد کسانی که به واسطه سریال (ساعت شنی ) معرفی شده اند کمتری از تلاش بزرگترها نبودو نظرم از لحاظ بازیگری باید حساب ویژه ای را برای این سریال بازکرد
اهدای عضو
در تمامی ادیان به مساءله نوع دوستی توجه ویژه ای مبذل شده. لیکن شریعت شیعه در این زمینه یک گام پیشتری از سایرین است با این حال در ایران که کشوری شیعه نشین است ،اهدای عضو آمار ناچیزی دارد ،چرا؟ به راستی چرا در سرزمینی که باید در چنین آماری سرآمد سایرین باشد پایین تر از دیگر کشور هاست؟ جواب را باید در بحث فرهنگ سازی پیدا کرد. وقتی نمی توانیم از طریق ابزار مختلفی که برای معرفی پدیده های اجتماعی وجود دارند، اطلاع رسانی کنیم، ناآگاهی مردم منجربه کاهش آمار مطلوب وافزایش واقیعتهای تلخ خواهد شد. در ارتباط با سوژه سریال ساعت سنی هم یقین بدانید که بحث رحم اجاره ای یکی از موضوعات مهم جامعه است و تردیدی نداریم که این سریال با هماهنگی آگاهان و مسئولان مذهبی ساخته شده است.
تحلیل و نتیجه گیری
تلاش: یکی از ویژگی های مقبول سریال ساعت شنی این است که به غیر از طرح یک موضوع به تحلیل آن نیز می پردازد و از آن نتیجه مهم می گیرید
پوریا:و حسن این نتیجه گیری آن است که به سبک فیلم فارسی نیست و رویکردی واقع گرایانه به مسائل دارد .
پشت صحنه
یقین بدانید توفیقی حاصل نمی آمد اگر درپشت صحنه سریال ساعت شنی رفاقت حکمفرما بود.
طلب عوامل
تلاش: ولی طبق شنیده های ما تهیه کننده هنوز دستمزد بسیاری از دست اندکاران این سریال را نپر داخته است. پوریا: به نوبه خود هنوز حتی یک ریال بابت حضور در ساعت شنی نگرفته ام. تلاش: با توجه به این که کار گرفته و مخاطب قابل توجهی دارد ، چقدر احتمال می دهی که از خیر طلب بگذری؟ پوریا: به هرحال چون قرار دادی بسته شده و تهیه کننده خود را ملزم به پرداخت دستمزدها کرده، لذا کار حرفه ای آن است که دنبال پولمان باشیم و آن را تا ریال آخر از آقای شکری بگیریم.
بیات نشد
در عالم هنر های تصویری قانون نانوشته ای وجود دارد دال بر اینکه اگر کاری دیر پخش شود، بیات (پیر)می شود. با این حال این اتفاق برای ساعت شنی نیفتاده و اوضاع به گونه ایست که نمی توانم به واسط حضور در این پروژه احساس افتخار کنم.
احتمال سانسور
تلاش : در خبرها آمده بود که ساعت شنی را توفیق کرده اند ؟
پوریا : این سریال چیزی در حدود 28 قسمت ساخته شده و در حال پخش است . از طرفی قصه معین تا این لحظه که من کار را دنبال کرده ام شروع نشده ، امیدوارم در 17 قسمتی که از سریال باقی مانده به داستان معین پرداخته شود و ما با جابه جایی در قصه معین روبه رو باشیم نه حذف آن . با این حال امیدوارم ساعت شنی از این به بعد با کم لطفی مسئولان مواجه نشود .
می آمدید سر کار ما
شنیدم که یکی دو نفر از بازیگران سریال های اغماء و میوه ممنوعه اعتراض داشتند به اینکه دستشان سر کار بسته بوده است . وقتی مصاحبه این دوستان را خواندم دلم می خواست ازشان دعوت کنم تا با بازیگران شکرانه حرف بزنند .زیرا مطمئنم که اگر آنها یکی دو روز سر لوکیشن ما می آمدند نظرشان درباره ی محدودیت های حاکم بر اغماء و میوه ممنوع تغییر می یافت .زیرا این سریال ها تنها در یکی دو قسمت پایانی شان دچار مشکلاتی شدند در حالیکه سریال شکرانه از همان روز اول تصویر برداری اش گرفتار نباید ها بود . این خود سانسوری ها به حدی بود که بیشتر از آنکه به من بگویند چه کاری را انجام بده از من می خواستند تا هیچ کاری را انجام ندهم .
توفیق اجباری
به شهادت برنامه شب شیشه ای من پیش بینی کرده بودم که توفیق اجباری می تواند با حضور رضا گلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران ودیگر بازیگرانش درگیشه به موفقیت برسد .الان هم از این که این فیلم توانسته سینما ها رو راضی کند ، خوشحالم .
تلاش : تا پیش از توفیق اجباری این شائبه به وجود آمده بود که پوریا پورسرخ بازیگر ثابت کارهای لطیفی است . فکر می کنی چرا او تو را برای توفیق اجباری انتخاب نکرد ؟
پوریا : چون من هم اگر جای ایشان بودم رضا گلزار را انتخاب می کردم چون با نقش تناسب زیادی داشت . من دو سه بار توفیق اجباری را دیده ام و از تماشایش کیف کردم . همین که این فیلم توانسته در شرایط بد اقتصادی به فروش خوبی دست پیدا کند ، دلیل موفقیت آن است .
شایعه دعوا
تلاش : با این حرفهای که راجع به رضا گلزار زدی ، بدیعی است که دیگر کسی به خود این اجازه را نخواهد داد تا پیرامون دعوا و مشکلات ساختگی شما دو نفر مطلبی به دروغ بنویسد .
پوریا :بحث رضا گلزار نیست . به غیر از او ، من در این سینما با هیچ یک از همکارانم مشکلی ندارم . البته از یکی دو نفر خوشم نمی آید که این مسئله را کتمان نمی کنم و هر زمان که ببینمشان ناراحتی خود را بروز خواهم داد .منتهی دلیلی ندارد که ما اعضا ء یک خانواده بخواهیم دعواهای خود را در معرض دید عموم قرار دهیم . زیرا مردم مشکلات زیادی دارند و بهتر آن است که از زبان ما تنها راجع به نکات خوب بخوانند و بشنوند.
روز سوم
چند روز پیش در اهواز جلسه ای داشتیم در خصوص فیلم( روز سوم) .خوشحالم از آن که حاضران در آن جلسه چه از نظر لهجه و چه به لحاظ اکت ها و ری اکشن ها بازی بازیگران این کار را دوست داشته و آن را تایید کردند .
انتقاد از هوشنگ توکلی
از روز اول ورود به این حرفه، حتی در جواب کم لطفی بعض ها احترام نگه داشتم. الان هم به لحاظ شخصیتی بحث نمی کنم که احترام آقای توکلی واجب است، اما من اعتقاد دارم این درست نیست که هر گاه کاری گرفت بخواهیم موفقیت آن را صرفا به بازی خود ربط بدهیم و هرزمان که کاری شکست خورد در صدد برآییم تا با مصاحبه علیه این و آن گناه را به گردن دیگران بیندازیم وخود را تبرئه کنیم. دقیقا به دلیل وود چنین طرز فکری و احترام به زحمت سایرین بود که به رغم نارضایتی ام ازنتیجه ی سریال شکرانه با هیچ کجا در مورد این مجموعه مصاحبه نکردم . اما شما آقای توکلی شما که به واسطه ی شرایط سنی تان باید الگوی امثال من باشید،
منطق را زیر پا گذاشته و خیلی یک جانبه علیه برخی عوامل سریال مورد بحث حرف زدید. حال من از شما می پرسم : آقای توکلی شما که عملکرد سایرین را زیر سئوال می بریدآبا در طول تصویر برداری سریال شکرانه وظایف خودتان را درست انجان می دادید؟ شمایی که وقتی سر صحنه می آمدید متن را حفظ نبودید و از گفتن حتی یک جمله ی کامل نیز عاجز می ماندید، چه طور به خودتان این اجازه را داده ای که از دیگران ایراد بگیرید؟
آقای توکلی خاطرتان هست که در یکی از سکانس ها متن را زیر دست خود گرفته بودید تا بتوانید از رو ی آن بخوانید؟ آیا می دانید که آن سکانس به این دلیل که حرکت شما در دوربین معلوم بود حذف شد؟ آن وقت از کار بقیه ایراد می گیرید؟ من شاهد بودم که آقا ی قائمیان صبح علی الطلوع گریم شد و تا پنچ عصر که قرار بود جلوی دوربین برود فرصت کمی برای یادگیری لهجه ی تاجیکی داشت. کدام بازیگر شهامت چنین کاری را دارد؟ آقای توکلی شما که سر صحنه بودید و مصائب کا رو تلاش بچه ها را می دیدید برای چه این طور فرافکنی کرده اید؟ به نظر من حداقل وظیفه ای که می توان برای بازیگر قائل شد این است که متن را حفظ و تمرین کند و سپس سر صحنه بیاید اما آقای توکلی هیچ کدام از این کارها انجام نمی داد و گاه در شرایطی صحنه را به خاطر کشیدن
سیگار ترک می کرد که بقیه ی عوامل آماده ی تصویر برداری از آن سکانس بودند. فیلم های پشت صحنه ی این کار که در دسترس خیلی هاست صحت این مسائل را تایید می کند.
محمد کاسبی
ای کاش کسانی مثل آقای توکلی می توانستند از محمد کاسبی ها درس بگیرند. سر سریال صاحبدلان من می دیدم که چه آقای کاسبی و چه آقای محجوب چه قدر برای بهبود کیفی کار زحمت می کشیدند.خاطرم هست که وقتی برای دور خوانی کنار یکدیگر مینشستیم آقای کاسبی بدون مراجعه به سناریو دیالوگ بقیه بچه ها را هم از حفظ بودند به گونه ای که وقتی کسی دیالوگ خود را از یاد میبرد آقای کاسبی بلافاصله به آن بازیگر میگفت که باید در آن لحظه چه بگوید.
محاوره
یکی از معضلات در سریال شکرانه این بود که به رغم زبان مشترک دو ملت ایران و تاجیکستان بازیگران تاجیک کار اصطلاحات محاوره ای رایج در زبان ما را نمی دانستند .به همین خاطر اگر می خواستیم که به طور مثال از عبارتی چون پا تو تو کفش من نکن ، استفاده کنیم باید ساعتها توضیح می دادیم که این عبارت به چه معناست .
نقد های کودکانه
همواره پذیرای نقد های تکنیکی و انتقاد های درست بوده ایم ، کما این که چندی پیش در محضر منتقدان بزرگی چون آقایان علی مقدم و درستکار انتقاد های درستی از من شد که آنها را بی کم و کاست پذیرفتم ولی برخی مطالبی که در ارتباط با نقد بازیگری به رشته تحریردرمی آید خنده دار وبی معنا هستند .مثلا اینکه در یک نشریه تخصصی بازیگری گفته شده من در سریال(شکرانه) در گیر ژست ها و صورتم بودم ! از شما می پرسم اگر قرار بود چنین در گیری ای داشته باشم ، آیا زیربار آن گریمی که حامد (نام شخصیتی که پوریا در سریال شکرانه ایفا کرد ) داشت می رفتم ؟ البته باید به این قبیل نقدها عادت کنیم . زیرا ........
آن خانم خبرنگار
دیروقت بود که خانم خبرنگاری از طرف یک خبرگزاری تماس گرفت و گفت میخواهیم در ارتباط با سریال شکرانه با شما مصاحبه کنیم. قبول نکردم همانطور که به دوستان خوبم در تلاش نیز گفته بودم چون نمی خواستم درباره این سریال حرف بزنم ،لذا از آن خانم عذر خواستم.اما ایشان ادامه داد که ((پس چرا با بقیه مصاحبه میکنید؟))جواب دادم اگر هم مصاحبه ای از من به چاپ رسیده تخیلی است. در ادامه این خانم از من خواست تا شماره بازیگر زن سریال شکرانه(شیفا صفورا) را به او بدهم.من هم گفتم ما فقط همکار بودیم و دلیلی ندارد که بنده بخواهم شماره ای ازآن بازیگر تاجیکستانی داشته باشم.این توضیح منطفی به مزاق آن خبرنگار خوش نیامد به همین خاطر با لحن بدی شروع به اتقاد از من کرد و گقت به نظرم کار شما این نیست که راه بیفتید به این مجله و آن مجله تا عکس بی اندازید و عکستان را روی جلد کار کنند.در جوابشان گفتم ترجیح میدهم در این مجلات عکس بیاندازم تا اینکه بخواهم با جایی حرف بزنم که شعور یکی از دست اندر کارانش اندازه شماست.فکر میکنید فردای آنروز چه مطلبی به نقل از من روی خروجی های این خبر گزاری قرار گرفت؟آن خانم به همکارانش گفت که پورسرخ همه ما را خطاب قرار داده و گفته که آدمهای بی شعوری هستید.به همین واسطه بی دلیل علیه من جریانی درست شد تا از خودم بپرسم چگونه است که در یک خبرگزاری خوب مملکت تنها به حرف یک خبرنگار استناد میشود و کسی از طرف مقابل نمی خواهد تا به دفاع از خود بپردازد
لطمه
تلاش : به خاطر بازی در شکرانه لطمه خوردی؟
پوریا : رو راست بگویم این سریال را دوست ندارم .ضمن آنکه طبق فرمایشات آقایان علی معلم و درستکار زیادی خودم را در این کار سانسور کردم .
مشکل روحی و روانی
تلاش : شایعه شده بود که پس از پخش این سریال دچار مشکلات روحی و روانی شده ای ؟
پوریا :این خبر کذب محض است . زیرا به عنوان یک بازیگر با اوج و فرودهای این حرفه آشنا هستم ومی دانم که وقتی بازتاب حضورم در یک سریال تا این اندازه مورد توجه قرارمی گیرد این بدان معناست که با کارها و انتخابهای قبلی ام انتظارات عمومی را نسبت به خود بالا برده ام . البته نا گفته نماند که انتظار خودم نیز بالاست .
حرفهای خاله زنکی
وجود یکسری حرفهای خاله زنکی باعث شد تا رابطه بین من و آقای قاری زاده شکراب شود
فیلم اولی ها
انتقادات زیادی از (پسران آجری ) شد به همین خاطر چند وقت پیش با خودم فکر کردم : مگر چند نفر از بازیگرانی که الان مطرح هستند شروع کارشان در سینما با فیلم های درجه یک بوده است که حالا همه توقع دارند تا اولین فیلم پوریا پورسرخ چیزی فراتر از(پسران آجری ) باشد ؟ مگر بقیه با (بن هور) شروع کرده اند که علیه من این همه حرف وحدیث به راه افتاده است .
فروش خوب
به غیر از من که تازه کار محسوب می شدم تیر داد کیائی ،بهنوش طباطبایی و فرزار فرزین هم اولین بار بود که با عنوان بازیگر جلوی دوربین سینما می رفتند . از سوی دیگر پسران آجری اکران محدودی داشت .ضمن آنکه برای این فیلم بیلبوردی هم در نظر گرفته نشد . با این حال فروش پسران آجری خوب بود و این نشان می دهد که فیلم مورد نظر به آن بدی که برخی منتقدان می گویند نبوده است ..
موسیقی
تلاش: شنیده بودیم که قرار است در زمینه موسیقی فعالیتهایی داشته باشید.این مسئله تا چه حد صحت دارد؟
پوریا: من صرفا یک شنونده حرفه ای هستم و نه با سازی آشنایی دارم و نه اینکه قصد دارم تا به عنوان خواننده فعالیت کنم. دو دوست مستعد در زمینه خوانندگی دارم به نامهای مسیح و آرش که از خوانندگان جوان و مطرح خارج از کشور هستند. کنسرتهای خوب را هم از دست نمی دهم و شاید این دوستیها با اهالی موسیقی منجر به ایجاد چنین شایعاتی شده است. سخن آخر اینکه خوشحالم از برگزاری جشنواره موسیقی پاپ و امیدوارم این حرکت ادامه پیدا کند.
مصاحبه از نگار
گپی با پوریا پورسرخ از لبنان تا تاجیکستان
سیگار نمی کشم حتی در فیلم
در تاجیکستان به ما می گفتند شما نمی میرید اینقدر برنج می خورید و ما با خودمان می گفتیم چقدر کارما برای سلامت بدنمان مضر است تا اینکه یک روز یک تاجیکی ما را برای خوردن آش دعوت کرد تقریبا شبیه همان آشی بود که ما می پختیم ولی به همان اندازه که آش ما آب دارد آش آنها روغن دارد .
این جملات را پوریا پورسرخ می گوید و من در جوابش می گویم پس به اصطلاح آشی برایتان پخته بودند که یک وجب روی آن روغن بود پورسرخ می خندد و می گوید من بیمار گونه شکمو هستم ولی سبد غذایی ما ارزش غذایی چندانی ندارد و طرز پخت غذاهای ما تا حدود زیادی ارزش آنها را از بین می برد.ماغذاها را به شدت سرخ می کنیم می گویند کدو خاصیت چربی سوزی دارد ولی ما کدو را چنان سرخ می کنیم که پر از چربی می شود و خاصیتش را از دست می دهد.
پوریا پور سرخ دانشجوی فیزیولژی گیاهی است پس بی دلیل نیست که از خواص کدو بگویداگر چه پورسرخ می گوید کدوی سرخ شده خاصیت ندارد اما گفتگوی ما با او پر از خاصیت بود.
سلامت:اگر چه جغرافیا را با تک ماده قبول شدید اما اولین سریالتان را در لبنان بازی کردید و در آخرین سریالتان هم سر از تاجیکستان در آوردید مقصد بعدی که کره ماه نیست؟
راستش من آدم خوش اقبالی هستم.حضور جدی من در عرصه هنر با سریال وفا آغاز شد به اعتقاد من پشت صحنه فیلم،خود را در کار نشان می دهد. سریال وفا آن قدر پشت صحنه دلچسبی داشت که هیچ گاه آنرا فراموش نخواهم کردپس از سریال وفا اتفاقاتی مانند نامزد شدن من در جشنواره اتفاق افتادبه همین دلیل همه به من گفتند که دیگر به تلویزیون برنگرد. در این مدت در 70 تا80 درصد کارهائی که ساخته شده است به من پیشنهاد بازی داده اند ولی فرصت بازی در آنها را نداشتم هنوز هم تصمیمی برای کار بعدی ندارم.

سلامت:پوریا پور سرخ به چه چیزی وفادار است؟
من آدم قدر شناسی هستم و سعی می کنم به کسانی که به من لطف کرده اند احترام بگذارم و هیچ گاه محبت آنها را فراموش نکنم
سلامت:به طور معمول در فیلمهایتان نقش آدم های مثبت و عاشق پیشه را بازی کرده اید؟
اصلا این جور نیست من بعد از بازی در سریال وفا نقش پنجم سریال آقای لطیفی را بازی کردم که هیچ کس در آن مقطع حاضر نبود چنین کاری انجام دهد خیلی پیشنهادهای خوب برای نقشهای عاشق پیشه داشتم اما من نقش بچه تخس سریال صاحبدلان را بازی کردم و بعد از آن در فیلم روز سوم نقش یک جنوبی پر هیاهو و شر را بازی کردم.
سلامت:شما بیشتر شبیه کدام یک از این نقش ها هستید؟
استادان بازیگری می گویند همیشه وقتی می خواهی در یک نقشی بازی کنی می گردی و وجه مشترک خود را با آن نقش پیدا می کنی و سپس آنرا تقویت می کنی بعضی وقتا وقتی به خودم نگاه می کنم می بینم که خیلی به رضا در روز سوم شبیه هستم از طرف دیگر خصوصیات مشترک زیادی با ژوبین دارم یا سعی می کنم خصوصیات مشترک خودم با حامد را تقویت کنم البته دارم درباره کارهائی صحبت می کنم که فیلمنامه و کارگردان این فضا را ایجاد می کند که به تحلیل بپردازی.
سلامت:شما هم در مقطع فیزیولژی گیاهی درس می خوانید هم به بازیگری که کار بسیار وقت گیری است می پردازید این موضوع برای شما مشکلی ایجاد نمی کند؟
الان به هیچ کدام از کارهایم نمی رسم من به جرات می گویم که یکی از بهترین طراحان فضای سبز در ایران و دبی بودم و خیلی کارهای به روزی انجام می دادم ولی الان دو سال است که هیچ کاری در این زمینه انجام نداده ام و فکر می کنم یادم رفته است من لیسانس خود را سه ساله و فوق لیسانس خود را دو ساله گرفتم روزی که به سربازی رفتم سن من به لیسانس می خورد اما فوق لیسانس داشتم.

سلامت:نمی ترسید سنتان را از روی این نشانه هائی که گفتید حدس بزنند در هیچ مصاحبه ای سن تان را نگفته اید؟
من متولد4/4/1356هستم از اینکه سنم را بگویم ترسی ندارم چون آنقدر خوش تیپ هستم که سالیان سال بتوانم نقش های جوان را بازی کنم.
سلامت:چطور پذیرفتید که در شکرانه بازی کنید ؟
آقای سهراب پور به من پیشنهاد بازی در این سریال را دادند و من گفتم که فیلمنامه را چه کسی نوشته است گفتند دکتر کریمی بی تعارف بگویم دکتر کریمی یکی از فیلمنامه نویسان مورد علاقه من است و اولین فیلمی که من در آن بازی کرده بودم دکتر کریمی نوشته بود.
سلامت:پسران آجری؟
بله چون دیدم کار دارای گروه خوب و مسلطی بود بازی در آن را قبول کردم و حالا که کار مورد قبول قرار گرفته است خوشحالم که در این کار بازی کردم بعد از روز سوم تصمیم داشتم که کمتر بازی کنم تا این که کار شکرانه پیش آمد و چون گروهی در آن دخیل بود که همه آنها را دوست داشتم به همین خاطر دیدم که در این سریال بازی نکنم اعتقاد شخصی دارم که وقتی فرد به گروهی که در آن بازی می کند نظر مثبت داشته باشد به کار انرژی مثبت می دهد.
سلامت:کار در تاجیکستان چگونه بود به طور معمول افراد از آنجا خاطره های خوبی دارند شما چطور؟
تاجیکستان زمانی در قلمرو خاک ایران بوده است و ما دارای فرهنگ مشترک با آنها هستیم تاجیک ها به مشاهیری مانند بوعلی سینا ،ابوریحان و...افتخار می کنند همان طور ما به این افراد علاقه مند هستیم تاجیک ها خیلی بیشتر از ما به شعر و فرهنگ قدیمی خود علاقه دارند باید چند بار دیگر به تاجیکستان سفر کنم چون کشوری دوست داشتنی و زحمتکش است.

سلامت:در زندگی ات به دنبال چه هستی؟
به دنبال اینکه هر کاری را به درستی انجام دهم.
سلامت:یکی از نکات مثبت شکرانه این است که آدم ها را سیاه یا سفید مطلق نشان نمی دهد بلکه شخصیت های فیلم خاکستری هستند .
آره دقیقا.همین موضوع را در یک نقد منصفانه نوشته بودند . در این نقد نوشته بودند که ما آدم بدهای فیلم خود را افراد پولدار به تصویر می کشیم من با خودم فکر می کردم آیاپول واقعا به خودی خود بد است. آیا بدون سرمایه می توان یک دارو تولید کرد. چون نشان می دهد که فرد در یک خانواده پولدار می تواند آدم خوب یا بدی باشد
سلامت:شما هم دنیا و آدم ها را خاکستری می بینید؟
همین طور است . به شدت به این دیدگاه معتقدم بستگی به زاویه دید ما دارد که ما چطور آدم ها را ببینیم به همین دلیل است که نقش حامد را دوست دارم چون یک آدم خاکستری است.
سلامت:ویژگی مثبت شما چیست؟
به شدت انتقاد پذیر هستم همه نقدهائی را که درباره من می نویسند ،می خوانم تا بتوانم نقص های خود را جبران کنم به عبارت دیگر از دشمنی دیگران به نفع خودم استفاده کنم.
سلامت:قبلا کیوکوشین کار بودید و ورزش می کردید این ورزش چقدر در موفقیت کاریتان تاثیر داشته است؟
من قبلا تنیس ،کیو کوشین و ایروبیک کار می کردم به طور کلی به ورزش خیلی علاقه دارم و بعد از همین مصاحبه به باشگاه می روم.
سلامت:آقای پور سرخ برایم خیلی جالب است در هیچ کدام از فیلمها و سریالهائی که بازی کرده اید ندیده ام که سیگار بکشید آیا مساله اتفاقی است یا دلیل خاصی دارد؟
این حرف کاملا غیر حرفه ای است که من می گویم . در یکی از فیلم هایم به من گفتند که باید در این سکانس سیگار بکشی ولی من قبول نکردم گفتم در فیلم نامه قرار نبوده که من سیگار بکشم و اگر هم قرار بود سیگار بکشم من خواهش می کردم که نکشم من از روز اول با خودم عهد کرده ام که در هیچ فیلمی سیگار نکشم و این را در هفته نامه شما هم اعلام می کنم تا نتوانم زیر آن بزنم امکان ندارد من سیگار به دست بگیرم و نقش معتاد هم بازی نخواهم کرد.
سلامت:چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
من به عنوان بازیگر وظیفه اجتماعی هم بر عهده دارم که باید به آن عمل کنم اگر قرار است یک نفر هم در اثر دیدن سیگار کشیدن من سیگاری شود هرگز در فیلمهایم سیگار نخواهم کشید .
سلامت:نمی ترسید به دنبال اعلام این تصمیم بعضی از نقش ها را از دست بدهید؟
برای من مهم نیست که بعضی از نقشها را به این دلیل از دست بدهم.
سلامت:پوریا پور سرخ را چقدر دوست دارید؟
هرکسی خودش را خیلی دوست دارد من هم خودم را خیلی دوست دارم کلا بچه باحالی هستم.
سلامت:چه ویژگی هائی دارید که این قدر خود را دوست دارید؟
با معرفت هستم حسود نیستم یکی از دلایلی که خدا به من عنایت ویژه دارد و باعث می شود که راههای طولانی را سریع طی کنم این است که کاری به کار دیگران ندارم و از موفقیت همه خوشحال می شوم من دوست دارم همیشه همکارانم موفق باشند و از پیشرفت آنها خوشنود می شوم هیچ کس نمی تواند جای دیگران را پر کند.
سلامت:چقدر به سلامت خودتان اهمیت می دهید؟
خیلی زیاد آنقدر که خیلی از دوستانم می گویند بابا بسه دیگه .
سلامت:پس حسابی آدم جان دوستی هستید حالا برای حفظ سلامت خودتان چه کارهائی می کنید؟
ورزش را که گفتم علاوه برآن سعی می کنم کمتر چای سیاه بخورم ولی چای سبز را خیلی دوست دارم سعی می کنم غذاهای سالم بخورم از روغن جامد استفاده نمی کنم من برای بولتن وزارت کشاورزی ،مطالب تغذیه و کشاورزی می نوشتم و از جوان ترین دبیران سرویس این نشریه بودم. به همین خاطر تا حدودی با اصول زندگی سالم آشنا هستم.
سلامت:برای حفظ سلامتی خود رژیم غذائی خاصی را رعایت می کنید؟
پیش از اینکه وارد عرصه بازیگری شوم قسم می خوردم که وزن من طی پنج سال فقط یک یا دو کیلو بالا و پائین می شد و به تغذیه خود اهمیت زیادی می دادم . متاسفانه در حال حاضر نمی توانم خیلی رژیم غذائی دلخواهم را رعایت کنم چلوکباب سینما معروف است و بسیار هم مضر است چون میزان فراوانی چربی دارد و اگر هم در خواست کنیم که برایمان غذای رژیمی بیاورند برنج چلو کباب را نمی آورند و اسم آن را رژیمی می گذارند در صورتی که مشکل طبخ غذا و محتویات آن است.
سلامت:در فیلم روز سوم از امروزتان تنومندتر بودید آیا کار خاصی انجام داده بودید؟
من برای بازی در فیلم روز سوم هفت هشت کیلو به وزنم اضافه کرده باشگاه می رفتم و بدن سازی می کردم تا رضا<نقش پوریا پور سرخ در روز سوم> استیل داشته باشد چون پیش از جنگ رضا در گمرک باربر بوده است البته چند منتقد نوشتند که پور سرخ این کار را کرده تا شبیه رمبو بازی کند.
سلامت:بیشتر به غذاهای گیاهی علاقه دارید یا گوشتی؟
به همه نوع غذا علاقه دارم قورمه سبزی و خورشت های شمالی که دارای سبزی زیاد هستند را دوست دارم اما وقتی مشغول بازی در فیلم و سریال هستم کنترل وزن و تغذیه خیلی سخت است.
سلامت:یک پیام برای پوریا پور سرخ؟
خیلی با حالی داداش"با خنده"
سلامت:چرا اینقدر از خود متشکری؟
شوخی کردم همیشه به خودم می گویم باید صبر و تحملم را بالا ببرم.
سلامت:چه چیزی اعصابت را خراب می کند؟
غیبت و حسادت
سلامت:آخرین باری را که به دکتر رفتید را به یاد دارید؟
همین دیشب بود من حالم بد شد و من را پیش دکتر نعمتی بردند برخورد این دکتر آنقدر خوب بود که من با خودم می کفتم اگر قرار است آدم بعد از مریضی با چنین فرد خوبی آشنا شود من حاضرم هر شب مریض شوم وقتی پیش این آقای دکتر بودم خیلی به من خوش گذشت.
سلامت:آقای پور سرخ یک لطیفه برایمان تعریف کنیدکه بیانگر حال و روز شما باشد/
در یک مجلس ختم چند نفر بالای سر مرده در حال گریه و زاری بودند ناگهان فرد مرده زنده می شود همه می ترسند و فرار می کنند در این میان یکی داد می زند فرار نکنید با بیل کشتمش بعضی وقتها من دقیقا این جوری هستم و فکر می کنم در حال انجام کار فوق العاده ای هستم در صورتی که مشغول خرابکاری ام.
سلامت:یک مثال از این خراب کاری ها بزنید؟
بعضی وقتها به خیال خودم وقتی کاری را انجام می دهم خیال می کنم الان همه به من می گویند آفرین تو چه آدمی هستی باید به تو جایزه داد ولی در نهایت می بینم که همه می گویند خراب کردی!
سلامت:اگر دست شما بود در چه دروازه ای را می بستید؟
دهن مردم را.
سلامت:اینکه غیر ممکن است؟
ولی من پشتکار خیلی خوبی دارم من سعی می کنم ضعف هایه را با پشتکار جبران کنم .
سلامت:تیتری برای این گفتگو بگوئید؟
بچه ها مواظب باشید.
سلامت:مواظب چه چیزی ؟
مواظب سلامت خود و آدم های اطرافتان باشید و اینکه کسی را با بیل نکشید.
سلامت:سپاسگذارم.
مصاحبه و عکس های ان را دوست خوبم سهراب عزیز لطف کردند و در اختیار وبلاگ قرار دادند
ممنون از لطفشون

رو در رو > حرفهــاي آجـري با پوريـا پورسـرخ؛
راضــي نيستــم
زمان چقدر زود ميگذرد، در واقع عمرمان است كه مثل باد ميگذرد، انگار عيد دو سال پيش بود كه مجموعه وفا پخش شد و بينندگان زيادي را به سوي خود جلب كرد. يادتان ميآيد، همان مجموعه به كارگرداني غلامحسين لطيفي كه «هانيه توسلي»، هستي «ميوه ممنوعه» در آن نقش اصلي را ايفا ميكرد، روبهروي او جواني بازي ميكرد كه چهرهاش براي بينندگان تلويزيوني ناآشنا بود، اما همه او را به نام «ژوبين» ميشناسند. شايد باورش براي شما مشكل باشد، اما خود من به عنوان نگارنده، پس از گذشت دو سال هنوز شماره همراه او را در تلفنم به نام «ژوبين» ثبت كردم، حتي گاهي اوقات ناخودآگاه او را ژوبين صدا ميزنم و اين نشان از آن دارد كه نقش ژوبين چه ارتباط قوياي با بيننده برقرار كرد.

اما نام او ژوبين نيست، بلكه «پوريا» است. پوريا پورسرخ كه خيلي زود پلههاي ترقي را پيمود، در رمضان همان سال باز هم در مجموعهاي از لطيفي با نام صاحبدلان ايفاي نقش كرد كه كاري بسيار خوب از آب در آمد و پوريا نشان داد كه در نقشي متضاد با ژوبين هم ميتواند به خوبي ظاهر شود. اما شايد اوج كار پوريا را بايد بازي در فيلم سينمايي «روز سوم» دانست كه در رابطه با دفاع مقدس بود و اين بار هم غلامحسين لطيفي كارگرداني آن را برعهده داشت. پوريا در اين فيلم هم نقشي متفاوت را بازي كرد و نشان داد كه شانسي به بازيگري رو نياورده و استعدادهاي زيادي در وجودش در زمينه بازيگري نهفته است. در ايام ماه رمضان امسال هم، او را در نقش يك جوان معصوم، همان طور كه در «وفا» بازي كرد، ديديم. سريال شكرانه كه البته زياد به دل بينندههاي تلويزيوني ننشست، با اين حال روند سريالسازي در خارج از كشور را بايد به فال نيك گرفت. بازي پوريا در شكرانه هم متفاوت بود و ميتوان گفت كه شايد يكي از نقاط قوت اين مجموعه بود اما در پاييز امسال، پوريا پورسرخ را يكبار ديگر روي پرده سينما ديديم، بازي در فيلم سينمايي پسران آجري و همبازي شدن با «فرزاد فرزين» خواننده خوب كشورمان كه براي اولين بار مقابل دوربين مجيد قاريزاده رفت. همچنين بازي مارال فرجاد و بهنوش طباطبايي هم در اين فيلم چشمگير بود. اينها را نوشتيم كه مروري بر فعاليتهاي هنري پوريا داشته باشيد اما آنچه كه بايد در مورد او نوشت و گفت اين است كه پوريا، خيلي سريع توانست پلههاي ترقي را بپيمايد و به يك چهره سينمايي معروف تبديل شود درست مثل خيلي ديگر از ستارگان سينمايي ايران از جمله محمدرضا فروتن، امين حيايي، محمدرضا گلزار و... در واقع نسل دوم بازيگران جوان دنياي هنر. حال در يك روز پاييزي، يكبار ديگر روبهروي او نشستيم، چرا كه نامهها و تماسهاي زيادي داشتيم مبني بر اينكه با اين جوان سينماي ايران، گفتگويي داشته باشيم... از اين رو به خواسته شما خوانندگان محترم قرار ملاقاتي با پوريا گذاشتيم... گفتگو با پسري كه در رفاقت ، اعتماد را پيشه ميكند و تا ميتواند از غرور فاصله ميگيرد.

پوريا! زمان خيلي زود ميگذرد، فكر كنم فروردين سال 85 بود كه به دفتر ما آمدي و در مورد وفا گفتگو كرديم.
پورسرخ: اين بار نه در مورد وفا، نه صاحبدلان و نه شكرانه گفتگو ميكنيم، در مورد خود «پوريا پورسرخ» صحبت ميكنيم، ولي با نظرتان موافقم، عمر مثل باد ميگذرد، زمان با سرعت هر چه تمامتر در حال گذر است و اين وظيفه انسانها را سنگين ميكند كه چه كارنامهاي در زندگي خود به جا ميگذارند.
به هر حال پوريا پورسرخ و هنر، در دو سال اخير ارتباطي تنگاتنگ دارند، يعني پوريا بدون هنر، محور اصلي گفتگوي ما باشد؟
پورسرخ: اولين سوالت را بپرس، در اين مورد هم صحبت ميكنيم.
شايد دو سال پيش، تعدادي از خوانندههاي ما، گفتگوي تو را نخوانده باشند. در كجا به دنيا آمدي، از تحصيلاتت بگو، از پدر، مادر و...
پورسرخ: چهارم تيرماه در تهران به دنيا آمدم، مادرم ميگفت، ساعت چهار صبح بود، ثمره ازدواج پدر و مادرم، چهار فرزند است و من اولين فرزند خانواده هستم. دو خواهر به نامهاي پگاه و پانتهآ دارم و يك برادر به نام رضا كه هر سه ليسانسه هستند. خود من هم فارغالتحصيل كارشناسي در رشته اصلاح نباتات دانشگاه آزاد شيراز هستم كه مدرك ليسانسم را با رتبه سوم اخذ كردم، سپس فوقليسانس خود را در رشته فيزيولوژي گياهي تهران گذراندم و باز هم با رتبه سوم فارغالتحصيل شدم.
و ادامه تحصيل نميدهيد؟
پورسرخ: دكتري فيزيولوژي گياهي كه اميدوارم هر چه زودتر به هدفم برسم.
از پدر و مادر نگفتي؟
پورسرخ: پدرم بازنشسته شركت نفت است و مادرم هم مدرس زبان انگليسي بود كه در حال حاضر ديگر تدريس نميكند.
امسال هم قصد ازدواج نداري؟
پورسرخ: ببين، ازدواج يك تصميم نيست، بلكه يك اتفاق شيرين در زندگي هر فرد است، يك سفيدي در زندگي است كه بايد به موقع انجام گيرد، انتخاب اگر بد باشد، تا آخر عمر پشيمان هستي. هر وقت زمانش شد، شما دعوت هستيد، خيالتان راحت.
ميخواهيم مروري به گذشته داشته باشيم، پورسرخ چگونه وارد اين حيطه شد؟
پورسرخ: شايد تصورتان اين باشد كه از كودكي عاشق اين كار بودم اما اينگونه نيست، در كودكي هيچ علاقهاي به بازيگري نداشتم، در واقع عاشق ورزش بودم. مدتي به كيوكوشين كه يكي از سبكهاي كاراته است پرداختم، فوتبال هم بازي ميكردم، به ورزشگاه زياد ميرفتم، بازيهاي فوتبال را دنبال ميكردم. هر هفته، چه ليگ ايران و چه اروپايي، ديدن بازيهاي جامجهاني را هيچگاه از دست نميدادم، بازيهاي آرژانتين و ايتاليا را خيلي دوست داشتم، پس از اين دو تيم، بازيهاي انگليس را دوست دارم، به هر حال نوجواني و جواني من اينگونه گذشت.
شنيديم، طرفدار استقلال هستي، همين طور است؟

پورسرخ: اجازه بدهيد نظرم را نگويم، البته اقرار ميكنم كه طرفدار يكي از دو تيم پرطرفدار پايتخت در دوران نوجواني بودم اما حالا هر دو تيم را دوست دارم، هر وقت اين دو تيم قوي و رو پا بودند، تيم ملي قوي داشتيم، اين واقعيت است. گرچه طي سالهاي اخير ديگر تيمها هم سرمايهگذاري خوبي انجام دادهاند و در حال حاضر ميبينيم كه تيمهاي باشگاهي براي يكديگر رقيب شدهاند، سپاهان كه با رسيدن به فينال باشگاههاي آسيا، ايران را خوشحال كرد، برق شيراز هم كه اين روزها خوب بازي ميكند، ملوان، سايپا و...
در دوران دانشجويي در شيراز به ورزشگاه حافظيه هم ميرفتي؟
پورسرخ: از آنجا كه دور از تهران درس ميخواندم، براي اينكه واحدها را هر چه زودتر پاس كنم، تمام هم و غم من تحصيل بود، البته پرسپوليس و استقلال هر بار كه به شيراز ميآمدند، بازيهايشان را دنبال ميكردم.
به مراسم افطاري استيل آذين هم دعوت شده بودي؟
پورسرخ: بله، آن شب به اتفاق عدهاي از هنرمندان، از جمله سروش صحت، رضا عطاران، جواد رضويان، حسام نوابصفوي و... به آن مراسم دعوت شدم، از ديدن علي پروين خيلي خوشحال شدم، او خاطرات زيادي براي فوتبال ايران رقم زد و ايرانيها، خاطرات زيادي از او دارند. علي پروين هنوز هم دلش با پرسپوليس است، قدر او را بايد بيشتر بدانيم.
ببخشيد، داشتي درباره هنرپيشه شدن ميگفتي كه صحبت به فوتبال كشيد، ادامه بده.
پورسرخ: چند دوست داشتم كه در حيطه تئاتر فعاليت ميكردند و من هم با آنها بر خوردم و خواهناخواه به تئاتر كشيده شدم. در يك سمينار سينمايي با غلامحسين لطيفي آشنا شدم و پس از مدتي، رفاقت بين ما پيش آمد، اين آشنايي تا آنجا پيش رفت كه او يكي از اعضاي خانواده من شد و من به عنوان يك مشاور از او استفاده كردم. طي دو سه سال، او فيلمهاي سينمايي و مجموعههاي تلويزيوني زيادي ساخت اما من تنها به عنوان يك دوست با او رابطه داشتم تا اينكه براي بازي در «فرار بزرگ» به من پيشنهاد نقش فرهاد را داد، در فرار بزرگ با مرحوم سروش خليلي و مرحوم سعيدي، همبازي بودم، كه اولين كار در كارنامه من بود و بعد هم همان طور كه ميدانيد در «وفا» بازي كردم و شناخته شدم.
به جز بازيگري كار ديگري هم انجام ميدهيد؟
پورسرخ: طراحي فضاي سبز كه سفارشهايي هم ميگيرم همچنين گاهي اوقات كار ترجمه هم ميكنم.
هنوز هم ولخرجي؟

پورسرخ: متاسفانه بله، آدم حسابگري نيستم.
اما در انتخاب پيشنهادهاي سينمايي، اينگونه نيست.
پورسرخ: سعي ميكنم در اين زمينه حسابگر باشم. به جز شيراز كه دوران تحصيلت در آنجا گذشت، ديگر در چه شهرهايي زندگي را تجربه كردي؟ پورسرخ: از آنجا كه پدرم كارمند شركت نفت بود، دوران دبستان را در شهرهاي مختلف جنوبي كشور به خاطر شغل پدرم تجربه كردم. و دوران راهنمايي و دبيرستان چطور؟ پورسرخ: روزهاي خوبي بود، دوران راهنمايي را در مدرسه شهيد باهنر و دبيرستان را در مدرسه «رازي»تهران گذراندم.
هماكنون كجا زندگي ميكني؟
پورسرخ: تهران، در يكي از كوچههاي خيابان آفريقا...
هرگاه با منزلت تماس ميگيريم مادر گوشي را برميدارد، طوري پشت تلفن صحبت ميكند، انگار سالهاست كه ما را ميشناسد. درباره مادر بيشتر بگو؟
پورسرخ: مادرم مثل خيلي از مادرهاي ايراني موجود نازنيني است، من عاشق او هستم، مثل خيلي از فرزندان ايران. به نظر من مادر، شاهكار طبيعت است.
تفاوت پورياي امروز با پورياي ديروز؟
پورسرخ: تجربههاي من بيشتر شده، دوستان واقعي را بهتر ميشناسم، سعي ميكنم در تصميمگيريهايم، با تامل و تفكر بيشتري عمل كنم و قبل از هرگونه عملي درباره آن فكر كنم... از لحاظ اخلاقي هم به هيچ عنوان عوض نشدم، همان پورسرخ سابق هستم. همان پورسرخي كه براي زندگي فكر ميكند اما غصه نميخورد.
و غرور؟ پورسرخ:به هيچ عنوان، سعي ميكنم هميشه براي خودم دوست پيدا كنم.
پوريا بايد قبول كني كه خجالتي هم هستي.
پورسرخ:معمولا دربرخوردهاي اول خجالتي هستم، سعي ميكنم مبادي آداب باشم اما اصولا رفاقت من با افراد همينگونه است، احترام ميگذارم و انتظار دارم، احترام هم از طرف مقابلم ببينم... اما من هم با شما هم عقيدهام، اصولا آدم خجالتي هستم.
از محبوبيت و شهرت در اين حيطه راضي هستي؟ حالا ديگر تو را در كوچه و خيابان ميشناسند، برخورد تو با مردم چگونه است؟
پورسرخ: دلم نميخواهد كليشهاي حرف بزنم، اگر بگويم از معروف بودن بدم ميآيد، دروغ گفتهام اما پدر و مادرم به من ياد دادهاند كه فرد باظرفيتي باشم، با مردم درست برخورد كنم، به آنها احترام بگذارم و دوستشان داشته باشم، ميدانيد چرا؟ چون اين خوبي است كه هميشه باقي ميماند... مردمي كه در كوچه و خيابان مرا ميبينند، اظهار محبت ميكنند و من هم متقابلا با همين زبان به آنها پاسخ ميدهم.
پس از «وفا» گفتگوهاي زيادي با مطبوعات انجام ميدادي، چند صباحي تصاوير تو روي جلد نشريات بود و گفتههايت تيتر ميشد، و اين وضعيت همچنان ادامه دارد چرا؟
پورسرخ: (ميخندد)، شما ديگر چرا اين حرف را ميزنيد، اتفاقا خيلي كم طي اين دو سال گفتگو كردم، شايد به تعداد انگشتان دست... اما خودتان بهتر ميدانيد، من بيتقصيرم، تصاوير من روي جلد نشرياتي آمد كه من اصلا نامشان را هم نشنيدهام، چه برسد كه با آنها گفتگو كنم، بهخصوص اينكه تيترهاي جنجالي از قول من ميزدند كه اصلا تصورش را هم نميكردم، به نظر من اين نوع برخورد با بازيگران يك نوع توهين است، يعني شما مقابل دوربين قرار نگيري، آنگاه آنان تصاويري از فيلم شما يا يك عكس كه بارها دست به دست شده را روي جلد نشريهاي بزنند و از قول شما تيتر بزنند. آنها طي اين دو سال، حواشي زيادي براي من درست كردند، بارها از قول من در رابطه با ديگر بازيگران اظهارنظرهاي منفي نوشتند و...
و مردم و آن بازيگران باور كردند؟

پورسرخ: مطمئنا بازيگران نه، چون كه براي خودشان هم، چنين موردي پيش آمده و با اينگونه ترفندهاي مطبوعاتي آشنايي دارند، مردم هم ديگر پس از سالها، با اينگونه موارد بهطور كامل آشنايي دارند و ميتوانند با يك نگاه، تنها با يك نگاه، درست را از نادرست تشخيص دهند. چه كار بايد كرد؟
پورسرخ: كاري نميتوان كرد، رويه من در زندگي اين است كه با اينحال باز هم احترام بگذارم و همينكار را هم ميكنم، شايد خجالت زده شوند...
پس با اين تفاسير ميخواهي بگويي كه طي دو سال اخير گفتگوهاي كمي انجام دادي؟
پورسرخ: دقيقا همينطور است، اولين گفتگوي من بهار 58 با شما بود و آخرين هم كه فكر كنم، هشتمين يا نهمين گفتگوي من با مطبوعات باشد با شماست.
و شايعات را چگونه هضم ميكني؟
پورسرخ: به هر حال اين جزوي از زندگي ماست، زندگي ما بازيگران... بايد خودمان را با شرايط وفق دهيم كه ميدهيم. اجازه بدهيد مثالي هم برايتان بياورم، در ايام ماه رمضان بود كه براي خريد روزنامه به يك كيوسك مطبوعاتي رفتم، تيترهايي از خودم ديدم كه خجالت كشيدم... صاحب كيوسك مرا شناخت و گفت: آقاي پورسرخ واقعا اين همه وقت از كجا ميآوريد كه اين قدر گفتگو ميكنيد، مانده بودم چه بگويم كه البته با توضيحاتم قانع شد.
به نظر من بهترين كارت «روز سوم» بود، نظر خودت چيست؟ ميخواهم بگويم استعدادهايت را به خوبي نمايان ساختي.
پورسرخ: البته بستگي به كارگردان دارد، در «وفا» من بازيگر ناشناختهاي بودم اما لطيفي به خوبي از من بازي گرفت و نتيجهاش را هم ديديد. روز سوم يك كار بسيار بزرگ در سينماي جنگ بود كه فكر كنم آنهايي كه اين فيلم را ديدند با رضايت، سالن سينما را تنگ كردند.
و اما شكرانه؟ خيليها تصورشان اين بود كه بازي پورسرخ با توجه به علاقهمنداني كه دارد، همه را پاي تلويزيون ميخكوب ميكند اما قرعه به نام ميوه ممنوعه و اغما افتاد و آنها تماشاگرپسند شدند، نظرت چيست؟
پورسرخ: ببينيد، نميشود گفت شكرانه كار ضعيفي بود، اما بايد اشاره كنم كه كار قوي هم نبود آن هم دليل دارد، به هر حال براي گروه تجربه جديدي بود كه روبهروي بازيگران تاجيكي بازي كنند. بگذاريد مثالي براي شما بزنم، ديديد در زمين فوتبال، زماني كه دو تيم تهاجمي بازي ميكنند، بازي زيبايي از آب درميآيد، اما زماني كه يكي از تيمها، به دفاع ميپردازد و از بازي تهاجمي رو بر ميگرداند، آن ديدار قشنگ نميشود، در شكرانه هم به نوعي همين وضعيت را داشتيم كه البته بايد اشاره كنم نبايد كار گروه را زير سوال برد، گروه سعي خودش را كرد اما زمان كم باعث شده بود كه بازيگران تاجيكي نتوانند آنطور كه بايد و شايد، روان بازي كنند، وگرنه تهيهكننده كار، منصور سهرابپور، همان كسي بود كه وفا را در لبنان تهيه كرد، تهيهكنندهاي كه كار كردن با او، بسيار راحت است و تمامي امكانات را به بهترين نحو ممكن فراهم ميكند يا سعيد سلطاني كه از او مجموعههاي خوب «پس از باران» يا «سالهاي برف و بنفشه» را ديده بوديم...
تصور بيننده اين بود كه صحنهها از هيجان به دور بود يا اينكه بازيگران مصنوعي بازي ميكردند.
پورسرخ: البته نظرات متفاوت است اما اگر زمان بود و سكانسها توسط بازيگران تاجيكي بيشتر تمرين ميشد، كار بهتر از آب درميآمد، كما اينكه ديديم سكانسهاي مربوط به تهران توسط هوشنگ توكلي، مريم كاوياني، حسن جوهرچي و عاطفه رضوي بسيار روان ايفا شد.
بهطور كلي امسال از كارهايت راضي بودي؟
پورسرخ: راستش را بخواهيد، با توجه به حضورم در وفا و صاحبدلان همه در شكرانه از من انتظار داشتند... اما تصورم اين است بنا به دلايلي كه پيش از اين گفتم، انتظارات را نتوانستم برآورده كنم، از اين رو بايد بگويم نه، «راضي نيستم». اما وضع در پسران آجري بهتر بود.
با پتانسيلي كه از تو سراغ داريم، ميدانيم كه اين تمام استعدادهايت نيست؟ خوب از تاجيكستان بگو، چهطور بود؟
پورسرخ: مردماني بسيار مهربان دارد كه فرهنگ آنان به ايرانيها بسيار نزديك است، مردماني چشم بادامي كه به زبان فارسي صحبت ميكنند، مردماني دوست داشتني كه ايران را بسيار دوست داشتند، گرچه همانطور كه ميدانيد، اين سرزمين سالها پيش جزيي از ايران بود. برايم جالب بود كه روي اسكناسها تصاويري از رودكي و ابوعليسينا بود. همچنين مجسمههاي زيادي در سطح شهر دوشنبه از مشاهير ايراني چون رودكي، عطار، ابوعليسينا، محمد بلخي و... به چشم ميخورد كه اين افراد را از افتخاراتشان ميدانستند. طي مدت دو ماه حضور در شهر دوشنبه، خاطرات زيبايي در ذهنم نقش بست، اگر فرصت كنم، دوباره براي يك سفر تفريحي به آنجا ميروم...
خاطرات به يادماندني از تاجيكستان در ذهنت هست؟
پورسرخ: دو شماره پيش مجله به مطالبي اشاره كرديد كه فكر كنم ديگر نيازي به تكرار آن نباشد، اما نقاط ديدني شهر، رستوران ايراني شهر دوشنبه، رستوران هندي در شهر كه من از مشتريان پروپاقرص آن بودم، از خاطرات خوب من است، گرچه پس از بازگشت از آنجا، دچار آلرژي پوست شدم كه تا يك هفته خيلي اذيتم كرد. همچنين در اواسط كار بود كه چند تن از اعضاي گروه دچار سرماخوردگي شده بودند، آقاي سهرابپور براي اينكه ديگر اعضاي گروه سرما نخورند، پزشكي آورد كه به تمامي اعضاي گروه، يك سرنگ تزريق كرد. به هر حال تجربه جديدي بود...
پوريا پورسرخ، الگويي هم در بازيگري دارد.
پورسرخ: پرويز پرستويي، ديوانهوار بازي او را دوست دارم...
و ميتواند الگوي خوبي براي طرفدارانش باشد؟
پورسرخ: نميدانم، تا نظر مردم چه باشد.
واژههايي را نام ميبرم كه بايد خيلي سريع درباره آنها نظرت را بدهي؟
پورسرخ: بفرماييد، آمادهام.
خودت: يك انسان عادي مثل تمامي انسانها
علم : براي هر انساني لازم است
اميد: اگر از انسان اميدش گرفته شود، بدبختترين موجود روي زمين ميشود.
اخلاق: به نظر من كسي كه اخلاق ندارد، جزوي از اشياست.
ازدواج: براي ازدواج بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است (ميخندد)
اعتماد به نفس: روزي جايي خواندم كسي كه به خودش اطمينان دارد، به تعريف كسي احتياج ندارد.
انسان: انسانيت به صورت نيست به صفاست.
شانس و اقبال: كسي كه به اميد شانس زنده باشد، سالها قبل مرده است.
پدر و مادر: يك مادر خوب به صد استاد و آموزگار برتري دارد و يك پدر، ميراثي گرانبهاتر از نام نيك نميتواند براي فرزندان خود بر جاي بگذارد.
پول و ثروت: اختراع پول، قاتل خوشبختي بشر شد (و باز هم ميخندد)
موفقيت: يونانيها ميگويند: انسان هرگز از موفقيت سير نميشود.
تجربه: اگر به زدن عينك عادت نداريد، عينك تجربه بر چشمتان بزنيد و اگر به عينك زدن عادت داريد، روي آن باز هم عينك تجربه به چشم بزنيد.
غرور و تكبر: در زندگي يك فرد، ثروت حقيقي، مهرباني است و بينوايي حقيقي همان خودخواهي است.
چاپلوسي: افرادي بيشتر موفق شدهاند كه كمتر تعريف شنيدهاند.
جواني: ستارهاي است كه تنها يكبار در آسمان عمر طلوع ميكند.
حسادت: حسادت در افراد، نشانه بارز بيلياقتي آنان است.
خوشبختي: آدم بدبخت همه لوازم خوشبخت بودن را در اختيار دارد به جز اراده خوشبختي.
خيانت: حيله و خيانت معمولا از اشخاص ناتوان سر ميزند.
شهرت: شهرت كاذب مثل اسفنج است، با آب غرور سير ميشود و با حرارت خشك ميشود.
عشق: گوهري است گرانبها، به شرطي كه با عفت همراه باشد.
مرگ: مرگ يكبار ميآيد، اما ترس فرا رسيدن آن در طول عمر، آدمي را زجر ميدهد.
اتومبيل: همان پاترول مشكيام را خيلي دوست دارم.
و پسران آجري: (يكه ميخورد) اي بابا، از كجا به كجا رفتيد... آنهايي كه پسران آجري را ديدند هيچ، اما آنها كه نديدند... فيلم يك مضمون اجتماعي دارد و داستان سه پسر است كه دوران كودكي خود را در پرورشگاه ميگذرانند. بزرگ كه ميشوند هر كدام به دنبال كاري ميروند، پورسرخ معلم زبان فرانسه ميشود و در فيلم عاشق شاگردش، بهنوش طباطبايي ميشود، اما پدرش كه نقش او را ابوالفضل پورعرب بازي ميكند مخالف اين ازدواج است، تيرداد كيايي، در يك نمايشگاه ماشين كار ميكند كه صاحب آن بيوك ميرزايي است و او را به اعتياد ميكشاند، فرزاد فرزين هم كه در نقش خودش، يك خواننده بازي ميكند و به دنبال كنسرت و مجوز آلبومش است، او در فيلم عاشق مارال فرجاد ميشود و در پايان فيلم هم ميبينيم اين سه پسر كه هميشه با هم هستند به عشقشان ميرسند.
باز هم در مجموعههاي تلويزيوني بازي خواهي كرد؟
پورسرخ: در حال حاضر مجموعه تلويزيوني «ساعت شني» را در نوبت پخش دارم، البته اين مجموعه را مدتي پيش بازي كردم كه تازه ميخواهد پخش شود.
و در پايان؟
پورسرخ: آرزوي سربلندي براي تمامي ايرانيان در هر كجا كه هستند، دارم. قدر كشورمان را بدانيم و شكرگزار نعمتهاي خداوند باشيم.
با سلام
ممنون از لطف تمامی دوستان برای همکاری صمیمانتون
موضوع بحث :
زیباترین جمله ای را که تا کنون شنیده اید و دوست می دارید مطرح کنید
مهمترین خبر:
سریال ساعت شنی از چهارشنبه ۹ ابان پخش می شود
شما دوستان می توانید در نظر سنجی یایت سینمای ما در مورد
سریال های ماه رمضان شرکت کنید
لینک مربوط به شرکت در نظرسنجی سایت سینمای ما
لینک نظرسنجی در انتهای صفحه می باشد
با تشکر

عکس های وجله سینمای امروز
دوست خوبم مانا در اختیار وبلاگ قرار داد
--------------------------------------------------------
مصاحبه


پوريا پورسرخ:
بازيگران جوانان به حضور افراد جديد موضع ميگيرند
ميخواهم مدتي در تلويزيون بازي نكنم...«ساعت شني» به گذشته مربوط است
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
پوريا پورسرخ معتقد است: اكران يا پخش فيلمها يا سريالها پس از گذشت مدتي از ساخت آن، باعث كاهش تازگي بازي بازيگران آن ميشود.
اين بازيگر كه سريال «ساعت شني» را در نوبت پخش دارد (پس از پايان سريال «مدار صفر درجه») در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خاطرنشان كرد: يك سري از عوامل از اختيار بازيگران خارج است. به عنوان نمونه مدتها پيش در سريال خوب «ساعت شني» بازي كردهام؛ علاوه بر آن نخستين اثر سينمايي من كه دو سال پيش در آن حضور داشتم، هنوز اكران نشده است. اين در حالياست كه امكان دارد اين آثار همزمان در معرض ديد عموم قرار بگيرند و موجب زياد ديده شدن بازيگر در مقطعي شوند.
بازيگر سينمايي «روز سوم» و ايفاگر نقش حامد در «شكرانه» در ادامه گفت: اصلاً دوست ندارم كه پس از سريال رمضان 86، در تلويزيون بازي كنم؛ قصد دارم تا يك مقطعي در آثار سيما حضور نداشته باشم.
وي دربارهي «ساعت شني» و پخش آن بعد از مجموعه مناسبتي رمضان گفت: من بر اساس تجربهي خودم در اين سريال بازي كردم كه اگر اين سريال، اثر بدي بود، امكان داشت كه ذهنيت مردم را از من پس از ديدن «شكرانه» خراب كند.
پورسرخ دربارهي تكرار بازيگران در سريالهاي تلويزيوني گفت: اكنون بازيگران خوبي كه امكان حضور در تلويزيون يا سينما را پيدا نكردهاند، كم هستند. البته بازيگران به ويژه جوانان نسبت به حضور افراد جديد موضع ميگيرند و اين اتفاق را بارها به چشم خود ديدهام.
وي با تاكيد بر اين كه متأسفانه همهي ما ميترسيم كه فرد جديدي وارد عرصه بازيگري شود، گفت: برخي نگرانند جاي آنها را بگيرند و در اين شرايط، حتي بازيگر دختر به پسر يا بازيگر پسر به دختر موضعگيري ميكند. اين در حالياست كه امكان ندارد نقش يك دختر را به من بازيگر مرد بدهند.
پورسرخ مجدد تصريح كرد: برخي بازيگران پسر از بازي مقابل بازيگر تازه كار دختري امتناع ميكنند.
پورسرخ در ادامه گفت وگو با ايسنا دربارهي حضور خود در سريالهاي ماه رمضان گفت: پس از انجام يك ريسك و ارايهي يك تيپ در «صاحبدلان» به علاوه تحمل فشارهايي كه به علت مطرح شدن «روز سوم» در جشنواره روي ما بود، پيشنهاد بازي در «شكرانه» را قبول كردم. البته نقشي كه بازي كردم، هيچ شباهتي به خلاصه داستان نداشت.
اين بازيگر در پايان دربارهي بازي با هنرپيشگان خارجي گفت: ترجيح ميدهم با همتايان ايراني خود كار كنم.
انتهاي پيام
----------------------------------------------------------
تماشاي سريال «ساعت شني» براي افراد زير 16 سال توصيه نميشود/ آغاز جدي درجهبندي برنامههاي تلويزيون؟
سينماي ما- سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن برود. سريال «ساعت شني» در زمرهي پر بازيگرترين مجموعههاي سالهاي اخير تلويزيون قرار ميگيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند. بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفينيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداختهاند. تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي ميشوند و قرار است از اينشبها به روي آنتن شبكه اول برود. سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند و كارگردان اين سريال اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نميشود. «ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود. او تصميم ميگيرد يك رحم واسط (اجارهاي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچهدار شود. به گفتهي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح ميشود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد. در داستان «ساعت شني» آمده است: بعد از اين كه زني تقبل ميكند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه ميشود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر ميشود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي ميشود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منشهاي متفاوت فكري گذر ميكند. اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد. تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفتو گويي اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال همچنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر ميگذارد و حتي گفته ميشد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم. عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني عبارتند از: نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا نويسنده:احمد رفيعزاده جلوههاي ويژه رايانهاي: هديش بيگدلي شاملو جلوههاي ويژه ميداني: داوود رسوليان جلوههاي ويژه رنگي: ميثم كمالي اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت منشيصحنه: شيدا باسلهچي/برنامهريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكري
منبع خبر : ايسنا سه شنبه,1 آبان 1386 - 13:55:3
--------------------------------------------------------
| ||||||
|
سيدرضا شكري تهيه كننده سريال تلويزيوني «ساعت شني» در گفتوگو با خبرنگار فارس، گفت: توصيه سازندگان اين سريال به بينندگان اين است كه افراد زير 16 سال اين سريال تماشا نكنند. در واقع هيچ محدوديتي از اين لحاظ وجود ندارد، اما به اين دليل كه مسائل علمي راجع به نازايي در آن تشريح و مطرح ميشود،اين احتمال وجود دارد تا براي سنين پايين داراي بدآموزي باشد.
---------------------------------------
----------------------------------------
كنسرت محمد اصفهانی در تهران
| ||||||
کاغذ دیواری از الهام عزیز

---------------------------------------------------------
---------------------------------------
مصاحبه مجله فیلم و سینما با اقای لطیفی
مصاحبه مجله فیلم و سینما با اقای پورسرخ
برای خواندن مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه کنید
-----------------------------------------
با سلام
از همتون متشکرم
این اپ رو قبلا اماده کرده بودم
تا اونجایی هم که من دنبال کردم فعلا خبر جدیدی پیدا نکردم
متاسفانه پدرم تو کماست
برامون دعا کنید
از اینکه نتونستم زودتر اپ کنم عذر خواهی می کنم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
اخرین اخبار
40 در صد از فیلم برداری (شکرانه) در تاجیکستان سپری شده است
*«شكرانه»
سريال تلويزيوني «شكرانه» كه پيش از اين «وراء» نام داشت به تهيه كنندگي «منصور سهرابپور» و كارگرداني «سعيد سلطاني» براي پخش از شبكه تهران در حال ساخت است.
بيش از نيمي از اين مجموعه در كشور تاجيكستان تصويربرداري ميشود و عوامل اين مجموعه در حال حاضر در تاجيكستان به سر مي برند اما مجيد رجبي معمار مدير شبكه تهران در گفت و گو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس گفت: تاكنون بخشهاي مربوط به ايران، در تهران تصوير برداري شده و تصوير برداري 40 درصد از بخشهاي مربوط به تاجيكستان نيز سپري شده است.
وي با بيان اينكه مونتاژ مجموعه نيز بلافاصله آغاز شده و اميدواريم تا قبل از شروع ماه مبارك رمضان كار ساخت مجموعه به پايان رسيده باشد افزود: در حال حاضر «عليرضا كهن ديري» مشغول ساختن موسيقي اين مجموعه است كه تركيبي از ملودي ايراني و تاجيكي است.
ي در ادامه گفت: مجموعه امسال قالبي معنايي دارد و بر خلاف كارهاي سالهاي گذشته كه بيشتر موضوعاتي طنز داشتند كاري جدي محسوب ميشود.
وي افزود: در اين سريال بازيگراني چون «هوشنگ توكلي»،«پوريا پورسرخ»، «عاطفه رضوي»، «حسن جوهرچي»، «مريم كاوياني» و «حامد بهداد» در آن حضور دارند.
گفتني است بين مجموعههايي كه در حال حاضر براي پخش در ماه مبارك رمضان ساخته ميشوند، سريال «شكرانه» تنها سريالي است كه موضوع داستان آن هنوز اعلام نشده است و گروه سازنده در سكوت كامل خبري در حال ساخت مجموعه هستند
منبع خبر : فارس
ادامه مطلب
سالروز بعثت حضرت محمد مطصفی(ص)
را بر تمامی هواداران اقای پورسرخ تبریک عرض می کنم




با تشکر از (مانا) که طراحی و اماده سازی این عکس ها رو ایشون زحمت کشیدن
--------------------------------------------------------------
----------------------------------------------
---------------------------
-----------
-
مصاحبه روزنامه معتبر تلاش با هنرمند محبوب
پوریا پورسرخ

صفحه اول
صفحه دوم
صفحه سوم
مصاحبه در اندازه واقعی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
پوستر روز سوم ار الهام
.jpg)
عکس از یلدا ذبیحی(سایت سینمای ما)
-------------------------------------------------------------------
|
|
روز موعود فرا رسید
دوستان قرار بود روزی رو همگی قرار بگذاریم در یک سینما و در کنار هنرمند محبوبمون فیلم سینمایی روز سوم رو ببینم.
فردا فرهنگسرای نیاوران سالن خلیج فارس ساعت ۶:۳۰ روزی هست که منتظرش بودید.
باز تکرار می کنم اون روزی که قرار بود اقای پورسرخ رو در سینما ببینید همین فرداست.
البته در خبرگزاری فارس اغاز مراسم رو از ساعت ۱۷ تا ۲۱ اعلام کرده اند
با سلام
ممنون از لطف بیکران همه ی شما برای یاری رسوندن برای جشن تولد هنرمند محبوبمون
من تمام دوستانی که برای من میل زده بودند و متن یا عکس فرستاده بودند .......نمی گم تمام مطالب اما بیشتر عکس ها و مطالبشون رو در وبلاگ به اسم خودشون گذاشتم
اگر کسی دید مطلب و عکسی از اونها نگذاشتم باور کنید که در باکس من میلی از شما نبوده.....
و مطلب دوم در مورد منبع من از اوردن خبرهایی در مورد اقای پورسرخ می باشد
دوستان من یک منبع موثق دارم و لازم نمی دونم در موردش بیشتر از این توضیحی بدم که کی هست و چرا؟؟؟؟.........اما اینکه دوستانی که با اقای پورسرخ واقعی یا بعضا شایدم قلابی صحبت کنند در مورد من و اخبار من از ایشون سوال جواب کنند فکر کنم کا شایسته ایی نباشه..........پس لزومی نداره که ایشون من رو بشناسند............در ضمن به قدر کافی حتما مشغله کاری دارند تا اینکه وقتشون رو صرف این جور مطالب کنند.
پس با این حساب از همون منبع موثق به شما دوستان اطلاع می دم که فردا جلسه نقد و بررسی فیلم جذاب و دیدنی روز سوم با حضور قطعی اقای پورسرخ در فرهنگسرای نیاوران سالن خلیج فارس انجام خواهد شد.
دوستانی که رفتند حتما از مراسم و اقای پورسرخ عکس بگیرند و بفرستند تا در وبلاگ بگذاریم.
و اما من چون دوست دارم خبر ها و مطالب رو داغ داغ بگذارم پس ناگزیرم با مطالب جدید اپ کنم و عکس ها و مطالب بچه هایی که به تازگی عکس ها و مطالبشون برای تولد اقای پورسرخ به دستم رسیده را در پست بعدی بگذارم
با تشکر
فروش ۵۰ میلیون تمانی (روز سوم) در ۹ روز
«روز سوم» به كارگرداني محمدحسين لطيفي بعد از 9 روز نمايش در 19 سينما فروشش از مرز 50 ميليون تومان گذشت.
مصاحبه همشهری با اقای پورسرخ
|
مصا حبه خبر گزاری فارس با حامد بهداد
|
| |||||||||
| |||||||||
|
حامد بهداد در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، درباره بازي در فيلم «روز سوم» گفت: زبان، مليت، اختلاف جغرافيايي و فرض پوشش متفاوت، مسائلي نيستند كه بازيگر از آنها خوف داشته باشد و در انتخاب نقش توسط بازيگر، دلايل منفي و بازدارنده قلمداد شود.
مصاحبه خبرگزاری فارس با تهیه کننده ی فیلم سینمایی(روز سوم)
| |||||||||
بزرگ ترین فضیلت > تسلیم شدن در برابر مشیت خداوند است.
به جای نداشته ها به نعمت های فراوان خویش بیندیش...زیرا همانی که بدان می اندیشی افزون می شود.
بپذیر هر انچه را که نمی توانی تغییر دهی.
وقتی دیگران نه می گویند ....به خواسته هایشان احترام بگذار.
از لحظات زندگی لذت ببریم و از ساعت ها استفاده کنیم بدون ان که در انتظار لحظات و ساعات بهتر و نیکو تر باشیم. (فرانسوا کوپه)
ان چه را می توان بعد از بیست سال تجربه اموخت مطالعه صحیح در یک سال به ما می اموزد؟
| نگاهی به فیلم سینمایی "مهمان" / |
| فقط خنده و تفریح! |
| فیلم سینمایی "مهمان" به کارگردانی سعید اسدی که به عنوان فیلم اکران نوروز 86 هنوز بر پرده سینماهای تهران قرار دارد، به دنبال راهی برای خنداندن و به وجود آوردن زمانی برای تفریح و شادی است و هیچ کارکرد و هدف دیگری ندارد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، کارگردان این فیلم فعالیت در عرصه سینما را با حضور در بخش های مختلف تجربه کرده و این آشنایی او را در ایجاد شرایط بهتر تولید کمک می کند. ورود وی به عرصه فیلمسازی با فعالیت در ژانر اجتماعی آغاز می شود. این کارگردان در چهار فیلمی که تاکنون ساخته همواره مسایل و موضوع های مختلف اجتماعی را با بیانی ساده و امروزی به تصویر کشیده است. هر چند مسایل مختلف خانوادگی، حادثه ای، توجه به مسایل معنوی در زندگی و در آخرین ساخته اش کمدی را به عنوان درونمایه اصلی اثر خود برگزیده است.
اسدی تا پیش از "مهمان" فیلمنامه آثارش را به صورت مستقل یا مشترک به نگارش درآورده، اما این فیلم را حسن انصاریان نوشته که در عرصه فیلمنامه نویسی برای تلویزیون و سینما بسیار فعال است. هر چند این موضوع بر غنای مفهومی اثر تاثیر چندانی نگذاشته و اصل و اساس نگارش متن را کلیشه و استفاده از اتفاقات پیش پا افتاده و در برخی مواقع غیرواقعی و عجیب تشکیل می دهد، اما در مجموع شکل گیری قصه از روندی مشخص برخوردار است. |
| تدوینگر "مهمان" در گفتگو با مهر: |
| تدوین بد فیلم را نابود میکند |
| تدوین بد میتواند یک فیلم را نابود کند و تدوین خوب قطعاً کمکهای زیادی به فیلم میکند. |
|
مستانه مهاجر درباره همکاری با سعید اسدی برای تدوین فیلم "میهمان" به خبرنگار مهر گفت: "حضور محمدحسین فرحبخش به عنوان یک تهیه کننده حرفه ای، اسدی به عنوان کارگردانی که به کارش تسلط دارد و یک فیلمنامه جذاب و مفرح از جمله دلایلی بود که باعث شد تدوین "مهمان" را بپذیرم." وی در مورد ضرباهنگ تدوین "مهمان" گفت: "ریتم تدوین هر فیلم با توجه به مضمون و داستان آن مشخص می شود. "مهمان" یک کمدی پرجنب و جوش است که باید ریتم تدوین آن تند و هماهنگ با این فضا باشد. با صحبت هایی هم که با کارگردان قبل از شروع تدوین انجام شد به این نتیجه رسیدیم که تدوین باید ریتمی متناسب با رخدادهای متعدد و پرشتاب فیلم داشته باشد." تدوینگر "مهمان" در پایان افزود: "هر فیلمی یک نوع و شیوه تدوین خاص خود را نیاز دارد و تدوین کمدی قطعاً با یک فیلم اجتماعی قطعا متفاوت است. تدوین بد می تواند فیلمی را نابود کند و یک تدوین خوب قطعاً کمک های زیادی به فیلم می کند. تدوینگر در وهله نخست باید بداند کارگردان چه نوع تدوینی می خواهد و بعد با تلفیق این نظرات و شیوه های خود تدوین را آغاز کند." |
سلام
امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
ممنون از تمامتون که منت می ذارید و به وب اقای پورسرخ سر می زنید
و تشکر دارم از تمام دوستانی که همیشه نظر می ذارند و همچنین دوستانی که نظر نمی ذاشتند اما تصمیم گرفتن و چند وقته نظر می گذارند.
دوستان ازتون یه خواهشی دارم ..............اونم اینه که کاری به بازیگر های دیگه که همبازی اقای پورسرخ هستند نداشته باشید...............ما قرار اینجا یه گروه بزرگ به نام هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ درست کنیم و هممون با هم دوست باشیم و یک صدا هوادار اقای پورسرخ باشیم و اینکه حتما وحنما اقای پورسرخ چشمشون به ما هوادارانی که تو وب جمع می شیم هست و یه جورایی شاید اصلا دلش گرم به همین وبلاگ ها و نظرات هست...............پس نشه حرکتی کنیم که موجب ناراحتی ایشون و حتی دلسردیشون بشیم........همچنین سعی کنیم تو حرف زدنمون کمی بیشتر دقت کنیم..............و اقای پورسرخ رو به خاطر خودش بخوایم و همین طور که هست بخوایم حتی اگه نشه یک بار هم ببینیمش.
حالا اگه دوست داشتی روی این صفحه کلیک کن و هر ارزویی داری روش بنویس...........
http://www.andyfoulds.co.uk/amusement/pen_ink.htm?detectflash=false
با تشکر.



























