تبليغاتX
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
بسياري از فيلم‌هاي ايراني استاندارد نيست
 

 

 "مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه می‌کشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از 17 روز نمایش در هفت سینما 200/887/22 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم اسفند 600/431/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/900 تومان افت فروش داشته است.

 

--------------------------------------------------

 

 

بسياري از فيلم‌هاي ايراني استاندارد نيست
 
سینمای‌ايران- آيدا اورنگ:
مسعود اطيابي، كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» كه اين روزها بر پرده‌ سينماهاي تهران است، پيش از اين در مقام تهيه‌كننده در سينما فعاليت مي‌كرد.

 اطيابي در «مصائب دوشيزه» به سراغ موضوعي خاص رفته و كوشيده تا به تفاهم ميان اديان بپردازد.

او گرچه از شرايط اكران فيلمش ناراضي است ولي مي‌گويد چيزي را كه به دنبال آن بوده در بازخوردهاي تماشاگران به دست آورده است.

اطيابي در «مصائب دوشيزه» قصد داشته در عين انتقال مفاهيم مورد نظرش، با تعريف داستان تماشاگر را با فيلم همراه كند. نوعي پل زدن ميان سينماي گيشه و سينمايي كه حرفي براي گفتن دارد.

  • با توجه به اينكه شما سال‌ها تجربه تهيه‌كنندگي و فعاليت در سينما  داشتيد ، چرا زودتر اولين فيلمتان را نساختيد؟

 البته من از مدت‌ها قبل تصميم داشتم فيلم بسازم و فيلمنامه خاصي مدنظرم بود به نام «ماريا».

 اين موضوع (فيلمنامه) مستند بود و روي آن خيلي وقت گذاشتم، ولي طولاني‌تر شدن مقدمات كار باعث شد كه من ديرتر كار اولم را شروع كنم و ترجيح دادم كار ديگري را بسازم تا بعد به آن برسم.

  •  با توجه به اينكه بازيگر نقش آندره، پوريا پورسرخ در دوران شهرت خود بود و تضميني براي گيشه به حساب مي‌آمد، چقدر براي انتخاب بازيگر به گيشه فكر مي‌كرديد؟

 براي فيلمسازي بايد به گيشه فكر كرد. يعني اگر سينما كار مي‌كنيم بايد تا حدودي به گيشه فكر كنيم و يا اينكه مخاطب را بشناسيم.

يك‌سري مسائل پيچيده است و در انتخاب بازيگر، بايد كساني باشند كه يك مقدار، مخاطب جذب كنند تا فيلم ديده شود. انتخاب بازيگر در همين مسير انجام شد.

  •  به اين موضوع فكر نكرديد كه اين بازيگر نقش مشابه داشته و اين تكرار شايد به ضرر فيلم تمام شود؟

 چرا، قطعاً فكر كرده‌ام كه بازيگر در اين نقش تكرار نشود يا  يك شخصيت خاص را با نقش‌هاي قبلي‌اش براي تماشاگر تداعي نكند.

قطعاً اين اتفاقات با گريم و نوع بازي امكان افتادنش است. مگر اينكه ضرورت داشته باشد تا تداعي‌گر نقش‌‌هاي ديگرش باشد.

  •  شخصيت آندره، با شخصيت ژوبين در سريال وفا نزديك به هم است.

 پوريا پورسرخ، بازيگري بود كه من براي نقش، فقط او را در ذهن داشتم و هيچ‌وقت فكر نكردم كه كس ديگري بيايد، حتي زمان نوشتن فيلمنامه، به اين قضيه فكر كردم كه ايشان براي اين نقش مناسب هستند.

من از سريال وفا، يكي – دو قسمت آخر را ديدم و همين جريان باعث شد تا پورسرخ را براي نقش مناسب ببينم. ويژگي خاصي داشت كه مناسب نقش بود و خوب هم از عهده آن برآمد.

يعني آندره‌اي كه من تصور مي‌كردم با آني كه درآمد، فرقي نداشت و پوريا نقش را به گونه اي قابل باور درآورد كه   باورپذيري كه نياز داشتم براي شخصيت آندره و حسي كه تماشاگر بايد به آندره پيدا مي‌كرد، صورت گرفت.

  •  در جايي گفته‌ايد از بهنوش طباطبايي هيچ سريالي نديده‌ايدو اينكه اين اولين نقش سينمايي ايشان است. براي نقش اصلي هراسي نداشتيد بازيگري را انتخاب كنيد كه شناختي از بازي‌اش نداشتيد؟

 خانم طباطبايي به ما اجازه داد قبل از اينكه كار را شروع كنيم، با ايشان تمرين داشته باشيم و من استعدادهاي ايشان را ببينم. اين ماجرا باعث شد به اين قضيه شك نكنم كه انتخاب درستي كرده‌ام.

با اينكه متأسفانه من بازي‌هاي قبلي ايشان را نديده بودم، اما بين گزينه‌هاي موجود، بهترين بود و چهره مناسبي براي ايفاي اين نقش داشت و لحن صحبت كردنش، مناسب بود.

الان اگر اين فيلم را ببينيد باور مي‌كنيد اين دختر مسيحي است و با خودش درگير است.

در يك خانواده مسيحي بزرگ شده و با تعصبات ديني درگير است. اين نقش با چهره‌پردازي مناسب اتفاق افتاد و خوب درآمد.

  •  اولين تصور شما از خواندن فيلمنامه چطور بود؟

 من سوژه‌اي داشتم با نام «ماريا» كه دغدغه ساخت آن را داشتم و به اين مضمون   نزديك بود.چند بار هم قدم برداشتم براي توليدش، اما وسواسم روي آن فيلمنامه باعث شد تا چند سال روي آن كار شود و آقاي فرهودي زحمت اين كار را بكشند، تحقيق كنيم تا برسيم به چيزي كه مي‌خواهيم.

آقاي رفيع‌زاده، نسخه‌اي به ما داد كه زمان خواندن آن متوجه شدم نزديك است به سوژه‌اي كه مي‌خواهم بسازم و فكر كردم تجربه خوبي است كه  قبل از اينكه «ماريا» را بسازم، اين كار را بسازم.

در واقع با احساس، اين كار را ساختم، احساسي كه از قبل روي اين موضوع داشتم. بعداً هم حدود يك سال با آقاي رفيع‌زاده بحث كرديم، چندين فيلمنامه نوشته شد، از نگاه‌هاي متفاوت ارزيابي شد و در آخر رسيديم به اين فيلم كه الان روي پرده است.

  •  نكته ديگر اين است كه روند حوادث قابل پيش‌بيني است، يعني مخاطب حدس مي‌زند كه فيلم چطور تمام مي‌شود.

 براي من پيش‌بيني، اساس نبود. موضوع فيلم اين نبود اصلاً. چيدمان ما اصلاً دقيق نبود كه تماشاگر تا آخر بنشيند و نداند چه مي‌شود. بيشتر خاصيت فيلم در چيزهاي ديگري است، دغدغه‌ها چيز ديگري است كه من در بازخوردها آن را ديدم.

به آن چيزي كه مي‌خواستم رسيدم، به آن توجه. دوست داشتم بعضي سؤال‌ها ازمن پرسيده شود و ايرادهايي به فيلم بگيرند.

مثلاً عاشق شدن امير به ژانت در كليسا، از سكانس‌هايي بود كه وقتي  آن را مي‌گرفتم، مي‌دانستم مخاطب عصباني مي‌شود و به من كارگردان مي‌گويد چرا؟ چرا اين آدم كه خيلي زميني نيست، برايش يك اتفاق زميني مي‌افتد، من اين ايراد را مي‌دانستم و دوست داشتم گرفته شود.

 فيلمتان در ايامي به نمايش درآمده كه موعد چندان مناسبي براي اكران نيست.

شرايط اكران در سينماي ايران، كلاً مساعد نيست. اين برمي‌گردد به سينماي بيمار ما.

اگر سينما درست عمل كند وبرنامه‌ريزي درست براي اكران داشته باشد به نظر من 12 ماه سال فصل خوبي براي اكران است و هيچ اتفاق بدي براي هيچ فيلمي نمي‌افتد.

اما اكران ما مشكل دارد و نوع اكران ما بدون سياست و بدون برنامه است.

 كسي نيست كه روانشناسي جامعه را بداند كه چه فيلمي براي چه زماني مناسب اكران است، در چه محدوده اي، فيلم كودك در چه ساعت‌هايي باشد، ساعت‌هاي ارزان‌قيمت داشته باشد و چون چنين برنامه‌اي وجود ندارد، بيشتر فيلم‌ها آسيب مي‌بينند مثل فيلم ما.

اگر مصائب دوشيزه محرم اكران مي‌شد، 2 ماه زودتر و در اوايل محرم، خيلي بهتر بود و نيازي نبود هيچ سالني به علت ايام عزاداري تعطيل شود و مي‌توانست با مناسبت اكران شود، اما چون هيچ برنامه‌اي وجود ندارد، اين اتفاق نيفتاد.

حالا به زور با يك اكران محدود، بر پرده مي‌رود و هيچ گله‌اي نمي‌شود كرد. نگاه كنيد الان 4 فيلم كمدي همزمان اكران مي‌شوند و يك فيلم خاص و معناگرا مثل فيلم ما، كه نمي‌تواند جنبه تجاري داشته باشد.

 در حالي كه با برنامه‌ريزي مي‌شد در اين فصل، تعداد فيلم‌هاي اكران شده زياد نشود تا فيلم‌ها موفق‌تر شوند و به يك فيلم فرهنگي توجه بيشتري شود.

شعار داده مي‌شود كه فيلم فرهنگي مورد توجه قرار داده مي‌شود اما اصلاً اين شعار عملي نمي‌شود.

 شما ببينيد سينما فرهنگ لطف مي‌كند مصائب دوشيزه را به عنوان فيلم سرگروه قرار مي‌دهد اما اين فيلم، چون فرهنگي است، سانس آخر ندارد و سانس آخر را به فيلم ديگري مي‌دهند، بدون توجه  به اين قضيه كه آيا مصائب دوشيزه اكرانش خوب است يا نه.

  •  چرا درخواست نكرديد در همان محرم فيلم اكران شود؟

قرار هم همين بود، اما بنا به دلايلي عقب افتاد.

  •   قصد نداريد تهيه‌كنندگي را ادامه دهيد؟

 چرا، شغل من تهيه‌كنندگي است و كارگرداني وقت زيادي از من نمي‌گيرد. اما طبيعتاً كاري كه براي تهيه يا براي كارگرداني انتخاب مي‌كنم متفاوت است.

  • در حال حاضر مشغول چه فعاليتي هستيد؟

 در حال حاضر دارم يك فيلم كمدي مي‌سازم.

  •  دليلش اين نيست كه فيلم كمدي فروش دارد و همه تقريباً ترجيح مي‌دهند كمدي بسازند؟

 حالا، نمي‌خواهم اطلاعات بدهم، فيلم من شايد با كمدي‌هاي موجود خيلي همراه نباشد.

من خيلي از فيلم‌هاي كمدي را، كمدي نمي‌دانم.

به نظر مي‌رسد استاندارد ساختاري توليد هم در آنها رعايت نشده است.

ما مشكل استاندارد داريم، همه فيلم‌ها بايد يك مهر استاندارد بخورند و  بعد روانه اكران شوند تا  به مخاطب احترام گذاشته شود ولي اين اتفاق نمي‌افتد.

 روي فيلم‌هايي اسم  فيلم مي‌گذاريم كه استاندارد نيستند.

تاریخ درج: 13 اسفند 1386 ساعت 09:55 تاریخ تایید: 14 اسفند 1386 ساعت 09:48 تاریخ به روز رسانی: 14 اسفند 1386 ساعت 09:01  
     
  
 

نوشته شده توسط رزا در 9:12
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
قسمتی از فیلم (مصائب دوشیزه)برای دانلود
 

 

 

 

قسمتی از فیلم مصائب دوشیزه برای مشاهده

 

بعد از لود شدن کامل کلیپ در مدیا پلیر

از قسمت فایل کلیپ را سیو کنید 

 

------------------------------------------------

 

نگاهى به فيلم مصائب دوشيزه، كار مسعود اطيابى
دغدغه هاى دختر جوان

350391.jpg

] على اصغر كشانى]

مصائب دوشيزه روايت زندگى دخترى مسيحى و در عين حال متعصب است. پدر و مادر او كه ساليانى پيش از به دنيا آمدن ژانت بچه دار نمى شدند در شبى از شب هاى محرم در مجلس تعزيه نذر مى كنند كه در صورت بچه دار شدن شان نام دختر را فاطمه بگذارند و در شب هاى محرم مراسم عزادارى در خانه بزرگ شان برقرار كنند. حالا فاطمه بزرگ شده و بيش از آن كه پايبند ديدگاه پدر و مادرش به محرم باشد، دلبسته آموزه هاى مسيحى است و اين تناقض بيرونى، اولين كشمكش هاى او و خانواده اش را شكل مى دهد. مسعود اطيابى كه او را بيشتر به عنوان تهيه كننده به ياد مى آوريم مصائب دوشيزه را براساس نگره هاى اشتراك ميان اديان ساخته است. اطيابى به لحاظ بار روايى و قصه پردازش تلاش كرده كه علاوه بر روايت خطى بدون فلاش بك يا فلاش پيچ، خم هاى داستان را مبتنى بر گره افكنى ها و گره گشايى هاى روايى بنا كند. شخصيت هاى متعدد داستان هر يك به فراخور قصه وارد جريان فيلم شده و يك به يك از آنها نقش هايى را مى بينيم كه در چيدمان شخصيت ها و شناخت ما از آنها تأثير دارند: آندره (پوريا پورسرخ) خواستگار ژانت پسرى سرسخت و در عين حال مردد است كه بعضاً تصميمات عجولانه مى گيرد. ما از خانواده او اطلاعى كسب نمى كنيم و فقط او را در طول فيلم مى بينيم. رك بودن او باعث مى شود خيلى صريح فاطمه را دخترى سر راهى بنامد. سرسختى او ترك موقت ژانت است و ترديد او باعث مى شود تا رابطه ميان امين و ژانت را هر چند به اشتباه كشف كند. برخوردهاى او با ژانت عمدتاً ناشيانه و تصميمات او عجولانه و از سر ناآگاهى و جوانى است. مانند زمان گفت وگوى ژانت و امين در كليسا كه آندره با شنيدن پنهانى سخنان آنها از كوره درمى رود و ژانت را متهم به خيانت مى كند، دايى نقش آدمى كه بعضاً پا در ميانى مى كند، عكاسخانه اش محل قرارميان ژانت و آندره است و گاهى تنهايى هاى ژانت در آنجا مى گذرد و پلان پايانى يعنى ظهور عكس هاى زهرا و پديدار شدن عكس اتفاقى كه از ژانت در محرم گرفته شده نيز كاركرد عكاسخانه را در سير قصه قابل ملاحظه مى نمايد. امين نقاش و هنرمندى كه فيلم قرار است نقش رقيب آندره را به او بدهد. حتى لحظاتى از فيلم احساس مى شود كه خلأ وجودى زهرا و تغيير روحيه ظريف امين با آمدن ژانت، اين امكان را ايجاد خواهد كرد. اين كشمكش ميان آندره و امين در پس روند داستانى فيلم محسوس است. دختردايى ژانت هم كسى است كه نيمه هاى دوم فيلم وارد ماجرا شده و تنها كسى است كه از ماجراى ژانت مطلع است و قضيه را از بيمارستان پرس و جو مى كند و بدون اطلاع ژانت، آندره را از ماوقع آگاه ساخته و گره رابطه تيره و تار آندره با ژانت را مى گشايد. حضور او صرفاً به عنوان بخش هايى از فيلم كه قرار است گره هاى ماجرا گشوده شود، كاركرد دارد.
مبناى محتوا و مضمون قصه براساس اشتراك ميان اسلام و مسيحيت شكل گرفته است. ژانت دخترى مسيحى است كه سؤالات زيادى برايش وجود دارد و تلاش مى كند مرزبندى ميان آموزه هاى اسلام و به طور خاص شيعه با مذهب خود (مسيحيت) برقرار نمايد. اما آدم هاى داستان هر كدام تعلقات خاطرى دارند كه صرفاً اشتراك ميان اديان آنها را به هم پيوند مى دهد. امين در پاسخ به سؤال ژانت از انگيزه اش به قرآن و نگاهى كه قرآن به مسيح داشته سخن مى گويد. پدر مسيحى ژانت از قول و قرارش با صاحبان عزاى محرم سخن مى گويد و حتى دايى ژانت كه هيچ ارتباطى به شيعه ندارد با نوعى نوستالژى به شب هاى محرم و نذر و نياز اين شب ها براى ژانت مى گويد. برهمين اساس است كه يك شيعه براساس ديدگاه دوست جانباز پدرش به تكميل نقاشى كليسا مبادرت مى كند و يك مسيحى ده شب محرم در منزلش مجلس سينه زنى و روضه برپا مى كند. سرگردانى و تعصب ژانت در اين ميان بار دراماتيك قصه را افزايش مى دهد. هرچقدر او به جست وجو در باب سؤالاتش مى پردازد بيشتر مبهوت خلأهاى مرزبندى ميان دو دين و نگاه شيعه و مسيحيت ميان مردم مى گردد. اينجاست كه در مقطعى بحرانى و حساس زمانى كه امين خود را عقب مى كشد، ژانت با صداى بلند به او مى گويد وقتى تو مسيح را مى كشيدى، در خانه مان نذرى پخش مى كردند و ژانت نيز به نوعى براى دفاع از رابطه و موقعيتش با امين (زمانى كه پى به بى گناه بودن خود در تصادف برده است) به مشتركات دينى اشاره مى كند. اما فيلم نتيجه يكجانبه نمى گيرد و با نوعى پايان باز (ظهور عكسى كه ژانت را در مراسم عزادارى نشان مى دهد) پايان مى گيرد و فيلم از اين نظر سعى كرده به طرح سؤالات و يافتن پاسخ هايى براى آن بسنده كند تا مخاطب خود به قضاوت بنشيند و بپذيرد.
از جمله مهمترين عناصر پيش برنده داستان فيلم، حضور مؤلفه هاى دينى در گسترش قصه و وجود اين عناصر در موقعيت سازى دراماتيك است. ژانت پس از مشاجره با پدرش بر سر بر پا كردن نذر و مخالفت صريحش با اين مراسم با زهرا تصادف و امين وارد زندگى اش مى شود تا به سؤالات پيرامون حضور يك شيعه در كليسا برسد؛ معجزه زندگى دوباره براى جانباز در ظهر عاشورا زمانى كه آمبولانس در ميان جمعيت عزادار محصور مى شود و غيره هر كدام به نوعى مسير زندگى ژانت را طورى طراحى مى كند تا سؤالاتش را به عينه تجربه كند.
اين كه يك جانباز چگونه به شخصيت مسيح عشق مى ورزد و يك پدر روحانى مسيحى به دليل دوستى اش با اين جانباز نه از يك مسيحى بلكه از يك مسلمان براى نقاشى روى ديوار كليسا استفاده مى كند. فيلم در واقع از اين موقعيت ها استفاده مى كند تا ژانت عجول و كم تجربه به مرز پختگى برسد. اين در حالى است كه ژانت بارها قصد دارد به ثبت احوال برود تا نامش را تغيير دهد اما اتفاقات مختلفى كه براى او مى افتد مانع از اقدام او مى گردد.
فيلم به لحاظ روايت چند خط سير مشخص را دنبال مى كند. آيا ازدواج آندره و ژانت سرانجامى خواهد داشت سرانجام قتلى كه ژانت مرتكب شده چه خواهد شد آيا عشقى ميان ژانت و امين برقرار مى شود تا قصه تصادف حل و فصل گردد آيا پدر و مادر ژانت به خاطر او دست از نذرشان برمى دارند
در اين ميان مؤلفه هاى فرعى تر مانند سرانجام نقاشى چهره مسيح توسط امين، زنده ماندن جانباز، پيغام هاى تلفنى كه ژانت را به كلانترى فرامى خواند و غيره هر كدام به نوعى بار دراماتيك قصه را تشديد مى كند. اطيابى حلقه هاى متصل كننده و گره افكن را براساس تعقيب و گريز بنا كرده است. به نظر مى رسد از اين جهت فيلم دچار صدمه شده است. يعنى شخصيت ها طورى طراحى شده اند كه براى پى بردن به بخش هاى پنهان زندگى شان مورد تعقيب قرار مى گيرند.
ژانت، امين را تعقيب مى كند و امين ژانت را با موتور. آندره ابتدا ژانت و سپس ژانت و امين را تعقيب مى كند. از طرفى شخصيت متعصب ژانت با سن و سالى كه دارد كمى ساده لوح عمل مى كند. دائم دروغ مى گويد و مشخص نيست فرد ساده و بى شيله پيله اى چون او چطور بلافاصله دروغ هاى حاضر و آماده اى را به زبان مى آورد. هرچند اين سادگى هم مشخصه اين سن و سال نيست. از طرفى قصه فيلم روايت مشخصى به لحاظ بيانى دارد اما در بخشى از فيلم ناگهان از فريشن استفاده مى شود. حتى برخى گره گشايى ها مثل مردى كه مدارك اتومبيل ژانت را پيدا كرده ولى فقط در لحظه آخر روى آيفون تلفن آن را عنوان مى كند كه مى توانست همين جمله نهايى را در اولين تماس روى پيغام گير بگذارد. به لحاظ ديالوگ نويسى ديالوگ ها پايه مشخصى و برگرفته از طبقه اجتماعى افراد است. اما بعضى ديالوگ ها روى اين اصول طراحى نشده است براى نمونه آندره در زمانى كه قرارش با ژانت به هم خورده مى گويد: «اومدم دنبالت ديدم جاتره و بچه نيست.» از طرفى برخى فصل ها هم منطقاً به لحاظ محتوا صاحب جايگاه هستند. براى نمونه وقتى دايى و دخترش و ژانت و آندره در عكاسخانه فال قهوه مى گيرند و دايى در فال ژانت بچه دار نشدن او را مى بيند فيلم تلويحاً به امتداد مسير اتفاقى كه براى مادر و پدر ژانت افتاده اشاره دارد و حسن اين موقعيت اشاره گذرا و غيرمستقيم آن است. اطيابى در بخشى از فيلم كه ژانت دچار استيصال شده و در راهروى بيمارستان راه مى رود سوپرايمپوزى از صحنه تصادف را روى راه رفتن او قرار داده و صداها را برجسته مى كند. فضايى ذهنى و موقعيتى هذيانى براى ژانت كه وضعيت پيغام گير تلفن آن را تشديد مى كند. اما نزديكى به اين نوع فضا تا همين حد است در حالى كه اگر فيلم به اين نوع موقعيت سازى بيشتر اشاره مى نمود و در زمان هاى خاصى درون ذهن او را با تمهيدات فرماليستى نشان مى داد وضعيت تخت بحران ايجاد شده كنونى براى ژانت ملموس تر و درماندگى او منعطف تر و در عين حال پذيرفتنى تر مى شد.
مصائب دوشيزه يك گام موفقيت آميز براى اطيابى است. او با اين فيلم نشان داد كه هم قصه گويى را با پيچ و خم هاى داستانى و مرتبط كردن عناصر دراماتيك به يكديگر مى تواند روايت كند و هم دوربين و موقعيت سازى او چنان راحت و بى واسطه قصه اش را پيش مى برد و به نتيجه مى رساند كه بسيارى از فيلمسازان اين دوره از اين نظر دچار لكنت اند. از اين منظر اميدوارى براى حضور فيلمسازى موفق در سينماى ايران از او انتظار مى رود.
 
 
اعتماد
 
 
نوشته شده توسط رزا در 20:4
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
مصائب دوشیزه :قصه هم نشینی مذاهب
 

 

 

 

 

نگار باباخاني

تهيه کنندگان سينمايي شايد فقط و فقط در بدترين شرايط ممکن راضي به نمايش فيلم هايشان در اسفندماه شوند. در واقع تهيه کنندگان اکران اسفند را از سر ناچاري اگر چاره ديگري نباشد و راه ديگري پيش پايشان نباشد مي پذيرند و جز اين هيچ راهي براي راضي کردن آنها به نمايش فيلم شان در اين ماه نيست. حقيقت اين است که آنها حق هم دارند. تاکنون کمتر فيلمي که در اسفندماه روي پرده رفته، توانسته است فروش مناسبي داشته باشد. خستگي و شايد سينمازدگي تماشاگران پس از 10 روز شلوغ جشنواره از يک سو و شلوغي ها و کارها و خستگي هاي ماهي که در ايران پيشواز عيد است از سوي ديگر دل و جاني براي سينما رفتن باقي نمي گذارد (پيشتر که چنين بوده) و به اين دليل اسفند هميشه ماهي پر از رکود و فترت براي سينما و سالن هاي سينما بوده است و البته معلوم نيست و اثبات نشده که اين مساله به دليل اين است که فيلم هاي- بالقوه- نفروش يا کم فروش در اسفند روي پرده مي آيند، يا برعکس به اين دليل اين اشتهار منفي براي اين ماه به دست آمده که ذاتاً اين ماه فضايي را بر سينما حاکم مي کند که فروش فيلم در اين فضا ممکن و مقدور نيست.

امسال نيز به نظر مي رسد به رغم فروش نسبي فيلمي چون «غيرمنتظره» که در حد قابل قبولي فروخته تفاوت عمده يي در اين قانون و قاعده نانوشته ايجاد نشود. نگاهي به فهرست و سياهه نام فيلم هايي که امسال اکران شده اند نيز مبين و اثبات کننده شرايطي است که در مورد اين ماه برشمرديم. در حقيقت تهيه کنندگان فيلم هايي که الان روي پرده هستند، هيچ کدام با ميل خاطر و رغبت تمام و کمال به اکران فيلم هايشان مبادرت نورزيده اند. آنها اين ماه را به عنوان آخرين راه پيش رو براي نمايش دادن فيلم شان ديده اند و نگاه به فيلم هاي روي پرده به بهترين وجهي نشانگر اين ناچار بودن آنها است.

وقتي فيلم هاي «راننده تاکسي» ، «اين ترانه عاشقانه نيست»، «مادرزن سلام»، «زاگرس»، «مصائب دوشيزه»، و «غيرمنتظره» را به عنوان فيلم هايي که در حال حاضر روي پرده اند در نظر مي آوريم، نتايجي دستگيرمان مي شود که شرايط حاکم بر اکران اسفندماه را برجسته مي کند. از اين فيلم ها دو فيلم غيرمنتظره و مصائب دوشيزه، فيلم هاي اول سازندگان شان هستند که در اين ميان فيلم پرفروش تر غيرمنتظره، فيلم بازمانده از اکران زمستان است و ربط چنداني به اکران اسفند ندارد. از ميان فيلم هاي ديگر اين فهرست، «اين ترانه عاشقانه نيست» از جمله فيلم هاي پر سر و صدايي است که حتي در مرحله ساخت با مسائل و مشکلاتي مواجه بود و درگيري هاي سازندگان اين فيلم با فارابي و ارشاد به مطبوعات کشيد و آشکار است که چنين فيلمي کوچک ترين فرصتي را براي اکران و به تبع آن فروش نسخه ويدئويي و... براي کاستن از ضرر و زيان ناشي از تاخير در اکران و اکران نشدن احتمالي از دست ندهد. «زاگرس» نيز فيلمي با داستان

- قاعدتاً و بالقوه- نفروش و به اصطلاح از آن فيلم هاي حمايتي براي مصارف تبليغاتي است که توليدکنندگانش حسابي هم روي فروش آن باز نکرده اند و به اين دليل نمايش آن در هر حالتي خوشايندشان بوده است. در اين ميان فقط «مادرزن سلام» و «راننده تاکسي» فيلم هايي هستند که به اميد فروش اکران شده اند، و با توجه به کيفيت شان ديده شدن يا نشدن فيلم و... هم برايشان چندان اهميتي نداشته. اين فيلم ها با فضايي بسيار شبيه روتين هاي درجه چند تلويزيوني فقط و فقط به سودآوري مي انديشند و موضوع و پرداخت آن هم به نحوي است که شرايط اکران چندان تاثيري در افزايش يا کاهش فروش شان ندارد و به اصطلاح يک سقف و کف فروش ذاتي دارند که چندان هم با فاصله از هم نيست و از ديگر سو بنا به سياست اقتصادي سازندگان هر نوع تاخير در اکران آنها به منزله خوابيدن سرمايه و ضرر مضاعف است؛ و اين شرايط است که آنها را به نمايش فيلم شان در اين فصل مرده و در اين ماه آخر سال راضي کرده و طبيعي است که آنها نيز از نمايش فيلم شان در يک شرايط بهتر راضي تر بوده اند.

مصائب دوشيزه؛ قصه هم نشيني مذاهب

از آن فيلم هاي معناگرا است که اغلب کارگردانان جوان براي اينکه پول ساخت فيلم اول شان را به دست آورند، به سوي آن مي روند و در آخر هم تنها نتيجه يي که عايدشان مي شود، پذيرفته شدن به عنوان فيلمساز است وگرنه چنين فيلم هايي هيچ عايدي براي هيچ فيلمسازي ندارد. فيلم داستان يک دختر مسيحي و يک پسر مسلمان است که به هم علاقه دارند و... قرار است فيلم قصه هم نشيني مذاهب را بگويد و بر اين تاکيد کند؛ مثلاً در آن يک مسيحي دارد براي مراسم امام حسين(ع) نذري مي پزد و... موضوعي که باارزش است، اما فقط در گزارش هاي تلويزيوني. ده ها گزارش با اين مضمون ديده ايم و ساخته شدن يک فيلم براي گفتن آن، از آن مسائلي است که دوختن کت براي يک دکمه را تداعي مي کند. گذشته از اين، فيلم چه در داستانگويي و چه در جنبه هاي ديگر، کوچک ترين هوشمندي و جذابيتي را نشان نمي دهد و نمي تواند اعتباري براي سازنده و بازيگران و ديگر عوامل فيلم باشد و همين که فيلم در اين فصل مرده به نمايش درآمده، علاوه بر تاکيد بر اين نکته که توليدکننده ها از کيفيت فيلم شان مطلع و آگاه بودند، نشانگر اين است که حتي همين اکران نيز مي تواند آنها را راضي کند. هرچه باشد موضوع فيلم، نشان از اين دارد که فروش يا عدم فروش فيلم، چندان اهميتي براي توليدکنندگانش نداشته است،

قصه «مصائب دوشيزه» درباره «ژانت» دختر مسيحي است که در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفکرات او با پدرش و همزماني آن با يک سانحه رانندگي، زندگي او را به مسير تازه يي مي کشاند.

فروش اولين فيلم مسعود اطيابي با حضور بهنوش طباطبايي، مهدي پاکدل و پوريا پورسرخ سه بازيگري که کارگردان روي محبوبيت آنها در بين جوان ها حساب ويژه يي باز کرده است، تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 10 روز اکران در 7 سينما 16 ميليون را رد کرده است.

 

------------------------------------------------

گلا‌يه از اكران نامناسب‌

با مسعود اطيابي كارگردان <مصائب دوشيزه>

گلا‌يه از اكران نامناسب‌

 

مسعود اطيابي كارگردان <مصائب دوشيزه> در حالي اين فيلم را روي پرده دارد كه از شرايط اكران آن راضي نيست. به اعتقاد او <مصائب دوشيزه> در صورت برخورداري از شرايط مناسب اكران مي‌توانست با استقبال بيشتري همراه شود.

 

‌ شرايط اكران و ميزان فروش <مصائب دوشيزه> را در 10 روز ابتداي اكران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- نسبت به فصل اكران فيلم گلايه دارم، اما به هر حال اگر فيلم من در اين فصل اكران نمي‌شد فيلم ديگري به جاي آن اكران مي‌شد همين گلايه را سازنده‌اش داشت.

مشكل سينماي ما اين است كه فصل‌هاي اكران شرايط يكسان ندارند، رفع اين مشكل نيز نياز به برنامه‌ريزي كلان دارد.

از ديگر مشكلات اكران <مصائب دوشيزه> نيز كم بودن تعداد سينماهاي اكران و نبود تبليغات شهري است، البته من در اين موارد نيز گلايه خاصي ندارم.

در مورد اكران فيلم من يك نكته منفي ديگر نيز وجود دارد.

هفت سينمايي كه ما در اختيار داريم كامل نيست و در چند سينماي اصلي سانس آخر به نمايش فيلم <فرش ايراني> اختصاصي پيدا كرده است و اين امر اكران <مصائب دوشيزه> را ناقص مي‌كند.

مي‌توانم بگويم تعداد نمايش‌هاي فيلم در جشنواره فيلم فجر سال گذشته كاملتر و بهتر بود؛ در جشنواره فيلم فجر فيلم در سانس‌هاي خوب و با تعداد زياد تماشاگر نمايش داده شد البته همين امر تعداد مخاطب <مصائب دوشيزه> را براي اكران كاهش داده است.

به هر حال با تمام اين مسائل با يك آمار سردستي متوجه خواهيم شد كه متوسط فروش فيلم نسبت به ديگر فيلم‌ها، در سطح خوبي است.

سوژه بكر داستان، نوع و ساختار فيلم و بازيگران آن به فروش خوب فيلم  كمك كرده است.

‌ ‌مذهبي بودن سوژه فيلم <مصائب دوشيزه> چه بازخوردي را در مخاطب ايجاد كرده، تماشاگران از اين فيلم استقبال كردند؟

- به نظر مي‌رسد سوژه مذهبي فيلم از دلايل استقبال مخاطب از <مصائب دوشيزه> است.

فروش خوب <مصائب دوشيزه> نشان مي‌دهد سينماي مذهبي و سينماي متفكر سينمايي بي مخاطب نيست، فيلم داراي ارزش فرهنگي و دغدغه‌ فكري است در ادامه بايد وضعيت فروش فيلم را ببينيم.

اگر فيلم در فصل خوب اكران مي‌شد قطعاً به فروش خيلي بيشتري است پيدا مي‌كرد و مي‌توانست با برخي فيلم‌هاي پرفروش رقابت كند.

 درباره بازي و حضور مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي و پوريا پورسرخ در فيلمتان و تأثير حضور اين چهره‌هاي جوان در <مصائب دوشيزه> بگوييد.

-فكر مي‌كنم انتخاب‌هايم درست بوده است و درباره آنها به نتيجه مطلوب رسيده‌ام و پيش‌بيني اوليه درست بوده است. آنها در نقش‌هايشان كه سخت هم بود باور پذيرند و تماشاچي دنبال آنها شده و سوژه و اتفاقات را نقد مي‌كند؛ مخاطب با اين شخصيت‌ها همراه مي‌شود و بخش زيادي از اين باورپذير به خاطر بازي خوب بازيگران است.

واكنش منتقدان و مطبوعات نسبت به فيلمتان چه بود؟

- تا به حال واكنش خاصي وجود نداشته است اما به هر حال در هر فيلم فرهنگي مفاهيمي نهفته است كه شايد مدنظر فيلمساز نبوده و فيلمساز نيز به آنها واقف نيست منتقد مي‌تواند آنها بيرون كشيده و به نقد و چالش بكشد؛ كار منتقد اين است و ما در اين زمينه منتظريم.

 همين تم را در فيلم‌هاي بعدي‌تان نيز ادامه مي‌دهيد؟

- همين تم را كه قطعاً ادامه مي‌دهم البته شايد اين روند تداوم نداشته باشد. اكنون يك كار اجتماعي  كمدي در دست دارم با عنوان <تلخ و شيرن > يا <خروس جنگي‌>.

‌ درباره <تلخ و شيرين> يا <خروس جنگي> بيشتر برايمان بگوييد...

- اين فيلم كه نام آ‌ن هنوز قطعي نشده يك فيلم كمدي موقعيت اجتماعي است فيلم قصه‌ زن و شوهري را روايت مي‌كند كه در نگاه به يكديگر به شدت دچار خطا و اشتباه هستند. در مقطعي اين زن و شوهر مجبور مي‌شوند خود را جاي ديگري بگذارند؛ اين كار هم بسيار خطرناك است و هم موقعيت‌هاي كميكي را در فيلم ايجاد مي‌كند.

‌ فيلم كي كليد مي‌خورد؟ عوامل فيلم و بازيگران اصلي مشخص شده‌اند؟

 - رضا عطاران و مريلا زارعي دو بازيگر اصلي هستند و فيلم نيز هفته آينده كليد مي‌خورد.

 نظرتان درباره تيزر <مصائب دوشيزه>چيست؟ پخش تيزر فيلم كه با حمايت صدا و سيما به صورت رايگان صورت مي‌گيرد بر فروش فيلم تأثير مثبت گذاشته است؟

 - متأسفانه تيزر فيلم را هنوز نديده‌ام. خبر هم ندارم كه روي فروش تأثير گذاشته يا نه.  به هر حال ما از تبليغات شهري محروم هستيم و تبليغات <مصائب دوشيزه> فقط به پخش تيزر محدود است، بنابراين پخش تيزر بايد قطعاً بر فروش فيلم تأثير گذاشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:12 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه ششم اسفند 1386
تلفيق قصه‌گويي و فرم‌گرايي را در «مصائب دوشيزه» مدنظر داشتم
 

 

«مسعود اطيابي» در گفت‌وگو با فارس:

تلفيق قصه‌گويي و فرم‌گرايي را در «مصائب دوشيزه» مدنظر داشتم

خبرگزاري فارس: كارگردان «مصائب دوشيزه» گفت: فيلمي كه حرف داشته باشد، بايد مخاطب داشته باشد و با اين ديدگاه، «مصائب دوشيزه» هم به سمت قصه‌گويي رفته است و هم به سمت فرم‌گرايي.

«مسعود اطيابي» كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد ويژگي‌ها و شرايط نمايش عمومي اين فيلم كه از 23 بهمن اكران شده است، به اظهارنظر پرداخت.
اطيابي در بخش ابتدايي گفت‌وگو، اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه» را در دوبخش با مخاطب ديدم. يكي در زمان جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر و ديگري در زمان اكران.
وي افزود: در زمان جشنواره دو سال پيش، «مصائب دوشيزه» يكي از فيلم‌هايي بود كه بيشترين نمايش را داشت و به نظر مي‌رسد كه اكران آن در جشنواره بيست‌وپنجم، مناسب‌تر از اكران فعلي‌اش باشد. امروز ما 7 سالن داريم كه درواقع همه آنها را در اختيار نداريم و فقط سه تا سالن دراختيار «مصائب دوشيزه» است و با توجه به تعداد سالن‌هايي كه در اختيار داريم ولي فيلم مخاطب خوبي دارد و درجشنواره هم فيلم مخاطب خوبي داشت كه اين هم به نو بودن سوژه برمي‌گشت، ضمن اينكه من براي اولين كارم، به دنبال تكرار نبودم و سعي كردم كاري با فضايي متفاوت نسبت به كارهاي ديگر بسازم.
وي تلقيق باورهاي مذهبي و معناگرا را در موفقيت اين فيلم موثر دانست و گفت: فيلمي كه حرف داشته باشد، بايد مخاطب داشته باشد. «مصائب دوشيزه» هم به سمت قصه‌گويي رفته است و هم به سمت فرم‌گرايي. البته من اين را توجه داشتم كه اگر صرفا به‌سمت فرم بروم، خيلي كارها را مي‌شود جدي‌تر انجام داد اما آن‌ وقت است كه مخاطب را ازدست خواهيم داد، پس من اين را هم درنظر گرفتم چرا كه معتقدم بايد توجه داشته باشيم كه مخاطب در سينما به قصه هم نياز دارد.
اطيابي ادامه داد: در «مصائب دوشيزه» هم اين تلاش را كردم كه فيلم به سمت قصه گفتن به‌خصوص براي مخاطب خارج از كشور و داخل كشور برود. يعني براي «مصائب دوشيزه»، هم كاركرد بين‌المللي تصور كرده بودم و هم اينكه فيلم بيننده داخلي داشته باشد.
وي گفت: الان هم اين اتفاق افتاده است، يعني ما در عين حالي كه ما داريم يك حرف جدي را مطرح مي‌كنيم، اما كار قصه گويي‌مان را هم رها نكرده‌ايم و براي مردم داريم يك ماجرا را تعريف مي‌كنيم كه اين باعث مي‌شود كسي كه مي‌رود سينما فيلم مي‌بيند، فيلم برايش جنبه سرگرمي و پيگيري داستان را هم داشته باشد.
اطيابي درمورد اين كه باورهاي مذهبي مابه ازاي باورهاي واقعي فيلم براي ارمني‌ها، وجود داشته يا نه؟، گفت: ما مي‌دانستيم كه پرداختن به سوژه باورهاي مشترك ديني مورد توجه بسيار از اقليت‌ها است و در كشور ما هم آنها خودشان را در مراسم و مناسك مسلمان‌ها شريك مي‌كنند. البته ما براي طراحي فيلمنامه اين فيلم، تحقيقات ميداني داشته‌ايم. ممكن است تحقيقات كتابخانه‌اي نداشته باشيم اما يكسري تحقيقات ميداني جهت لمس واقعيت‌هاي موجود داشته‌ايم.
وي درمورد انتخاب بازيگران «مصائب دوشيزه» گفت: ما از بازيگران يك توقع باور پذيري داشتيم و فضايي داشتيم مي‌ساختيم كه كمتر درموردش فيلم ساخته شده است. از طرفي مردم ايران هم برايشان باور بعضي از نقش‌ها سخت است.
اطيابي اظهار داشت: من دوست داشتم نقش دختر مسيحي را در چهره طباطبايي ببينم و فكر مي‌كنم بازي او هم موفق بود چراكه اگر انتخاب درستي نكرده بودم، درواقع فيلم نمي‌توانست قصه خودش را روان بيان كند. من الان صددرصد از اين انتخاب راضي هستم و در ميان انتخاب‌هاي اوليه‌ام براي اين نقش فكر مي‌كنم، بهترين و مناسب‌ترين بود.
اطيابي درمورد فصل عاشوراي فيلم نيز گفت: اين تصاوير واقعي هستند و آنها را سال گذشته فيلمبرداري كرده بودم و بعدا در مونتاژ، تصاوير ديگري را گرفتم و آن سكانس در فيلم «مصائب دوشيزه» بر مبناي تلفيق اين تصاوير طراحي شد به طوري كه تصاوير لانگ شات، از پيش گرفته شده بود و تصاوير بسته باتوجه به لانگ شات‌ها، بعدها فيلمبرداري شد و در تدوين مورد استفاده قرار گرفت.
وي گفت: من از زمان اكران عمومي «مصائب دوشيزه» رضايت ندارم؛ اگر اين فيلم تابستان اكران مي‌شد، فروش دو برابري داشت و همه مي‌دانيم الان فصل خوبي براي اكران اين فيلم يا هيچ فيلم ديگري نيست، ضمن اينكه فيلم از تبليغات شهري و بيلبورد محروم است و گاه حتي در سانس‌هاي آخر، فيلم ديگري نمايش داده مي‌شود و فيلمي مثل «مصائب دوشيزه» از سانس آخر خود در برخي سالن‌ها محروم است يا در يكي دو سالن مثل اريكه ايرانيان، تك سانس است. الان در چنين شرايطي اگر صندلي‌ها هم پر شود، باز فروش متوسطي مي‌توان برايش متصور بود و طبعا من از اين شرايط راضي نيستم.
اطيابي در پايان گفت: من از اينكه فصل اكران بد است، گلايه ندارم. از اينكه تعداد سالن كم است يا فيلم بيليبورد ندارد، گلايه ندارم اما فكر مي‌كنم براي ديده‌شدن فيلم‌هاي فرهنگي، برنامه‌ريزي وجود ندارد. مسئولين ما شعار مي‌دهند فيلمي بسازيم كه هم جنبه فرهنگي داشته باشد و هم مخاطب داشته باشد و حالا با يك فيلمي برخورد مي‌كنند كه هم جنبه فرهنگي دارد و هم جنبه جذب مخاطب، با آن برخورد اينچنيني مي‌كنند كه هيچ‌گاه اكران آن در رقابت با فيلمي كه بيست سالن دارد، برابر نخواهد بود.
انتهاي پيام

نوشته شده توسط رزا در 0:4
پنجشنبه دوم اسفند 1386
مصائب دوشیزه
 

 گزارش فروش فیلم

 

"مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه می‌کشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از پنج روز نمایش در هفت سینما 900/490/7 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه 26 بهمن 800/292/2 تومان بوده است.

 

------------------------------------------------

 

<مصائب دوشيزه>؛

 ماه محرم فصل مناسب‌تري براي اكران بود

مسعود اطيابي كارگردان فيلم <مصائب دوشيزه> معتقد است با توجه به موضوع و سوژه مذهبي اين فيلم چنانچه فيلم پس از تبليغ وسيع اكران مي‌شد به فروش قابل توجهي دست پيدا مي‌كرد و تماشاگران زيادي جذب مي‌كرد.

اطيابي در گفت‌وگو با <باني فيلم> گفت: فصل اكران <مصائب دوشيزه> فصل خوبي نيست؛ اكران بعد از جشنواره فيلم فجر در فصل سرد سال و نزديك به ايام عيد نوروز شرايط مطلوب و خوبي نيست.

او گفت: به نظر من تعداد سالن‌هاي نمايش فيلم با توجه به شرايط و اوضاع نمايش در سينماي ايران متعادل و كافي است. نسبت به موجودي سينما اختصاص اين تعداد سالن به فيلم <مصائب دوشيزه> خوب و مثبت ارزيابي مي‌شود‌، اما فصل اكران اصلاً مناسب نيست.

اطيابي با بيان اينكه تيزر فيلم مصائب دوشيزه و ميزان پخش آن را نيز نسبتاً خوب ارزيابي مي‌كند گفت: بهترين فصل براي اكران مصائب دوشيزه ماه محرم بود؛ اگر در آن زمان با تبليغ و نمايش تيزر فيلم به مخاطب معرفي مي‌شد انتظار فروش بيشتر دور از ذهن نبود.

 

------------------------------------------------

 

 

بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با فارس؛

پاكدل: براي يك فيلم خوب، زمان اكران تفاوتي ندارد

خبرگزاري فارس: بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» گفت: براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه در چه زماني به اكران عمومي درآيد.

«مهدي پاكدل» بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) مورد استقبال مخاطب قرار خواهد گرفت.
وي افزود:‌ من اميدوارم كه از اين فيلم استقبال شود و البته به دليل بازيگران جواني كه دارد و موضوع تاثيرگذارش قابليت موفقيت در اكران عمومي را دارد.
پاكدل گفت: براي انتخاب يك نقش، معيارهايي وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به موقعيت خوب زماني اشاره كرد كه موجب مي‌شود، يك بازيگر در يك كار جديد ظاهر شود اما براي من علاوه بر اين شرايط، ويژگي‌هاي قصه و نقش موجب شد تا در «مصائب دوشيزه» حضور يابيم.
وي اظهار داشت: مدت‌ها از ساخت فيلم گذشته است و نمايش فيلم در شرايط كنوني به هرحال موجب ديده شدن فيلم مي‌شود. البته من از وضعيت اكران فيلم اطلاع دقيقي ندارم اما به نظرم موقعيت اكران، براي فيلم‌هاي ايراني چندان فرقي هم نمي‌كند و من معتقدم براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه چه زماني اكران شود.
«مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) به تهيه‌كنندگي «سيدغلامرضا موسوي» با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحي‌ است كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازه‌اي مي‌كشاند.
انتهاي پيام/

نوشته شده توسط رزا در 11:31
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
مصائب دوشیزه اکران شد...........پوستر مصائب دوشیزه
 

1386/1/1
مصائب دوشیزه اکران شد
 
مصائب دوشیزه از امروز 23 بهمن به روی پرده رفت

این فیلم به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیه کنندگی سیدغلامرضا موسوی است.که به صورت آزاد و با سرگروهی سینما فرهنگ آغاز به نمایش کرد .

فرهنگ - فلسطین - اریکه ایرانیان - کانون - موزه سینما - مرکزی - سپیده ... از جمله سینماهای نمایش دهنده هستند .

این فیلم با بازی بهنوش طباطبائی - پوریا پورسرخ - مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی حکایت زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمانی آن با یک سانحه رانندگی ، زندگی وی را به مسیر تازه ای می کشاند.

 

 

 با تشکر از ریما.مطلب از سایت filmiran.com

 

 

یه دوست خوب ان پوستر رو برای

من ارسال کردند اما من متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم

میشه لطف کنند دوباره یاداوری کنند؟ 

 

نوشته شده توسط رزا در 13:5 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
فردا(سه شنبه) مصائب دوشیزه در سینما حقیقت با حضور بعضی عوامل اکران می شود
 

 

 

به مناسبت فرارسيدن عاشوراي حسيني برگزار مي‌شود؛

افتتاحيه «مصائب دوشيزه» در سالن «سينما حقيقت»

خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» به كارگرداني «سيدمسعود اطيابي» در سالن سينما حقيقت «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» اكران مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، فردا سه‌شنبه 25 دي‌ماه به مناسبت فرارسيدن ايام سوگواري شهادت حضرت امام حسين (ع) به نمايش درخواهد آمد.
بنا بر اين گزارش، فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» به تهيه‌كنندگي «سيدغلامرضا موسوي» كه با مشاركت اين «مركز»‌ توليد شده، قبل از نمايش عمومي در سينماهاي كشور و در قالب «نمايش افتتاحيه»، رأس ساعت 17، سه‌شنبه بيست و پنجم دي‌ماه و با حضور برخي از عوامل فيلم، در سالن سينما حقيقت روي پرده خواهدرفت.
فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحي‌است كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازه‌اي مي‌كشاند.
گفتني‌است كه علاقمندان تماشاي اين فيلم مي‌توانند يك ربع قبل از آغاز نمايش (16:45) عصر سه‌شنبه، به سالن سينما حقيقت واقع در خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 17 مراجعه نموده و يا جهت كسب اطلاعات بيشتر، با شماره تلفن‌ 88511289 تماس حاصل فرمايند.
انتهاي پيام/

 

 

نوشته شده توسط رزا در 19:53
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
اختصاصی سایت سینمای ایران

 

پشت صحنه مهمان برای دانلود !

قسمت هایی بسیار جالب از پشت صحنه فیلم مهمان در ۴ دقیقه برای دانلود .

پشت صحنه مهمان . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت خوب )

پشت صحنه مهمان . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت متوسط )

اختصاصی سینمای ایران

-----------------------------


نمايش «مصائب دوشيزه» و «پارك وي» در شصتمين بازار فيلم كن

خبرگزاري فارس: فيلم‌هاي مصائب دوشيزه به كارگرداني سيد مسعود اطيابي و پارك وي به كارگرداني فريدون جيراني در روز 22 مي (اول خرداد) در بازار فيلم جشنواره كن به نمايش درخواهند آمد.

به گزارش خبرگزاري فارس،«مصائب دوشيزه» و «پارك وي» در جشنواره كن براي مديران فستيوال‌ها و همچنين شركت‌كنندگان در بازار فيلم كه عمدتا از بزرگ‌ترين كمپاني‌هاي مطرح در دنيا هستند نمايش داده خواهند شد.
مصائب دوشيزه و پارك وي به تهيه‌كنندگي سيد غلامرضا موسوي هستند و پخش اين دو فيلم را مؤسسه بين‌المللي فيلميران برعهده دارد.
انتهاي پيام/ش

 

 


 

اخرین خبر

 

اختصاصي فارس

«روز سوم» تابستان اكران مي‌شود

خبرگزاري فارس: فيلم «روز سوم» ساخته محمدحسين لطيفي كه جوايز متعددي را در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر به خود اختصاص داد، تابستان امسال، در تهران و شهرستان‌ها اكران خواهد شد.

علي سرتيپي مدير پخش اين فيلم، در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: بعد از پايان اكران فيلم «نقاب» در گروه سينمايي آفريقا، فيلم «روز سوم» را در اين گروه سينمايي، اكران خواهيم كرد.
وي متذكر شد: باتوجه به استقبالي كه از فيلم روز سوم در جشنواره فيلم فجر صورت گرفت، اميدواريم اين فيلم فروش خوبي داشته باشد و بتواند مثل جشنواره با مخاطب ارتباط برقرار كند.
روز سوم، روايت آخرين روزهاي مقاومت در بخش غربي خرمشهر در سال 1359 است. سميره و رضا، خواهر و برادري كه همراه ساير مردم در حال مقاومت هستند. در شرايطي سميره، در حلقه دشمن مي ماند و رضا و همرزمانش تلاش مي كنند تا او را از چنگال دشمن رها كنند. در اين فيلم كه در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر جوايز مهمي (از جمله بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين بازيگر زن نقش اول) را به دست آورد، باران كوثري، پوريا پورسرخ،‌ حامد بهداد، برزو ارجمند، مجيد ياسر، مهدي صبايي و... بازي مي‌كنند.
سرتيپي همچنين در مورد آخرين رقم فروش فيلم اخراجي‌ها، گفت: اين فيلم تاكنون يك ميليارد و سيصد و بيست ميليون تومان در شهر تهران و بيش از يك ميليارد تومان در شهرستان‌ها فروش كرده است و با وجود توزيع سي دي‌هاي غيرمجاز، فيلم تا امروز جمعا دو ميليارد و سيصد وبيست ميليون تومان در ايران فروش داشته كه ركوردي بي‌سابقه به شمار مي‌آيد.
وي در پايان افزود: باتوجه به اينكه قرار است از فردا فيلم نقاب در گروه آفريقا اكران شود، تا اطلاع ثانوي اكران فيلم اخراجي‌ها را در گروه سينماهاي آزاد ادامه خواهيم داد.


نوشته شده توسط رزا در 0:22 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه سی ام فروردین 1386
یادداشتی بر فیلم(مصائب دوشیزه)............عکس
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

يادداشتي بر فيلم « مصائب دوشيزه »

دوشيزه اي براي گفتگو در اديان

  سمانه احمدي

اشاره:

« مصائب دوشيزه»

كارگردان: مسعود اطيابي

فيلمنامه: احمد رفيع زاده

مديرفيلمبرداري: حسن كريمي

تدوين: حسن ايوبي

آهنگساز: ناصر چشم آذر

تهيه كننده: سيد غلامرضا موسوي

بازيگران: بهنوش طباطبايي، مهدي پاكدل، پوريا پورسرخ،  بهزاد فراهاني و ....

ژانت دختري مسيحي در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفكرات او با پدرش و همزمان وقوع  يك سانحه رانندگي، او را در مسير آشنايي با يك پسر مسلمان به نام امين قرار مي دهد و ... .

 

سايت خبري سيما فيلم:« عصري كه در آن به سر مي بريم عصر تمدن دنيا زده مستهلك در سياست و تجارت است و جهاني كه در آن زندگي مي كنيم، جهاني است محو شده در عالم مادي و خودخواهي. دنيايي كه در آن صاحبان قدرت و پول به دنبال تغيير تعريف جنگ حكومت ها به جدال اديان هستند و اين به خاطر دريافت اينان از محسوس شدن عطش روحي شديدي است كه براي جستجوي حقيقت به

جان انسان عصر امروز افتاده است و لذا اين آرزومندان سلطه بر دنياي بدون معنويت امروزي تلاش مي كنند تا آتش كينه معتقدان به اديان را نسبت به يكديگر شعله ور كنند... »

مسعود اطيابي

جستجوي هويت ديني در عصر حاضر و همان گفتگوي تمدنها كه محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خود مطرح كرد و در مدتي گروهي را نيز به دنبال خود كشاند،  هر كدام به تنهايي مي تواند بستر گسترده و مناسبي براي ساخت فيلم در هر جاي دنيا باشد. همان طور كه بارها و بارها به بهانه هاي مختلف، مسيح در قاب تصوير از نوظهور كرد تا جايي كه امروز بسياري به دنبال نوادگان آن در لوور مي گردند و ... .

« مصائب دوشيزه » اولين ساخته بلند مسعود اطيابي در مقام كارگردان است كه پيشتر يا تهيه كننده بوده است و يا نماينده صنف مديران توليد خانه سينما و ... جدا از نام سؤال برانگيزش، تلاشي است براي آشتي دادن آناني كه به نام دين بر دنياي هم مي تازند و هر كدام به نوعي درصدد اثبات خويش هستند.

داستان اين فيلم درباره دختري مسيحي است كه با پدر خود تنها بر سر يك مسأله اختلاف دارد و آن هم نذري است كه او مجبور به تحمل شرايط ناشي از آن است. ژانت مي خواهد يك مسيحي واقعي باشد پس يك مسيحي واقعي نمي تواند پيامبر برتر ديگري داشته باشد. چطور يك مؤمن واقعي مي تواند در مقابل تمثال مسيح در زير بيرق امام حسين (ع) سينه بزند! البته اين تازه اول ماجراست و بيننده با ديدن چنين عصيان صريحي با در نظر گرفتن يك سري مسائل خواهد فهميد كه شخصيت اصلي داستان حتماً در پايان فيلم با يك تحول اساسي مواجه خواهد شد. و اين ميسر نمي شود مگر با بسط همان اختلاف نظر پدر و دختر كه اتفاقاً موضوع جالبي است، موضوعي قابل درك و تا حدي به دور از كليشه. شايد اولين حضور سينمايي بهنوش طباطبايي با چهره تقريباً  آشنايش نقش بسزايي در پذيرش شخصيت ژانت به عنوان يك مسيحي باشد. البته لحن و تأكيد هاي خاص پوريا پورسرخ هنوز حال و هواي پسر يهودي وفا را به ياد مي آورد اما در هر حال باز هم اقليت مذهبي بودنش، قابل لمس است. آندره فرصت چنداني براي ديده شدن ندارد و حضور تصويري كمترش در فيلم هم اميد چنداني براي بازي غيرمنتظره يك بازيگر تازه كار نيست. البته اين كمي متفاوت با آن چيزي است كه پورسرخ در مورد نقشش مي گويد:« اين فيلم، نگاه خاصي به اديان مختلف دارد. دوست داشتم تأثير گذارترين نقش اين فيلم را به عهده داشته باشم، از اين رو عهده دار نقش آندره، يك پسر مسيحي شدم. درمصائب دوشيزه، مثلث عاطفي و عقيدتي ميان سه شخصيت داستان ايجاد مي شود كه به هيچ وجه عشقي نيست.»

با وجود اين انتظار بيشتري را هم از آندره نمي توان متصور شد چرا كه تحول اندك وي بايد در سايه به سامان رسيدن سرگشتگي هاي ژانت باشد و اطيابي در اينجا آن را به خوبي درك كرده است. امين يك حضور پر گره است براي انحراف ذهن تماشاگر از آنچه پيش بيني مي كند و يادآوري اين مطلب مهم و ضروري كه براي قضاوت بايد انتظار كشيد.

مصائب دوشيزه علاوه بر نكات مثبتي چون شخصيت قوام يافته ژانت و بازي قابل قبول بهنوش طباطبايي و يا برخوردهاي منطقي پدر و مادر ژانت، تصاوير تأثيرگذار از حضور آمبولانس در ميان خيل جمعيت عزادار و ... داراي نقاط كوري است كه براي تماشاگر ايراني كه اتفاقاً فيلمي با هويت ديني را مي بيند قابل هضم نيست و آن هم رابطه ژانت و امين بعلاوه دليل سوءتفاهم سريع امين است.

بر خلاف عقيده پوريا پورسرخ در اينجا مثلثي كه شكل مي گرد براساس روابط عقيدتي نيست بلكه برطبق يك سوءتفاهم و در حقيقت يك اشتباه ساده است كه در جايي هر سه شخصيت را دچار وحشت مي كند.

اتفاق بسيار خوبي كه در فيلم اطيابي مي افتد اين است كه ما اصلاً با پاياني به سبك و سياق كليشه هاي متحول كننده رايج رو به رو نمي شويم.

قرار نيست كسي عقايد و يا دين خود را كنار بگذارد و راه ديگري را برگزيند؛ چرا كه به قول رضا در مارمولك كمال تبريزي به اندازه تمام انسان ها براي رسيدن به خداوند راه وجود دارد. پس بايد در مسير خود درست حركت كرد.

ژانت به نتيجه اي براي گفتگو و پذيرش مي رسد و اين تازه شروع يك مسير طولاني است كه اطيابي با دغدغه آن سركرده است؛ چيزي كه به زعم خودش يك هوس لحظه اي و زودگذر نيست:« من سرگشته به جهان اطرافم مي نگرم با اين فكر كه آيا در چنين شرايطي در جستجوي حقيقت بودن، آب حيات جستن در تاريكي نيست؟ اما به عنوان يك مسلمان مي گويم؛ زنده باد اين جستجو، زنده باد ايمان برپايه مكاشفه باطني و زنده باد اين دريافت. كه حقيقت چيزي جز اصل دين نيست و اين معنا كه جوهر تمام اديان الهي يكي است.»

 


 

آشنا با ذائقه مخاطب
«مهمان» ساخته سعيد اسدي، دومين فيلم پرفروش اين روزهاي سينماي ايران است. اين فيلم كه به تهيه‌كنندگي حسين فرح‌بخش و عبدالله عليخاني مقابل دوربين رفته، بيش از هر چيز بر ادامه يك رويه ثابت و آشنا از سوي تهيه‌كنندگانش حكايت مي‌كند. نكته مهم و جالب توجه اين است كه اين فيلم‌ها با وجود آنكه از الگويي ثابت پيروي مي‌كنند، عموما در گيشه به كاركرد قابل قبولي دست مي‌يابند.

در اين فيلم‌ها، كارگردان وظيفه‌اي جز مصوركردن داستان را برعهده ندارد. فيلمنامه و بازيگران توسط تهيه‌كننده انتخاب مي‌شود و كارگردان موظف است كه فيلم را دقيقا چنانكه تهيه‌كننده مي‌پسندد، بسازد.

به همين خاطر است كه كمدي‌هاي پويا فيلم، با وجود اينكه كارگردان‌هاي متفاوتي داشته‌اند، به لحاظ لحن و  حال و هوا، يكديگر را تداعي مي‌كنند. به همين خاطر است كه ميان «سوغات فرنگ» كه توسط كامران قدكچيان ساخته شده و همين «مهمان» تفاوت چنداني به چشم نمي‌خورد؛ فيلم‌هايي كه در پي موج آثار كمدي ساخته مي‌شوند و به فروش قابل قبولي هم دست مي‌يابند.

اقبال تجاري اين كمدي‌هاي ارزان و جمع و جور را مي‌توان به حساب شناخت ذائقه مخاطب از سوي سازندگانش نيز گذاشت.

حرفه‌اي‌گري در اندازه‌هاي سينماي بدنه ايران، از مرحله توليد و انتخاب فيلمنامه و بازيگران آغاز و تا پخش مناسب در سينماها، ادامه مي‌يابد. حتي گروه سينمايي اين فيلم‌ها مشخص و ثابت است.

«مهمان» با در اختيار داشتن 19 سينما تاكنون بيش از 300 ميليون تومان در تهران فروخته است.اسدي كه سال‌ها پيش با فيلم عاشقانه– اجتماعي «آواز قو» به توفيق در گيشه دست يافته بود، اين بار با «مهمان» ساخت كمدي‌هاي مفرح را تجربه كرده است.

نكته جالب توجه، بيرون آمدن سي‌دي قاچاق «مهمان» است؛ اتفاقي كه برعكس «اخراجي‌ها»، هنوز واكنشي را از سوي سازندگان فيلم در پي نداشته است.

 

 

با سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه

اخرین اخبار رو از اقای پورسرخ در اسرع وقت از وبلاگ می تونید دریافت کنید.

در ضمن عکس ها مطالب شعر و .....برای تولد اقای پورسرخ فراموش نشه ما منتظریم.

 

همتونو دوست دارم

 

 

نوشته شده توسط رزا در 10:46 | لينک به اين مطلب |
چهارشنبه چهارم بهمن 1385
گالری عکس فیلم مصائب دوشیزه(سایت سینمای ما)
سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

نوشته شده توسط رزا در 3:33
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا