تبليغاتX
جمعه نهم اسفند 1387
نمايش فيلم‌هاي منتخب جشنواره فجر در حوزه هنري

 

 

نمايش فيلم‌هاي منتخب جشنواره فجر در حوزه هنري
جام جم آنلاين: 16 فيلم منتخب بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر از 12 اسفندماه در تالار انديشه حوزه هنري به نمايش درمي‌آيد

به گزارش مهر، فيلم‌هاي منتخب بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر از 12 اسفند در چهار سئانس 16-14، 18-16، 20-18 و 22-20 در تالار انديشه حوزه هنري نمايش داده مي‌شود.

براساس برنامه "درباره الي" اصغر فرهادي دوشنبه 12 اسفند، "ترديد" واروژ کريمي مسيحي سه‌شنبه 13 اسفند، "دلخون" محمدرضا رحماني چهارشنبه 14 اسفند، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده پنجشنبه 15 اسفند، "يک وجب از آسمان" علي وزيريان جمعه 16 اسفند، "زادبوم" ابوالحسن داوودي شنبه 17 اسفند و "پنالتي" انسيه شاه‌حسيني و "امشب شب مهتابه" محمدهادي کريمي يکشنبه 18 اسفند در حوزه هنري روي پرده مي‌روند.

همچنين "بي‌پولي"حميد نعمت‌الله دوشنبه 19 اسفند، "به کبودي ياس"جواد اردکاني و "عيار 14" پرويز شهبازي سه‌شنبه 20 اسفند، "پستچي سه بار در نمي‌زند" حسن فتحي چهارشنبه 21 اسفند، "سوپر استار" تهمينه ميلاني پنجشنبه 22 اسفند، "اخراجي‌ها 2" مسعود ده‌نمکي جمعه 23 اسفند، "خروس جنگي" مسعود اطيابي شنبه 24 اسفند و "بيست" عبدالرضا کاهاني يکشنبه 25 اسفند به نمايش در‌مي‌آيند.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:49
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
18 ارگان به ١٨ فيلم جشنواره بيست‌وهفتم جايزه دادند

 

 
آيين اختتاميه بخش جنبي جشنواره فيلم فجر «تجلي اراده ملي»
 
در مراسم پاياني «تجلي اراده ملي»؛
18 ارگان به ١٨ فيلم جشنواره بيست‌وهفتم جايزه دادند

خبرگزاري فارس: در مراسم پاياني «تجلي اراده ملي» كه روز شنبه در سينماي فرهنگ برگزار شد 18 ارگان و نهادها دولتي و خصوصي با اهداي جوايزي از ١٨ فيلم سينمايي جشنواره بيست و هفتم تقدير كردند.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در اين مراسم كه با حضور محمدرضا جعفري جلوه معاونت امور سينمايي، محمد قوام خزانه دار فارابي، عزت الله انتظامي و جمعي از هنرمندان و مسئولين برگزار شد از عزت الله انتظامي به پاس سال‌ها هنر‌آفريني در سينما تجليل ويژه‌اي به عمل آمد و در ادامه 18 ارگان از ١٨ فيلم سينمايي جشنواره بيست و هفتم قدرداني كردند.
بر اساس اين گزارش در اين مراسم ارگان‌ها و نهادهايي نظير وزارت آموزش و پرورش، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، بنياد توسعه راهبردي ايرانيان، بنياد شهيد و امور ايثارگران، دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي، شوراي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، جشنواره روستا، سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، جمعيت هلال احمر، سازما-ن ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، مركز ملي فرش ايران، مؤسسه ناجي هنر، مجمع كانون‌هاي فيلم و عكس دانشگاه‌هاي كشور (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري)، نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور،نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، سازمان ورزش شهرداري تهران، مؤسسه آيين مهرورزي و انجمن مديران توليد از برگزيدگان خود با اهداي جوايزي قدرداني كردند.
گزارش خبرنگار فارس حاكي است، فيلم‌هاي سينمايي « كودك و فرشته»،«درباره الي»،«اخراجي‌ها٢»،«موش»،«زادبوم»،«پنالتي»، «دلخون»،«موج سوم»، «زماني براي دوست داشتن»، «عيار١٤»، «پاي پياده»، «صداها»، «پستچي سه‌بار در نمي‌زند»، «مي‌زاك»،«ترديد»، «بيست» و «امشب شب مهتابه» ١٨ فيلمي بودند كه در اين مراسم به سازندگان و عوامل آنها جوايزي اهدا شد.
انتهاي پيام/ا

 ---------------------

 

مجمع کانون‌هاي فيلم و عکس دانشگاه‌هاي کشور (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري) از کارگردان فيلم «عيار 14» پرويز شهبازي تقدير كرد.

انجمن مديران توليد ضمن تقدير از «محمدصادق آذين» براي مديريت توليد «درباره الي» جوايز خود را به «بيتا منصوري» مديرتوليد «زادبوم» و «رحمت عبدالله‌زاده» مدير توليد فيلم‌هاي «كودك و فرشته» و «دلخون» اهدا كرد.


نوشته شده توسط رزا در 11:27 | لينک به اين مطلب |
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
نمايش فيلم‌هاي جشنواره بيست‌وهفتم در يك استان تمديد شد

 

 

 

پخش مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر امشب ۲۳ بهمن از شبکه ۲ سیما بعد از گفتگوی ویژه خبری

 

------------------------

 

 
/اخباري از وزارت ارشاد/
نمايش فيلم‌هاي جشنواره بيست‌وهفتم در يك استان تمديد شد

خبرگزاري فارس: نمايش فيلم‌هاي جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر در استان هرمزگان تمديد شد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني وزارت ارشاد، نظر به استقبال بي‌نظير مردم از بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در استان هرمزگان ، اكران فيلم‌ها تا تاريخ 26/11/87 تمديد شد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان ، همايون اميرزاده مدير كل ارشاد در اين خصوص به خبرنگاران گفت : اكران فيلم هاي بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر هم زمان با تهران در بندرعباس ، شور و اشتياق وصف ناپذيري در مردم ايجاد كرده است و طي هماهنگي صورت گرفته با دبير خانه مركزي جشنواره در تهران مقرر شد اكران فيلم ها به مدت دو روز ديگر ادامه يابد.
وي افزود: هم اكنون بيشتر از نيمي از فيلم هاي مورد قرارداد به روي پرده سينما رفته است و اميدواريم با همكاري تهران چند فيلم ديگر نيز علاوه بر موارد قبلي به بندرعباس ارسال شود.
اميرزاده تصريح كرد: برگزاري جشنواره هاي بين المللي و ملي و اكران فيلم ها همزمان با تهران در استان‌ها مي‌تواند راه نجاتي براي برون رفت از وضعيت كنوني سينماها در ايران باشد.
مدير كل ارشاد خاطرنشان ساخت: سينماي ايران به چنان جايگاه رفيعي در سطح ملي و بين المللي دست يافته است كه مي تواند از ابزار مهم صدور فرهنگ اسلامي ايراني به خارج از مرزها باشد و تمايل كشورهاي مختلف به فيلم هاي ايراني نويد بخش آينده اي درخشان براي سينماي ايران است.
بر اساس اين گزارش مردم هنر دوست بندر عباس مي توانند فيلم‌هاي بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر را در سينماهاي ستاره شهر و غدير بندرعباس تماشا نمايند.

 

نوشته شده توسط رزا در 20:36
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
بهترین های بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

 

با سلام

امیدوارم از اپهای مربوط به بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر راضی بوده باشید و حالا نتایج پایانی جشنواره:

 

جايزه ويژه هيأت داوران: عيار14(تهيه‌كننده: پرويز شهبازي)

سيمرغ بلورين بهترين فيلم و يك دستگاه خودروي مينياتور به سيدحسين حق‌گو تهيه‌كننده فيلم «دلخون»

ديپلم افتخار و 30 ميليون ريال به حامد بهداد براي بازي در «دلخون»

 

-------------------------------

 

برای مشاهده نتایج کامل بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از لینک های زیر استفاده نمایید:

 

بهترین های بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

بهترین های بخش نگاه نو جشنواره فیلم فجر

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:54 | لينک به اين مطلب |
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
نامزدهاي سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر معرفي شدند

 

 

 
نامزدهاي سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر معرفي شدند


نامزدهاي بهترين فيلمنامه
----------------------------
حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني (بيست)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (درباره الي...)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14)

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد
----------------------------------------
پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (درباره الي...)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عيار 14)


نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
--------------------------------------
عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي...)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته)


حسن بلخاري‌، ابراهيم حاتمي كيا، داود رشيدي، محمد سرير، منوچهر شاهسواري، رسول صدرعاملي و مجيد مجيدي هيأت داوران بخش سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر هستند.

 

-------------------------------------

 

 (از طریق لینک زیر می توانید اسامی کامل کاندیدای سیمرغ جشنواره فیلم فجر را مشاهده نمایید)

نامزدهاي سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر معرفي شدند

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:42
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
نشست خبری (دلخون)

 

 

نشست فیلم رحمانی/
"دلخون" بر اساس تحقیق‌ از نمونه‌های واقعی ساخته شد


نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی "دلخون" ساخته محمدرضا رحمانی امروز پس از نمایش فیلم در سینما فلسطین برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی "دلخون" با حضور محمدرضا رحمانی، سیدحسین حقگو و علیرضا محمودی برگزار شد. کارگردان فیلم با اشاره به اینکه گروه از زمان نمایش فیلم مطلع نبودند گفت: متاسفانه ما فکر می‌کردیم فیلم ساعت 10 شب اکران می‌شود و گروه نمی‌دانستند باید در جلسه شرکت کنند و امیدوارم بتوانند به جلسه برسند.

رحمانی درباره مضمون فیلم گفت: چند سال ایده این فیلم را در ذهنم داشتم و با خودم کلنجار می‌رفتم که چطور و از چه طریق و با چه ابزاری آن را بیان کنم. قصه را پیش از اعدام شخصیت اصلی شروع کردم. نسخه‌های مختلفی نوشتم و بالاخره شکلی را پیدا کند که بیننده سریعتر و بهتر با قصه ارتباط برقرار کند.

حقگو یکی از تهیه‌کنندگان فیلم گفت: من فیلم‌های کوتاه رحمانی را دیده بودم. او طرحی داشت که از جانمایه آن خوشم آمد و در صحبتی با رحمانی ابراز تمایل کردم که آن را بسازم. برای نوشتن فیلمنامه به دلیل موضوع باید تحقیق مفصل درباره قانون و مجراهای قانونی حل این مشکلات می‌کردیم. این تحقیقات طولانی و مفصل بود تا به فیلمنامه نهایی رسیدیم.

وی افزود: من فیلم اول رحمانی را ندیده‌ام و فقط می‌دانم او در آن تجربه شرایط مطلوبی نداشته و نتوانسته توانایی‌هایش را نشان دهد. "دلخون" فرصتی بود تا رحمانی قابلیت‌هایش را نشان دهد. فیلم را در شرایط سخت ساختیم و اگر همدلی نبود این پروژه به فرجام مطلوب نمی‌رسید. بخش‌هایی از فیلم در سرمای سخت فیلمبرداری شد اما گروه اجازه نداد کار یکروز تعطیل شود.

تهیه‌کننده "دلخون" درباره مباحث قانونی مطرح شده در فیلم گفت: در این فیلم برای اولین بار از خلاء قانونی در بعضی جرائم صحبت شده و "دلخون" فتح بابی است تا سینمای ایران سراغ طرح مباحثی برود که دغدغه جامعه است. این فیلم تلنگری برای افرادی است که در بخش قانونگذاری فعالیت می‌کنند.

رحمانی با اشاره به علاقمندی‌ به تحقیق برای نوشتن فیلمنامه‌هایش گفت: همیشه برای نوشتن فیلمنامه پژوهش می‌کنم، برای نوشتن این فیلمنامه هشت ماه زمان صرف شد. از طرح تا فیلمنامه طول کشید و علاوه بر تحقیق درباره قانون، به زندان رفتم و از محیط بازدید کردم. در این دیدارها متوجه شدم محیط زندان برخلاف تصور ما خشن و بسته نیست.

وی ادامه داد: طرح اولیه فیلم کمدی بود. اما زمانی که از نزدیک با مشکلات زندانیان و کسانی که درگیر جرائم و بزه‌ها هستند آشنا شدم، احساس کردم نمی‌شود این قصه را در قالب طنز مطرح کرد. قصه‌های فرعی به طرح اصلی اضافه شد و بار داستانی تقویت شد تا به نسخه نهایی رسیدیم.

محمودی نویسنده فیلمنامه درباره روند نگارش آن گفت: شخصیت‌ها و قصه‌های فرعی برای پر کردن فضا نبوده و آنها کارکرد داستانی در فیلم داشتند. یکسال طول کشید تا فیلمنامه نوشته شد و در این بین نمی‌خواستیم شخصیت‌های فیلم سیاه و سفید یا دو قطب خیر و شر مطلق باشند. دسته‌بندی شخصیت‌ها در این فیلم به نحوی است که با واقعیت همخوان باشد.

نویسنده فیلمنامه "دلخون" در ادامه افزود: شخصیت‌ها را بر اساس تحقیق‌ها نوشتیم و به همین دلیل واقعی هستند. این شخصیت‌ها قربانی شرایط هستند و تراژدی قصه همین است.
 

 

---------------------------------

 

 
نشست «دل‌‌خون» در جشنواره فيلم فجر؛
رحماني: «دل‌خون» قرار بود فيلم كمدي باشد
 

خبرگزاري فارس: محمدرضا رحماني گفت: در طرح اوليه كه نوشتم قرار بود «دل‌خون» فيلمي كمدي باشد اما وقتي وارد مرحله تحقيق شدم احساس كردم موضوع بسيار جدي است و به سوي درام سوق داده شدم.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، نشست فيلم‌ «دلخون» با حضور محمدرضا رحماني كارگردان، عليرضا محمودي (فيلمنامه‌نويس) و سيد حسن حق‌گو (تهيه‌كننده) در سينماي مطبوعات برگزار شد.
در ابتداي اين نشست جواد مزدآبادي درباره حضور ديگر عوامل فيلم در اين نشست گفت: عوامل فيلم فكر مي‌كردند اين نشست ساعت 10 شب برگزار مي‌شود و فكر مي‌كنم كه برخي از آن‌ها در راه آمدن به اينجا هستند.
وي درباره فيلم خود گفت: من براي ساخت دومين فيلمم به دنبال موضوع و داستاني جديد و ناب بودم كه بعد از پيدا كردن آن در حوزه هنري تصويب و كار شد.
رحماني درباره سكانس اعزام فيلمش گفت: من اصولاً براي صحنه‌هاي حساس فيلمم چندين ورسيون مختلف دارم كه در مورد اين سكانس نيز چند ايده داشتم در ابتدا فكر كردم كه همه چيز را بعد از اعزام شروع كنم ولي ديدم ممكن است فيلم را ضعيف كند و بعد فكر كردم همه چيز قبل از طناب دار اتفاق بيفتد.
وي در ادامه افزود: فيلمبرداري اين سكانس در يك روز سرد پاييزي و موقعي كه همه عوامل مي‌لرزيدند انجام شد و خوشحالم شرايط به اندازه‌اي مهيا بود كه اين سكانس به خوبي دربيايد.
سيدحسين حق‌گو تهيه‌كننده اين پروژه سينمايي گفت: من با كارهاي آقاي رحماني در انجمن دفاع مقدس آشنا بودم و فيلم‌هاي كوتاه او را دوست داشتم وقتي طرح‌شان را به من دادند از جان‌مايه آن خوشم آمد و پيشنهاد كردم كه طرح به مرحله تحقيق برود كه تحقيقات آن مدت‌ها طول كشيد.
وي افزود: اين تحقيقات در قوه قضائيه انجام شد كه علاوه بر تحقيق كتبي به صورت ويدئويي نيز تصويربرداري مي‌شد.
حق‌گو با اشاره به كار قبلي رحماني با عنوان ستايش گفت: به من پيشنهاد شد كه فيلم ستايش را ببينيم و بعد همكاري با اين فيلم را شروع كنم و من چون اعتقاد داشتم اين كار شتاب‌زده ساخته شده تمايل نداشتم كه آن را ببينم . فيلمنامه نوشته شد و در مدرسه فيلمنامه‌نويسي بازنويسي شد و در دستور كار قرار داده شد.
اين تهيه‌كننده سينما با اشاره به مضمون فيلمنامه دلخون گفت: اين معضل در كشورهاي ديگر هم وجود دارد و ما سعي كرديم كه آن مضمون را جا بيندازيم چون در ايران نو بود و فقدان قانون مناسب باعث ترديد برانگيز شدن آن مي‌شد و هيچ كار چالشي انجام نشده بود و اين فيلم تلنگري براي اين گونه بحث‌ها بود.
رحماني درباره شيوه تحقيقاتي خود گفت: چيزهايي كه در فيلمنامه آمده بود پس از تحقيقات ما شكل جديدي گرفت و تغييراتي در فيلمنامه رخ داد. مثلاً فضاي زندان آن طور كه ما فكر مي‌كرديم تلخ و سرد نبود و آن‌ها دنيايي براي خودشان داشتند كه اين تاثير زيادي روي فيلمنامه داشتند.
وي با بيان اين مطلب كه قرار بود فيلمنامه كمدي باشد گفت: طرح اوليه‌اي كه من يك سال و نيم پيش نوشتم طرحي كمدي بود كه وقتي وارد تحقيقات آن شدم فكر كردم موضوع جدي‌اي كه مسائل شرعي، قانوني و پزشكي دارد و خود به خود من را به سمت فيلمي درام سوق داد.
عليرضا محمودي فيلمنامه‌نويس اين پروژه گفت: يك سال طول كشيد كه اين فيلمنامه نوشته شود و مسئله آدم‌هاي فرعي داستان و اين‌كه در راستاي فيلمنامه قرار بگيرند مطرح بود . مسئله عمده تضاد دو قطب خوب داستان بود كه ما سعي كرديم آن را پوشش دهيم و اين احساس را به وجود نياوريم كه يك شخصيت خوب را محاكمه مي‌كنيم.
رحماني در انتهاي سخنانش درباره نسبت آدم‌ها و موقعيت‌ها گفت: انيشتن فرضيه نسبيتي دارد كه همه چيز را تعميم مي‌دهد و به نظرم آدم‌ها آن‌قدر پيچيده‌اند كه يك آدم جنايت‌كار نيز در بطن وجودي‌اش مي‌تواند يك انسان خوب باشد.
انتهاي پيام/

 

 -------------------------------------------

 

رحماني در نشست خبري فيلم «دلخون»:
اساس فيلم‌نامه اين فيلم بر ترديد و سوتفاهم است

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

نشست خبري فيلم «دلخون» ساعاتي پيش با حضور كارگردان و برخي از عوامل سازنده‌ي آن در سينما فلسطين برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،در اين نشست كه اجراي آن را كاميار محسنين برعهده داشت، محمدرضا رحماني كارگردان اين فيلم در سخناني به اهميت تحقيق در فيلم‌هايش اشاره كرد و گفت: در اكثر كارهايم تحقيق و پژوهش را مبناي كار قرار مي‌دهم. در مورد اين فيلم هم بايد بگويم كه ابتدا طرحي با مضمون طنز تهيه كرده بودم اما پس از انجام تحقيقات مختلف متوجه شدم كه با موضوعي بسيار جدي مواجهيم و بدين ترتيب فيلم خود به خود به سمت نوعي درام سوق داده شد.

او در ادامه اساس فيلمنامه اين فيلم را مساله ترديد و سوتفاهم‌هايي دانست كه گاه افراد در مواجه با آنها قرار مي‌گيرند.

سيد حسين حقگو تهيه‌كننده اين فيلم هم در بخشي از اين نشست عنوان كرد:كارهاي كوتاه رحماني را پيش از ساخت اين فيلم در انجمن دفاع مقدس ديده بودم و از آنها لذت بسياري برده بودم ،لذا زماني كه طرح اوليه اين فيلم را به ما ارائه كرد از او خواستم به تحقيق درباره‌ي اين موضوع بپردازد و به دنبال اين تحقيقات هم فيلمنامه‌ي فيلم و پس از آن خود فيلم شكل گرفت.

او همچنين با اشاره به مشكلات ساخت اين فيلم عنوان كرد:از ابتدا مي‌دانستيم كه توليد اين فيلم امري دشوار است و تلاش همه‌ي عوامل را مي‌طلبد، اما در هر حال «دلخون» با همكاري و همدلي تمامي گروه ساخته شد.

اين تهيه‌كننده در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به سوالي كه مبني بر شباهت اين فيلم با برخي فيلم‌هاي ديگر مطرح شده بود اظهار كرد:نمي‌توانيم بگوييم كه اين سبك فيلم‌ها در اروپا يا امريكا ساخته نشده و خود ما هم برخي از اين فيلم‌ها را ديده بوديم اما در آنجا هم پرداختن به چنين مضاميني به سختي پيش ميرود و فيلمساز براي جا انداختن مضمون مورد نظر خود با مشكل مواجه است، ما هم طبعا از مواجهه با چنين مشكلاتي در امان نبوده‌ايم. چرا كه اين فيلم داراي مضموني تازه بود كه براي اولين بار در ايران مطرح مي‌شد و فيلم هم به ذات خود تلنگري براي طرح اينگونه بحث‌ها محسوب مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در بخشي از اين نشست هم عليرضا محمودي،نويسنده فيلمنامه «دلخون» به ذكر توضيحاتي درباره‌ي فيلم پرداخت.

همچنين در ابتداي اين نشست رحماني علت عدم حضور ساير عوامل اين فيلم را ندانستن ساعت دقيق نمايش فيلم اعلام كرد.

انتهاي پيام

 

----------------------------------------

 

در نشست پرسش و پاسخ فیلم "دلخون" عنوان شد       
موضوعی با فرم جدید و ناب

نشست فیلم دلخون با حضور محمدرضا رحمانی (کارگردان)، علیرضا محمودی (فیلمنامه نویس)، سید حسن حق گو (تهیه کننده) برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، محمدرضا رحمانی در این نشست گفت : من برای ساخت دومین فیلمم به دنبال موضوع و داستانی با فرم جدید و ناب بودم که بعد از پیدا کردن آن در حوزه هنری تصویب و کار شد.

وی ادامه داد : اصولا برای صحنه های حساس چندین ورسیون مختلف دارم. در مورد صحنه های این فیلم هم چند ایده داشتم. در ابتدا فکر کردم که همه چیز را بعد از اعزام شروع کنم، ولی دیدم ممکن است فیلم را ضعیف کند و بعد به این نتیجه رسیدم که همه چیز قبل از طناب دار اتفاق بیفتد. فیلم برداری این سکانس در یک روز سرد پاییزی و موقعی که همه عوامل می لرزیدند، انجام شد و خوشحالم شرایط به اندازه ای مهیا بود که این سکانس به خوبی در بیاید.

این کارگردان ادامه داد : چیزهایی که در فیلمنامه آمده بود، پس از تحقیقات ما شکل جدیدی گرفت و تغییراتی در فیلمنامه رخ داد. مثلا فضای زندان آن طور که ما فکر می کردیم تلخ و سرد نبود و آنها دنیایی برای خودشان داشتند که تاثیر زیادی روی فیلمنامه داشتند. طرح اولیه ای که یک سال و نیم پیش نوشتم، طرحی کمدی بود که وقتی وارد تحقیقات آن شدم. فکر کردم موضوع جدی ای که مسائل غیرشرعی، قانونی و پزشکی دارد، خود به خود من را به سمت فیلمی درام سوق داد.

سید حسین حق گو تهیه کننده فیلم نیز افزود : با کارهای آقای رحمانی در انجمن دفاع مقدس آشنا بودم و فیلم های کوتاه او را دوست داشتم. وقتی طرحشان را به من دادند، از جان مایه آن خوشم آمد و پیشنهاد کردم که طرح به مرحله تحقیق برود که تحقیقات آن مدت ها طول کشید. این تحقیقات در قوه قضاییه انجام شد که علاوه بر تحقیق کتبی به صورت ویدیویی نیز تصویربرداری می شد. به من پیشنهاد شد که فیلم «ستایش» را ببینم و بعد همکاری با این فیلم را شروع کنم و چون اعتقاد داشتم این کار شتاب زده ساخته شده، تمایل نداشتم آن را ببینم. فیلمنامه نوشته شد و در مدرسه فیلم نامه نویسی بازنویسی شد و در دستور کار قرار داده شد.

این تهیه کننده در ادامه گفت : این معضل در کشورهای دیگر هم وجود دارد و ما سعی کردیم که آن مضمون را جا بیندازیم، چون در ایران نو بود و فقدان قانون مناسب باعث تردید برانگیز شدن آن می شد و هیچ کار چالشی انجام نشده بود و این فیلم تلنگری برای این گونه بحث ها بود.

علیرضا محمودی فیلمنامه نویس نیز در پایان این نشست گفت : یک سال طول کشید که این فیلمنامه نوشته شود و مسئله آدم های فرعی داستان و این که در راستای فیلمنامه قرار بگیرند مطرح بود. مسئله عمده تضاد دو قطب خوب داستان بود که ما سعی کردیم آن را پوشش دهیم و این احساس را به وجود نیاوریم که یک شخصیت خوب را محاکمه می کنیم.
 

منبع:سایت جشنواره فجر

 ----------------------------------

 

چون هیچ کدام از گزارش های خبرگزاری شبیه دیگری نبود و هرکدام یک نکته جدید از نشست را در برداشت من همه گزارش ها از نشست خبری (دلخون)را گذاشتم.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 22:20
یکشنبه بیستم بهمن 1387
(دلخون) نامزد دریافت سیمرغ بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در بخش نگاه نو

 

 

نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بخش نگاه نو       
    از سوی دبیرخانه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بخش نگاه نو معرفی شدند

    نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بخش نگاه نو -  مسابقه فیلم های اول و دوم بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر معرفی شدند.

به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، در این بخش ، 5 فیلم نامزد سیمرغ بهترین فیلم و 5 کارگردان نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردان هستند.

 

بر پایه این گزارش فیلم های "اخراجی ها 2" به تهیه کنندگی حبیب الله کاسه ساز، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و کارگردانی مسعود ده نمکی ، "بی پولی" به تهیه کنندگی مصطفی شایسته و کارگردانی حمید نعمت الله، "تردید" به تهیه کنندگی سیدسعید سعدی و کارگردانی واروژ کریم مسیحی ، "دلخون" به تهیه کنندگی سید حسین حق گو به کارگردانی محمدرضا رحمانی و "کودک و فرشته" به تهیه کنندگی حسن کلامی ، با مشارکت سیما فیلم و کارگردانی مسعود نقاش زاده نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش نگاه نو هستند.

 

نامزدهای سیمرغ بلورین رشته بهترین کارگردانی بخش نگاه نو نیز عبارتند از :

 

"حسن فتحی" برای فیلم پستچی سه بار در نمی زند ، "واروژ کریم مسیحی" برای فیلم تردید ، "شالیزه عارف پور" برای فیلم حیران ، "محمدرضا رحمانی" برای فیلم دلخون ، "امید بنکدار" و "کیوان علی محمدی" برای فیلم شبانه روز و "سامان استرکی" برای فیلم صندلی خالی .

 

محمد علی باشه آهنگر ، ناصر غلامرضایی ، قاسم قلی پور ، سعید مستغاثی و مهدی مسعود شاهی هیات داوران بخش نگاه نو – مسابقه فیلم های اول و دوم هستند.
 
 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:1 | لينک به اين مطلب |
شنبه نوزدهم بهمن 1387
گفت گوی امیرقادری با پرویز شهبازی

 

 




گفت‌وگوی امیر قادری با پرویز شهبازی در میانه جشنواره بیست و هفتم؛
مطمئنی این صحنه توی ریوبراوو هم بود؟


شهبازی:فکر می‌کنی به جایی برسیم؟


قادری: اینش زیاد مهم نیست. نگرانی اصلی من این بود که شش سال انتظار بعد از «نفس عمیق»، با این فیلمت دود بشه و بره هوا. به نظرم نگرانی خودت هم همین بود که فاصله بین دو فیلمت این‌قدر زیاد شد.


شهبازی: نگران اگه نبودم که همون دو سه ماه اول بعد از اون فیلم دودش می‌کردم. کم پیشنهاد نداشتم. یک سالی رو «نفس عمیق» خوابیدم. بعد کم‌کم چرا فیلم نمی‌سازی‌ها شروع شد و نگران شدم. چند تایی ایده داشتم که متاسفانه دیگران خیلی دوست داشتن.


قادری: یعنی چی؟


شهبازی: خب وقتی یه ایده‌ای همه‌پسند بشه، کار خاصی از آب درنمی‌آد. دلم می‌خواد اون ایده مخالف پیدا کنه و فکر کنن چیز معمولی‌ می‌شه. یادمه به من می‌گفتن «نفس عمیق» رو نمی‌خواد بسازی چون هیچی نداره. تماشاگر چی نگا کنه؟


قادری: اول قصه «عیار 14 چی»؟ بازم از این حرف‌ها بود؟


شهبازی: اگه نبود دست بهش نمی‌زدم. فیلمنامه رو نمی‌گم‌ها. دارم اون دو سه خطی رو که اول واسه کسی تعریف می‌کنی می‌گم. توی‌ هالیوود مثلی هست که می‌گن فرض کن وارد آسانسور می‌شی و می‌بینی رئیس فلان کمپانی بزرگ فیلمسازی هم توی آسانسوره. اون قراره طبقه ده پیاده بشه و تو فرصت داری توی این فاصله ایده‌ات رو واسش تعریف کنی و ایده‌ات اون رو متقاعد کنه که یه قرار بیست‌دقیقه‌ای تو دفترش باهات بذاره. اون رو دارم می‌گم.


قادری: و حالا اون ایده دوخطی اولیه «عیار 14» چی بود؟


شهبازی: توی یه شهر کوچیک یه طلا فروش چند سال پیش یه دزد رو تحویل پلیس داده حالا یارو برگشته. می‌گفتن اینکه ده‌بار ساخته شده. گفتم پس منم واسه یازدهمین‌بار می‌سازمش.


قادری: خب این وسط چی‌اش برای تو جالب بود؟


شهبازی: اینکه می‌خواستم فیلمی ‌‌بسازم که قوتش رو از جایی عاریه نگیره. ارزش عارضی نداشته باشه. سیاسی یا اجتماعی از نوع ژورنالیستی‌اش یا هر چیز دیگه‌ای.


قادری: یعنی از خود سینما؟


شهبازی: خب گاهی دیدی که بعضی فیلم‌ها ارزش‌هاشون رو از جای دیگه‌ای می‌گیرن. حتی تا حدودی «نفس عمیق».


قادری: دیگه به نفس عمیق بد نگو. چیزی در این باره شنیدی؟


شهبازی: می‌دونی برای جایزه فیپرشی (کنفدراسیون منتقدان بین‌المللی) به نفس عمیق چه دلیلی آوردن؟ طلایه‌دار موج نو سینمای ایران و بعد به خاطر رساندن صدای جوانان در یک جامعه محافظه‌کار. حالا اگه جامعه محافظه‌کار نبود تکلیف چی بود؟


قادری: دقیقا. چون برای من نفس عمیق فیلم خوبیه به خاطر سکانس چادر ماشین کنار زدنش، یا به خاطر صدای در ماشین‌ پراید توی خیابون خلوت و ساکت، یا وقتی به موقع تغییر زاویه دید می‌دهی و سکانس انتظار آیدا سر چهار راه رو از زاویه دید اون می‌بینیم و نه پسره.


شهبازی: من از اون جمله آخر فیپرشی دلخورم.


قادری: به خاطر همینه که فیلمات رو این‌قدر دوست داریم. اغلب فیلمسازای هم‌نسلت، انگار قبل از اینکه سینما براشون مهم باشه، سراغ جذابیت‌های دیگه‌ای رفتن. و حالا که می‌بینم باز توی عیار 14 این خود سینماست که در درجه اول اهمیت قرار داره، خب خیلی خوشحال‌ می‌شم. حالا از اون جا که تو هم فیلمنامه می‌نویسی، هم کارگردانی می‌کنی و هم تدوین، کدوم بخش‌ کار بیشتر سرذوق می‌آردت؟


شهبازی: موقع تدوین بیشتر خوش می‌گذره. چون اتفاق جبران‌ناپذیری نمی‌افته. البته اون چیزی که منو سرذوق می‌آره اجرای ایده است. اما وقتی ایده‌ای برای اجرا دارم دست و پام برای اجراش به لرزه در می‌آد. همش نگرانم اتفاقی بیفته و نشه اجراش کرد. می‌دونی چی می‌گم؟ وقتی فیلمبرداری‌اش تموم می‌شه باورم نمی‌شه. چندبار پلان‌هارو تو ذهنم به هم می‌چسبونم و می‌گم خیله خب آقا بریم. ولی نوشتن نه. خیلی عذاب‌آوره.


قادری: اجرای کدوم صحنه از عیار 14 برات چالش بیشتری داشت؟ نگران بودی خوب از کار درنیاد؟


شهبازی: الان صحنه خاصی یادم نمی‌آد. ولی توی طلافروشی ممکن بود زاویه‌ها تکراری بشه.


قادری: آخه توی عیار 14 هم مثل نفس عمیق، ریزه‌ کاریه اجرایی زیاد داریم. مثلا اون در قرمز نوشابه روی کاپوت ماشین. وقتی کامران و منصور رفتن بیرون شهر و کامران داره به گربه‌ غذا میده. یا توی همین عیار 14، صحنه‌ای که فروتن، با پلاستیک النگو رو دست زنه می‌کنه.


شهبازی: اون صحنه کفاشی رو هم آتیش و پای لخت منصور بامزه‌ کرد.


قادری: یا رو به رو شدن فروتن با اون بابای قلیون به دست توی پله‌ها، و وقتی دیرباز قوطی خالی قطره چشمش رو می‌ندازه آشغال‌دون ته اتاق و صداش از خارج کادر می‌آد. مثل سکه‌ای که دین مارتین توی ریو براوو می‌اندازه تو تف‌دون...


شهبازی: ...یا اون سیگار پیچیدنه احسان، که نمی‌تونه و توی ریو براوو این هم بود...


قادری: مطمئنی این بود؟


شهبازی: نمی‌دونم چرا فکر کردم هست؟ نیست؟


قادری: اینو دیگه یادم نمی‌آد. ولی فیلمت وسترن زیاد داره. اصلا خط اصلی داستانش که خود ماجرای نیمروزه.


شهبازی: خب می‌دونی که ماجرای نیمروز رو کارل فورمن از داستان کوتاه ستاره حلبی جان کانینگهام اقتباس کرده که واکنشی به دوره مک کارتیسم بود. و اشاره به مسئولیت اجتماع و نهادهای مدنی در قبال فرد داشت. در عیار14 علاوه بر اون، مسئولیت متقابل فرد در قبال اجتماع و نهادهای مدنی هم می‌تونه مطرح باشه. که باعث تغییر مسیر داستان شده.


قادری: همون تغییر زاویه روایت به سمت دزد قصه، که این تمهید رو خیلی دوستش دارم.


شهبازی: در ماجرای نیمروز این فقط نهادهای مدنی و اجتماع و مردم هستن که وظایفشون رو در قبال فرد به درستی انجام نمی‌دن. کار نمی‌کنن.


قادری: درست به همین دلیله که فکر می‌کنم امروز به فیلمی‌مثل عیار 14 نیاز داریم. این فیلمیه که آدماش اول باید تکلیفشون رو با خودشون روشن کنن تا اینکه بخوان همه چی رو به گردن اجتماع و قانون و باقی نهادها بندازن. اینجا آدما باید مسئولیت کار و تجربه‌شون رو بپذیرن، در برابر باقی فیلمای این سال‌ها که روشنفکرمون مدام داره مشکل رو به بیرون ارجاع میده. راستی برف و این فضا از همون اول توی ذهنت بود؟


شهبازی: بدون برف که اصلا نمی‌تونست داستان جلو بره. برف به داستان کمک کرده. فکر کردم به جایی برم که بیشترین بارش برف رو داره. طبق برنامه‌ریزی به پونزده بارش نیاز داشتیم و بارندگی هم پارسال بد نبود. امسال برای گرفتن سکانس قطاری که باقی مونده بود تا اوایل دی صبر کردم. واقعا نگران شده بودم. این ور و اون ور می‌گفتم توی این کم‌آبی نگران کشاورزا هستم، ولی حقیقتش نگران این یه سکانس بودم. وقتی داشتم آخرین پلان رو همین اواخر می‌گرفتم به لقمانی و نوید می‌گفتم بچه‌ها باید بلیت سینما پنجاه هزارتومن باشه. فکرش رو بکن برای فیلمبرداری یه دقیقه از فیلمت، مثلا یه سال صبر کردی بعد طرف موقع دیدن همین یه دقیقه توی سالن، داره اس‌ام‌اس می‌خونه. بعضی وقتا دلم می‌خواد در سینما رو قفل کنم. تو سینماها رفت‌وآمد و سروصدا زیاده. فیلم پنجاه دقیقه‌اش گذشته، طرف تازه می‌آد داخل کورمال کورمال دنبال جا می‌گرده. تیتراژ آخر رو هم که اصلا نگاه نمی‌کنن. صحبت برف بود؟


قادری: توی نفس عمیق هم برف زیاد داشتیم... .


شهبازی: اون جام برف بود. من اصلا تو فصل گرم کار نکردم. نجوا تو پائیز و سه فیلم دیگه تو زمستون بوده. در مورد اونا فکر کنم پیش اومد، اما این یکی بی برف نمی‌شد.


قادری: بازیگرای کار رو چطور انتخاب کردی؟ سه بازیگر اصلی‌ات نقطه قوت فیلمت هستن.


شهبازی: این دفعه فکر کردم با بازیگرای حرفه‌ای کار کنم. با محبوبیتی که بین مردم دارن به دیده شدن فیلم کمک می‌کنن. هرسه این بازیگرا محمدرضا فروتن، پوریا پورسرخ و کامبیز دیرباز و خانم افشارزاده با خواهش من و علاقه و لطف شون به این کار اضافه شدن. بسیار همکار و باشخصیت بودن. فروتن از سر فیلم «دعوت» اومده بود و راضی و باانرژی بود. قبل از اینکه شروع به تست گریم کنه ازش چندتا عکس گرفتیم واسه صحنه تشییع جنازه‌اش. روزی که صحنه رو می‌گرفتیم خودش نبود. یکی از دوستام بهروز بهش گفت آقای فروتن نبودی چه تشییع جنازه‌ای برات گرفتن. اونم گفت ایشالا تشییع جنازه شما!


قادری: کامبیز چه خوب بود... .


شهبازی: خیلی بازیگر تواناییه. یه پلانی رو کات دادم، گفتم کامبیز چرا قوطی رو نمی‌بری بالا کاغذ سیگار رو با زبون تر کنی؟ خیلی خونسرد گفت: داشتم می‌بردم. دو ثانیه زود کات دادی.


قادری: پوریا که این بهترین حضورش روی پرده سینماست. نگفت نقشم کمه تو فیلم؟ آخه معمولا نقش یک بوده.


شهبازی: لی استراسبرگ میگه نقش کوچک و بزرگ نداریم. بازیگر کوچک و بزرگ داریم. پوریا خیلی باهوشه... .


قادری: با شخصیت، که برای یه بازیگر حیاتیه. دختر فیلم هم انگار هنرجوی کارنامه بوده...


شهبازی: درسته. جایی گفته بودم. وارد دفتر شد و تا نشست به نوید میهن‌دوست اشاره کردم که خودشه. درست مثل مریم پالیزبان که برای نفس عمیق اومد. باور نمی‌کنی همون جایی نشست که پالیزبان نشسته بود. هر دو در لحظه اول درست بودن.


قادری: این رو گفتی یادم اومد. فیلمات یه خصلت جالب دارن. در عین حال که خیلی حساب‌شده سراغشون رفتی، ولی حس بداهه و لحظه همراهشونه.

سینمای ما - امیر قادری: این تنها گفت‌وگوی جشنواره‌ای من است. نفس عمیق فیلم محبوبم بود و انتظار داشتم عیار 14 هم فیلم خوبی از آب درآید. پرویز شهبازی اما پیشنهاد کرد گفت‌وگو را بگذاریم برای بعد از نمایش فیلم در سالن رسانه‌های گروهی جشنواره، تا هم فیلم را به بهترین شکل روی پرده و با جمعیت ببینیم و هم لحن گفت‌وگو در ویژه‌نامه جشنواره‌تر و تازه باشد، ضمن اینکه برای انجام چنین گفت‌وگویی اول باید سر فیلم به توافق می‌رسیدیم. پس نیمه‌شب جمعه 18 بهمن سری به من زد و این گفت‌وگو تا خود صبح طول کشید...

 

شهبازی: یه دوست منتقدی نوشته بود که اون حجله‌های تو خیابون نفس عمیق چه خوبه؛ گروه فیلمبرداری به شکل تصادفی احتمالا اونجا بودن و به حس صحنه کمک کردن. من فهمیدم اینکه گروه تدارکات از شب قبل به اون خیابون رفته بودن که کسی ماشین پارک نکنه و از شش هفت ساعت قبل از فیلمبرداری حجله‌ها رو آورده بودن و چیده بودن اصلا به چشم نیومده و طبیعی جلوه کرده. این خوبه.


قادری: با شناختی که ازت دارم، لابد سر صحنه که میری، دکوپاژ قرص و محکمی ‌داری... .


شهبازی: صحنه به صحنه فرق می‌کنه. ولی معمولا سر صحنه تصمیم می‌گیرم، چکار کنم. بعضی وقت‌ها همه گروه فرض کن هفده هجده نفر معطل می‌شن و زل می‌زنن به من که دارم فکر می‌کنم. بعضی وقت‌ها واقعا ایده‌ای ندارم و خب اون‌ها هم کاری ندارن و منتظرن ببینن باید چکار کنن. من هم می‌گم میشه یه کاری بکنین و منو نگاه نکنین؟


قادری: چرا اون وقت؟


شهبازی: به شرایط اون لحظه، به نور اون لحظه، به حال خودم و بازیگرا و همکارای دیگه نگاه می‌کنم و تصمیم می‌گیرم. مثلا جایی رو که سایه فرید روی دیوار زرگری راه می‌ره، از سایه خودم الهام گرفتم. داخل زرگری یک چراغ روشن کرده بودن تا کاست نگاتیو رو زیر نور عوض کنن و من سایه خودم رو روی دیوار دیدم. صبح شد. الان ساعت چنده؟ هنوز وسط جشنواره‌ است. باید بری فیلم ببینی.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 23:31
جمعه هجدهم بهمن 1387
نمايش 18 فيلم جشنواره فجر در هرمزگان همزمان با تهران

 

 

دیرباز در گفتگو با مهر:
"عیار 14"؛ فیلم کارگردانی / بازی در نقش بدون دیالوگ بسیار دشوار است


بازیگر فیلم سینمایی "عیار 14" بازی در این نقش را تجربه‌ای دشوار و متفاوت با اغلب نقش‌های قبلی خود در سینما توصیف کرد.
کامبیز دیرباز درباره بازی در فیلم جدید پرویز شهبازی به خبرنگار مهر گفت: فیلمنامه را خواندم و ویژگی‌‌های نقش منصور به نظرم جذاب آمد. منصور شخصیتی رازآلود دارد و سایه‌وار بودن و ابهامی که در شخصیت او دیده می‌شود، غافلگیرکننده است. من فضای فیلم‌های شهبازی را دوست دارم و همکاری با این فیلمساز در "عیار 14" لذتبخش و پر از تجربه‌ بود.

وی افزود: وقتی فیلمنامه را خواندم احساس نکردم منصور زیر سایه شخصیت فرید (محمدرضا فروتن) قرار گرفته، البته اگر این اتفاق هم می‌افتاد نگران نبودم. نقشی با ویژگی‌های منصور آنقدر جذاب و دوست‌داشتنی است که هر وضعیتی در فیلمنامه داشت آن را بازی می‌کردم. فیلمنامه "عیار 14" منسجم و شخصیت‌پردازی آن کم‌نقص است و شخصیت‌ها حضوری موثر در قصه دارند.

بازیگر فیلم‌های "انعکاس" و "دوئل" ادامه داد: "عیار 14" فیلم کارگردانی است نه فیلمنامه و نگاه سینمایی شهبازی بر فیلم تاثیر زیادی داشته است. نوع میزانسن، فضاسازی و جنس بازی‌ها محصول دیدگاه و سلیقه سینمایی این کارگردان است. کارگردانی چنین قصه دشواری که مصالح داستانی کمی دارد و در فضای محدود روایت می‌شود ساده نیست.

دیرباز و پورسرخ در نمایی از "عیار 14"

وی افزود: زمان فیلمبرداری "عیار 14" درگیر پروژه‌ای دیگر بودم و به همین دلیل جز صحبت اولیه با کارگردان درباره نقش و فیلمنامه دورخوانی یا تمرین خاصی برای بازی نداشتم. شهبازی با بازیگر تمرین نمی‌کند و این فرصت را به او می‌دهد تا زمان فیلمبرداری با فضا هماهنگ شود. همه بازیگران هم می‌توانند در روند آفرینش شخصیت تاثیر بگذارند.

دیرباز گفت: شهبازی این اجازه را به بازیگرش می‌دهد تا پیشنهادهایی درباره نقش داشته باشد. تسلط او روی فیلمنامه و دیدگاهی درست که درباره اجرای آن داشت باعث می‌شد راهنمایی‌هایی مفید و موثر هنگام فیلمبرداری داشته باشد. راهنمایی و اظهار نظرهای او به بهتر شدن بازی‌ها کمک می‌کرد.

این بازیگر با اشاره به سکوت شخصیت منصور در "عیار 14" گفت: زمانی فکر می‌کردم بازی در نقشی که دیالوگ ندارد آسان است. اما تجربه "عیار 14" نشان داد نقش‌هایی با این ویژگی‌ها دشواری خاصی دارد. منصور دیالوگ‌های محدود اما تعیین‌کننده دارد. او در طول فیلم کمتر صحبت می‌کند اما زمانی که لب باز می‌کند گره اصلی قصه باز می‌شود.

وی گفت: شهبازی پیش از شروع فیلمبرداری به من گفت آنچه را تا به حال آموخته‌ای فراموش کن. در این فیلم باید نوع دیگری از بازیگری را تجربه کنی. بازی در نقشی که با سکوت و کم‌تحرکی‌اش روی مخاطب تاثیر می‌گذارد تجربه‌ای جذاب بود که پیش از این فیلم نداشتم.

بازیگر "عیار 14" افزود: جزئیاتی که در این شخصیت وجود دارد آن را قابل باور می‌کند. در ابتدای فیلم وقتی منصور وارد قصه می‌شود تماشاگر صورت او را نمی‌بیند. صورت منصور با شال گردن و عینک قابل تشخیص نیست و اینها شخصیت او را رازآلود می‌کند و بیننده مانند فرید در قضاوت درباره این شخصیت تردید دارد.

دیرباز ادامه داد: اما زمانی که او با احسان صحبت می‌کند، بیننده متوجه می‌شود که منصور در گذشته گناهی مرتکب شده و تاوان آن را داده و امروز دیگر با قضیه سرقت ارتباط ندارد. در این فصل است که واقعیت کشف می‌شود و تصویری تازه از سیمای خشن منصور می‌بینیم.

بازیگر فیلم "به نام پدر" گفت: بیننده درباره منصور فرض‌های مختلفی می‌کند اما هیچکدام از اینها درست نیست وغافلگیری پایانی فیلم درباره این شخصیت او را جذاب می‌کند. بازی در این نقش مثل حرکت روی لبه تیغ بود و اگر اشتباه می‌کردم قابلیت نقش هدر می‌رفت. منصور شخصیتی تطهیر شده است و در پایان بیننده با او همدلی می‌کند.

دیرباز درباره احتمال دریافت سیمرغ بلورین برای بازی در این نقش گفت: فکر می‌کنم نقش‌های درونی، کم دیالوگ و کم حرکت در جشنواره آنطور که باید دیده نمی‌شود. نقشی از جنس منصور در گذر زمان بیشتر دیده می‌شود. اگر برای بازی در این نقش نامزد دریافت سیمرغ بلورین شوم خوشحال می‌شوم و تعجب می‌کنم که نقشی با این ویژگی‌ها دیده شده است.

فیلم سینمایی "عیار 14" با بازی محمدرضا فروتن، کامبیز دیرباز، پوریا پورسرخ و مینا ساداتی پس از "نجوا"، "مسافر جنوب" و "نفس عمیق" چهارمین فیلم پرویز شهبازی است که در بخش مسابقه بین الملل بیست و هفتمین جشنواره فجر اکران شد.
 

 

-----------------------------------

 

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان اعلام كرد:
نمايش 18 فيلم جشنواره فجر در هرمزگان همزمان با تهران
 

خبرگزاري فارس: مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان گفت: 18 فيلم به صورت همزمان با تهران در بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در هرمزگان به نمايش گذاشته مي‌شود.


به گزارش خبرگزاري فارس از بندرعباس، همايون اميرزاده پنج‌شنبه شب در دومين روز از جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اظهار داشت: در اين جشنواره 12 فيلم ايراني و شش فيلم خارجي به روي پرده مي‌رود و هزينه هر فيلم به صورت عادي 80 ميليون تومان است كه به تهيه كننده آن پرداخت مي‌شود.
وي اضافه‌ كرد:‌ تحقق اين رويداد بزرگ در اين ابعاد وسيع براي نخستين بار در هرمزگان بدون مساعدت و پيگيري اصحاب فرهنگ و هنر و حمايت‌هاي استاندار، معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بنياد فارابي امكان‌پذير نبود.
اميرزاده ادامه داد:‌ طي چند سال اخير نيز به صورت مختصر شش فيلم جشنواره فجر در بندرعباس در معرض ديد عموم قرار گرفت كه نقش بسزايي در وضعيت سينمايي استان و سطح مطالعات هنرمندان داشت.
وي ضمن تشريح وضعيت استان به لحاظ فرهنگي افزود: هرمزگان طي دو سال گذشته جزو استان‌هاي درجه سوم به لحاظ شاخص‌ها، زيرساخت‌ها و مطالب فرهنگي بود كه تلاش شبانه‌روزي اهالي فرهنگ و هنر، حمايت‌ها و مساعدت‌هاي استاندار و ساير مديران باعث شد هم اكنون جزو 12 استان برتر محسوب شود.
اميرزاده ادامه داد:‌ ارتقاي اين رتبه نشانگر آن است كه تمام برنامه‌ها، جشنواره‌ها، توسعه عمراني اين استان از سوي متوليان وزارتخانه مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و در تمام اين زمينه‌ها طي دو سال گذشته هرمزگان رشد چشمگيري داشته است.
وي استقبال و حضور مردم را در اين جشنواره بسيار موثر دانست و خاطر نشان كرد: تداوم و استمرار اين رويداد بزرگ ملي در استان وابسته به حضور حداكثري مردم و حمايت از سينماهاي هرمزگان توسط مسئولان و متوليان است.
اميرزاده در پايان با اعلام رضايت از وضعيت سينمايي استان افزود: سابقه هنر سينما در هرمزگان نشان مي‌دهد كه اين هنر از پيشنه و عقبه بسيار خوبي برخودار است و هنرمندان بسيار معتبري را به جامعه سينمايي كشور ارزاني داشته است.
انتهاي‌پيام/ش20

 

 

نوشته شده توسط رزا در 15:47 | لينک به اين مطلب |
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
نقد (عیار14)

 




يادداشت‌هاي "عيار 14 " - 9
مكافات عمل

سينماي ما - جواد ماه‌زاده:‌ گر دنبال فيلمي‌با داستاني سرراست، داراي منطق داستاني، كشش و تعليق سينمايي و بدون بزك‌ها و شعارهاي ملي و فاخر و معناگرا و... هستيد، فيلم <عيار 14> گزينه مناسبي است. <عيار 14> ساخته پرويز شهبازي و با بازي محمدرضا فروتن، كامبيز ديرباز، پوريا پورسرخ و يك بازيگر تازه‌كار به نام مينا ساداتي است كه در برابر فروتن نمايش خوب و قابل و قبولي از خود ارائه داده است. گره اين فيلم در همان دقيقه اول ايجاد مي‌شود و به ما مي‌گويد كه با قصه‌اي دراماتيك و پرتعليق مواجهيم. دزدي از زندان آزاد شده و طلا‌فروشي به نام فريد (با بازي فروتن) كه چند سال قبل او را لو داده، به هول و ولا‌ افتاده و مي‌خواهد خود را از شر انتقام احتمالي او خلا‌ص كند.

تمام فيلم شرح اين در و آن در زدن فريد براي گريز از مهلكه رواني خودساخته‌اش است و در پايان نيز هم مزد ترس خود را مي‌گيرد و هم مكافات عملش را مي‌بيند. در <عيار 14> شخصيت خوب و بد به معني كلا‌سيك آن نداريم. اگرچه فريد هيچ نقطه سفيدي در زندگي‌اش به ما نشان نمي‌دهد و با اطرافيان ناسازگار و نامهربان است و به همسرش خيانت كرده و از كمك به همنوعان دريغ دارد اما با همه اينها نمي‌توان فريد را به خاطر لو دادن يك سارق در سال‌هاي گذشته مستحق مجازات دانست و او را آدم بده فيلم فرض كرد. از سوي ديگر سارق از زندان رها شده نيز كه تا پايان صحبتي از قصد و نيت بازگشتش نمي‌كند و همه چيز را به تماشاگر وامي‌گذارد، خانواده‌اش از هم پاشيده و دخترش گم شده و به دنبال بقاياي زندگي ديروزش آمده است. شخصيت‌ها به خوبي پرورش‌يافته و باورپذير به نظر مي‌رسند. مي‌توان گفت روابط علت و معلولي حوادث فيلم نيز محكم و بي‌نقص است و مو لا‌ي درز منطق داستاني‌اش نمي‌رود. كارگردان بي‌جهت فيلمش را به زندگي يك شخصيت نزديك نكرده و همه چيز را بر محور همان موقعيت - بازگشت سارق به شهر و ترس طلا‌فروش - بنا كرده است. <عيار 14> از اين جهت لحظه‌لحظه وارد فضاي پرتعليق و دلهره‌آورتري مي‌شود و هر چه فريد تنهاتر و راه‌ها يك به يك بر او بسته مي‌شود، سايه ترس نيز پررنگ‌تر مي‌شود و تماشاگر وقوع فاجعه <انتقام> را نزديك‌تر احساس مي‌كند. همچنين وقوع حوادث فيلم در يك منطقه كم‌جمعيت خارج از شهر كه همه افراد آن يكديگر را مي‌شناسند به رشد سرطاني ترس در فيلم كمك قابل توجهي كرده است. اما ترس و دلهره و انتقام تمام بار مضموني فيلم را تشكيل نمي‌دهد. فريد به‌عنوان يك طلا‌فروش كه دخترش را نيز طلا‌ ناميده، مصداق فردي گناهكار است كه اطرافيان را از خود رانده و با رفتارهايش تنها شده است. اين تنهايي زماني آشكار مي‌شود كه سايه مرد سارق در شهر ديده شده و او محتاج كمك ديگران مي‌شود. در چنين شرايطي است كه خطاها و كج‌رفتاري‌هاي او مانع ارتباط ديگران با وي و باعث غرق شدن تدريجي او در تنهايي مي‌شود. بي‌آنكه فيلم شعاري داده باشد و مستقيما بخواهد به مكافات عمل اشاره كند، چنين محتوايي لحظه به لحظه شكل مي‌گيرد و پايان فيلم را با نتيجه‌اي قطعي و قاطع همراه مي‌كند. فريد در حال فرار همچنان اسير اشتباهات مداومش است و به همين خاطر به نابودي كشيده مي‌شود و در عوض، فردي كه تا آن موقع نقشي منفي و ردپاهايي دلهره‌آور از خود روي برف‌ها گذاشته بود، مخاطب را از سوءظن درمي‌آورد و قالب آدم بده بودن را از خود دور مي‌كند. شايد اگر نتيجه‌گيري قطعي كارگردان در فيلم آشكار نمي‌شد و دلهره پابرجا مي‌ماند يا مكافات عمل فريد به آن شكل مهيب ظهور پيدا نمي‌كرد مي‌توانستيم از روايت مدرن <عيار 14> نيز حرفي بزنيم اما شهبازي در اين فيلم يك قصه‌گوي تمام و كمال است و در روندي كلا‌سيك فيلم را به نقطه پايان و نتيجه‌گيري مي‌رساند. درواقع فيلم مثل همان عطسه‌هايي كه در فيلم حكم <صبر> را پيدا مي‌كنند با نگره‌اي قضا و قدري به فرجام مي‌رسد و قصه را با مكافات عمل و مزد ترس تمام مي‌كند. ‌
خوشبختانه فيلم همه عناصر يك فيلم جذاب و خوش‌ساخت را دارد و شخصيت‌هايش نيز قهرمان نيستند و قرار نيست مثل فيلم <سوپراستار> متحول شوند و از بد مطلق به خوب مطلق برسند. فيلم براي القاي دلهره از فضاهاي واقعي، آدم‌هاي معمولي و يك اتفاق به ظاهر ساده استفاده كرده است. بازي‌ها هم مطابق زندگي است و شخصيت‌ها براي ترسيدن و ترساندن اغراق نمي‌كنند. اين روند فيلمنامه و چيدن اجزا است كه قدم به قدم داستان را جلو مي‌برد و به اوج و سپس فرود مي‌رساند. بازي محمدرضا فروتن در يكي از معمولي‌ترين نماهاي فيلم ديدني است؛ آنجا كه در مغازه خود تلفني با قاسمي ‌(صاحب چلوكبابي) صحبت مي‌كند و خبر ورود دزد را مي‌دهد و هم عادي رفتار مي‌كند و مي‌خندد و هم با ناخن روي شيشه ويترين مي‌كشد. گفت‌وگوي او با احسان (پوريا پورسرخ) در داخل اتومبيل هنگام رساندن او به ايستگاه قطار نيز جزو سكانس‌هاي خوب بازيگري <عيار 14> است.




منبع : اعتماد ملي
 
 
-----------------------------------
 
 
 



يادداشت‌هاي «عيار 14» -10؛
جذاب و مشعوف كننده

سينماي ما - نسيم نجفي:‌ قرار داشتن در موقعیت پرویز شهبازی کارگردان فیلم عیار 14 کار راحتی نیست. کارگردانی که می‌توانست این فیلم یا فیلم دیگرش را یک یا دو سال بعد از نفس عمیق بسازد و حالا بار سنگین توقعات تماشاگرانش را که اغلب طرفدارانش نیز هستند بر دوش نداشته باشد. اما شهبازی 7 سال است فیلم نساخته و این، هم خود کارگردان را دچار وسواس‌های متعدد می‌کند و هم تماشاگر را مبتلا به توقعات بی‌دلیل. با وجود یک فاصلة هفت ساله حتی شهبازی هم با خونسردی و تسلطی که در کارش دارد دچار این حساسیت خواهد بود که فیلمش به اندازة این همه سال انتظار راضی‌کننده باشد. مخصوصا که کار قبلی او نفس عمیق یکی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران بود و حالا جای این نگرانی هست که هرکس بخواهد راجع به عیار 14 حرف بزند آن را با نفس عمیق مقایسه کند. کاش او زودتر از اینها فیلمش را ساخته بود و کارش فارغ از این مسائل دیده می‌شد.

شهبازی در عیار14 نشان می‌دهد آدم‌ها در یک موقعیت جدید چگونه لایه‌های درونی روحیه خود را رو می‌کنند. فیلم عیار 14 بدون هیچ ابزار ترسناکی دربارة ترس است و اینکه یک آدم می‌تواند در اثر ترس و در یک فضای ناامن چه رفتارهایی از خودش بروز دهد. فیلم از آنجایی مایه اجتماعی پیدا می‌کند که اشاره می‌کند به اینکه حامی انسان در یک جامعة شهری چیست؟ وقتی آدمی که گرمای ثروت و سعادت شغلی موقعیت اجتماعی او را دربرگرفته و سرمای بیرون بر او کارساز نیست دچار احساس ناامنی از فردی دیگر می‌شود، چه باید بکند. در چنین موقعیتی فرید فیلم عیار 14 به پاسگاه مراجعه می‌کند اما به او گفته می‌شود تا زمانی که جرمی رخ نداده نمی‌شود کاری کرد. قانونی که او را به خاطر لو دادن یک دزد، به عنوان کاسب شریف معرفی کرده بود حالا دستش در حمایت از او در برابر دزدی که حالا آزاد شده بسته است. کسانی که در مسجد او را به خاطر کمک نقدی تشویق می‌کنند حاضر نیستند مدتی آنجا بماند تا احساس امنیت کند، و بهانه‌ها. بهانه‌ها در قصه‌های شهبازی همیشه غیرجدی و واهی هستند. قرار است ترسی که فرید از دزد دارد پوچ باشد و به جایی ختم شود که کلا ترس فرید را بی‌دلیل و پوچ نشان دهد چون مسئله فیلمساز برخورد فرید با دزد نیست بلکه رفتاری است که فرید در طول مدت ترس و احساس ناامنی‌اش از خود نشان می‌دهد؛ او شهر را ترک می‌کند و با ساکی که از طلاهای مغازه‌پر کرده در هوای برفی به جاده می‌زند، مغازه اش را در دم و مفت به دوستی که از تهران آمده می‌فروشد، رفیقش را قال می‌گذارد....

عیار 14 سوالاتی در رابطه با مفهوم عمل درست و نادرست در ذهن ایجاد می‌کند؛ با وجود احوالی که امروز فرید دارد آیا واقعا لو دادن دزد به پلیس کار درستی بوده یا غلط؟ شک کردن در درستی و نادرستی کاری که در گذشته کرده‌ای و تأثیرش را بر زندگی امروز دوست نداری، و دیگر اینکه فرید و منصور امروز و در این لحظه چه آدم‌هایی هستند. منصور حالا یک آدم بی‌آزار است که در زندان درس خوانده و رفتارش خوب بوده طوری که عفو خورده و زودتر از موعد آزاد شده اما فرید آدمی است که به پلیس می‌گوید چرا منصور را بیشتر در زندان نگه نداشتند. رفتارهای او در مقایسه با رفتار آرام منصور حالا سوال دیگری در ذهن ایجاد می‌کند که واقعا آدم خوب و بد چگونه مشخص می‌شود و الان آدم خوب کدام است و آدم بد کدام. آیا واقعا منصور در زندان با وجود مشکلات خانوادگی و غیره‌اش بهتر زندگی کرده یا فرید با ثروت و خانواده و عشق در بیرون از زندان. و اینکه پس زندان اساسا چیست و میله‌هایش کجاست.

و در نهایت انسان است که ترس برای او در حکم مرگ عمل می‌کند و فرد خود را با دست خود به کشتن می‌دهد. فرید تمام مدت به فکر رفتن از شهر است و در حالی که فکر می‌کند دارد از مرگ فرار می‌کند نمی‌داند که اتفاقا دارد به سمت آن می‌رود.

حضور این ایده‌های جذاب در فیلم آن‌قدر مشعوف کننده است که دوست ندارم فکر کنم فضاسازی فیلم از یک جاهایی از دست رفته، و دوست ندارم فکر کنم از جایی که فرید دنبال مینا می‌رود حس عدم امنیت و ترسی که بر فرید غالب بود دیگر به ما منتقل نمی‌شود. چیدن تمام منطق‌ها برای همراه شدن مینا و فرید و موضوع بنزین و... برای رسیدن به پایان‌بندی است اما فضا را از روند حسی و رازآلودی ابتدایی دور می‌کند و با اینکه خیلی از مقایسه خودداری کردم اما می‌خواهم بگویم یکی از اثرات خوب نفس عمیق به خاطر رازآلودی آن بود و اینکه به راحتی می‌پذیرفتیم آن آدم‌ها دوست دارند آن کارها را انجام دهند. گمان می‌کنم قرار داشتن مضمون فیلم در مرز بایدها و نبایدهای سانسور، در کمبودهای آن بی‌تأثیر نیست و می‌تواند دلیل خوب ورز نیامدن ایدة خوب فضای ناامن و جابه‌جایی مفهوم آزادی و زندان به مفهومی ذهنی‌تر باشد. شاید هم یک تدوین دوباره و حذف بعضی چیزها...

به هر روی، تماشای فیلمی از پرویز شهبازی لذت‌بخش است، چراکه او یکی از معدود فیلمسازان و نویسندگانی است که می‌تواند در کارهایش مضامین فلسفی و اجتماعی داشته باشد بدون آنکه آنها را به عنوان یک مسئله تئوریک عنوان کند. از این روست که در فیلم‌هایش، از جزئیات زندگی روزمره آدم‌ها به مفاهیم جدی می‌رسد.




منبع : فرهنگ آشتي
 
 
----------------------------
 
 
 



يادداشت‌هاي «عيار 14» - 13؛
برف

سينماي ما - صوفيا نصرالهي:‌ بالاخره انتظارمان به سر رسید. امروز "عیار 14" را دیدیم و خدا را شکر رویمان به همان سپیدی پهنه ی پربرف فیلم شد! فیلم آخر شهبازی همان طور که دلمان می خواست، فیلم خوبی است. نه فقط خوب که خیلی خیلی خوب است. فیلم شهبازی در خودش حس و حال و شور سینما را دارد. درست از همان شروع فیلم، همان سکانس ابتدایی سینما را با همه وسعت و زیبایی اش نشانمان می دهد. جایی که قطاری از عمق کادر سفید به ما نزدیک می شود. "عیار14" فیلم کارگردانی کاربلد است که هم سینما را خوب می داند و هم آن را دوست دارد. اجرای آن به جز یکی دو صحنه ،( مثل آتش زدن تانکر که آن هم به دلیل مشکلات مالی در سینمای ایران است و چقدر افسوس برای ما چون این صحنه می توانست نقطه اوجی برای فیلم باشد و روی صندلی میخکوبمان کند ولی حالا تاثیر چندانی ندارد!)، تقریبا بی نقص است. می خواهم از چند نکته "عیار14" بگویم که به نظرم عیار فیلم را بالا برده است:
1) برف: این یکی از بهترین استفاده ها از فضای برفی در سینمای ایران است. اول به دلیل این که کمک کرده تا فیلم بی زما ن و بی مکان پیش برود. انقدر همه جا سفید است که حواسمان پرت خیابان و تابلوی مغازه ها و این که الان این جا فلان میدان تهران است یا تبریز یا شیراز یا چه می دانم حتی سوییس نمی شود. حواسمان فقط پی شخصیت هایی است که روی زمینه سفید، پررنگ تر به نظر می رسند. دومین کارکرد این فضای سفید هم این است که به فیلم وسعت و بزرگی بخشیده. باعث شده که صحنه ها عمق پیدا کنند. همان کارکردی که در فیلم های بزرگ آمریکایی، دشت ها دارند.
2)بازیگران: به نظر می رسد این بهترین کستینگ ممکن برای فیلم است. نمی دانم واقعا این ها بهترین انتخاب برای این نقش ها بودند یا با کارگردانی خوب شهبازی اگر از بازیگران دیگری هم استفاده می کرد به همین خوبی جواب می گرفت؟!به هر حال فعلا که ما بهترین محمدرضا فروتن را روی پرده داریم. خوددار و ترسیده و مضطرب. و بهترین کامبیز دیرباز ساکت و آرام و مرموز و واقعا بهترین پوریا پورسرخی که تا امروز دیده ایم. مینا ساداتی هم چه چهره و چه بازیش کاملا با نقشی که برای آن انتخاب شده، منطبق است. فیلم را مثل ما دوست داشته باشید و یا خیلی هم با آن ارتباط برقرار نکرده باشید، فکر نمی کنم کسی بتواند منکر بازی های خوب فیلم بشود. به خصوص که شب قبلش فروتن را در نقش دیگری هم دیده بودیم و قدر فروتن "عیار14" را بیشتر دانستیم.
3)شخصیت ها: مشکل بزرگ اکثر فیلم های سینمایی ما در شخصیت پردازی است که "عیار14" از آن جان سالم به در برده است. به همه ی شخصیت ها به اندازه ای که نیاز بوده پرداخته شده، نه بیشتر و نه کمتر! معنای شخصیت پردازی خوب و درست این نیست که ما همه چیز را درباره یک کاراکتر بدانیم. باید آن اطلاعاتی را داشته باشیم که به ما کمک می کند تا شخصیتش برایمان باورپذیرتر باشد. مثلا چه اهمیتی دارد که فروتن در گذشته چه بوده و چه کرده و یا چرا امروز با همسرش اختلاف دارد. ما چیزهایی را که لازم است می دانیم. به رابطه فروتن با همسرش اشاره می شود تا رابطه اش با مینا برایمان روشن تر شود.
کامبیز دیرباز تا آخر و حتی بعد از این که کارگردان دست خودش را برایمان رو می کند، همچنان مرموز می ماند. مثل غریبه هایی که در وسترن ها به شهر وارد می شدند و شهر را به هم می ریختند و یا آباد می کردند و بعد بی سر و صدا از راه دیگری به سفرشان ادامه می دادند.
4)موسیقی: استفاده نکردن از موسیقی در طول فیلم کاملا بر می گردد به هوشمندی و رندی پرویز شهبازی. هر موسیقی متنی می توانست کارکرد معکوس داشته باشد و تاثیر و بار صحنه ها را کم کند. اتفاقا فضای برفی فیلم برای استفاده از موسیقی کم حجم- مثلا در حد یک پیانو و ویولنسل- خیلی گول زننده و تحریک کننده بود اما بک بار فیلم را در ذهنتان با موسیقی متن ببینید تا متوجه بشوید که این تمهید شهبازی چقدر به کمک فیلم آمده است. موسیقی فیلم شهبازی در فضاست. مثل وقتی که حمید و مینا در ماشین نشسته اند و اگر در پس زمینه دیالوگ ها فقط سکوت کامل بود، ممکن بود این سکانس خشک و تصنعی از آب در بیاید ولی حالا ته صدای ادیت پیاف آن را تلطیف کرده است.
5)ریتم: این یکی موهبت فیلم به ماست. بس که این روزها فیلم هایی دیدیم که کند و کشدار بودند و یا با وارد کردن داستانک های مختلف می خواسته اند به زور ریتم قلابی به فیلم تزریق کنند، خسته شدیم. اما "عیار14" اتفاقا از یک خط داستان محدود و جمع و جور ریتم می سازد. البته یک ربعی طول می کشد که با فضای فیلم همراه شوید ولی بعد از آن تعلیقی که در داستان و از آن مهم تر در اجرا وجود دارد، بعيد است بگذارد خسته بشوید.
6)آداجیو: می دانم که آداجیو آلبینیونی هم باید در بخش موسیقی می آمد ولی آن قدر برایم دلنشین بود که یک بخش به نام خودش داشته باشد. اگر بدانید در فیلم های دیگر در چه سکانس هایی چه بلایی سر آداجیوی نازنین می آورند! "عیار 14" با آداجیو تمام می شود. خودتان تصور کنید آداجیو روی یک نمای باز از یک مسیر سفید از برف که ته آن به روستایی می رسد و یک وانت قرمز دارد این مسیر را طی می کند.
و البته "عیار 14" هنوز شاهکار نیست و ما منتظر هستیم تا پرویز شهبازی شاهکارش را بسازد.
 
 
---------------------------------
 
 
 



يادداشت‌هاي «عيار 14» - 14؛
اجر صبر

سينماي ما - سعيد قطبي‌زاده:‌ دفعة بعد كه فرصت تماشاي دوبارة عيار 14 دست داد، بايد دقيق بنشينم و روي جزء جزء رفتار و حرف‌هاي كامبيز ديرباز دقت كنم. بار اول كه ديدم نفهميدم چرا شهبازي روي چند چيز اين‌قدر تاكيد دارد. همه‌اش منتظر بودم ببينم چي مي‌شود اما حالا كه مي‌دانم چي شده، دلم مي‌خواهد در آرامش كامل، جزئيات صحنه‌اي را ببينم كه ديرباز تخمه‌ها را مشت مشت توي جيبش مي‌ريزد يا محمدرضا فروتن موقع حرف زدن با تلفن، با دست ديگرش روي ميز را تميز مي‌كند. اين دفعه قطعاً پريشاني و بيقراري فروتن تاثير عجيب‌تري خواهد داشت يا بي‌تفاوتي و ولگردي‌هاي ديرباز. بگذاريد اين‌جوري توضيح بدهم كه شهبازي از روي رندي و كلك و هوش، عيار 14 را ساخته؛ يعني بازيگر معروف آورده تا فيلمش در اكران عمومي بفروشد اما قصه‌اي را مقدمه‌چيني كرده تا آنهايي كه ماجراي نيمروز يا حتي تنگة وحشت را ديده‌اند را ابتدا جذب كند، يواش‌يواش منتظرشان نگه دارد، اما درست لحظه‌اي كه آنها مي‌خواهند پايانش را پيشگويي كنند، حالشان را بگيرد يا در واقع سرحالشان بياورد. عيار 14 را بايد نشان كساني داد كه مي‌گويند از بازيگر معروف در فيلم‌شان استفاده نمي‌كنند تا تماشاگر بدون هر گونه ذهنيتي دربارة شخصيت‌ها با آنان ارتباط برقرار كند. ديربازي كه عينك زده و اين همه لباس پوشيده و توي برف راه مي‌رود، چكار مي‌كند كه آدم از ديدنش وحشت‌زده مي‌شود؟ فروتن نامتعارفي ارائه مي‌دهد كه هراسش را به تماشاگر منتقل مي‌كند؟ دليلش اين است كه اينها درست سر جاي خودشان قرار گرفته‌اند (به‌خصوص ديرباز و پورسرخ. خندة آخر ديرباز را بگذاريد كنار شيطنت پورسرخ در اتومبيل فريد. اگر متوجة ربط اينها با هم شديد، متوجة اين هم خواهيد شد كه هيچ دو بازيگري در سينماي ايران مناسب‌تر از اينها براي ايفاي اين نقش‌ها نبودند) و هيچ تفاوتي نيست ميان چهار بازيگر معروف فيلم، با آن آقايي كه آمده براي زنش طلا بخرد و در آن وضعيت تخفيف مي‌خواهد و آخرش هم صبر مي‌آيد و منصرف مي‌شوند، يا آن خانمي كه به فريد مي‌گويد چرا اعصابش خرد است يا آن مامور يا آن كفاش كه منصور آدرس طلافروشي از او مي‌خواهد (چقدر جزئيات فيلمنامه مينياتوري است)، يا قهوه‌چي و شاگردش و يا مينا ساداتي كه صحنه‌هاي دو نفره‌اش با فروتن، درسي است براي مطالعة نقش بازيگر يا درست‌تر است بگويم نحوة بازي گرفتن و كيفيت آن در ايجاد فضا. ساداتي با بازي خوددارانه‌اش در يك رابطة عاطفي و مهشيد افشارزاده با نمايش بي‌روح زني در يك رابطة توام با نفرت متقابل، سرماي بيرون را وارد طلافروشي مي‌كنند و ناخواسته با هر كلام يا حركتي، فريد را نسبت به مرگ انديشناك‌تر. عيار 14 سومين اثر فوق‌العاده‌اي است كه اخيراً ديده‌ام كه هر گاه به آنها فكر مي‌كنم، وراي آن امتيازهاي آشنايي كه در هر فيلم خوب برمي‌شماريم، جذبه‌شان را از لحني مي‌گيرند كه براي لحظه‌اي حتي دچار فراز و نشيب نمي‌شود و اين لحن يكپارچه، همة عناصر فيلم را تسخير مي‌كند و در خدمت روحي واحد درمي‌آورد. منظورم در بروژ وlet the right one in است كه در اولي شهر بروژ، مثل ناخودآگاه اثر عمل مي‌كند كه انگار با تمام پيشينه و معماري باشكوهش، فقط جايي است كه آدم‌ها را براي مردن به خود مي‌خواند، در دومي كه فضاي سرد سوئد و مكان‌هاي پوشيده از برف، هولناك‌تر از شخصيت خون‌آشام فيلم جلوه مي‌كند و در عيار 14 هم تازه مي‌فهميم كه چرا شهبازي گروهش را به يكي از نقاط سردسير ايران در سردترين فصل سال برده. لذت تماشاي عيار 14 را مي‌توان كنار لذتِ خواندن داستان «مرگ ابن‌حقان بخاري در هزارتوهاي خود» بورخس و منبع آن، قصة مثنوي مولوي دربارة مردي كه از فرشتة مرگ مي‌گريخت، گذاشت. لذت ديدن اين فيلم بزرگ را كنارِ لذتِ ديدن شاهكارهايي مي‌گذاريم كه شهبازي عاشقانه و فروتنانه به آنها اداي‌دين كرده.




منبع : فرهنگ
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط رزا در 23:51
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
نقد (عیار14)

 


 یادداشت امیر قادری درباره «عیار 14»
سهم ما از جشنواره امسال / برای او مرگ و برای ما زندگی


سینمای ما - امیر قادری:‌ آخیش. جشنواره اگر همین فردا تمام شود، من یکی حداقل تا به این جا یک فیلم مورد علاقه را دارم. عیار 14 به کارگردانی پرویز شهبازی. فیلم خیلی خوب و کار شده و حساب شده ای است که مثل ساخته قبلی فیلمساز یعنی نفس عمیق هنوز عزیز، در عین حساب شدگی، حس زندگی درون آن از بین نرفته است. خطر اصلی که فیلم را تهدید می کند، این است که با نفس عمیق مقایسه اش کنید. نفس عمیق فیلم نسل ما بود. باهاش زندگی کردیم. هم سینما یاد گرفتیم و هم وجود خودمان را دیدیم که در تار و پودش تنیده شده بود. الان که دوباره فیلم را نگاه کنید، پاره هایی از روح و گوشت و پوست و خون مان را می بینید که لای صداها و تصاویر فیلم جا مانده است. آخر همه اش هم کیفیت سینمایی اثر نبود. و حالا اتفاقا با یک فیلم سینمایی طرفیم. سینما برای سینما. همه چیز از این جا شروع می شود و البته به خیلی جاهای دیگر می رسد. این یک جور فیلمسازی است که باید در سینمای ایران جا باز کند و جا بیفتد. این که فیلمساز پروژه ای را انتخاب کند و به بهترین شکلی به نتیجه برساند. پروژه ای که مشخصات خاص خودش را دارد و باجی به موفقیت های قبلی فیلمساز نمی دهد. نفس عمیق آن قدر بزرگ شد که دست و پای شهبازی را برای سال های سال بست. اما حالا عیار 14 راه را باز کرده است، به عنوان فیلمی که به هیچ عنوان گامی به عقب برای فیلمساز محبوب ما به حساب نمی آید، که در بسیاری از موارد، یک پیشرفت هم هست.

این پنج سال انتظار بعد از نفس عمیق به کنار، یکی دو سالی هم که از آغاز پروژه عیار 14 می گذرد به جای خود، این چند روز اخیر برایم قدر یک سال گذشت. و تا ظهری که فیلم را نشان ما دادند، کف دست هایم عرق کرده بود. مدام نگران بودم که نکند سوتی بشود. که فیلم شهبازی درنیامده باشد. چه ربطی به من دارد؟ خب این حس که فقط مربوط به شهبازی نمی شود. همین الان دل توی دل ام نیست که نکند حرامزاده ای ضایع، تازه ترین فیلم کوئنتین تارانتینو و دشمن ملت به کارگردانی مایکل مان در 2009 اکران شوند و فیلم های خوبی نباشند. این بخشی از زندگی پر از لذت و هراس ما منتقدهاست. و حالا که می بینم آقای کارگردان و عیار 14اش از این آزمون سربلند بیرون آمده اند، خیال ام حسابی راحت شده است. حالا با فیلمی طرفیم که می توانیم پایش بایستیم. که چند بار تماشایش کنیم. و حرف ها داریم که درباره مضمون اش، درباره حال و هوای مدرن پنهان شده درون روایت کلاسیک اش. که این فیلم شهبازی هم باز به شکل غریب و پیچیده ای، در بی زمان و بی مکانی اش، نشانه های مهمی از دوران خودش را دارد. به خصوص که این احتمالا تنها فیلم سینمایی امسال است که از زمین شروع می کند تا به آسمان برسد، ار درون آدم های گناه کارش شروع می کند تا بعد به جامعه اطراف برسد. از خود سینما شروع می کند تا به تمام جهان برسد. عیار 14 یک جهان اگزیستانسیالیستی تمام عیار است.

خب. حالا دیگر خیال ام راحت شد. می توانم برسم به باقی جشنواره. حالا دیگر با عیار 14 فیلمسازی داریم که می توانیم با خیال راحت یک پروژه را در اختیارش بگذاریم و محصول تحویل بگیریم. فیلمسازی که هر پروژه ای را با مقتضیات خاص خودش می سازد و به نتیجه می رساند. از مقام یک تکنیسین شروع می کند و بعد تبدیل می شود به یک هنرمند، به یک فیلسوف و هر چیز دیگری که بخواهید اسم اش را بگذارید. وای تازه یادم افتاد به بازی های فیلم. این بهترین محمدرضا فروتن تاریخ سینماست + یک پوریا پورسرخ درجه یک و کامبیز دیربازی که وقتی زبان باز می کند و بازی اش شروع می شود، عیار 14 را به ثمر می رساند. درست همان جای فیلمنامه که به سنت نفس عمیق، یک تغییر زاویه دید شاهکار در مسیر روایت داریم. مثل همان کاری که شهبازی با تغییر مسیر داستان به سمت آیدا کرد، وقتی سر چهار راه منتظر منصور بود.

چه قدر حرف دارم درباره عیار 14 که بزنم و بنویسم. مشکل ام فقط این است حالا که این حرف ها را زده ام، دل ام برای تماشای نفس عمیق یک ذره شده است. و کاش می شد سالن سینمایی جایی پیدا کرد که بشود عیار 14 را یک بار دیگر دید. فقط با یک کاری کنیم که شهبازی فیلم بعدی اش را در شرایط خیلی بهتری بسازد. او قابلیت اش را دارد. حیف است برای این سینما که احتمالا بهترین فیلم سال اش (البته هنوز چند امید دیگر تا آخر جشنواره مانده) سکانسی که می خواست جگرمان را حال بیاورد، سکانس یک انفجار بزرگ که حالا تعریف اش را نمی کنم، در چنین شرایطی با چنین امکاناتی از آب درآورد... این از این، و بعد این که راستی؛ فیلم برای تمام رفقای نفس عمیق باز هم یک نما دارد؛ جایی که از دل پنجره برف زده، دختر را می بینیم که ماشین مرد را هل می دهد و مرد قصه ما که... لامصب هنوز می ترسد. همچین دختری باهاش است و هنوز می ترسد. پس مکافات اش مرگ است.

 

 

 -----------------------------------

 


یادداشت‌ها بر فیلم «عیار 14» - 3
...و اینک پرویز شهبازی


سینمای ما -  پویان عسگری: 1) یکی از چندین تاثیری که فیلمی می‌تواند روی مخاطبش بگذارد، این است که تماشاگر ر‌ا با حال‌وهوای دنیایش به بیرون از سالن هدایت کند. این حال‌وهوا می‌تواند چند وجه داشته باشد. یکی‌اش این می‌شود که تماشاگر مثلا موسیقی فیلم را با سوت بزند یا اينکه مثلا دنیای بیرون را به شکل فیلمی که دیده تصور کند؛ با همان فضا، اتمسفر و قاب‌بندی‌هایی که دنیای فیلم را شکل داده. این وجه، البته نکته و اتفاق مهمی است و درباره هر فیلمی صدق نمی‌کند. فیلم‌هایی به این ویژگی‌ می‌رسند که خالقان باهوش و عاشقی داشته باشند. باهوش نسبت به کاری که می‌خواهند انجام دهند و عاشق در برابر مدیومی که می‌خواهند، هوش خود را صرف آن کنند. با این مقدمه، می‌‌خواهم درباره «عیار 14» صحبت کنم. چهارمین و آخرین فیلم پرویز شهبازی که دیروز در سالن مطبوعات به نمایش در آمد و واکنش‌های متناقضی را برانگیخت. فیلم شهبازی نه تنها یک فیلم خیلی خوب، بلکه اثری مهم در شرایط این روزهای سینمای ایران است. «عیار 14» طلای 14 عیار این روزهای سینمای ایران است.

2) «عیار14» فرم چیده شده‌ای دارد. با وانتی که نعش شخصیت اصلی یعنی فرید (محمدرضا فروتن) را حمل می‌کند، آغاز می‌شود و با وانتی دیگر که قرار است منصور (کامبیز دیرباز) را به سمت دخترش ببرد به پایان می‌رسد. همه چیز در بین این دو وانت و در کشاکشی که بین فرید و منصور حکمفرماست، اتفاق می‌افتد. منصور که غریبه‌ای ساکت، مرموز و با یک عینک آفتابی به چشم است، وارد دنیای فیلم می‌شود تا به گونه‌ای که فیلم به ما می‌گوید حساب پنج سال پیشش را با فرید صاف کند و انتقام کار او را ازش بگیرد. همه اتفاقات براساس قراردادی که فیلم پیش روی ما می‌گذارد، بنا شده و فیلم به داستان موش و گربه‌ای شبیه می‌شود که گربه‌اش به دنبال موش است و موش، فراری از دست او. شهبازی هم (که این فیلم نشان می‌دهد موفقیت «نفس عمیق» بی‌دلیل نبوده) بیشتر، تماشاگر را با فرید همراه می‌کند و قسمت اعظم داستان را از نقطه ‌نظر او پیش می‌برد. با این استراتژی، بیننده متوجه انگیزه و هدف اصلی شخصیت کم حرف نمی‌شود و با فریدی پیش می‌رود که تصورش از بازگشت منصور، انتقام‌گیری شخصی اوست. در این مسیر، فیلم هر چه پیش می‌رود، فرید در چاله چوله‌های بیشتری می‌افتد و منصور در حاشیه به انتقام‌گیری شبیه می‌شود که مشغول استراحت است. در دقایق پایانی فیلم است که کارگردان تغییر کوچکی به عنوان رودست، در استراتژی خود به وجود می‌آورد و کل قضاوت تماشاگرش را به هم می‌ریزد. ایده اصلی فیلم که تا این‌جا بازی‌ موش و گربه‌ای بوده جای خود را به یک «سوءتفاهم» بزرگ می‌دهد؛ «سوءتفاهمی» که با اصرار و تاکید فیلمساز بر کاراکتر فرید( به عنوان عنصر پیش برنده درام)، گریبانگیر بیننده فیلم هم شده و گفته‌های پایانی منصور مبنی بر اينکه به شهر آمده تا دخترش را پیدا کند، هم دنیای فیلم را وارد حال‌وهوای تازه‌ای می‌کند و هم پرده از اسرار بر می‌دارد. در این شکل تازه، تکلیف انتقام‌گیر کم حرف و موش فراری به درستی روشن می‌شود؛ انتقام‌گیر به دنبال دخترش است و فرید به شخصیت آزمند و طماعی شبیه می‌شود که پول، طلا، مینا (میناساداتی) و جانش را یکجا با هم می‌خواهد. داستان وسترن فیلم شبیه حکایتی بازیگوش از فیلم‌های پست مدرن (مثلا فارگو(برادران کوئن)، هم به خاطر برف مشترک در دو فیلم و هم به خاطر تصویری که هر دو فیلم از آدم‌هایش (ارائه‌می‌دهد) می‌شود که می‌خواهد تا لحظه‌ آخر تماشاگرش را سرگرم کند و از او واکنش بگیرد.

3) «عیار14» فیلم سلیقه و استیل است. سلیقه سازنده فیلم به شکلی عالی خود را درون دنیای فیلم نشان می‌دهد و شکل و استیلی را برای فیلم به وجود می‌آورد که در سینمای این سال‌ها بی‌سابقه است. از انتخاب زوایای دوربین گرفته تا اندازه‌ قاب، از مدل سرد و با تپق حرف زدن آدم‌ها گرفته تا نوع کنترل شده‌ای که نقش‌هایشان را بازی می‌کنند، از کارکرد صدای خارج از کادر گرفته تا صداهای بولدوزر و وسایل دیگر که قرار است حاشیه صوتی فیلم را پر کنند و جایگزین موسیقی شوند، از تیتراژ ساکت و بدون کلام ابتدای فیلم گرفته تا کارکرد معنایی/حسی«آداجوی آلبینونی» در تیتراژ پایانی که رایت آن به شکل قانونی‌ خریداری شده، از بازی‌های عالی و درخشان محمدرضا فروتن و کامبیز دیرباز گرفته تا بازی‌های خیلی خوب مینا ساداتی و بهرنگ علوی تازه‌کار و در نهایت از بازیگوشی فلاش بک‌های فیلم که تماشاگر را به عمد به اشتباه می‌اندازد گرفته تا دو فیدی که اول و آخر فیلم به شکل قرینه می‌آید، همه و همه فیلمی را پدید آورده‌اند که نام «عیار14 » را دارد و از با استیل‌ترین فیلم‌های سینمای ایران در دهه هشتاد شمسی است؛ شاید با‌استیل‌ترین فیلم این دهه.

4) «نفس عمیق» در سال 1381 «عیار14» در سال 1387. برای طرفداران «نفس عمیق» شش سال گذشت تا ساخته جدید پرویز شهبازی را ببینند. ولی اگر حقیقتش را بخواهید، به عنوان یکی از دوستداران «نفس عمیق» می‌گویم که ارزشش را داشت. ارزش داشت که شش سال صبر کنیم و به تماشای فیلمی بنشینیم که نام «عیار14» را دارد. پرویز شهبازی با فاصله بسیار، بهترین، خلاق‌ترین و کارگردان‌ترین فیلمساز دهه هشتاد سینمای ایران است. این یگانه حقیقتی است که زمان آن را ثابت و تائید خواهد کرد.



روزنامه فرهنگ آشتی

 

-------------------------------------

 


یادداشت‌ها بر فیلم «عیار 14» -4؛
نقل بی‌عیار و عیار 14

سینمای ما - احمد میراحسان: عیار 14، و رها شدن نفس حبس شده‌ام. شکر بالاخره لااقل یک فیلم که بتوان دوستش داشت! دل بده بنویس از لذتی که برده‌ای با همه آگاهی و گستره گفت‌وگویی که طنین فرهنگ و فرزانگی و افسون دارد. حرف بزن، چنانکه از عشقی فرود آمده و طعمی که بی‌قرارت می کند، بی‌قراری‌ات را پس بنویس. فقط در این صورت است که اطلاعات و خوانده‌ها و داشته‌هایت به چیز قابل اعتنایی بدل می‌شود، گم و کژ و مژ نیست، روشنایی خرد و گرمای شوریدگی است. از وجود برخوردار است و وجود دارد، مکالمه‌ای است که خرد انتقادی تنها پله‌ای از راه پرفراز مقام یافتن در جایگاه یک آفرینشگر دیگر است کنار آفریننده یک اثر هنری. من این نقد را دوست دارم. به این منتقد احترام می‌گذارم. از باندها، روابط مافیایی، معاملات حقیر و داد و ستد ارزان و دروغ‌ها به نام نقد دورم. اینها در بهترین شکل کاریکاتور آن روابط حزبی منسوخی است که زمانی با خون امضا می‌شد و عمر را در می‌نورید و در بهترین حالتش یک خود‌بزرگ‌بینی کوتاه‌بینانه بود چه رسد به نسخه بدل و دیر آمد و عبث آن رفتارها و تکبر خام و اندیشانه توام با دروغ‌ها که می‌خواهد انواع احساس حقارت و ناکامی و تحقیر شخصی را در پس نقاب عصبانیت پرخاش و کردار مستکبرانه نهان سازد. و البته اگر هایزنبرگ، ژولیت بینوش، نیکول کیدمن، فروغ فرخزاد، آرتور رمبو یا رنه‌شاو ...

نیز اسکورسیزی یا دیوید هکنی متکبر باشند که نیستند برازنده‌شان است، اما منتقدی که سرتاپای خلاقیت و دانش‌اش قبلا یک گیس بلند و بلع نیم خورده دیگران و تکرار حرف‌های اینترنتی در جهان پر از کاسب‌کاری و معامله است، تکبرش، نفرت‌انگیز و دست کم ترحم‌آور است و حوصله آدم را سر می‌برد.

بهتر است برود به کارش مشغول باشد، مجیزگویی ارباب و تدریس بازیگری!!!

برای انزجارم از این اخلاقیات کلیشه‌ای تازه به دوران رسیده‌هاست که نه می‌خواهم در برابر بیضایی و کیمیایی و میلانی که فیلم‌هایشان دوست ندارم نامورب باشم و عصبانیتم را از بدبختی‌هایم و به ناکامی‌های دیگرم سرشان خالی کنم و نه مایلم با کیارستمی و شهبازی و نعمت‌الله و هاند که و خاچاطوریان که کارهایشان را دوست دارم معامله کنم و از ترس، اراذل و اوباش، حس و حال و شور و شوریدگی‌ام را نسبت به «شیرین» یا «نفس عمیق» یا «مرز» یا «پنهان» نهان کنم. این را دیگر همه می‌دانند. چه بسا اصرارم در اعلام آرایم پیشاپیش دیگران تظاهری و عمدی است بر اهمیت استقلال رای و اطمینانم به کشف و شهودی که در متنی متعال از پس‌اش بر می‌آیم و چه بسا فاصله‌ای بزرگ بین تلقی‌های کلیشه‌ای و ملا‌نقطه‌ای پاره‌ای افراد و این مکاشفه‌هایم باز می‌یابم که نهان کردنی نیست. این دو جهان متفاوت نوشتن است.

هنوز نفس عمیق را بهترین کار شهبازی می‌دانم. ولو پس از دیدن عیار 14، هر چند اتفاقا در اجرا، عیار 14، فیلم دشوار خو
و دست نیافتنی‌تری است. کاری که کارگردان را به مبارزه می‌طلبد تا مهارت‌هایش را گرد آورد. میزان آشنایی‌اش را با سینما و عملی کردن مشق‌ها و دانستگی‌هایش را انباشت کند و استادی به خرج دهد تا کار را درست جمع کند و شهبازی عیار 14 را درست جمع کرده است.

و باز نه تصادفا بلکه کاملا ضرورتا، همگان احتمالا مهم‌ترین و جه عیار 14 را همین اجرا و ساخت‌دهی و مهارت‌های تحسین‌برانگیزش در چیدن جزئیات فراوان خواهند یافت. فیلم در کلاسیک‌ترین شکل روایت و داستان‌گویی، ماهرانه‌ترین تمهیدات و شگردهای سینمای مدرن و نشانه‌شناسی‌ها هایپررئالیست‌ها را به‌کار می‌برد. فیلمی سرشار از حذف‌ها، نگفتن‌ها، ارجاعات درون‌متنی کانسپت‌ها و صحنه‌سازی دقیق و دقت‌های بصری، بهترین جای دوربین و تدوینی روان مثل آب و هر چند کاربرد تکراری آداجیوی آلبینونی اما هرگز نه آزارنده و خطاآمیز بلکه درست و سر جای خود. تا بخواهید می‌شود از وجوه گوناگون جزئیات ساخت‌دهی هوشمندانه عیار 14 حرف زده و نشان داد در قلمرو زیبایی‌شناسی فیلم، کار شهبازی از چه ظرافت‌ها، دقت‌ها و چینش‌های ماهرانه برخوردار است. مهم‌ترین این توان در عیار 14، قدرت جان‌بخشی از طریق کنش استتیکی به چیزی است که ظاهرا تکراری است و به عیان بر این تکراری بودن تاکید می‌ورزد. در واقع آشنازدایی ماهرانه شهبازی از ارجاع فیلم به ژانر وسترن و حتی فیلم مشهور و آشنای فرد زینه‌مان High noon شروع می‌شود. او با مهارت فراوان به خوانش معکوس، غریبه‌سازی و در نتیجه جان‌بخشی و نوآفرینی مبادرت می‌ورزد.

آن سه عنصر شر و آن کلانتر تنها مانده نماد خیر، حالا وارو شده‌اند. سارق بازگشته از زندان که در توهم طلافروش هوادار قانون و عامل دستگیری طلاهای سرقتی، برای کشتن و انتقام آمده، در حقیقت یک بازگشته برای آغاز زندگی دیگر و جست‌وجوی دخترک رها شده‌اش بوده است و آن مرد قانون، کسی است که دوزخ بیرون او تجلی دوزخ درون اوست و هر جور که نگاهش کنی آدم کوچکی است. شاگرد اخراج شده‌اش، دوست فقیرش که نمی‌تواند گردنبد طلا را برای تازه‌عروس‌اش بخرد و به هیچ وجه حاضر نیست از لئامت دست بکشد. (زنش برای خرید یک کیلو گوشت باید از او پول تقاضا کند!) اسم دخترش که طلاست و رفتارش با همسرش، ارتباط پنهانکارانه و نهان‌روشانه، بازی مدام و ترس و نبردی‌اش در دفاع از چیزی که دوست دارد، همه و همه از او‌ آدم کوچکی ساخته و شهبازی روی این شخصیت و جزئیات ترس‌زده‌اش بسیار اندشیده است. به نظرم کلید فهم فیلم او شالوده‌شکنی صلوه ظهر - ماجرای نیمروز - است. مرد «قانون‌مدار» در اینجا به شر بدل شده، سارق به چهره از ظلمت رهسپار نور و خیر، آن عشق کلانتر و محبوب به رابطه سرد زناشویی و رابطه کاسبکارانه ‌با معشوق، دگرگون گشته است. در حقیقت کسانی که به نحو سطحی داستان عیار 14 را با ماجرای نیمروز همانند و یکسان نپداشته‌اند، قادر به خوانش ساختار زدایانه و آشنازدایی شهبازی نبوده‌اند.

حتی تبدیل فضای صحرایی خشک فیلم وسترن و صلوه ظهر زینه‌مان و آن شهر در محاصره شن شهری در محاصره برف را به مکان ماجرا بدل کردن. جزئی از همین وارونگی حال و هوای دو فیلم است و هر قدم که در جزئیات پیش می‌رویم این واژگونی تشدید می‌شود و در پایان با حذف مرد غریبه وارد شده به شهر و ایجاد کننده تشویش و مرگ او نیست که فیلم گره‌گشایی می‌شود.

بلکه با مرگ مرد قانون‌مدار که در حقیقت نماد دوزخ درون و شرارت گریبان‌گیر است، ماجرا پایان می‌پذیرد. اما این دو گانگی اتفاقی و صرفا برای ایجاد یک روش معکوس‌سازی صرف نیست. بلکه حاوی یک دیدگاه کاملا منسجم و جهان‌نگری سنت‌ستیزی است که البته در عمق خود به یک سنت فکری - فرهنگی عمیق وابستگی دارد. در آن کوهستان برف‌آلود واقعا این جهان کده است و فعل ماندا!

عیار 14 از نظر ساختن یک فضای ناکجاآباد به طور باورپذیر و داستان‌های فرعی غنی و بازی‌سازی مهار شده سرزنده‌ای از فروتن با آن خنده‌ها بازیگوش / کودکانه و توام با ذوق‌زدگی به طور نهان شرورش، یک وسترن معناگرا زینه‌مانی ساختارشکن پس در واقع معناگریز ماه است. اینکه ما زور بزنیم آن اصطلاح معناگرایی را در منظر حکومتی‌اش به مضحکه بکشیم هنری نکرده‌ایم. سری به جانستن و دیگران بزنیم تا ببینیم جدا از برسون و تارکوفسکی و کیشلوفسکی، همه سینمای معطوف به امر پنهان واقعیت درونی و باطنی فهم‌ناپذیر که در زندگی روزمره و واقعیت موجودمان جاری است به نحوی در ارتباط با معنویت بدان تحلیل می‌شوند چه انجمن شاعران مرده، چه بازی فینچر، یا سگ را بجنبان، رهایی از شاوشنگ، پرواز بر فراز آشیانه فاخته، زندگی زیباست، جنایت و جنحه و ....

و نکته دیگر آن که لازم نیست خیلی نگران تاثیر کیارستمی باشیم. چه خوشمان بیاید یا نه، شهبازی فیلمسازی مستقل است و ضمنا سبک کیارستمی از یک سبک شخصی به یک زیرگونه جمعی نه تنها در ایران بلکه در همه جهان بدل شده و ظرفیت و مولفه‌های سبک جمعی را داشته که چنین ستوده‌ آخرین فیلم‌های شاهکار خاچاطوریان Burder مرز است که توصیه می‌کنم حتما ببینیدش و نگران زوائدش نباشید. فیلم ماهی است.

سینمای کیارستمی دلگرمی هر آوانگاردیستی است که امروز فیلم می‌سازد. این چرا باید ما را ناراحت کند؟ سخن مفصلم درباره قدرت‌های ساختاری و روایی عیار 14 را می‌گذارم برای اکران، ان‌شاءالله.



منبع : فرهنگ

 

-------------------------------------

 

یادداشت‌های «عیار 14» - 7
14پیشنهاد کوچک و ظاهراً بی‌اهمیت برای لذت‌بردن از «عیار 14»


سینمای ما - نیما حسنی‌نسب:

1- سکانس شروع فیلم را از دست ندهید؛ یک صحنه ظاهراً معمولی در یک طلافروشی کوچک در یک شهرستان دورافتاده که پر از جزئیات جذاب در فیلم‌نامه و اجراست، بدون این‌که چیزی را به رخ بکشد یا سعی کند نشان بدهد که چقدر پرکشش و دیدنی از کار درآمده است.

2- بازی محمدرضا فروتن که یک سال بعد از «کنعان» بار دیگر ثابت کرد اگر درست کنترل و هدایتش کنند، چه بازیگر خوب و توانایی است.

3- شهر کوچکی که سفیدی برفی که همه‌جایش را فرا گرفته چشمتان را می‌زند و سیاهی درون شخصیت اصلی فیلم را تا جایی که می‌شود پوشیده نگه می‌دارد.

4- صدای یکنواخت خش‌خش برف زیر پای شخصیت‌ها، خصوصاً غریبه‌ای که وارد شهر شده تا شخصیت اول فیلم را به هول و‌ولا بیندازد و نفسش را تا موقع مرگ در سینه حبس کند.

5- صحنه‌ای که غریبه وارد شهر می‌شود و اولین کاری که می‌کند این است که جیب‌هایش را پر از تخمه آفتاب‌گردان کند و لخ‌لخ راه برود و چک‌چک تخمه بشکند و دلِ تماشاگرِ بی‌خبر از همه‌جا را از نقشه‌ای که در سر دارد بلرزاند.

6- سکانس دونفره شخصیت اصلی و زن صیغه‌ای‌اش در اتومبیل، با آن خنده‌های عصبی محمدرضا فروتن و سردی و دل‌زدگی نگاه‌‌ها و جمله‌های زنی که معلوم است دیگر قرار نیست کنارش بماند.

7- فضاسازی مسافرخانه، شکم‌چرانی غریبه و دل‌نازکی و عشقی که نه به قیافه‌ و رفتارش می‌خورد و نه به خالکوبی‌های روی بازوهایش.

8- شخصیت بامزه و جذاب پوریا پورسرخ که اگر دور‌وبرمان را نگاه کنیم، همه‌جا پر از جوان‌های این‌شکلی است.

9- رابطه زن و شوهری که معلوم است چند سال قبل از این‌ها به بن‌بست خورده و دارد در یک دور باطل احمقانه می‌گذرد.

10- موسیقی آداجیوی آلبینونی که روی هر نمای هر فیلمی درباره هر موضوعی کار می‌کند و به صحنه جان می‌دهد، چه رسد به این‌که با فکر و درست و به‌جا در فیلم استفاده شده باشد.

11- رابطه دو‌نفره کوتاه اما هوشمندانه بین غریبه و جوان رند و اهل‌حال و الکی‌خوش قصه که راحت شروع می‌شود و آسان تمام می‌شود ولی تعلیقش تماشاگر و شخصیت اصلی قصه را لحظه‌ای رها نمی‌کند.

12- رو‌دست‌خوردن تماشاگران حرفه‌ای از "ضداقتباس" نویسنده و کارگردان از ماجرای نیمروز (فرد زینه‌مان) که نشان می‌دهد می‌شود با خیلی از فیلم‌های کلاسیک دنیا چطور کار کرد و تا کجا همراهشان بود و کجا رهایشان کرد و رفت سر اصل مطلب.

13- یادآوری مدام و مکرر این نکته که سینمای ایران چقدر حقیر است و نمی‌تواند یک انفجار معمولی را هم درست و سینمایی از کار دربیاورد. در صف خرید بلیت و موقع تماشای فیلم حتماً یک انفجار اساسی و مهیب در ذهنتان بسازید تا وقتی موقعش رسید، این تصویر ذهنی را جایگزین صحنه‌ای کنید که روی پرده می‌بینید.

14- فراموش‌کردن نام‌های پرویز شهبازی و «نفس عمیق» که اگر گرفتار مقایسه‌ «عیار 14» با این فیلم بشوید، بی‌دلیل خیلی جزئیات کوچک لذت‌بخش (مثل همین‌ها که نوشتم) را از دست می‌دهید.

 

 

------------------------------------

یادداشت‌های «عیار 14» - 8؛
تعلیق

سینمای ما - مسعود فراستی: سینما یعنی نقل یک قصه. و به باور من، سینما یعنی تعلیق؛ تعلیق ناشی از قصه.

«عیار 14» فیلم کوچک قصه‌گویی است. فیلم کوچک اما خوب و اندازه‌ای که راحت قصه ساده - و ظاهراً پیش‌پا‌افتاده - اما عمیقش را تا به آخر روایت می‌کند، بدون آن‌که عمق قصه‌اش رو باشد. «عیار» از اول تا آخر تعلیق نگه می‌دارد. و تعلیق از قصه‌اش می‌آید و عارضی نیست. این تعلیق درونی - قصه و آدم اصلی آن - تا الان که چند ساعت از دیدن فیلم گذشته، با ما کار می‌کند. و این دیگر به کارگردانی فیلم برمی‌گردد و به میزانسن، و نه فقط فیلم‌نامه.

فیلم‌ اندازه نگه می‌دارد و حرف‌های بزرگ، مهم و «معناگرا» نمی‌زند و سود می‌جوید. آدم خلق می‌کند: فرید(با بهترین بازی تمام عمر فروتن) و منصور (با بهترین بازی دیرباز)، حتی پورسرخ و مجتبی(که بسیار کوتاه است). محیط خلق می‌کند و فضا. کاستی‌ها و ضعف‌های کوچک فیلم، آسیب جدی به اثر نمی‌زنند.

قدرت اصلی فیلم در «بدمن‌»‌اش است؛ و عمق آن.

درباره محتوای «عیار» بعداً در زمان اکرانش خواهم گفت. اما فیلم‌ساز ما بایستی از «شر» فیلم خوبش خلاص شود تا جلو برود و قصه‌ای دیگر بگوید. قصه‌ای کوچک اما عمیق.




منبع : خبر

 

-----------------------------------

 

نگاهی به "عیار 14"/
تقدیر محتوم گناهکاران


"عیار 14" پرویز شهبازی که در بخش بین‌الملل بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر اکران شد، تجربه‌ای متفاوت در کارنامه فیلمسازی است که کشف لایه‌های پنهان روابط انسان‌ها را دوست دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، "عیار 14" با نمایی از جنازه‌ای آغاز می‌شود که عکس فرید (محمدرضا فروتن) در کنار آن، پیش‌بینی یک اتفاق مهم را برای بیننده آسان می‌کند. فیلم با این تمهید به بیننده درباره فرجام شخصیت‌ها آگاهی می‌دهد. دشواری کار فیلمساز از همینجا شروع می‌شود و او باید در طول فیلم طوری حرکت کند که بیننده با وجود این آگاهی برای دیدن ترغیب شود.

امتیاز بزرگ فیلم این است که می‌تواند از طریق روایت ساده مسیر تقدیری فرید به سمت مرگ، این جذابیت را برای بیننده‌اش به وجود بیاورد. مسیر داستانی که شهبازی می‌چیند این تعلیق و جذابیت را دارد و زمانی که با غافلگیری پایان فیلم کامل می‌شود بیننده از شریک شدن در این بازی لذت برده است. چینش حوادث و روند فاش کردن راز منصور (کامبیز دیرباز) هوشمندانه و با پرهیز از داستانپردازی کلاسیک اتفاق می‌افتد و فیلمساز با خودآگاهی تلاش می‌کند فضایی واقعگرا در فیلم به وجود بیاورد.

"عیار 14" در انتقال حس سکون و سردی حاکم بر زندگی شخصیت‌ها موفق است. فضای برفی و آرامش غریب شهر وضعیت بغرنج آدم‌های درگیر قصه را موکد می‌کند. سرما عنصری داستانی و موثر در پیشبرد قصه است و علاوه بر جذاب کردن ساختار بصری با درونمایه اثر ارتباط تنگاتنگ دارد. پرسه زدن‌های بی‌نتیجه فرید که نشانه تلاش بیهوده برای فرار از سرنوشت است در دل خیابان‌های برفی شهر سینمایی‌تر شده و می‌شود حدس زد این گشت و گذار در فضایی دیگر این حس را به وجود نمی‌آورد.

فرید شخصیت اصلی فیلم در اغلب صحنه‌ها مقابل دوربین است و بخش قابل توجه اتفاق‌ها در طلافروشی او می‌افتد. شخصیت‌های فیلم در این مغازه و از طریق رابطه‌ای که با فرید دارند معرفی می‌شوند. نوع دکوپاژ شهبازی و استفاده از حرکت‌های آرام دوربین به این فضاهای محدود تنوع داده است. البته میزانسن و حرکت دوربین متناسب با فضای سرد فیلم رخوت مصنوعی زندگی فرید را نشان می‌دهد.

شهبازی در "عیار 14" مانند "نفس عمیق" سعی می‌کند از طریق نزدیک شدن به شخصیت‌ها و نمایش لایه‌های پنهان روابط آنها واقعیت زندگی در جامعه امروز را به تصویر بکشد. آدم‌های فیلم که شهبازی از قضاوت کردن درباره آنها پرهیز می‌کند، درگیر تنهایی هستند. فرید، همسرش، مینا و منصور دچار موقعیتی نامتعادل و ناامن هستند و این تنهایی حلقه اتصال آنها است و سرنوشت تراژیک آنها را تلختر می‌کند.

ارائه اطلاعات به شکل پراکنده، استفاده از تصاویر سیاه و سفید برای روایت آنچه در گذشته منصور و فرید اتفاق افتاده و پرهیز از روشن کردن همه بخش‌های ماجرا به شکل مستقیم و واضح از امتیازهای فیلم تازه شهبازی است. استفاده از عنصر تصادف و تقدیر در فیلم هوشمندانه است.

بخش قابل توجه اتفاق‌های فیلم تصادفی است، اما فیلمساز از آنها استفاده دراماتیک می‌کند. دیدار اتفاقی مینا (مینا ساداتی) و منصور، اقامت احسان (پوریا پورسرخ) و منصور در مسافرخانه و... ذهن بیننده را از اتفاقی که قرار است کارگردان در پایان فیلم از طریق آن بیننده را شوکه کند، دور می‌کند.

شهبازی از این طریق، تعلیق را از درون قصه به فیلم تزریق می‌کند. در فصلی که فرید برای پیدا کردن احسان به مسافرخانه آمده حس صحنه و بازی فروتن این احساس را در مخاطب به وجود می‌آورد که دیدار ناخواسته فرید و منصور در مسافرخانه اتفاق می‌افتد. اما فیلمساز این فصل را هم با سرگردانی فرید به پایان می‌برد و پایان قصه را به تاخیر می‌اندازد.

فیلم، آرزوی همیشگی بشر درباره سرنوشت بدکاران و بازی عادلانه تقدیر با آنها را بدون شعارزدگی به تصویر می‌کشد. آنجا که منصور دور از هیاهو در دل طبیعت به سمت روستایی می‌رود که دخترش در آن چشم انتظار او است. و دوربین از نمای دور روستایی را نشانمان می‌دهد که از برف سفیدپوش است و حسی مبهم و غریب را به بیننده منتقل می‌کند.

ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ

محدثه واعظی‌پور
 

-----------------------------------------------------

 

نگاهی به فیلم "عیار 14"/
مکافات بسیار برای هیچ ...


ادراک غریزی پرویز شهبازی در "عیار 14" با دانش و تجربه‌ای قوام آمده که موجب می‌شود او در روایت سینمایی هر نوع داستانی استادانه عمل کند.
به گزارش خبرنگار مهر، در پس آثار شهبازی تجربه و پختگی بیش از چند فیلم که در کارنامه دارد به چشم می‌خورد. از اولین اثر او "مسافر جنوب" که به عنوان فیلمسازی جوان و مطابق با جو سینمای آن دوره به تقلید و تبعیت از آثار کیارستمی ساخته شد، به وضوح درک عمیق  او از مدیوم سینما و چگونگی استفاده از ابزار آن و همینطور تفاوت او با سایر فیلمسازان پیرو کیارستمی به چشم می‌آمد.

اکنون این ادراک غریزی با دانشی و تجربه‌ای قوام آمده که موجب می‌شود شهبازی در روایت سینمایی هر نوع داستانی استادانه عمل کند. نتیجه آثار او نمایانگر ذهنیت همه‌جانبه نسبت به چیستی و چگونگی آثارش است. او به درستی می‌داند از یک داستان چه می‌خواهد و تصویر قرار است چه چیزی به آن بیفزاید و نه تنها هیچ فصل هرز رفته یا سستی در کارش دیده نمی‌شود، بلکه تک تک نماها هم حساب شده و سر جای خود هستند.

بازی و گردش‌ها و حرکت‌های بی‌هدف میزانسن و دوربین و بازیگر برای ساختارشکنی یا برای به رخ کشیدن تفاوت ساختاری ابداً در فیلم سینمایی "عیار 14" وجود ندارند و در عین حال گویی راکورد نوعی خفگی و بستگی در نماهای مربوط به محمدرضا فروتن حفظ شده که ریسک بسیار بزرگی به شمار می‌رود.

فروتن بازیگر اصلی است و بیشتر زمان فیلم با او سپری می‌شود و ممکن بود اینگونه نماها به سرعت تماشاگر را خسته کند، اما هوشمندی فیلمساز و در کنار او فیلمبرداری استادانه علی  لقمانی و همینطور تدوین درست در زمان‌های مورد نیاز نوعی تنفس ذهنی و چشمی به تماشاگر می‌دهد که موجب می‌شود خفقان آگاهانه متعلق به نماهای فرید به کل داستان و ذهنیت تماشاگر از فیلم تسری پیدا نکند.

از سوی دیگر شهبازی داستانی را برگزیده که به سادگی می‌توانست به یک داستان کلاسیک اخلاقگرایانه بدل شود. "عیار 14" نسخه وارونه و تلطیف‌شده "جنایت و مکافات" است که با وجود داشتن نقطه اوج هولناک و فرودی با خصلت‌های داستان‌های کلاسیک، به دلیل ایجاد فاصله‌ای نامحسوس میان شخصیت‌های داستان و تماشاگر، در لفافی از روایت مدرن پوشانده می‌شود.

ما اضطراب و ترس و دلواپسی را در فروتن می‌بینیم و با احساساتش همراه می‌شویم، اما چینش نماها و زوایای دوربین به نحوی نیست که احساس وحشت به همان شکل به تماشاگر منتقل شود، بلکه این حس تنها از طریق ما دیده و پس از آن درک می‌شود و همراهی ما با شخصیت داستان است که نگرانمان می‌کند، نه موقعیت نفسبری که در حال دیدن آن هستیم.

به مفهوم دیگر قرار نیست ما با پوست و گوشت و استخوانمان احساسات شخصیت‌های داستان را لمس کنیم و تنها به درک آن اکتفا می‌کنیم. این در حالی است که در فیلم‌هایی با ساختار کلاسیک، این دو همزمان بیننده را به اوج هیجان و همذات‌پنداری می‌رسانند.

در همان اوایل داستان منصور را با عینکی بر چشم می‌بینیم و گفته می‌شود یکی از چشم‌های او به شدت آسیب دیده است و احتراز او از نشان دادن چشمش به دیگران این توقع را در تماشاگر ایجاد می‌کند که دیدن چشم نفرت‌انگیز او به لحظات حساس فیلم موکول شده تا بر تاثیر آن لحظات بیفزاید.

اما در فصول انتهایی فیلم و آن هم بدون هیچ تاکید خاص چشمی را می‌بینیم که اصلاً نفرت‌انگیز و آزاردهنده نیست و تصور ما در مورد چشم منصور مانند قضاوتمان نسبت به خود او تغییر می‌کند. مشخص‌ترین دکوپاژ برای چنین صحنه‌ای نمایش ناگهانی نمای نزدیک صورت او به شکل فیلمفارسی‌اش چشم او بود که می‌توانست برای لحظه‌ای تماشاگر را در جای خود میخکوب کند و سپس این فرصت را به او بدهد که دریابد چشم منصور مشکل چندانی ندارد.

فیلمساز تمام این فرصت‌های نمایشی را برای درگیر کردن تماشاگر آگاهانه از دست می‌دهد تا روندی عقلانی را در جریان فیلم بگنجاند و هضم کند. همین اتفاق به صورت دیگر برای مضمون کار می‌افتد. شاید بتوان گفت جوهره داستان از ضرب‌المثل ترس برادر مرگ است گرفته شده که اگر صرفا قرار بود همین جوهره گسترش یابد به همان داستان اخلاقگرا می‌رسیدیم که پیشتر از آن یاد کردیم.

فیلمساز عرض داستان را با استفاده از حواشی زندگی شخصیت اول فیلم گسترش می‌دهد و با ورود به جزئیات موجب می‌شود که خط اصلی داستان بیش از آنچه باید برجسته نشود و به نحوی آن را تلطیف می‌کند. تنها یک پرسش همچنان بی‌پاسخ ماند و آن دلیل تاکید دو سه باره لیلا روی خراب بودن گرمکن شیشه عقب ماشین و بی‌اهمیت بودن آن برای فرید بود.

این تاکیدها قاعدتاً وقتی کنار هوای برفی و کمبود بنزینی قرار می‌گیرند که فرید را وا می‌دارد ماشین‌اش را با ماشین همسرش عوض کند، باید در جایی به کار بیایند و برای مثال بخارگرفتگی یا برف‌گرفتگی شیشه عقب ماشین مشکل دیگری به مشکلات آنها بیفزاید. در حالی که این موضوع بدون هیچ پیامدی رها می‌شود.

نکته آخر که نمی‌توان از یاد برد بازی قابل قبول و کنترل‌شده تمام بازیگران "عیار 14" است. فروتن و کامبیز دیرباز، بازی‌های مینی‌مال‌تری نسبت به گذشته و کاملاً متناسب با جنس این کار ارائه داده‌اند و به خصوص پوریا پورسرخ که به عقیده من نقش‌اش در این فیلم بهترین بازی کارنامه حرفه‌ای‌اش به شمار می‌رود.

ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ‌ ــ

نیوشا صدر
 

نوشته شده توسط رزا در 1:24
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
جشنواره فیلم فجر در بندرعباس هم برگزار شد.

 

 

با فيلم‌هاي «عيار14»، «سوپر استار» و «بيست»؛
جشنواره فيلم فجر در شيراز، مشهد و بندرعباس كليد خورد

خبرگزاري فارس: رييس شوراي عالي تهيه كنندگان سينماي ايران از آغاز به كار جشنواره فيلم فجر در سه مركز استان كشور خبر داد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر ، سيدغلامرضا موسوي گفت : نمايش فيلم هاي جشنواره فيلم فجر از روز دوشنبه چهاردهم بهمن ماه در شيراز آغاز شد.
وي ادامه داد : اولين فيلم به نمايش در آمده در شيراز فيلم «عيار14» ساخته پرويز شهبازي بود و در اين استان در مجموع ، 14 فيلم ايراني و 6 فيلم خارجي به نمايش در مي‌آيد.
موسوي با اشاره اين كه جشنواره فيلم فجر از روز پانزدهم بهمن ماه در مشهد كليد خورد، افزود : جشنواره در مشهد كار خود را با فيلم «سوپر استار» ساخته تهمينه ميلاني آغاز كرد و در اين شهر 18 فيلم ايراني به روي پرده خواهد رفت.
وي اظهار داشت : امروز ( شانزدهم بهمن ماه ) نيز جشنواره در شهر بندرعباس و با فيلم «بيست» ساخته عبدالرضا كاهاني كليد خورد و در اين شهر نيز 12 فيلم ايراني و 6 فيلم خارجي به نمايش در مي‌آيد.
بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر روز بيست و دوم بهمن ماه سال جاري به كار خود پايان مي‌دهد.
انتهاي پيام/ا

 

------------------------------------------

 

براي اكران سال 88
«عيار14» و 14 فيلم ديگر را فيلميران پخش مي‌كند

خبرگزاري فارس: شركت پخش فيلميران همزمان با جشنواره فيلم فجر در بروشوري كه انتشار داده، اسامي پانزده فيلمي كه پخش و اكران عمومي آنها را برعهده دارد، معرفي كرده كه اسامي «پستچي سه بار درنمي‌زند»، «هفت و پنج دقيقه»، «عيار14» به چشم مي‌خورد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در اين بروشور كه شامل معرفي فيلمها و پوستر فيلم است 15 فيلم شامل فيلم‌هاي آتشكار (محسن امير يوسفي)،بيست(عبدالرضا كاهاني)، پستچي سه بار در نمي‌زند(حسن فتحي)، تاكسي نارنجي(ابراهيم وحيدزاده)، حريم(محمد احمدي)،خروس جنگي (مسعود اطيابي)، درباره الي (اصغر فرهادي )ستاره مي شود (فريدون جيراني )شبانه (كيوان علي محمدي واميد بنكدار)، صداها (فرزاد موتمن)،‌ عيار 14(پرويز شهبازي)، كلبه(جواد افشار)، لالايي (منيژه حكمت)، وقتي همه خوابيم(بهرام بيضايي) و هفت‌وپنج دقيقه(محمدمهدي عسگرپور) به عنوان فيلم‌هايي كه توسط فيلميران قرار است اكران عمومي شوند، معرفي شده‌اند.
همچنين فيلم‌هاي زندگي با چشمان بسته(رسول صدرعاملي)، سن پطرزبورگ (بهروز افخمي)، حريم اتوبان(سياوش سعدي)، نيش و زنبور (حميدرضا صلاحمند) و شكارچي(رفيع پيتز) از فيلم‌هايي هستند كه اگرچه در مرحله پيش توليد و يا فيلمبرداري قرار دارند ولي پخش آنها توسط فيلميران قطعي شده است.
انتهاي پيام/ا

 

 

 

نوشته شده توسط رزا در 1:16
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
جدول اکران های (عیار14) و ( دلخون) در سینماهای ایران در جشنواره فیلم فجر

 

 

با سلام

دوست خوبم سما لطف کردند و از سینما جدول اکران فیلم های حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران را تهیه و اکران های (عیار۱۴) و (دلخون) را در اختیار وبلاگ قرار دادند...امیدوارم شما دوستان تماشای این فیلم ها را از  دست ندهید.

 

سینما موزه - چهارشنبه 16 بهمن -عیار 14 - ساعت 20 سانس چهارم.

سینما ماندانا - پنجشنبه 17 بهمن - عیار 14- ساعت 16:30 سانس دوم.

سینما آزادی سالن اصلی- پنجشنبه 17 بهمن - عیار 14 - ساعت 14 سانس اول و ساعت 20 سانس چهارم.

سینما اریکه ایرانیان - پنجشنبه 17 بهمن - عیار14 - ساعت 16سانس دوم.

سینما رازی - پنجشنبه 17 بهمن - عیار 14- ساعت 19:30 سانس چهارم.

سینما زندگی 2 - پنجشنبه 17 بهمن - عیار 14 - ساعت 14:30 سانس اول . ساعت 22:30 سانس پنجم.

سینما استقلال - جمعه 18 بهمن - دلخون - ساعت 15:30 سانس دوم.

سینما فرهنگ 1 - جمعه 18 بهمن - عیار 14 - ساعت 18 سانس سوم.

سینما فرهنگ 2 - جمعه 18 بهمن - عیار 14 - ساعت 17 سانس سوم.

سینما جوان 2- جمعه 18 بهمن - عیار 14 - ساعت 21:30 سانس پنجم.

سینما زندگی 3 - جمعه 18 بهمن - دلخون - ساعت 22 سانس پنجم

سینما آفریقا - شنبه 19 بهمن - عیار14- ساعت 14 سانس اول و ساعت 18 سانس سوم.

سینما جوان 2- یکشنبه 20 بهمن - دلخون - ساعت 13:30 سانس اول و ساعت 17:30 سانس سوم.







نوشته شده توسط رزا در 0:49 | لينک به اين مطلب |
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
اهمیت شهبازی بودن

 

 




به استقبال نمایش «عیار 14» در سینمای رسانه‌های جشنواره فجر؛
اهمیت شهبازی بودن


سینمای ما - پویان عسگری:

1) امروز سه‌شنبه، 15 بهمن سال 1387 است. چهار روز از جشنواره فجر گذشته و هنوز فیلمی دیده نشده که شوق‌آور و لذت‌بخش باشد. این نظر اکثر کارشناسان و مردمی است که در این 4 روز به تماشای فیلم‌ها نشسته‌اند. البته در روز دوم جشنواره، فیلم کارگردان قدیمی سینمای ایران، یعنی بهرام بیضایی با نام «وقتی همه خوابیم» به اندازه کافی سرو صدا کرد و حاشیه به همراه آورد. حاشیه‌هایی که بیشتر منفی بودند و خبر از عدم علاقه مردم و منتقدان نسبت به آخرین فیلم بیضایی می‌دادند. اتفاق جذاب دیگری در این 4 روز نیفتاده و جشنواره فجر روزهای کسالت بار (یاکسالت‌آور) خود را طی می‌کند و امروز قرار است که چهارمین فیلم پرویز شهبازی با نام «عیار 14‌» در سالن مطبوعات به نمایش در آید. امروز آخرین فیلم کارگردان «نفس عمیق» را می‌بینیم.

2) دهه شصت میلادی، دوران گذار زندگی آمریکائیان و اکثر اروپایی‌های سراسر دنیا بود. دو دهه بعد از جنگ جهانی دوم شکل و نوع زندگی داشت وارد حال وهوای تازه‌ای می‌شد. کودکان دهه چهل حالا جوانان دهه شصتی بودند که جور دیگری به دنیا نگاه می‌کردند و انتظارشان از زندگی چیز دیگری بود و می‌خواستند که مدینه فاضله‌شان را به شکل دیگری بسازند وخب به دلیل ارزش‌های جدید شکل گرفته، جامعه آمریکایی دچار نوسانات بسیار شد. به عنوان نمونه‌ای صنعتی و هنری، سینمای آمریکا بدترین دهه خود را در سال‌های میان 1960 تا 1967 طی کرد. فیلم‌های استادان قدیمی، برای تماشاگران امروزی (آن‌سال‌ها!) دیگر جذاب نبود و آنها فیلم‌های مدرن اروپایی را به محصولات وطنی‌شان ترجیح می‌دادند. در نتیجه سینمای آمریکا وارد فاز جدیدی شد. فیلمسازان جوان که تولیدات ارزان قیمت می‌ساختند در مرکز توجه قرار گرفتند و در دل استودیوهای عظیم‌ هالیوودی مشغول به فیلم ساختن شدند. ما‌یک نیکولز در 1967 «فارغ‌التحصیل» را ساخت. فیلمی که از آن به عنوان آغازگر هالیوود جدید اسم می‌برند. در طی سه سال آخر دهه شصت شاهکارهایی با فرم، بیان و ساختارهای تازه در سینمای آمریکا ساخته شدند که کارگردان‌های اکثرشان، افرادی جوان و تازه کار بودند. چه کسی تقه در را می‌زند؟ (مارتین اسکورسیزی)، کابوی نیمه شب (جان شله‌زینگر)، ایزی رایدر (دنیس‌هاپر)، شب مردگان زنده (جرج رومرو) و انبوهی فیلم دیگر که سندهایی جاودانه از ثبت زمانه خود در تاریخ سینما شدند. اما در این تغییر حالت و شکل سینمای آمریکا در سه سال آخر دهه شصت، کسی که بیشترین تاثیر را داشت خود جوان دهه شصتی نبود اما شناخت درستی از حال و هوای زمانه‌اش داشت. منظورم آرتورپن است. کارگردانی که در سال 1966 فیلم« تعقیب» را ساخت. فیلمی که دیوید تامسون منتقد معروف تاریخ سینما، آن را آغازگر تولیدات دهه هفتادی می‌داند و در سال 1967 شاهکار جاودانه‌اش«بانی‌وکلاید» را کارگردانی کرد. می‌دانیم که بانی وکلاید از محبوب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما نزد تماشاگران است و بیشترین تاثیر را روی فیلمسازان مهم دهه هفتادی از قبیل مارتین اسکورسیزی، فرانسیس‌فورد کوپولا، ترنس مالیک، برایان دپالما و سام پکین‌پای بزرگ داشته است.

3) سینمای ایران راه پس و پیش ندارد. الان وقت انتخاب است. گذشته که گذشته. می‌شود از الان به آینده فکر کرد. به زمانی که سالی حداقل 4،3 فیلم مهم در سال ساخته شود و کمدی‌های مهمل تلویزیونی راهی به پرده نداشته باشند. در میان تولیدات امسال سینمای ایران، به نظرم دو فیلم می‌توانند، نقش مهمی از نظر تاریخی بازی کنند. اولی را قرار است امروز ببینیم.
« عیار14» به شهادت کسانی که آن را دیده‌اند، فیلم خوبی شده. وضعیت سینمای ایران در شرایط فعلی، شبیه موقعیتی است که در بند قبلی توضیح دادم. به بن‌بست رسیده و این وسط معجزه می‌تواند، ادامه راه را تثبیت کند. معجزه‌هایی از جنس آرتورپن. اگر فیلم شهبازی خوب باشد (که خدا کند شاهکار باشد!) فقط یک فیلم خوب نیست‌ که از کارگردانی کاربلد و اصطلاحا «این‌کاره» بهره می‌برد. اگر فیلم شهبازی خوب باشد، معنی‌اش این است که دانش، آگاهی و تداوم هم در سینمای ایران (سینمای این سال‌ها) می‌تواند معنا داشته باشد. نفس عمیق که شاهکار بود. به قول امیر قادری خدا کند سر این یکی انتظارکش نشویم.« عیار14» به شکلی متفاوت و با هویتی دیگر می‌تواند«بانی‌وکلاید» سینمای دهه هشتاد ایران باشد. شهبازی زمان فیلمبرداری «عیار14»
45‌سال داشت، یعنی دقیقا همان سنی که آرتورپن شاهکارش «بانی‌وکلاید» را ساخت.

4) نام فیلم دوم« اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» (شهرام مکری) است. تماشایش را از دست ندهید.


نوشته شده توسط رزا در 20:45
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
«عيار 14» با امضاي كيارستمي و خريد رايت موسيقي آداجيو آلبينوني

 

 

«جام جهان‌نما»؛ امروز با «عيار14»
«عيار 14» با امضاي كيارستمي و خريد رايت موسيقي آداجيو آلبينوني

خبرگزاري فارس: امضاي عباس كيارستمي در سكانس پاياني و خريد رايت موسيقي آداجيو آلبينوني از نكات مهم فيلم سينمايي «عيار 14» ساخته پرويز شهبازي است.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، پرويز شهبازي كارگردان فيلم «نفس عميق»، اين بار در جشنواره بيست‌و‌هفتم فيلم فجر با «عيار 14» حضور دارد. اين فيلم كه براساس فيلمنامه‌اي از شهبازي ساخته شده، در مورد مرد طلافرشي است كه به دوست خود خيانت مي‌كند و حالا پس از گذشت سال‌ها كه رفيقش از زندان آزاد شده، ترس اين را دارد كه قرباني انتقام شود.
بنا به گزارش فارس، در اين فيلم «محمدرضا فروتن» و «كامبيز ديرباز» نقش‌هاي اصلي را بازي مي‌كنند و پوريا پورسرخ، مهوش افشار‌پناه، مينا ساداتي و بهرنگ علوي ديگر بازيگران آن هستند.
فيلمنامه «عيار 14» را شهبازي بارها و بارها بازنويسي كرده است و نكته قابل توجه آن، در اختيار گرفتن حق قانوني استفاده از 4 دقيقه از قطعه «آداجيو آلبينوني» براي سكانس پاياني فيلم است.
علاوه بر اين عباس كيارستمي سكانس نهايي اين فيلم را به امضاء خود كارگرداني كرده است. در اين سكانس بازي كامبيز ديرباز بسيار خيره‌كننده است.
فضاي فيلم در شهر كوچك و سردي مي‌گذرد كه بي‌نام و نشان است و مخاطب مي‌تواند اسم هرجايي كه خواست را روي آن بگذارد.
فروتن در اين فيلم در نقش يك طلافروش ظاهر مي‌شود كه بازي بسيار خوبي را از اين قشر جامعه ارائه مي‌كند و ترس و واهمه‌اي شخصيت را به خوبي ايفا مي‌كند.
صداگذاري فيلم سه ماه طول كشيد و شهبازي يك نماي فيلم را در اين مرحله فيلمبرداري كرد.
در تازه‌ترين فيلم شهبازي، قوت فيلمنامه و رشته پيوند‌دهنده‌اي كه بين‌ آدم‌هاي قصه وجود دارد، تماشاگر را با خود همراه مي‌كند.
انتهاي پيام/ا

 

--------------------------------------

 

لغو شدن نشست پرسش و پاسخ فيلم سينمايي «عيار14»

به دليل عدم تمايل «پرويز شهبازي»؛

نشست خبري «عيار14» برگزار نشد

خبرگزاري فارس: نشست خبري فيلم «عيار14» ساخته «پرويز شهبازي» برگزار نشد


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در شرايطي كه منتقدان و نويسندگان سينمايي حاضر در سينماي رسانه‌ها بعد از پايان نمايش تازه‌ترين اثر «پرويز شهبازي» در سالن شماره 3 سينما فلسطين حاضر شدند تا در نشست خبري فيلم «عيار 14» شركت كنند، به دليل عدم تمايل «پرويز شهبازي» براي برگزار اين نشست،‌ دست خالي سالن را ترك كردند.
بنا بر اين گزارش، در حالي كه منتقدان سينمايي از فيلم «عيار14» استقبال مناسبي به عمل آوردند و جمع زيادي از آنها، اين فيلم را در ادامه «نفس عميق» فيلم شاخصي از اين فيلمساز مي‌دانستند، عدم حضور «شهبازي» در جلسه براي آنها سؤال‌برانگيز شد.
اين در حالي بود كه «پرويز شهبازي» در حين نمايش فيلم در قسمت شمال غربي سالن شماره سينما فلسطين در صندلي‌هاي فلزي رديف آخر به همراه منتقدان فيلم خود را ديد.
گفته مي‌شود ناخشنودي اين كارگردان از تيتر بولتن امروز جشنواره فيلم فجر (مي‌ترسم خجالت بكشم) دليل اقدام وي در ترك سينماي رسانه‌ها بوده است.
نكته ديگر، اين كه «كامبيز ديرباز» بازيگر فيلم بي‌خبر از تصميم كارگردان «عيار 14» براي لحظاتي در نشست خبري حاضر شد و بعد از برپا نشدن جلسه، سالن را ترك كرد تا عكاسان از ميز خالي جلسه عكس بگيرند.
انتهاي پيام/ا

                                    
 
 
 
                          
 
 
 
                         
 
نوشته شده توسط رزا در 20:30
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
10 فيلم برگزيده تماشاگران در بخش‌ بين‌الملل معرفي شدند

 

 

جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر/198
10 فيلم برگزيده تماشاگران در بخش‌ بين‌الملل معرفي شدند

خبرگزاري فارس: 10 فيلم برتر تماشاگران بخش بين‌الملل بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از سوي ستاد برگزاري سيمرغ مردمي جشنواره اعلام شد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر ، اين ستاد كه با همكاري خانه سينما و دبيرخانه جشنواره تشكيل شده آراي تماشاگران بخش بين‌الملل جشنواره را بررسي كرده است و سيمرغ اين بخش را مراسم اختتاميه بخش بين‌الملل جشنواره اهدا خواهد كرد.
بر پايه اين گزارش، فيلم‌هاي وقتي همه خوابيم ساخته بهرام بيضايي ، بيست ساخته عبدالرضا كاهاني ، عيار 14 ساخته پرويز شهبازي، زادبوم ساخته ابوالحسن داودي ، هر شب تنهايي ساخته رسول صدرعاملي ، سوپراستار ساخته تهمينه ميلاني، دست‌ها ، مي‌زاك ساخته حسينعلي ليالستاني، 9 ميلميتر و شكوفه‌هاي گيلاس فيلم‌هاي برگزيده تماشاگران بخش بين‌الملل جشنواره فيلم فجر هستند.
بر پايه اين گزارش ، فيلم برگزيده بخش بين‌الملل امشب در مراسم اختتاميه اين رويداد معرفي و سيمرغ بلورين دريافت خواهد كرد.
بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از 11 تا 22 بهمن ماه جاري در تهران در حال برگزاري است و بخش بين‌الملل جشنواره امروز با شناخت برگزيده‌ها به كار خود پايان خواهد داد.
انتهاي پيام/ا

 

-------------------------------------------

 

جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر/200
فردا؛ نمايش 26فيلم ايراني در 11 سينماي مردمي

خبرگزاري فارس: 26 فيلم بلند ايراني در روز اول نمايش بخش ملي بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر به روي پرده خواهند رفت .


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر ، در اين روز شاهد نمايش فيلم هايي از بخش هاي سوداي سيمرغ ، نگاه نو ، چشم واقعيت و ويديو سينما خواهيم بود.
بر پايه اين گزارش فيلم هاي آبي گاهي آسمان ، هر شب تنهايي ، امشب شب مهتابه ، زماني براي دوست داشتن ، صداها ، خروس جنگي ، صندلي خالي ، چهره به چهره ، ميزاك ، بيست ، يه وجب از آسمان ، آن سوي رودخانه ، راز مهتاب ، مانا ، قاتل پنجم ، عيار 14، نخلستان صابر ، حيران ، زينت ، اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر، ميكائيل ، شكار روباه ، زمزمه بودا ، شايد دوست شايد دشمن ، محبوبه و حريم.
18 سالن نمايش فيلم در 11 سينماي مردمي فيلم هاي ايراني بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر را نمايش خواهند داد.
بيست و هفتيمن جشنواره بين المللي فيلم فجر از 11 بهمن ماه در تهران آغاز و تا 22 بهمن ماه جاري ادامه دارد.
انتهاي پيام/ا


--------------------------------

 

 ـ مشتركين تلفن همراه مي توانند به ارسال پيامك به شماره 200007 با درج نام سينما فاصله تاريخ (مثال آفريقا 17) از برنامه روز سينماي مورد درخواست با ذكر نام فيلمهايي كه در آن روز و در آن سانس نمايش داده خواهد شد مطلع شوند.

نوشته شده توسط رزا در 20:22
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
فردا؛ نيمي از سيمرغ‌هاي جشنواره پرواز مي‌كنند
 
 
 
اختتاميه بخش بين‌الملل در تالار وحدت؛
فردا؛ نيمي از سيمرغ‌هاي جشنواره پرواز مي‌كنند

خبرگزاري فارس: «حبيب‌ايل‌بيگي» از برپايي بخش اختتاميه جشنواره در تالار وحدت و پرواز سيمرغ‌ بخش بين‌الملل و سيمرغ تماشاگران در اين بخش خبر داد.


«حبيب‌ايل‌بيگي» در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: مراسم پاياني بخش بين‌المللي بيست‌وهفتمين جشنواره فيلم فجر فردا 15 بهمن ماه در تالار وحدت برپا خواهد شد.
وي گفت: در اين مراسم كه با حضور ميهمانان و داوران بخش بين‌المللي برپا خواهد شد، سيمرغ‌هاي بلورين 3 بخش‌ جام جهان‌نما(مسابقه بين‌الملل)، جلوه‌گاه شرق(مسابقه سينماي آسيا) و در جست‌وجوي حقيقت(سينماي معناگرا) اهدا خواهد شد.
ايل‌بيگي افزود: در مراسم فردا كه ساعت 19 برپا مي‌شود، جايزه راه انبيا، دومين جايزه همگرايي در آسياي و پلاك زرين مصطفي عقاد نيز به برگزيدگان خارجي يا ايراني جشنواره اهدا خواهد شد.
وي گفت: همچنين در اين مراسم سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران نيز در بخش بين‌الملل اهدا خواهد شد.
بخش بين‌المللي جشنواره فيلم فجر از 11 تا 15 بهمن برگزار شده و از 16 بهمن، بخش ايراني جشنواره آغاز خواهد شد.
به گفته «ايل‌بيگي» كارگرداني اين مراسم را «مجيد برزگر» و مديريت و تهيه آن را «مرتضي رزاق‌كريمي» برعهده خواهد داشت.
انتهاي پيام/ا

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:17 | لينک به اين مطلب |
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
اکران عیار 14
 

 

 اکران عیار ۱۴ امروز ساعت ۲۰ در سالن ۳ سینما ازادی برگزار شد

 

اخرین اکران عیار ۱۴ در بخش جام جهان نما بخش بین الملل دوشنبه ۱۴ بهمن ساعت ۲۲ در سینما فرهنگ ۱ برگزار می شود.

 

 

------------------------------------

از طریق لینک های زیر می توانید جدول اکران سینما ها در بخش بین الملل را مشاهده نمایید

 

سینما استقلال

 

سینما سپیده

 

سالن 1 سینما ازادی(سالن اصلی)

 

سالن 2 سینما ازادی(شهر قصه)

 

سالن 3 سینما ازادی(شهر قشنگ)

 

سالن 4 سینما ازادی(شهر هنر)

 

سالن 5 سینما ازادی(شهر هفتم)

 

فرهنگ 1

 

فرهنگ2

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:34
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
و اما خبر خوب برای مشهدی های عزیز

 

 

با نمايش 18 فيلم مسابقه سينماي ايران
جشنواره فيلم فجر از 15 بهمن در مشهد كليد مي‌‌خورد

خبرگزاري فارس: جشنواره فيلم فجر از 15 بهمن ماه جاري با اكران 18 فيلم از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر در دو سينماي آفريقا و قدس مشهد و يك روز زودتر از تهران در مشهد كليد خواهد خورد.


به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، حسين مسگراني دبير اين جشنواره در مشهد ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: تلاش كرده‌ايم كه فيلم‌ها ايراني باشند، اما فقط در صورتي كه فيلمي دير به دست ما برسد ناگزير از نمايش فيلم‌هاي خارجي جشنواره مي‌شويم.
وي ادامه داد: فيلم‌هاي انتخاب شده شامل امشب شب مهتاب به كارگرداني محمدهادي كريمي، بي‌پولي به كارگرداني حميد نعمت‌الله، بيست به كارگرداني عبدالرضا كاهاني، پستچي سه بار در نمي‌زند به كارگرداني حسن فتحي، ترديد اثر واروژ كريم مسيحي، دوزخ برزخ بهشت بيژن ميرباقري، زادبوم ابوالحسن داودي، سوپراستار تهمينه ميلاني، صداها فرزاد موتمن، صندلي خالي سامان استركي، عيار 14 پرويز شهبازي، وقتي همه خوابيم بهرام بيضايي، هفت و پنج دقيقه محمد مهدي عسگرپور، آنسوي رودخانه عباس احمدي مطلق، حريم رضا خطيبي، شبانه روز اميد بنكدار و كيوان علي محمدي و به كبودي ياس به كارگرداني جواد اردكاني است كه احتمال تغيير برخي از آنها هم وجود دارد.
وي خاطرنشان كرد: همچنين با توجه به اينكه از سه نفر از كارگردانان خراساني در مراسم اختتاميه از جمله رسول صدر عاملي تجليل مي‌شود در تلاشيم اكران نخستين فيلم جشنواره را با فيلم هر شب تنهايي اين كارگردان آغاز كنيم.
معاون هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي افزود: فيلم‌ها در دو سينماي آفريقا و قدس مشهد در سه سئانس از ساعت 16 تا 20 و با حداكثر سه بار نمايش در يك روز اكران خواهند شد.
وي تاكيد كرد: در مجموع سينماهاي مذكور هزار و 720 نفر ظرفيت دارند كه هزار و 450 بليت فروخته مي‌شود و بقيه ظرفيت براي استفاده هنرمندان و فرهيختگان در نظر گرفته شده است.
مسگراني با بيان اينكه دانشجويان و هنرمندان از تخفيف 25 درصدي برخوردار خواهند بود گفت: يك نمايش ويژه براي اصحاب فرهنگ و هنر و يك نمايش ويژه نيز براي مديران استان در نظر گرفته شده است.
دبير ششمين جشنواره فيلم فجر در مشهد يادآور شد: فيلم‌هاي مذكور در ژانرهاي مختلف و در بخش مسابقه حضور دارند و بخش نقد و بررسي نيز هر شب ساعت 22 در سالن شماره 2 سينما قدس مشهد با حضور عوامل فيلم برگزار مي‌شود.
انتهاي پيام/ش20

 

--------------------------------------------

 

 
توسط مدير امور بين‌الملل جشنواره فيلم فجر؛
اسامي 5 داور ايراني بخش‌هاي مختلف بين‌الملل اعلام شد

خبرگزاري فارس: ظهر امروز و در مراسم ضيافت داواران بخش بين‌الملل اسامي 5 داور ايراني بخش‌هاي مختلف بين‌الملل جشنواره فيلم فجر اعلام شد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، بر اين اساس در بخش جام جهان نما «محمد مهدي عسگرپور» و «مجيد شيخ‌انصاري»، در بخش جلوه‌گاه شرق يا مسابقه آسيا، «محمدرضا اصلاني»، در بخش در جستجوي حقيقت يا مسابقه معناگرا، «محمدباقر قهرماني» و در بخش راه انبياء يا بين‌المذاهب «ابراهيم فياضي» 5 داور ايراني بخش‌هاي مختلف بين‌الملل جشنواره‌ فيلم فجر را داوري مي‌كنند.
بر اساس اين گزارش،آندري زوياگينتسف کارگردان روسي ، مارک باشه تهيه کننده فرانسوي ، پل کاکس فيلمساز هلندي ، ميکل اولاسير گويي مدير جشنواره سن سباستين، روبرتو استابيله مدير انجمن تهيه کنندگان سينماي ايتاليا، مجيد شيخ انصاري و محمد مهدي عسگر پور از ايران به عنوان داوران بخش جام جهان نما جشنواره فيلم‌ها را مورد قضاوت قرار خواهند داد.
همچنين،راک دمرس تهيه کننده کانادا ، جاويد جعفري مجري و بازيگر سينماي هند ، نيکولا مارجينيانو فيلمبردار رومانيايي ، هانس يوآخين اشلگر مورخ سينما نظريه پدرداز آلمان و محمد باقر قهرماني به عنوان داوران بخش در جست و جوي حقيقت نيز معرفي شده‌اند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،در بخش جلوه گاه شرق نيز لطيف احمدي کارگردان و مدير سينمايي افغاني ، بختيار خدا نظرف کارگردان تاجيک ، محمد ملص کارگردان سوري ، سميح کاپلان اوغلو کارگردان و نويسنده ترکي و محمدرضا اصلاني به عنوان داور توسط اسفندياري معرفي شدند.
انتهاي پيام/ا

 

------------------------------------------

 

گزارش فارس از ضیافت داوران بخش بین الملل

 

گزارش تصویری از ضیافت داوران بخش بین الملل

 

----------------------------------------

 

پوشش زنده هفت شبکه رادیویی از جشنواره      

13 بهمن 1387 ساعت 13:50

radio

هفت شکبه رادیویی به صورت زنده اخبار و اطلاعات برنامه های بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را پوشش می دهند.

به گزارش روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم فجر ، این شبکه ها با برنامه های مختلفی به صورت زنده در سینمای رسانه ها حضور دارند و با عوامل فیلم ها و منتقدان گفت و گو می کنند.

شبکه های رادیویی جوان (برنامه نشانی ) ، ایران (نمای نزدیک ) ، فرهنگ ( با چهار ویژه برنامه ) ، رادیو تهران ( برنامه صدای پایتخت ) ، صدای آشنا ( برون مرزی ) ؛ صدای ایران و اداره کل پخش اخبار رادیو ، در پلاتو هایی که به آن اختصاص داده شده ، اخبار جشنواره را پوشش می دهند.

سینمای رسانه های بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر فلسطین است که همه روزه فیلم های این رویداد را نمایش می دهد.

بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از یازدهم بهمن ماه سال جاری در تهران آغاز و تا بیست و هفتم بهمن ماه ادامه دارد.

 

 

نوشته شده توسط رزا در 21:4
جمعه یازدهم بهمن 1387
و اما خبر خوب برای شیرازی های عزیز

 

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس خبر داد:
آغاز اكران جشنواره فيلم فجر با نمايش 20 فيلم در شيراز

خبرگزاري فارس: مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس گفت: هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر شيراز با اكران 14 فيلم ايراني و شش فيلم خارجي اجرا مي‌شود.


به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، منصور طبيعي پيش‌ از ظهر ديروز در جمع خبرنگاران افزود: امسال در كشور بيست و هفتمين‌امين سال جشنواره بين‌المللي فيلم فجر است كه برابر سال‌هاي گذشته گوشه‌‌هايي از اين جشنواره در استان‌هاي فارس و خراسان رضوي اكران مي‌شود.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس با بيان اين كه امسال استان‌هاي ديگري نيز متقاضي برگزاري گوشه‌هايي از جشنواره در استان خود شده‌اند، گفت: بعد از تهران بيشترين عنوان كار در شيراز به ‌نمايش گذاشته مي‌شود.
طبيعي افزود: هشتمين دوره فيلم فجر شيراز از 14 تا 24 بهمن‌ ماه در سه سالن و در چهار سانس برگزار خواهد شد.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس با بيان اين كه فيلم‌هاي اين دوره از جشنواره در مجموعه فرهنگي، هنري حافظ و سينماهاي ايران و سعدي شيراز به نمايش درمي‌آيد گفت: زمان اكران فيلم‌ها در مجموعه فرهنگي، هنري حافظ ساعت 18 و در سينما‌هاي سعدي و ايران سانس‌هاي 16، 18 و 20/30 خواهد بود.
طبيعي اظهار داشت: 35 فيلم ايراني در تهران در بخش مسابقه به اكران درمي‌آيد كه از اين ميزان بين 10 تا 14 فيلم همزمان در شيراز اجرا خواهد شد و مابقي فيلم‌ها خارج از بخش رقابتي است كه عمدتا فيلم‌هاي خارجي هستند.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس نشست‌هاي نقد و بررسي فيلم‌هاي جشنواره، نمايشگاه انتشارات فارابي، آثار ماندگار حوزه انقلاب، بهترين نقد و بررسي كوتاه فيلم‌ها توسط تماشاگران، نمايشگاه 30 سال انقلاب و 30 سال سينما و تجليل از فعالان صنعت سينما را از جمله برنامه‌هاي حاشيه‌اي اين دوره جشنواره در شهرستان شيراز دانست.
طبيعي همچنين در خصوص سومين دوره جشنواره شعر فجر نيز گفت: همزمان با تهران مانند سال‌هاي گذشته سومين دوره از جشنواره شعر فجر در شيراز برگزار مي‌شود كه تاكنون در شعر كلاسيك، شعر كودك و نوجوان، 741 اثر به دبيرخانه اين جشنواره ارسال شده ست.
انتهاي پيام/ا

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:25
جمعه یازدهم بهمن 1387
اکران فیلم (عیار14)در روز نخست جشنواره در بخش بین الملل
 

 

پيش از مراسم افتتاحيه ،
آپارت جشنواره‌ي فيلم فجر از ساعت 13:30 امروز مي‌چرخد

جدول نمايش‌ فيلم‌هاي جشنواره‌ي فجر تا روز 15 بهمن ماه منتشر شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در حالي برنامه‌ي نمايش فيلم‌ها امروز منتشر شد كه سينماها از سانس 13:30 نمايش فيلم‌هاي بيست و هفتمين دوره‌ي جشنواره را آغاز مي‌كنند.

طبق اعلام برگزاركنندگان پنج روز نخست جشنواره به فيلم‌هاي بخش بين‌الملل اختصاص دارد.

امروز و طبق برنامه‌ي اعلام شده «زادو بوم» ابوالحسن داودي در سانس 20 سينما فرهنگ، «سوپراستار» در سانس 22 سينما سپيده و «وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي در سانس 21:30 سينما استقلال، عيار 14 در سانس 18 سينما آزادي به نمايش درمي‌آيند.

دست‌اندركاران «زادبوم» در تلاش هستند فيلم را براي نمايش امشب آماده كنند و بهرام بيضايي در حال آماده كردن كپي‌هاي فيلم براي اولين نمايش فيلمش در سينما استقلال است.

 

فيلم «عيار 14» پرويز شهبازي و «سوپراستار» تهمينه ميلاني آماده‌ي نمايش هستند.

در حالي نمايش فيلم‌هاي ايراني در اولين روز جشنواره آغاز مي‌شود كه همزمان با نمايش اين فيلم‌ها، افتتاحيه‌ي جشنواره‌ي فجر در سالن همايش‌ ميلاد قرار است از ساعت 19 آغاز شود و برخي از فيلم‌سازان به مراسم افتتاحيه دعوت شدند و همزمان فيلم‌هايشان در سينماها به نمايش درمي‌آيد.

در برنامه‌ي منتشر شده برنامه‌ي سينماهاي فرهنگ 1، 2، سپيده ، استقلال و پنج سالن سينما آزادي تا روز 15 بهمن ماه اعلام شده است.

انتهاي پيام

 

 ------------------------------------

 

برای اطلاع از اخرین اخبار روز نخست جشنواره  از لینک زیر استفاده نمایید

 

www.rose-ariya.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط رزا در 19:51
جمعه یازدهم بهمن 1387
افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر
 

 

پخش زنده مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از  رادیو ایران برنامه نمای نزدیک

(امشب ۱۱ بهمن  و هم اکنون از رادیو پخش می شود)

رادیو ایران:موج   FM  93.9     

              موج   AM   900   

مجری مراسم افتتاحیه محمدرضا فروتن

 

 

----------------------------------------------------

 

 

 پخش زنده افتتحاحیه و اختتامیه

 

 

نوشته شده توسط رزا در 19:6 | لينک به اين مطلب |
سه شنبه هشتم بهمن 1387
اولین اکران(عیار14) در جشنواره فیلم فجر روز جمعه یازدهم بهمن ماه در بخش جام جهان نما
 

روز جمعه یازدهم بهمن ماه آغاز جشنواره: فیلم های روز اول بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
(سه شنبه, 8بهمن, 1387)

فیلم های روز اول بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از سوی دبیرخانه این رویداد معرفی شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره ، در روز اول از بخش جام جهان نما- مسابقه سینمای بین الملل، فیلم های خارجی "قصه های پریان برای بچه های شرور" ساخته ویکتور هوگو بروگز از برزیل ، "جعبه پاندورا" ساخته یسیم اوستا اوگلو از ترکیه آلمان و فرانسه ، "۹ میلی متر" ساخته تایلان برمن از فرانسه و بلژیک ، "بدرود سولو" ساخته رامین بحرانی از آمریکا ، "سفر تئو" ساخته والتر داهنر از مکزیک و "قتل موجه" ساخته جان آونت از آمریکا (خارج از مسابقه ) به همراه فیلم های ایرانی "وقتی همه خوابیم" ساخته بهرام بیضایی ، "عیار ۱۴" ساخته پرویز شهبازی و "زادبوم" ساخته ابوالحسن داودی به نمایش در می آید.
فیلم های بخش جلوه گاه شرق- مسابقه سینمای آسیا که در اولین روز جشنواره به نمایش در می آیند عبارتند از: "کت قرمز" ساخته یالین زو از چین ، "آقای سینما" ساخته سامسون چیو از هنگ کنگ، "شائوریا" ساخته سمر خان از هند، "دختری از خاک تیره" ساخته جئون سو ایل از کره و فرانسه ، "طرح جزیره" ساخته هایینگ ان چن از تایوان و "بهترین آرزو ها برای فردا" ساخته تاکاشی کوئیزومی از ژاپن.
در بخش در جست و جوی حقیقت -مسابقه سینمای معناگرا نیز فیلم های "سوپر استار" ساخته تهمینه میلانی از ایران ، "چشم" ساخته دیوید مورئو و خاویر پالود از آمریکا ، "نشانه های عشق" ساخته هانانگ براماتینو از اندونزی ، "یتیم خانه" ساخته خوآن آنتونیو بایونا ، "پرده سینما در کامچانود" ساخته سونگساک مونگکولتونگ ، "قطعیت مرگ" ساخته ماسایا کاکهی از ژاپن به روی پرده می رود.
فیلم های بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر در سینماهای سپیده ، استقلال ، فرهنگ ۱ و ۲ و مجتمع سینمایی آزادی با ۵ سالن ، به نمایش در می آیند.
بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از ۱۱ تا ۲۲ بهمن ماه سال جاری در تهران برگزار می شود

 

--------------------------------------

 

برای اطلاع از اخبار بیشتر در مورد جشنواره فیلم فجر از لینک زیر که هر روز به روز می شود استفاده نمایید

www.rose-ariya.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:49
یکشنبه ششم بهمن 1387
اکران فیلم های جشنواره در 4 گروه
 

 

 

چهار گروه‌ اعلام شده براي بخش مسابقه‌ي سينماي ايران در هر گروه بين 7 تا 8 فيلم به نمايش درمي‌آيند.

در گروه A فيلم‌هاي «بيست» عبدالرضا كاهاني، «پاي پياده» فريدون حسن‌پور، «پستچي سه‌بار در نمي‌زند» حسن فتحي، «حيران» شاليزه عارف‌پور، «كودك‌وفرشته» مسعود نقاش‌زاده، «هر شب‌تنهايي» (خارج از مسابقه) رسول صدرعاملي و «وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي به نمايش درخواهند آمد.

در گروه B نيز علاقه‌مندان مي‌توانند به تماشاي فيلم‌هاي «بي‌پولي» ساخته حميد نعمت‌اله، «زادبوم» اثر ابوالحسن داودي، «زماني براي دوست‌داشتن» به‌كارگرداني ابراهيم فروزش، «سايه وحشت» (خارج از مسابقه)، «شبانه‌روز» به كارگرداني كيوان علي‌محمدي و اميد بنكدار، «موش» اثر شاهد احمد‌لو و «ميزاك» ساخته‌ي علي لياستاني بنشينند.

در گروه C هم فيلم‌هاي «به كبودي ياس» ساخته جواد اردكاني، «چهره‌به‌چهره» اثر علي ژكان، «دوزخ، برزخ، بهشت» اثر بيژن ميرباقري، «سوپر‌استار» ساخته تهمينه ميلاني، «شكارروباه» (خارج از مسابقه)، «صداها» ساخته فرزاد موتمن، «ملك سليمان»به كارگرداني شهريار بحراني و «موج سوم» (خارج از مسابقه) به نمايش درخواهد آمد.

در گروه ‌D نيز «امشب شب‌مهتابه» به كارگرداني محمد هادي كريمي، «پنالتي» ساخته انسيه‌شاه‌حسيني، «ترديد» اثر واروژ كريم‌مسيحي، «زمزمه بودا» (خارج از مسابقه)، «صندلي خالي» سامان استركي، «عيار 14» اثر پرويز شهبازي و «هفت‌ وپنج دقيقه» به كارگرداني محمدمهدي عسگر‌پور به نمايش در خواهد آمد.

به گزارش ايسنا، قيمت اعلام شده بليت‌ها نيز براي فيلم‌هاي بخش مسابقه ملي، مسابقه فيلم‌هاي اول‌ و دوم و مرور سينماي ايران در سانس‌هاي اول و دوم سه‌هزار تومان و در سانس‌هاي سوم تا پنجم چهار‌هزار تومان اعلام شده است.

هم‌چنين بهاي بليت فيلم‌هاي ويديويي، فيلم‌هاي بخش سينماي جهان و كوتاه و مستند در سانس‌هاي اول و دوم دو هزار تومان و در سانس‌هاي سوم تا پنجم سه‌هزار تومان خواهد بود.

 

منبع:ایسنا

----------------------------------

 

برای اطلاع از اخبار بیشتر در مورد جشنواره فیلم فجر از لینک زیر که هر روز به روز می شود استفاده نمایید

www.rose-ariya.blogfa.com

 

اپهای مربوط به فیلم های اعلام شده در بخش های مختلف مسابقه و .... را مینو عزیز لطف کردند و انجام دادند با تشکر فراوان از ایشان.

نوشته شده توسط رزا در 23:7
شنبه پنجم بهمن 1387
فردا فيلم‌هاي سوداي سيمرغ رونمايي مي‌شود
 
 
با پايان كار هيأت انتخاب؛
فردا فيلم‌هاي سوداي سيمرغ رونمايي مي‌شود

خبرگزاري فارس: مدير امور جشنواره هاي بنياد سينمايي فارابي اعلام كرد: اسامي فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران روز شنبه پنجم بهمن ماه اعلام مي‌شود.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر ، مسعود احمديان افزود : هيات انتخاب سينماي ايران به كار خود خاتمه داد و همه فيلم هاي رسيده به دفتر جشنواره مورد بازبيني قرار گرفتند.
وي با اشاره به استقبال گسترده فيلمسازان از جشنواره فيلم فجر، خاطرنشان كرد: در واقع، ما سعي كرديم اين استقبال را ارج نهيم و فرصت ديدن همگي آثار ارزشمند سينماي ايران را براي مخاطبان فراهم كنيم. جشنواره امسال به لحاظ كيفي متفاوت با سال هاي گذشته است.
فيلم‌هاي بخش سوداي سيمرغ از روز شانزدهم بهمن ماه و پس پايان نمايش آثار بخش بين‌الملل جشنواره به روي پرده خواهند رفت.
در بخش سوداي سيمرغ - مسابقه سينماي ايران علاوه بر سيمرغ زرين جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي، 16 سيمرغ بلورين به برگزيدگان اهدا خواهد شد.
بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم از 11 تا 22بهمن ماه سال جاري در تهران برگزار مي‌شود.
انتهاي پيام/ا

 

--------------------------------

 

از طریق لینک زیر می توانید اخبار کامل جشنواره فیلم فجر در روز چهارم بهمن را مشاهده نمایید

 

http://rose-ariya.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط رزا در 0:11
جمعه چهارم بهمن 1387
پیش فروش بلیت های جشنواره فیلم فجر، طبق روال اعلام شده با دو روز تاخیر آغاز می شود
 

 

 

به دلیل استقبال گسترده فیلم های ایرانی: پیش فروش بلیت های جشنواره فیلم فجر، طبق روال اعلام شده با دو روز تاخیر آغاز می شود
(چهارشنبه, 2بهمن, 1387)

دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد که به دلیل استقبال گسترده فیلم های ایرانی از جشنواره بیست و هفتم ، پیش فروش بلیت های این رویداد ، طبق روال اعلام شده با دو روز تاخیر آغاز می شود.
به گزارش روابط عمومی جشنواره ، جدول زمان بندی پیش فروش بلیت های جشنواره فیلم فجر بر اساس همان جدول اعلام شده و با دو روز تاخیر به این شرح است : روز یک شنبه ششم بهمن ماه از ساعت ۸ تا ۱۴ به هنرمندان اختصاص یافته و اهالی رسانه های جمعی می توانند از ساعت ۱۴ تا ۲۰ برای تهیه بلیت های مورد نظر خود اقدام کنند.
روزهای دوشنبه هفتم و سه شنبه هشتم بهمن ماه زمان پیش فروش بلیت های جشنواره برای "دانشجویان" است( از ساعت ۸ تا ۲۰).
دانشجویان می‌توانند با ارایه کارت دانشجویی معتبر با بیست درصد تخفیف، بلیت های جشنواره را تهیه کنند.
روز چهارشنبه نهم بهمن ماه نیز "نمایندگان وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادها" می‌توانند با ارایه معرفی نامه معتبر برای تهیه بلیت به سینما فلسطین مراجعه کنند.(از ساعت ۸ تا ۲۰)

 

 

نوشته شده توسط رزا در 1:8
چهارشنبه دوم بهمن 1387
«زادبوم» و «عيار14» در بخش بين‌الملل، «هر شب تنهايي» در بخش معناگرا

 

 

 

پرويز شهبازي و محمد رضا فروتن پشت صحنه عيار 14

 

/اختصاصي فارس/
«زادبوم» و «عيار14» در بخش بين‌الملل، «هر شب تنهايي» در بخش معناگرا

خبرگزاري فارس: فيلم‌هاي «زادبوم»، «عيار14» و «وقتي همه خوابيم» در بخش مسابقه بين‌الملل و فيلم «هر شب تنهايي» نيز در بخش معناگرا حضور دارند.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در بيست‌و‌هفتمين جشنواره فيلم فجر، فيلم‌هاي زادبوم ساخته ابوالحسن داوودي، «عيار14» ساخته پرويز شهبازي و «وقتي همه خوابيم» ساخته بهرام بيضايي در بخش بين‌الملل به نمايش در خواهند آمد، ضمن اين كه احتمالا قرار است فيلم تازه واروژ كريم‌مسيحي نيز با عنوان «ترديد» در اين بخش حاضر شود كه هنوز تكليف اين قضيه روشن نشده است.
بنا بر اين گزارش، «هر شب تنهايي» فيلمي از سه‌گانه‌ رسول صدرعاملي نيز در بخش سينماي معناگراي جشنواره به نمايش در خواهد آمد.
بنا به گزارش فارس، اسامي فيلم‌هاي پذيرفته شده در بخش‌هاي مسابقه جشنواره امسال فيلم فجر بزودي اعلام خواهد شد.
انتهاي پيام/ا

 

------------------------------

 

برای اطلاع از اخرین اخبار جشنواره از لینک زیر استفاده نمایید.اخبار بصورت روزانه در وبلاگ قرار میگیرد.

 

http://rose-ariya.blogfa.com/

 

 

نوشته شده توسط رزا در 20:59
سه شنبه یکم بهمن 1387
بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر1387
 

پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر

 

با سلام

امروز پوستر بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر رو نمایی شد و در ادامه ان نیز مراحل مختلف جشنواره کار خود را اغاز خواهند کرد به همین منظور برای علاقه مندانی که مایل به پیگیری اخبار جشنواره میباشند یک بخش اختصاصی با نام بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر۱۳۸۷ در قسمت موضوعات وبلاگ در نظر گرفته شده تا تمامی اخبار پوشش داده شده در مورد فیلم های شرکت کننده در جشنواره با بازی اقای پورسرخ در ان قرار داده شود  و در یک لینک جداگانه تمامی اخبار متفرقه جشنواره  قرار داده می شود تا علاقه مندان با دسترسی اسان از اخرین اخبار جشنواره اطلاع یابند.

 

www.rose-ariya.blogfa.com

برای اطلاع از اخرین اخبار جشنواره از  لینک بالا  استفاده نمایید

 

با تشکر   

 

نوشته شده توسط رزا در 1:14
سه شنبه یکم بهمن 1387
معرفي 3 فيلم‌ حوزه‌هنري در جشنواره بيست‌وهفتم(بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر-1387)

 

 

جشنواره بيست‌و‌هفتم فيلم فجر-145/

معرفي 3 فيلم‌ حوزه‌هنري در جشنواره بيست‌وهفتم

خبرگزاري فارس: فيلم‌هاي سينمايي«زادبوم»، «يك وجب از آسمان» و «دلخون» به كميته انتخاب جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ارائه شده است.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري حوزه هنري، سيدحسين حقگو، مدير عامل موسسه توسعه سينمايي سوره حوزه هنري، با اعلام اين كه فيلم سينمايي«زادبوم» با مشاركت حوزه هنري و ابوالحسن داوودي و در طول دو سال توليد شده است، گفت: اين فيلم از دو بخش مستند و سينمايي تشكيل شده و درباره ارتباط شخصيت اصلي با زادگاه، خانواده و هويت گمشده‌ اش است و يكي از پروژه‌هاي پرهزينه و پرلوكيشن‌ سينمايي ايران به حساب مي‌آيد.
وي ادامه داد: فيلم سينمايي «يك وجب از آسمان» ساخته علي وزيريان در گونه سينماي معناگرا ساخته شده و داستان نوجواني است كه در كنار بچه‌هاي هم سن و سال خود در خيابان‌هاي شلوغ شهر گل فروشي مي‌كند و آرزوي داشتن يك وجب از آسمان را دارد.
وي افزود: اين فيلم به طور كامل به وسيله حوزه هنري توليد شده است و فيلم‌نامه آن اقتباسي از كتابي با همين عنوان است و فيلمنامه آن به وسيله علي وزيريان نوشته شده است.
وي درباره فيلم‌ها سينمايي «دلخون»، به عنوان يكي ديگر از محصول سال جاري سازمان توسعه سينمايي سوره حوزه هنري، اظهار كرد:دلخون (نام موقت فيلم) ساخته محمدرضا رحماني است و فيلمنامه آن در كارگاه فيلمنامه‌نويسي حوزه هنري با كمك محمدرضا رحماني نوشته شده و درباره يك پرونده قضايي است.
انتهاي پيام/ا

 

 

نوشته شده توسط رزا در 0:49
سه شنبه یکم بهمن 1387
پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر رونمايي شد

 

پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر
 
 
 
 
نشست رسانه‌اي جشنواره فيلم فجر-7
پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر رونمايي شد

خبرگزاري فارس: پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر رونمايي شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، پوستر جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، امروز در نشست رسانه‌اي جشنواره، با حضور «مجيد شاه‌حسيني» دبير جشنواره، «حبيب‌ايل‌بيگي» مدير روابط عمومي جشنواره و اصحاب رسانه، رونمايي شد.
پوستر جشنواره امسال را كه با حال و هوايي متفاوت و تمركز روي سيمرغ (نماد جشنواره فيلم فجر)‌ طراحي شده است،‌كار «حميدرضا بيدقي» تصويرگر، طراح و نقاش است.
در اين پوستر، به برپايي جشنواره فيلم فجر در سي‌امين سال پيروزي انقلاب اشاره شده است.
انتهاي پيام/ا

 

نوشته شده توسط رزا در 0:49 | لينک به اين مطلب |
عضويت در باشگاه هواداران





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا