فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان، هانیه توسلی و پوریا پورسرخ
با مجموعه وفا به جشنواره پلیس می روند
مجموعه تلویزیونی وفا به کارگردانی محمد حسین لطیفی فرم شرکت دربخش سریالهای داستانی دومین جشنواره فیلم پلیس را پرکرد.
به گزارش روابط عمومی دومین جشنواره فیلم پلیس، فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان، هانیه توسلی و پوریا پورسرخ ورضا ایرانمنش به همراه تعدادی ازبازیگران سینمای لبنان دراین مجموعه بازی می کنند.
"وفا" داستان جوانی به نام ژوبین پناهی است که به جرم جاسوسی برای رژیم اسرائیل در ایران زندانی است.او به دلیل مشکلات روحی و روانی که پس از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی در قبرس پیدا کرده به بیمارستان منتقل می شود.در این زمان مامور ویژهای از طرف موساد و سازمان امنیت اسرائیل برای ربودن او از آسایشگاه روانی وارد ایران میشود.
عوامل اصلی این مجموعه عبارتند از: کارگردان: سید محمد حسین لطیفی تهیهکننده: منصور سهرابپور
آهنگساز: علیرضا کهن دیری تدوینگر: رضا بهارانگیز نویسنده: سعید رحمانی
مدیر تصویربرداری: ابراهیم غفوری، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه: محسن نوروزی، طراح چهرهپردازی: فریدون کشن فلاح، مدیر تولید ایران: محسن صمدی، مدیر تولید لبنان: علی ابوزید، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: مجتبی اسدیپور، بازیگران ایرانی: فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان ،هانیه توسلی، پوریا پورسرخ (در نقش ژوبین)، محسن قاضیمرادی، مهوش وقاری و رضا ایرانمنش و بازیگرانی لبنانی: عدی رعد، حسن عدنان، گیریتا غون و آنجو حمید.


| |||
|
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس جلسه تقدير از فرماندهان نيروي انتظامي در مبارزه با قاچاق فيلمهاي سينمايي امروز در محل اداره اماكن نيروي انتظامي تهران بزرگ برگزار شد.
| |||
امشب ساعت ۲۲ شبکه ۵ قسمت دوم برنامه دست به نقد که به نقد سریال شکرانه با حضور عوامل و بازیگر این سریال یعنی اقای پورسرخ می پردازد رو حتما تماشا کنید
| آغاز جشنواره کوثر | ||
|
| ||
| چهارشنبه 21 آذر ماه 1386 02:22 | ||
:سومين جشنواره فيلم کوثر ديروز با زيارت جمعي از اهالي سينما از بارگاه حرم مطهر امام رضا (ع) و نيز ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد آغاز به کار کرد. به گفته يزدان عشيري ، معاون امور رسانه اي و اطلاع رساني جشنواره ، در روز اول جشنواره پوران درخشنده ، امير قويدل ، رضا کيانيان ، عاطفه رضوي ، کيانوش عياري ، علي دهکردي ، داوود رشيدي ، مهدي سجاده چي ، علي اکبر قاضي نظام ، حسين ترابي ، حميد بهمني و شيرين بينا حضور يافتند. وي افزود: در روزهاي آينده ، به اين هنرمندان افراد ديگري چون جواد شمقدري ، محسن علي اکبري ، محمد درمنش ، محمدرضا جعفري جلوه ، مجيد شاه حسيني ، محمود اربابي ، محمد آفريده ، ابراهيم حاتمي کيا، رخشان بني اعتماد، مريلا زارعي ، شبنم قلي خاني ، ترانه عليدوستي ، رسول صدرعاملي ، عليرضا رضاداد، رويا تيموريان ، مسعود رايگان ، محمدمهدي حيدريان و محمدحسن پزشک و... اضافه خواهند شد. امروز علاوه بر نمايش فيلم هايي مثل مصائب دوشيزه (مسعود اطيابي)، پروانه اي در مه (جواد کاسه ساز)، ميم مثل مادر (زنده ياد رسول ملاقلي پور)، اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد)، بچه هاي ابدي (پوران درخشنده)، مرثيه برف (جميل رستمي) چند فيلم خارجي مانند خواهرخوانده ها (کيم لوايس کامرون انگلستان)، قصه يک نگهبان قبرستان (چيترا پالکار هند) و الکساندر (الکساندر سوکوروف فرانسه و روسيه) نيز نمايش داده مي شوند. همچنين در بخش هاي مختلف ، فيلم هاي کوتاه و مستند و 135 ثانيه اي نيز به نمايش درخواهد آمد و جلسات نقد و بررسي آثار نيز در مجموعه سينمايي سيمرغ شهر مشهد برگزار خواهد شد. | ||
-------------------------------------------------
| / در حاشیه "ساعت شنی" / |
| تجربهای خاص در حیطهای جسورانه |
| مجموعه "ساعت شنی" که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز تأثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطههای نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربههای خاص میدهد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون جمهوری اسلامی ایران این روزها مقطعی پرمخاطره و حساس را می گذراند. ورود به حیطههای خاص و تجربه نشده در مدیوم تلویزیون از مسائلی است که اخیراً انعکاسی خاص پیدا کرده و رویکرد سیما و البته تعابیر ارائه شده از این رویکرد می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد. در واقع چند وقتی است مجموعههای تلویزیون تلاش میکنند با تکیه بر مضامین تازه از حد و اندازههای انتظار و سلیقه بیننده فراتر رفته و این مخاطب گریزپا را با تمهیداتی مقابل تلویزیون نگه دارند. تولیدات پرهزینه و تاریخی چون "در چشم باد" و همین مجموعه "روزگار قریب" که این روزها در حال پخش است، ماحصل نهادینه شدن این تفکر در رسانه ملی هستند که رویکرد این سازمان را در توجه به تاریخ و مقاطع تاریخی نشان می دهد.
اما در مجموعه های معاصر هم تلاش این رسانه برای متفاوت شدن چندی است خودنمایی می کند و مجموعه های "مدار صفر درجه"، "راه بی پایان"، "میوه ممنوعه" و ... نمونه های موفق این توجه هستند که فاصله فکر تا عمل را به حداقل رسانده اند. مخاطبان تلویزیون هم این تفاوت سطح را مورد توجه قرار داده و میزان استقبال از این مجموعه ها خود گویای این بذل توجه است. اما در مقابل "حلقه سبز"، "سالهای برف و بنفشه"، "شکرانه" و ... نمونه هایی هستند که نتوانستهاند اندیشه پیشرو بودن را به فعلیت مناسب بدل کنند و البته این از ویژگیهای اجتنابناپذیر آزمون و خطاست. این روزها مجموعه "ساعت شنی" از شبکه اول سیما با شیوهای جدید در حال پخش است. رویکرد هوشمندانه در پخش یکروز در میان این مجموعه شرایطی فراهم آورده تا به نوعی اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضای پخش هفتگی پراکنده نشود و با فشردگی به نوعی مخاطب را به طور مداوم درگیر خود کند. ارزشهای بالقوه مجموعه با این شیوه به فعلیت مناسب رسیده و مخاطب را به شدت درگیر خود کرده است. از همین روست که هنوز چهار قسمت از پخش مجموعه نگذشته، مطالب، نقدها، نظرات و تحلیلها درباره آن آغاز شده است. هر چند نقد زودهنگام این مجموعه 26 قسمتی را در نخستین گامها نوعی سهلنگری می دانیم، اما پرداختن به ویژگیهایی که این روزها به "ساعت شنی" نسبت داده میشود، در چنین مقطعی به نظر لازم می آید. در اغلب مطالب نوشته شده مزیت این مجموعه به عبور از خطوط قرمز تلویزیون معنا میشود. تعریفی که به نظر می آید برخاسته از درکی نادرست از خطوط قرمز تلویزیون است. اینکه تا به حال سینما که عرصه آزادتری برای پرداختن به موضوعات حساس و حتی خطوط قرمز است تاکنون سراغ این موضوع نرفته، نمیتواند به این مفهوم باشد که این مجموعه خط شکنی کرده است. در واقع شاید خط قرمز را بتوان به مفهومی بهتر به شکستن یکسری از مفاهیم، مناسبات و خطوط که در تفکر کلی جامعه وجود دارد، نسبت داد. با این اندیشه مثلاً میتوان شوخی با روحانیت در "مارمولک" یا شوخی با جنگ و شهادتطلبی در "لیلی با من است" را نوعی شکستن خط قرمز تعبیر کرد نه صرفاً وارد شدن به هر حیطه ای برای اولین بار. تحلیل نزدیک به واقعیت این است که "ساعت شنی" موضوعی حساس و جسورانه را محور قرار داده که البته در سینما و تلویزیون تا به حال کار نشده و علت این رویکرد هم نه ممنوع بودن این حیطه بلکه به همان وجه حساسیت بازمی گردد. به نظر می آید یکسری بایدها و نبایدها در اذهان هنرمندان، مسئولان و مدیران و ... وجود دارد که آنها را از رفتن سراغ مضامینی خاص برحذر میدارد و این دور باطل دهان به دهان و سینه به سینه گشته تا اینکه بدل به خط قرمز مجازی شده، بدون آنکه در واقعیت وجود داشته باشد. موضوع رحم های اجاره ای هم از همان مضامینی است که به نظر می آید بنا بر همین تعابیر و تحلیل های شخصی به نوعی خط ممنوع تعبیر شده و تا به حال کسی سراغ آن نرفته است. ولی احمد رفیع زاده فیلمنامهنویس "ساعت شنی" با نوع نگاه دراماتیک و مدرن خود به این مضمون و تفکری که بر کار حاکم کرده، نشان داد میتوان این موضوع را در رسانه ملی مطرح کرد آن هم بر بستر قصه ای به شدت زنانه و البته تیره. نکته مهم دیگر در مورد "ساعت شنی" تنها ورود به حیطه های جسورانه و حساس داستانی نیست، بلکه به نظر می آید همه مجموعه عوامل به گونه ای کنار هم قرار گرفته اند که ماحصل کار چیزی فراتر از معیارهای تلویزیونی شود. از گروه بازیگران حرفه ای و بازی های درخشان، فیلمبرداری سیال، کارگردانی ساختارشکن، روایتی متقاطع ... و نهایتاً مجموعه ای که مخاطب تلویزیونی را که در بمباران مجموعه های بی بو و خاصیت قرار دارد، وادار به دیدن تفاوت ها و مقایسه می کند.
در واقع می توان "ساعت شنی" را به نوعی ترازو برای محک سطح سلیقه مخاطب تعبیر کرد که همواره دستاویز مجموعه های سطح پائین قرار می گیرد. معمولاً وقتی از سازندگان این مجموعه ها در مورد ضعف کارشان سئوال میشود سهل الوصول بودن تلویویون و پاسخ دادن به خواست و نیاز اولیه مخاطب را مطرح می کنند که آنها را به سوی روالی تکراری و نازل سوق داده است. این درست که تماشاگر تلویزیون هم مجموعه های برنامه خانواده را نگاه می کند هم "جواهری در قصر" و هم فیلم های سینمایی برنامه سینما چهار و البته مسابقات فوتبال را. ولی این نکته دلیل نمی شود که برنامهسازان هم تلاشی برای بالا بردن معیارهای کیفی تلویزیون انجام ندهند و در واقع به ساده نگری خو کنند. رسالت فراموش شده تلویزیون در تربیت مخاطب و ارتقاء سلیقه آنها حلقهای گمشده است که به نظر می آید آرام آرام در حال آشکار شدن و رخ نمایی است. "ساعت شنی" نمونهای است که نشان می دهد می توان به مخاطب تلویزیون اعتماد کرد و برای سلیقه اش احترام قائل بود. |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۴۶ , ۱۳۸۶/۰۹/۲۰ |
موضوع پیشنهادی (دلناز):
با سلام
ممنون از حضور گرم تک تک شما عزیزان
همونطور که مطلع شدید اقای پورسرخ در یک مستند به صورت
افتخاری حاضر شدند و پروژه ی قطعی از حضور ایشان هم (دعوت)اقای حاتمی کیا می باشد
که از دی ماه فیلمبرداری این فیلم ۶ اپیزودی اغاز می شود
و مطلب بعدی دو تا از بچه های وباگ متاسفانه حال پدرانشون خوب نیست و
من ازتون در خواست می کنم براشون صمیمانه دعا کنید
من که همیشه تک تک شما رو دعا می کنم
لطفا در بحث هم شرکت کنید
متشکرم
----------------------------------------------
| |||
|
«مسعود اطيابي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد زمان اكران آخرين فيلم خود با نام «مصائب دوشيزه» گفت: اين فيلم بيست و سوم بهمن ماه و با انتهاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، در گروه سينمايي فرهنگ روي صحنه ميرود. | |||
----------------------------------------------
| وضعيت نامناسب پخش سريال ها |
|
|
|
سيدمحسن يوسفيفرانسيس فورد کاپولا در جايي گفته «نمايش فيلم براي من مهم تر از توليد آن فيلم است.» هر اثر فرهنگي به هر اندازه که زحمت و هزينه برده باشد، وقتي کامل مي شود که در نحوه عرضه آن نيز دقت و هوشمندي به خرج رود. اين هوشمندي يک اتفاق نيست که گاهي به طور ذوقي از پديدآورندگان يا مسوولان توزيع آثار فرهنگي سر زند، بلکه يک تخصص جدي و حرفه يي است. اين تخصص که در کشور ما وجود خارجي ندارد، در مهم ترين و گسترده ترين عرصه آثار فرهنگي يعني سينما و تلويزيون رنگ جدي تر به خود مي گيرد. به طور مثال در سينماي امريکا کميته تخصصي اکران فيلم در تمام کمپاني هاي معظم وجود دارد. اين کميته ها هم با انجمن سينماداران امريکاي شمالي و هم با يکديگر در تعامل هستند. کمپاني يونيورسال کميته يي 35 نفره دارد که داراي تخصص هاي مختلف مردم شناسي، جامعه شناسي، روان شناسي، اقتصاد و سينما هستند. حتماً هنگام خواندن اخبار توليد هاليوود متوجه شده ايد که تاريخ دقيق و نحوه اکران فيلم را نيز در آستانه توليد مشخص کرده اند. يعني آنها قبل از شروع فيلمبرداري روز شروع اکران و طبقه نمايش فيلم و تعداد سالن ها را مي دانند. اين اتفاق با عرض شرمندگي در کشورهايي مثل هند، هنگ کنگ، ژاپن، چين و اروپاي غربي هم مي افتد و ايران تنها کشور جهان است که هم در حوزه سينما و تلويزيون توليد کمي مناسبي دارد و هم فاقد اين تخصص است. معضلات پيچيده اکران سينماهاي کشور شاهدي بر اين فقدان است. در تلويزيون هم اين روند انجام مي گيرد. شبکه بي بي سي وقتي يک سريال مي سازد، دقيقاً از تاريخ شروع پخش و ساعت نمايش آن هم خبر مي دهد. در تلويزيون کشور ما براي تاييد فيلمنامه ها سه شوراي تخصصي گروه فيلم و سريال، طرح و برنامه شبکه و طرح و برنامه معاونت سيما هر کدام به طور مجزا متن ها را مورد بررسي کامل و اصلاح قرار مي دهند. با زحمت فراوان و بودجه محدودي که به زحمت فراهم شده، مراحل طاقت فرساي توليد يک سريال صورت مي گيرد اما در هنگام نمايش هيچ شورايي که بتواند کنداکتور(زمان پخش) مناسب اين مجموعه را تعريف کند، وجود ندارد. سريال ها بدون در نظر گرفتن شرايط روز، مجموعه هاي در حال پخش ديگر و پتانسيل کارها پخش مي شوند. هنوز نمي دانيم که فلان مجموعه اصلاً به درد پخش هفتگي مي خورد يا شبانه؟ بسياري از مجموعه ها در پخش هفتگي به دليل جنس کار صدمه مي خورند و لازم است شبانه پخش شوند که در همه جاي دنيا هم چنين مجموعه هايي داريم. بالعکس بسياري ديگر با پخش شبانه خراب مي شوند. هيچ گروهي نيست که بتواند اين مورد را بررسي کرده و تشخيص دهد. اخيراً هم که به مدل عجيب و غيرمتداول پخش يک شب در ميان(سريال ساعت شني) رسيده ايم. مورد ديگري که در جدول پخش مجموعه ها بايد به آن توجه شود، ساير مجموعه هاي در حال پخش است. همين امسال پخش همزمان دو مجموعه مدارصفردرجه و سال هاي برف و بنفشه که از مشترکات بسيار و ژانر مشابه بهره مي بردند، به هر دو کار لطمه زد. يا به عنوان نمونه طي 6 ماه تابستان و پاييز امسال 8 سريال از مجموع 15 سريال ايراني با قالب مشترک پليسي- خانوادگي به طور هفتگي روي آنتن بودند. گويي اين ژانر به عنوان گونه سال انتخاب شده است. در حالي که پخش چند مجموعه طنز، تاريخي، سياسي و اجتماعي يا صرفاً پليسي يا ملودرام و جابه جايي اين مجموعه هاي مشابه مي توانست تنوع صحيحي به وجود آورد. حتماً پاسخ مسوولان پخش اين خواهد بود که ما از همين سريال هاي موجود مي توانستيم استفاده کنيم و سريال ديگري آماده پخش نداشتيم. اين همان چيزي است که بايد از آن به عنوان عذر بدتر از گناه نام برد، چرا که اين کميته نداشته تعيين کنداکتور در سيما کارش را بايد از زمان توليد اين مجموعه ها آغاز کند. حتي اين کميته در صورت تشکيل، بايد بتواند بر تقدم و تاخر آغاز توليد مجموعه ها نظر دهد و با توجه به کنداکتوري که بايد 6 ماه يا 9 ماه بعد ببندد، تصميم بگيرد. اگر قرار باشد اين تصميم گيري در لحظه آخر صورت پذيرد، طبعاً دايره انتخاب بسيار محدود است. نتيجه اين مي شود که درست پس از يک ماه متوالي(ماه رمضان) که بيننده هر شب با سريال اغما در فضاي بيمارستان و دنياي پزشکان سير کرده، حالا بلافاصله بايد شاهد پخش دو مجموعه مشابه حلقه سبز و روزگار قريب باشد. در واقع دو مجموعه پرهزينه سيما که سال ها براي توليد آن زحمت کشيده شده در بدترين شرايط پخش مي شود. همين که تلويزيون مجموعه هايي از حاتمي کيا، عياري، تبريزي و فخيم زاده را با هم پخش کند و تازه با سريال هاي شبانه و يک شب در ميان پربيننده هم زمانش کند، خود نوعي بي برنامگي است، چرا که جنس مجموعه هاي نامبرده(حداقل کارهاي حاتمي کيا، عياري و تبريزي) بسيار مشابه است و هر سه از فضاي سنگين تري نسبت به مجموعه هاي مخاطب عام برخوردارند. پخش اين مجموعه ها بايد باحوصله و لابه لاي مجموعه هاي با سطح سليقه عموم پخش شود، چرا که نمايش همزمان آنها نوعي زدگي و مخاطب گريزي به دنبال دارد. بالا بردن سطح سليقه تماشاگر هم کاري ساده و ناگهاني نيست و مستلزم يک برنامه دقيق، تدريجي و زمانبر است. ته ماجرا هم اينکه مي توانيد «نداشتن کميته تخصصي نمايش» در سينما و تلويزيون کشور را بگذاريد به حساب همه نداشته هاي ديگرمان و بگوييد «اينم روش». |
-------------------------------------------------------
| تاریخچه عطر و اودکلن | |
| 1386-09-16 | نویسنده شهرزاد نیوز |
|
شهرزاد نیوز: کلمه عطر از کلمه لاتین "پِر" به معنای "از میان" و "فوموس" به معنای دود میآید. فرانسویها، بوی خوشی را که در هوا پخش میشد، "عطر" نامیدند.
یونانیان از صنعت سفالگری خود برای ساختن ظروف عطر استفاده کردند. آنها فلاسکهایی در اشکال مختلف میساختند و آنها را با اشکال هندسی، تصویر حیوانات، صحنههایی از اسطوره یا زندگی روزمره با پیکرههای سیاه یا قرمز تزئین میکردند. کلاسیکترین و متداولترین فرم، "لکیتوس"، شیشههایی باریک و ظریف، بودند.
لینک مطلب http://www.shahrzadnews.org/article.php5?id=743 آرشیومقالات شهرزاد نیوز را اینجا بخوانید | |



:سومين جشنواره فيلم کوثر ديروز با زيارت جمعي از اهالي سينما از بارگاه حرم مطهر امام رضا (ع) و نيز ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد آغاز به کار کرد. 










