تبليغاتX
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
پوریا پورسرخ با وفا به دومین جشنواره فیلم پلیس می رود
 

 

فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان، هانیه توسلی و پوریا پورسرخ

 با مجموعه وفا به جشنواره پلیس می روند

 

 

مجموعه تلویزیونی وفا به کارگردانی محمد حسین لطیفی فرم شرکت دربخش سریالهای داستانی دومین جشنواره فیلم پلیس را پرکرد.

 به گزارش روابط عمومی دومین جشنواره فیلم پلیس، فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان، هانیه توسلی و پوریا پورسرخ ورضا ایرانمنش به همراه تعدادی ازبازیگران سینمای لبنان دراین مجموعه بازی می کنند.

"وفا" داستان جوانی به نام ژوبین پناهی است که به جرم جاسوسی برای رژیم اسرائیل در ایران زندانی است.او به دلیل مشکلات روحی و روانی که پس از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی در قبرس پیدا کرده به بیمارستان منتقل می شود.در این زمان مامور ویژه‌ای از طرف موساد و سازمان امنیت اسرائیل برای ربودن او از آسایشگاه روانی وارد ایران می‌شود.
عوامل اصلی این مجموعه عبارتند از: کارگردان: سید محمد حسین لطیفی تهیه‌کننده: منصور سهراب‌پور
آهنگساز: علیرضا کهن دیری تدوین‌گر: رضا بهارانگیز نویسنده:‌ سعید رحمانی
مدیر تصویربرداری: ابراهیم غفوری، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه: محسن نوروزی، طراح چهره‌پردازی: فریدون کشن فلاح، مدیر تولید ایران: محسن صمدی، مدیر تولید لبنان: علی ابوزید، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: مجتبی اسدی‌پور، بازیگران ایرانی: فرهاد اصلانی، فرهاد قائمیان ،هانیه توسلی، پوریا پورسرخ (در نقش ژوبین)، محسن قاضی‌مرادی، مهوش وقاری و رضا ایرانمنش و بازیگرانی لبنانی: عدی رعد، حسن عدنان، گیریتا غون و آنجو حمید.

 

نوشته شده توسط رزا در 10:13
دوشنبه سوم دی 1386
حضور پوریا پورسرخ در جلسه مشترک سینماگران و پلیس برای مبارزه با قاچاق سی دی
 

 

 

مرتضي شايسته و پوريا پورسرخ در جلسه مشترك سينماگران و پليس

 

پوريا پورسرخ، ابراهيم داروغه‌زاده و امين حيايي

 

 

گالری کامل عکس ها

 

 

كشف بيش از 5 ميليون فيلم قاچاق در 8 ماه

ارايه آمار قاچاق فيلم در حضور چهره‌هاي سينما

خبرگزاري فارس: از زمان شروع مبارزه با قاچاق فيلمهاي سينمايي،بيش از 5 ميليون CD كشف شده است.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس جلسه تقدير از فرماندهان نيروي انتظامي در مبارزه با قاچاق فيلم‌هاي سينمايي امروز در محل اداره اماكن نيروي انتظامي تهران بزرگ برگزار شد.
در ابتداي اين جلسه مرتضي شايسته رئيس اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سينماي ايران پس از معرفي حاضران گفت: اگر تلاش و حضور ناجا نبود، شايد امروز سينماي ايران تعطيل مي شد. اتفاقي كه در زمينه قاچاق CD در ابتداي امسال افتاد تمام مؤسسات و دفاتر سينمايي به حالت تعطيل درآمد.
وي افزود: اين را بدانيد كه اهالي سينما قدردان اين فعاليتها هستند.
شايسته ضمن تشكر از سردار عليپور گفت: همه چيز با كار كارشناسي سردار عليپور آغاز شد كه عمليات نجات سينماي ايران را مديريت كرد و اميدوارم اين عمليات تا ريشه كن شدن قاچاق ادامه داشته باشد.
مرتضي شايسته در ضمن پيشنهاد كرد با اختصاص تلفني به اين موضوع، هر كس بتواند موارد تخلف قاچاق CD را تلفني اطلاع دهد.
ابراهيم داروغه زاده رئيس مؤسسه رسانه هاي تصويري هم ضمن تشكر از اين اقدام نيروي انتظامي گفت: همكاري قوه قضاييه و نيروي انتظامي در يك كار جمعي باعث موفق شدن اين كار شد و صنعت سينما خود را مديون نيروي انتظامي مي داند.
حسين فرح بخش(تهيه كننده سينما) درادامه اين جلسه با ارائه آماري از فعاليت‌هاي ستاد مبارزه با قاچاق فيلم گفت: از 29 فروردين سال گذشته كه كار اين ستاد آغاز شد هر روز يك گزارش در اين زمينه تهيه كرديم.
وي افزود: در اين 8 ماه بيش از 5 ميليون CD كشف شده و 1100 پرونده تشكيل و مورد كارشناسي قرار گرفته است. همچنين از 5 ميليارد تومان سودفوري و 15 ميليارد تومان سود دراز مدت شبكه قاچاق جلوگيري شد.
فرح بخش در ادامه ضمن تشكر از معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيشنهاد كرد اداره تخصصي مبارزه با قاچاق و سرقت آثار سينمايي تشكيل شود.
عبدالله علي خاني تهيه كننده سينما نيز ضمن فاجعه خواندن قاچاق CD گفت: اين اتفاق فاجعه‌اي سياسي اجتماعي است و تنها جنبه اقتصادي ندارد.چون نبود فيلم هاي ايراني باعث مي شود كه جوانان ما به سوي سينماي مبتذل غربي بروند.
وي افزود: موفقيت اين طرح نشان دهنده علاقه مردم به اين طرح است.
مريم اميرجلالي،مهناز افشار، جمشيد هاشم پور و حسام نواب صفوي نيز در سخناني از اقدام نيروي انتظامي در مبارزه با قاچاق CD تشكر كردند.
محمد نيك بين (تهيه كننده سينما)نيز ضمن تشكر از اين اقدام نيروي انتظامي گفت: خوب است نيرويي نيز روي كار فرهنگي گذاشته شود تا در زمينه اطلاع رساني براي قاچاق بودن اين CD ها اقدام شود چون عده‌اي از مردم به دليل عدم اطلاع از قاچاق بودن اين CDها به خريد آنها اقدام مي‌كنند.
جمال ساداتيان نيز با اشاره به صدمه اقتصاد سينما از قاچاق فيلم گفت: وقتي اقتصاد ضعيف باشد آثار خوب توليد نمي شود در حالي كه حضور هر فيلم ايراني در خارج از كشور تبليغات زيادي را به نفع ايران به وجود مي آورد. بايد با تشديد قانون از سوي قوه قضاييه مبارزه پرقدرت تري را نسبت به قاچاق فيلم انجام دهند.
ابوحمزه از مديران شركت ويدئو رسانه نيز در ادامه اين جلسه گفت: تا سال 80 شركت رسانه‌هاي تصويري تنها شركت توليدكننده فيلم هاي ويدئويي بود و پس از آن با ورود شركت هاي خصوصي تعداد اين شركتها به 15 شركت رسيد اما پس از ورود CDهاي قاچاق به بازار تنها چهار شركت از اين ميان توانستند به فعاليت هاي خود ادامه دهند اما با شروع مبارزه با قاچاق CD‌و همچنين به روز شدن فيلمها و اين مؤسسات باعث فعاليت مجدد اين شركتها شد به گونه اي كه اكنون تيراژ بالا به پخش فيلم مي پردازند.
حبيب الله كاسه ساز هم در ادامه اين مراسم گفت: سينماگران با يك تشكر كارشان حل نمي شود چون نيروي انتظامي كار بزرگي براي سينما كرد و به تهيه كنندگان اميد داد كه با خيال راحت به توليد فيلم‌هاي خود بپردازند و شايد چند سال ديگر بهفميم كه نيروي انتظامي چه كمكي به سينماي ايران كرد.
در ادامه سردار رادان با صحبت در مورد طرح امنيتي اجتماعي، مبارزه با قاچاق CD را هم بخشي از اين طرح دانست و گفت: بايد با بالابردن هزينه جرم، احتمال وقوع آن را كم كنيم.
وي همچنين اطمينان داد تا پايان يافتن قضيه قاچاق CD مبارزه با قاچاقچيان ادامه دارد.
در پايان سينماگران به همراه سردار رادان از كشفيات اخير نيروي انتظامي در زمينه كشف فيلم‌هاي قاچاق و مشروبات الكلي بازديد كردند.
امين حيايي، اكبر ثقفي، عبدالله علي خاني، فرامرز فرازمند، پوريا پورسرخ، محمد زرين دست، حبيب اسماعيلي، جمال ساداتيان، محمد نيك بين و حسام نواب صفوي از سينماگران حاضر در اين جلسه بودند.
انتهاي پيام/

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:30
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
اغاز جشنواره کوثر در مشهد...مصائب دوشیزه در این جشنواره به نمایش در امد
 

 

 

 امشب ساعت ۲۲ شبکه ۵ قسمت دوم برنامه دست به نقد که به نقد سریال شکرانه با حضور عوامل و بازیگر این سریال یعنی اقای پورسرخ می پردازد رو حتما تماشا کنید

 

 

 

آغاز جشنواره کوثر

چهارشنبه 21 آذر ماه 1386   02:22
 
images/20071212/kosar.jpg :سومين جشنواره فيلم کوثر ديروز با زيارت جمعي از اهالي سينما از بارگاه حرم مطهر امام رضا (ع) و نيز ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد آغاز به کار کرد.
به گفته يزدان عشيري ، معاون امور رسانه اي و اطلاع رساني جشنواره ، در روز اول جشنواره پوران درخشنده ، امير قويدل ، رضا کيانيان ، عاطفه رضوي ، کيانوش عياري ، علي دهکردي ، داوود رشيدي ، مهدي سجاده چي ، علي اکبر قاضي نظام ، حسين ترابي ، حميد بهمني و شيرين بينا حضور يافتند.
وي افزود: در روزهاي آينده ، به اين هنرمندان افراد ديگري چون جواد شمقدري ، محسن علي اکبري ، محمد درمنش ، محمدرضا جعفري جلوه ، مجيد شاه حسيني ، محمود اربابي ، محمد آفريده ، ابراهيم حاتمي کيا، رخشان بني اعتماد، مريلا زارعي ، شبنم قلي خاني ، ترانه عليدوستي ، رسول صدرعاملي ، عليرضا رضاداد، رويا تيموريان ، مسعود رايگان ، محمدمهدي حيدريان و محمدحسن پزشک و... اضافه خواهند شد.
امروز علاوه بر نمايش فيلم هايي مثل مصائب دوشيزه (مسعود اطيابي)، پروانه اي در مه (جواد کاسه ساز)، ميم مثل مادر (زنده ياد رسول ملاقلي پور)، اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد)، بچه هاي ابدي (پوران درخشنده)، مرثيه برف (جميل رستمي) چند فيلم خارجي مانند خواهرخوانده ها (کيم لوايس کامرون انگلستان)، قصه يک نگهبان قبرستان (چيترا پالکار هند) و الکساندر (الکساندر سوکوروف فرانسه و روسيه) نيز نمايش داده مي شوند. همچنين در بخش هاي مختلف ، فيلم هاي کوتاه و مستند و 135 ثانيه اي نيز به نمايش درخواهد آمد و جلسات نقد و بررسي آثار نيز در مجموعه سينمايي سيمرغ شهر مشهد برگزار خواهد شد.
 

 

-------------------------------------------------

 

 
/ در حاشیه "ساعت شنی" /
تجربه‌ای خاص در حیطه‌ای جسورانه
مجموعه "ساعت شنی" که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز‌ تأثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطه‌های نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربه‌های خاص می‌دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون جمهوری اسلامی ایران این روزها مقطعی پرمخاطره و حساس را می گذراند. ورود به حیطه‌های خاص و تجربه نشده در مدیوم تلویزیون از مسائلی است که اخیراً انعکاسی خاص پیدا کرده و رویکرد سیما و البته تعابیر ارائه شده از این رویکرد می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد.

در واقع چند وقتی است مجموعه‌های تلویزیون تلاش می‌کنند با تکیه بر مضامین تازه از حد و اندازه‌های انتظار و سلیقه  بیننده فراتر رفته و این مخاطب گریزپا را با تمهیداتی مقابل تلویزیون نگه دارند. تولیدات پرهزینه و تاریخی چون "در چشم باد" و همین مجموعه "روزگار قریب" که این روزها در حال پخش است، ماحصل نهادینه شدن این تفکر در رسانه ملی هستند که رویکرد این سازمان را در توجه به تاریخ و مقاطع تاریخی نشان می دهد.



در چشم باد

اما در مجموعه های معاصر هم تلاش این رسانه برای متفاوت شدن چندی است خودنمایی می کند و مجموعه های "مدار صفر درجه"، "راه بی پایان"، "میوه ممنوعه" و ... نمونه های موفق این توجه هستند که فاصله فکر تا عمل را به حداقل رسانده اند. مخاطبان تلویزیون هم این تفاوت سطح را مورد توجه قرار داده و میزان استقبال از این مجموعه ها خود گویای این بذل توجه  است. اما در مقابل "حلقه سبز"،‌ "سال‌های برف و بنفشه"، "شکرانه" و ... نمونه هایی هستند که نتوانسته‌اند اندیشه پیشرو بودن را به فعلیت مناسب بدل کنند و البته این از ویژگی‌های اجتناب‌ناپذیر آزمون و خطاست.

این روزها مجموعه "ساعت شنی" از شبکه اول سیما با شیوه‌ای جدید در حال پخش است. رویکرد هوشمندانه در پخش یکروز در میان این مجموعه شرایطی فراهم آورده تا به نوعی اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضای پخش هفتگی پراکنده نشود و با فشردگی به نوعی مخاطب را به طور مداوم درگیر خود کند.

ارزش‌های بالقوه مجموعه با این شیوه به فعلیت مناسب رسیده و مخاطب را به شدت درگیر خود کرده است. از همین روست که هنوز چهار قسمت از پخش مجموعه نگذشته، مطالب،‌ نقدها، نظرات و تحلیل‌ها درباره آن آغاز شده است. هر چند نقد زودهنگام این مجموعه 26 قسمتی را در نخستین گام‌ها نوعی سهل‌نگری می دانیم، اما پرداختن به ویژگی‌هایی که این روزها به "ساعت شنی" نسبت داده می‌شود،‌ در چنین مقطعی به نظر لازم می آید.

در اغلب مطالب نوشته شده مزیت این مجموعه به عبور از خطوط قرمز تلویزیون معنا می‌شود. تعریفی که به نظر می آید برخاسته از درکی نادرست از خطوط قرمز تلویزیون است. اینکه تا به حال سینما که عرصه آزادتری برای پرداختن به موضوعات حساس و حتی خطوط قرمز است تاکنون سراغ این موضوع نرفته، نمی‌تواند به این مفهوم باشد که این مجموعه خط شکنی کرده است.

در واقع شاید خط قرمز را بتوان به مفهومی بهتر به شکستن یکسری از مفاهیم، مناسبات و خطوط که در تفکر کلی جامعه وجود دارد، نسبت داد. با این اندیشه مثلاً می‌توان شوخی با روحانیت در "مارمولک" یا شوخی با جنگ و شهادت‌طلبی در "لیلی با من است" را نوعی شکستن خط قرمز تعبیر کرد نه صرفاً وارد شدن به هر حیطه ای برای اولین بار.

تحلیل نزدیک به واقعیت این است که "ساعت شنی" موضوعی حساس و جسورانه را محور قرار داده که البته در سینما و تلویزیون تا به حال کار نشده و علت این رویکرد هم نه ممنوع بودن این حیطه بلکه به همان وجه حساسیت بازمی گردد. به نظر می آید یکسری بایدها و نبایدها در اذهان هنرمندان، مسئولان و مدیران و ... وجود دارد که آنها را از رفتن سراغ مضامینی خاص برحذر می‌دارد و این دور باطل دهان به دهان و سینه به سینه گشته تا اینکه بدل به خط قرمز مجازی شده، بدون آنکه در واقعیت وجود داشته باشد.

موضوع رحم های اجاره ای هم از همان مضامینی است که به نظر می آید بنا بر همین تعابیر و تحلیل های شخصی به نوعی خط ممنوع تعبیر شده و تا به حال کسی سراغ آن نرفته است. ولی احمد رفیع زاده فیلمنامه‌نویس "ساعت شنی" با نوع نگاه  دراماتیک و مدرن خود به این مضمون و تفکری که بر کار حاکم کرده،‌ نشان داد می‌توان این موضوع را در رسانه ملی مطرح کرد آن هم بر بستر قصه ای به شدت زنانه و البته تیره.

نکته مهم دیگر در مورد "ساعت شنی" تنها ورود به حیطه های جسورانه و حساس داستانی نیست، بلکه به نظر می آید همه مجموعه عوامل به گونه ای کنار هم قرار گرفته اند که ماحصل کار چیزی فراتر از معیارهای تلویزیونی شود. از گروه بازیگران حرفه ای و بازی های درخشان، فیلمبرداری سیال،‌ کارگردانی ساختارشکن، روایتی متقاطع ... و نهایتاً مجموعه ای که مخاطب تلویزیونی را که در بمباران مجموعه های بی بو و خاصیت قرار دارد،‌ وادار به دیدن تفاوت ها و مقایسه می کند.



ساعت شنی

در واقع می توان "ساعت شنی" را به نوعی ترازو برای محک سطح سلیقه مخاطب تعبیر کرد که همواره دستاویز مجموعه های سطح پائین قرار می گیرد. معمولاً وقتی از سازندگان این مجموعه ها در مورد ضعف کارشان سئوال می‌شود سهل الوصول بودن تلویویون و پاسخ دادن به خواست و نیاز اولیه مخاطب را مطرح می کنند که آنها را به سوی روالی تکراری و نازل سوق داده است.

این درست که تماشاگر تلویزیون هم مجموعه های برنامه خانواده را نگاه می کند هم "جواهری در قصر" و هم فیلم های سینمایی برنامه سینما چهار و البته مسابقات فوتبال را. ولی این نکته دلیل نمی شود که برنامه‌سازان هم تلاشی برای بالا بردن معیارهای کیفی تلویزیون انجام ندهند و در واقع به ساده نگری خو کنند.

رسالت فراموش شده تلویزیون در تربیت مخاطب و ارتقاء سلیقه آنها حلقه‌ای گمشده است که به نظر می آید آرام آرام در حال آشکار شدن و رخ نمایی است. "ساعت شنی" نمونه‌ای است که نشان می دهد می توان به مخاطب تلویزیون اعتماد کرد و برای سلیقه اش احترام قائل بود.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۴۶  ,  ۱۳۸۶/۰۹/۲۰

 

نوشته شده توسط رزا در 8:54 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
تدوین مجدد فیلم سینمایی (مصائب دوشیزه)برای اکران در 23 بهمن 86
 

 

 

 موضوع پیشنهادی (دلناز):

  حضور پوریا پورسرخ در چه نقشی (تیپ یا شخصیت) حضور درخشانی خواهد بود؟"
" به عبارت دیگر دوست دارید پوریا پپورسرخ را در حال ایفای چه نوع نقشی ببینید؟  

 

 

 

با سلام

ممنون از حضور گرم تک تک شما عزیزان

همونطور که مطلع شدید اقای پورسرخ در یک مستند به صورت

افتخاری حاضر شدند و پروژه ی قطعی از حضور ایشان هم (دعوت)اقای حاتمی کیا می باشد

که از دی ماه فیلمبرداری این فیلم ۶ اپیزودی اغاز می شود

و مطلب بعدی دو تا از بچه های وباگ متاسفانه حال پدرانشون خوب نیست و

من ازتون در خواست  می کنم براشون صمیمانه دعا کنید

من که همیشه تک تک شما رو دعا می کنم

لطفا در بحث هم شرکت کنید

متشکرم

 

----------------------------------------------

 

 

«مسعود اطيابي» در گفت‌وگو با فارس خبر داد؛

«مصائب دوشيزه» و تدوين مجدد براي اكران عمومي

خبرگزاري فارس: كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» گفت: براي اكران عمومي، اين فيلم را تدوين مجدد كردم تا تماشاگر بتواند ارتباط بهتري با آن برقرار كند.

«مسعود اطيابي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد زمان اكران آخرين فيلم خود‌ با نام «مصائب دوشيزه» گفت: اين فيلم بيست و سوم بهمن ماه و با انتهاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، در گروه سينمايي فرهنگ روي صحنه مي‌رود.
اين تهيه‌كننده و كارگردان سينما در مورد دليل تدوين مجدد اين فيلم گفت: به دلايلي تصميم گرفتم كه تدوين مجددي را براي اين فيلم انجام دهم.
وي افزود: نسخه جديد فيلم حدود 8 دقيقه كوتاه‌تر از نسخه‌اي است كه در جشنواره فيلم فجر سال گذشته به نمايش درآمد و امروز اين نسخه جديد را براي قطع نگاتيو به لابراتوار مي‌فرستم تا براي نمايش عمومي آماده شود.
امركز گسترش سينماي مستند و تجربي از «مصائب دوشيزه» حمايت كرده است و «غلامرضا موسوي» تهيه‌كنندگي آن را بر عهده ‌داشته است.
پوريا پور‌سرخ، مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي، بهزاد فرهاني، جمشيد شاه‌محمدي، فهيمه رحيمي‌پناه، مهسا كرامتي در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
داستان «مصائب دوشيزه» به مشكلات زندگي يك دختر مسيحي مي‌پردازد كه در آستانه ازدواج با موانع گوناگوني مواجه مي‌شود كه به واسطه نزديك شدن به خدا و معرفت ديني از اين مشكلات رهايي پيدا مي‌كند.
انتهاي پيام/ش

 

----------------------------------------------

وضعيت نامناسب پخش سريال ها
تخصصي که نداريم
سيدمحسن يوسفيفرانسيس فورد کاپولا در جايي گفته «نمايش فيلم براي من مهم تر از توليد آن فيلم است.» هر اثر فرهنگي به هر اندازه که زحمت و هزينه برده باشد، وقتي کامل مي شود که در نحوه عرضه آن نيز دقت و هوشمندي به خرج رود. اين هوشمندي يک اتفاق نيست که گاهي به طور ذوقي از پديدآورندگان يا مسوولان توزيع آثار فرهنگي سر زند، بلکه يک تخصص جدي و حرفه يي است. اين تخصص که در کشور ما وجود خارجي ندارد، در مهم ترين و گسترده ترين عرصه آثار فرهنگي يعني سينما و تلويزيون رنگ جدي تر به خود مي گيرد.

به طور مثال در سينماي امريکا کميته تخصصي اکران فيلم در تمام کمپاني هاي معظم وجود دارد. اين کميته ها هم با انجمن سينماداران امريکاي شمالي و هم با يکديگر در تعامل هستند. کمپاني يونيورسال کميته يي 35 نفره دارد که داراي تخصص هاي مختلف مردم شناسي، جامعه شناسي، روان شناسي، اقتصاد و سينما هستند.

حتماً هنگام خواندن اخبار توليد هاليوود متوجه شده ايد که تاريخ دقيق و نحوه اکران فيلم را نيز در آستانه توليد مشخص کرده اند. يعني آنها قبل از شروع فيلمبرداري روز شروع اکران و طبقه نمايش فيلم و تعداد سالن ها را مي دانند. اين اتفاق با عرض شرمندگي در کشورهايي مثل هند، هنگ کنگ، ژاپن، چين و اروپاي غربي هم مي افتد و ايران تنها کشور جهان است که هم در حوزه سينما و تلويزيون توليد کمي مناسبي دارد و هم فاقد اين تخصص است. معضلات پيچيده اکران سينماهاي کشور شاهدي بر اين فقدان است. در تلويزيون هم اين روند انجام مي گيرد.

شبکه بي بي سي وقتي يک سريال مي سازد، دقيقاً از تاريخ شروع پخش و ساعت نمايش آن هم خبر مي دهد.

در تلويزيون کشور ما براي تاييد فيلمنامه ها سه شوراي تخصصي گروه فيلم و سريال، طرح و برنامه شبکه و طرح و برنامه معاونت سيما هر کدام به طور مجزا متن ها را مورد بررسي کامل و اصلاح قرار مي دهند.

با زحمت فراوان و بودجه محدودي که به زحمت فراهم شده، مراحل طاقت فرساي توليد يک سريال صورت مي گيرد اما در هنگام نمايش هيچ شورايي که بتواند کنداکتور(زمان پخش) مناسب اين مجموعه را تعريف کند، وجود ندارد.

سريال ها بدون در نظر گرفتن شرايط روز، مجموعه هاي در حال پخش ديگر و پتانسيل کارها پخش مي شوند. هنوز نمي دانيم که فلان مجموعه اصلاً به درد پخش هفتگي مي خورد يا شبانه؟

بسياري از مجموعه ها در پخش هفتگي به دليل جنس کار صدمه مي خورند و لازم است شبانه پخش شوند که در همه جاي دنيا هم چنين مجموعه هايي داريم. بالعکس بسياري ديگر با پخش شبانه خراب مي شوند. هيچ گروهي نيست که بتواند اين مورد را بررسي کرده و تشخيص دهد.

اخيراً هم که به مدل عجيب و غيرمتداول پخش يک شب در ميان(سريال ساعت شني) رسيده ايم.

مورد ديگري که در جدول پخش مجموعه ها بايد به آن توجه شود، ساير مجموعه هاي در حال پخش است. همين امسال پخش همزمان دو مجموعه مدارصفردرجه و سال هاي برف و بنفشه که از مشترکات بسيار و ژانر مشابه بهره مي بردند، به هر دو کار لطمه زد. يا به عنوان نمونه طي 6 ماه تابستان و پاييز امسال 8 سريال از مجموع 15 سريال ايراني با قالب مشترک پليسي- خانوادگي به طور هفتگي روي آنتن بودند. گويي اين ژانر به عنوان گونه سال انتخاب شده است. در حالي که پخش چند مجموعه طنز، تاريخي، سياسي و اجتماعي يا صرفاً پليسي يا ملودرام و جابه جايي اين مجموعه هاي مشابه مي توانست تنوع صحيحي به وجود آورد. حتماً پاسخ مسوولان پخش اين خواهد بود که ما از همين سريال هاي موجود مي توانستيم استفاده کنيم و سريال ديگري آماده پخش نداشتيم. اين همان چيزي است که بايد از آن به عنوان عذر بدتر از گناه نام برد، چرا که اين کميته نداشته تعيين کنداکتور در سيما کارش را بايد از زمان توليد اين مجموعه ها آغاز کند. حتي اين کميته در صورت تشکيل، بايد بتواند بر تقدم و تاخر آغاز توليد مجموعه ها نظر دهد و با توجه به کنداکتوري که بايد 6 ماه يا 9 ماه بعد ببندد، تصميم بگيرد.

اگر قرار باشد اين تصميم گيري در لحظه آخر صورت پذيرد، طبعاً دايره انتخاب بسيار محدود است. نتيجه اين مي شود که درست پس از يک ماه متوالي(ماه رمضان) که بيننده هر شب با سريال اغما در فضاي بيمارستان و دنياي پزشکان سير کرده، حالا بلافاصله بايد شاهد پخش دو مجموعه مشابه حلقه سبز و روزگار قريب باشد.

در واقع دو مجموعه پرهزينه سيما که سال ها براي توليد آن زحمت کشيده شده در بدترين شرايط پخش مي شود. همين که تلويزيون مجموعه هايي از حاتمي کيا، عياري، تبريزي و فخيم زاده را با هم پخش کند و تازه با سريال هاي شبانه و يک شب در ميان پربيننده هم زمانش کند، خود نوعي بي برنامگي است، چرا که جنس مجموعه هاي نامبرده(حداقل کارهاي حاتمي کيا، عياري و تبريزي) بسيار مشابه است و هر سه از فضاي سنگين تري نسبت به مجموعه هاي مخاطب عام برخوردارند. پخش اين مجموعه ها بايد باحوصله و لابه لاي مجموعه هاي با سطح سليقه عموم پخش شود، چرا که نمايش همزمان آنها نوعي زدگي و مخاطب گريزي به دنبال دارد. بالا بردن سطح سليقه تماشاگر هم کاري ساده و ناگهاني نيست و مستلزم يک برنامه دقيق، تدريجي و زمانبر است.

ته ماجرا هم اينکه مي توانيد «نداشتن کميته تخصصي نمايش» در سينما و تلويزيون کشور را بگذاريد به حساب همه نداشته هاي ديگرمان و بگوييد «اينم روش».

 

 

 -------------------------------------------------------

 

 

تاریخچه عطر و اودکلن
1386-09-16 نویسنده شهرزاد نیوز
   



شهرزاد نیوز: کلمه عطر از کلمه لاتین "پِر" به معنای "از میان" و "فوموس" به معنای دود می‌آید. فرانسوی‌ها، بوی خوشی را که در هوا پخش می‌شد، "عطر" نامیدند.


نخستین شکل عطر، بخور بود که نخستین بار در حدود 4000 سال پیش در بین‌النهرین کشف شد. در آن هنگام، در مناسک مذهبی، صمغ‌ها و چوب‌های مختلفی سوزانده می‌شد. هم چنین چوب‌ها و صمغ‌های خوش‌بو را در آب و روغن می‌خیساندند و بدن خود را با آن ماساژ می‌دادند. هنگام مومیایی مردگان نیز از این عطرها استفاده می‌شد.


بنا به هیروگلیف‌های کشف شده، عطر در زندگی مصریان نقش مهمی بازی می‌کرد. تا آغاز عصر طلایی مصریان، عطر فقط در مراسم مذهبی برای خدایان یا فراعنه استفاده می‌شد. به تدریج صمغ‌ها، خوشبوکننده‌ها و روغن‌های معطر از انحصار روحانیون خارج شد و مردم موظف شدند حداقل هفته‌ای یک بار از آن استفاده کنند. از آن جایی که مصریان معتقد بودند که روح به آسمان می‌رود، خویشاوندان مرده همواره کوزه‌هایی پر از مواد خوشبوکننده در مقابر می‌گذاشتند. آب و هوای مناسب مصر، آنان را قادر ساخت از هند ادویه‌ها و مواد بودار زیادی مانند، زنجبیل، فلفل و چوب صندل وارد کنند. آنان هنوز نیز در تولید روغن اسانس عطر که بخش مهمی از محصولات یاسمن دنیا را تشکیل می‌دهد، جایگاه برجسته‌ای دارند.


یونانیان و رومیان عطر را از مصریان گرفتند. نزد کرتیان نیز محبوب‌ترین گل‌ها سوسن و رز بود. آنان که در ساختن روغن‌های گیاهی مثل روغن زیتون و روغن بادام سررشته زیادی داشتند، روغن‌های برگرفته از گل‌های سوسن، رز، رازیانه و ریشه زنبق زرد را به این صنعت افزودند. یونانیان اولین عطر مایع را ساختند، گرچه با عطرهای امروزی تفاوت داشت. این عطرها، پودرهای خوشبویی بودند که بدون الکل با روغن مخلوط می‌شدند. از آن جایی که یونانیان در مصرف عطر افراط می‌کردند، سولون در قرن ششم استفاده از عطر را در قانون ممنوع کرد تا در هزینه‌های وارداتی صرفه‌جویی شود، اما این ممنوعیت، چندان نپایید. تئوفراستوس آتنی درباره بوهای مختلف، روغن‌ها و منشأ گیاهی آن‌ها و حتا اثر بوهای مختلف بر خلق و خوی و تفکر بحث کرده است. او درباره ادراک ما از بوها نیز تحقیق کرده و به رابطه بین این ادراک‌ها و قوه چشایی پی برده بود.


عرب‌ها، گذشته و صنعت کنونی عطر را به هم پیوند دادند. پروسه استخراج روغن از گل‌ها به وسیله تقطیر، توسط ابن سینا کشف شد. او ابتدا با گل رز شروع کرد. تا پیش از کشف او، عطرهای مایع، مخلوطی از روغن و گیاهان له شده یا گلبرگ‌هایی بودند که بوی تندی داشتند. گلاب، لطیف‌تر بود و به زودی محبوب گشت.

ونیز و فلورانس در دوره رنسانس مراکز عطرسازی بودند. کاترین دِ مدیسی بعد از ازدواج با هانری دوم، پادشاه فرانسه، عطرسازش را از ایتالیا با خود برد. آزمایشگاه این عطرساز با یک راهروی مخفی به آپارتمان کاترین وصل می‌شد به این ترتیب امکان دزدیده شدن فرمول عطرهای او وجود نداشت. در این دوران فرانسه به امپراتوری عطر تبدیل شد و درباریان فرانسه که علیرغم لباس‌های با شکوه و کلاه‌گیس‌های پودر زده به نظافت خود اهمیت نمی‌دادند، به مصرف‌کنندگان اصلی عطر تبدیل شدند. در دوران انقلاب فرانسه این صنعت افول کرد. در این دوران، عطر جدیدی به نام "گیوتین" در بازار عرضه می‌شد که منشأ آن ناشناخته است اما انقلابیون و "سن کلودها" (مردم عادی) از آن استفاده می‌کردند. با به قدرت رسیدن ناپلئون، صنعت عطرسازی دوباره شکوفا شد. شهر گراسه فرانسه بزرگترین مرکز تولیدکننده مواد اولیه عطر از نظر تجارت یاسمن، رز و پرتقال است که از سال 1724 به این کار اشتغال دارد.


ادوکلن



شاید نام‌گذاری ادوکلن عجیب به نظر آید، زیرا کلون، نام فرانسوی شهر کلن در آلمان است، در حالی که ادوکلن از ایتالیا آمده است. جیان پائولو فمینیس، آرایشگری از شهر "وال ویگزو"، مبتکر ادوکلن بود. او از ایتالیا به آلمان رفت و آب معطری را کشف کرد که نامش را "آب ستودنی" گذاشت. این آب معطر از الکل، روغن بهار نارنج، ترنج، اسطوخودوس، و اکلیل کوهی ساخته می‌شد. در سال 1709 که پائولو این ماده را به بازار عرضه کرد چنان مشتریان فراوانی یافت که مجبور شد از برادرزاده‌اش، جیووانی ماریا فارینا کمک بگیرد تا بتواند سفارش‌ها را آماده سازد. در سال 1732 فارینا این محصول را به عنوان داروی بیماری‌های مختلف از جمله معده درد تا خونریزی روده به بازار عرضه کرد.


در میانه قرن هجدهم، پس از پایان جنگ هفت ساله میان پروس و بریتانیا از یک سو و اتحادی از فرانسه و اتریش و روسیه از سوی دیگر، سربازان فرانسوی، اتریشی و روسی و بریتانیایی بطری‌های "آب ستودنی" را به کشورهای خود بردند و بازاری جهانی برای آن پدید آوردند. فرانسوی‌ها، آن را "ادوکلن" نامیدند.


ادوکلن در قرن هجدهم موارد استفاده مختلفی داشت: در آب استحمام ریخته می‌شد، با شراب مخلوط می‌شد، همراه با قند خورده می‌شد، به عنوان ماده شستشوی دهان، تنقیه، یکی از ترکیبات ضماد مورد استفاده قرار می‌گرفت و مستقیم تزریق می‌شد و...


سرانجام فارینا، فرمول این "آب" را به لئونس کولاس فروخت. کولانس هم در سال 1862 این فرمول را به راجر گاله فروخت که امروزه حق قانونی بر ادوکلن فرانسوی را داراست. چند تن از اعضای خانواده فرینا و فمینیس، در کلن باقی ماندند و به تولید آب معجزه‌گر خود ادامه دادند. یکی از اعقاب این خانواده این فرمول را به ویلهلم مولنز فروخت که در سال 1792 مغازه‌ای در آلمان باز کرد به آدرس: گلوکن گاسه شماره 4711. امروزه این رایجه سنتی معروف به ادوکلن تحت نام 4711 فروخته می‌شود، که قدیمی‌ترین و مستمرترین ماده معطر تولید شده است.


فرمول دقیق عطرهای تجاری مخفی هستند و حتا اگر هم علنی شوند، چنان پروسه پیچیده‌ای در تهیه آن‌ها به کار می‌رود که این فرمول استفاده چندانی ندارند. روغن اسانس عطر با یک حلال رقیق می‌شود زیرا روغن غیر رقیق شده چنان ترکیبات فراری دارد که در صورت استفاده به حساسیت و جراحات پوستی یا خراب شدن لباس منجر می‌شود.
متداول‌ترین ماده حلال روغن عطر، اتانول یا مخلوطی از اتانول و آب است. افزایش ترکیب معطر عطر موجب افزایش شدت بو و ماندگاری آن می‌شوند. بنابراین، اگر چه غلظت روغن عطر در ادوپرفوم بیشتر از ادوتوالت است، اما میزان آن در هر کارخانه عطرسازی متفاوت است. یا برخی از عطرها، نام یکسانی دارند اما با غلظت‌های متفاوتی.


عطرها در حدود سال 1900 به این گروه‌ها تقسیم بندی شدند: تک گل: با عطر یک گل خاص؛ چند گل: ترکیب چند گلی؛ آمبری: گروه گسترده‌ای از بوهای وانیلی و حیوانی همراه با بوی گل‌ها و چوب‌های متفاوت؛ چوب: عطر چوب‌های معطر، به ویژه صندل و سدر؛ چرمی: خانواده‌ای از رایحه‌های دارای رگه‌هایی از بوی عسل، تنباکو، چوب و قطران چوب که یادآور چرم هستند؛ قبرس: شامل رایحه‌هایی متشکل از ترنج، خزه بلوط، پچولی و ماده معطری که از لادن به دست می‌آید؛ فوژه: به معنای سرخس در زبان فرانسه، و ساخته شده بر اساس رایحه‌های اسطوخودوس، کومارین (ماده‌ای معطر با بوی وانیل) و خزه بلوط. بسیاری از عطرهای مردانه به این خانواده متعلق هستند.


از سال 1945 نیز به علت پیشرفت در صنعت عطرسازی، گروه‌های دیگری به این دسته بالا اضافه شده‌اند، شامل: گل‌های درخشان، سبز، اقیانوسی / اوزونی، لیمویی یا میوه‌ای، گورماند / اومامی (با رایحه خوراکی‌ها یا دسر).


تاریخچه شیشه عطر


هم‌پای عطرسازی، ساختن ظروف و بطری‌های عطر آغاز شد. قدیمی‌ترین بطری عطر شناخته شده به مصریان تعلق دارد. این بطری‌ها از سنگ و رخام (نوعی سنگ مرمر) ساخته می‌شدند که عطر را خنک نگاه می‌داشتند و مایع از آن‌ها تراوش نمی‌کرد. در گورهای مصریان، ظروف متعددی یافت شده‌اند. همچنین بطری‌های شیشه‌ای که تاریخ آن‌ها به قرن پانزدهم قبل از میلاد بازمی‌گردد. بطری‌های یافت شده در فلسطین از شیشه هستند و در آن زمان شیشه گران‌بهاتر از طلا بود. برخی از ظروف عطر نیز از طلا هستند.

یونانیان از صنعت سفالگری خود برای ساختن ظروف عطر استفاده کردند. آن‌ها فلاسک‌هایی در اشکال مختلف می‌ساختند و آن‌ها را با اشکال هندسی، تصویر حیوانات، صحنه‌هایی از اسطوره یا زندگی روزمره با پیکره‌های سیاه یا قرمز تزئین می‌کردند. کلاسیک‌ترین و متداول‌ترین فرم، "لکیتوس"، شیشه‌هایی باریک و ظریف، بودند.


اروپایی‌ها از ظروف بسیار مختلفی برای نگاهداری عطرهای خود استفاده می‌کردند: شیشه، طلا، نقره، چینی، سنگ‌های گرانبها و صدف. فرم ظروف نیز متنوع بودند: سنجاق سینه‌، گوشواره نقره‌ای، گردنبند یا انگشتر که پر از عطر بودند. در قرن سیزدهم، برای ساختن بطری‌ها از چینی استفاده می‌شد.


در اواخر سده 1880 صنعت بطری عطر دچار تحول چشمگیری شد. در آن زمان گرایش شدیدی به استفاده از موتیف‌های گل وجود داشت. گرایش دیگر استفاده از بطری‌های کریستال با طرح‌های کلاسیک و درهایی از آلیاژ برنج بود. در دهه 1910، ظهور روان‌کاوی و عطرهای جدید به ابداع بطری‌ها و عطرهای جدیدی منجر شد. عطرهایی برای اوقات خاصی از روز، فصل و مردمان به بازار آمدند.


در دهه 1920 سربازان آمریکایی از پاریس عطر به کشور خود بردند و بازار آن در آمریکا رونق یافت. شرکت‌های متعددی تأسیس شدند و طراحان بسیاری به این رشته جذب شدند. اکثر این طراحان اطلاع چندانی از عطرسازی نداشتند اما می‌دانستند که نحوه عرضه نقش حیاتی در موفقیت یک عطر دارد. در این سال‌ها، دیزاین‌های متفاوتی برای بطری‌های عطر ابداع گشت. بعد از بحران سال 1929، بازار عطر دچار رکود شدید شد و طرح بطری‌ها، ساده‌تر و محافظه‌کارانه شدند و اغلب با دستگاه ساخته می‌شدند و موتیف آن‌ها بیشتر از فیلم‌های هالیوودی و کلان‌شهرها گرفته می‌شد، نظیر آسمان‌خراش‌های نیویورک و... در دهه سی نیز، جنگ جهانی دوم مایه افول کیفیت عطر و نحوه عرضه آن گشت. اما با پایان جنگ جهانی دوم، عطر و همراه با آن بطری‌های عطر مجدداً جان گرفتند. طرح‌های این دوره بیشتر زنانه و رمانتیک بودند.



امروزه، از بطری‌های عطر انتظار می‌رود که حس عطر را منتقل کند. بطری اولین چیزیست که به چشم می‌خورد و در تصمیم خریدار نقش مهمی دارد. بنابراین طراحان، بطری‌ها را جلوه‌ای از عطر می‌دانند و می‌کوشند برحسب نوع عطر، بطری آن را طراحی کنند. استفاده از زینت آلات به عنوان ظروف عطر نیز مجدداً رایج گشته است.

لینک مطلب

http://www.shahrzadnews.org/article.php5?id=743

آرشیومقالات شهرزاد نیوز را اینجا بخوانید

نوشته شده توسط رزا در 9:2 | لينک به اين مطلب |
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا