"مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه میکشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از 17 روز نمایش در هفت سینما 200/887/22 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم اسفند 600/431/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/900 تومان افت فروش داشته است.
--------------------------------------------------

قسمتی از فیلم مصائب دوشیزه برای مشاهده
بعد از لود شدن کامل کلیپ در مدیا پلیر
از قسمت فایل کلیپ را سیو کنید
------------------------------------------------
|
مصائب دوشيزه روايت زندگى دخترى مسيحى و در عين حال متعصب است. پدر و مادر او كه ساليانى پيش از به دنيا آمدن ژانت بچه دار نمى شدند در شبى از شب هاى محرم در مجلس تعزيه نذر مى كنند كه در صورت بچه دار شدن شان نام دختر را فاطمه بگذارند و در شب هاى محرم مراسم عزادارى در خانه بزرگ شان برقرار كنند. حالا فاطمه بزرگ شده و بيش از آن كه پايبند ديدگاه پدر و مادرش به محرم باشد، دلبسته آموزه هاى مسيحى است و اين تناقض بيرونى، اولين كشمكش هاى او و خانواده اش را شكل مى دهد. مسعود اطيابى كه او را بيشتر به عنوان تهيه كننده به ياد مى آوريم مصائب دوشيزه را براساس نگره هاى اشتراك ميان اديان ساخته است. اطيابى به لحاظ بار روايى و قصه پردازش تلاش كرده كه علاوه بر روايت خطى بدون فلاش بك يا فلاش پيچ، خم هاى داستان را مبتنى بر گره افكنى ها و گره گشايى هاى روايى بنا كند. شخصيت هاى متعدد داستان هر يك به فراخور قصه وارد جريان فيلم شده و يك به يك از آنها نقش هايى را مى بينيم كه در چيدمان شخصيت ها و شناخت ما از آنها تأثير دارند: آندره (پوريا پورسرخ) خواستگار ژانت پسرى سرسخت و در عين حال مردد است كه بعضاً تصميمات عجولانه مى گيرد. ما از خانواده او اطلاعى كسب نمى كنيم و فقط او را در طول فيلم مى بينيم. رك بودن او باعث مى شود خيلى صريح فاطمه را دخترى سر راهى بنامد. سرسختى او ترك موقت ژانت است و ترديد او باعث مى شود تا رابطه ميان امين و ژانت را هر چند به اشتباه كشف كند. برخوردهاى او با ژانت عمدتاً ناشيانه و تصميمات او عجولانه و از سر ناآگاهى و جوانى است. مانند زمان گفت وگوى ژانت و امين در كليسا كه آندره با شنيدن پنهانى سخنان آنها از كوره درمى رود و ژانت را متهم به خيانت مى كند، دايى نقش آدمى كه بعضاً پا در ميانى مى كند، عكاسخانه اش محل قرارميان ژانت و آندره است و گاهى تنهايى هاى ژانت در آنجا مى گذرد و پلان پايانى يعنى ظهور عكس هاى زهرا و پديدار شدن عكس اتفاقى كه از ژانت در محرم گرفته شده نيز كاركرد عكاسخانه را در سير قصه قابل ملاحظه مى نمايد. امين نقاش و هنرمندى كه فيلم قرار است نقش رقيب آندره را به او بدهد. حتى لحظاتى از فيلم احساس مى شود كه خلأ وجودى زهرا و تغيير روحيه ظريف امين با آمدن ژانت، اين امكان را ايجاد خواهد كرد. اين كشمكش ميان آندره و امين در پس روند داستانى فيلم محسوس است. دختردايى ژانت هم كسى است كه نيمه هاى دوم فيلم وارد ماجرا شده و تنها كسى است كه از ماجراى ژانت مطلع است و قضيه را از بيمارستان پرس و جو مى كند و بدون اطلاع ژانت، آندره را از ماوقع آگاه ساخته و گره رابطه تيره و تار آندره با ژانت را مى گشايد. حضور او صرفاً به عنوان بخش هايى از فيلم كه قرار است گره هاى ماجرا گشوده شود، كاركرد دارد.
مبناى محتوا و مضمون قصه براساس اشتراك ميان اسلام و مسيحيت شكل گرفته است. ژانت دخترى مسيحى است كه سؤالات زيادى برايش وجود دارد و تلاش مى كند مرزبندى ميان آموزه هاى اسلام و به طور خاص شيعه با مذهب خود (مسيحيت) برقرار نمايد. اما آدم هاى داستان هر كدام تعلقات خاطرى دارند كه صرفاً اشتراك ميان اديان آنها را به هم پيوند مى دهد. امين در پاسخ به سؤال ژانت از انگيزه اش به قرآن و نگاهى كه قرآن به مسيح داشته سخن مى گويد. پدر مسيحى ژانت از قول و قرارش با صاحبان عزاى محرم سخن مى گويد و حتى دايى ژانت كه هيچ ارتباطى به شيعه ندارد با نوعى نوستالژى به شب هاى محرم و نذر و نياز اين شب ها براى ژانت مى گويد. برهمين اساس است كه يك شيعه براساس ديدگاه دوست جانباز پدرش به تكميل نقاشى كليسا مبادرت مى كند و يك مسيحى ده شب محرم در منزلش مجلس سينه زنى و روضه برپا مى كند. سرگردانى و تعصب ژانت در اين ميان بار دراماتيك قصه را افزايش مى دهد. هرچقدر او به جست وجو در باب سؤالاتش مى پردازد بيشتر مبهوت خلأهاى مرزبندى ميان دو دين و نگاه شيعه و مسيحيت ميان مردم مى گردد. اينجاست كه در مقطعى بحرانى و حساس زمانى كه امين خود را عقب مى كشد، ژانت با صداى بلند به او مى گويد وقتى تو مسيح را مى كشيدى، در خانه مان نذرى پخش مى كردند و ژانت نيز به نوعى براى دفاع از رابطه و موقعيتش با امين (زمانى كه پى به بى گناه بودن خود در تصادف برده است) به مشتركات دينى اشاره مى كند. اما فيلم نتيجه يكجانبه نمى گيرد و با نوعى پايان باز (ظهور عكسى كه ژانت را در مراسم عزادارى نشان مى دهد) پايان مى گيرد و فيلم از اين نظر سعى كرده به طرح سؤالات و يافتن پاسخ هايى براى آن بسنده كند تا مخاطب خود به قضاوت بنشيند و بپذيرد.
از جمله مهمترين عناصر پيش برنده داستان فيلم، حضور مؤلفه هاى دينى در گسترش قصه و وجود اين عناصر در موقعيت سازى دراماتيك است. ژانت پس از مشاجره با پدرش بر سر بر پا كردن نذر و مخالفت صريحش با اين مراسم با زهرا تصادف و امين وارد زندگى اش مى شود تا به سؤالات پيرامون حضور يك شيعه در كليسا برسد؛ معجزه زندگى دوباره براى جانباز در ظهر عاشورا زمانى كه آمبولانس در ميان جمعيت عزادار محصور مى شود و غيره هر كدام به نوعى مسير زندگى ژانت را طورى طراحى مى كند تا سؤالاتش را به عينه تجربه كند.
اين كه يك جانباز چگونه به شخصيت مسيح عشق مى ورزد و يك پدر روحانى مسيحى به دليل دوستى اش با اين جانباز نه از يك مسيحى بلكه از يك مسلمان براى نقاشى روى ديوار كليسا استفاده مى كند. فيلم در واقع از اين موقعيت ها استفاده مى كند تا ژانت عجول و كم تجربه به مرز پختگى برسد. اين در حالى است كه ژانت بارها قصد دارد به ثبت احوال برود تا نامش را تغيير دهد اما اتفاقات مختلفى كه براى او مى افتد مانع از اقدام او مى گردد.
فيلم به لحاظ روايت چند خط سير مشخص را دنبال مى كند. آيا ازدواج آندره و ژانت سرانجامى خواهد داشت سرانجام قتلى كه ژانت مرتكب شده چه خواهد شد آيا عشقى ميان ژانت و امين برقرار مى شود تا قصه تصادف حل و فصل گردد آيا پدر و مادر ژانت به خاطر او دست از نذرشان برمى دارند
در اين ميان مؤلفه هاى فرعى تر مانند سرانجام نقاشى چهره مسيح توسط امين، زنده ماندن جانباز، پيغام هاى تلفنى كه ژانت را به كلانترى فرامى خواند و غيره هر كدام به نوعى بار دراماتيك قصه را تشديد مى كند. اطيابى حلقه هاى متصل كننده و گره افكن را براساس تعقيب و گريز بنا كرده است. به نظر مى رسد از اين جهت فيلم دچار صدمه شده است. يعنى شخصيت ها طورى طراحى شده اند كه براى پى بردن به بخش هاى پنهان زندگى شان مورد تعقيب قرار مى گيرند.
ژانت، امين را تعقيب مى كند و امين ژانت را با موتور. آندره ابتدا ژانت و سپس ژانت و امين را تعقيب مى كند. از طرفى شخصيت متعصب ژانت با سن و سالى كه دارد كمى ساده لوح عمل مى كند. دائم دروغ مى گويد و مشخص نيست فرد ساده و بى شيله پيله اى چون او چطور بلافاصله دروغ هاى حاضر و آماده اى را به زبان مى آورد. هرچند اين سادگى هم مشخصه اين سن و سال نيست. از طرفى قصه فيلم روايت مشخصى به لحاظ بيانى دارد اما در بخشى از فيلم ناگهان از فريشن استفاده مى شود. حتى برخى گره گشايى ها مثل مردى كه مدارك اتومبيل ژانت را پيدا كرده ولى فقط در لحظه آخر روى آيفون تلفن آن را عنوان مى كند كه مى توانست همين جمله نهايى را در اولين تماس روى پيغام گير بگذارد. به لحاظ ديالوگ نويسى ديالوگ ها پايه مشخصى و برگرفته از طبقه اجتماعى افراد است. اما بعضى ديالوگ ها روى اين اصول طراحى نشده است براى نمونه آندره در زمانى كه قرارش با ژانت به هم خورده مى گويد: «اومدم دنبالت ديدم جاتره و بچه نيست.» از طرفى برخى فصل ها هم منطقاً به لحاظ محتوا صاحب جايگاه هستند. براى نمونه وقتى دايى و دخترش و ژانت و آندره در عكاسخانه فال قهوه مى گيرند و دايى در فال ژانت بچه دار نشدن او را مى بيند فيلم تلويحاً به امتداد مسير اتفاقى كه براى مادر و پدر ژانت افتاده اشاره دارد و حسن اين موقعيت اشاره گذرا و غيرمستقيم آن است. اطيابى در بخشى از فيلم كه ژانت دچار استيصال شده و در راهروى بيمارستان راه مى رود سوپرايمپوزى از صحنه تصادف را روى راه رفتن او قرار داده و صداها را برجسته مى كند. فضايى ذهنى و موقعيتى هذيانى براى ژانت كه وضعيت پيغام گير تلفن آن را تشديد مى كند. اما نزديكى به اين نوع فضا تا همين حد است در حالى كه اگر فيلم به اين نوع موقعيت سازى بيشتر اشاره مى نمود و در زمان هاى خاصى درون ذهن او را با تمهيدات فرماليستى نشان مى داد وضعيت تخت بحران ايجاد شده كنونى براى ژانت ملموس تر و درماندگى او منعطف تر و در عين حال پذيرفتنى تر مى شد.
مصائب دوشيزه يك گام موفقيت آميز براى اطيابى است. او با اين فيلم نشان داد كه هم قصه گويى را با پيچ و خم هاى داستانى و مرتبط كردن عناصر دراماتيك به يكديگر مى تواند روايت كند و هم دوربين و موقعيت سازى او چنان راحت و بى واسطه قصه اش را پيش مى برد و به نتيجه مى رساند كه بسيارى از فيلمسازان اين دوره از اين نظر دچار لكنت اند. از اين منظر اميدوارى براى حضور فيلمسازى موفق در سينماى ايران از او انتظار مى رود.

| ||||
|
گلايه از اكران نامناسب
مسعود اطيابي كارگردان <مصائب دوشيزه> در حالي اين فيلم را روي پرده دارد كه از شرايط اكران آن راضي نيست. به اعتقاد او <مصائب دوشيزه> در صورت برخورداري از شرايط مناسب اكران ميتوانست با استقبال بيشتري همراه شود.
شرايط اكران و ميزان فروش <مصائب دوشيزه> را در 10 روز ابتداي اكران چگونه ارزيابي ميكنيد؟ - نسبت به فصل اكران فيلم گلايه دارم، اما به هر حال اگر فيلم من در اين فصل اكران نميشد فيلم ديگري به جاي آن اكران ميشد همين گلايه را سازندهاش داشت. مشكل سينماي ما اين است كه فصلهاي اكران شرايط يكسان ندارند، رفع اين مشكل نيز نياز به برنامهريزي كلان دارد. از ديگر مشكلات اكران <مصائب دوشيزه> نيز كم بودن تعداد سينماهاي اكران و نبود تبليغات شهري است، البته من در اين موارد نيز گلايه خاصي ندارم. در مورد اكران فيلم من يك نكته منفي ديگر نيز وجود دارد. هفت سينمايي كه ما در اختيار داريم كامل نيست و در چند سينماي اصلي سانس آخر به نمايش فيلم <فرش ايراني> اختصاصي پيدا كرده است و اين امر اكران <مصائب دوشيزه> را ناقص ميكند. ميتوانم بگويم تعداد نمايشهاي فيلم در جشنواره فيلم فجر سال گذشته كاملتر و بهتر بود؛ در جشنواره فيلم فجر فيلم در سانسهاي خوب و با تعداد زياد تماشاگر نمايش داده شد البته همين امر تعداد مخاطب <مصائب دوشيزه> را براي اكران كاهش داده است. به هر حال با تمام اين مسائل با يك آمار سردستي متوجه خواهيم شد كه متوسط فروش فيلم نسبت به ديگر فيلمها، در سطح خوبي است. سوژه بكر داستان، نوع و ساختار فيلم و بازيگران آن به فروش خوب فيلم كمك كرده است. مذهبي بودن سوژه فيلم <مصائب دوشيزه> چه بازخوردي را در مخاطب ايجاد كرده، تماشاگران از اين فيلم استقبال كردند؟ - به نظر ميرسد سوژه مذهبي فيلم از دلايل استقبال مخاطب از <مصائب دوشيزه> است. فروش خوب <مصائب دوشيزه> نشان ميدهد سينماي مذهبي و سينماي متفكر سينمايي بي مخاطب نيست، فيلم داراي ارزش فرهنگي و دغدغه فكري است در ادامه بايد وضعيت فروش فيلم را ببينيم. اگر فيلم در فصل خوب اكران ميشد قطعاً به فروش خيلي بيشتري است پيدا ميكرد و ميتوانست با برخي فيلمهاي پرفروش رقابت كند. درباره بازي و حضور مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي و پوريا پورسرخ در فيلمتان و تأثير حضور اين چهرههاي جوان در <مصائب دوشيزه> بگوييد. -فكر ميكنم انتخابهايم درست بوده است و درباره آنها به نتيجه مطلوب رسيدهام و پيشبيني اوليه درست بوده است. آنها در نقشهايشان كه سخت هم بود باور پذيرند و تماشاچي دنبال آنها شده و سوژه و اتفاقات را نقد ميكند؛ مخاطب با اين شخصيتها همراه ميشود و بخش زيادي از اين باورپذير به خاطر بازي خوب بازيگران است. واكنش منتقدان و مطبوعات نسبت به فيلمتان چه بود؟ - تا به حال واكنش خاصي وجود نداشته است اما به هر حال در هر فيلم فرهنگي مفاهيمي نهفته است كه شايد مدنظر فيلمساز نبوده و فيلمساز نيز به آنها واقف نيست منتقد ميتواند آنها بيرون كشيده و به نقد و چالش بكشد؛ كار منتقد اين است و ما در اين زمينه منتظريم. همين تم را در فيلمهاي بعديتان نيز ادامه ميدهيد؟ - همين تم را كه قطعاً ادامه ميدهم البته شايد اين روند تداوم نداشته باشد. اكنون يك كار اجتماعي كمدي در دست دارم با عنوان <تلخ و شيرن > يا <خروس جنگي>. درباره <تلخ و شيرين> يا <خروس جنگي> بيشتر برايمان بگوييد... - اين فيلم كه نام آن هنوز قطعي نشده يك فيلم كمدي موقعيت اجتماعي است فيلم قصه زن و شوهري را روايت ميكند كه در نگاه به يكديگر به شدت دچار خطا و اشتباه هستند. در مقطعي اين زن و شوهر مجبور ميشوند خود را جاي ديگري بگذارند؛ اين كار هم بسيار خطرناك است و هم موقعيتهاي كميكي را در فيلم ايجاد ميكند. فيلم كي كليد ميخورد؟ عوامل فيلم و بازيگران اصلي مشخص شدهاند؟ - رضا عطاران و مريلا زارعي دو بازيگر اصلي هستند و فيلم نيز هفته آينده كليد ميخورد. نظرتان درباره تيزر <مصائب دوشيزه>چيست؟ پخش تيزر فيلم كه با حمايت صدا و سيما به صورت رايگان صورت ميگيرد بر فروش فيلم تأثير مثبت گذاشته است؟ - متأسفانه تيزر فيلم را هنوز نديدهام. خبر هم ندارم كه روي فروش تأثير گذاشته يا نه. به هر حال ما از تبليغات شهري محروم هستيم و تبليغات <مصائب دوشيزه> فقط به پخش تيزر محدود است، بنابراين پخش تيزر بايد قطعاً بر فروش فيلم تأثير گذاشته باشد. |
| |||
|
«مسعود اطيابي» كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد ويژگيها و شرايط نمايش عمومي اين فيلم كه از 23 بهمن اكران شده است، به اظهارنظر پرداخت. | |||
گزارش فروش فیلم
"مصائب دوشیزه" به کارگردانی محصول سال 85 در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم داستان زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمان یک سانحه رانندگی زندگی وی را به مسیری تازه میکشاند. بهنوش طباطبایی، پوریا پورسرخ، مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی بازیگران این فیلم هستند.
از دیگر عوامل این فیلم می توان به سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 24 بهمن اکران شده و پس از پنج روز نمایش در هفت سینما 900/490/7 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه 26 بهمن 800/292/2 تومان بوده است.
------------------------------------------------
<مصائب دوشيزه>؛
ماه محرم فصل مناسبتري براي اكران بود
مسعود اطيابي كارگردان فيلم <مصائب دوشيزه> معتقد است با توجه به موضوع و سوژه مذهبي اين فيلم چنانچه فيلم پس از تبليغ وسيع اكران ميشد به فروش قابل توجهي دست پيدا ميكرد و تماشاگران زيادي جذب ميكرد.
اطيابي در گفتوگو با <باني فيلم> گفت: فصل اكران <مصائب دوشيزه> فصل خوبي نيست؛ اكران بعد از جشنواره فيلم فجر در فصل سرد سال و نزديك به ايام عيد نوروز شرايط مطلوب و خوبي نيست.
او گفت: به نظر من تعداد سالنهاي نمايش فيلم با توجه به شرايط و اوضاع نمايش در سينماي ايران متعادل و كافي است. نسبت به موجودي سينما اختصاص اين تعداد سالن به فيلم <مصائب دوشيزه> خوب و مثبت ارزيابي ميشود، اما فصل اكران اصلاً مناسب نيست.
اطيابي با بيان اينكه تيزر فيلم مصائب دوشيزه و ميزان پخش آن را نيز نسبتاً خوب ارزيابي ميكند گفت: بهترين فصل براي اكران مصائب دوشيزه ماه محرم بود؛ اگر در آن زمان با تبليغ و نمايش تيزر فيلم به مخاطب معرفي ميشد انتظار فروش بيشتر دور از ذهن نبود.
------------------------------------------------
| |||
|
«مهدي پاكدل» بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) مورد استقبال مخاطب قرار خواهد گرفت. | |||
![]() |
1386/1/1 | |
|
مصائب دوشیزه اکران شد |
||
|
مصائب دوشیزه از امروز 23 بهمن به روی پرده رفت |
||
|
این فیلم به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیه کنندگی سیدغلامرضا موسوی است.که به صورت آزاد و با سرگروهی سینما فرهنگ آغاز به نمایش کرد . فرهنگ - فلسطین - اریکه ایرانیان - کانون - موزه سینما - مرکزی - سپیده ... از جمله سینماهای نمایش دهنده هستند . این فیلم با بازی بهنوش طباطبائی - پوریا پورسرخ - مهدی پاکدل و بهزاد فراهانی حکایت زندگی یک دختر مسیحی است که تقابل تفکرات او و پدرش و همزمانی آن با یک سانحه رانندگی ، زندگی وی را به مسیر تازه ای می کشاند. |
||
با تشکر از ریما.مطلب از سایت filmiran.com

یه دوست خوب ان پوستر رو برای
من ارسال کردند اما من متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم
میشه لطف کنند دوباره یاداوری کنند؟
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، فردا سهشنبه 25 ديماه به مناسبت فرارسيدن ايام سوگواري شهادت حضرت امام حسين (ع) به نمايش درخواهد آمد. | |||

پشت صحنه مهمان برای دانلود !
قسمت هایی بسیار جالب از پشت صحنه فیلم مهمان در ۴ دقیقه برای دانلود .
پشت صحنه مهمان . برای دانلود " اینجا " کلیک کنید . ( کیفیت خوب )
پشت صحنه مهمان . برای دانلود " اینجا " کلیک کنید . ( کیفیت متوسط )
اختصاصی سینمای ایران
-----------------------------
|
| |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس،«مصائب دوشيزه» و «پارك وي» در جشنواره كن براي مديران فستيوالها و همچنين شركتكنندگان در بازار فيلم كه عمدتا از بزرگترين كمپانيهاي مطرح در دنيا هستند نمايش داده خواهند شد. | |||
اخرین خبر
| |||
|
علي سرتيپي مدير پخش اين فيلم، در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: بعد از پايان اكران فيلم «نقاب» در گروه سينمايي آفريقا، فيلم «روز سوم» را در اين گروه سينمايي، اكران خواهيم كرد. | |||
يادداشتي بر فيلم « مصائب دوشيزه »
دوشيزه اي براي گفتگو در اديان
سمانه احمدي
اشاره:
« مصائب دوشيزه»
كارگردان: مسعود اطيابي
فيلمنامه: احمد رفيع زاده
مديرفيلمبرداري: حسن كريمي
تدوين: حسن ايوبي
آهنگساز: ناصر چشم آذر
تهيه كننده: سيد غلامرضا موسوي
بازيگران: بهنوش طباطبايي، مهدي پاكدل، پوريا پورسرخ، بهزاد فراهاني و ....
ژانت دختري مسيحي در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفكرات او با پدرش و همزمان وقوع يك سانحه رانندگي، او را در مسير آشنايي با يك پسر مسلمان به نام امين قرار مي دهد و ... .
سايت خبري سيما فيلم:« عصري كه در آن به سر مي بريم عصر تمدن دنيا زده مستهلك در سياست و تجارت است و جهاني كه در آن زندگي مي كنيم، جهاني است محو شده در عالم مادي و خودخواهي. دنيايي كه در آن صاحبان قدرت و پول به دنبال تغيير تعريف جنگ حكومت ها به جدال اديان هستند و اين به خاطر دريافت اينان از محسوس شدن عطش روحي شديدي است كه براي جستجوي حقيقت به
جان انسان عصر امروز افتاده است و لذا اين آرزومندان سلطه بر دنياي بدون معنويت امروزي تلاش مي كنند تا آتش كينه معتقدان به اديان را نسبت به يكديگر شعله ور كنند... »
مسعود اطيابي
جستجوي هويت ديني در عصر حاضر و همان گفتگوي تمدنها كه محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خود مطرح كرد و در مدتي گروهي را نيز به دنبال خود كشاند، هر كدام به تنهايي مي تواند بستر گسترده و مناسبي براي ساخت فيلم در هر جاي دنيا باشد. همان طور كه بارها و بارها به بهانه هاي مختلف، مسيح در قاب تصوير از نوظهور كرد تا جايي كه امروز بسياري به دنبال نوادگان آن در لوور مي گردند و ... .
« مصائب دوشيزه » اولين ساخته بلند مسعود اطيابي در مقام كارگردان است كه پيشتر يا تهيه كننده بوده است و يا نماينده صنف مديران توليد خانه سينما و ... جدا از نام سؤال برانگيزش، تلاشي است براي آشتي دادن آناني كه به نام دين بر دنياي هم مي تازند و هر كدام به نوعي درصدد اثبات خويش هستند.
داستان اين فيلم درباره دختري مسيحي است كه با پدر خود تنها بر سر يك مسأله اختلاف دارد و آن هم نذري است كه او مجبور به تحمل شرايط ناشي از آن است. ژانت مي خواهد يك مسيحي واقعي باشد پس يك مسيحي واقعي نمي تواند پيامبر برتر ديگري داشته باشد. چطور يك مؤمن واقعي مي تواند در مقابل تمثال مسيح در زير بيرق امام حسين (ع) سينه بزند! البته اين تازه اول ماجراست و بيننده با ديدن چنين عصيان صريحي با در نظر گرفتن يك سري مسائل خواهد فهميد كه شخصيت اصلي داستان حتماً در پايان فيلم با يك تحول اساسي مواجه خواهد شد. و اين ميسر نمي شود مگر با بسط همان اختلاف نظر پدر و دختر كه اتفاقاً موضوع جالبي است، موضوعي قابل درك و تا حدي به دور از كليشه. شايد اولين حضور سينمايي بهنوش طباطبايي با چهره تقريباً آشنايش نقش بسزايي در پذيرش شخصيت ژانت به عنوان يك مسيحي باشد. البته لحن و تأكيد هاي خاص پوريا پورسرخ هنوز حال و هواي پسر يهودي وفا را به ياد مي آورد اما در هر حال باز هم اقليت مذهبي بودنش، قابل لمس است. آندره فرصت چنداني براي ديده شدن ندارد و حضور تصويري كمترش در فيلم هم اميد چنداني براي بازي غيرمنتظره يك بازيگر تازه كار نيست. البته اين كمي متفاوت با آن چيزي است كه پورسرخ در مورد نقشش مي گويد:« اين فيلم، نگاه خاصي به اديان مختلف دارد. دوست داشتم تأثير گذارترين نقش اين فيلم را به عهده داشته باشم، از اين رو عهده دار نقش آندره، يك پسر مسيحي شدم. درمصائب دوشيزه، مثلث عاطفي و عقيدتي ميان سه شخصيت داستان ايجاد مي شود كه به هيچ وجه عشقي نيست.»
با وجود اين انتظار بيشتري را هم از آندره نمي توان متصور شد چرا كه تحول اندك وي بايد در سايه به سامان رسيدن سرگشتگي هاي ژانت باشد و اطيابي در اينجا آن را به خوبي درك كرده است. امين يك حضور پر گره است براي انحراف ذهن تماشاگر از آنچه پيش بيني مي كند و يادآوري اين مطلب مهم و ضروري كه براي قضاوت بايد انتظار كشيد.
مصائب دوشيزه علاوه بر نكات مثبتي چون شخصيت قوام يافته ژانت و بازي قابل قبول بهنوش طباطبايي و يا برخوردهاي منطقي پدر و مادر ژانت، تصاوير تأثيرگذار از حضور آمبولانس در ميان خيل جمعيت عزادار و ... داراي نقاط كوري است كه براي تماشاگر ايراني كه اتفاقاً فيلمي با هويت ديني را مي بيند قابل هضم نيست و آن هم رابطه ژانت و امين بعلاوه دليل سوءتفاهم سريع امين است.
بر خلاف عقيده پوريا پورسرخ در اينجا مثلثي كه شكل مي گرد براساس روابط عقيدتي نيست بلكه برطبق يك سوءتفاهم و در حقيقت يك اشتباه ساده است كه در جايي هر سه شخصيت را دچار وحشت مي كند.
اتفاق بسيار خوبي كه در فيلم اطيابي مي افتد اين است كه ما اصلاً با پاياني به سبك و سياق كليشه هاي متحول كننده رايج رو به رو نمي شويم.
قرار نيست كسي عقايد و يا دين خود را كنار بگذارد و راه ديگري را برگزيند؛ چرا كه به قول رضا در مارمولك كمال تبريزي به اندازه تمام انسان ها براي رسيدن به خداوند راه وجود دارد. پس بايد در مسير خود درست حركت كرد.
ژانت به نتيجه اي براي گفتگو و پذيرش مي رسد و اين تازه شروع يك مسير طولاني است كه اطيابي با دغدغه آن سركرده است؛ چيزي كه به زعم خودش يك هوس لحظه اي و زودگذر نيست:« من سرگشته به جهان اطرافم مي نگرم با اين فكر كه آيا در چنين شرايطي در جستجوي حقيقت بودن، آب حيات جستن در تاريكي نيست؟ اما به عنوان يك مسلمان مي گويم؛ زنده باد اين جستجو، زنده باد ايمان برپايه مكاشفه باطني و زنده باد اين دريافت. كه حقيقت چيزي جز اصل دين نيست و اين معنا كه جوهر تمام اديان الهي يكي است.»
آشنا با ذائقه مخاطب
«مهمان» ساخته سعيد اسدي، دومين فيلم پرفروش اين روزهاي سينماي ايران است. اين فيلم كه به تهيهكنندگي حسين فرحبخش و عبدالله عليخاني مقابل دوربين رفته، بيش از هر چيز بر ادامه يك رويه ثابت و آشنا از سوي تهيهكنندگانش حكايت ميكند. نكته مهم و جالب توجه اين است كه اين فيلمها با وجود آنكه از الگويي ثابت پيروي ميكنند، عموما در گيشه به كاركرد قابل قبولي دست مييابند.
در اين فيلمها، كارگردان وظيفهاي جز مصوركردن داستان را برعهده ندارد. فيلمنامه و بازيگران توسط تهيهكننده انتخاب ميشود و كارگردان موظف است كه فيلم را دقيقا چنانكه تهيهكننده ميپسندد، بسازد.
به همين خاطر است كه كمديهاي پويا فيلم، با وجود اينكه كارگردانهاي متفاوتي داشتهاند، به لحاظ لحن و حال و هوا، يكديگر را تداعي ميكنند. به همين خاطر است كه ميان «سوغات فرنگ» كه توسط كامران قدكچيان ساخته شده و همين «مهمان» تفاوت چنداني به چشم نميخورد؛ فيلمهايي كه در پي موج آثار كمدي ساخته ميشوند و به فروش قابل قبولي هم دست مييابند.
اقبال تجاري اين كمديهاي ارزان و جمع و جور را ميتوان به حساب شناخت ذائقه مخاطب از سوي سازندگانش نيز گذاشت.
حرفهايگري در اندازههاي سينماي بدنه ايران، از مرحله توليد و انتخاب فيلمنامه و بازيگران آغاز و تا پخش مناسب در سينماها، ادامه مييابد. حتي گروه سينمايي اين فيلمها مشخص و ثابت است.
«مهمان» با در اختيار داشتن 19 سينما تاكنون بيش از 300 ميليون تومان در تهران فروخته است.اسدي كه سالها پيش با فيلم عاشقانه– اجتماعي «آواز قو» به توفيق در گيشه دست يافته بود، اين بار با «مهمان» ساخت كمديهاي مفرح را تجربه كرده است.
نكته جالب توجه، بيرون آمدن سيدي قاچاق «مهمان» است؛ اتفاقي كه برعكس «اخراجيها»، هنوز واكنشي را از سوي سازندگان فيلم در پي نداشته است.
با سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
اخرین اخبار رو از اقای پورسرخ در اسرع وقت از وبلاگ می تونید دریافت کنید.
در ضمن عکس ها مطالب شعر و .....برای تولد اقای پورسرخ فراموش نشه ما منتظریم.
همتونو دوست دارم



-1213-as.jpg)
-2-01213-as.jpg)















