تبليغاتX
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
خبر فوری×××××(عکس های اقای پورسرخ در سینما استارا در بین هواداران)
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه

دراین پست عکس های حضور اقای پورسرخ در بین هواداران پس از اولین اکران فیلم سینمایی روز سوم در سینما استارا در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر رو گذاشتم............

اقای پورسرخ بخ خاطر این فیلم کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شده اند.

 

این عکس ها رو یک دوست خیلی خوب و مهربون به نام نوشین از اقای پورسرخ انداختند که لطف کردند و برای من فرستادن.

از ایشون یک دنیا ممنون هستیم.......

۰این گلها از طرف تمام بچه های وب به نوشین خانم......

 


 

پس از اعلام شدن کاندیدای بهترین های جشنواره ...مخصوصا اینکه فیل سوم جزو تمام کاندیدا در جشنواره بوده.......در پی این مسئله جنجال بزرگی در بین هنرمندان و مطبوعاتی ها روی داد.

مطلب زیر دفاعیه یی هست که اقای علی نعیمی سر دبیر مجله اینترنتی سی نت در روز نوشت یسنمایی خود مطرح کردند.

 

 

باران کوثری پدیده ی امسال سینمای ایران که با کاندیدا شدنش خیلی ها معترض بودند امااو با فیلمهایش ثابت کرد توانمنداست

 یه بنده خدایی توی یکی از محله های قدیمی تهران زندگی می کرد به اسم کرامت. این کرامت یکی از نوچه های شعبان استخوانی یا همون شعبان بی مخی بود که بعد ها کودتای 28 مرداد توسط او شکل گرفت. کرامت برای من تعریف می کرد که در دوران جوانی وقتی که می خواستند معرکه ای راه بیندازند و کسی را بترسانند آنقدر بیخود داد و بیداد راه می انداختند و هی با جمله های « آق کرامت تو ببخش تو بزرگواری کن . شکر خورده و .... » کاری می کردند که بدون خون ریزی یارو کلی از این جماعت کلاه مخملی بترسه. نمی خوام براتون قصه تعریف بکنم. حالا نقل این حکایت شده جشنواره ی امسال. سر و صداها از اون جایی شروع شد که وقتی اعلام کردند چه فیلمی توی چندتا رشته کاندید شده ابولقاسم طالبی اولین توپ رو توی میدان در کرد. نمی خواستم قبل از اینکه روز سوم رو ندیدم نظری بدم. مریلازارعی که قبل از این هم بارها و بارها با اون زبان بی هدف و تندش همه را نوازش کرده بود و تقریبا کسی نیست که از این زبان و این همه بی احترامی بی نصیب شده باشه شده بود میون کش وسط. نمی خوام کسی رو توجیح کنم. لااقل خودم که سالهاست از پشت پرده ی سیاست و سینمای وابسته مطلعم خوب می دونم که این جشنواره فقط برای جوانتر ها خوبه. شاید اگه اولین فیلمنامه ی خودم سه سال پیش توقیف نمی شد و حمید اعتباریان از این همه تهدید نمی ترسید خود من هم راغب بودم که توی جشنواره عرض اندام کنم. اما حداقل امسال خوب می دونم که در بخش فیلمنامه باز هم مثل سالهای قبل کج سلیقگی کاملا مشهوده یا لا اقل نام دو فیلم در این بخش نشونه ی یک نوع بی توجهی به این همه استعداد است. این رو از یکی از شاگردهای محمود دولت آبادی و امیرحسن چهلتن بپذیرید که هیچ گاه سینمای ایران در فیلمنامه پیشرفت نخواهد کرد تا وقتی که مانع از بروز تفکراتت بشن و یا به جرم اینکه خوب فکر می کنی و یا مستقل فکر می کنی از حضور محرومت کنن. نمونه اش هم میشه این دو سال اخیر که در بخش فیلمنامه آنقدر سردرگم می شویم که روی می آوریم به فیلمنامه ی کم بنیه ی خون بازی . فیلمی که بر اساس مستند و تفکرات ساخت یک مستند جلو رفته و پایبند به هیچ یک از اصول فیلمنامه نویسی نیست می شود یکی از کاندیداها. از کجا معلوم شاید چون بنی اعتماد توی بخش رقابتی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نیست خواستند با این کارشون از خجالتش در بیان. اما همه ی اینها دلیل نمیشه که بگذاریم مریلا زارعی بیاید و از یک تریبون آزاد هر حرفی رو که دلش می خواهد بزند. مگر خود او برای سه دقیقه گریه کردن سیمرغ نگرفت. خانم زارعی لطف کن فخر گرفتن جایزه هایی رو نکن که تماما سفارشی بوده. گرفتن تندیس از تلویزیون هیچ وقت افتخار نبوده که بارها بهش اشاره کردی. شما به هیچ عنوان حق نداری به بازی قابل احترام باران کوثری توهین کنی. تو اگر توانستی برای یک لحظه یکی از سکانس های سخت و دشوار روز سوم رو بازی کنی اونوقت می تونی ادعا کنی که بازیگری. اگر تونستی برای یک بار هم که شده یه کرم رو روی صورتت بگذار تا ببینم می تونی تحمل کنی. باران کوثری نماینده ی نسلی است که تماما انرژی و تعهد است. او از همان نسلی می آید که وقتی شش سال پیش برای انتخابات ریاست جمهوری خاتمی فعالیت می کرد با هم هم قسم شدیم به چیزی جز ارتقای کشور فکر نکنیم. پس این همه تقلا کردن برای اینکه ثابت کنی که تو جایزه نمی خوای نشان میده که دلت لک زده برای اینکه یک بار دیگه عکست رو روی جلد یه مجله ببینی. پوریا پورسرخ در همان آموزشگاهی بازیگر شد که من هم شاگرد عباس کیارستمی بودم. او را خوب می شناسم و این ننگ نیست که تو بچه جردن باشی و عکست رو روی جلد مجلات ببینیم. این مهمه که امثالی مثل باران کوثری توی جشن چلچراغ امسال نشان محبوبیت گرفتن. در ضمن خانم زارعی شما نمیخواد دلتون برای پرویز پرستویی بسوزه. پرستویی امسال چیزی برای گفتن نداشت. مگر تکرار یک نقش آن هم با این همه شباهت کار شاقی است که توقع داشته باشیم هر سال این جایزه را در دست او ببینیم. هر چند که خود من شیفته ی نگاههای اشک آلود پرستویی هستم اما نمیخواد شما دایه دلسوزتر از مادر بشی. خلاصه اینکه این جنجال ها تا جایی ادامه پیدا کرده که مریلا زارعی قسم خورد من دیگه توی جشنواره حاضر نمی شم. و ما هم میگیم بهتر. اما این موج تا سر فیلم پاداش سکوت هم ادامه داشت و هر کسی گله ای می کرد. من هم خودم به شخصه گله هایی نسبت به انتخاب ها دارم اما سر اون هم به موقع بحث خواهیم کرد. مازیار میری هم کمی آتیشی بود اما نجابت کلامش آنقدر محسوس بود که خودم به شخصه تحسینش کردم. بیایید به جای اینکه کمی به هم توهین کنیم کمی به هم توجه کنیم. ما باید باور کنیم که پدیده ای همچون باران کوثری در سینمای ایران قدرت نمایی می کنه و هرکس که ادعای برتری دارد کمی به خودش بیاید. با داد و بیداد کردن هیچ چیزی درست نمیشه.

 

 

 

و روز نوشت های علی شاه وند...........

 

  مثل همیشه ... عین همیشه !

نگاهی به اسامی کاندیداها و حرف و حدیث ها

مریلا زارعی در نشست خبری فیلم « دست های خالی » - عکس: وحید شاهوند

تا به امروز که این یادداشت را می نویسم « پاداش سکوت » ، « اتوبوس شب » و « روز سوم » را ندیده ام. « رئیس » هم به درخواست کیمیایی از داوری کنار رفته است. بنابر نمی توان بشکل دقیق لیست نامزدها را بررسی کرد. اما همین که مسعود رایگان، رویا تیموریان و پریوش نظریه برای حضور کوتاه و مکملشان نامزد بهترین بازیگر نقش اول می شوند یا وقتی کارگردانی همیشگی و تحسین برانگیز داریوش مهرجویی و حضور بشدت موثر گلشیفته فراهانی در سنتوری جایی در لیست نامزدها ندارند باید به تک تک داوران شک کرد.
اما از طرفی دیگر با اعتصاب دسته جمعی عوامل فیلم « دست های خالی » (ابوالقاسم طالبی، مریلا زارعی و نازنین مفخم) هم موافق نیستم. شکایت همراه با داد و فریاد مریلا زارعی (که البته سابقه چنین رفتاری را دارد!) که محمدرضا هنرمند و محمدعلی نجفی را مخاطب قرار داد و از آنها گله کرد و گفت ما از قبلا چنین لیستی را تک به تک پیش بینی کرده بودیم یا ابوالقاسم طالبی که با یک لجبازی کودکانه نشست خبری را برای مدتی ترک نکرد و گفت من نمی رم مگر این که با زور مرا ببرید. که با همراهی و وساطت مسعود ده نمکی که از بالکن نظاره گر بود، غائله ختم به خیر شد. این خودخواهی است که توقع داشته باشیم هر فیلمی که می سازیم و بازی می کنیم شایسته تحسین و تشویق و سیمرغ است.
مریلا زارعی وقتی فیلم « روز سوم » را ندیده است حق ندارد به باران کوثری و پوریا پورسرخ توهین کند. هرچقدر هم که نامزد شدن جدیدترین فیلم محمدحسین لطیفی در هر 12 مورد سفارشی باشد، باز هم هیچکس حق نداردن در جمع انبوهی از خبرنگار و عکاس به همکارش توهین کند.

 

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 1:24 | لينک به اين مطلب |
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا